قسمت 62

سفر به دور آمریکا

جلسه 3 قدم ششم، در پروفایل دوستانی که آنرا خریده اند، قرار داده شد

تمرکز بر نکات مثبت قدم 6 (قسمت اول)

قدم ششم | دوره ۱۲ قدم

به من نشانه‌ای بده که مسیر را برایم واضح‌تر کند

خداوند به بی‌نهایت روش ما را به سمت خواسته‌هایمان هدایت می‌کند. اگر در مورد موضوعی تردید داری و به دنبال نشانه‌ای می‌گردی که بتوانی تصمیم بهتری بگیری‌، دکمه‌ی پایین را کلیک کن. سپس به صفحه‌ای از سایت هدایت خواهی شد که جوابت را در توضیحات نوشتاری یا فایل صوتی/تصویری و یا حتی از دیدگاه‌های دوستانت در آن صفحه پیدا خواهی کرد. حتما به دقت تمام موارد را در نظر بگیر و مطمئن باش که در راستای یافتن پاسخت به آن صفحه هدایت شده‌ای. صفحه‌ای که برای تو انتخاب می‌شود‌، تا ۲۴ ساعت تغییری نمی‌کند و البته آن صفحه‌، با صفحاتی که برای دیگران نمایش داده می‌شود‌، تفاوت خواهد داشت.

مرا به‌سوی نشانه‌ای برای واضح‌تر کردن مسیرم هدایت کن

داستان تولد گروه تحقیقاتی عباس‌منش

آن روزها بلد نبودم فکر خدا را با این وضوح بخوانم. اما داستان تحوّل من با مشاهده زندگی افرادی شروع شد که‌، در همان شهر‌ و اوضاع اقتصادی همان کشور‌‌ زندگی می‌کردند و با اینکه استعداد و توانایی‌ای بیشتر از من نداشتند‌، اما به خاطر باورهای متفاوت‌، زندگی روی خوش و پربرکت خودش را به آنها نشان می‌داد. همه‌ی عمر رویای چنین تجربه‌ای از زندگی را داشتم. سالهای متوالی‌، عید هر سال به خودم می‌گفتم:

«عید سال بعد‌‌، دیگر مشکلات مالی امسال را ندارم و می‌توانم هدایایی ارزنده‌ای برای عزیزانم بخرم»

دیدن این آدمها که آرزوهای من‌، واقعیت زندگی آنها بود‌، ایمانی را در وجودم بیدار کرد تا‌، شرایط ناخواسته را به عنوان واقعیت زندگی‌ام نپذیرم و مرا مصمّم ساخت که، اگر مثل آنها به رؤیاهایم باور داشته باشم‌، رؤیای زندگی در آزادی مالی و زمانی و مکانی‌‌، واقعیت زندگی‌ام خواهد شد.

شروع  تغییر و محکم برداشتنِ اولین قدمی که بارها به تأخیر افتاده بود، کاری بس دشوار بود. برای من که فقط یک راننده تاکسی بودم، تغییر آن شیوه مرسوم همیشگی که نمی‌توانست باورهایم را تنها دلیل اتفاقات زندگی‌ام بداند‌، کار آسانی نبود. تغییر آن همه باورهای محدود کننده و فقر آلود که‌، اجازه دیدن فراوانی نعمت و ثروت را به من نمی‌داد‌‌، کار آسانی نبود.

وقتی افکار محدود کننده‌‌ام‌، مدام هزینه‌های آخر ماه را به خاطرم می‌آورد تا «باور ساختن» را کاری بیهوده و وقت تلف کردن بدانم‌، در چنین لحظات سختی‌، یک مأمن دنج و محیطی ایزوله مثل خانواده گروه تحقیقاتی عباس‌منش‌، می‌توانست راهنمایی راستین و هدایتگری مطمئن برای تقویت ایمانِ نوپایم باشد. تا وقتی به ناامیدی نزدیک می‌شدم و  «ترسِ اگر جواب ندهد چه» در من رخنه می‌کرد، توجه به نکات مثبت و توانایی کنترل ذهن را به من بیاموزد و دوباره وجودم را تنظیم و ایمانم را برای ادامه‌، استوار سازد تا‌، توحید را به عنوان اصل و اساسی  به‌ یادم آورد که می‌گوید:

فایل های دانلودی

دوره‌ی ۱۲ قدم

/توسط

قدم ششم | دوره ۱۲ قدم

398 دیدگاه
خدا را هزاران بار شکر که توانستیم ششمین قدم را با هم آغاز کنیم.برای مطالعه مطالب هر جلسه و انجام تمرینات آن‌، بر روی لینک هر جلسه در پایین کلیک کنید.[av_button label='جلسه اول | قدم ششم' link='manually,/fa/the-first-session-of-the-sixth-step/' link_target='_blank' size='small' position='center' label_display='' icon_select='no' icon='ue800' font='entypo-fontello' color='theme-color' custom_bg='#444444' custom_font='#ffffff' av_uid='av-b7lbaeb' admin_preview_bg=''][av_button label='جلسه دوم | قدم ششم' link='manually,/fa/the-second-session-of-the-sixth-step/' link_target='_blank' size='small' position='center' label_display='' icon_select='no' icon='ue800' font='entypo-fontello' color='theme-color' custom_bg='#444444' custom_font='#ffffff' av_uid='av-b7lbaeb' admin_preview_bg=''][av_button label='جلسه سوم | قدم ششم' link='manually,/fa/the-third-session-of-the-sixth-step/' link_target='_blank' size='small' position='center' label_display='' icon_select='no' icon='ue800' font='entypo-fontello' color='theme-color' custom_bg='#444444' custom_font='#ffffff' av_uid='av-b7lbaeb' admin_preview_bg='']وقتی در حال آماده شدن برای ظبط اولین جلسه‌ از قدم ششم بودم‌، ماجرایی در پارادایس(ملک دریاچه و خانه‌ی چوبی روی آب) اتفاق افتاد که‌، عمیقاً مرا درباره مهم‌ترین اصل و اساس زندگی‌مان‌، به تأمل واداشت. جزئیات این ماجرا را در اولین جلسه از این قدم شرح داده‌ام.این ماجرا به معنای واقعی کلمه، یک به روزرسانی بزرگ برای ایمان‌‌، جسارت و انگیزه‌‌هایم بود تا‌، آماده‌ی برداشتن قدمی مهم در زندگی‌ام بشوم. قدمی که برداشتنش ایمانی قوی‌تر از قبل را می‌طلبد. از همان قدم‌هایی که خاصیتش این است:تو خود پای در راه بنه و هیچ مپرس    خود ره بگویدت که چون باید کرد.می‌توانم با یقین بگویم‌، دلیل همه‌ی قدم‌هایی که تا کنون به تعویق انداخته‌ایم‌، «حساب نکردن روی اصلی با نام هدایت» بوده است. برای همین ششمین قدم را به این موضوع اختصاص داده‌ام تا کاتالیزوری باشد برای حرکت کردن و برداشتن قدم‌های به تعویق افتاده.برای« درک مفهوم حساب کردن روی هدایت»‌، فرض کن می‌خواهی کسب و کاری را بنا کنی‌، اما سرمایه و مهارت های تو‌‌، جواب‌گوی نیازهای آن کسب و کار نیست. بنابراین‌، بزرگترین گنج برایت، پیدا کردن شریکی کاری است که‌، هم سرمایه داشته باشد و هم مهارت. تا هم کسری سرمایه جبران شود و هم کمبود مهارت.همه‌ی ما در همه لحظات‌مان‌، به چنین شریک و چنین گنجی دسترسی داریم. یعنی طبق روند طبیعی جهان‌، خواسته‌هایی در ما متولد می‌شود و جهان نیز قطعاً به آن خواسته‌ها پاسخ می‌دهد. اما اکثر ما‌، پاسخ های جهان به درخواست‌های‌مان را دریافت نمی‌کنیم‌، چون روی «هدایت» حساب نمی‌کنیم.دلیل اینکه افراد زیادی هدف‌‌های بزرگ ندارند یا حتی از فکر کردن به بسیاری از خواسته‌های‌شان هم پرهیز می‌کنند‌، این است که:نمی‌توانند روی نیروی هدایت حساب کنند. به محض اینکه خواسته‌ای در وجودشان رشد می‌کند‌، به جای اعتماد به هدایت و قدم در راه گذاشتن‌، اول به دنبال جواب «چطور و چگونه» می‌گردند و وقتی تلاش می‌کنند تا «چگونگی» را از دل توانایی‌ها و تجارب محدودی بیرون بکشند- که حاصل یک مشت باور محدودکننده‌‌ی ارث برده شده از جامعه است- مستأصل و ناامید می‌شوند‌، داشتن آن خواسته برایشان غیر ممکن به نظر می‌رسد و انگیزه‌شان برای حرکت‌ کردن و قدم برداشتن‌، از بین می‌رود و عطای آن خواسته به لقایش بخشیده می‌شود و به همین سادگی یک آجر سیمانی‌ِ دیگر بر روی سدّ محکمی از باورهای محدودکننده‌ می‌نشانند و به دست خود‌، راه ورود نعمت‌ها به زندگی‌شان را دشوارتر می‌کنند.ما به این شیوه‌، در هر لحظه در حال «دست رد زدن به سینه‌ی»‌، شریکی هستیم که نه تنها سرمایه لازم برای کسب و کارمان‌، بلکه همه منابع و راه‌حل‌ها را برای همه چیز‌، در اختیار دارد.قدم ششم‌، از چنین شریکی صحبت می‌کند که‌، بی اذنش برگی از درخت نمی‌افتد. نیروی که از رگ گردن به ما نزدیک‌تر و در دسترس‌تر است.ششمین قدم‌، شیوه‌ی هم‌پیمان شدن با شریک کاری‌، شریک زندگی‌ و همراه و همسفری همیشگی را به  یادت می‌آورد که‌، تمام منابع‌، ثروتها‌ و راهکارها در سیطره‌ی قدرتش است. اما فقط به اندازه‌‌ای در دسترست قرار می‌گیرد و با تو هم‌پیمان می‌شود که تو با او هم پیمان می‌شوی‌، باورش می‌کنی و مجری ایده‌ها و راهکارهایش می‌شوی.به قول خداوند:وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ ۖ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ ۖ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَو کیست قابل اعتماد تر از خداوند‌، به وعده و حرف خود؟!بنابراین‌، برای هم‌پیمان شدن با این نیرو و دریافت هدایتش‌ و شراکتی مادام‌العمر با او،
  • با آگاهی‌های ششمین قدم  همراه شو‌،
  • هر جلسه از این قدم را بارها گوش بده‌،
  • متن توضیحات صفحاتش را بخوان‌،
  • درباره‌ی آگاهی‌های هر جلسه‌اش تفکر کن‌،
  • تمریناتش را انجام بده‌ و برداشت‌هایت را در صفحات جلسات این دوره بنویس و با هم قدم‌هایت به اشتراک بگذار.
نظرات سایر هم‌قدم‌هایت را نیز بخوان و یقین داشته باش که‌، پاسخ هر مسئله‌ای که با آن مواجه می‌شوی‌‌، راهکاری که مسئله‌ات را حل می‌کند و حتی ایمان و انگیزه‌ای که برای برداشتن قدم‌هایت لازم داری را‌، می‌توانی از لابه‌لای آگاهی‌های این قدم‌، توضیحات و حتی نظرات دوستانت در جلسات این قدم‌، پیدا کنی.به جای تلاش برای تغییر هر عامل بیرونی‌، پای آگاهی‌های این قدم و این اصل را به هر جنبه‌ای از زندگی‌ات باز کن تا، همزمان هم  محدودیت‌ها و غیرممکن‌های بسیاری در ذهنت از بین می‌‌رود و هم ایمان‌، انگیزه و توکلی در وجودت رشد می‌‌کند که‌، قدم بر‌می‌داریو به دلیل برداشتن قدم و نشان‌دادنِ ایمانت‌ است که‌‌، طبق وعده‌ی انا علینا للهدی خداوند، به سمت راهکار‌، شرایط‌، آدمها و فرصت‌هایی هدایت می‌شوی که نتیجه‌اش به شکلمشتری و ثروت در کسب و کارتسلامتی در بدنتعشق و زیبایی و آرامش در روابط‌ات و... ظاهر می‌شود.من اینها را اجرای «فاستجیبوا لی» در عمل می‌دانم.من اینها را «سمت خودمان را انجام دادن» می‌دانم که‌، قرار است با جزئیات در ششمین قدم آموزش داده شودخداوند وقتی سمت خودش را انجام می‌دهد و با تو هم‌پیمان می‌شود که تو سمت خودت را انجام داده باشی.مزه‌ی زندگی به این سبک‌، آنقدر شیرین و دلپذیر است که دیگر نمی‌توانی به شیوه‌ی دیگری زندگی کنی. 

محصولات دانلودی

/توسط

دوره کشف قوانین زندگی

5850 دیدگاه
 بر عکس تمام موجودات این سیاره که بر طبق یک برنامه از پیش تعیین شده بنام غریزه، عمل می کنند و قدرتی برای تغییر شرایط شان ندارند، ما به عنوان یک خالق پا به جهانی قانونمند گذاشته ایم که به ما این امکان می دهد تا با باورها و فرکانس هایمان، زندگی خود را به شیوه شخصی و دلخواه خود خلق نماییم.اما با وجود این قوانین، آدمهای زیادی، علی رغم میلشان، صبح های بسیار زود از خواب بر می خیزند. با اینکه از رانندگی در ترافیک های سنگین متنفرند، ساعاتی زیادی را در ترافیک های سنگین می گذراند. تا سر کار بروند.با اینکه نه به آن شغل، نه آن مدیر، نه کارکردن با آن همکاران و جرو بحث با آن ارباب رجوع ها علاقه ای ندارند، اما باز هم انرژی، زمان و عمرشان را صرف می کنند، روی خیلی از علائق شان پا می گذارند و خیلی از توانایی های شان را نادیده می گیرند به این دلیل که، آخر ماه حقوقی دریافت نمایند و از عهده هزینه های یک زندگی معمولی اما بدون هیچ شادی و رضایتی برآیند.برای بعضی ها اوضاع از این هم بدتر است. یعنی با اینکه نتیجه گذران اینهمه زمان، انرژی و عمر، کفاف هزینه های یک زندگی معمولی را نیز نمی دهد، باز هم این روند معیوب را ادامه می دهند زیرا فکر می کنند انتخاب دیگری ندارند!باورهای محدود کننده شان آنها را در حالت بی خبری از قوانین زندگی قرار داده است. به همین دلیل، با وجود اینکه بخش اعظم همان درآمد ناچیز که به سختی به دست آمده، صرف پرداخت هزینه هایی مثل دوا و درمان، تعمیر وسایلی که هر بار خراب می شوند، دادگاه های خانواده و طلاق و مهریه و  صدها هزینه غیر مترقبه می شود، کوچکترین تلاش یا حرکتی در جهت تغییر و اصلاح این برنامه ریزی معیوب نمی کنند و قدمی در جهت تغییر این شرایط بر نمی دارند. زیرا نمی توانند باور کنند که این شرایط سخت و به ظاهر غیر قابل تغییر، دقیقاً برنامه ای است که به دست خودشان نوشته شده و در ذهن شان نصب گردیده است.نمی توانند باور کنند تک تک آن بیماری ها، طلبکارها، خانه به دوشی ها، جر و بحث های همیشگی، بیکاری ها، اقساط تمام نشدنی و… که کنترل را از دست آنها خارج نموده، به وسیله باورهای خودشان خلق شده است. زیرا ذهن آنها یک عمر تلاش کرده تا آنها را متقاعد کند که چیزی در دست آنها نیست و قدرتی برای تغییر چیزی در زندگی شان ندارند.ذهن آنها یک عمر تلاش کرده تا همه چیز را شانسی و اتفاقی جلوه دهد و آنها را به این نتیجه برساند که همه چیز توسط دلار، دولت، سیاست و عواملی خارج از اراده آنها کنترل می شود.اما همین آدمها اگر بدانند که باورهای خودشان، عامل این شرایط نامناسب است و می توان با تغییر باورها، این برنامه را تغییر داد، حاضرند تمام دارایی، زمان و انرژی خود  را صرف آموختن قوانین و ایجاد باورهایی نمایند که زندگی آنها را تحت کنترل آگاهانه خودشان قرار می دهد.پروسه ی خلق تک تک اتفاقات زندگی ات همواره به این شکل است که:باورهای تو ذهنت را برنامه ریزی می کند. سپس این برنامه توسط مغز به شکل یک دستور صادر شده و خودش را در نحوه نگرش و واکنش تو نسبت به مسائل زندگی ات نمایان می کند.تمام ایده ها و شیوه هایی که برای رسیدن به یک خواسته یا حل یک مشکل انجام می دهی، نمود واقعی نحوه برنامه ریزی ذهنت است و در نهایت به شکل استقلال مالی یا مشکلات مالی، سلامتی یا بیماری، عشق یا مشکلات عاطفی و در یک کلام به شکل خواسته ها یا ناخواسته ها در زندگی ات ظاهر می شود.به همین دلیل، اگر هدفت ایجاد تغییری اساسی در شرایط کنونی است، باید قبل از تغییر نحوه عملکردت،  تغییر را از یک مرحله قبل تر یعنی تغییر برنامه ریزی ذهن آغاز نمایی.یعنی به جای انجام کارهایی مثل: تغییر شغل، تغییر شهر، تغییر همسر، تغییر قیافه، گرفتن یک مدرک دیگر و ... که بارها با وجود تلاش زیاد هیچ نتیجه متفاوتی در بر نداشته، کار را از تغییر برنامه ریزی ذهنت شروع نمایی. یعنی با ایجاد باورهای قدرتمند کننده برنامه ای در ذهنت نصب نمایی که تو را به سمت اقداماتی هدایت نماید که نتیجه اش تجربه شرایط دلخواه در زندگی است."دوره کشف قوانین زندگی"، با تمرینات و آموزش هایش، ذهنت را به وسیله باورهای قدرتمند کننده، از نو برنامه ریزی می نماید و این برنامه ریزی به تو یاد می دهد که چگونه با باورهایت مشتری ها را وارد کسب و کارت نمایی، روابط عاطفی دلخواهت را بسازی، سلامتی را به جسم ات باز گردانی و به مسیر الهامات و ایده هایی وصل شوی که نتیجه اش ثروت و سلامتی، عشق، آرامش و رضایت از زندگی است.اما همانگونه که به خاطر یک حقوق ناچیز، هر صبح اینهمه زمان و انرژی صرف می نمایی، لازم است برای شناختن این قوانین و ساختن این باورها وقت، انرژی، تعهد و تلاش ذهنی صرف نمایی و آنقدر تمرینات این دوره را مانند وحی منزل انجام دهی و آگاهی هایش را تبدیل به نحوه نگرش خود نمایی که شخصیت ات تغییر کند.اما صرف این زمان، ارزشمند ترین سرمایه گذاری زندگی ات است. از همان لحظات اول که در این مسیر قرار می گیری، نتیجه خودش را به شکل احساس خوب نشان می دهد و وقتی ادامه می یابد، به سایر جنبه های زندگی مثل روابط، سلامتی، موضوعات مالی و…  سرایت می کند و خود را به شکل:شغل پردرآمدتر، ایده های کاراتر، مشتری های بیشتر، نعمت و سلامتی بیشتر، رابطه ای عاشقانه تر هویدا می سازد.

سید حسین عباس منش

/توسط

دوره کشف قوانین زندگی

5850 دیدگاه
 بر عکس تمام موجودات این سیاره که بر طبق یک برنامه از پیش تعیین شده بنام غریزه، عمل می کنند و قدرتی برای تغییر شرایط شان ندارند، ما به عنوان یک خالق پا به جهانی قانونمند گذاشته ایم که به ما این امکان می دهد تا با باورها و فرکانس هایمان، زندگی خود را به شیوه شخصی و دلخواه خود خلق نماییم.اما با وجود این قوانین، آدمهای زیادی، علی رغم میلشان، صبح های بسیار زود از خواب بر می خیزند. با اینکه از رانندگی در ترافیک های سنگین متنفرند، ساعاتی زیادی را در ترافیک های سنگین می گذراند. تا سر کار بروند.با اینکه نه به آن شغل، نه آن مدیر، نه کارکردن با آن همکاران و جرو بحث با آن ارباب رجوع ها علاقه ای ندارند، اما باز هم انرژی، زمان و عمرشان را صرف می کنند، روی خیلی از علائق شان پا می گذارند و خیلی از توانایی های شان را نادیده می گیرند به این دلیل که، آخر ماه حقوقی دریافت نمایند و از عهده هزینه های یک زندگی معمولی اما بدون هیچ شادی و رضایتی برآیند.برای بعضی ها اوضاع از این هم بدتر است. یعنی با اینکه نتیجه گذران اینهمه زمان، انرژی و عمر، کفاف هزینه های یک زندگی معمولی را نیز نمی دهد، باز هم این روند معیوب را ادامه می دهند زیرا فکر می کنند انتخاب دیگری ندارند!باورهای محدود کننده شان آنها را در حالت بی خبری از قوانین زندگی قرار داده است. به همین دلیل، با وجود اینکه بخش اعظم همان درآمد ناچیز که به سختی به دست آمده، صرف پرداخت هزینه هایی مثل دوا و درمان، تعمیر وسایلی که هر بار خراب می شوند، دادگاه های خانواده و طلاق و مهریه و  صدها هزینه غیر مترقبه می شود، کوچکترین تلاش یا حرکتی در جهت تغییر و اصلاح این برنامه ریزی معیوب نمی کنند و قدمی در جهت تغییر این شرایط بر نمی دارند. زیرا نمی توانند باور کنند که این شرایط سخت و به ظاهر غیر قابل تغییر، دقیقاً برنامه ای است که به دست خودشان نوشته شده و در ذهن شان نصب گردیده است.نمی توانند باور کنند تک تک آن بیماری ها، طلبکارها، خانه به دوشی ها، جر و بحث های همیشگی، بیکاری ها، اقساط تمام نشدنی و… که کنترل را از دست آنها خارج نموده، به وسیله باورهای خودشان خلق شده است. زیرا ذهن آنها یک عمر تلاش کرده تا آنها را متقاعد کند که چیزی در دست آنها نیست و قدرتی برای تغییر چیزی در زندگی شان ندارند.ذهن آنها یک عمر تلاش کرده تا همه چیز را شانسی و اتفاقی جلوه دهد و آنها را به این نتیجه برساند که همه چیز توسط دلار، دولت، سیاست و عواملی خارج از اراده آنها کنترل می شود.اما همین آدمها اگر بدانند که باورهای خودشان، عامل این شرایط نامناسب است و می توان با تغییر باورها، این برنامه را تغییر داد، حاضرند تمام دارایی، زمان و انرژی خود  را صرف آموختن قوانین و ایجاد باورهایی نمایند که زندگی آنها را تحت کنترل آگاهانه خودشان قرار می دهد.پروسه ی خلق تک تک اتفاقات زندگی ات همواره به این شکل است که:باورهای تو ذهنت را برنامه ریزی می کند. سپس این برنامه توسط مغز به شکل یک دستور صادر شده و خودش را در نحوه نگرش و واکنش تو نسبت به مسائل زندگی ات نمایان می کند.تمام ایده ها و شیوه هایی که برای رسیدن به یک خواسته یا حل یک مشکل انجام می دهی، نمود واقعی نحوه برنامه ریزی ذهنت است و در نهایت به شکل استقلال مالی یا مشکلات مالی، سلامتی یا بیماری، عشق یا مشکلات عاطفی و در یک کلام به شکل خواسته ها یا ناخواسته ها در زندگی ات ظاهر می شود.به همین دلیل، اگر هدفت ایجاد تغییری اساسی در شرایط کنونی است، باید قبل از تغییر نحوه عملکردت،  تغییر را از یک مرحله قبل تر یعنی تغییر برنامه ریزی ذهن آغاز نمایی.یعنی به جای انجام کارهایی مثل: تغییر شغل، تغییر شهر، تغییر همسر، تغییر قیافه، گرفتن یک مدرک دیگر و ... که بارها با وجود تلاش زیاد هیچ نتیجه متفاوتی در بر نداشته، کار را از تغییر برنامه ریزی ذهنت شروع نمایی. یعنی با ایجاد باورهای قدرتمند کننده برنامه ای در ذهنت نصب نمایی که تو را به سمت اقداماتی هدایت نماید که نتیجه اش تجربه شرایط دلخواه در زندگی است."دوره کشف قوانین زندگی"، با تمرینات و آموزش هایش، ذهنت را به وسیله باورهای قدرتمند کننده، از نو برنامه ریزی می نماید و این برنامه ریزی به تو یاد می دهد که چگونه با باورهایت مشتری ها را وارد کسب و کارت نمایی، روابط عاطفی دلخواهت را بسازی، سلامتی را به جسم ات باز گردانی و به مسیر الهامات و ایده هایی وصل شوی که نتیجه اش ثروت و سلامتی، عشق، آرامش و رضایت از زندگی است.اما همانگونه که به خاطر یک حقوق ناچیز، هر صبح اینهمه زمان و انرژی صرف می نمایی، لازم است برای شناختن این قوانین و ساختن این باورها وقت، انرژی، تعهد و تلاش ذهنی صرف نمایی و آنقدر تمرینات این دوره را مانند وحی منزل انجام دهی و آگاهی هایش را تبدیل به نحوه نگرش خود نمایی که شخصیت ات تغییر کند.اما صرف این زمان، ارزشمند ترین سرمایه گذاری زندگی ات است. از همان لحظات اول که در این مسیر قرار می گیری، نتیجه خودش را به شکل احساس خوب نشان می دهد و وقتی ادامه می یابد، به سایر جنبه های زندگی مثل روابط، سلامتی، موضوعات مالی و…  سرایت می کند و خود را به شکل:شغل پردرآمدتر، ایده های کاراتر، مشتری های بیشتر، نعمت و سلامتی بیشتر، رابطه ای عاشقانه تر هویدا می سازد.

سید حسین عباس منش

/توسط

شیوه حل مسائل زندگی

593 دیدگاه
مسائل، جزئی از زندگی همه ما هستند. فرصتی برای هدایت به سمت مسیری است که نه تنها با بروز استعداد و توانایی هامان، ما را رشد می دهد، بلکه به واسطه آگاهی از آنهمه استعداد و توانایی درونی، عزت نفس مان را برای برداشتن گام های بزرگ بعدی، می سازد.زیرا گاهی راه اطلاع از آنهمه توانایی ها و عزت نفس درونی و بروز آن، از مسیر حل یک مسئله می گذرد. گاهی با مسئله ای مواجه می شوی که برای حلش، مجبور به آموختن مهارت و پیمودن مسیری می شوی که تبدیل به برترین ویژگی و مهم ترین عامل موفقیت ات شده و به زندگی ات معنا و جهت می بخشد.به گونه ای که  اگر به صورت آگاهانه قصد طراحی چنین برنامه ای برای زندگی ات داشتی، حتی با وجود تیمی از افراد زبده نیز از عهد ه اش بر نمی آمدی.نتیجه حل هر مسئله و نتیجه هر قدمی که برای حل آنها بر می داری، اعتماد به نفس، ایمان و تجاربی است که نسخه ای جدید از تو می سازد. فردی که قادر به حل هر مسئله ای هست.وقتی به مهم ترین دست آورده های زندگی ام نگاه می کنم، می بینم همه آنها حاصل مسائلی بوده که حل نموده ام یا در مسیر حل یک مسئله، به مسیر آن نعمت هدایت و قدم به قدم پیش رفته ام.یکی از مهم ترین موضوعاتی که در "محصول شیوه حل مسائل زندگی" مفصلاً بررسی و راه حل هایی کاربردی و عملی برای آن ارائه شده، این مسئله است که شاید همین حالا بزرگترین مسئله شما نیز باشد:یعنی مدت هاست هدفی مانند "رسیدن به استقلال مالی" تعیین نموده و احساس می کنی همه تمرکز و توان ات را به بهترین نحو، صرف تحقق آن نموده ای. باورهای هماهنگ با آن هدف را نیز ساخته ای.یعنی به هر شکلی که حساب می کنی،  حتی به شیوه قوانین کیهانی، مطمئن تر می شوی که از لحاظ باورهایی که ساخته ای، آن وضعیت دلخواه مالی، باید تا الان وارد زندگی ات شده باشد. اما چرا نیست!؟این موضوع، مدت ها مهم ترین مسئله زندگی من نیز بود. در واقع مهم ترین تغییر زندگی من از فقر به ثروت، با حل این مسئله رخ داد.این ماجرا درس بسیار بزرگی برایم داشت و قانون بسیار مهمی در فرایند تغییر باورها تا رسیدن به نتایج ملموس را به من آموخت که تا آن زمان هرگز متوجه آن نشده بودم.ماجرا شبیه یادگیری حروف الفبا است. فرض نما که خواسته ات نوشتن یا خواندن یک کتاب باشد و  ۳۰ حرف از ۳۲ حروف الفبا را بیاموزی. فکر می کنی چقدر قادر به خواندن یا نوشتن خواهی بود؟ قطعاً نه چندان!زیرا همان دو حرف به نظر بی اهمیت، همه آن حروف مهم را به هم وصل و از آن یک نوشته عالی می سازد.موضوعی که مانع ورود استقلال مالی به زندگی من شده بود نیز ماجرایی شبیه به همین یکی دو حرف به ظاهر بی تأثیر داشت.اما به محض اینکه موفق به شناسایی مانع و حل مسئله شدم، گویی نتایج باورهایی که ساخته بودم، پشت آن مانع جمع شده بود و دقیقاً روز بعد به خاطر برداشته شدن آن مانع، نشانه ای آمد و  مرا به مسیری هدایت کرد  که اولین تجربه ام از استقلال مالی بود. از آن به بعد، اوضاع زندگی مالی من، همیشه از بهترین به سمت عالی تر پیش رفته است.درک این موضوع و اجرای آن در نتیجه گرفتن از تغییر باورها یا بهتر است بگویم، تکمیل فرایند تغییر باورها، آنقدر حیاتی است که بخش مهمی از محصول "شیوه حل مسائل زندگی"، به این موضوع اختصاص داده شده و با بیان جزئیات ماجرای این موضوع، قدم به قدم، راهکارهای عملی برای حل این مسئله، توضیح داده شده است.
چند خبر خوب:"برندگان مسابقه بخش دوم محصول شیوه حل مسائل زندگی، اعلام شدند.می توانید از بخش توضیحات محصول، دوستان برنده و نظرات آنها را مشاهده نمایید.   
/توسط

دوره روانشناسی ثروت ۳ (کسب و کار فوق العاده)

3115 دیدگاه

ماجرای تاکسی پیکان دنده آرژانتینی بدون کولر من و دردسرهایی که به عنوان یک راننده تاکسی در بندرعباس داشتم، برای بسیاری از شما آشناست و حتی همان چیزی که روزی واقعیت انکار ناپذیر زندگی‌ام بوده،  گاه به موضوعی طنز آمیز در فایل‌هایم بدل می‌شود. من همان فرد با چنین گذشته‌ی پر آشوبی بودم که تمام دغدغه زندگی‌اش مواجه نشدن با پلیس‌های راهنمایی و تمام خوشحالی زندگی‌اش مواجه شدن با مسافر دربستی بوده.

قصدم از یادآوری موضوع، این است که بگویم نمی‌توانی هیچ بهانه‌ای برای موفق نشدن داشته باشی و می‌توانی هر وضعیتی را تغییر دهی، همانگونه که من آن وضعیت را در کمتر از ۸ سال به طور بنیادین تغییر دادم.

الان در ویلای رؤیایی‌ام در یکی از زیباترین مناطق فلوریدای آمریکا زندگی می‌کنم که بر روی دریاچه‌ای ساخته شده که بخشی از ملک شخصی‌ام است و سود سرمایه گذاری‌هایم به راحتی کفاف یک زندگی مرفه برای سه نسل آینده‌ام را تأمین کرده است.

وقتی به حاصل زندگی ام می نگرم، خودم را مثال باغبانی‌می بینم که نه تنها سالها راه و روش زیرک‌ترین باغبانها که تناورترین درختان را از دل یک بذر کوچک به وجود آورده‌اند را بررسی نموده،  بلکه خودش نیز بذرهای زیادی را تبدیل به درختان تناور و پرثمر نموده.

درختانی که آنقدر قد کشیده‌اند، که علف‌ هرز برایشان بی معنی است زیرا سایه هاشان آنقدر زیاد شده که هیچ علف هرزی در کنارشان دوام نمی‌آورد.

شما نیز قادری با  آموزش های دوره روانشناسی ثروت۳،  اگر خودت بخواهی، از خود چنین باغبانی بسازی!

دلایل لایق بودنم برای تولید روانشناسی ثروت۳ و آموزش مدیریت کسب و کار:

به این دلیل ۳ سال از زندگی‌ام را صرف تحقیقات در کسب و کارهای موفق سراسر جهان و تولید روانشناسی ثروت۳ نمودم تا به شما توانایی شناسایی فرصت‌هایی را آموزش دهم که هر کدام شان یک کسب و کار پر درآمد باشد. مهم نیست در ایران باشی، آمریکا، افغانستان یا هر جای دیگری از این دنیا!

از موفقیت‌هایی صحبت نمی‌کنم که قرار است در آینده کسب کنم، بلکه از نتایجی می گویم که  همین الان آن‌ها را دارم. با اینکه کسب و کارهای بسیار موفق در سراسر جهان را زیر ذره بین گذاشته‌ام، اما کمتر افرادی را یافته‌اند که هم کسب و کار موفقی داشته باشند و هم سایر جنبه‌های زندگی‌شان عالی باشد. افرادی را دیده‌ام که کسب و کارشان بسیار موفق بود اما هیچ زمان آزادی برای گذراندن با خانواده‌شان نداشتند. افرادی که لحظه‌ای نمی‌توانستند موبایلشان را از خود دور کنند و حیات کسب و کارشان منوط به حضور فیزیکی خودشان بوده است. افرادی که برای گرفتن نتیجه، مجبورند از خانواده‌شان دور باشند. بزرگ شدن فرزندشان را نبینند و حتی روابط خانوادگی‌شان با خطراتی همراه شود.

اما زندگی من نه تنها در کسب و کار، بلکه در تمامی جنبه‌هایش، اعم از روابط، سلامتی، آرامش و ارتباط با خدایم، زیبا و موفق است.

من تجربه ساختن میلیاردها تومان سرمایه از یک ایده ساده را دارم که با تجربه‌های بازار، آن را ایده‌ای شکست خورده نامیده بودند.

توانسته‌ام در کسب و کارم سیستمی هماهنگ را رهبری کنم که هر بخش از آن در جایی از دنیا مستقر، اما کاملاً با هم هماهنگ است. به این دلیل قادرم نحوه مدیریت کارکنان، ایجاد سیستم خودکار، نحوه استخدام نیروهای مناسب و ... را به شما بیاموزم.

 لیاقت دارم به شما بگویم، چگونه کسب و کار شخصی‌ات را راه بیندازی و به آزادی مالی برسی.

روانشناسی ثروت۳، فقط فرمول یک کسب و کار موفق را در اختیارت نمی‌گذارد بلکه شما را به سمت کسب و کاری هدایت می‌کند که در تمام جنبه‌های زندگی ات راضی کننده باشد.

تمرینات این دوره  به گونه‌ای طراحی شده تا کانون تمرکز شما را بر روی مسائل اساسی کسب و کار بگذارد. این تمرینات باوری به شما می‌دهد تا بتوانی همه مسائل حیاتی کسب و کارت را  با آن باورهای قدرتمند کننده، بررسی و اثر بخش ترین تصمیم ممکن برای کسب و کارت را اتخاذ نمایی.

این دوره در حکم یک بستر برای شروع کسب و کار است که باید جلسه به جلسه ساخته شود. اساسی‌ترین مسائل را در اولین جلسات می‌آموزی تا پایه های کسب و کارت روی آن بستر شکل بگیرد و سپس در هر جلسه این بستر رشد بیشتری یافته و کسب و کارت را به نتایجی می رساند که از تمام جهات موفق خواهد بود.

 
/توسط

کتاب الکترونیکی “چگونه فکر خدا را بخوانیم”

232 دیدگاه
این کتاب نگاهی مذهبی به خداوند ندارد... فقط برای مسلمانان نوشته نشده است...بلکه هر فردی با هر دین، مذهب و عقیده‌ای که قصد دارد کنترلِ تمامِ جوانب زندگی‌اش را در دست داشته باشد و در یک کلام، خواهان تجربه آرامشِ حقیقی است، لازم است این کتاب را مطالعه کند...زیرا لازم است انرژیی را بشناسد که قوانینی برای هدایت و گسترشِ جهان وضع نموده که آگاهی از آنها، یعنی توانایی برای خواندنِ فکر خداوند...این تنها راه رسیدن به اوضاعِ مالیِ بهتر، سلامتیِ بیشتر، شادی و آرامشِ بیشتر  و در یک کلام، زندگیِ بهتر در تمامی جنبه هاست...