کم هزینه ترین راه برای رسیدن به استقلال مالی پایدار

سوال:

مدتی است که با سایت شما آشنا شده ام، به شدت پیگیر فایلهای رایگان هستم و با کمک آنها، تا حدی زیادی قوانین کیهانی را یاد گرفته ام که نتیجه های خوبی نیز برایم داشته است.

من کسب و کار خودم را دارم و هدفم افزایش فروش محصولاتم است. به شدت بر این موضوع متمرکز شده ام تا  فروشم را بسیار بالا ببرم. به همین دلیل چند روزی است که اقدام به تبلیغ محصولاتم نموده ام.

اما از آنجا که قصد تهیه دوره روانشناسی ثروت را ندارم، لطفا یک راهکار، یک تمرین یا یک عبارت تاکیدی ای که برای این موضوع کارساز باشد، معرفی کنید.

چکار کنم تا تبلیغاتم جواب دهد یا چه شیوه جدیدی را برای تبلیغ محصولاتم اجرا کنم که جواب بدهد؟

چه تمرینی را برای داشتن فروش بیشتر و نتیجه بخش بودن این تبلیغات، انجام دهم؟

پاسخ گروه تحقیقاتی عباس منش

قبلا از بررسی هر موضوعی، می خواهم به این نکته اشاره کنم که: باورهای شما همیشه خودش را در کلمات شما نشان می دهد. منظورم این است:

وقتی می گویی می خواهم آن خانه بزرگ را داشته باشم

می خواهم فروش بسیار بالایی داشته باشم

می خواهم یک مبلغ بسیار زیاد پس انداز داشته باشم

می خواهم به آن موفقیت بسیار بزرگ برسم و…

کلمات مانند بزرگ، بسیار، عظیم و … دقیقاً نشانه همان فاصله فرکانسی ای است که میان باورهای شما و خواسته شما وجود دارد و وقتی این فاصله از بین برود، یعنی وقتی باورهایتان قدرتمند کننده تر شود، موجب می شود رسیدن به آن خواسته برای شما بدیهی تر به نظر برسد، آنوقت است که دیگر برایت در حکم یک خواسته ی بزرگ نیست، بلکه یک خواسته معمولی است.

نکته بسیار مهم دیگر این است که ما احتیاج داریم همچنان که روی باورهای مان کار می کنیم، به جهان نیز اجازه دهیم  تا چگونگی رساندن ما به خواسته مان را قدم به قدم به ما نشان دهد.

یکی از دوستانم کسب و کاری اینترنتی در حوزه اجاره مسکن داشت. هر زمان موضوع بحث به کسب و کار یا افزایش درآمد می کشید، او به قول خودش از review ها یا همان امتیازاتی صحبت می کرد، که مشتریان قبلی به خدمات او در این باره ارائه داده بودند.

همیشه می گفت: review ها خیلی مهم اند!!

باید تمام تلاشت را انجام دهی تا review های خوبی داشته باشی. زیرا اگر این موضوع درست بشود، همه چیز خوب پیش می رود.

این موضوع آنقدر برایش مهم شده بود که به کلی اصل ماجرا را فراموش کرده بود و به شدت به جای تمرکز بر افزایش توان مالی و رسیدن به استقلال مالی باشد، در صدد افزایش امتیازات یا review ها بود.

زیرا در ذهن او، تنها راه رسیدن به استقلال مالی، افزایش درآمد و تنها راه افزایش درآمد، داشتن review های عالی بود. و لاغیر!!

به همین ترتیب، این دوستمان به جای اینکه به اصل ماجرا و هدف اصلی اش که رسیدن به استقلال مالی بود، بپردازد، کل تلاشش افزایش review ها بود تا بازدیدهایش در لینک اول جستجوهای گوگل قرار بگیرد.

تا مشتریان جدید، او را به عنوان فردی صادق با خدمات عالی بشناسند و راحت تر بخواهند با او وارد معامله بشوند و در نهایت برای اینکه این کار به فروش ختم می شد و فروش هم به معنای افزایش درآمدش بود و افزایش درآمد هم یعنی رسیدن به استقلال مالی!

به نظر شما اگر این دوست مان از همان ابتدا، “تجربه داشتن استقلال مالی” که هدف اصلی اش بود را مد نظر قرار می داد، آیا بهتر نبود؟

آیا ممکن نبود به ایده های جدید تر و راحت تر و پرسود تری هم فکر کند؟!

آیا ممکن نبود بتواند قبول کند که موضوع می تواند خیلی راحت تر از اینها هم باشد؟!

آیا به نظر شما، این امر موجب نشده بود که دوست مان کلا ذهنش را بر روی هر ایده و دیدن هر فرصت دیگری ببندد!

وقتی در مسیر رسیدن به خواسته، هدف اصلی فراموش می شود و موضوعات حاشیه ی دیگری بعنوان اصل ماجرا قلمداد می گردد که در ابتدای راه، تنها یکی از روش ها برای امتحان کردن بوده، آنوقت مسیر را گم می کنیم.

زیرا اگر در بهترین حالت نیز موفقیت هایی کسب شود، در عوض راه را بر روی ورود ایده های بهتر، راحت تر و سریع تر، بسته و مانع ورود برکات بهتری به زندگی مان شده است.

از نظر استاد عباس منش، نقش این موضوع در میزان سود یا زیانی که از کسب و کارت حاصل می شود، آنقدر حیاتی است که همین یک امر به تنهایی کسب و کارهای موفق را از سایر کسب و کارها متمایز می کند.

به همین دلیل در جلسه دوم، سوم و چهارم دوره روانشناسی ثروت۳ مفصلا به این موضوع پایه ای در شروع کسب و کار و هدایت کسب و کار به مسیر های طبیعی ورود ثروت توضیح داده است.

اگر بتوانی این مطالب را درک و باور کنی، سپس به روش این نوع نگاه، به کسب و کار و ایده هایت بنگری، به معنای واقعی کلمه و به صورت خود به خود، رویدادها و ایده هایی برای کمک به شما پدیدار می شود تا شما را به سمت ثروت بی نهایت هدایت نماید. در حالیکه در حال تجربه لذت از این مسیر هستی.

همچنین در جلسه ۱۵ ام از همین دوره نیز استاد عباس منش با بررسی نتایج یکی از افراد موفق عصر حاضر به نام “ایلان ماسک” “مدیر عامل کمپانی تسلا “و باورهای قدرتمند کننده‌ای که دلیل اصلی نتایج اش بوده، چگونگی ایجاد باورهای مناسب در این زمینه را مفصلا توضیح داده است.

زیرا ایلان ماسک فردی است که عاشق پیدا کردن راه حل‌های جامع برای مشکلات اساسی بشریت است. فردی که خودش را عادت داده تا نامحدود فکر کند و مسائلی را برای بشریت حل کند که از نظر دیگران، غیر قابل حل است.

رفتارهای این فرد به خوبی باورهایش را نشان می دهد که درباره چگونگی رسیدن به اهدافش، هرگز هیچ محدودیتی قائل نمی شود، به همین دلیل است که می تواند هر مسئله ای را به گونه ای متفاوت ببیند و تعریف دوباره ای از همان مسئله ارائه دهد به گونه ای که راه حل های ساده تر، سریعتر و کم هزینه تر بشوند.

همین ویژگی است که موجب می شود چنین فردی،  نه تنها از تمام پتانسیل‌های وجودش برای گسترش جهان استفاده کند، بلکه درباره تیم اش نیز به کمتر از بهترین قانع نیست و آنها را در مسیری پیش می برد که سرحد توانایی هاشان را بروز دهند. به همین دلیل است که ایلان ماسک و تیم اش توانسته‌اند کارهایی را انجام دهند که حتی برای افراد جسور، زیاده خواه و بلند همت نیز غیر ممکن می‌نماید.

به همین دلیل چنین فردی می تواند با راه اندازی کمپانی اسپیس ایکس، نتایجی را رقم بزند و مشکلاتی را برای جهانیان حل کند که سازمان های موفقی مانند ناسا نیز در طی سالیان متمادی نتوانستند.

چنین عاملی است که موجب می شود، فردی مثل ایلان ماسک بتواند به ماشینی برقی اما با شتابی حتی بهتر از شتاب خودرو فراری  نه تنها فکر کند، بلکه بتواند به آنچه گفته عمل نماید و خودرویی مثل تسلا را به جهان معرفی کند.

وقتی  به دیدگاه ها و روشهای افراد سوپر موفقی مانند ایلان ماسک نگاه می کنیم، متوجه می شویم که تمرکز این افراد، همیشه به هدف اصلی بوده اما راه را برای هرگونه چگونگیِ ممکن، باز گذاشته اند.

همین ویژگی نیز موجب شده تا بتوانند در حین اینکه درباره اصل موضوع، بسیار سختگیر هستند، اما درباره چگونگی رسیدن به آن اهداف، بدون هیچ تعصبی بسیار منعطف بوده و هرگز به یک ایده یا یک راهکار نچسبیده اند!

خیلی خوب است قبل از اینکه به افزایش فروش فکر کنیم، یا به هر کاری برای رسیدن به هدف، عادت کنیم از خودمان بپرسیم:

هدف اصلی چیست؟

خیلی خوب است قبل از هر اقدامی، عادت کنیم باورهای مان را درباره آن موضوع را بررسی کنیم. خیلی خوب است عادت به پیدا کردن ریشه رفتارهای مان نموده و ببینیم:

آیا منشا راهکاری که می خواهیم انجام دهیم، یک باور محدود کننده است یا یک باور قدرتمند کننده!

و نیز عادت کنیم از خود بپرسیم:

آیا امکان دارد راههای بهتر و راحت تری نیز برای رسیدن به این هدف موجود باشد؟

این سوالات قدرتمند کننده، راه حل های قدرتمند کننده ای نیز در پی دارد.

این ها همان ریزه کاری هایی است که استاد عباس منش همیشه به دنبالش بوده و هر فردی که حتی یک ماه با ایشان همکاری داشته، به خوبی به این موضوع پی می برد. و ببینید همین یک کار به ظاهر ساده، چه نتیجه ای در زندگی این فرد به بار آورده!

و در یک کلام، همیشه قبل از انجام هر کار عملی، برای رسیدن به هدف اصلی ات، ابتدا به هدفت نگاه کن و اول از همه، مهم ترین اولویت ات را ساختن باورهای قدرتمند کننده ی هماهنگ با آن هدف، برگزین.

وقتی باورهایت، هماهنگ با هدفت باشد، قطعا آن باورها شما را به مسیر راهکارها، ایده ها و شرایطی هدایت می کند که خیلی راحت تر و سریع تر می توانی به هدفت دست یابی.

به نظرم هر فردی که کسب  و کار خودش را  دارد، یا هر فردی که تصمیمی قطعی برای رسیدن به استقلال مالی گرفته است، باید از قوانین کسب ثروت، آگاه باشد. زیرا ثروت یک علم است که باید آنرا آموخت و یک باور است که باید آن را ایجاد کرد.

زیرا فارغ از اینکه چقدر برای کسب موفقیت مالی تلاش می کنی، یا مشتاق رسیدن به استقلال مالی هستی یا چه ایده هایی را اجرا می کنی، همیشه  میزان نتایج مالی ای که در کسب و کارت کسب می شود را باورهای تو تعیین می کند.

حتی نوع کسب و کاری که به آن هدایت می شوی و ایده ها یا راهکارهایی که در آن کسب و کار اجرا می کنی نیز دقیقاً بخشی از باورهای توست.

رفتارها و واکنش هایی که درباره تک تک وقایع در کسب و کارت داری، دقیقاً آثاری از باورهای توست.

به همین دلیل تنها راه تغییر همه چیز، از تغییر باور آغاز خواهد شد.

اگر به دنبال یک راه ساده، سریع، ارزان و کم هزینه برای تغییر نتایج ات به کمک تغییر باورهایت هستی، از آنجا که کسب و کار خودت را داری، بهترین  راهکار، استفاده از دوره روانشناسی ثروت۳ است. من تنها همین پیشنهاد را دارم زیرا از نقشی که این دوره می تواند در حیات کسب و کارت کند، آگاه هستم. می دانم که هزاران برابر هزینه ای که از نظر زمان، انرژی و هزینه مالی برای تهیه این دوره می پردازی، نتیجه ملموس وارد کسب و کارت می نمای.

زیرا اگر بخواهی خودت به آگاهی هایی برسی که دوره روانشناسی ثروت۳ به شما می بخشد، باید سالها وقت صرف تحقیق، پژوهش و تجربه نمایی که هزینه های بسیار هنگفتی برای شما خواهد داشت و حتی ممکن است به دلایل بسیار نیز، به نتیجه صحیح نرسی.

فرض کنید شما نیاز به یک لیوان شیشه ای داری. دو راه برای داشتن این لیوان بلوری وجود دارد:

یک راهش این است که شما تصمیم بگیری خودت آن را بسازی زیرا می خواهی در هزینه هایت صرفه جویی کنی یا تصور می کنی قیمت این کالا در بازار زیاد است.

به همین دلیل شروع به آموختن چگونگی ساختن وسایل شیشه ای نموده و کارهای لازم برای راه اندازی این کار مثل، خرید دستگاه های لازم، خرید مواد اولیه و … انجام داده و یک لیوان می سازی!

معمولا، لیوانی که به این روش ساخته شود، با ریختن اولین مایع داغ درونش، ترک خورده و به فنا می رود

در بهترین حالت ممکن است لیوان خوبی از آب دربیاید اگر شما مراحل آموزش را به خوبی گذرانده و از مواد اولیه مرغوب و دستگاه های حرفه ای استفاده نموده باشی.

حتی در این صورت نیز، وقتی به میزان زمان، انرژی و هزینه های سرسام آوری که صرف آموزش، خرید مواد اولیه و دستگاه و … نموده ای، نگاه می کنی، متوجه می شوی که می توانستی با پرداخت این هزینه، کریستالهای موزه لوور را تهیه نمایی نه یک لیوان شیشه ای ساده که در نهایت نیز زیبایی یا حتی کارآیی چندانی هم ندارد.

و آنقدر دیگر خسته شده ای که حتی رغبت نوشیدن یک چای در این لیوان را نیز نداری!

راه دیگرش هم این است که به بازار رفته و خیلی سریع، همان لیوانی که الان هست و تو آن را دوست داری را تهیه نموده و از چای خوردن با آن، لذت ببری!

وقتی خوب دقت کنی، در این حالت دیگر نمی گویی این جنس هزینه اش زیاد است، زیرا کیفیت، زیبایی، دوام و همه چیز را با هم دارد. ضمن اینکه در سالها زمان، انرژی و هزینه های شما نیز صرفه جویی کرده و زیاد شما را درباره تجربه یک چای، منتظر نگذاشته است.

زیرا فردی که یک کریستال زیبا ساخته و در بازار ارائه داده، فردی است که عاشق این کار بوده، او تمام وجودش را برای این آموزش ها گذاشته و با تمام وجودش تک تک آن خلاقیت ها را به خرج داده و با عشق این کار را انجام داده، به همین دلیل زیبایی ، کیفیت و دوامش شما را جذب می کند ضمن اینکه واقعا وقتی خوب به این مسیر فکر می کنی، می دانی که چقدر ارزان است.

پس اگر هدفت کسب استقلال مالی است، خصوصا اگر کسب و کار خودت را داری، حتما دوره روانشناسی ثروت۳ را تهیه کن و این دوره را با عشق بگذران

و مطمئن باش هزینه ای که می پردازی، در برابر  نتیجه ای که وارد کسب و کارت می کند، خیلی زیاد ارزشش را دارد و در همان چند جلسه اول این دوره، به وضوح این موضوع را تجربه خواهی کرد.

زیرا وقتی آن باورها را ایجاد می کنی و این مسیر را به همان شیوه ای که با این دوره آموختی، طی می کنی، به وضوح می بینی ناکامی های همه سالهای گذشته ات برای افزایش درآمد ، در طی یک سال جبران می شود و در طی یک سال به اندازه تمام سالهای زندگی ات ، نتیجه کسب می کنی

وقتی از من بخواهی که یک راه کار برای افزایش فروش به شما بگویم، مثل این است که بخواهی یک لیوان شیشه ای را خودت بسازی

زیرا موضوع رسیدن به استقلال مالی، فرایندی است که باید برای ساختن باورهایت طی کنی و این فرایند را دوره روانشناسی ثروت۳، به معنای واقعی کلمه کارا و عملی،  به تو می آموزد.

چرا که این دوره، حاصل سالها تجربه از برگزاری صدها کارگاه آموزشی، بررسی صاحبان صدها کسب و کار و تحقیقاتی وسیع و جهانی است که حاصل سفر به این نقطه و آن نقطه جهان است و نتیجه اش را امروز در زندگی استاد عباس منش و هزاران نفر که تصمیم گرفتند کسب و کار و طریقه افزایش درآمدشان را بر پایه ی آموزش های استاد عباس منش در این دوره های روانشناسی ثروت بنا کنند و این راه را ادامه داده اند، می توانی مشاهده نمایی.

منظورم این است که تمام این آموزه ها قبلا جواب داده و چیزی برای امتحان کردن وجود ندارد. پس با ایمان این مسیر را از همان ابتدا برو

افراد زیادی ابتدا درباره ساختن باور و سپس اقدام کردن، مقاومت دارند زیرا فکر می کنند که انجام یک عمل، نتیجه را رقم می زند. بنابراین شروع به انجام هر کاری می کنند اما پس از آنکه آنهمه زمان و انرژی و هزینه صرف کردند، پس از آنکه همه راهها را برای افزایش درآمدشان انجام داند ،پس ازآنکه زیر بارِ آنهمه تبلیغات پرهزینه رفتند، پس از آنکه بارها شغل شان، محله شان و حتی شهرشان را تغییر دادند، در نهایت مستاصل شدند زیرا  متوجه شدند که فارغ از اینکه چه کارهای متفاوتی انجام داده اند، اما نتیجه اش باز هم احساس نیاز به پول و گرفتاری های مالی تمام نشدنی است.

به همین دلیل وقتی به نقطه ی استیصال از انجام هر کار و عملی می رسند، تسلیم شده و تصمیم به پذیرش این موضوع می گیرند که بله! درست است. باید عامل تعیین دیگری وجود داشته باشد که ارتباطی به نوع شغل، شهر، کشور، تحصیلات، جنسیت و … ندارد. بلکه درونی تر از این حرف هاست!

آنوقت است که به جای هر کار دیگری مثل افزایش فروش و تبلیغات و …، او از همه سراغ تغییر باورهای شان و ساختن باورهای قدرتمند کننده رفته و همه آنچه که در این دوره ها می شنوند را مانند وحی منزل انجام می دهند. نتیجه اش نیز کاملا مشخص است.

متوجه می شوند وقتی باورهای آنها تغییر کرده، حتی آن تبلیغات قبلی نیز برایشان ثمر بخش شد. زیرا خیلی مهم است که شما با چه باوری اقدام می کنید: باور قدرتمند کننده یا باورهای محدود کننده؟!

به شما نیز توصیه می کنم از همین ابتدا وارد مسیر اصلی شده و زمان خود را در مسیرهای فرعی هدر ندهید.

مسیری که همین الان موجود است و نیاز نیست آنهمه انرژی صرف ساختن یا یافتنش بشود. اگر صاحب کسب و کار خودت هستی، بهتر است دوره روانشناسی ثروت۳ را تهیه نمایی و با آموزش های آن، پایه و اساس محکمی برای کسب و کارت ایجاد نمایی.

چرا تغییر در هر جنبه ی مثل روابط، سلامتی و ... راحت تر و سریعتر از پیشرفت در جنبه مالی است؟

سوال:
چند ماهی از آشنایی ام با گروه شما می گذرد و در این مدت، تنها استفاده از فایلهای رایگان سایت، آنچنان تاثیری در زندگی‌ام گذاشته‌اند که افسوس می‌خورم چطور ۴۰ سال از زندگی‌ام در ناآگاهی از این قوانین و آموزش ها گذشته است.
با کمک فایلهای رایگان شما، خیلی از جنبه های زندگی ام مثل، روابط، سلامتی، رابطه ام با خداوند و… بسیار عالی شده.
الان زندگی ای سراسر آرامش دارم و هیچ گاه در زندگی ام تا این حد خوشحال نبوده ام. به همین دلیل تصمیم گرفتم این روش ها را برای افزایش درآمدم هم امتحان کنم اما انگار در این یک جنبه، خیلی موفق نبوده‌ام.
با اینکه در این مدت اوضاع بهتر شده و پول از طرق مختلفی وارد زندگی‌ام می‌شود اما من یک فروشنده‌ام و دوست دارم که فروشم افزایش یابد و کسب کارم رشد کند.
سوالم این است که : اولا چرا من خیلی سریع در سایر جنبه‌ها رشد کردم اما به موضوع پول که رسیده‌ام، انگار به این آسانی نیست؟
ثانیا با توجه به اینکه من مغازه خودم را دارم، لطفاً بگویید که کدام محصول برایم مناسب‌تر است و چگونه می‌توانم با افزایش فروشم، کسب و کارم را متحول و اوضاع مالی‌ام را تغییر دهم. زیرا پول از طرق دیگر وارد زندگی‌ام شده اما هنوز فروشم تغییر محسوسی نداشته است.

پاسخ گروه تحقیقاتی عباس منش
اگر می‌بینی وضعیت زندگی‌ات در هر جنبه‌ای بهتر شده، اما هنوز از لحاظ مالی پیشرفت خاصی نداشتی، دلیلش این است که رسیدن به آن خواسته ها در ذهنت راحت تر بوده.
یعنی رسیدن به روابط بهتر با خداوند و دیگران، داشتن سلامتی یا موجودی خودساخته‌تر و با عزت نفس بیشتر، برایت امکان پذیر به نظر می رسیده، نه یک آرزوی دور از دسترس.
زیرا در طول تجربه زندگی‌ات، افرادی با روابط عالی، آرامش، افراد سالم، افراد معنوی و … را بیشتر دیده‌ای. در حالیکه آن افراد از نظر شما افرادی عجیب و غریب و دارای توانایی های خاص نبوده اند. بلکه افرادی کاملا معمولی با توانایی های کاملا معمولی بودند که توانسته اند چنین موفقیت هایی در این زمینه ها داشته باشند.
اما درباره مسئله مالی، موضوع کاملاً برایت فرق می کند. زیرا از وقتی یادت می آید، همه افراد دور و اطرافت در پی انجام کاری برای حل مسائل مالی شان بوده اند.
حتی متوجه شدی همان افرایکه روابط شان خوب است یا آدم‌هایی با اخلاق و رفتار پسندیده اند و صاحب اعتبار و احترام، نیز همچنان درگیر مشکلات مالی اند.
این موضوعی است که نه فقط شما، بلکه اکثر افراد دارند. زیرا از زمانی که یادمان می‌آید، همه چیز در زندگی مان به پول مرتبط بوده است. چالش‌ها و دغدغه‌های همه بزرگترهای اطرافمان مثل پدر و مادر، اقوام و…، موضوعات مربوط به پول بوده به این دلیل که، تقریباً انجام هر کاری، مشمول هزینه‌هایی مالی است.
همه‌ی این تجارب موجب شده تا ناخودآگاه، رسیدن به موفقیت مالی در نظرت کاری بسیار خاص و پیچیده به نظر برسد. در نهایت نیز ادامه یافتن این تجربه ها و ورودی هایی که به ذهنت راه داده ای، تو را به این ایده برساند که کمبود ثروت و موقعیت های ثروت ساز، واقعیت این جهان است.
حتی برجسته‌ترین دغدغه دوران کودکی‌مان هم این بوده که در آینده می‌خواهیم چه کاره شویم؟!
۹۹% مان نیز در کلاس انشاء ذکر نمودیم که می خواهیم دکتر و مهندس شویم زیرا فهمیده بودیم که آنها اوضاع مالی بهتری دارند.
حتی همین حالا نیز، مهم‌ترین سوالی که از ما پرسیده می‌شود این است که: چکاره هستی؟
این تجارب موجب شده، موضوع موفقیت مالی در ذهن ما، رابطه ای تنگاتنگ با کاری داشته باشد که بعنوان شغل انجامش می‌دهیم. به همین دلیل است که اولین ایده و خواسته‌ی شما برای رسیدن به موفقیت مالی، افزایش فروش مغازه‌تان است.
پس بدیهی است که بیش از هر جنبه‌ی دیگری در زندگی، باورهای محدود کننده‌ی بیشتری درباره موضوعات مالی داشته باشی. اما این به این معنی نیست که نمی‌توانی آنها را تغییر دهی بلکه به این معنی است که باید برای ساختن آن باورهای قدرتمند کننده، تلاش ذهنی بیشتری به خرج داده وجهادی اکبر به راه بیندازی.
باید بتوانی با کنترل ورودی های ذهنت، باورهایی بر خلاف باورهای قبلی ات درباره ثروت، درباره فروانی در جهان، درباره احساس لیاقت ثروتمند بودن، درباره اینکه هرچه ثروتمند تر شوی نزد خداوند نیز عزیز تر هستی و … باشند.
زیرا میزان درآمد فعلی شما، میزان مشتری هایی که داری و تمام آنچه از موضوعات مالی تجربه می کنی، دقیقاً بازتاب باورهای توست. پس ایجاد تغییر این وضعیت، تنها با تغییر باورها ممکن است و تا زمانی که باورهای شما تغییر نکند، هیچ اقدام عملی ای در این باره جواب نمی دهد زیرا هر اقدام یا راهکاری که داشته باشید، بر مبنای باورهای محدود کننده درباره ثروت بوده و قطعا نتیجه اش نیز به محدودیت و کمبود بیشتر خواهد انجامید.
اما وقتی باورهای جدید و قدرتمند کننده ای درباره ثروت ایجاد نمایی، به مسیرراهکارها و ایده هایی هدایت خواهی شد که نتیجه‌اش، در نهایت به استقلال مالی ختم می‌شود.
حال می‌خواهد به شکل افزایش فروش، ورود به شغلی دیگر و … باشد.
موضوع مهمی که افراد زیادی در ابتدای راه دچار آن می شوند، این است که از همان ابتدا از خود می پرسند، خوب چگونه ممکن است با تغییر باور، همه چیز تغییر کند.؟
این سوال اساساً اشتباه است. زیرا این افراد می خواهند با وجود همان باورهای محدود کننده قبلی، به نتیجه گیری ای متفاوت از قبل برسند.
مثل این است که با چشم بسته جلوی تلویزیون نشته و سعی بر دیدن تصاویر به وسیله تغییر کانال های تلویزیون، نمایی.
موضوع این است که تا زمانی که چشمت را باز نکنی، هرگز اتفاقی رخ نخواهد داد حتی اگر سالها به عوض کردن کانال ادامه دهی.
همچنین، تا زمانی که باور جدیدی ایجاد نشود، هیچ جواب جدیدی نیز وجود نخواهد داشت.
پس به جای تلاش برای حل معمای چگونگی رسیدن به نتایج دلخواه، تنها کار در آغاز راه، متعهد شدن به تغییر نگاه، تغییر ورودی های ذهن و تغییر باوهاست.
در هر صورت باورهای شما همیشه کار خودشان را انجام می‌دهند و اصلاً مهم نیست که چقدر نقش باورهایت در میزان موجودی حساب بانکی‌ یا درآمدات را باور می‌کنی و تا چه اندازه آن را مهم می‌شماری.
از آنجا که کسب و کار خودت را داری، بهترین و تنها پیشنهادم به شما، استفاده از دوره روانشناسی ثروت۳ با موضوع کسب و کار است.
این دوره طراحی شده تا راهنمایت باشد و بتوانی کسب و کارت را بر روی پایه واساسی محکم از باورهای قدرتمند کننده و ثروت آفرین بنا نمایی.
باورهایی که قادر به هدایت کسب و کار شما در مسیری است که نتیجه اش برایت راضی کننده باشد.
به نظرم اساسی‌ترین سرمایه اولیه برای شروع هر کسب و کار یا رونق آن، آگاهی از آموزش‌هایی است که استاد عباس منش در تک تک جلسات دوره روانشناسی ثروت۳ آموزش داده و ساختن باورهایی است که در چند جلسه اول این دوره آمده است.
این آموزش‌ها باید همراه همیشگی کسب و کارت در هر مرحله‌ای باشد. زیرا هرچه بیشتر جلسات این دوره و آموزش‌هایش، تکرار می‌شود، جنبه کاملتری از آگاهی، ایمان و هماهنگی با قوانین کیهانی خداوند در ناخودآگاه ما شکل می‌گیرد تا قادر به بهره برداری از ثروتی شویم که خداوند سخاوتمندانه در اطرافمان و در دسترسمان قرار داده است.
خیلی مهم است که چقدر جلسات این دوره را تکرار می‌کنی و چقدر در هر بار تکرار، بر آنها متمرکز می‌شوی. زیرا با هر بار تکرار این آموزش‌ها، مهارت شما در ساختن باورهای قدرتمند کننده و شناسایی ایده‌ها و موفقیت‌های ثروت ساز بیشتر می‌شود و هر بار نتایج ات را پربار تر می کند.
هرچه این نتایج بیشتر شود، دوباره بر قدرت باورهای قدرتمند کننده ات می افزاید. زیرا هر بار بر روی جنبه‌های تخصصی‌تری از موضوع باورها، متمرکز می‌شود که تا قبل از آن برایت قابل درک نبود.
مثلاً اولین بار که یک فایل را گوش می‌دهی، آگاه شدن از قوانینی که قادر است رونق را به کسب و کارت بیاورد، مهم می‌شود. دفعه بعد که همان فایل را گوش می‌دهی، یاد می‌گیری که چطور شرایط کنونی کسب و کارت را با این نگاه جدید مدیریت نمایی. سپس در ادامه که درک کاملتری از آموزش ها پیدا می کنی، ایده های بهتری به شما الهام می شود.
هرچه این آموزش ها را بیشتر تکرار کنی، درک بهتر به همراه ایمان و اعتماد به نفس بیشتر در خود ایجاد می کنی، نگرانی هایت کمتر و آرامش ات بیشتر می شود به همین دلیل این آرامش و احساس خوب، شما را به سمت اقداماتی هدایت می کند که حلال مسائل شما باشد.
هر بار با تکرار این آموزش‌ها، نگاه کامل تری به موضوع کسب و کار و نقش باورهایت در آن کسب و کار حاصل می شود و ظرف وجودی ات رشد می کند تا جایی که همواره از مسائل ات بزرگتر خواهی بود.
به همین دلیل است که پس از تکرار این آموزش‌های به اندازه‌ی کافی، به جایگاهی می‌رسی که می‌توانی یک فرصت را از دل یک مسئله به ظاهر ناخوشایند، ببینی و از آن بازاری برای کسب و کارت بسازی.
قادر می‌شوی نتیجه‌ای را در کسب و کارت ببینی که هنوز در ظاهر وجود ندارد. قادر می‌شوی آرامش خود را در لحظات به ظاهر سخت حفظ نموده و تصمیماتی کارسازی در لحظات حساس کسب و کار، اخذ نمایی.
و…
یعنی با تکرار این آموزش‌ها، با ایمان و تعهد به اجرای آنها، هر بار در این زمینه حرفه‌ای‌تر عمل می‌کنی…
دقیقاً مثل آموزش زبان انگلیسی است.
وقتی اولین بار یک متن را می‌خوانی، ابتدا فقط به کلمات نگاه کرده و سعی می‌کنی معنی آنها را حفظ کنی. دفعه بعد، تمرکز ات بر چگونگی املاء آن کلمات است. دفعه بعد تلفظ صحیح کلمه هم برایت مهم می‌شود زیرا الان در مرحله‌ای هستی که هم معنای کلمات را می دانی و هم املای آن را. دفعه بعد تصمیم می‌گیری گرامر و طرز قرار دادن آن کلمات کنار هم و ساختن یک جمله را بیاموزی.
پس از همه اینها، دیگر سرعت حرف زدن یا نوشتن برایت مهم می‌شود و بعدً شاید بخواهی روی خوش خط نوشتن تمرکز نمایی و این کار همچنان ادامه دارد…
یعنی هر بار روی یک موضوع تخصصی‌تر، متمرکز شده و در نهایت با تکرار و تمرین، به جایی می‌رسی که آن زبان را نیز مثل زبان مادری‌ات می‌آموزی. این کاری است که باید با دوره روانشناسی ثروت۳ هم انجام دهی.
اجرای آموزش‌های این دوره، باید جزئی از اساس کسب و کار شما باشد و آنقدر تکرار شود تا جزئی از رفتار شما بشود. این کاری است که استاد عباس منش انجام می‌دهد. من بارها شاهد بوده‌ام که دقیقاً مثل یک دانش آموز، در حال گوش دادن به دوره‌هایی است که خودش آنها را تولید نموده. زیرا ایشان درک نموده که باورهای ما در هر لحظه نیاز به تغذیه دارند تا بتوانند رفتارمان را در مسیر صحیح هدایت کنند.

چگونه کارمند مناسبی به کسب و کارم جذب کنم؟

سوال:

مغازه‌ای دارم که خودم فرصت کارکردن در آن را ندارم به همین دلیل فردی را برای مدیریت آن استخدام نموده و همه چیز را به او سپرده ام. اما متاسفانه هر ماه وضعیت درآمد مغازه بدتر می شود.

آیا با تغییر باورهایم، وضعیت درآمد مغازه روبه راه می شود یا اینکه مشکل اصلی باورهای شاگردی است که برای مغازه استخدام نموده ام؟

پاسخ گروه تحقیقاتی عباس منش

طبیعی است وقتی تمامی امور مغازه شما دست شاگرد شماست و هیچگونه تمرکزی بر آن نداری، مرتباً با کاهش درآمد مواجه شود.

اگر نوشته بودی با اینکه هیچ تمرکزی بر مغازه ام ندارم و تماماً به دست فرد دیگری مدیریت می شود، اما درآمدش بسیار عالی است، آنوقت من به قانون شک می‌کردم. زیرا تمام معادلاتم  از شناختن قوانین کیهانی، به هم می‌خورد.

موضوعی که اکثر افراد نادیده گرفته یا خیلی سرسری از آن می گذرند این است که:

آنها رفتار و حتی اتفاقات زندگی شان را چیزی کاملا مجزا از باورهای خود می دانند.

اما موضوع این است که هر رفتار و واکنشی که دربرابر اتفاقات گوناگون از تو سر می زند، دقیقاً بازتابی از باورهایت است. اگر لحظه ای با خود صادق باشی، پی می بری تمام رفتارهایت، از قضاوت ها، ترس ها، نگرانی ها و هر کنش و واکنشی که در برابر هر چیزی نشان می دهی، دقیقاً مانند فیلمی است که باورهایت را به تصویر کشیده است.

حتی اگر شاگرد مغازه ات را مقصر ماجرای درآمد مغازه ات بدانیم، نیز  چیزی جدا از باورهایت نیست. بلکه توسط باورهایت سر راهت قرار گرفته.

بنابراین اگر باورهای محدود کننده ای درباره ثروت داشته باشی، قطعا ایده ها، راه کارها و افرادی را به کسب و کارت دعوت می کنی که نتیجه اش درآمد کمتر، شکست مالی بیشتر، هزینه بیشتر و سود کمتر باشد.

زیرا حقیقت این است که رخداد های هر لحظه از زندگی تو، با باورهایت رقم می خورد. ما در جهانی زندگی می‌کنیم که قانون بسیار ساده ای دارد:

در هر لحظه بازتاب باورهای مان را به شکل اتفاقات مختلف وارد زندگی مان می کند و همه آن اتفاقات، دقیقاً همجنس و هم اساس با باورهایمان هستند.

یعنی اگر باورهای محدود کننده ای در آن جنبه داشته باشیم، همه آن اتفاقات نهایتاً نارضایتی بیشتر برایمان دارند و اگر باورهای قدرتمند کننده ای در آن موضوع داشته باشیم، نتیجه نهایی آن اتفاقات به رضایت و آرامش بیشتر، ختم می شود.

در جهانی با چنین نظمی دقیق، این یک توهم است که کسب و کار را ه اندازی و آن را به دیگری بسپریم و انتظار افزایش سود و درآمد را از آن داشته باشیم.

زیرا چیزی که نتایج کسب و کار شما را می‌آفریند، فرکانس‌های شماست و فرکانس های شما حاصل باورهای تان است و فرکانس های شما به وسیله تمرکز کردن بر موضوعات، ارسال می شود.

حال اگر تمرکزی بر کسب و کارت نداشته باشی، مثل کاشتن گیاه و رها کردن آن است. قطعاً خیلی زود می خشکد.

این موضوع  بسیار فریبنده است که افراد فکر می‌کنند می‌توانند یک کسب و کار را راه اندازی کنند و دست شاگردی سپرده و سپس ماه به ماه، سود آن را برداشت خواهند نمود. بدون صرف کمترین تمرکز و توجه به آن.

این یک توهم است که فکر کنی:

محصولی تولید می کنم، فروشگاهی برایش راه انداخته و آن را به حساب بانکی ام وصل و سراغ دیگر کارهایم می روم. با این امید که منتظر باشی پس از چند سال، عدد و رقم عالی ای در حساب بانکی ات داشته باشی.

این موضوع کاملاً خلاف قوانین است. این اتفاق هرگز در جهانی که کارش بازخورد گرفتن از فرکانس‌های هر لحظه‌ی ماست، رخ نمی‌دهد.

مثل این است که نهالی در زمین بکاری، به یکباره کود و آب فراوانی پایش ریخته و سپس سراغ کارهای دیگرت بروی. با این امید که در چند سال آینده برای چیدن میوه های درخت برخواهی گشت.

اتفاقی که رخ خواهد داد این است که:

قطعاً وقتی برگردی، درختی درکار نخواهد بود. حتی اگر باران به اندازه کافی باریده و او را سیرآب نموده باشد، از آفات و حشرات صدمه می بیند.

حتی اگر حشره‌ای در کار نباشد، یک سگ آبی آن درخت را قطع می کند.

حتی اگر سگ آبی‌ای در کار نباشد، یک حیوان علف خوار در همان دوران نهال بودنش، ان را می خورد.

یا به خاطر ازدیاد علف‌های هرزی که در پایش روییده ، اصلاً فرصت رشد نیافته و در بهترین حالت، نمی‌توانی آن نهال را میان آنهمه علف هرز، تشخیص دهی.

این موضوع را استاد عباس منش با عنوان “تمرکز بر کسب و کار” در دوره روانشناسی ثروت ۳ (کسب و کار فوق العاده) ساعت‌ها توضیح داده.

این بخش از دوره روانشناسی ثروت ۳ به تو کمک می کند تا اولاً بدانی تمرکز صاحب کسب و کار، چه نقش مهمی در میزان سوددهی و رشد کسب و کار ایفا می کند.

ثانیاً باورهای قدرتمند کننده ای می سازی تا موجب شود با تمرکزت ایده ها و راهکارهای ثروت ساز را وارد کسب و کار خود نمایی.

مثلاً کارمندان شایسته تری به کسب و کارت جذب می شود

به سمت بازارهای بهتری هدایت می شوی

مشتریان بیشتری به کسب و کارت دعوت می شوند و …

از آنجا که این مبحث بسیار مفصل و مهمی است، نمی توان آن را در قالب یک نوشته توضیح داد. دوره روانشناسی ثروت ۳، قدم به قدم و جلسه به جلسه با توضیح قوانین، مثالهای بسیار و بررسی نمونه های عینی، چگونگی ایجاد آن باورها و اجرای این راهکارها در کسب و کارت را به تو می آموزد.

به نظرم هر فردی که کسب و کار شخصی اش را دارد، لازم است راهمنایی مانند دوره روانشناسی ثروت۳ را در کنارش داشته باشد

کسب و کارهای موفق و پر سود، که برای ما قابل تحسین‌اند، همگی حاصل تمرکز صاحبانی هستند که باورهای قدرتمند کننده ای نیز درباره ثروت ساخته اند.

اگر ایده ها و راهکارهای آنها به نظر شما هوشمندانه می آید یا کارمندان شایسته ای دارند، یا بازار بهتری را در اختیار دارند و… دلیلش آگاهی آنها از قوانین و باورهایی است که ساخته اند و نیز متمرکز شدن بر کسب و کارشان با آن باورهاست.

آنها قوانین ثروت را می دانند و به وسیله باورهای شان همیشه به سمت بهترین و سودآورترین راهکارها هدایت می شوند. خبر خوب این است که شما هم می توانی همه آن آگاهی ها را از دوره روانشناسی ثروت۳ دریافت نمایی، آن باورها را بسازی و آن هدایت را دریافت نمایی.

زیرا اگر کسب و کاری سودآور می خواهی، باید قوانین ثروت را بدانی. باید باورهای قدرتمند کننده ای بسازی تا پشتوانه کسب و کارت بشود. آنوقت به محض اینکه بر کسب و کارت متمرکز می شوی، جهان به باورهای جدید شما پاسخ می دهد:

به شکل یک ایده برای ایجاد تغییری ساده در نحوه مشتری یابی که به ذهنت خطور و بازار جدید و مشتری های بیشتری به کسب و کارت جذب و نتایجی رضایت بخش برایت به ارمغان می آورد.

به همین دلیل، موضوع “تمرکز بر کسب و کار همراه با باورهای قدرتمند کننده” یکی از موضوعات اساسی آموزش های دوره روانشناسی ثروت۳ است تا صاحبان کسب و کار از قدرتی آگاه شوند که تمرکز آنها همراه با باورهای قدرتمند کننده، برای تغذیه کسب و کارشان دارد.