اتفاقات خوب امروز خود را بنویسید

جواب‌های “عقل‌کل”دسته بندی: موفقیت فردیاتفاقات خوب امروز خود را بنویسید
ثریا مرادی پرسیده شده در 9 ماه پیش

سلام دوستان گلم برای کار کردن روی باور فراوانی و احساس خوب
لطفا هر اتفاق خوبی که امروز و یا روزای آینده براتون افتاده رو بنویسید تا بخونیم و روی باورهامون بیشتر کار کنیم

تاکنون 437 پاسخ برای این سوال ارائه شده است.
بهترین پاسخ
-رضا اهی پاسخ داده شده در 9 ماه پیش

سلام دوست من
من دیروز پکیج خونم خراب شد یک اقایی امد کفت که برای تعمیر دستگاه باید یک هزینه بالایی پرداخت کنی ومن در شرایطی بودم که نمیتونستم هزینه رو پرداخت کنم وقتی که تعمیر کار رفت من از خداوند خواستم که کمک کنه وخودم رو تسلیم خدا کردم وگفتم خدایا هر چی که از تو به من میرسه خیره وشرایطم رو پذیرفتم خیلی سریع احساسم خوب شد وانکار که مسله ای نداشتم وبا خودم میگفتم اگر قرار که این پول رو پرداخت کنم حتما به صلاح من واماده بودم برای اینکه دباره به تعمیر کار زنگ بزنم وبیاد برای سرویس دستکاه وقتی رفتم سر کشوی دفتر تلفن رو بردارم یک کارت رو انجا دیدم که متعلق به یک سرویسکار پکیج بود با خودم گفتم بطار به این زنگ بزنم وتماس گرفتم وقتی که تعمیر کار جدید امد ودستکاه رو دید گفت که این دستکاه مشگل خاص نداره وبا مبلغ خیلی کمتر از تعمیر کار قبلی دستکاه رو درست کرد
من واقعا خوشحال شدم وشکر گزار خداوند شدم ویاد گرفتم که اگر در تمام زندگی ودر تمام مشگلات وسختیها به خداون توکل کنم واز خدا درخواست کنم که من رو حمایت کنه بدون شک به بهترین شکل ممکن به سادهترین شکل ممکن کمکم میکنه
خدایا شکر گزارم خدایا شکر گزارم خدایا شکر گزارم

-زهرا رجبی 9 ماه پیش
مدت عضویت: 280 روز

چقدر عالی آقای آهی بله توکل همجا جواب میده

-ثریا مرادی 9 ماه پیش
مدت عضویت: 1199 روز

خدارو شکر

-فریما مزیدی 9 ماه پیش
مدت عضویت: 491 روز

سلام اقای اهی
همیشه باور توحیدی و توکل به خدای مهربون کارسازه تنها راه رسیدن به ارامش و خوشبختی در این دنیا توکل به معبود یکتاست
امیدوارم همگی در این مسیر باشیم تا به سرمنزل خوشبختی برسیم

-فرحناز 9 ماه پیش
مدت عضویت: 543 روز

خداراشکر خدا همیشه بهترین راه حل هارو داره

-رضا 8 ماه پیش
مدت عضویت: 240 روز

خداروشکر

-ابراهیم هاشمی 7 ماه پیش
مدت عضویت: 822 روز

حرف خداوند که میگه کسانی که به من توکل کنند من برایشان کافی ام اینجا خودشو نشون میده واقعا لذت بردم

-سپیده فرقانی 7 ماه پیش
مدت عضویت: 338 روز

خداوندا سپاس گزارم که انقدر داریم تورو بیشتر میفهمیم

-مجید مهرابی 7 ماه پیش
مدت عضویت: 794 روز

احسنت به شما که انقدر درک درستی از توکل و ایمان به خدا داری.خداروشکر

-الف قلعه 7 ماه پیش
مدت عضویت: 640 روز

منم دقیقا همین اتفاق برام افتاد یخچال خونم 6 ماه بود خراب بود ولی پولش نداشتم درستش کنم جالب بود ی تعمیرکار با 15 هزارتومن درستش کرد خدایا شکرت

-ندا رامی 7 ماه پیش
مدت عضویت: 1199 روز

چقدر خوب واقعا بهتون تبریک میگم آقای اهی واقا درسته من هم به این باور رسیدم واقعا نتیجه فوق العاده ای گرفتم و در همین حین تصمیصی گرفتم تو زندگیم که خیلی برام مهم بود و بعد از اینکه تصمصیم رو گرفتم با توکل به خدا و با شوق بعد تمام نشانه هایی رو دیدم که بهم نشون میداد تصمیم درستی گرفتی و هی یه ندایی درونم داد میزد که تو که قانون رو بلدی نگران چی هستی؟ و اینجوری خیلی راحت تز تصمیم گرفتم.
امیدوارم موفق و موید باشید

-آرمین $96$ 7 ماه پیش
مدت عضویت: 230 روز

سلام
آقا یک سوال فنی
ببخشید من امروز دیدگاه مثبت روز رو نوشتم و ارسال کردم به داخل سایت ولی نه خوده متن را پیدا میکنم و نه دیدگاهها را چون چندتا امیل هم برایم آمده ک کامنت داری
حالا من چطوری میتونم متن و دیدگاه هارا پیدا کنم و ببینم؟
با تشکر

-میثم مقصودی 7 ماه پیش
مدت عضویت: 278 روز

سلام عالی بود
منم همیشه اینجوری فک کنم نسبت به همه چالش های زندگی اما اولش من کم چند دقیقه ای از دستم در میره باز سعی میکنم توکل کنم

-میثم مقصودی 7 ماه پیش
مدت عضویت: 278 روز

سلام دوست خوب من
اول دیدگاهتون تایید شد بعد نمایش داده میشود
تعداد نظرات بچه ها زیاد هست همین یه وقتایی دیدگاه خودتو نمیبیمی اما همه دیدگاهایی که تایید بشن منتشر میشوند
پروفایلت برو تعداد دیدگاه خودتو زده روشون کلیک کن می بینمشون

-آرمین $96$ 7 ماه پیش
مدت عضویت: 230 روز

سلام دوست من
ممنون از راهنماییت

مدت عضویت: 301 روز

خیلی عالی دوست عزیز . من یه سوال داشتم . ن توی روابطم مشکل دارم و دوستان زیاد و صمیمی ندارم و رابطه ی عاطفی هم ندارم . الان من باید از خدا درخواست کنم ؟ اخه میدونم خدا جهانشو برای من تغییر نمیده و قوانینش ثابتن و من اشتباه دارم استفاده میکنم . الان به خدا بسپرم و رها کنم درسته؟ کمک میکنه؟

مدت عضویت: 188 روز

سلام دوست عزیز
چقدر خوشحال شدم و انرژی گرفتم از این کامنتتون. واقعا این حد از ایمان قابل ستایشه. اینکه خودتون رو به خدا واگذار کردید واقعا کاریه که هرکسی نمیتونه انجامش بده. ازتون ممنونم بابت این کامنت خوبتون?

مدت عضویت: 129 روز

سلام واقعا فوق العاده بود
من خودمم خيلي جاها همينجوري اتفاقاتي برام افتاده ك به ظاهر بد بوده ولي ذهن خودمو آگاهانه كنترل كردم و احساس خودمو خوب نگه داشتم و توكل كردم به خدايي ك قبول دارم هميشه توجهش بهم هست و هميشه دنبال راهيه ك بهم كمك كنه
و به شكل عجيبي ديدم ك چجوري برام اون كارو درست كرده
خدايا شكرت خدايا شكرت ك به توكل ما خيلي سريع تر از اوني ك فكر بكنيم جواب ميدي.

-علي ارتشدار 3 هفته پیش
مدت عضویت: 101 روز

سلام
لطفا راهنمایی کنید
من تا اول رمضان همین سال که تازه گذشته سر کار بودم با حقوق ١۶ ملیون .
چندسال قبل با این گروه ها اشنا شدم و از چند نفری دوره ها را خریداری کردم ( البته مستقیم از خودشون )
و از اول ماه مبارک رمضان که تقریبا ۵٢ روز میشه درامدم رسیده به صفر و مخارج کار جدیدم روزانه ۴٠٠ هزار است
همین ۴٠٠ هزار هم بزور در می اورم
البته نا امید نیستم ان شاءالله بهتر میشه
اهل نماز و عبادت و خیر و خیرات هم هستم و احترام همه میزارم چه کوچک چه بزرگ و نبوده روزی که بدون ایات خروج و یا توکل از خونه خارج بشم .یه روز خواستم یه دوره از اقای عباس منش بخرم تا اخرین مرحله که رفتم پیغام داد که موجودی کافی نیست با اینکه یکملیون تو حسابم بود ترسیدم رفتم حسابم چک کردم دیدم یکملیون هست رفتم قیمت دوره چک کردم دیدم خیلی صفر داره نشون دوستام دادم گفتن این شش ملیون و نیم است منم خیال کردم ۶۵٠ هزار است
ان شاءالله به همین زودی این دوره را تهیه خواهم کرد
منتظر راهنمایی شما عزیزان هستم
با تشکر فروان
( با اجازتون تو حساب مخارج یکم تعدیل کردم بعد از اینکه بدرستی حساب کردم معذرت)

-حمید جاوید 1 هفته پیش
مدت عضویت: 1088 روز

با سلام
دوست عزیز واقعا از این ساده تر و پر ثمر تر هم مگه میشه

واقعا جز سپاسگزاری چه چیزی میشه به درگاه خداوند ارائه کرد
شاد باشید (:

-کمال اصولی پاسخ داده شده در 1 روز پیش

سلام به دوستان
اتفاقاتی که در این چند روز اخیر برام افتاده :
1 ::: sms هایی که از طرف بانک برام میومد این بود که ” برداشت از حساب … ” وقتی اینو میدیدم دلم ناراحت میشد که باز خرج کردم و موجودی حساب اومد پایین و از طرفی دیگه خدا رو شکر میکردم که پول تووی حساب دارم و میتونم براحتی هر چی لازم دارم رو بخرم. بعد این فکر یا باور رو توی ذهنم ایجاد کردم که sms هایی که از طرف بانک میاد صرفا” sms های واریز به حساب باشه, و هی توی ذهنم اینووو مرور میکردم. بعد از چند روز این اتفاق بسیار خوشحال کننده رقم خورد و دیدم که مبلغی واریز شد به حسابم. حسااااابی خوشحال بودم و خنده های دلم تمومی نداشت.
2 ::: تووی مسیر رفتن به خونه چند تا مغازه میوه فروشی هست و تقربیا” هر شب میبینمشون، و به خودم میگفتم که بگیرم و با اعضای خانواده نووش جان کنیم. دفعه ی آخری که دیدم میوه های خوشمزه و خوشگل به طرز عجیبی بهم چشمک میزدن که بیا منو بگیر 😁😁😁😎 و من بی اعتنا از کنارشون رد شدم 🤓 اما چون اون خواسته توی دلم شدید بود این اتفاق افتاد که وقتی رسیدم خونه دیدم همون میوه ها که بهم چشمک میزدن، روی کابینت آشپزخونه منتظر منن و دوباره خوشحالی وصف ناپذیری توووی دلم ایجاد شد. هزاران مرتبه شکر
3 ::: دیگه دیگه از این بگم که اتفاقات کوچیکی که هر روز برام رقم میخوره جای پارک برا ماشین هر کجا که میرم، ی فنجون قهوه یا چای و حتی ی لیوان آب خنک توی این گرمای زیبای تابستون، نون سنگک های خاشخاشی بدون اینکه به نونوایی بگم که خاشخاشی باشه، مشتری های پولداری که میان برا خرید، و ……
خیلی اتفاقات خوبی برای همه میوفته اما یادمون میره این اتفاقات خوب و خوووش رو که خودمون رقم زدیم رو ثبت خاطرات کنیم
باشد که با تمریناااات پی در پی و مداوم به راه راست هدایت بشیم 🙂🙂🙂🙂🙂🙂🙂

-فریدون احمدی پاسخ داده شده در 3 روز پیش

سلام
امروز یک روز عالی رو دوباره شروع کردم.
همه چی طبق خواسته هام نیست….ولی دلیلی نمیبینم اتفاقات خوب رو براتون نگم.
دوباره نعمت دیدن نعمتهای خدای مهربونم به من داده شد…..یه آخر هفته خوب کنار همسر گل و پسرهای عزیزم.
اتفاق خوب دیگه اینکه هیچ اتفاق بدی نیوفتاد…خدایا شکرت که توی چند سال گذشته بیماری بدی سراغمون نیومده..
خدایا شکرت که دو تا پسر نازنینم روز بروز تکامل خودشون رو دارن طی میکنن و نیما به زیبایی هر چه تمامتر با رعایت قوانین وارد بازار کار شده.
خدایا سپاسگذارتم که عشق در خونه ما حرف اول رو میزنه با همه سختی ها کنار هم هستیم
خدایا بابت هر چی دادی و ندادی ازت ممنونم.
خدایا شکرت که عزیزان بزرگواری در این سایت هر وقت دلم میگیره هستن تا بیام ایمانم رو قوی کنم.
عاشقتونم.

-محمد معاوی پاسخ داده شده در 6 روز پیش

با سلام به همه دوستان
من هر روز صبح اتفاق عالی برایم رخ میده
چه اتفاقی بهتر از این که صبح به اختیار چشمهای قشنگم رو باز میکنم و اطرافم را میبینم با گوشهایم صدای اطرافم رو میشنوم با پاهای قدرتمند راه میروم و مرا به هرجا بخواهم میبرند با دستهای عزیزم صورتم رو میشورم غذا نوش جان میکنم دختر نازنینم بغل میکنم به راحتی نفس میکشم و کلی چیزهای ریز و درشت دیگه که به صورت اتوماتیک در بدنم کار میکنند که من در کمال آرامش صبحی دوباره را پر نشاط آغاز کنم
خدایا شکرت بابت این ثروت بزرگ خدایااااا شکرت
سپاسگذارم .سپااسگذارم ….سپاسگذارم

-یوسف احمدی فرد پاسخ داده شده در 6 روز پیش

سلام دوستان عزیر: امروز یکی از بهترین روزهای فروش مغازم بود و از وقتی رو باورام کار میکنم درآمد و فروش روزانم شکر خدا خیلی پیشرفت کرده. امشب وقت شام اینقدر شلوغ شد که دوستم اومد کمکم و باز نمیرسیدیم مشتریا رو رد کنیم. واسه ۳ تا ساندویچ بعضی مشتریا ۴۰ دقیقه منتظر میموندن و بعضی که اصلا گیرشون نیومد و تموم کردیم. خدا رو شکر که اینقدر مشتری هست و کارمون اینقدر خوبه که مشتری حاضره ۴۰ دقیقه صبر کنه. باور کنید قبل قانون اینطور نبود و اینا همه لطف الله یکتا هستن. الحمدلله رب العالمین

-شیوا حامدی پاسخ داده شده در 6 روز پیش

سلام خدا قوت…
من مدت تقریبا 3هفته هست که دارم روی باور فراوانی کار میکنم …چون گاهی وقتا ..وقتی چیزی میخریدم احساس خوبی نداشتم..و متوجه شدم این از باور کمبود نشات میگیره.
پس یک سری جملات تاکیدی رو با صدا خودم ضبط کردم و هر روز گوش میدادم ..و یکی از جملاتم اینه
(( من هر پولی که خرج میکنم 10برابرشو خدا سریع میزنه به کارتم😄😀😊))
این جمله خیلی بهم حال میده…و روزی که ضبطش کردم هی ذهنم میگفت اخه این چه جمله ایه؟؟ مگه میشه 10 براااابر…حداقل میگفتی 2 برابر ولی من به وسوسه هاش توجهی نکردم..
دیشب یه شلوار خریدم به قیمت 148 تومن..و برعکس همیشه بییییینهاااایت ذووووق کردم…من همیشه زیاد خرید میکردم ولی حس خوبی نداشتم احساس عذاب وجدان و نگرانی و پشیمونی داشتم معمولا بعد از خریدهام
ولی دیشب هیچ اثری ازون احساسهای بد نبود و فقط شادی و ذوق بود…
بلافاصله یه پیام از بانکم رسید و دیدم 1میلیون واریز شده..و من نمیدونستم از کجا اومده تا اینکه فرداش متوجه شدم که طلبی که از یکی از مشتریهام داشتم به حسابم واریز شده و من تایید کردم و میدونم که باید بیشتر کار کنم روی این باورم چون قانونا باید طبق جمله تاکیدیم 480 تومن بیشتر به حسابم واریز میشد😉😂💟💟💟💟💟

-شیرین انصاری پاسخ داده شده در 1 هفته پیش

سلام ثریا جان سؤالاتون بسیار زیبا بود
خدایم را سپاس میگویم که امروز یک روز قشنگ و پر لذت را تجربه کردم ،روزی که از تک تک ثانیه هاش استفاده کردم واسه بهتر بودن حالم و بالاتر بردن سطح انرژیم
خدایا سپاسگذارم

من امروزم را با سپاسگذاری شروع کردم و و دوست داشتم سرکارم که میرم وقت واسه سر خاروندن نداشته باشم دقیقا ۶،۷ساعتی سر کار بودم نمیدونم چطوری گذشت بعدش که تموم شد یکم احساس خستگی داشتم ،گفتمممممم وای دختر درخواست خودتت بود امروز واقعا عالی بود خدایا شکرت
خدایا شکرت بابت تن سالمم ،پاهای سلامتم که روزبروز سلامتر و قدمهای محکمتر بر میدارم در مسیرهای زندگیم🙏
یه درخواستم این بود مه خیلی محکمتر و پرانرژی تر صحبت کنم با همکاران و مشتریهام که امروز بعد از کلی مذاکره با همکارانم متوجه شدم چقدر کلامم قدرتمند شده،و چقدر به صحبت کردنم با لذت گوش میدن

پروردگارم را سپاسگذارم بابت این همه علم و آگاهی های روز افزون
❤️❤️❤️❤️🌹🌹🙏🙏🙏😘
عاشقتووووووووووونم🌹❤️

-آقا محمدرضا احمدی عزیز پاسخ داده شده در 1 هفته پیش

سلام بچه ها سپاسگذار ربم هستم بابت اتفاقاتی که در زندگی ام می افتد، چند وقت پیش یه اتفاقی افتاد توی زندگیم که خیلی خوشحالم و هنوز دهنم وا مونده و اون هم اینه که با اون دختری که توی دفتر خواسته هام نوشته بودم آشنا شدم و شاید باوراتون نشه اما تمام اون خواسته های من از اون کسی که میخواستم باهاش باشم رو داره چه از لحاظ ظاهری و چه از لحاظ باطنی و رفتاری، دقیقاً با همون شرایطی که میخواستم باشه و همون اسمی که میخواستم داشته باشند و از یک خانواده ی بسیار بسیار ثروتمند و متمول و اصیل و ریشه دار هستند ایشون و چقدر خانواده ی فوق العاده ای هستند چقدر خانواده ی فوق العاده و ساده و متواضعی هستند و پدرشون چقدر انسان شاد و خندان و جوان دلی هستن با اینکه 55 سالشون هست و چقدر انسان رها و آزادی هستند و چقدر انسان موحد و متوکلی هستند و بچه ها واقعا دلیل خوشبختی توحید و باورهای مناسب است و کل خانوادشون شاد هستند و من اونجا قانون رو به عینه لمسش کردم و چقــــــــــدر ایمانم بیشتر شد . با یک تی شرت ساده و یک شلوار جین معمولی_ همون لباسهای خودم که می پوشمشون_ رفتم اونجا و وقتی که با خانوادشون آشنا شدم چقدر از من خوششون اومد و وقتی که من شروع کردم از خودم گفتن جلشون، قشنگ با صدای بم و بلند و خیلی مودبانه صحبت کردن، کیف کرده بودند و برق رو تو چشماشون میدیدم و احساس غرور میکردند که من باهاشون آشنا شدم و مادرشون نشسته بودند بغل من و چقدر دست رو سر و صورت من میکشیدند و چقدر بوسم میکردند و قربونم میرفتند هی میگفتند پسر منی شما عزیز منی شما، با اینکه تازه دفعه ی اولی بود که داشتیم همدیگر رو میدیدم.
من اصلاً عین خیالم نبود که چقدر ثروتمند هستند_ با اینکه من الان از لحاظ مالی تازه اول راهم و تازه دارم روی باورام کار میکنم و کاری که عشقمه رو تازه پیدا کردم و شروعش کردم ولی با خودم گفتم که الان اینطوریم قرار نیست که از لحاظ مالی، دو سه سال دیگه اینطوری باشم_ و خیلی عالی شروع کردم به صحبت کردن و خودم باورم نمیشد که این منم چون تا بحال تنهایی توی یه همچین موقعیتی قرار نگرفته بودم. اولش ترس داشتم چون یک موقعیت جدید بود ولی بعدش قشنگ خیلی با همدیگه شوخی کردیم و خیلی باهاشون راحت بودم و وقتی که چند تا سوال در مورد ازدواج از من پرسیدند جوابهای بسیار کامل و جامعی دادم و همه اش رو هم حسم داشت به من میگفت که چی بگم، سپاسگذارتم که من رو هدایت و پشتیبانی می کنی، و اصلا مونده بودند که این حرفهای به این سبکی و خنکی رو از کجا دارم میگم و فقط سرشون رو تکون میدادند و تایید میکردند و لذت می بردند.
قرار بود که فقط دو سه ساعت برم اونجا ولی وقتی رفتم مادرشون با عشق غذا گذاشته بودند و من رو ناهار نگه داشتند و چه دستپختی چه دستپختی!!!!!!!!!!!!!! وقتی هم که داشتم میرفتم و داشتیم خداحافظی می کردیم پدرشون گفتند که پسر عزیزم من در مورد نحوه ی نگاهی که به زندگی و این جهان و خدای مهربان دارید خیلی ازتون یاد گرفتم و خیلی خیلی لذت بردم ،قراری بذاریم دوباره که بیشتر با همدیگه آشنا بشیم .
من خیلی سر در نمیارم از شرکتهای هولدینگ ولی وقتی از پدرشون شغلشون رو پرسیدم باباشون هم گفتند که یک شرکت هولدینگ بین المللی دارند در زمینه ی طراحی و ساخت و ساز پروژه های بناهای عظیم .
چقدر وقتی که با عزیز دلم هستم در آرامش هستم و چقدر احساس رهایی میکنم من. خیلی حالم خوبه و آرامش دارم و اینا رو حسم گفت بیام اینجا بگم تا بگم که بچه ها قانون جواب میدهد احساس خوب جواب میدهد راه رسیدن به خواستتون از احساس خوب میگذره و ما لیاقت بی نهایت خواسته و نعمت رو در بالاترین سطح خودش به مدت نامحدود در این دنیای مادی داریم.
عاشق همتون هستم، فقط لذت ببرید و روی باوراتون کار کنید و به الهاماتتون عمل کنید، باور نمی کنید که ربّ چطور کارها رو داره انجام میده. من وقتی از عزیز دلم پرسیدم که چی شد که فلان روز به اونجا رفتید؟و وقتی داشتند توضیح میدادند که چطور شد که از چند وقت پیشش یکسری اتفاقات افتاد که توی اون موقعیت قرار بگیرند که همدیگر رو ببینیم و وقتی هم که من داشتم به خودم فکر میکردم که چی شد که در اون موقعیت قرار گرفتم…، نمیدونم چی بگم!، اصلاً مغزم خاموش شده بود و فقط داشتم به چشمهای بسیار بسیار زیباشون نگاه میکردم و فقط ربّ بود که مدام داشت توی ذهنم رد میشد. هنوز هم نمیدونم چی شد! تازه این فقط یکسری از اتفاقات من و عزیز دلم بود فقط ربّ میدونه که چقدر اتفاقات دیگه افتاده توی این عالم که خبر نداریم و چقدر ایمانم بیشتر شد و به سقف چسبید در مورد ثروت که میشود، آقا میشود، میشود به راحتی هم میشود.
عاشقتونم.

مدت عضویت: 11 روز

دوست عزیز درود بر شما
صمیمانه به شما تبریک میگم بابت برآورده شدن خواسته هاتون
از شما درخواستی داشتم و میخواستم بپرسم آیا امکان داره بگید دقیقا قبل از برآورده شدن این خواسته چگونه و چه چیز نوشتید و چگونه فرکانس خودتون رو با درخواست خودتون هماهنگ کردید و برای این خواسته و در مدار برآورده شدن اون قرار گرفتن در طول روز چه می‌کردید
سپاسگزار و وامدار محبت شما هستم که چنانچه براتون مقدور باشه و بفرمایید،
در پایان برای شما آرامشی ورای دانش همگان آرزومندم
پاینده و سربلند باشید

-مجید اجلالی بجندی پاسخ داده شده در 1 هفته پیش

سلام دوستان هم فرکانسی ام
من همیشه سعی میکنم احساساتمو خوب نگه دارم و نتایجشم همگی فوق العاده بود …
فقط یه چیزی احساسمو بهم میزنه و اونم بهونه گیری های پسر یکسالمه …هم خیلی شلوغه هم گهگاهی با گریه هاش کلافه میشم …
نمیدونم چطور این ناراحتی و کلافه شدن هامو کنترل کنم … یکی دوبار نیست ک … هرروز ک بزرگتر میشه شیطنت هاش بیشتر و درخواستاش ازم بیشترمیشه و اگه درخواستشو رد کنم و اهمیت نده میزنه زیر گریه … دوست ندارم رو این رفتارش تمرکز کنم اما نمیشه….خانومم میگه بچه باید بچگیشو کنه … بجه یه ساله ک متوجه کاراش نیس.
الان دوست دارم بشینم فایلای استادو ببینم اما پسرم مدام سرو صدا میکنه و تمرکزی رو فایلای استاد ندارم .کسی میتونه کمکم کنه؟کسانی ک بجه دارن بهتردرک میکنن …

-حمید جاوید پاسخ داده شده در 1 هفته پیش

سلام
روز همه عزیزانم بخیر و شادی ان شا….

اقا امروز از اولش خیلی فوق العاده شروع شد.

بعد از خوردن صبحانه نشستم و با گوشیم اهنگ های شادی که استاد تو کلیپ هاش میذاشت و من دانلودشون کرده بودم رو پلی کردن و با گوش دادنشون لذت بردم.

ی برگه تو دفترم به بخش تمرین ستاره قطبی اضافه کردم و لذت بردم

و بعدش بوووووووووووووووووووووووم!!!!!

جای شما خالی رفتم از یخچال ی آلو سیاه بردارم و بخورم و بعدش اصلا ی وضعی

اولین میوه رو برداشتم خوشم نیومد و گذاشتم و دومی برداشتم دیدم ی ی زائده روشه و اونم گذاشتم

بعد دیدی یهو تو بعضی مواقع یه همچین موقعیتی پیش میاد که نگاهت از ی چیزی عبور میکنه و بعد از چند ثانیه تازه متوجه میشی چی دیدی!!!!!؟؟؟؟

من همینجوری شدم. دوباره اون میوه دومیو برداشتم دیدم اون زائده قشنگ ی قلب متقارن بود که رو سینه میوه چسبیده بود.

هنوزم برای دیدنش هیجان زده هستم

کلی باهاش عکس گرفتم و گذاشتم رو پروفایل واتس آپم

حالا اگه شد برای پروفایل اینجام میذارم البته فعلا فیلتر شکن ندارم جون اون سایتی که دوست عزیزمون تو بخش فنی توضیحاتش رو دادن فیلتره

ایشا… اونم انجام میدم تا شما هم از دیدن این نشانه عشق خداوند به ما لذت ببرید

خدا میدونه تا اخر شب چه رخدادهای عالی رو خدا جون برام پیش میاره

شاد باشید (:

خداوند برای کن کافی است

-محمد معاوی پاسخ داده شده در 1 هفته پیش

سلام
بنده بنا به دلیلی دارم یک سری مشاوره های پزشکی انجام میدم دیروز 7صب رفتم درمانگاه که نوبت حضوری قلب و گوارش بگیرم اول رفتم سمت درمانگاه قلب دیدم قلقلس و یه لیست 30~40دادن به منشی و منشی داد میزد نوبت نیس و منتظر نشین با کمال آرامش گفتم اشکال نداره برم سمت درمانگاه گوارش ببینم چی میشه به محض اینکه از درمانگاه قلب دراومدم با یه خانومی رو به رو شدم که میگفت نوبت قلب دارم به درد کسی نمیخوره که ازش گرفتم و خدا رو شکر کردم بات نتیجه گرفتن از حال خوبم خلاصه رفتم درمانگاه گوارش که اونجا بدتر قلقله بود و اصلا منشیش جواب سوال نمیداد چه برسه بگم نوبت میخام یه دو دیقه ایستادم و بعدش یه آقایی منو کشوند کنار و گفت اون خانمه که اونجا نشسته یه نوبت داره که نمیخاتش و باز هم خدا رو شکر برای بار دوم نتیجه احساس خوب و آرامشم نتیجه داد و جالب اینجاست که خواستم برم سمت پذیرش درمانگاه که باز یه نوبت قلب رو نمیکت پیدا کردم که دادم به منشی و خدا رو شکر مشکل یه بنده خدای دیگه رو به لطف خدا حل کردم
واقعا که احساس خوب و توکل کردن به خداوند و در صلح موندن با درون خود نتیجه شگفت انگیز میده
خدای مهربانم سپاسگذارم سپاسگذارم سپاسگذارم

-فریدون احمدی پاسخ داده شده در 1 هفته پیش

سلام
خدایا شکرت که این مهلت وباره رو بهم دادی تا بتونم سپاسگذار نعمتهات باشم
سپاس بابت نعمتهای سلامتی که بهم دادی…دستهای زیبا وزحمتکش ..قربونتون برم
پاهای محکم و سالمم ممنون که من رو به هر جا میخام میبرید و نیازی به عصا و ویلچر ندارم.
خدایا بابت این چشمهای زیبا وقدرتمند ممنونم..که میتونم زیباییهای تو دنیا روببینم..شکر که نعمت بینایی دارم و میشد که نداشته باشم.
خدا جونم ممنونم که تا الان هر سختی که دادی تونستم تحمل کنم….قربونت برم که از همه سختی ها بزرگتری…
شکرت که تا نجواهای شیطانی میاد تو ذهنم تو هستی که بهت پناه ببرم
شکرت که من هر چی گناه کردم چشم پوشی کردی و آبروی من رو حفظ کردی….دیگه گناه نمیکنم
شکرت که تا الان همیشه پشت وپناهم بودی …چقدر گرفتاریها ، بیماریها،بلایا رو از من دفع کردی
خدا جونم قربونت برم که همسر گلم و پسرهای نازنینم سالمن و در اه تو…
خدای مهربونم فقط خوبیهات رو میخام…اصلا نمیخام به وعده های عذابت فکر کنم که مگه میشه تو کسی رو عذاب بدی…من که باورم نمیشه
خداجونم یاس وناامیدی رو از من دور کن…هر لحظه برام معجزه کن که از یادم لحظه ای نری
خدایا من زیاد میخام …خودت گفتی ….از من دعا از تو بخشش..
ببار بر سر همه ما نمتهای فراوونت رو که نتونیم نفس بکشیم.
قربونت برم که اینا رو نوشتم که حالم خوب شد…بریم سراغ اتفاقات خوب

-مسعود خداداد پاسخ داده شده در 1 هفته پیش

سلام
تا دیدم اتفاقات آینده هم توی اینجا هست خوشم اومد خاطره ای بنویسم .
با قطار به تهران رفتم ، صبح زود رسیده بودم ، هوا داشت روشن میشد و من توی فکر بودم که چه زمانی بهتره برم فرودگاه چون هنوز برای رفتن به سوئیس بلیط تهیه نکرده بودم .
پس به یک هتل مراجعه کردم اطاقی گرفتم و وسایلم رو گذاشته و به محل صرف غذا رفتم .
در سلف سرویس شیر داغ و آب میوه و تخم مرغ و هر چی که میخواستی بود . من هم بعد از صرف صبحانه و چای به اطاقم رفتم و 2 – 3 ساعتی استراحت کردم .
در لاوی هتل بودم و داشتم به فایل های استاد گوش میدادم گفتم بزار تا ظهر نشده برم فرودگاه .
در محل فروش بلیط جای خالی یه نفر رو به من دادند و قرار شد فردای همون روز به سوئیس پرواز کنم . و بعد از اونجا به چین سفر کردم و کلا” دو ماه رو توی سفر بودم .
جاتون خالی بود خیلی خوش گذشت .
خدایا شکرت که کارها را برایم آسان کردی .خدایا سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

-فاطمه عزیز پاسخ داده شده در 2 هفته پیش

سلام دوستان گلم و استاد عزیزم
ی چند هفته پیش (دقیق که بگم 5تیر)که داشتم با اتوبوس از تهران برمیگشتم شهرستان و امتحانا تموم شده بود، گفتم این فایل ریشه حل مساعل رو که خواهرم خریدم و برام فرستاده رو گوش بدم و هنذفری گذاشتم تو گوشم و اتوبوسم که داشت نرم نرمک می رفت خوابم برد …فایل استادهم که داشت پخش میشد)خواب دیدم که استاد سوار موتوره تو ی دشت بزرگ وخیلی سبز که سه چهارتافیل و زرافه داشتند با آرامش قدم می زدند.😄.استاد هم میگفت اینجا ما فیل داریم زرافه داریم 😍..بعد در ادامه گفتن که اینایی که شما میبینید نتیجه اون کنترل ذهنه است 😋و خیلی با سرعت رو موتور تو اون دشت داشتند رانندگی می کردند .بعد یهویی نمیدونم چرا فایل ریشه مساعل قط شد و از خواب بیدار شدم.😓..وبخودم گفتم خدایا😱 به به عجب خوابی بود..😄.چقدر چسپید😇..خستگی کل امتحانا از بدنم در رفت..تو امتحانا من بخاطر ی استرس کنترل ذهن شدیدی انجام دادم و موفق شدم افسار ذهنمو به دست بگیرم، مطمعنم این ی الهام از سمت خداوندم بوده..جالب ترش اینک چند هفته بعد هم استاد تو سفرش میره ی قسمتی که پر از حیوونه بهشون غذا میده و تو اینستا میذاره و اونجا حتی زرافه هم داشت😍😍😄مگه بهتر از این داریییم؟؟؟خدایا شکرت خدایا مرسی که منو هدایت میکنی به راه کسانی که نعمت دادی نه انان که بر انان خشم گرفتی و نه گمراهان.😄

-نعمت اله صادقی پاسخ داده شده در 3 هفته پیش

سلام دوستان گلم
امروز خداوند را سپاسگزارم که مشتری های خیلی باحالی برام فرستاد
پول و ثروت در جریان بود
در جهت گسترش کسب و کارم قدمهایی برداشتم
غذاهای خوشمزه ای که خوردم

-حسین بزرگ زاده پاسخ داده شده در 3 هفته پیش

.با سلام به دوستان گلم
من داشتم دست به کاری میزدم که اون آدم سرمایه داری هم به این کار فکر نمیکرد.من درآمدم تا پارسال ماهی ۱.۲۰۰ تا ۱.۵۰۰ در ماه بود اومدم فروشگاهی رو اجاره کردم که ماهی ۱۶ میلیون تومن فقط اجارشه و با پول کارمندام میشه ماهی ۲۵ میلیون .خیلیا گفتن که نرو شکست میخوری و بر میگردی سر جای اولت و من فقط فقط میگفتم که میتونم و الانم که دارم این مطلبو مینویسم توی فروشگاه بزرگی که اجاره کردم هستم وبه لطف خدا
و پشتکارم به تمام نیاز های اولیم رسیدم
فقط میخوام بگم که این کلمه ی من میتونم رو گفتم و الان حداقل ۳۰ سال از زندگیم جلو افتادم
دوستان گلم هیچ وقت به حرفای دور اطرافتون گوش ندین فقط فقط به خودتون ایمان داشته باشین و خدای مهربون که این همه نعمت ها رو به ما داده تا استفاده کنیم و از آن لذت ببریم

-یاسر محمدی پاسخ داده شده در 3 هفته پیش

سلام دوستان عزیز
من از وقتی با قوانین آشنا شده ام هر لحظه ام سرشار از موفقیت و آرامش است
هر کاری که برایم پیش میاید آن را به خدای مهربان می سپارم و دقیقا همان روز نتیجه اش را میبینم
از درست شدن خود به خود وسایل خراب شده گرفته تا حذف شدن انسانهایی که آرامشم را بهم میریختن که بدون هیچ تلاشی حضورشان در زندگی ام کم رنگ و به خودی خود حذف شدن
واقعا ایمان آوردم که احساس خوب =اتفاقات خوب و همیشه تلاش میکنم حالم را خوب کنم تا غرق در لذت شوم
مشکلاتی که در زندگی ام رخنه کرده بود و مرا می آزارد به راحتی با توکل به خدا حل شدن
سلامتی خودم و اعضای خانواده ام که عالی است و من شاکر خداوند عزیزم هستم از روزی که با قانون الاهی آشنا شدم و طبق آن پیش رفته ام در سلامتی و بهبودی کامل به سر میبریم
زندگی ام سرشار از لذت است آن را برای همه آرزو میکنم

-صدیق پاسخ داده شده در 3 هفته پیش

سلام دوستان عزیزم خداروشکر میکنم که با خوندن مطالبتون که چه چیزهای خوبی جذب کردین انرژیم مضاعف میشه
خداروشکر من امروز صبح دوتا نشونه برای خودم از طرف خدا گذاشتم که هردو محقق شد .من اینجوری به خدا میگم که خدای خوبم حالا که من رو به این مسیر هدایت کردی این چیزارو که میخوام ازت اگه اتفاق افتاد من انرژیم بیشتر میشه برای ادامه دادن .
حالا اون چیزا یکیش گفتم پول به حسابم واریز بشه یکیشم این که شام دعوت بشم رستوران که هردو رو به لطف خدا جذب کردم این قانون خیلی خوب جواب میده فقط کافیه ایمانمون رو قوی کنیم و اگه امروز اون چیزی رو خواستیم بدست نیاورویم ناراحت نشیم چون برای خودم پیش اومده با فاصله یکی دو روز بعدش جذبش کردم
بازم خداروشکر میکنم که با شما همسفرم عزیران

-محمد ممشلی پاسخ داده شده در 1 ماه پیش

سلام و عرض ادب
من شغلم پخش لوازم جانبی موبایله و هر رو به مشتریام سر میزنم فردا 4 میلیون سر رسید داشتم و 3 میلیون کم داشتم باید جور میکردم ….راه افتام که برم تو دور … گفتم خدایا من میرم به مشتریا سر میزنم جم کردن حسابا باتو ….. اصلا یه وضعی بود یک 2 میلیون داد یکی 300 داد یکی 200 داد وااااای واااای چه خوب جم کرد حسابها رو …… کار خوبه خدا درست کنه … امیدوارم ایمانم به این قدرت به انتها هر روز تقویت بشه هرروز هر روز

-مجید اسداللهى پاسخ داده شده در 1 ماه پیش

سلام به دوستای خداوند
بزرگترین و بهترین اتفاقی که تو این مدت در زندگی من رخ داده آرامشه
من از موقعی که از خواب بیدار میشدم تا وقتی که میخوابیدم با زمینو زمان جنگ داشتم، حتی با خودم
همیشه دنبال دردسر بودم.
ولی الان حدود ٢٠ روزه که آرامش دارم. نه تنها دنبال دردسر نیستم بلکه دردسرم سراام نمیاد.
ذهنم آروم شده
اتفاقای خوبی برام افتاده
رابطه ام با همکارام خیلی خوب شده
خواب راحتی دارم
شکر گزار خدا شدم
ترسام خیلی کم شده
همه این اتفاقات خوب باعث شد تا چند نفر از کسایی که منو از نزدیک میشناختن از مطالب این سایت و فایلهای استاد استفاده کنن و خدارو شکر که رو زندگی اونا هم تاثیر مثبت داشته.
واقعا خدارو شکر

-فریدون احمدی پاسخ داده شده در 1 ماه پیش

سلام به همه دوستان عزیزم
باورتون میشه الان 2 ساعته دارم کامنتاتون رو میخونم….میخاستم اتفاقات خوب 2 ماهی که به این سایت هدایت شدم روبنویسم…
بهترین اتفاق ..چی بگم…شاید باورنکنید…..کدومو بنویسم..
لحظه لحظه لذت بردن از شادیها…نعمتها….محبت ها..فراوانی…عشق به خدای مهربون ونازنین….
خدای قشنگیها..خدایی که لابلای همه این صفحات میبینم…
حرفاتون بوی خدا میده..
چه لذتی بالاترازاینکه ازشادی دیگران…ازاتفاقات شیرین و لحظه های شاددیگران…ازاین همه معجزه تو زندگی همه عزیزان میشنوم و لذت میبرم..
بچه ها …خداروگواه میگیرم بزرگترین لذت امروزم لذتهای شما بود..
ازشادیهاتون…ازبارون گفتناتون….ازخریدن کفش و خونه و ماشین وکادو……
لذت بردن از لحظه لحظه زندگیتون قلبمو آوردتودهنم..
خدایا شکر..خدایاشکر
سپاس…سپاس..سپاس..
که این همه آدم با کوچکترین نعمتهات به اوج لذت میرسن….
خدایا ببار به این عزیزان باران نعمتهاتو که تمومی نداره..
خدایا…ای که وعده دادی که فقط ما بخایم..
ازت میخام…به این لحظه که نمیدونم چی مینویسم و حالم عالیه…
به همه آدمهای روی این زمین زیبا که آفریدی..
نعمت..ثروت..شادی..سلامت…رحمت..عشق..آرامش..
ودلی که فقط با یادتو..فقط بایادتو…آروم میشه مرحمت کن
که ارحم الراحمینی..
ای عزیزم…قربون اون نگاه زیبات برم که ازمون برمیداری
کجابودی تاحالا
چرانمیدیدمت
بچه ها لذت ببرید…
عاشقتونم..
این هم اتفاق قشنگ امروز من
که تمومی نداره..
راستی بچه ها یه عشقی دارم که من رو جذب این احوالات کرد..
عاشقشم..یه چند کلمه بااون دارم دوست دارم اینجابگم..
اینجا چرااینجوریه؟؟!!آدم اصلا تودلشم این حرفهارومیترسه بگه..
عشقم …سلام
بهترین اتفاق زندگی من ….معجزه زندگی من…مهربونم….عزیزترینم…
سپاسگذارتم که راه رو بهم نشون دادی..
تنها عشقم بودی وهستی وتا ابدخواهی موند..
حالا که دیگه بااین حال کنارتم سپاسگذارتم خداجون…چقدر نعمت….
دیگه دو تایی با هم حال میکنیم…کنار نیما و محمدمهدی عزیزم….دوتافرشته…وااااااااااااااااایییییییییییی
خداجونم…ماهییییییییی…..ماه..ماه..
فقط سپاسگذارتم…سپاس…سپاس
مگه میشه از اتفاقات خوب بگی واین همه حالت خوب نشه..
آخه این چه سوالیه..
توی دو ماه..این همه معجزه..کدوم رو بگم…
شما که چندین ماه وسال احوالتون عوض شده..قوانین رو شناختین ….بگین وقتی به این همه معجزه تمرکز میکنین…
چطوری خودتونو کنترل میکنین..
خدایا میدونی من ناراحتی قلبی دارم..
نکنه برام خوب نباشه..
به خدا بچه ها واقعا میترسم..ضربان قلبم میره بالا…
خدایا فقط شکرت

-آرمین $96$ پاسخ داده شده در 2 ماه پیش

دوستان به نظر شما باید چیکار کنیم ک بتونیم کنترل ذهن بهتری در واقع انجام بدیم در طول روز ؟

-نعمت اله صادقی پاسخ داده شده در 2 ماه پیش

بنام خداوند یکتای مهربان عال و بی همتا
امروز خیلی خیلی خیلی روز عالی بود خیلی شاد از خواب بلند شدم و هوا عالی بود، آسمون شهرمون چقدر قشنگ بود کارکنان مغازم چقدر مرتب و منظم کار می کردند چقدر کارهام ساده و آسون بود، همه چیز آسون و عالی وای که چقدر زندگی این شکلی را دوستش دارم، عاشقشم و گاهی اوقات قاصر از تکلم میشم که چی بگم آخه

-حمید جاوید 1 هفته پیش
مدت عضویت: 1088 روز

با سلام

خدا رو شکر اقای صادقی قشنگ حس کردم که چقدر در محیطی ارام و مطبوع هستین

واقعا حسش کردم و به خاطرش از خداوند سپاسگزارم

شاد باشید (:

خداوند برای من کافی است

-دایانا پاسخ داده شده در 2 ماه پیش

به نام خداوند بخشنده مهربان
چند روزیه که بصورت فشرده روی باورهای خودم بخصوص این باور که خداوند عاشقه منه و منم عاششششق اون توی این چند روز اتفاقات کوچک اما خیلی خوب برام افتاده اما دیروز واقعا یه اتفاقی افتاد که اونو میخاستم واقعا میخاستم اما راستش از یادم رفته بود که دوستم زنگ زد و گفت مژده گونی بده برق از چشام پرید فهمیدم که توی قرعه کشی برنده شدم سه میلیون تومن خیلی خیلی خوشحالم خدای مهربونم عزیزم عشقم خیلی دوست دارم ممنونم که تو اینقدر عاشقمی ممنون.

-آرمین $96$ پاسخ داده شده در 2 ماه پیش

سلامی پر از انرژی های پر نور خدمت هم فرکانسی های عزیزم
به نظرم یک اصل مهم و صدر نشین قوانین کنترل ذهن یا همون کنترل خشم هستش ک میبایست روش کار کنیم و ۱۰۰٪ جواب میدهد
به نظرم اگر میخواهید جزو ۴.۵٪ ها باشیم باید رو کنترل ذهنمون بیشتر کار کنیم
با تشکر از این همه حجم خوشبختی

-صدیق الله ستانکزی پاسخ داده شده در 2 ماه پیش

سلام خدمت تمام عزیزانم یکی از دوستا تو این صفحه یه دیدگاه داده بود که من هر روز پیش از رفتن به کارم یه سناریوی رو مینویسم که تا آخر روز اونو انجام بدم و بیشتر از آن چیز که میخاستم به دست آوردم ولی هرچی دیدم نتونستم دریابم اون دیدگاه دوستمو حالا بزارید من بگم
وقت اون دیدگاه دوستمو خوندم قلبم برام گفت بیا توهم بنویس که تا آخر این روز چی میخای به دست بیاری و نوشتم که میخان تا آخر روز ۱۰۰ هزار به دست بیارم وقت وقت داشتم تو سایت نظرات رو میخوندم که یه مشتری اومد وقت مشکل شو حل کردم برام گفت چقد میشه دست مزد تون یه احساس برام گفت که براش بگو ۱۰۰ هزار منم لراش گفتم و اونم برام داد بعد اون چندین مشتری دیگه اومدن که الان ساعت ۱۹ شام هستش و من ۱۸۰ هزار به دست اوردم خدایا شکر ازین همه نعمت های که برای ما داده ای و این فراوانی که میخاهیم ازت و میدی برامون خدایا شکر شکرشکرشکرشکرشکرشکر
درپناه الله یکتا شاد موفق سلامت ثروت مند و سعادت مند امروز و فردا باشید

-حمید جاوید 1 هفته پیش
مدت عضویت: 1088 روز

با سلام

خدا رو شکر دوست من

دقیقا این تجربه تایییدی بر مثال استاد که اقا ما تو رستورانیم و ک همه چیز هست و ما فقط باید انتخاب کنیم و لذت ببریم

شاد باشید (:

خداوند برای من کافی است

-ندا کاظمی پاسخ داده شده در 2 ماه پیش

به نام خداوند ثروتمند وبخشنده به نام خداوند رزاق و وهاب .
سلام ب دوستان هم فرکانسی ..
خدایا شکرت این روزا هرروز دارم نشونه میبینم ..قبلن اینارو نشونه نمیدیدم ولی استاد بهم یاد داد اینا نشونه س واز این نشونه های ب ظاهر کوچیکه ک ب ارزوهام میرسم .خدایا شکرت با پولی ک ریختی تو حسابم بالاخره رفتم اموزشگاه رانندگی ثبت نام کردم واین روزا دارم رانندگی یاد میگیرم …خدایا شکرت منو ب اموزشگاهی هدایت کرد ک موقع رانندگی فقط زیبایی و ثروت میبینمممم..ینی این روزا دوساعت تو محله های ثروتمند خودم رانندگی میکنم و موقع تمرین چند بار ماشین دلخوام و میبینممممم ..وقتی میبینمششش ب وجد میام وتمرکزم واز دست میدم و مربی بهم میگه حواست کجاست منم میگم پیش اون ماشینه ….بعد فهمیدم اصلن همینکه اومدم تو این محله ثبت نام کنم یه نشونس ..نشونه اینکه خدا منووو بیه جاییی هدایتت کرده ک هرروز ثروت و زیبایی ببینم واینا برام بدیهی شه ..خدایا شکرت ..خدایا شکرت این روزا دارم با تضادم خوب کنار میاممم وحالموووو خوب نگه میدارم .مطمعنم این روزا میگذره وهمه چی درست میشه اخه هرروز نشونه هاشووو میبینم ..فقط باید حالمو خوب نگه دارم ..خدایا شکرت این روزا قدرت خریدم نسبت ب همین دو ماه پیش خیلی بهتر شده و باخیال راحتر خرید میکنم ..خدایا شکرت بدون اینکه زحمتی بکشم ورودی حسابم دو برابر شده هرچند کمه ولی دوبرابر شده اینا ینی باورام داره جواب میده ..خدایا شکرت خدایا شکرت ب خاطر سلامتیم خدایا شکرت ب خاطر وجود پدرو مادرممم خدایا شکرت ب خاطر بارون شدیدی ک دیشب بارید شکرت ب خاطر نشونه امروزمممممم ….شکرتتتتتت

-ثریا پوریا پاسخ داده شده در 2 ماه پیش

سلام به همه دوستای گلم. سلام به خدای مهربون. روزانه چندین نشانه میبینم هرچند کوچک ،مهم اینه هر چی بیشتر توجه کنم به این نشانه ها که میتوان گفت معجزه اند که از سمت خدا فرستاده شده اند و با تحسین آنها نشانه ها و اتفاق های خوب بیشتر و میشوند و ظرف ما بزرگتر.
خدایا شکرت که تا دلم هوس بارون کرد ، باریدی.
گوشیمو نگاه کردم و اس ام اس دریافت حقوقمو دیدم که هم افزایش حقوق داشتم هم زودتر از موعد مقرر واریز شده برام.خدایا شکرت.
خدایا شکرت برای شاگردان خوب ومودبی که دارم که تعدادشان بشتر میشود.
خدایا شکرت برای رکوردهام که هر هفته عالی تر میشود.
خدایا شکرت که استاد خوبی دارم که از سمت تو آمده تا باعث پیشرفتم باشدومرتبا استعداد و توانایی هایم را تحسین میکند.
خدایا شکرت برای اون خانمی که از پیشکسوتای باشگاهه و اومد بهم گفت تو به زودی قهرمان کشور میشی و بالاتر ، بدون اینکه از رشته تخصصی من خبر داشته باشدداشته باشد.میدانم که تو او را فرستادی که باعث تشویق من شود و هدفم را یاداوری ام کردی.‌این نشانه ایست از سمت تو.
خدایا برای صلح و آرامشی که در خانه برقرار است و ارتباط بهتری که بین اعضای خانواده شکل گرفته شکرت.
خدایا شکرت برای مادرم که سالم است و حامی و پشتیبان من است.
شکرت برای سلامتی خودم و خانواده ام.
شکرت برای فراوانی نعمت و ثروت.
خدایا شکرت برای این جمع خوب و استاد خوبم آقای عباسمنش عزیز.
ممنونم خدای مهربان و روزی دهنده.

-سمیه مصطفائی پاسخ داده شده در 2 ماه پیش

به نام خدای بصیر
❤❤
چه اتفاق قشنگی که امروز هم اجازه زندگی کردن و نفس کشیدن رو داشتم 😘
☘☘☘
یه اتفاق خوب دیگه اینکه امروز آفتاب باز هم سخاوتمندانه زمین ما رو روشن و گرم نگه داشت 🌿
☘☘☘
اتفاق زیبای دیگه بودن من در فضای صمیمی خانواده ام و لمس حضور عزیزانم بود💞
☘☘☘
اتفاق عالی امروز با حس قشنگ روزه گرفتن و عبادت با خدای عاشقم بود 🌼
☘☘☘
اتفاق جالب دیگه حضور در محل کارم و رابطه خوب همکارانم با من و روز کاری مفید و کاربردی ام بود 🍃
☘☘☘
اتفاق شیرین امروزم خواب بعداز ظهر و استراحت دلچسپم 😊😊😊
اتفاق فوق العاده امروزم باز کردن سایت عباسمنش و خوندن و نوشتن کامنت های دلنشین بود 🌻🌻

خدایا شکرت که هر لحظه زندگی مون سرشار از اتفاقات خوبه ❤❤❤

-ارمان مشایخی پاسخ داده شده در 3 ماه پیش

شکرت خدایا وقتی جواب سوالی میخوام بدونم خیلی زود جواب میگیرم

شکرت خدایا که وقتی تو بخش عقل کل کسی جواب منو بده خداوند راه درست به من نشون میده

شکرت خدایا برای مشتری های امروز واقعا روز پر از رزق بود
شکرت خدایا برای دعوت شدن به ساندویچی
شکرت خدایا برای ویتامین سی
شکرت خدایا برای پولی که دریافت کردم
شکرت خدایا برای روابطم
شکرت خدایا برای صورت زیدان
شکرت خدایا که جهان سرشار از فراوانیه
شکرت خدایا که من لایق بهترینا
شکرت خدا من خالق زندگیم هستم
شکرت خدایا برای خودت برای اینکه از رگ گردن به من نزدیک تری

-فاطمه :) پاسخ داده شده در 3 ماه پیش

سلاااااام به دوستان عزیزم
خیلی خوش حالم که اینجا هستم
اولین باره که در این بخش کامنت می ذارم. حدودا ساعت ۸ بود که اومدم اینجا و تصمیم داشتم اتفاقات خوب امروزمو بنویسم که حتی برای خودم نوشتمشون اما احساسم خوب نبود وقتی کامنت دوستان رو می خوندم فهمیدم همه چقدر با حس خوب نوشتن و کاملا حس خوبشون درک میشد حس کردم من بنویسم چون حسم خوب نیست اصلا به دل نمیشینه و فایده ای نداره و حتی خودمو هم راضی نمی کرد گفتم بیخیال باشه یه روز دیگه .
بعد یک ساعت و نیم بعدش دوباره احساس بدم زیاد شد. در واقع یه مسئله ای برام پیش اومده بود که فکرش خیلی حسمو بد میکرد سعی میکردم بهش توجه نکنم اما بازم نمیشد فکرش مثل ویروس تو ذهنم پخش میشد و تکثیر میشد و حسمو اونقدر بد میکرد که اشکام جاری میشد .
دیدم نه بابا نمی تونم بهش بی توجه بشم همچنان هست چشامو بستم درحالی که خیلی حالم بد بود با تمام وجودم از خدا خواستم که دلمو آروم کنه و اون فکر رو از ذهنم بیرون کنه گفتم دوست دارم دوباره درونم پر از آرامش و شادی عمیق بشه و… دو سه دقیقه بیشتر این درخواستم طول نکشید که اشکام قطع شد دلم اروم شد و واقعا اون مسئله برام بی اهمیت شد حتی همین الان هم باید فکر کنم که اون مسئله چی بود (: … در خواستم در لحظه اجابت شد❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤
الان حااااالم عااالیه و خیلی خوش حاااالم و واقعا از خدا ممنووونم که در تمام لحظات زندگیم هست و هر لحظه عشقشو بهم ثابت میکنه.
من قبلا هم ازین شیوه استفاده کردم و دقیقا همین نتیجه رو گرفتم (:
بعد ازین که حالم خوب شد رفتم توی حیاط اونجام یه نسیم خنک اومد و کلی حسمو خوب کرد و شادیمو دوچندان کرد. بعدش اومدم خونه با آغوش باز پدرم مواجه شدم که دو بوسه عاشقانه بر گونه هام نشوند. حال خوبمو دوچندان تر کرد. (:
این چند تا اتفاقی که واقعا حالمو خوب کرد در عرض ۱۵ دقیقه رخ داد.

بعدش یاد اینجا افتادم که حالا که حالت عالیه برو سایت و حس خوبت رو به اشتراک بذار.
البته امروز چندین اتفاق خوب دیگه هم داشتم.

از استاد عزیزم و تمام دوستانی که با خوندن کامنت هاشون حالم خوب شده و چیزای خوبی ازشون یاد گرفتم ممنووونم❤️
طلسم کامنت نذاشتنم هم امشب شکست(:

-فاطمه پاسخ داده شده در 3 ماه پیش

سلام دوستان من
من خیلی امروز راضی ام از خودم، خدایا شکرت
امروز یه دوستی که منو یاد کرده بود باهام صحبت میکرد،
تو صحبتاش خیلی ناراحت بود از دوست صمیمی اش که به کل رابطه اشون تموم شده بود و به کل قطع

خیلی ناراحت بود از اون طرف
از اینکه همینجوری داره دربارش بد میگه و از این حرف هایی که در هر کدورتی پیدا میکنیم برای این دوست منم پیش آومده بود
خلاصه خیلی ناراحت بود
اون لحظه سعی کردم تمام چیزهایی که از استاد یاد گرفتم بهش بگم
قانون اصلی حال خوب =اتفاق های خوب
تمامی رو گفتم
فایل عفو و بخشش هرچی که یادم بود براش گفتم
حتی خود فایل هم فرستادم
وقتی یه کسی از زندگیمون حذف میشه قطعا این لطف خداست و اون یکی بهتر جایگزین میکنه
چه خوبه که خود خدا جایگزین تمام نداشته هامون بشه و……

اصلا وقتی به من گفت راحت شدم، وقتی گفت به کل میبخشمش، وقتی گفت آروم شدم الان، وقتی گفت شاید عمر دیدارم با تو خیلی کوتاه بود قطعا وجودت بی حکمت نبوده تو زندگی من
وااااااای خدایا شکرت
خدایا شکرت با این مسیر آشنا شدم که روزی بشم دست خودت و بتونم کسی رو با حرف هایی که از جنس خودته آروم کنم
خدایا شکرررررررر
خدایا شکرت که دوستم در فرکانس دریافت این آگاهی ها بود
خدایا شکرررررررت برای روز مفیدم

-ابراهیم سواری پاسخ داده شده در 3 ماه پیش

سلام از موقه ای که با سایت استاد عباس منش آشنا شدم خیلی اتفاقات خوبی برام رخ میده و اونجاهایی که برام اتفاق به ظاهر بد برام رخ بده بعدها متوجه میشم که من به این شرایط توجه کردم و باعث شد که این اتفاق بد برام رخ بده ولی امروز با اینکه توی خوزستان همه از سیل مینالن ولی من سعی کردم اصلا توجه نکنم و اتفاقی یه عروس و دوماد رو توی اینترنت دیدم که توی سیلی که همه به اتفاقات بد توجه می کنن اونا عروسی کردن.

-سمیه مصطفائی پاسخ داده شده در 3 ماه پیش

به نام خدای بخشنده مهربان
❤❤❤
💖💖💖💖
خدای خوشگلم سپاسگزارم که امروز صبح هم از خواب بیدار شدم و تونستم چشمامو باز کنم 😉 چه اتفاق خوبیه تجربه شیرین خواب و بعدش اتفاق شیرین تر تجربه بیداری ، این بهترین اتفاق امروز 😁

محبوب من سپاسگزارم که امروز تونستم به راحتی از دست و پاهام استفاده کنم و بلند بشم و زندگیمو شروع کنم اینم یه اتفاق بهتر 😄😄

خدای مهربونم سپاسگزارم که مادرم برام صبحونه آماده کرده بود و من فقط زحمت سرو کردنش رو کشیدم چه اتفاق باحالیه حضور دیگران در زندگی من 🤗🤗🤗

معشوق من سپاسگزارم که وسایل حمل و نقل برای من فراهم شده و تونستم در زمان کوتاه خودمو به محل کارم برسونم، صنعت ماشین و اتومبیل چه اتفاق شگفت انگیزی در تاریخ بوده 😃😃😃😃

خدای خوبم سپاسگزارم که دیگران دست به دست هم دادن تا امروز من کارم بسیار آسون باشه و زود تموم بشه و من بتونم وقت بیشتری واسه خودم داشته باشم 😊😊😊😊😊
معبود من سپاسگزارم که امروز یه کیف خیلی خوشگل سر راه من قرار دادی و من اونو واسه خودم گرفتم هم جاداره هم شیک و جمع و جوره ! چه حسن تصادفی 😉😉😉😉😉😉

خدای مهربونم سپاسگزارم که امروز با پسرخاله های کوچولوی دوست داشتنی ام ورزش کردیم تو خونه یه عالمه خندیدیم و انرژی گرفتیم 😃😃😃😃😃😃

-سعید بیت سیاح پاسخ داده شده در 3 ماه پیش

دوستای‌ عزیزم‌ من‌ خیلی‌ افتخار‌ میکنم‌ که در بین‌ شما‌ هستم. عزیزان‌ من‌ اگه‌ در چنین‌ وضعیتی‌ قرار‌ گرفتید‌ فقط‌ کافیه‌ آیه‌۳سوره‌ اطلاق‌ رو بخونید‌ و کاملا‌ درکش‌ کنید‌ تا‌ معجزه‌ خدارو‌ مشاهد‌ خواهید‌ کرد

-سما آذین مهر پاسخ داده شده در 3 ماه پیش

٩٨/١/٢۶:
سلام دوستای خوب من..🌸
سلام مارکوی شاد و پرانرژی…💪🏻
خدای من دیشب بهم الهام کرد که شکرگذاری و خیلی عمیق تر و با دقت بیشتری انجام بده…دقیقا حس کردم این و گفت که تو انجام بده نتیجشو می بینی…
خدای من سپاسگذارم برای این همه اتفاقای خوبی که جدیدا داره رخ می ده…😊❤️
١.یه اتفاق خوب امروزم این بود که یکی از خواسته هام دارم محقق می شه..در موردش نمی تونم بگم…ولی کاری بود که می خواستم انجام بدم ولی مامان من مخالف بود…و اتفاق عالی امروز این بود که مامانی صدام زد و گفت فردا بریم اون کاری که خواستی و انجام بدیم..هورا…واقعا همه چی داره عالی پیش می ره…☺️☺️👏🏻
٢.یه اتفاق خوب دیگه مربوط به گوشیم بود..از گوشی فعلیم راضی نبودم و خیلی دوس داشتم یه گوشی اندروید بخرم…و یه اتفاق فوق العاده ای رخ داد…شرایط جوری پیش رفته که می تونم گوشی فعلیم و با قیمت خیلی خوبی بفروشم و با پولش یه گوشی عالی دیگه بخرم..☺️
جالبه..همه چی با هم رخ داد..ایدش اومد که برو بزار واسه فروش،مشتریش اومد،قیمت عالی فروش می ره،دقیقا همین امروز با یه مدل گوشی خیلی توپ با قیمت مورد نظرم اشنا شدم،و مامان من راضی شد…اصلا همه چی خودش جور شده..☺️☺️👏🏻
امروز به ٢ تا خواستم رسیدم…(٢ تا خواسته از لیست ١٠٧ ارزوم)☺️
خدای من شکرت که وعدت راسته عزیز دلم..😘❤️
٣.یه اتفاق خوب دیگه این بود که موقعی که می خواستم برگردم خونه، تاکسی گرفتم..خوب همیشه تاکسیا می اوردن تا سر کوچه و فاصله زیادی بود تا خونه…امروز اون تاکسی مهربون من و اورد تا در خونه با همون ١٠٠٠ تومان..😊همین جوری اتفاقای خوب داره رخ می ده…☺️☺️
چه فکر خوبی بود که بیام چندتا از اتفاقای خوب امروزم و اینجا بنویسم..باعث شد بیشتر بشون توجه کنم…بازم میام می نویسم حس خوبی بهم داد…☺️☺️👏🏻
دوستون دارم…
فعلا خانواده من….😘😘

-ارمان مشایخی پاسخ داده شده در 3 ماه پیش

شکرت خدایا برای نوشیدنی
شکرت خدایا برای مشتری جدید
شکرت خدایا برای درآمد های جدیدم
شکرت خدایا برای روابطم
شکرت خدایا که هر روز کسب کار درحال پیشرفته
شکرت خدایا خدایا درحال کار بر روی باورهام هستم و تو همیشه راه درست ب نشون میدی
شکرت خدایا برای نوشیدنی های که هر روز میخورم
شکرت خدایا به تضاد های که برخورد میکنم میفهمم چی میخوام

شکرت خدایا برای فایل رایگان استاد که با ارزش ترین فایل های که گوش کردم

-ثریا مرادی پاسخ داده شده در 3 ماه پیش

سلام دوستان گلم
من اومدم با کلی اتفاقای خوب
خدارو شکر امروز رفتم سرکار صبح هوا خیلی خوب بود یکم به خنکی میزد خداروشکر همه چی عالیه.
رفتم سرکار با مشتریام حرف زدم چندتاشون خیلی خوب راهنماییم کردن هر روز با کلی ادم حرف میزنم که همشون کلی اطلاعات میدن، کلی حرف زدنم فن بیانم و اعتماد به نفسم بهتر شده.
خدارو شکرت امروز با خواهرم رفتیم دنبال بابام بیاریمش کلی ماشین و وانت دیدم که داشتن بار و کار جابه جا می کردند چقدر فراوانی در جهان زیادی چقدر همه چی داره بهتر بهتر
خداروشکرت بابت سلامتیم
خداروشکرت بابت زیباییم
خدارو شکرت بابت خانواده ام
خدارو شکرت بابت کارم
خداروشکرت بابت همکارام
خداروشکرت بابت استاد
خداروشکرت بابت همه چی
خدایا دوست دارمممممممممم

-سیده ملیحه موسوی پاسخ داده شده در 3 ماه پیش

سلامی به زیبایی باران این نعمت الهی که من عاشقشم….😊😊
خدایا شکرت امروز از صبح که از خواب پاشدم داره بارون میاد.امیدوارم که اونقدر بیاد که زمینهای تشنه سیراب بشن و قناتها دوباره پر از اب .
امسال حتما تابستان بسیار عالی را خواهیم داشت.اتفاقات خوب هر لحظه در زندگی من جاریست.یک نرم افزار که از دیروز دارم سرچ میکنم و نشد که دانلود کنم امروز صبح به محض بیدار شدن و وصل شدن به اینترت پیام سرچ دیروزم اومد و من فقط کلیک کردم و خیلی راحت انچه که میخواستم را دانلود کردم.بعد از خواب خیلی عالی صبحانه خیلی دلپذیری خوردم و به من الهام شد که ناهار چی درست کنم و بلافاصله دست به کار شدم.و چایی دم کردم کاملا اتفاقی به قسمت عقل کل سایت هدایت شدم و بخش اتفافات خوب روزانه خود را بنویسید و من هم گفتم چی از این بهتر و من هم این کار را انجام میدم.👧
خدایا شکرت بابت ارامشی که دارم و حال خوب هر لحظه ام که با هیچ چیز قابل مقایسه نیست.من از دیروز تصمیم گرفتم که خیلی جدی تر توی سایت فعالیت کنم و بیشتر روی باورهام و حفظ حال خوبم کار کنم.برنامه ریزی کردم و فقط خواستم .هر لحظه اتفاقات در راستای رسیدن به هدفم برام میفته و الهامات خداوند در جهت رسیدن به خواسته هایم را هر لحظه دریافت میکنم .
مطمین هستم که در زمان مناسب و مکان مناسب اتفاقات خیلی عالی که باید در زندگی ام بیفتد خواهد افتاد فقط کافیه که هر روز و هر لحظه روی باورهایم کارکنم و سعی کنم حال خوب خودم را حفظ کنم و فقط شاد باشم و از زندگی لذت ببرم.درهای نعمت و ثروت و فراوانی و سلامتی و روابط خوب باز است و خیلی خوشحالم که راه درست و مستقیم به سمت خداوند را پیدا کردم و واقعا دارم از زندگی کردن در این دنیای زیبا لذت میبرم.
خدایا سپاس سپاس سپاس
تشکر از استاد عزیزم و خانم شایسته گل همراهان همیشگی من..🍀🍀🍀

به نام الله یکتا
امروز روز اول کاریم هست، به لطف الله یکتا یه شغل عالی واسم پیدا شد
خدایااااااا شکرت، الله عزیزم، فداااااااااااااات

-یوسف امین پاسخ داده شده در 3 ماه پیش

سلام و عرض ادب
یادم هست که برای سند خونه مشکل پیش اومده بود من دنبال پارتی میگشتم که کارم رو انجام بده حدود دوساعتی بود که به دوستام زنگ میزدم ببینم که توی ثبت اسناد کسی رو دارن یا نه چند نفری رو معرفی کردن تماس گرفتم هر کدوم عدد بالایی رو درخواست کرده بودن که بگیرن تا کارم رو انجام بدن و قول دادن که تو مدت دو ماه سند رو به من بدن یه دفعه به خودم اومدم گفتم یوسف تو به اصطلاح خودت داری روی باورهای مخربت کار میکنی کجا استاد توی برنامه هاش گفته تو دنبال پارتی باش مگه استاد نگفتن فقط روی الله حساب
کن تا کارها رو برات انجام بده همون لحظه یه گفتگو با خدا کردم و عذر خواهی که بازهم داشتم به غیر اون تکیه میکردم گفتم خدایا نمیدونم چجوری به چه شکل فقط میدونم که باید سندم رو برام حلش کنی یه دفعه یه حس خیلی خوبی پیدا کردم و بلافاصله به اداره ثبت اسناد رفتم و استارت کار رو زدم هر کجا که من رو فرستادن کارمنداش با خوش رویی تمام کارهام رو برام انجام میدادن تو اون شلوغی اداره ثبت انگار که خدا یکدفعه دکمه استپ رو زده باشه و فقط من پلی بودم کارمندایی که با اونا کار داشتم دوستان کمتر از سه هفته پست سند رو برام اورد در خونه هنوز نمیدونم چه جوری فقط میدونم که کارهام رو همه رو خودش انجام داد .
فقط کافیه از خودش بخواین و بهش تکیه کنید.
شاد باشید

-مارکوپولوی پاسخ داده شده در 3 ماه پیش

سلامممممم سلامممممم هزارتا سلامممم
حالتون میدونم مثل من که احساس میکنم پرانرژی ترین و خوشبخت ترین پسر دنیام، شگفت انگیزهِ شگفت انگیز.
خدایا شکرت هزاران مرتبه شکرت خدا جونی، عشممم
کجا بودی تو جیگولی من

آقا بهم الهام ش که بیام اتفاقات به ظاهر ساده ای که توی این یکی دو روزه برام افتاده را با شما به اشتراک بذاریم، ما هم مطیع امر او و وقتی که بهترین دوستم اینجوری با نشانه برام چیزی میفرسته. منم فقط
OKAY Captain
yoo

میخوام نتیجه تمام این اتفاقا به ظاهر ساده و کوچیک را همین اول بگم،
” احساس خوب بیشتر
“احساس آرامش بیشتر
“احساس خوشبختی بیشتر

چند روزه پیش پسر خواهر عزیزم ( من 7 – هفت سال قبل از اینکه بخوام با اراده ی خودم به این دنیای زیبا و پرنعمت و ثروت و فوق العاده شگفت انگیززززززز خدا جون بهترین دوستم، قدم بذارم، و بیام اینجا که “”””فقط”””” شاد باشم و شادی کنم و با کنترل ذهن و هماهنگ کردن ذهن خلاقم با روح مقدس و پاک و مهربانم
خودم باشم، به منبعی که همه ی ما بهش به یک انداره دسترسی داریم، وصل باشم، داییییی شدم. – حالا همه ی اینا را گفتم که بگم هفت سال قبل از تولدم دایی بودم، مگه داریمم اونم دایی 4 نفرررر!! – خنده ی شدید مینیونی به مدت 20 ثانیه – هاههاهاهاهاهاها … ))

پسر خواهر گلم بهم گفت که محمد/مارکو، داییم بهم نمیگن تاره بعضی وقتا هم ممد میگن!
بازی جدید روی پلی 4 زده، منم نزدیک 9 ماهه که اصلا به Tv و گیم پلی و این چیزا نزدیک نشدم، همون ورودی مناسب دیگه، غذای روح مناسب
یک دفعه حوسش کردم، گفتمش امشب پلی را بیار خونمون
خلاصهه..
آقا بازییی کردیممم کلی داد و بیداد از روی خوشحال ها نه غر زدن
بسکتبال بازی کردیم و رفتیم سراغ کشتی کج!!
من و نادر با هم دوتا حرییف کامیپوتر هم باهم
یک جوراییی حاللل میداد نگووو نپرس
حالا نکته اینجاست
اون کسی را که من میگرفتم و بازی میکردم باهاش
اول بازی که شروع میشه تریلر هر بازیکن پخش میشه، حالا تریلر اون بازیکن، شعارش

” New DAY “”، بود.
منم هر بازر که پخش میشد ااا عجب شعاری داره این، بهش خیلی توجه میکردم.
نتیجه؟
خب قبل از این اتفاق یک جذبای دیگه را هم همین امروز همین چند ساعت پیش برام افتاد را باید بگم،
امروز بعد از دو روز از اون اتفاق:
صبح وای وای داره میزنه با صدای بارون از خواب بلند شدممم رویایییی
خدای من شکرتتت به خاطر این بارون شگفت انگیزت
،رحمته
ثروته
حال خوب
سرسبزی بیشتر
پاکی
مقدس
همه چیز خوب مثل خدایا شکرت
همون موقع یک دفعه یکی از دوستام که شب گذشته براش سفارش دستبند و دریم کچرش را به زیبایی خلق کرده بودم با عشققق فراوان، به ذهنم زد که برم پیشش هم ببینمش بعد از مدت ها هم سفارشش را بهش بدم.
همین چند ساعت پیش رفتم پیشش و انقدررر خوشحال شد
میدونی چی بهم گفت؟

گفت بخدا همین اول صبحی داشتم بهت فکر میکردم
و میخواستم که همون اسموتی که اون روز زدیش را خودم بزنم ولی گفتم اگر من (EBI ) بزنمش خوب در نمیاد ای کاش محمد بیاد خودش بزنه ( این گفتگوی ذهنی خودش بود ) بعد تازه بیاد ای کاش سفارذش منم بیاره که یک ماه پیش بهش گفتم! خنده )))

تا رفتم اینا را بهم گفتم
منم تا اینو گفت
به خودم گفتم، ببین محمد
همه چیز قانون
همه چیز افکاارته
ببین چه جوری جذبت کرد!
بهش با عشق فراوان سفارشش را اددم و از حال خوبی موقع درست کردن سفارش هاش داشتم بهش گفتم و نتیجه لذت بیشتر، خنده ی بیشتر، حال بهتر بود
و بدون اینکه بهم در مورد اون اسموتی بهم بگم
خودم بلندر را درآوردم شروع کردم به زدن همون سفارش
وقتی زدمش بهش گفتمم ابییی جون بیا برات سوپرایز خوردنی دارم عزیزممم
وقتی اسموتی را دید
wOOOOWWWWWWWشگفتاااااا
بعد بهم گفت، بخدااا همین صبح داشتم میگفتم ادامه ی فکر کردن به من، بیاد این اسموتی را هم از دست من بگیره

که واقعا خوشمزه ات
آسموتی ( یک دونه موز، 4 تا توت فرنگی، آب سیب ترش طبیعی 300 میلی لیتر و 8 تا یخ مکعبی )
انقدر خوشمزه میشه
امتحانش کنید.

حال اینا به کنار یک قسمتی داره اون کافه که چیزای گمشده و جا مونده از مشتری را میذاره اونجا
همین که رفتم یک کلاه! پشتش به سمتم بود
دیدمم وای چه کلاه لی قشنگیه
همینکه روشو برگردوندم چی را دیدم، به نظرتون چه نوشته ای روش حک شده بود؟؟؟

” NEW DAY “ُ
مگه داریم بخدا
با فونت بزرگ و زنگی رنگی هر حرفش یک رنگ شاد، آبی زرد، صورتی، نارنجی، بنفش و سبز WOWWW
یعنی دیگه نمیدونستم چی بگم!
فقط شکرر شکررر شکررر شکرررر
گفتمش کلاه کیه این گفت مال مشتری یک دختر کوچولو که جا مونده رفتم گذاشتم رو سرم و منم موهام بلند و حنایی خرمایی و قهوه ایه انقدررر قشنگن موهامم خداروشکررر، این کلاه را گذاشتمم چقدر بهممم میومد مال خودم شد دییگه
الانم که اومدم خونه گفتم بیام بنویسم و این کلاه هم الان جلوی منه
داره بهم لبخند میزنه
میگه تو صاحب جدید منی عسیسم ( خندههه هاهاها )
خدایا شکرت

حالا اتفاقات خوب دیگه ای که هم افتاد این دوست من، آهنگ های خیلی خوبی گوش میکنه و پلی میکنه توی کافه که دقیقا من با همون جنس آهنگا همیشه مدیتیشن میکنم و مراقبه مخصوصا وقتی که دارم دست سازه هام را به زیبایی خلق میکنم
با هر آهنگی که پخش میشد منم تجسم لحظه هی بهتر، صحنه های بهتر و زیباتر را توی ذهن خلاقم تجسم میکردم و بهتر چطوری؟
خب از احساسم میفهمم
واقعا احساس فوق العاده ای بهم میداد
موهای بدنم مور مور میشد سیخ سیخ مشد ( خندهه )
و بعدشک که از اون جایی که از اسمم مشخصه، ایران گردی میکنم با همون کوله و سبک سفر خاص خودم
نشستم و در مورد خاطرات خوش گذشته ام بشه میگفتم اون میگفت خلاصه ..
همش حال خوب و شادی بیشتر و احساس سپاس گزاری بیشتر رخ میداد.
یعنی همش در حال صحبت کردن در مورد خواسته های مقدسم بودم و اونم همراهی میکرد و خیلییی خوب بود. خداروشکر
( یکی از ویژگی های آدم های موفق و ثروتمند اینه که همیشه وقتی میبینیشون در حال صحبت کردن در مورد خواسته ها و اهدافشون هستن. و منم به جرئت یکی از همین افراد هستم . که هر روزم ثروتمندتر میشم و نزدیک تر به خدا جون، خداروشکر )

+
دیشب هم عروسی دعوت بودیم و من رفتم عروسی و جاتون خالی کلی قروفر دادیم رقصیدیم و شاد بودیم
که اول عروسی وقتی رفتم حالممم خیلی خوب بود، و نتیجه ی احساس خوب= اتفاقات خوب
یک فامیلی داریم که سال هاست اصلا ندیده بودمش و هم صحبتم باهاش نشده بودم
این پسر، کلی اتفاقات براش افتاده بود البته که خودش رقمشون زده بود
چون مال
مسئول تمام اتفاقات زندگیمون هستیم و نه کسی دیگه.
که واقعیتش وقتی بعد از شام اومد کنار نشست زیاد بهش توجه نمیکردم چون شناختی که ازش داشتم .. جالبی نبود
اما باور دارم که هرکسی که میاد توی زندگیم قراره به من خیر برسونه.

وقتی که بهم چکار میکنی بهش در مورد ایران گردی و قانون و این چیزا جوری که البته متوجه بشه، دهنم واا شد!!!
دیدم که اصلا سجاد در مورد قانون میدونه و بدون اینکه در مورد قانون جذب بگم
یک چیزایی را میگفت همین الان جزیی از وجود مقدس من شدن
هر کسی یک سطلی داره!
به هر چی که توجه کنی داری ریشه ی اون موضوع را به زندگیت دعوت میکنی و ..
نمیدونم چند دقیقه بدون اینکه حواسمون به اطرافمون باشه داشتیم با هم در مورد قانون صحبت میکردیم!
2 ساعت 1 ساعت . . ( من ساعت و موبایل ندارم! میدونم عجیبه ولی واقعیه! )
و بعدشم که حواسمون به سمت موسیقی رفت که گفتم رفتیم رقصیدیم قروفر آها، خیلی خوش گذشت
ان شاا.. که همه ی ما اونایی که خواهان پیشرفت اونایی به دانسته هاشون واقعا عمب میکنن شاد زندگی میکنن، با همم همه با هممم
توی ایالت فلوریدای زیبا، کنار استاد همه با هم قروفر میدیم کلییی شادی میکنیم
کلییی خنده
منم براتون موسیقی زنده اجرا میکنم، گیتار میزنم با هم میخونیم، لری کردی، بختیاری، آذری فارسی … شیرازیم بخونیم نه نه! حوصله نداریم!!!! ( خخخ )
یکی تیمپو میزنه
واووو زیر بارونم باشه مثل الان که دیگه عالیه محشره
خدایااا شکرت
که ما هستیم هر کردوم از ما که داریم زندگیمون را به زیباترین شکل میتونیم رقم بزنیم. خدایا واقعا شکرت چی میتونیم بیشتر از سپاس گزاری انجام بدیم!

خداروشکر که فرصتی هم فراهم شد دوباره فامیل های عزیزم را ببینم اونا منو ببینن کلیی هم خوشحال میشن وقتی دخترعموهام پسرعموهام .. بچه هاشون منو میبین کلا یک آدم ” بیخیال و واقعا شاد میفتن همون چیزی که خودم میخوام بین بقیه به این اسم معروف باشم
یک آدم که داره زندگیش را قم میزنه به زیباترین شکل
به خاط همینم هر وقتتت هر وقتت منو میبین میگ محمد جوون عزیزممم در مورد سفرهات بگوو چه اتفاقات . .. رخ داده واست منم که عاشق قانون! حالا میکس قانون چه طرز تفکری داشتم که تونستم این اتفاقات را توی سفرهام برام به زیبایی رخ بده. و با همین یک کار ساده داره قانون را به خودم مرور میکنم اولا دو اینکه دارم باورهام را قوی تر میکنم سه اینکه اگر باور محدود کننده ای داشته باشم (توی هر مورد) وقتی به زبون میارمش متوجه میشم.
اصلا وقتی در مورد خواسته هات با کسی حرف میزنی خیلیی اون خواسته برات واضح تر و مشخص تر میشه .. ایده های جدیدی بهت داده میشه خیلییی برام اتفاق افتاده که دیشبم دقیقا یک ایده ی جدید برای سایتم بهم گفته شد.
خداروشکر و…
بعدشم موقع برگشت، من عاشقققققق بچه هامممم یعنی
یک خواهر زاده ی دیگه که یک بچه های نازنین 8 ماهه داره ( راه نمیره هنوز نمیدونم چرا!! چیزیم نمیخوره!! خخخ )
تصمیم گرفت که با ماشین ما برگرده شوهرش رفت سرکار اومد با ما تا یک 30 دقیقه ای این بچه توپول و آروم بغل من بود. واییی انگشتاشو میخورد به جای پستونک. خدایا شکرت

خلاصه خیلی اتفاقات بیشتری افتاده که الان بایستی برم جایی تا همینجا فعلا پایانش میدم.
اما
اما
وقتی که ذهن و روحت را سعی میکنی به تعادل برسونی با توجه کردن به چیزهای خوب، به خواسته هات، با سپاس گزاری، با تجسم آینده، با مرور خاطرات خوب گذشته و…
سعی میکنییی که حالت را خوب نگه داری، اون موقع به منبع وصلی
منبعی که کلید گنج و خزائن تماممممممم دنیا و جهان دستشه. تنها رب
ربی که مالک و فرمانروای مقتدر جهان
ربی که همه چیز از اوست
همه چیز
هر چیزی که میبینی و نمیبینی
اون موقعی که بهش وصلی، داری “”””واقعا “””” زندگی را اونجور که به خاطرش قدم گذاشتی به این دنیای مادی داری زندگی میکنی.
اون لحظات خداگونه ” وای چقدر عاشق این کلمه ام بخدا
خدا گونه فکر کردن، خدا گونه عمل کردن، خدا گونه باور کردن
، خدا گونه هر کاری کردن، ابراهیم گونه واقعا
اون موقع است که داری زندگی میکنی

یک چیزی را یادم اومد
این موقعا که حال خوبه
یک حرفی زد استاد واقعا بایستی قاب طلا بگیریش:
“با رسیدن به خواسته هات به احساس خوب بیشتر نمیرسی
ولی با احساس خوب به خواسته های بیشتری میرسی. “”

بخدا همینه
وقتی حالت خوبه، اتفاقات به ظاهر ساده و کوچیک میشه، همون اتفاقاتی که خودت یک روی میخواستی رقم بخوره
همون اتفاقات کوچیک نتیجه اش میشه برات

“احساس خوب کمی بیشتر
خداگونه تر شدنت کمی بیشتر
” چی مهم تر از احساس خوب داریم مگه.
همین اتفاقات کوچیک بهت امیده میده، تحسینت میکنه میگه که آره عزیزم داری روی باورهات کار میکنی
آره درسته تو مسیری
مسیر هدایت شدگان
همین اتفاقات با همین حال خوبی که رخ میده، و نتیجه های کوچیکی برات رخ میده، سپاس گزارش میشی
که این تویی که خالق 100% شرایط زندگیت هستی و این انتخاب را داری که هر جور که دوست داری زندگیت را رقم بزنی.
این نتایج کوچولو بایتسی بهت امید بیشتر، انگیزه بیشتر ایماننن بیشتر بهت بده ایمانی که رمزش ( تکرارررر )

خدایا شکرت.
و نتیجه های بزرگ بخدا خودشون رقم میخوره
یکی یکی
فقط تو کافیه حالت را خوب نگه داری
در تعادل باشی
” شاد باشی
اصلااا هیچ کاری لازم نیست بکنی فقط شاد باشی، نگرانی از چیزی به خودت راه ندی، نه استرسی نه اظطرابی
فقط شاد باشی و بیخیال
حال خوبت را نگه داری
و اون موقع معجزات خدا را میبینی.

زندگی من الان اینه.

و اینکه الان به اینجا رسیدم، به این مرحله از ایمان
ایمانی که از باور : این منم که خالق زندگی خودم با افکارم با باورهام و فرکانس هام وکانون توجه ام هستم. ” بدست اومده مسیر تکاملشش را طی کرده که رسیدم به اینجا
روزهای ابتدایی فقط وقتی از استاددد جووون توی هر فایل میشنیدم داشتم یکیم یکم ” باورش ” میکردم .. و با گذر زمان
با صبر با حوصله بیشتر
ّا نگرانی راه ندادن به خودم
با همون اتفاقات کوچول نشانه ها را میدیدم تاییدشون میکردم سپاس گزاری میکردم به خاطرشون بعد دوباره ایمانم بیشتر میشد که آره این منم که خالق شرایط زندگی زیبام هستم.
بعد دوباره با تعهد و ایمان بیشتر روی خودم روی باورهام کار میکردم بعد دوباره با همون حال خوبم، نتیج های بزرگتر، خواسته های بیشتر و بزرگتر یکی پشت سر یکی دیگه از زمین و آسمون برام رخ میداد.
و باور کنید همیشه سعی میکردم امید داشته باشم امید

خداروشکر که با کنترل ذهن دیروزم به اینجا رسیدم و با ذهن قوی تر امروزم ( هر روز کمی بهتر از دیروزم) فردای خودم را رقم میزنم.
و بیشتر از همیشه این روزها به دانسته هام “”””” عمل “”” میکنم/
اگر عمل نکنم یعنی ایمان ندارم.

و خلاصه ی همه ی این ها شده برام

آرامش بیشتر
احساس خوب بیشتر
شادی بیشتر
ورود نعمت های بیشتر به زندگیم
دوستای فوق العاده تر ثروتمندتر ..

آها یک اتفاق خیلی خوب دیگه هم که افتاد ذیشب،
من توی اینساتم سفرنامه مینویسم با همون حال خوب دیشبم قبل از اینکه عروسی بریم، سفرنامه ی روز 17ام ( داستان سفرنامه نوشتاری خودم از اتفاقاتی که با طرز نگاهم و استفاده از قانون برام توی سفر 40 روزه که با همون سبک سفر خودم از 28 اسفند 96 تا 40 روز رفتم و شروع ایران گردی من بود، دقیقا یک هفته قبل از پایان سفرنامه 40 روزه پر خیر و برکت اینجا بهم الهام شد که تا الان 17 روز از سفرنام را به اشتراک گذاشتم که خداروشکرررر نتیجه اش خیلیی بهتر از اونی شده که فکرش را میکردم چقدرررر ارزشمندتر شدم چقدر ارزش بیشتری به جامعه ام اضافه کردم به این دنیای شگفت انگیز خدارو شکر ) بعد از اینکه پست را گذاشتم گوشی برادر گلم را گرفتم و وقتی رفتم لوکیشن اونجا را اضافه کنم به پست، دایرکت ها را نگاه کردم دیدم که یکی از بچه های گلللل همین سایت که برای منم چند وقت توی پروفایل همینجام تحسینم کرده وتشکر کرده به خاطر تمام فعالبت هام .. اونجا هم یدمش و اونجا باز از من تشکر کرده بودد…
چقدر خوشحال شدممم واقعااا خداروشکر بیشتر از همیشه توی مسیر درستم
چند روز قبلشم دقیقا یکی از بچه های دیگه برام زیر یکی از همون روزهای سفرنامه ام، براممم کامنت با عشققققق و محیتی گذاشته بود. که این نتیجه ها این اتفاقات را از جانب خدای مهربونم میبینم فقط خداروشکرررررررر
خداروشکررررررررر

دستامو بلند میکنم و به روی آسمان زیبای خدای می گشایم و با صدای بلند میگم :

” “خدایا مثل سلیمان ثروتمندم کن، مثل نوح دریا دلم کن، مثل موسی شجاع و جسورم کن، مثل ابراهیم خلیلم کن، مثل محمد امین ام کن مثل مریم مقدسم کن مثل یوسف زیبایم کن مثل عیسی عالم به علومم کن تا بتونم خداگونه‌تر و در مسیر قوانین بینظیرت به رشد و گسترش این جهان کمک کنم و خودم خوب زندگی کنم و جهان را جایی بهتر برای زندگی کنم ”

دوستون دارم
دوستون دارم
چون پاره ای از من مقدس هستید
و ما پاره ای خدای مهربان، بهترین دوست

شاد
زندگی
کنیم
و
کمک
کنیم
که
دنیا
جای
بهتری
ّرای
زندگی
ّشه.

دوستون دارممممممممممممممممممم
LOVE U ALLLLLLLLLLLLLLLLL

-Aяιѕα 3 ماه پیش
مدت عضویت: 147 روز

دوباره سلام میگم دوباره چون همین چنددقیقه پیش اولین دیدگاهمو تو پروفایلت گذاشتم اونجا گفتم که هدایت شدم به پروفایلت و سفرمو شروع کردم و گفتم که حس میکنم قراره اتفاقات شگفت انگیزی برام بیفته و هرچی جلوتر میرم اینو بیشتر باور میکنم رفتم تو پرسشهای عقل کل سوالاتو خوندم و جوابای فوق العاده ای که دوستان داده بودن خیلی بهم کمک کرد …برام خیلی جالب بود سوالات انگار سوال منم بود یا قرار بود یروزی سوال منم باشه جواباشو گرفتم خیلی عالی بودن…هنوز خیلی مونده ازین سفر ولی تا همینجا روند تکاملت و اینکه از کجا به کجا رسیدی کاملا مشهوده حس میکنم اگه این سفرو ادامه بدم خیلی خیلی زودترازونی که تو نتیجه گرفتی نتیجه میگیرم چون راهایی که رفتی و نیاز نیس من مجدد امتحانش کنم میتونم درس بگیرم و کمک بگیرم و مهمتراز همه این که وقتی نتیجه رو دارم میبینم باورام قوی تر میشه و وقتی باورام قوی تر بشه نتایجم بزرگتر میشه واای خدایا شکرت….اونجا که گفتی یروز میریم پیش استاد دورهم جمع میشیم و…قول میدم سنتورشم من بزنم و تیمپو یا ضربشو همسرم واااای که چقدر عالی بشه :D
احتمالا بازم تو قسمتای دیگه زیر نظرات نظر بذارم من برم که به ادامه سفرم برسم….خدارو برات ارزو میکنم

-سما آذین مهر 3 ماه پیش
مدت عضویت: 878 روز

خداي من…پسر تو منبع شادي و انرژي مثبتي…خداي من چقدر ازت ممنونم كه به اين صفحه به اين ديدگاه هدايتم كردي..😍
مي دوني ماركو؟؟من خيلي عالي تمرينام و انجام مي دم و وروديهام و عالي كنترل مي كنم اما وقتي متن تو رو خوندم گفتم پري تو انقدر شاد نيستي…تونستي ورودي هات و عالي كنترل كني اما هنووز نتونستي انقدر شاد باشي در هر لحظه…شادي و بي خيالي به معناي واقعي…
من چند روز پيش از خداي خودم خواستم كه توي اين مورد كمكم كنه..يعني به اين تضاد برخوردم كه ديدم اون قدري كه استاد مي گن شاد نيستم و از خدا خواستم كه هدايتم كنه و انجام داد اينكار و..😊
همين كه يه چيزيو درخواست مي كني واست ايجادش ميكنه…☺️
اول گفت خيلي عميق تر شكرگذاري كن.بعد هدايتم كرد به اين قسمت كه شروع كن به نوشتن اتفاقاي خوبي كه واست رخ مي ده و بعد هم هدايتم كرد به اين متن شما و خوندن نظراي شما..خيلي مي تونه كمك كنه كه همزمان با انجام تمرينا،بتونم شادي بيشتري و احساس كنم..😊👏🏻
ممنونم خداي قشنگم..🌸
ممنونم دوست خوبم..😊

-مارکوپولوی 3 ماه پیش
مدت عضویت: 1635 روز

هوف هوف هوف
پری ماه
پری ماه
نفسممم بند نمیاد
آره
خدایا شکرت خدایا شکرت
آدرنالنم خیلی بالاست خیلی الان
همین الان انیمیشین را داشتم در کنار برادر زاده ی دوست داشتنیم که داداشم که شبیه بازیگر نقش آقای ثروتمند IRON MAN و بچه اش هم محمد مهدی ( 6 ساله) که شبیه جونیای جونیوره، پیشمه قبلشم که داشتیم گیتار با هم تمرین میکردیم چه هدیه ی الهی خدا جون بهترین دوستم که خالق همه چیزه و همه چیز مثل خودش زیباست، این هدیه را داده
پوزش من هنوزز آدرنالینم خیلی بالاستتت نمیدونم چی مینویسم من نمیدونم ولی خدا جون خودش انگشتای خوشگلمو تکون میده روی کیبورد
وای خدا جون عشقم نفسم زندگیم قربونت برم من
ناناز بابا
ناناز مارکوپولووو
جیگرتو عشقه نفس من
خب داشتیم توربو را نگاه مییکردیم بینظیر توربو تمام شد وای عاشق اون آخرشم که توربو میره تو لاک خودش یک قدم مانده همه چی تمام بشه بعد داداشش میاد و بهش میگه
هیییی توربووو تو واقعا خود سرعتی راست میگفتی، الان چی شده رفتی هیییی با توامممم هییی بلند شوووو بیا از لاکتت بیرون حرکت کن
تو خود سرعتی
#باور کن
بعد میاد و میره و اول میشه با اینکه خودش رویاشو باور میکنه و میره تو نقشش از خیلی قبل از اینکه به حقیقت بپیونده باورش میکنه
و همین که توی دنیای مادی هم به رویاش میرسه دنیایی هزاران نفر را دیگه دست خوش تغییر مثبت میده
همه قراره تغییر کنن؟؟؟
یکی مثل ادیسون میاد و یک چیزی را اختراع میکنه و زندگی 7000000000 ) هفت میلیارد انسان زیبارو و زیبااندیش که همه جزیی از خودشه و خدای خودشه تغیررر میده.
انیمیشن که تموم شد برنامه این بود که موزیک دوست داشتینی پرانرژِ بذارم و بالا و پایین بپریم منو مهدی
قلبم بهم گفت بیام ایمیلم چک کنم اینو دیدم
یپیامت را خواندم تک تک سلول های ارزشمند من که از الماس خدا ساخته شده
و توی رگ های من به جای خون طلاست، از انرژی مثبت بالا و پایین میرفتن

شاد باشی
دوست دارم
منو مهدی دوست داریم
حسابییی
بوس

-زینب پاسخ داده شده در 4 ماه پیش

به نام الله یگانه
سلااام سلاااااااامممم…
در حال خواندن کتاب رویاهایی که رویا نیستند هستم.
یجاهایی مکث میکنم و به فکر میرم و سعی میکنم درحد فهم خودم درک کنم.
امروز تو دلم گفتم خدا چی بخوام که بهم بدی؟
دوره ۱۲قدم رو میخوام. گفت باشه اول کتاب رویاهایی که رویا نیستند رو تموم کن.(آخه تمام کارام رو نیمه‌تموم میزارم) گفتم چشمم.
گفتم چی بخوام که بهم بدی؟ کفش خوبه؟ گفت اون رو که تو نمی‌رسونی! گفتم اوکی تو می‌رسونی..
نشسته بودم کنار بابا و صحبت شد برای تلویزیون که بره انتن و ده متر سیم بخره که بزاره تو خونه.
گفتم نمیخواد برای اینا هزینه کنی من کفش میخوام.
اصلا انتظارش رو نداشتم که دیدم درلحظه از جیبش پول درآورد داد دستم گفت بیا بابا….
در لحظه یادم نبود و گفتم خدایا شکرت.
اومدم توی کانال شکرگزاری تلگرامم بنویسم که یاد مکالمم با خدا افتادم.
خدایاااااا شکرتتتتت شکرتتتتتت شکرتتتتتتتتتت.

یه موضوع دیگه هم اینه ک شامپوم رو عوض کردم و الان یه موهای دلبرانه‌ای داااارممم که نگو و نپرسسس.

تا یه ساعت دیگه هم میخوام برم خونه یکی از دوستای شادمون ک برای سیزده‌بدر باهاشون برممم.
زینب و عاشقانه‌هایش😄
موفق باااشییننن.

-حسین رحیمی پاسخ داده شده در 4 ماه پیش

سلام سپاس از خدای خوب مهربانم
امروز لطف خدا مهربان روز خوبی داشتم همه چیز عالی خوب پیش رفت
کار اداری دفتر اسناد داشتم بدون مراجعه خودم انجام شد الهی شکرت
یک سفر دوروزه به قشم دارم همه چیز هماهنگ شده و با احساس خوب در حال سفرم
دوستم برام قهوه درست کرد و دور هم نشستیم و چندین جای بکر خوب برای تفریح معرفی کر خدا شکرت
یاد گرفتم در هر جمعی نشستم کنترل جمع دست بگیرم و ازشون بخام جاهای خوبی که بلدن برای تفریح برام معرفی کنن

-آینا راداکبری پاسخ داده شده در 4 ماه پیش

مکالمات عالی با عشقم
نتایج خوب از سرمایه گذاریم
مکالمات عالی با کسانی که درو برم بودند
توسعه کارم با مشتری جدید
حالم عالی بود
فراوانی باران خدا
این همه نعمت که در هر جایی دیدم

به نام الله
امروز بهترین روزی بود که در سال جدید تجربه کردم و به قول استاد، با عنایت الله هر روز بهتر از امروز خواهد بود.
۲۸ بار ماشین مورد علاقه ام رو دیدم و در نوبت بیست و هشتمین بار نه تنها دیدم بلکه ماشین ۲۰۶ صفر و رنگ سفید( دقیقا اونجوری که توو ذهنم رنگ و نوع ماشین رو تجسم کردم و با عنایت الله در آینده خیلی خیلی خیلی نزدیک میخرم) ایستاد و من رو سوار کرد، الحمد الله رب العالمین، الحمد الله رب العالمین، الحمد الله رب العالمین
نشانه های دقیق و بسیار نزدیک از همسر آینده ام، الله به من نشان داد
از طریق دیگران الله بهم گفت، سحر خیز باش، سحر خیزی خیلی عاااالیه
الحمد الله رب العالمین و الحمد الله رب العالمین و الحمد الله رب العالمین و الحمدالله رب العالمین و………………………..
خدا رو شکر که در جمع دوستان الهی و هم فرکانسی خودم هستم، عااااشق الله هستم
فدای همتون ، دوستون دارم، یا علی

-آینا راداکبری پاسخ داده شده در 4 ماه پیش

– اتفاقاتی خوبی در رابطه با روابط
– فراوانی زیادی را در هر جایی دیدم
– زیبایی زیادی را درهر جایی می دیدم و به آن توجه می کردم
– خریدهای زیادی که باید انجام می دادم انجام شد
– مکالمات خوب آرامش بخش

-عبدالکریم بخشی زاده پاسخ داده شده در 4 ماه پیش

سلام داشتم تو سایت میچرخیدم که هدایت شدم به این صفحه و اومدم اتفاقات خوبمو که امروز برام اتفاق افتاده که توی دفترم نوشتمشون رو براتون بنویسم
1. سه تا از دوستام بهم پیام دادن که خیلی دلشون برام تنگ شده و میخوان که حتما منو ببینن (فوق العاده حس خوبی بهم دادن و به نظرم یه نشانه ی خیلی بزرگه که داره فرکانسام عوض میشه)
2.در بین این غلغله ها و سیل و بدبختی من در آرامش هستم و به لطف خدای مهربان سیل یا هرگونه بدی از زندگی من به دوره
با این که اعلام سیل تو مناطق ما شده بود ولی میبینیم که خبری نیست و این نشانه خیلی خوبی از فرکانس هامه
3.صبح همین که پا شدم دیدم مادر عزیزم داره کباب آماده میکنه که بریم بیرون توی طبیعت
4.هوا واقعا فوق العاده بود هوا ابری بود و نسیم فوق العاده ای می وزید
5. همین که رفتیم تو ماشین و خواستیم برگردیم بارون گرفت که فوق العاده بود و اگه حتی یک دقیقه زودتر شرو میکرد کل وسایلامون خیس میشد و این نشانس واسم که خدا چقدر منو دوس داره
6.همین که میخواستیم برگردیم برام اس ام اس اومد که نمایشگاه کتاب باز شده و 50 درصد تخفیف داره و چون من میخواستم کتاب بگیرم واقعا خوشحال شدم جالب اینجاس که نمایشگاه از 1 ام شرو شده بود ولی اس ام اس تبلیغش امروز عصر دقیقا موقعی که من هم وقتشو داشتم هم احساس نیاز به اینکه باید کتاب بخرم رو داشتم … اینم نشونس اینم نشونس از اینکه خدا منو دوس داره به موقع خواسته هامو بهم میده حتی برام 50 درصد تخفیف میزنه که پولام زیاد خرج نشه :D
7.وقتی رانندگی میکنم همه برام نگه میدارن و با نگاه عاشقونه خاصی بهم نگاه میکنن و واقعا دارم احساس میکنم که خدا داره از طریق تک تک آدمای روی زمین بهم عشق میورزه … چقد نگاه بقیه رو دوس دارم تو این حالت
تازه اون پسره که یه لحظه براش ترمز زدم و بهش راه دادم که رد شه چقد ذوق کرد چقد ازم تشکر کرد همینجوری که داشت میرفت هی برام دست تکون میداد و تشکر میکرد چقد حس خوبی بهم داد واقعا عالی بود
چقد خدا منو دوس داره خدایا چقد من دوستت دارم
خدایا شکرت خدایا شکرت بابت این همه حس خوب این همه اتفاقات خوب
خدایا شکرت

-زهرا خوشبخت پاسخ داده شده در 4 ماه پیش

بنام خالق مادر

موضوع: 🎵🎵🎵🎵 مادر🎵🎵🎵🎵🎵🎵
دوستان مهربانم سلام م م م م م م م م

خیلی خوبه ک یکی رو تو زندگیم دارم ک وجودش به زندگیم گرمای عجیبی میده
خدایا شکرت ک مادرم هست کنارم نفس میکشه و من داررررررمش ،خداجونم ازت ممنونم ک به من لیاقت دادی داشته هامو ببینم و یکی از بزرگترین داشته هام(مادر مهربونمه)خدایا شکرررررت بابت این گوهرنایاب .خدایاشکرت ک صداشو میشنوم ،
خدایا شکرت لبخنداشو میبینم ،وقتی میخنده انگار دنیا داره بهم لبخندمیزنه
خدایا شکرت ک میتونم دستاشو لمس کنم گرمای وجودشو حس کنم ،دستاشو بزار تو دستام بوسشون کنم چقد لذت بخشه ،صورت شو ببوسم، قلقلکش بدم بخنده ،خدایا شکرت ک مامانم تنش سالمه ،خدایا شکرت ک مامانم کنارمه ،عشق میکنم وقتی ازم میخواد یک لیوان آب بدم دستش ،این دربرابر اون همه شبای ک بچه بودم ازخواب بیدارش کردم تابهم آب بده هیچه هیچ ،عشق میکنم وقتی میخوابه پتو میکشم روش دربرابر اون شبای ک ازخواب بیدار شدرومو کشید تا دم خواب سردم نشه بازم هیچه هیچ ،عشق میکنم وقتی برام دعامیکنع میگه الهی عاقبت بخیر بشی دخترم ،
عشق میکنم وقتی میبینم اینقد بفکرمه باعشق
خدایا ازت ممنونم
امشب سرم و گذاشتم رو سینه ش ضربان قلبش خیلی قشنگ میزد تالاپ تولوپ تالاپ تولوپ . . . . . . . . ،این فقط ضربان قلب نیست ضربان زندگیه ک جریان داره ،😍😘
تاحالا جوری بغلش کردین ک حس کنید عشق توتک تک سلولای بدنتون ب شدت تمام درحال منتشر شدن؟
اگه آره ک 👏داری ،اگه نع ،اشکال نداره الانم دیرنشده همین امروز امتحانش کن،خیلی میچسبه😍

خدایا ازت ممنونم ک مادرم کنارم خوابیده ،
مرسی ک هستی مادر

امیدوارم ک بیشتر قدر مادرامون بدونیم،
آمین

-محمد پاسخ داده شده در 4 ماه پیش

الان ۱۰ صبحه دقیقا و ۲۷ اسفند ۱۳۹۷

با وجود اینکه دیشب دیر خوابیده بودم بازم همسر عزیزم منو بیدار کرد و منم راحت بیدار شدم . همیشه سخت بیدار میشدم و تا ظهر میخوابیدم ولی از وقتی ارتباطم با منبع بهتر شده صبحا خیلی خیلی راحت بیدار میشم و با یه اشاره کوچیک بیدارم . خیلی صبح بیدار شدن معرکه اس و واقعا روز رو میشه به بهترین شکل شروع کرد .

شیر نسکافه درست کردم و دارم میخورم و انقدر عاشق این طعمم که هر بار درست میکنم واقعا صد بار میگم خدایا شکرت (با هر قلپ😂😁) خدایا واقعا شکرت که من سالمم و میتونم این طعم فوق العاده رو حس کنم و راحت بنوشم و لذت ببرم .

با حال عالی رفتم سراغ اپلیکیشن کارگزاری بورسم و با وجود اینکه نباید اول صبح بیام چک کنم چون ممکنه منفی باشه و حالمو بد کنه (و تا به حد یود و ضررم نرسیده باید نگاهش نکنم) اما درونم بهم گفت بلا استثناء همش مثبته برو ببین حالشو ببر

رفتم وارد شدم و تا لود بشه کلی ترسیدم که نکنه منفی باشه و حالم بد بشه اول صبح اما دیدم هر ۶ تا سهمم مثبت بود و ۳ تاش هم صف خرید بود

خیلی خوشحالم که خدا این مسیر بورس رو جلوم قرار داد و زمانی اینکارو کرد که من ازش پول و ثروت خواستم و شدیدا شکرگذار بودم . ضرر هایی هم کردم اما باز منو کشوند بالا و فرستادم کلای تحلیل تکنیکال و الان یهم هایی که دارم عالیه . واقعا دارم خوب کار میکنم و اینا همش لطف خدای عزیزمه . خدایا شکرت که هر روز روش های پول در آوردن بهتری به من الهام میکنی و منو هدایت میکنی

از دوست عزیزم هم ممنونم که این سوال بی نظیرو باز کردن و من میام توش اتفاقای خوبمو مینویسم و اتفاقای موب بقیه عزیزانم میخونم

حس میکنم اینجا یه شبکه اجتماعیه مخصوص قانون جذبیا😎 و همگی میاییم و اتفاقای خوب و شادی ها و عشق ها و ثروت هامونو اینجا توییت میکنیم . خدایا واقعا ازت ممنونم که این استاد خیلی خوب و خفن و نازنینو بهم شناسوندی و منو توی مدار نگه داشتی و هر روز بردی بالاتر . خدایا واقعا شکرت که انقدر زندگی قشنگه که هر روز چندین مورد پیدا میکنم اینجا بنویسم

الان ۱۰ صبحه و اینارو نوشتم . خدا میدونه تا شب بشه چقد خوبی و خوشی پیش راهمه😍😎

-طیبه مرادی پاسخ داده شده در 4 ماه پیش

به نام خالق رزاق

خدایا سپاسگزارم که همیشه فراتر انتظاراتم به من پاسخ میدهی .

خدایا شکرت دوستت دارم .

امروز رفتم خرید کردم واسه خودم .منی که حتی یه ریال پول نداشتم ایمان داشتم که خداوند برام جور می‌کنه که مثل همیشه لباس های نو رو بپوشم چون عادت دارم همیشه با لباس نو سر سفره بشیننم .دیگه دو سه ساله میگن با تفکرات نو وزیبا اول نو شوو تغییرات درونی بعد بیرونی خود به خود انجام میشود .

خدایا شکرت که پولشو از دست مادرم به من رسوندی که امروز ظهر رفتم خرید وخیلی بیشتر از اون چیزی که خواستند خرید کردم.
تازه پول عطرهای برام نصف شد یه اشانتیون هم گرفتم 😯😄😊😊😊🌹🙃

واقعا خدا جونم قانونت عالیه عالیه .
تازه امسال اصلا عجله نداشتم و بر عکس هر سال یه آرامش خیلی عجیبی داشتم خدایا شکرت این نشونه تغییرات باورهامه.

خدایا شکرت که با مادرم رفتیم تضادهایی باهاش بر خوردم تا بیشتر از همیشه ثروت رو درخواست کنم و بخواهم که بهترین ها مال من باشه .

خدایا شکرت که بارون بسیار زیبایی اومد امروز ومردم چقدررر خنده رو بودن و من لذت می‌بردم از خرید کردناشون از بوی عطر هوا وبوی عطر و ادکلن های که منو واقعااا احساس خوب میداد .

از بچه های زیبا تو خیابون از شکوفه دادن درختای مسیر بر گشتمون عالی بود عالی بود به حرف عاادله جون خوشگلم لبخندم تا بناگوش باز بود وکلی ذوق کردم .

خدایا شکرت واسه پولهایی که داشتم و خرید کنم .خدایا شکرت همون لباسی که دیده بودم وخریدم چقدررر بهم میاد کلی ذوق بچگونه کردم .

ای خدا جون قربون دست و دلبازی بی اندازه ت دوستت دارم .
مرسی که همه چی عالیه .
❤❤💗💗💗💞💞😍😍😍😀😀😀😀✋

-محمد جواد میگلی پاسخ داده شده در 4 ماه پیش

سلام دوستان
من هر روز در خصوص اتفاقات و تجربه های زندگی ام یاداشت برداری می کنم و هر روز هم متوجه روند رو به رشد خودم در همه جنبه های زندگی ام هستم هر روز من به مدارات بالا تر صعود می کنم و پول بیشتر روابط عاشقانه و لذت بخش تر سلامتی بیشتر زیبایی بیشتر و همه چیز رو به رشد تر رو در زندگی ام کسب میکنم خدایم را سپاسگذارم موفق و ثروتمند باشید

-مرضیه پری پور پاسخ داده شده در 4 ماه پیش

سلام به همه عزیزان
اتفاقات خوب ۲۵ اسفند ۹۷:

خدا جونم شاد و سپاسگزارم برای روز فوق‌العاده ای که توام با عشق و آرامش بود.
خدا جونم شاد و سپاسگزارم برای نان تازه و داغ صبحانه مان، که خیلی لذت بخش ​بود.
خدا جونم شاد و سپاسگزارم برای پولی که وارد زندگیم شد.
خدا جونم شاد و سپاسگزارم برای هدیه های خوشگلی که از طرف پدر شوهرم برای فرشته کوچولو هام رسید.
خدا جونم شاد و سپاسگزارم برای عشق بی نظیری که در روابطم با همسرم، مادرم، و فرشته کوچولو هام تجربه کردم.
خدا جونم شکرت برای خبر خوبی که شنیدم
خدا جونم شاد و سپاسگزارم برای آگاهی های نابی که از فایل های استاد و کامنت های دوستان دریافت کردم.
خدا جونم شاد و سپاسگزارم برای باورهای قدرتمند کننده ای که ساختم و تقویت کردم و برای ترمز ی که پیدا کردم.
خدا جونم عاشقتتتتم

خدا جونم برای تمام نعمت هایی که سراسر زندگیم را فرا گرفته
سپاس
سپاس
سپاس

-مرضیه پری پور پاسخ داده شده در 4 ماه پیش

سلام به همه دوستان عزیز
اتفاقات خوب ۲۳ اسفند ۹۷:

خدا جونم شاد و سپاسگزارم برای وقتی که توی سایت گذاشتم و حالم رو عالی کرد.
خدا جونم شاد و سپاسگزارم برای گل های زیبایی که داشتیم و برای عیدی برای کارکنان پیش دبستانی دخترم بردم. و کلی خوشحال شدند.
خدا جونم شاد و سپاسگزارم برای آهنگ عاشقانه زیبایی که همسرم، برای من گرفته بود و اونو با عشق به من تقدیم کرد و گفت تک تک کلمه هاش من و به یادش میاره.
خدا جونم شاد و سپاسگزارم برای سوپر مارکت پر فروشی که دیدم، چند موردی در مورد اوضاع اقتصادی جملاتی شنیده بودم و از خدا خواستم طبق باور هام، یک نشانه عالی بهم نشون بده، رفتم سوپر مارکت نزدیک خونه مون، خیلی از قفسه هاشون ساعت ۷ عصر خالی شده بود و داشتن از انبار جایگزین می کردن، گفتم​: خدا رو شکر چقدر فراوانی و ثروت، همون موقع یکی از فروشنده ها به اون که صندوق دار بود گفت: ده میلیون تومان رو امروز زدیم؟ دوستش گفت نزدیکشیم تازه ساعت ۷ تا ساعت ۱۱ بیشترش رو هم می زنیم. چشمام پر از اشک شد و با تمام وجودم خدا رو شکر کردم. به خاطر برق نگاه و خوشحالی اون دو نفر، برای فروش خوبشون.
خدا جونم شاد و سپاسگزارم که آرایشگاه رفتم و کلی موهام رو خوشگل تر کردم. تازه از آرایشگرم هم یکسری خدمات ، هدیه گرفتم.
خدا جونم شاد و سپاسگزارم که سپاسگزاری در موقع خوردن غذا ، اینقدر در بچه هام نهادینه شده ، که تا سپاسگزاری و دعا نکنیم، غذاشون رو شروع نمی کنند.
خدا جونم حال خوبم را
سپاس
سپاس
سپاس

-منیژه مطهر پاسخ داده شده در 4 ماه پیش

سلام دوستان خوبم این هفته از روز یکشنبه با خودم گفتم امروز یه اتفاق خوب برام میفته و همان روز یه اتفاق عالی برام پیش اومد روز دوشنبه گفتم امروز می خوام دو اتفاق خوب برام بیفته و دو اتفاق خیلی خوب برام پیش اومد و همینطور سه شنبه و چهارشنبه
خییییلی خوشحالم که این هفته تونستم با تمرکز روی باورهام خودم اتفاقات زندگیم و بوجود بیارم
خدای عزیز و رحیمم از تو بی نهایت سپاسگزارم با با در مسیر قراردادن استاد بهم یاد دادی که چطور می تونم با توکل به تو زندگی زیبایی برا خودم درست کنم بدون اینکه توجه به هیچ کس جز خودت بکنم
استاد عزیزم که اگه اموخته های شما نبود من هرگز نمی تونستم از زندگی اینقدر که الان لذت می برم و احساس خوشبختی می کنم و آرامش دارم زندگی خوبی داشته باشم براتون از پروردگار مهربانم بهترین روزها آرزو می کنم
وای خدا جونم تو هم با این ریزش بارون و صدای دل انگیز اون داری به من بیشتر احساس لذت می دی ممنونم مهربانم

-ندا کاظمی پاسخ داده شده در 4 ماه پیش

سلام ب فرمانروای کل هستی سلام ب دوستان
خدایا سپاسگزارم ب خاطر امروزم .شکرت تو این چند روز دارم واقعا ب قانون عمل میکنم نمیگم کامل ولی همین قدش عالیه …خدایا شکرت صب تو دفتر م ازت درخواست میکنم و تو براورده میکنی ..شکرت قانونت زود جواب میده ..شکرت از ت خواستممم اصلن انگیزه ثبت نام و بهم بدی دادی و رفتمممم وهمونطوری ک ازت خواسته بود مث اب خوردن انجام دادم ..شکرت ازت خواسته بود عکسم عالی شه وشد و راضی بودم …شکرت خانم دکتر تایید کردن واقعا شکرت …..خدایا شکرت موقع خرید کردن نگران نیستمممم این روزا وقتی خرید میکنم انگار پولم بیشتر میشه ….شکرت دیروز کلی شیرینی خوشمزه پیدا کردم …شکرت دیروز نگران پرداخت قبض بودم گفتم حداقل یکیو و پرداخت کنم دیدم تو حسابی ک مخصوص پرداخت قبضاس پول هست و ینی بیشتر از چیزی ک فکر میکردم ینی پول ریخته شد اولش جا خوردم گفتم اشتباس بعد پرداخت کردم دیدم اره میتونم هر چندتا قبضو پرداخت کنم شکرت …اینا پاداش چند روز حال خوبمه ینی کلی قبض رو میز بود هر بار نگاش میکردم نگران میشدم این ینی شرکککککککک دیروز حتی امید نداشتم یه دونشو پرداخت کنم ..گفتم اشکال نداره از حساب دیگم پرداخت میکنم ولی دیدم نه خدا برام پول ریخته میتونم هر چندتاشو با حساب خود قبضا پرداخت کنم..شکر:ت تتت..شکرت هرروز دارم برای خودم غذای خوشمزه درست میکنم از همونی ک مادرم درست میکنه شکرت ..ب مامانم زنگ زدم گفت شاید براعید بیان ..شکرت ازت خواستم وابسته ودلبسته کسی نشممم و فقط ب خودت کمکم کردی این روزا دارم وابسته توو میشمممم شکرت هربار میرم خرید پولش خیلی کم میشه خودمم تعجب میکنم بعد میگم ایننا پاداش عمل ب خیلی چیزاس ..خدایا استاد میگن اگه یه زرخ یه زره باورکنیم وعمل کنیم نشونه میبینم الان واقعا درک کردم چون هرروز نشونه های بیشتری دریافت میکنم ..شکرت برای کسایی که ب دلایل بچه گانه ب تنش خوردم دارم فقط ارامش میفرستممممم شکرت شکرت اینجا همع چی مثبته شکرت

-منیژه مطهر 4 ماه پیش
مدت عضویت: 366 روز

سلام دوست خوبم امروز با خودن کامنتهاتون خییییللللی خیییلللییی احساس شادی وصف ناپذیری بهم دست داد از اینکه با عشق و سپاسگزاری زیبا برامون از اتفاقات گفتی کلی لذت بردم برات از پروردگار مهربانم ارزوی بهترین روزها رو دارن

-محمد پاسخ داده شده در 4 ماه پیش

سلام به همه ی دوستای عزیزم و خوشحالم که دوباره به این صفحه هدایت شدم و در لحظه بهم الهام شد بیام و این اتفاق خوبم رو بنویسم که مربوط به ۹ اسفند ۱۳۹۷ بود . من رفته بودم برای همسرم کادوی تولدشو بخرم و رفتم به یه مرکز خرید و کلی گشتم و چیزی که منو به خودش جذب کنه ندیدم و تصمیم گرفتم برم به یکی از شعبه های شهر کتاب که همیشه میرفتم ولی خدا منو به مسیری هدایت کرد که به یکی دیگه از شعبه هاش برخوردم و یادم اومد بهم اس ام اس دادن که این شعبه تخفیف ۲۰% داره . رفتم اونجا و کتاب و پازل و یسری چیزای دیگه گرفتم و فوق العاده خوشحال شدم موقع تسویه حساب چون فهمیدم اون روز آخرین روز تخفیفش بوده و اگه اون شب نمیرفتم تخفیفش تموم میشد .

کلی با حالت ذوق و آرامش رفتم سراغ یه مغازه که خیلی محصولای باحال و جذابی داره و میخواستم براش کیف هم بخرم . رفتم اونجا و انقدر اون مغازه چیزاش خوشگل و جذاب بود که کلی چیز دیگه هم گرفتم . برای انتخاب کیف یکم سختم بود و مردد بودم که از خدا کمک خواستم و یکم بعدش دوتا خانم اومدن و ازشون نظرشونو پرسیدمو گفتم شما اگه بخوایید یکی از اینا رو کادو بگیرید کدومو انتخاب میکنید و خلاصه یکیش رو انتخاب کردم.(که خیلی خوشگل بود و گلای ریز و خوشرنگ توش بود)
بعد فهمیدم دوتا گل سر هم پیدا کردم اونجا که دقیقا گلاش با اون ست بود و خیلی برام عجیب بود این همه تصادف و اتفاق خوب (که البته تصادف نیست و همش بخاطر ارتباطم با خدای فوق العاده مهربونمه) .
فرفره و دفتر و کیف پول و چندتا چیز دیگه هم گرفتم و رفتم که حساب کنم . (مغازه ی فوق العاده خوب و معروفیه و به هیچ وجه تخفیف نمیده . بارهای قبل که پیشش رفته بودم هیچی تخفیف نداده بود بهم) (حین زمانی که من اونجا داشتم انتخاب میمردم دو تا مشتری دیگه اومدن خرید کردن و حتی هزار تومنم تخفیف نداد بهشون) ———– (ولی خدا همراه منه و همیشه شرایطو به نفع من تموم میکنه😍) – فقط یبار بهش گفتم ازت تخفیف میخوام و اونم سکوت کرد گفتم نکنه تخفیف نمیدی گفت نه دارم فکر میکنم که بهت چقدر تخفیف بدم حال کنی . تخفیف خیلی خوبی بهم داد و باز بهش گفتم دیگه رندش کن که بشه x تومان و اونم راحت قبول کرد . موقع کارت کشیدنم گفت بخدا من به هیچکدوم از مشتریام تخفیف نمیدم الانم دیدی چندتا اومدن تخفیف ندادم ولی نمیدونم چرا به تو تخفیف دادم (تو دلم گفتم من کامل میدونم چرا تخفیف دادی😍😎) اومذمو ذرت مکزیکی گرفتم بخورم و چیپس خلالیای روش به وسطاش که رسید تموم شد و من خواستم برم بگم بازم بده ولی یهو درونم باهاش مخالفت کرد چون مغازه ی خیلی شلوغی بود و با خودم گفتم اخه قبول نمیکنه و ….. بعد سریع به خودم اومدمو گفتم خدا کل کاراشو ول کرده به کارات رسیدگی میکنه و اینهمه اتفاق خوب دور و اطرافته و کل جهان به تسخیر تو در اومده و باید انجامش بدی . (چیز مهمی نیست چیپس خلالی ولی من باید همیشه قدرت دستم باشه و هر چی میخام بدست بیارم) رفتمو درخواست کردمو و بهم گفت بیا خودت هر چقد میخوای بریز . من دلم میخواس گریه کنم از خوشحالی که خدا اینهمه بهم لطف داره و من قبل فایلا و دوره های استاد عباسمنش انقد در مقابلش گارد داشتم و حتی دوره ای خدا ناباور بودم ولی خدا انقد قشنگ داره برام اتفاقای خوبو میچینه کنار هم . اسنپ گرفتم که برم خونه و کلی گذشت درخواستمو کسی قبول نکرد و بهم الهام شد نباید با اسنپ بری چون یه اتفاق خوب در انتظارته و برو تپ سی بگیر . تپ سی رو زدم که بگیرمو برام زد رایگان که یادم اومد دیروزش برای یکی نصب کرده بودم . نمیتونستم سرعت و تعداد اینهمه نعمتو درک کنم و واقعا بغضم گرفته بود یکم . بازم درخواست تپ سی رو کسی قبول نکردو بعد بهم الهام شد که تو باید سفر رایگانتو حفظ کنی و الان قراره یه نفر برسوندت و پولی هم ازت نگیره . تا بهم الهام شد عمل کردمو تپ سی رو بستم و برگشتمو فقط ۲ قدم برداشتم و یه نفر جلوم وایساد و گفتم فلان جا میرمو انگار مطمئن بودم پولی ازم نمیگیره چون قطعا از اسنپ و تپ سی گرونتر میشد . تا راه افتاد بهش گفتم چقدر میشه و اینجا اوج قله ی اون شب من بود که گفت مسیرمه میبرمت نمیخاد پول بدی . من دیگه داشتم رسما دیوونه میشدم از این حجم بزرگ نعمت و لطف خدا . گفت کجای فلان خیابونه میری گفتم من فلان جاش میرم ولی سر میدون پیادم کن که مسیرت دور نشه گفت منکه تا سر آزمایشگاه فلان میرم ولی میبرمت که راحت باشی کلی هم پلاستیک و بار دستته .

من دیگه میخواستم بپرم خدارو بغل کنم و واقعا لپ هام از شدت ذوق درد گرفته بود و نمیتونستم نخندم .

واقعا خدارو شکر میکنم که منو به این مسیر هدایت کرد و آشنام کرد با خودش و قانوناش . حدود دو ساله با استاد عباسمنش آشنا شدم اما جوری برام آشناس انگار که یه تیکه از وجودمه (چون خدا توی وجودشه و طبق “”آرامش در پرتوی آگاهی ؛ همه ی ما پاره ای از وجود خداییم “”)

خوشحالم که این عقل کل هست و علاوه بر دفتر قرمز آرزوها و اتفاقات خوبمون میتونیم اینجاهم نعمتا و لطفای خدارو بنویسیم و مرور کنیم و لذت ببریم

-مریم هلند 4 ماه پیش
مدت عضویت: 326 روز

دوست خوبم محمد باور کن لپ منم درد گرفت از این همه اتفاق خوش و کلی خندیدم . الهی همیشه خوش باشی و مبارک باشه همه خریدهات . و راستی ذرت مکزیکی خیلی چسبیدو خاطره منو در گذشته تداعی کرد.لذت بردم نوش جونت….

-میلاد 4 ماه پیش
مدت عضویت: 715 روز

من نظرتون رو خوندم واقعا عالی بود ، خیلی حسم خوب شد انشالله همیشه این اتفاقات خوب براتون تکرار بشه و ادامه داشته باشه

-علی ابراهیمی 4 ماه پیش
مدت عضویت: 729 روز

وای خدا چقدر کامنتتون عالی بود و حس خوب منتقل کرد. خیلی سپاسگزارم از کامنت زیباتون به من که یه عالمه انرژی مثبت داد در پناه الله یکتا شاد و ثروتمند باشید💕💙

مدت عضویت: 433 روز

سلام دوست عزیز،بهت تبریک میگم بابت این همه اتفاقات خوب و توی مدار بودنت.
خداوند همیشه حواسش به ما هست کافیه ایمان داشته باشیم و همه چی را به اون بسپاریم.
شاد و سربلند باشی در پناه خدای مهربان

-ندا کاظمی 4 ماه پیش
مدت عضویت: 668 روز

سلام هم فرکانسی .نمیدونم واقعا چی میشع گفت ..اشک تو چشام جمع شد ..قانون اینجوری درست حسابی جواب میده …منم مث شما از اینهمه نشونه هیجان زده م ..ممنون ک این اتفاقاتو میاید مینویسید وبرای امثال من راه و روشن تر میکنید ..خیلی خوشال شدم از اتفاقاتی ک براتون افتاد ایشالابا سرعت نور اتفاقات بزرگتری براتون بیوفته وبیاد برامون تعریف کنید .بازم ممنون موفقتر باشید

-سارا الیاسی پاسخ داده شده در 4 ماه پیش

امروز من بهترین احساس دنیا رو داشتم واقعا احساسی که تا حالا تجربه نکرده بودم خود به خود یه نفر بهم پیشنهاد کار داد خود به خود پول به دست اوردم خود به خود کلی خوش گذروندم…حال دلم خیلی خوبه خدایا شکرت شکرت شکررررررررت من عاشقتم شکرت که من رو به این راه هدایت کردی قول میدم که سربلندت کنم عزییییزدل سارا تو همه ی منی ازت سپاس گذارم سپاس گذارم سپاس گذارم و میدونم که توهم عاشقمی

-طیبه مرادی پاسخ داده شده در 4 ماه پیش

به نام خدای مهربان زیبا

خدایا شکرت این چند وقته باز هم کلی اتفاقات خوب برام افتاده که با دوستانم به اشتراک بذارم وهم حالم عالیتر بشه هم ایمان همون قویتر بشه .

و در مداراتفاقات دلخواه بیشتر قرار بگیریم .

چند روزه هست دارم تمرین نوشتن خواسته های هر روزنامه را می‌نویسم .وای که چه قدرتی داره این ذهن وافکار ما وکانون ارتعاشی ما اول صبح .
شگفت انگیزه .
هر روز شااادی ولذت ومینویسم وخدا جون به شکل اتفاقات شاادی آور برام میاد ومنو میخندونه وشااد می‌کنه .

خدایا شکرت که ازت گندم واسه سبزه عید خواستم اونم به کاسه رفتی به کیسه برام آوردی اون لحظه خودم میدونستم خدااااااااااااااااا جونم دستش به کم نمیره ببین چه می‌کنه .خداشاهده فقط به خدا گفتم ورهاش کردم بعد چند ساعت برام انجام شد 😯😯🙄😯😙😙😚

گفتم خداجون امروز ظهر یه غذای خوشمزه می‌خوام تو دلم ارتعاش دادم وورهاش کردم و ظهر برامون قورمه سبزی چیزی که من خیلی دوست دارم آورد 😄😄😄😘😘😘😘😍😍😍

گفتم خدایا پپول بریز به حسابم امروز برام ریخت .خدایا شکرت هرچند پول مادرمه اما پوله که ریخته 😚😚😄😄

گفتم خدایا سورپرایزم کن امروز کلی شرمنده عشق سورپرازش شدم رفت واسمون کلی خوراکی آورد 😯 اونم پول به حساب یکی دیگه وخریدم به عهده یه دست دیگه ش واوردنش به راحتی به خونمون .😭😭😭😭😭همون جا سجده زدم وپاهام سست شد وکلی گریه کردم گفتم خدایا این شب عیدی داری کلی بهمون حال میدی قربونت برم وقتی تورو باور کنیم چه ها برامون انجام نمیددددی فایل توحید عملی ۶در من غوغایی کرده راجب توحید توحید و اینکه هیچ پیامبری در گیر خوراک پوشاک ومسکنش نبوده درگیر اتصال وتوحید ویکتا پرستی بوده .همین که درست بشه همه چیز خود به خود درست شده .

خدااااااااااااااااا می‌دونه که چه چیزهایی مونده بیشتر وبیشتر ازش بخوام تا تکاملم طی بشه ازش دریافت کنم .

خدایا شکرت هزاران مرتبه تنها عشق 😍😘😘😘😘

تو پروفایلم دوستانی نوشتند برایم ثروت سلیمان نبیییی این برام کلی نوشته است یعنی باران رحمت وثروت الهی هم بر من وعده داده شده ودر سرنوشتم نوشته شده .

خدایا شکرت خیلی دوستت دارم .همه جا رو میبینم دیگه به چشمم کسی نمیاد همه تو در همه تو همه جا تو .

عاشقتم تنها عشق عاااااشقتم چون عاشقمی چون بی دلیل دوستم داری با کلی راه اشتباه وخطا با کلی شرک وجودم که میخوای توحیدیش کنی .

در پناه خدای عاشق واحد ❤❤🌹🌹😚😚😚😄😄😄😄😄😄😄😄😄😄😭😭😍😍😍😘😍😍😍😍😍😍😍

-غزال باقری 3 ماه پیش
مدت عضویت: 1710 روز

خیلی عالی بود طیبه جان.امیدوارم هرروز برات کلی اتفاق خوب و هیجان انگیز بیوفته و بیای برامون بنویسی و ما هم با خوندنش لذت ببریم و بیشتر از همیشه عاشق خدا بشیم🌹🌹🌹

-نعمت اله صادقی پاسخ داده شده در 4 ماه پیش

امروز می خوام یک اتفاق خیلی جالب در مورد یکی از اهدافم برایتان بگویم، اتفاقی که حاصل ایمانم به این قوانینیه که دارم از استاد عزیزم می آموزم :
من پارسال خانه ای را که کلید اول بود و خودم افتتاح کننده اش بودم را از دایی عزیزم اجاره کردم به مدت یکسال، حالا ورود ما به این خانه مصادف بود با شروع کارم در سایت، در واقع این خونه همون خونه رویاهای ما بود با همان مشخصات، آنقدر از این خانه خوشمان آمد که لاجرم عاشق این خانه شدیم و شد جزو اهدافمون و حتی تصاویرش روی تابلوی آرزوهای من و همسرم نیز جای گرفت ما خیلی خوش و خرم داشتیم با پرداخت اجاره ها زندگی می کردیم که یکباره دایی من گفت که خونه فروخته شد و ما با کمال بی میلی و ناراحتی مجبور شدیم خانه رویایی مان را تحویل دهیم این خونه ما همسایه هایی داشت که از هزار تا فامیل برایمان بهتر بود تا جایی که خانم های خونه ها بعلت اینکه کوچه به خونه ما بن بست میشد شبهای تابستان تو کوچه جلو خونه ما موکت پهن میکردند و سفره و دورهمی و بگو بخندهایی داستند و همسرم هم بین آنها بی نهایت شاد بود بچه هایم عاشق آن محل و بچه هایشان بودندخلاصه سرتون را درد نیارم خبر ترک محل حتی همسایه هایمان را نیز ناراحت کرد و از دایی ام گلایه می کردمد، ومن موقع تحویل خانه به دایی ام گفتم که مطمئن باش و باور دارم که این خونه را خودم ازت میخرم اگر بفروشی هم از کسی که بهش دادی میخرم خلاصه کلام الان 6 ماه است که ما داریم تو محله جدید و خونه جدید که اصلا میلی بهش نداریم ولی باز هم را باورهامون کار می کنیم شاد هستیم، و امروز دوست عزیزم سنسی میکاییل خواجه که عضو سایت هم هست اومد پیشم و گفت که دنبال خونه میگرده واسه اجاره….
آقا رفتیم بنگاهها را سرزدیم که یکی از بنگاهها گفت یه خونه هست فلانجا یهو دیدم همون خونه رویاهای منه…..
از بنگاه که جویا شدم گفت که تا الان حداقل 50 تا مشتری برده سر این خونه و همه معامله ها یجوری سرنمیگرفته….
و من هم که خوشحال زنگ زدم دایی ام و کلی ازش گلایه کردم که اگه میخواستی اجاره بدی چرا به ما نگفتیو داییم گفت بیا پیشم، خلاصه رفتیم پیشش تا رسیدیم گفت که نعمت جان آخه تو چی داری که نه خونه میذاره کسی بخرتش و نه تو ولش میکنی….
منم گفتم خدا را دارم، منم گفتم یادته چی بهت گفتم….
اون خونه بالا بری پایین بیایی مال منههههه
داییم که همش می خندید گفت که بیا و بشین و بعد 18 ماه که اجاره نشستی نصف پولشو بده الباقیش هم ماهی دو تومن بده و من هم با اعتماد به نفس کامل گفتم دایی جان 18 ماه دیگه پولت را یکجا می دهم و خلاصه حرف تو حرف شد که داییم یهو گفت ****قانون جذبه دیگه ***
اینو که گفت اشک توچشمام جمع شد میکاییل هم شوکه شدکه چجوری همه شرایط داره دست در دست هم میده که آره جهان داره کاری میکنه که نعمت برگرده خونه رویاهاش
داییم در ادامه گفت که به قانون جذب ایمان داره و زندگیش متحول شده (اصلا به قیافش نمی خوردا)
اینجا بود که یاد حرف استاد افتادم که لازم نیست به کسی از این قانون به کسی بگییییی!
داییم داشت بدون اینکه به کسی بگه از این قانون استفاده میکرد ویم آهن فروشی بزرگ داره و چهار تا خونه!!!!
امروز روز خیلی جالبی بود که البته اینم بگم که درسته خیلی ذوق کردم خیلی خوشحال شدم ولی میدونم و باوردارم که اینها نشونه درست بودن مسیرمونه و اصلا به این خونه وابسته نیستم و باور دارم مه لیاقتم خیلی بیشتر از اینهاست و جهان بزرگتر از اینهاست و فقط روی خدا حساب میکنم اگر دایی من اینگونه برخورد کرد فقط دیتی از دستان خداونده و اون خونه یکی از بی تهایت نعمتهای خداونده!!!!

-مریم هلند 4 ماه پیش
مدت عضویت: 326 روز

سلام دوست خوب و دوستان خوبی که با دلهای خداگونه اتان در اینجا به شکر گزاری میپردازید . اشکهایم روان است از اینکه شما از ایمانتون مینویسید من برایتان امتیاز میدم و میخونم و از خدا هر روز میخوام بیشتر دوستان از بدست اوردن خواسته هاشون بنویسند .
من به خواسته ی اولم که براوردن نیازها و خواسته های شما در هر روز هست نیز رسیدم و باز بارها خواهم رسید، دلم میخواد روز جمعه نیز از شما باز خوشحالی های بیشترتان را بخونم و واقعا به اونها رسیده باشید ، دلم میخواد نعمت عزیز عکس خانه اش را که خدا به او هدیه میدهد را با خودش بگیرد و در پروفایلش بزودی ببینم ،
دلم میخواد طیبه عزیز به پول صد برابر اون مبلغ که براشون واریز شده در همین روزها براشون واریز بشه و به من خبر بده ،
دلم میخواد سارا در کارش از حقوق خیلی خوبی برخوردار بشه که بیاد بنویسه که چقدر خوشحاله ،
دلم میخواد سمیرا به اون خواسته اش برای زندگی جدیدش مسیر خوبی رو الهام بگیره و به راحتی به اهداف زیباش در زندگی اش برسه و اینجا بیاد و بنویسه از استقلالش و از اینکه خودش رو پیدا کرده .
دلم میخواد که از خانم شایسته عزیزم از کنار دریاچه زیباشون ، پارادایس فایلی برای ما فرستاده بشه و استاد صحبت کنه و برانی اسب پیشونی سفید پر احساس رو ببینم و گوسفندان زیبا اون عسل و برفی و اهویی و مرغ و خروس ها اون پیشی و ….ببینم من واقعا به وجد میام و نگاهشون به من میگه خدا را شناختی ؟
منم میگم خداااا…….

-منیژه مطهر 4 ماه پیش
مدت عضویت: 366 روز

دوست خوبم سلام بهت تبریک می گم که مسیر مدارهاتو داری به خوبی طی می کنی ان شاالله با خبرهای خو ب دیگه دوباره تو سایت بیای موفق باشی

-نعمت اله صادقی پاسخ داده شده در 4 ماه پیش

سلام خانم مرادی و دوستان عزیزم ، اتفاق خوبی که الان در حال مشاهده و درک آن هستم این است که حالم خوبه احساسم خوبه خیالم راحته و در آرامش مطلق هستم و انگار که دنیا را بهم دادند

-ویدا قربانی پاسخ داده شده در 4 ماه پیش

سلام عزیزان دلم اتفاق فوق العاده عالی امروز من این بود که
برای خرید یه وسیله رفتم خرید
و قیمت اون متریال رو نمیدونستم وقتی که برای خریدش وارد مغازه شدم متوجه شدم که مبلغش چندین برابر اون مبلغی بود که من فکر میکردم
بعد از اینکه از اون مغازه خارج شدم و فاصله زیادی رو رانندگی رسیدم به همون مغازه ای که همون اول با چشم قلبم حس شهودم بهم گفته بود
و اومدم به اون مغازه
توی اون مغازه یه متریال حدودا مشابه با همون جنس رو خریدم و اتفاقا باید برای این کارم از این ابزار استفاده میکردم تا سازه های دیگه ساخته بشه و من نمیدونستم و‌تمام قیمت خیلی خیلی کمتر از اون قیمت اون جنس بود و کلی سود کردم و نکته ی جالب دیگه شخصی رو اونجا دیدم که همون زمانی که من رفته بودم برای خرید کالایی اومده بود زمان سوال پرسیدن از فروشنده ایشون گفتن اتفاقا من هم این جنس رو‌ دیروز خریدم و‌کلی اگاهی دادن و اصلا شخصی بودن که من برای کاری که شروع به انجامش شدم بسیار بسیار ضروری بودن و‌بهتره بگم یک‌ نابغه و یک استاد به معنای واقعی با دامنه تحقیقاتی بالا و جالب اینجا بود که بدون اینکه من چیزی بگم ایشون به من اگاهی هایی که لازم بود بدونم رو به من میگفتن و حتی غیر از بحث کاری دو تا از سوالات معنوی و موضوعاتی که ذهنم بهشون فکر میکرد این دو سه روزه از زبان ایشون به چه زیبایی خداوند بیان کرد و واقعا به حیرت مونده بودم که خدا چقدر زیبا استاد برنامه ریزیه
سپاس از این خدای بزرگ بزرگ مرتبه
میدونید اون اقای بسیار نجیب و محترم به من چی گفتن
گفتند که خداوند فارق از هرگونه احتیاج خداوند فقط از شما یه چیز میخواد و اون نیاز شماست
این حرف شگفت انگیز بود و یه طوری اون اقا صحبت میکرد انگار خدا داشت پشت سر هم موضوعات لازمه منو از زبان ایشون به من میگفت و‌قتی که گفتن نیاز شماست با مهربانی هر چه تمام تر گفتن با شعف با شور با ناز و زیبایی نیازهاتو به خدا بگو با شادی گفتم بببببببله با زیبایی ناااااااااز و احساس شادی هر چه تمام تر نیازهامو به خدا میگم
و بعد ایشون خندید انگار دیگه یادش افتاده بود عجله داره سریع بعد خداحافظی کرد و رفت
و واقعا ممنون خدام که یه همچین انسان هایی رو در مسیرم قرار میده که از طریق اونها به من کمک کنه
خداااااااااااااااااااااااااااااااااایا من دیوووووووووووووووووووونتم
عشق زیبای من شاهکار من یاس من سپید من الماس من سلطان من قلب من نفس من جنگل سبز من اقیانوس ارامم مهربان ترین عاشقانه میپرستمت

-منیژه مطهر 4 ماه پیش
مدت عضویت: 366 روز

دوست عزیزم ویدا جون از خواندن نوشته ات خیللللی لذت بردم اشک شوق تمام وجودم و گرفته بود راستی خوش به حال خودمون که اینچنین خدایی داریم منتطر خبرهای خوبت هستم برات بهترین روزها رو ارزو می کنم 😘😗

-ویدا قربانی 3 ماه پیش
مدت عضویت: 239 روز

ممنونم زیبای من
خوب تو این مدت با مرد رویاهام ازدواج کردم
پدر همسرم یک زمین خوب تو یه منطقه عالی بهمون هدیه داد برای ساخت خونه زیبامون
شروع به ساخت طراحی های خودم کردم
توی زمینه ی هنریم پیشرفتای زیادی کردم
و خوب دوستان مهربونی وارد زندگیم شدن
خدا رو هزاران هزاران هزاران هزار بار شکر
و خدا رو هزاران هزاران هزاران بار شکر واسه اتفاقات شگفت انگیز دیگه ای که توی راهه
خیلی خیلی خدا جون عاشقتم ماه من زیبای من هیجان انگیز من

-پیمان محمودی پاسخ داده شده در 4 ماه پیش

سلام سلام
همگی سلام
ای زندگی سلام
دوستان گلم سلام 😅
خدای رزاق سلام
سید عزیز که دستی از دستان خداوند شدی سلام
خب راستش این چند وقت اخیر اونقدر اتفاقات خوب ریز و درشت برام رخ داده که واقعا مات و مبهوت موندم.
صبح بیدار شدم و رفتم گروه تلگرامی که در زمینه موسیقی داریم رو چک کردم و خداوند از طریق زندگینامه یه پیانیست که توی اون گروه گذاشته بودن بهم گفت که هیچوقت برای هیچ چیز دیر نیست
چون ذهن منطقی من میگفت که تو دیگه ۳۲ سالته و دیر شده و این حرفا
اما ندای درونم میگفت گوش نکن تا برات نشونه بفرستم
خیلی انرژی گرفتم
خیلی
وقتی زندگینامه کسی رو خوندم و دیدم که چطور از ۴۲ سالگی شروع کرده و خیلی زود حرفه ای شده و فقط پس از چهار سال از شروع آموزشش تونسته استاد پیانو بشه و توی دانشگاه تدریس کنه…

-کیمیا قاسم پور پاسخ داده شده در 4 ماه پیش

سلامممم
دوباره هدایت شدم به این صفحه تا بنویسم
خداروشکر که بلاخره به مربیم زنگ زدم و زمان امتحان رو بهم گفت و خیالم راحت هست که میتونم و قبولم..
خداروشکر امرووووز داداشم از سربازس میاد..مرخصی برای عید گرفته و بعد از 6ماه میبینمش..واااای خیلی خوبه
خداروشکر که با دوستان خوبم دیشب یک گروه در تلگرام زدم که تمرینات داستان نویسی رو شروع کنیم و اسم گروه رو گذاشتم نویسندگان موفق
خدایا مرسی که برای هدف گذاری در سال جدید کلی ایده بهم الهام شد که میخام انجامش بدم
مثل یک نقشه اهدافم رو بنویسم..با جزییات و تجسم انجام بدم..و باورهام رو تقویت کنم
خدایا مرسی که هر جمله ای دیشب به دوستم میگفتم سریع مثبتش رو میگفت و حال دلم بهتر میشد و میگفتم خدایا مرسی همچین دوست خوبی دارم که مثبت اندیش هست
خدایا سپاس گزارم که یک جایزه دریافت کردم..یک کتاب از قانون جذب ..مررسی

-زینب پاسخ داده شده در 4 ماه پیش

سلام به همههههه

جونم براتون بگه که توی این مدت کاملا تَق و لَق بودم. میخواستم تغییر کنم ولی هِی منتظرمی‌موندم.
البته بنظر خودم توی مدار درستی قرار داشتم. میدونستم راهم اشتباهه باز عین کبک سرم و زده بودم زیر برف.
چند نفر توی این مدت با صحبت‌هاشون عین پُتک کوبیدن توی سرم. با این دوتا فایل اخیر استاد عباسمنش تحت عنوان نامگذاری برای سال جدید و ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است، کلا چشمام به خودم باز شد.
دیدم تابحال هیچکار انجام ندادم.
منم تصمیم گرفتم که کفشای پولادینی برای تغییر باورهام و سبک زندگیم داشته باشم.
از کتاب شکرگزاری شروع کردم. درحال انجام تمریناش هستم و کلییی اتفاقای خوب برام رخ داده.
دیروز با خواهرم یک بحث داشتیم و سعی کردم مسئله رو حل کنم، پیروزی بامن بود اما حل مسئله با خواهرم بود. آخر شب بهم گفت بهت تبریک میگم امروز خیلی بهتر از قبل برخورد کردی. واقعا خدارو شکر کردم. همین تغییرات کوچیک و به ظاهر ساده نتایج بزرگ رو بوجود میاره.
شاید از نظر بعضی‌ها خیلی مسخره و خنده‌دار باشه اما برای من خیلی عالی بود.
من قبل‌تر اصلا دنبال حل مسئله نبودم. فقط ازش فرار میکردم. بخاطر ترس از شکست و نتونستن و مسخره شدن. اما دیروز انجامش دادم.
چندماه پیش اومدم عکس پروفایلم رو آپلود کنم. تمام مراحلش رو انجام دادم و به دلیل خستگی یا تنبلی یا هرچی که اسمش رو بزاریم گفتم فردا انجامش میدم.
مدت‌ها گذشت و من امروز این کار رو انجام دادم.
اکثر مواقع کارهام رو نصفه میزارم و انجام دادن این کارهای کوچیک که تموم میشن خیلی خووووبهههه..
هنوز صبحه و تا آخر شب کلی راهه و کلی اتفاقای خووووب و عاااالییی منتظر من هستن.

عاشقتونم***

-محمد جواد میگلی پاسخ داده شده در 4 ماه پیش

سلام
توی محل کار بودم و داشتم به لپ تاپ نگاه میکردم در سایت چرخ می زدم و فایل های استاد را به خودم تکرار می کردم که یکی از همکاران وارد شدند و گفت خیلی سرحال شدی اینم یه نشونه بود برای من خدایم را شکر خدایم را شکر خدایم را شکر

-محمد جواد میگلی پاسخ داده شده در 4 ماه پیش

سلام دوستان
دیروز کارت بانکی که مدتها اون را گم کرده بودم و خیلی هم دنبالش می گشتم از خداوند سوال کردم که کارتم کجاست و من را هدایت بغرما تا کارتم را پیدا کنم
دقیقا دستم بردم بالای کمدم همون جایی که قبلا گشته بودم درست کارتم همون جا گذاشته بود خدایم را شکر اتفاقه خیلی برام مهم بود و همان جا سجده شکر خداوند را به جا آوردم خدایم را شکر خدایم را شکر خدایم را شکر❤️️❤️️

-محسن روزبه پاسخ داده شده در 4 ماه پیش

سلام
من بنده عاشق خدا
خدایا شکرت که امروز مشتری که قبلا براش کار انجام دادم ،پولشو آ ورد داد.ممنونم
خدایا شکرت که امروز فایل زمان رسیدن به خواسته ها رو دارم گوش میدم .
خدایا شکرت که این تضادهایی که دارم تو زندگیم میبینم راه رو داره به من نشون میده
خدایا ممنونم که بهم گوشزد کردی که سپاسگذاری اول ثبح رو دوباره شروع به مکتوب کردن کنم،دوستان من یک مدتی سپاسگذاری اول صبح رو انجام نمیدادم و به طبع تمرکزم روی خواسته هایم کمتر میشد و البته نتیجه این غفلت رو هم دیدن ،درآ مدم کمتر شد،چرا چون تمرکزم را روی ناخواسته گذاشته بودم ،به قول استاد اگر فقط همین یک تمرین یعنی شکرگذاری رو انجام بدین بی نهایت ثروت وارد زندگیتون میشه،درونتون بزرگ میشه.
خدایا شکرت
خدایا ازت میخوام ایمانم را قوی و قویتر کنی.ممنونم

-عبدالکریم بخشی زاده پاسخ داده شده در 4 ماه پیش

سلام امیدوارم زندگیتون سرشار از عشق و محبت و توجه الهی باشه
خداروشکر که هر روز بهتر از روز قبل برام پیش میره
خداروشکر که هر لحظه و هر لحظه ام پر از احساس خوبه
پر از عشق خدا پر از عشق عزیزترین کسم
امروز برام پر از اتفاقات عالی بوده
دیدن یکی از دوستای خوبم که از دیدنش واقعا احساس خوبی داشتم
بودن با خانوم خوشکل و مهربونم که هر لحظه بودنش باهام بهم حس فوق العاده ای میده
ناهار فوق العاده ای که امروز همراه با خانومم خوردم و احساس فوق العاده ای که به اون لحظه داشتم
خداروشکر بابت همه چیز
بابت همه خوبیایی که روز به روز دارن توی زندگیم بیشتر میشن
خدایا شکرت

-ندا کاظمی پاسخ داده شده در 4 ماه پیش

سلا م ب فرمانروای کل هستی …خدایا سپاسگزارم ب خاطر امروزم شکرت وقتی سایتو باز کردم دیدم استاد یه فایل جدید گذشت شکرت خدایا …واقعا لازم بود ..شکرت تو فایل جدید فهمیدم امروز تولد استادع ..شکرت با این خبر خوب حالمو خوبتر کردی ..شکرت سایتم نور افشانی شده ….شکرت امروز هوا سرد بود …شکرت امروز نسبت ب دیروز بیشتر تونستم نجواهامو کنترل کنم وب خاطر همینم خدا تخفیف محصولاتو تولد استاد وبهم هدیه دادن …اینا نشونه موندن تو حال خوب ….خدایا اصلن حواسم نبود همین الان یادم اومد تو تمرین ستاره قطبی نوشتم دوست دارم یه هدیه دریافت کنم اینم هدیه امروززززززم شکرت خدای رزاق …خدایا شکرت هرروزم بیشتر ب تو نزدیک میشممممممم خدایا شکرت منو ب این صفحه هدایت کردی …خدایا شکرت پدر ومادرم سلامتن .خدایا شکرت با کسی ک ب تنش خوردم از صب دارم براش ارامشششش میفرستممممم ..شکرت واقعا …شکرت دوستای فوقالعاده ای دارمممممم ..شکرت دوستام همیشه ب یادم هستن …شکرت منووو خالق زندگیم خلق کردی …شکرت تو کنترل نجواهای ذهنم مهارت کسب کردم وراضیم از خودم …شکرت امروزم نشونه دیدممممم ..شکرت خدایا امروز ب بیست ویکمین روز تکرار یه عادت خوب رسیدم …..بازم حواسم نبود وقتی ب بیست ویک روز برسیم اون عادت دیگه تثبیت میشه ..ً.خدایا شکرت واقعا …شکرت سلامتتت سلامتمممم ..شکرت پارسال همین موقع حسابم خال خالی بود و امسال بدون اتفاق خاصی حسابم راضی کننده س …خدایا شکرت میتونم یکی از محصولاتو بخرم ….فقط منتظر یه الهاممم …خدایا شکرت امروز ماشین دلخوامو دیدمممممممم شکرت …خدایا شکرت امروز با ادمای مهربونی برخورد کردم خیلی خوب راهنماییم کردن ..ینی در واقع تو بودی داشتی برام توضیح میدادی چکار کنم ..خدایا شکرت …شکرت رسیدم خونه وغذاممم اماده کردی ..شکرت مادر عزیز تر از جانم وقتی نیست تووووو جاشوووو همه جوره پر میکنی ….شکرت وقتی با مادرم صحبت کردم انرژی مثبت بود تو صداش …یادمه سری قبل ک زنگ زدم خیلی ناله وشکایت میکرد از اوضاع خاصی ک بوجود اومده بود البته من بهش حق میدم ..ولی همون لحظه گفتم چون حالم بدع مامانم دارع حالمووو بدتر میکنه ..شکرت این موضوع رو هم حل کردم ینی تو برام حلش کردی ..خدایا شکرت امروز یه غریبه از داشته هام تعریف کرد و متوجم کردی باید قدر چیزاموووو بدونم .شکرت واقعا ..خدایا شکرت دوستمم دارع ب ارامش میرسه ..شکرت هوا همچنان زمستونیه …شکرت کلن همه چی خوبه .شکرت شکرتتتتت امروز تولد استادددددد ع ومیخام برم شیرینی سرای سر کوچه یه کیک وشمع بخرم ویه تولد فرکانسی بگیرم برای استاد …امروز روز خاصیه …خدایا شکرتتتتتتت..شکرت یازده روزع دیگه تولد دوستمهههههه …شکرت شکرتتت اینجا همه چی عالیه ینی حال درونم عالیه خدایا شکررررررررررت

-سمیرا🌸 4 ماه پیش
مدت عضویت: 259 روز

سلام دوست هم فرکانسیم…
خداروشکر بخاطر لحظه های خوب زندگیت🌸🌸🌺🌺

-رضا نجفی پاسخ داده شده در 4 ماه پیش

من برای آرامشی که الان تو زندگیم دارم واقعا خدارو شکر میکنم فقط میتونم جیزی شبیه به معجزه بود

-حمیدرضا عسکری پاسخ داده شده در 4 ماه پیش

سلام🙌 دوستان

دیروز رفتم نمایشگاه ماشین خارجی🚘🚘چنتا ماشین قیمت کردم بعدش گفت اگه میخوای بخری برو فرم پر کن گفتم نه فقط میخواستم قیمت کنم

بعدش تو خیابون داشتم میرفتم یه اقاهه جلو اتش نشانی بود بهش گفتم اتش نشانی کجاست اونم کلی خندید اخیییی خدایا شکرت که تونستم شادش کنم😂

بعدش شبش رفتم بهترین لباس فروشی شهرمون و چنتا لباس مارک گرفتم

این تمرینات بخاطر ریختن ترسم و عزت نفس انجام دادم☺💕💞

مدت عضویت: 129 روز

فوق العاده هستي برادر
از خدا ميخوام هميشه در حال پيشرفت باشين هميشه حستون فوق العاده باشه
زندگيتون پر از عشق و محبت خدا باشه

-ویدا قربانی پاسخ داده شده در 4 ماه پیش

خدایا بی نهایت سپاسگزارم ازت زیبای من
امروز به زیبا و فوق العاده مثل بقیه روزا بود پر از عشق ارامشو شادی کلی با عشق جان شادی کردیمو خندیدیم
اومدم یه عروسی فوق العاده کلی همه اومدن پیشم از اینکه دیدنم خوشحالی شونو نشون دادن یکی از اقوام دیرمون گفت وااای ارزوم بود تو رو ببینم چقدر خوبه که اومدی
کلی همه بهم محبت کردن کلی رقصیدم خندیدم شادی کردم مامانم از تماشام عشق میکرد
و خلاصه فوق العاده پر از شادی شدم
نامزدم کلی تحسینم کرد
امروز صبح سناریو نوشتم که میخوام این جملات رو از اقایی بشنوم چیزی طول نکشید مشابه با اون فرم پیامی که دوست داشتم بهم داد
مکان مورد علاقه برای زندگیمونو انتخاب کردم
به اقایی گفتم گفت چشم هر چی دستور بدین
خلاصه کلی خوشی خوشی شدم
اها موبایلم از دستم افتاد زمین یه جای پر از سنگ ها لاخ
ولی بر عکس افتاد هیچ ضربه ای بهش نخورد کلی خوشحال شدم که موبایلم سالمو سلامت خدا برام نگهش داشت
خدا رو شکر هنوز تموم نشده امروز کلی شادی دیگه مونده🙃☺️🤗
خدایا بینهایت بینهایت عاشقتم مرسییییییییییییییییز

-طیبه مرادی 4 ماه پیش
مدت عضویت: 812 روز

به نام خدای مهربان

پیدایش عزیزم خدارو هزاران بار شکر بخاطر نتایج قشنگ وزیباتر که من خیلی عاشق این صحنه های زیبام.
وخداوند هی میگه ببین چقدر روابط عاشقانه زیاده ببین دارم به پیدا جون چی میدم و دارم همه رو عاشقش میکنم و دارم چه چیزایی چه فانتزی های خوشگلی بااقاش براش طوری هماهنگ میکنم که کلی لذت ببره .
سپاس خدایا ایننشونه های حق است خدایا عاشقتم .برات آرزوهای بهترین لحظات در تمام جنبه های زندگیت دارم .خانم زیبا ومهربون ای جان خدای جان وجهان .😘😘😘😘😚😚😚😊😊😊😊

-ویدا قربانی پاسخ داده شده در 4 ماه پیش

سلام دوستان عزیزم امروز هم روز بینظیری بود
صبح با کلی پیام های زیبا و تماس پر از عشق و‌محبت نامزدم از خواب بیدار شدم و خدا به وسیله ی ایشون کلی عشق و محبت نثارم کرد
بعد از اون غذای مورد علاقم رو مادر عزیزم اماده کرده بود که کلی از خوردنش لذت بردم
بعد از اون کلی دوباره با عشق جانم خندیدمو شوخی کردیم
یه بارون بینظیر بارید و فوق العاده لذت بردم
با خدا کلی عشق بازی کردمو رقصیدمو مدهوش خدای مهربون شدمو سجده شکر کردم
بعدش یه تابلوی زیبا کشیدم البته تموم نشده اما با کلی احساس یه اثر زیبا خلق کردم
بعد دوباره با عشق جان حرفای زیبا گفتیم
بعد مامان بابا اومدن مامانمو‌ بغل کردمو‌ کلی از اغوش کشیدن مادرم لذت بردم
یه برنامه خنده دار تماشا کردمو کمک مامان جون کردم
یه عالمه خوراکی خوشمزه مورد علاقمو مامان بابام خریده بودن
و دوباره با اقایی شادی کردیم
جواب های زیبا توی عقل کل دادم
یه سوالمو خدا جواب داد
کلی با خدا باز شادی و عشق بازی کردم
یع عالمه عشقو ارامشو شادی داشتم
و واقعا روز شکفت انگیزو‌ جذابی بود
الانم میخوام باز شادی کنم دو صفحه قران بخونمو یه شعر حافظ یکم با خودم خوش بگذرونمو با خدا شب سکوتو بگذرونم یکم و بعد چشمای زیبامو روی هم بزارم و یه خواب اروم داشته باشم
مرسی خدای عزیزم شیرین من مهتاب من عزیز من سلطان قلبم نور قلبم ارامش روحم بهترین دوستم محبوب من مرسی واسه اینهمه شادی عشق لذت وااااااااااااااااای🤦🏻‍♀️ خدا بینهایت سپاسگزارتم
استاد عباسمنش یه دنیا مرسی خیلی دوستتون دارم
خانم شایسته مهربون و همه همه ی شما خونواده عزیزم
در خدا شاد باشیم💐

-سعید سبزیان پاسخ داده شده در 4 ماه پیش

به نام انرژی نامحدود
درود به همه ی عزیزان دل هم فرکانسی
خدایا سپاسگزار ازت که همینجور دارم احساس و حس خوب رو توی زندگیم تجربه میکنم و هر روز بیشتر از قبل تو توی زندگیم حس میکنم…😍😍
امروز صبح با حس خوب و ارتعاشی فوق العاده از خداوند خواستم که روز عالی و سرشار از حس خوب رو داشته باشم
و اتفاقات خوب برام رقم بخوره و گفتم خدای مهربانم نشانه هایت رو بیشتر و بیشتر بهم نشون بده…
رفتم سرکلاس و پر انرژی و شاد کلاسم رو شروع کردم و با شاگردانم کلی حس خوب تجربه کردیم و چند تا عبارات تاکیدی خوندیم و شکر گزاری کردیم از خداوند بابت نعمت هایی که بهمون داده…
من هر روز ریلکسیشن و تجسم خلاق انجام میدم و شاگردانم رو توی حالتی مثبت و خلاق با حسی قوی و با اشتیاق و حسی سرشار از احترام تصور میکنم که بخوبی مطالب رو یاد میگیرن و لذت میبرن از کلاس…
باورتون نمیشه با این روش و ایجاد حس خوب و مثبت در کلاس دوتا از شاگردانم که قبلا همراه کلاس نبودن
با خودمون همراه کردم و یادگیری و اشتیاقشون بیشتر شده….خدایا سپاسگزارم
امروز تونستم چندین نفر رو خوشحال کنم و در خوشبختی چند نفر سهم داشته باشم و البته در خوشبختی و افزایش ثروت خودم😍😊
سپاسگزارم از خداوند که از همه برتر و بالاتر است

مدت عضویت: 129 روز

چقد احساس فوق العاده اي از پيامتون گرفتم
چقد عاليه ك اين همه روي احساستون كار ميكنيد و همچنين روي شاگرداتونم تاثير مثبت داشتين
هميشه ميگم معلم خوب نعمته
هميشه عاشق معلم هاي خوبم بودم و خوبيشونو تا ميتونستم به همه ميگفتم الان ك توي دانشگاه هستم از ديدن استاداي فوق العاده اي ك دارم ذوق ميكنم و خوشحال ميشم
از خدا ميخوام هميشه زندگيتون در حال پيشرفت باشه و تك تك لحظاتتون پر از احساس فوق العاده باشه
در پناه خدا شاد پيروز ثروتمند و سعادتمند باشيد در دنيا و آخرت🌺

-ندا کاظمی پاسخ داده شده در 4 ماه پیش

سلام ب همگی
امشب سه شنبه ۱۴اسفندماه ۹۷.
خدایا شکرت از صب بارونیه .خدایا شکرت یه ساعت تو حیاط تو بارون قدم زدم و ب فایل ایمانی عمل نیاورد مفت است رو گوش دادم خدایا شکرت اهنگ باران تو ک از پیش خدا میایی و تو باروننن با یه حس جدید و فوق العاده گوش کردم ..خدایا شکرت ..حالم خوب شد وقتی داشتم اهنگ بارونو گوش میکردم انگار یه جور دیگه داشتم میشناختمت ..استاد عباس منش ب خاطر این اهنگ نمیدونم چ جوری ازت تشکر کنم ..ب جرات میشه گفت بهترین اهنگی بود ک تا حالا شنیدم….تا حالا بارون و اینجوری دوست نداشتم …تا حالا با خدا اینجوری حرف نزدم ..تو بیت بیت اهنگ تازه داشتم خدارو میشناختم و تو بارون قدم میزدم حالمم خوب بود ولی وقتی گوش میکردم فقط اشکی میشدم ……خدایا شکرت …بهترین حسی بود ک تونستم با این اهنگ تو بارون تجربه کنم …..خدایا شکرت ….خدایا شکرت

-مرضیه پری پور پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

به نام هدایتگر وهاب
سلام
سپاسگزار خداوندی هستم که مرا به بهترین مسیر هدایت کرد مسیر کسانی که به آنها نعمت داده است.
اتفاقات خوب امروز ۱۰ اسفند ۹۷:

امروزم بیشتر از هر روز پر از عشق و زیبایی و فراوانی و حس خوب بود، خدا رو هزاران مرتبه شکر.
اول اتفاق عالی امروزم بیشتر از ده بار گوش دادن و دیدن فایل جدید، استاد« ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است» بود. خدای من ، فوق العاده است این فایل ، هر بار که تموم میشد، می گفتم برم، کامنت براش بنویسم ، می‌گفتم یکبار دیگه گوش کنم ، می نویسم، جالبه که الانم دارم گوشش میدم و هنوزم کامنت ننوشتم.
امروز رفتیم لالجین برای خرید گلدان، هوای برفی عالی، هیچ تاثیری نگذاشته بود روی بار زدن و حرکت کردن کامیون ها ، که سفال می برند برای شهر های دیگه، از ازدحام وانت بار ها کم نکرده بود. خدا رو شکر برای این همه رزق و فراوانی و ثروت، و از نشانه های ثروت اینه که این کامیون ها برای خریدارانی که بار اسفند ماهشون تموم شده و دوباره داشتن بار می خریدن. خدا جونم شکرت.
کلی گلدان خوشگل خریدیم خدایا شکرت.
بعد از ظهر هم چند تا کار تزیینی خیلی خوشگل زدم، و همون موقع فایل جدید استاد ، چندتا ایده برای فروششان و باورهای عالی برام ساخت. استاد جونم خیلی عزیزی . مرسییییییی
خدا جونم، حال عالی این روزهای من ، قابل توصیف نیست، واژه کم میارم برای بیانش، خدا جونم چطوری بایدسپاسگزاریت را بکنم، جزء اشک شوقم، چی به درگاهت بیاورم ؟ جزء حال عالیم، چه دارم برای عبادتت ؟
خدا جونم، سپاسگزارم، که هر لحظه سپاسگزارترم می کنی، عاشقتتتتتم عشقم.

🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
خدا جونم، حال خوبم را
سپاس
سپاس
سپاس

🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷

رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَهً إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ 

-Yasi Al پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

دوستان خوبم، من خیلی خیلی زیاد به قانون ایمان دارم. خدا خیلی خیلی مهربون و بخشنده و رزاق و بزرگ هست بیشتر از اون چیزی که ما میتونیم تصور کنیم فقط کافیه بهش توکل کنیم. امید و ارامش داشته باشیم.
میخوام اینو بگم که من یک کاریو رو شروع کردم که کار به نسبت سختی بود ولی از همون اول به خدای خودم گفتم خدااا من با توکل به تو شروع میکنم، تو خودت کمکم کن. توی این مسیر ی جایی یک اتفاق نچندان جالبی افتاد که اگر من سابق بودم، نابود میشدم و خودمو میباختم. من چند ساعت بعد از اون اتفاق ناراحت شدم ولی بعد با خودم گفتم چرا از ادمای دیگه بت بسازم و از کار و گفته ی بقیه باید ناراحت بشم؟ ینی اونا بزرگتر از خدان؟ ینی اونا قدرتی دارن؟دیدم که این اتفاق ی تلگنری برای من بود که فقط 
 شعار ندم که بگم من به خدا توکل کردم و امید دارم،پس اگه این ایمانم واقعیه هیچی نباید منو ناراحت کنه چون من خدامو دارم مگه بهتر و بزرگتر از خدا هم داریم؟! خلاصه من به کارم ادامه دادم و در نهایت بعد از چند ماه اونو تحویل دادم، بعد که میخواستم راجع بهش توضیح بدم  متوجه شدم یک سری اشتباهایی کردم که خیلی تابلو هست و اگر استادیم اینو ببین قطعا کار قبول نیس چون چیز مهمی بود ولی باز گفتم من به خدا توکل کردم، و سعی کردم آرامش خودمو حفظ کنم تا اینکه دیروز نتیجه کارمو گرفتم، دوستان من بهترین نتیجه رو در بین همه ی دوستان گرفته بودم، اصلا باورم نمیشد. کارم خوب بود
ولی یک سری بی دقتیای کرده بودم که امکان داشت کلا کار رو قبول نکنن. ولی خوب کارم بهترین شد میدونین چرا؟ چون من اینو از خدا خواسته بودم و خدای من بهترین بود نه کارم.
دوستان ما باید فقط و فقط از خدا بخوایم، خدا معجزها میکنه. راه رسیدن به خواسته ها، هرچیزی که باشه، توکل به خدا و داشتن احساس خوب هست، با خدا میشه قله ها رو فتح کرد، مطمعنم من اینو تجربه کردم
امیدوارم حال دل هممون عالیه عالیه باشه.

-ویدا قربانی 4 ماه پیش
مدت عضویت: 239 روز

به به یاسی جان لذت بردم خدا رو شکر چقدر عالی واقعا ممنونم که اینقدر خوب خدا رو‌ درک کردی 💐

-مرضیه پری پور پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

به نام هدایتگر وهاب
سلام
روز ۹ اسفند ۹۷:
اتفاق عالی امروز برکت حضور مامانم توی خونه مونه، و این یعنی همه چی. امروز زیباتر، عاشقانه تر و فوق العاده تره…..
خدا رو به خاطر وجود نازنین مادرم، سلامتی اش، شادی اش و حس خوبش سپاسگزاری می کنم.

خدا جونم سپاسگزارم که این همه از طرف مادرم به من عشق می ورزی،
ممنونم که مرا با دستان مادرم به آغوشم می کشی،
ممنونم که با لب های مادرم بر گونه ام بوسه می زنی ،
ممنونم که با حرف های مادرم به من انگیزه می دهی و هدایتم می کنی.
عاشقتم خداجونم.

🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷

خدا جونم حال خوبم را
سپاس
سپاس
سپاس

🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷

رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَهً إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ 

-حامد امیری پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

سلام
من میخام از یک اتفاق خوب و عالی امروز بنویسم.
1 – یک گردهمایی کسب و کارهای ا در یه تالار توی یه هتل برگزار شد و من هم اونجا رفتم برای بازدید. خیلی عالی بود. میخواستم باورم رو تثبیت کنم و اینطور وردیهارو انتخاب کردم. باور فراوانی قویتر و ثبیت تر شد. دیدم کسب و کارهایی که بدون سرمایه اولیه شروع کرده بودند و کسب و کارشون رو به بهتر شدن بود. مد و زیبایی ، زیورآلات، شیرینی فروشی و ….
2- اتفاق خوب بعدی توی همین محیط بود، اولش که رفتم داخل اون احساس ها و باورهایی که در گذشته داشتم در این شرایط به اومدن بالا، باور اینکه تو لایق این محیط ها نیستی ، این محیط ها فقط مال با کلاسهاست ، این محیط مال پولداراست، باور عدم لیاقت ، باورهایی که بهم احساس خوبی نمیدادند و باعث میشدن من از شرایط فرار کنم بخاطر نداشتن عزت نفس و ترسهایی که داشتم.
اتفاق عالی که افتاد این بود که یه حس خیلی خوبی داشت بهم میگفت برو تو جمع نترس از چی می ترسی اینها هم آدم هستن، سریع گوش کردم و رفتم توی جمعشون و به کسب و کارهایی که داشتن نگاه کردم. بازم حسم گفت دیدی کاری نداشت بیشتر بمون و ببین. خیلی عالی بود خدایا شکرت. حس کردم یه پله عزت نفسم بالا رفت. و بعد اینکه بازدید کردم و اومدم بیرون حسم خیلی خوب بود و تصمیم گرفتم فردا که آخرین روزشه بازم برم ولی با برنامه برم. سوال کنم ، صحبت کنم، سرم رو بالا بگیرم و لبخند بزنم. خدایا شکرت. این یک نشونه و اتفاق عالی بود که متوجه شدم مدارم تغییر کرده و فرکانسم عوض شده.

من اول اینکه با استاد آشنا شدم فک کردم فقط باید روی باورهای ثروت کار کنم ، امروز متوجه شدم عزت نفسم کار داره و باید روش کار کنم.
عجله و حرص میزدم من دوره 12 قدم میخوام من این دوره جدیده رو میخوام. با این عجله کردن معلومه که اجازه نمیدم خدا کارشو انجام بده.
از خدا خواستم که خدایا دوره بعدی رو اصلا میسپارم به خودت که چی باشه شرایطش رو خودت مهیا کن من هیچ نمیگم. من که توی این مسیر الهی هستم پس خودت کارهارو انجام بده برم و نشونه هاشو بهم اطلاع بده. که همین امروز متوجه شدم عزت نفسم کار داره و نشونه رو دریافت کردم که عزت نفس خیلی ضروری تره.

فقط میتونم بگ خدایا شکرت که منو با استاد آشنا کردی. وگرنه باید میموندم توی همون زندگی ای که همش احساس عدم لیاقت، خودکم بینی، بی ارزشی بود.

خدایا هزاران مرتبه شکرت بخاطر این خانواده صمیمی که دور هم جمع شدیم داریم روی خودمون با اشتیاق کار میکنیم..

فردا دوباره میرم گردهمایی کسب و کارها و خبر خوب میارم.
درسته من قانون رو فهمیدم و استاد هم داره بارها تکرارش میکنه و مرور میکنه، اما باید برم و عملی تمرین کنم نه اینکه فقط بنویسم و گوش کنم. اینها تمرین عملیه که حدس میزدم توی دوره عزت نفس هم استاد گفته باشه حداقل شبیه اینها.
میبینید که خداوند چطور من رو هدایت میکنه قدم به قدم، اگه که عجله نکنم و صبر داشته باشم و اجازه بدم تکاملم طی بشه.

در پناه خدای ثروت و فراوانی

-طیبه مرادی 5 ماه پیش
مدت عضویت: 812 روز

به نام خدای مهربان
آقای امیری عزیز خیلی خوب نوشتید از عزت نفس وافزایش این باور احساس لیاقت .خیلی ریشه ای بخدا هر جا می‌خوام کاروکنم برمیخوریم به عزت نفس .میگم به خودم که طیبه جان این دوره چقدر عالیه واین عزت نفس چقدر جای کار داره که من روش خیلی ضعیف بودم وتازه میفهمم چقدر این موضوع اذیتم می‌کرده .
وحالا جریان فرق داره از هرچی بترسم سریع میرم انجامش میدم و وکارهایی که مربوط به عزت نفسه انجام میدم تا این احساس لیاقت در من بیشتر وبیشتر بشه .

به امید موفقیت های روز افزونتان در پناه امن وامان الهی 🌹😊

-سعید سبزیان 4 ماه پیش
مدت عضویت: 142 روز

خداروشکر😍😍 که به مسیر درست هدایت شدیم دوست عزیزم

-Yasi Al پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

“معجزه”
دوستان خوبم، من خیلی خیلی زیاد به قانون ایمان دارم. خدا خیلی خیلی مهربون و بخشنده و رزاق و بزرگ هست بیشتر از اون چیزی که ما میتونیم تصور کنیم فقط کافیه بهش توکل کنیم. امید و ارامش داشته باشیم.
میخوام اینو بگم که من یک کاریو رو شروع کردم که کار به نسبت سختی بود ولی از همون اول به خدای خودم گفتم خدااا من با توکل به تو شروع میکنم، تو خودت کمکم کن. توی این مسیر ی جایی یک اتفاق نچندان جالبی افتاد که اگر من سابق بودم، نابود میشدم و خودمو میباختم. من چند ساعت بعد از اون اتفاق ناراحت شدم ولی بعد با خودم گفتم چرا از ادمای دیگه بت بسازم و از کار و گفته ی بقیه باید ناراحت بشم؟ ینی اونا بزرگتر از خدان؟ ینی اونا قدرتی دارن؟دیدم که این اتفاق ی تلگنری برای من بود که فقط 
 شعار ندم که بگم من به خدا توکل کردم و امید دارم،پس اگه این ایمانم واقعیه هیچی نباید منو ناراحت کنه چون من خدامو دارم مگه بهتر و بزرگتر از خدا هم داریم؟! خلاصه من به کارم ادامه دادم و در نهایت بعد از چند ماه اونو تحویل دادم، بعد که میخواستم راجع بهش توضیح بدم  متوجه شدم یک سری اشتباهایی کردم که خیلی تابلو هست و اگر استادیم اینو ببین قطعا کار قبول نیس چون چیز مهمی بود ولی باز گفتم من به خدا توکل کردم، و سعی کردم آرامش خودمو حفظ کنم تا اینکه دیروز نتیجه کارمو گرفتم، دوستان من بهترین نتیجه رو در بین همه ی دوستان گرفته بودم، اصلا باورم نمیشد. کارم خوب بود
ولی یک سری بی دقتیای کرده بودم که امکان داشت کلا کار رو قبول نکنن. ولی خوب کارم بهترین شد میدونین چرا؟ چون من اینو از خدا خواسته بودم و خدای من بهترین بود نه کارم.
دوستان ما باید فقط و فقط از خدا بخوایم، خدا معجزها میکنه. راه رسیدن به خواسته ها، هرچیزی که باشه، توکل به خدا و داشتن احساس خوب هست، با خدا میشه قله ها رو فتح کرد، مطمعنم من اینو تجربه کردم
امیدوارم حال دل هممون عالیه عالیه باشه.

-ویدا قربانی پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

سلام همفراکنسی های عزیزم
اتفاقات خوب دیشب و امروزم دیشب عشق زندگیم مرد فوق العاده ایده الم اومد خواستگاریم اونقدر بین و ایشون و خانواده ها عشقو صمیمیت بود که انگار سال هاست همدیگه رو میشناختن اونقدر با همدیگه خوب بودن همه مه من تعجب کرده بودم حتی از اون چیزی که فکر میکردم هم مراسم خواستگاریم زیبا تر بود
امروز وقتی با ایشون رفتم بیرون ایشون توی شهری که من زندگی میکنم زندگی نمیکنن توی شمال و شهر مورد علاقه من زندگی میکنن و اونقدر محلی که اصلیت پدریشونو اونقدر زیباست یه خونه ی جوبی خیلی خیلی رویایی هم اونجا عموشون ساختن که از زیبایی کم از بهشت نداره دقیقا مرد رویاهام توی شهر و منطقه ی رویاییم نامزد شدم اونقدر ایشون زیبا عاشقم هستند که دقیقا حتی بهتر از رویاهام اون رابطه عاشقانه رویاییم رو دارم تجربه میکنم و عمیقا باور دارم رندگی جای عشقو خوشبختیه خلاصه
رفتم دنبال ایشون هر جا تا میرفتیم تو مکان های شلوغ سریع جا پارک پیدا میشد به محض اینکه میرسیدم یه حا ماشینم چراغ چکش روشن شد سریع به ماشینم عشق دادم خونسرد به خدا توکل کردم یکم گذشت خوب شد
خیلی خیلی زیاد کنار ایشون لذت بردم و بسیار لحظات ناب عاشقانه ای رو گذروندم به یه رستوران خیلی عالی و زیبا رفتیم و غذای مورد علاقم رو سفارش دادم و از لقمه ای که میخوردم حسابی لذت میبرم واقعا تا به حال اینقدر طمع به این خوشمزگی از اون غذایی که همیشه سفارش میدادم امتحان نکرده بودم
واقعا سرشار از عشق و ارامش بودم کلی موزیکایی گوش کردیم که وصف عشق و خداوند بود و هر دو هم سلیقه بودیم و با گوش دادن به اون موزیکا لذت میبردیم
مادرمو کلی بغل کردم تا به حال اینقدر عاشقانه مادرمو بغل نکرده بودم خیلی خیلی از اغوش کشیدن مادرم احساس زیبایی بهم دست داد
حسابی هم زیبا شده بودم کاملا توجه ادم ها با دیدنم به سمتم جلب میشد و هم من وبعضی از اون ادم ها لبخند به همدیگه میزدیم اقایی هم کلی در کنارم احسای ارامش داشتن و همینطور من از حضور ایشون خدا هم تو ۹۰‎٪ لحظات هواسم به عشقو علاقش بود و عاشقانه به خدا هم عشق میورزیدم و‌همینطور خدا به من
🌸🙏🏻

-مرضیه پری پور پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

به نام هدایتگر وهاب
سلام به همه دوستان عزیزم
امروز ۸ اسفند ۹۷:
خدا رو هزاران مرتبه شکر، که این روزها، هر روز از روز قبل عاشقترم، احساسم عالی‌تر است.
امروز طبق ایده ای که بهم الهام شد یکسری کارهای تزیینی درست کردم که در غرفه همسرم در نمایشگاه به فروش برسانم، و عالی‌تر این بود که فرشته کوچولو هام هم کلی چیزای خوشگل درست کردن و کلی ذوق کردن. و چه کاری زیباتر از خلق زیبایی، که تجربه لذت بخش خداگونه شدنه.

همسرم برای نمایشگاه کلی گل‌های زیبا خریده بود که هر کدام به تنهایی آدمی را شیفته خودش می کرد و قلب را فرو می ریخت، به نظرم گل ها یکی از تجلی های زیبای خدا جونمه،
. خدا جونم خیلی خیلی خوشگلن، مرسی که اینقدر با سلیقه ای، این همه خوشگلی خلق کردی،
یکی از اتفاقات عالی امروز، فایل جدید استاد جونم ، روی سایت قرار گرفت. که برام کلی درس داره، که اونا رو توی قسمت نظراتش می نویسم.
عاشق همتونم، تکه های خدا، تکه های من

🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷

رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَهً إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ 

-مرضیه پری پور پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

به نام هدایتگر وهاب
سلام
امروز ۷ اسفند ۹۷:
یه اتفاق خیلی عالی افتاد که خیلی خدا رو بابتش سپاسگزارم، من یک سیستم کامپیوتری چند وقتی بود دستم بود، که داستانش رو توی سفرنامه فایل کلیپ انگیزشی شماره ۳ گفتم، چند روز پیش خانم داداشم گفت که لب تابشون رو آورده ، تا وقتی لازم دارم دستم باشه، دیشب گفتم باید تکلیف این سیستم رو مشخص کنم، به برادر همسرم که گفته بود می خوادش زنگ زدم، و گفتم ، این سیستم رو می خوای یا من ببرم پس بدم، گفت می خوام و رفتم قیمت گرفتم، چقدر می ارزه و قیمتش رو گفت، منم گفتم میرم صحبت می کنم ، ببینم چی میگه اگر به این قیمت راضی شد که برای شما باشه، اگر نه که پسش میدم. وقتی داشتم می رفتم تا در موردش صحبت کنم، با خودم می گفتم اگر قیمت اون بالا تر بود ، خودم ما به تفاوتش رو می دم، به هر حال برادر همسرم کلی تا حالا برای من خوبی کرده، و بدون اینکه بهش بگم، خودم درستش می کنم، و از اون طرف هم اون مهندس لطف زیادی به من کرد، اینطوری سیستم اونم به فروش می‌ره و اونم خوشحال میشه، به اونم نمیگم که خودم بقیه پول رو گذاشتم. یه دفعه گفتم اصلا خدا جونم خودت درستش کن،
بعد خدا گفت ، چه عجب یاد من افتادی؟؟!!!
گفتم : جان؟؟؟!!!!
وایییییی خدای من، شرککککککککک، همین قدر مخفی ، همین قدر در لباس خوشگل
گفتم: خدا جونم، به جون خودم، عاشقتم، ببخشید حواسم پرت شد، دوستت دارم، مرسی که اینقدر حواست بهم هست و زودی یادم میاری که حواسمو جمع کنم،
اشکم از شوق می چکید و می گفتم ، آره یادم اومد، تو در قالب برادر همسرم این همه خوبی به من کردی، نه تنها از طرف اون ، بلکه از طرف همه، این تویی داری به من کمک و یاری می رسونی اون فقط یکی از هزاران دستان توئه. تو بودی که اون سیستم رو به من دادی تا کارم رو انجام بدم، تو تنها یاری دهنده و حامی منی، اون بنده ات ، یکی دیگه از هزاران دستان توئه.
گفتم خدا جونم من با توکل به تو میرم، خود تو شاهد و عامل این​ معامله بین این دو نفری.

و خدا جونم چقدر عالی این دو نفر رو به توافق رساند. بدون این که باهم حرف بزنن، و اصلأ بشناسن همدیگه رو، روی یک قیمت توافق شد، که خدا جونم درستش کرد، کاری که فقط و فقط از عهده خودش بر میامد، و عاشق خودمم که به لطف و یاری خدا ، به تعهدم عمل می کنم و گوش میدم به نوای قلبم. باید متن رو اصلاح کنم، خداجونم لب تاب برام فرستاد به وسیله یکی دیگه از دستاش.

خدا جونم، اشک شوقم، حال خوبم، آرامشم را
سپاس
سپاس
سپاس

🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷

رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَهً إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ 

-in god we trust 5 ماه پیش
مدت عضویت: 197 روز

افرین از نکته که گفتی ممنونممم. خدایا شکرتتتتتت

-حمید جاوید 1 هفته پیش
مدت عضویت: 1088 روز

با سلام
دوست عزیزم بسیار از خوندن این تجربتون لذت بردم

داستان قورغابه هم عالی بود

یعنی عالیه کلی خندیدم

از طرف ما اعضای خانواده از لپ پسرتون ی ماچ/گاز هممزمان بگیرین (:

شاد باشید (:

خداوند برای من کافی است

-مرضیه پری پور 1 روز پیش
مدت عضویت: 555 روز

سلام آقای جاوید عزیز

خدا رو شکر که تجربه ام باعث احساس شادی شما شده.

ماچ رو چشم ولی گاز رو خداییش نه دلش رو دارم و نه جرأت دیدن عواقبشو 😂😂😂

باید وقتی که فایل سفر به دور آمریکا که استاد گفت قورغابه، رو می دید، چهره اش رو می دیدید، کلی ذوق کرده بود و می خندید و خوش به حالش شده بود که استاد هم گفته قورغابه.😂

برایتان بهترین‌ها را آرزومندم.

-ویدا قربانی پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

سلام دوستای عزیزم اتفاق خوبی که برای من افتاد این بود که مردی که خیلی زیاد به ایده الم نزدیکه یعنی خودشه☺️🙏🏻 فردا دارن میان خونمون خواستگاریم
اتفاق خوب دیگه اینکه رسالتمو پیدا کردم
و مشغول انجامش شدم
اتفاق خوب دیگه وارد یه محیط عالی شدم که دوستی که همیشه دوست داشتم داشته باشم که خیلی شبیه به خودم باشه رو دیدم
وارد رشته ب ورزشی مورد علاقم شدم
و بی نهایت شادی عشق و ارامش دارم
اندامم زیبا تر شده
کمر دردی که یک سال با من بود به طور کلی خوب شده
کلی از ترسام از بین رفتن
ادم هایی که با من هماهنگ نبودن از زندگیم پاک شدن
رابطم با خدا صمیمی ترو نزدیک تر شده

-ندا کاظمی 5 ماه پیش
مدت عضویت: 668 روز

سلام ویدا جان خیلی خوشالم تونستی ب مرد ایدالت برسی .وتو کامنتای قبلیتم خوندم ک با فردی ک دوسش داشتی ب تضاد خوردی چقد خوشال کنندع س تونستی حلش کنی ..خوشبخت شیییییی

-مرضیه پری پور پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

به نام هدایتگر وهاب
سلام
خداجونم شکرت برای ایین روز فوق‌العاده
اتفاقات مثبت امروز ۶ اسفند ۹۷:
صبح با انرژی و حس فوق‌العاده عالی بیدار شدم و شروع کردم بابت همه چی سپاسگزاری.
فرشته کوچولو هامو بعد از خوردن صبحانه آماده کردم و بردمشون پیش دبستانی دخترم ، چون امروز می خواستن برن کنسرت خاله قورباغه پسر نازم هم ، مهمان خواهر جونش بود.

خواهر جون پر انرژی ام (خانم داداش کوچیکمه، من خواهر ندارم، سه تا زنداداش ماه دارم که برام خواهری می کنند) زنگ زد و کلی گفتیم و خندیدیم و از نوشتن سفرنامه اش پرسیدم، گفت فایل نهمه و کلی در موردش با هم حرف زدیم ، این خانمی تنها فردیه از اقوام و اطرافیان من که همفرکانسه و من در مورد قانون باهاش حرف می زنم. در مورد دوره ۱۲ قدم گفتم، گفت برم ببینم چطوره، احتمالا بخرمش، منم کلی ذوق کردم براش و کلی تحسینش کردم که توی مداریه که هر چی میخواد بخره، پول تو کارتش هست. خیلی عالیه، این یکی از ویژن های منه.
مامان جونم زنگ زد کلی صحبت های مثبت و عالی با هم کردیم و من کلی از شیرین کاری های فرشته کوچولو هام براش گفتم اون هم با صدای بلند خندید..
وایییییی خداجونم شکرت صدای خنده بلند مامانم قشنگترین موسیقی دنیاست.
بعد از پختن غذای خوشمزه سفارشی فرشته کوچولو هام، رفتم سراغشون بیارمشون اینقدر بهشون خوش گذشته بود نمی تونستن از کجا و چطوری تعریف کنن.
پسر کوچولوم فوق‌العاده شیرین زبانه و اکثر کلماتش رو درست تلفظ می کنه، بجز چندتایی، یکی از اونا قورباغه است. حالا فکر کنید کنسرت خاله قورباغه هم رفته بود، یعنی توی هر جمله اش باید می گفت قورباغه.
بعدش شروع کرد به مک کوئین که ماشین مورد علاقه اش تلفظ صحیح قورباغه رو یاد بده:
پسرم: بگور قور
پسرم از زبان مک کوئین: قور
پسرم: با
مک کوئین: با
پسرم: غه
مک کوئین: غه
پسرم: آفرین، حالا بگو قورغابه
مک کوئین : قورغابه
😂😂😂😂😂😂😂😂😂
بعد از ظهر کلی توی سایت کامنت های عالی خوندم، و کامنت نوشتم و …. عشق و آگاهی نوش جان کردم.
روی ایده ام کار کردم و موقع انجامش چندتا ایده برای بهتر شدنش بهم الهام شد.
تو پای در راه بنه و هیچ مپرس
خود راه بگویدت که چون باید رفت

عصری رفتم بیرون، داشتم اون مطلبی که اول توضیحات پروفایلم نوشتم رو برای خودم تکرار می کردم و به خاطر سرما دستامو گذاشته بودم توی جیب پالتوم و با یک برگه ای که فکر می کردم لیست خرید چند روز پیش مونده تو جیبم بازی می گردم، رسیدم به اون قسمت که ، « در تمام سختی ها و تاریکی ها و حتی در لحظات شاد و روشنایی دستانت در دستان من است» از حس لمس دستان خدا و حمایت همیشگی اش، لبریز از حس خوبی اون برگه روی توی دستم فشردم.
بعد دستم و آوردم بیرون و مشتم رو باز کردم ، خدا جونننننم یه اسکناس ده هزار تومنی بود، از اونجا که من عادت دارم پولهامو توی کیف پولم میذارم و تو جیبم نمی‌ذارم، اونو به عنوان یک نشانه عالی برای باور« ثروت یکی از اسم های خداجونمه» در نظر گرفتم، یه بوس خوشگل روش کردم، آخه اون دست ناز خدا جونم بود که دست منو گرفته بود، یه احساس فوق العاده ای بهم دست داد که فقط می تونم بگم ان شاالله همیشه این حس رو داشته باشیم.
شب هم یکی از دوستای عزیزم که از خرداد ماه ازش خبر نداشتم توی تلگرام بهم پیام داد و روز مادر و تبریک گفت و بعد کلی برای هم لاو ترکوندیم، اینم یکی از تکه های خدا ، که از طرفش منو غرق عشق و حس عالی کرد. آخه تو چقدر عشقی خداجونم 😍
خدا جونم حال خوبم را
سپاس
سپاس
سپاس

🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷

رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَهً إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ 

-سعید وجدانی پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

سلام دوستان عزیرم
من امروز یکی از پاشنه های آشیل خودمو ک خیلی وقته دنبالش میگشتم و پیدا کردم و متوجه شدم وابستگی من ب یک آدم دیگه ک عصلا هم نمیدونستم وابسته اش هستم باعث شده در موفقیت هام ترمز بشه.
همین ک فهمیدم خیلی خوبه و همینجا از خداوند بزرگ و محربون میخوام شهامت تغییر خودمو بهم بده تا بتونم قائم ب ذات باشم و ن قائم ب غیر. خیلی خوشحالم و واسه همه تون آرزوی خوشبختی و سعادت در این دنیا رو دارم

-مرضیه پری پور پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

به نام هدایتگر وهاب
سلام به همه دوستان گلم
اتفاقات خوب امروز ۵ اسفند:
خدا جونم شاد و سپاسگزارم که برنامه هام تا ظهر عالی پیش رفت و ناهار سفارشی فرشته کوچولوم، خیلی خوشمزه شد و همون با لذت خوردیم،
خدا جونم شاد و سپاسگزارم که دعا و سپاسگزاری در هنگام شروع غذا شده یکی از عادت های خوب همگی مون
خدا جونم شاد و سپاسگزارم به خاطر فایل مقدمه دوره ۱۲ قدم، و آماده شدن این دوره، نشانه هایش رو کامل درک کردم و حتی قیمت این محصول بی نظیر هم دقیقا طبق تصورم بود ، حالا باید با عشق، از تک تک لحظه های زندگیم لذت ببرم تا در مدار داشتنش قرار بگیرم، تا از راحترین و بهترین راه داشته باشمش. برام نشانه ها اینقدر واضحه که اشکم جاری میشه از این همه وضوح.
خدا جونم شاد وسپاگزارم برای بازی های آرام و لذت بخش فرشته کوچولو هام.
خدا جونم شاد و سپاسگزارم برای خبرهای خوبی که از حال خوب پدر و مادرم شنیدم.
خدا جونم شاد و سپاسگزارم برای باران و برف امروز .
خدا جونم شکرت به خاطر آگاهی های نابی که امروز دریافت کردم.
خدا جونم، حال خوبم را
سپاس سپاس سپاس

🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷

رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَهً إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ 

-مریم یوسفی پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

سلام بر دوستان عزیز
امروز 5 اسفند 97 بهترین اتفاقی ک برام افتاد دیدن فایل مقدمه 12 قدم استاد بود ک بسیار خوشحالم کرد و تصمیم به شرکت در این دوره گرفتم و بابتش خدا رو شاکرم . امروز تونستم یه دست لباس رو تموم کنم و یه دست رو به پرو برسونم اخه یکی از کارهایی ک من انجام میدم خیاطی هستش. امروز کلا احساس خیلی خوبی داشتم . 200 تومن ک طلب داشتم وصول شد. خیلی نکات کلیدی تونستم از عقل کل در دفترم یادداشت کنم و یه سررسید هم برای دوره 12 قدم کنار گذاشتم ک تمریناتش و توش انجام بدم. خدایا شکرت . امروز صبحانه و نهار و شام لذیذی خوردم خدایا شکرت.

-ندا کاظمی پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

سلام ب همگی ..خدایاذسپاسگزارم سلامتیم .سپاسگزارم چند روزه خواهرم اومد پیشم .سپاسگزارم امروز تو دو تا بانک حساب باز کردم .سپاسگزارم امروز با ادمای خوب و مهربون برخورد داشتم .خدایا شکرت در حال سپاسگزاریم ..خدایا شکرت قرار بود کابل گوشی بخرم ولی امروز صب بدون اینکه بدونم وبخام یه کابل گوشی تو لوازم قدیمم پیدا کرد م برا گوشیه قبلیم بود اینو نشونه امروز دونستمممم..خدایا شکرت امروز همه چی عالیه ..منتظر اتفاقات بهتر تا شب هستم ..

-سید کاظم فلاح پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

سلام
چند وقتیه تو سایت نبودم . به خاطر اتفاق بزرگی که برام افتاده بود و الان که این کامنتو دیدم میخوام براتون اتفاقات اخیر رو بنویسم
اول بگم از اونجایی که نگاهم به قانون خــیلی تغییر ککرده میخوام از هیمنجا از اون نیروی حاکم بر جهان هستی بخوام که از بین این همه کامنت این پیام بیاد اولین پیام بشه تا همهبچه ها با خوندنش باورهاشون نسبت به قانون تقویت بشه.

1 – بزرگترین اتفاق طی 2 ماه گذشته خونه دار شدنم بود
بعد از جذب نیمه گمشدم که تو سال 95 تقریبا 6 ماه بعد از آشنایی با استاد اتفاق افتاد ، بزرگترین اتفاق مادی که برام افتاد خونه دار شدنم بدون هیچ سرمایه ای بود
داستانشم خلاصه اینه که من خــیلی دوست داشتم مستقل بشم و برم یه جای ساکت و خوش آبو هوا اما دقیقا مثل موضوع نیمه گمشده تقریبا اصلا بهش فکر نمیکردم . هر چند جایی که بودم خیلی داغون بود اما باهاش اوکی بودم
و بعد طی یک پروسه معجزه وار من بدون هیچ سرمایه ای صاحب یه خونه کاملا شیک و ترو تمیز توی شهرک اندیشه تهران شدم . البته خونه به نامم نیست اما به من داده شده تا توش زندگی کنم
این یکی از بزرگترین اتفاقاتی بود که با رها بودن و کار کردن روی خودم اتفاق افتاد برام و دلیل اینکه 2 ماهه تو سایت نبودم این بود که این خونه اینترنت نداشت تا الان و منم با گوشی اصلا راحت نبودم که بیام چندین صفحه متن بزارم
———————–

2- دروغگو

یکی از بزرگترین تحولات درونیم زمانی بود که برای اولین بار و آخرین بار با عزیز ترین فرد زندگیم ( نیمه گمشدم ) یه بحث خــیلی جدی داشتم میکردم و کار بالا گرفته بود . موضوع بحث بسیار مسخره و پیش پا افتاد بود.
یکی از بزرگترین خواسته های من در طول زندگیم این بوده و هست که به شخصیتی آرام تبدیل بشم که به هیچ وجه وارد هیچ بحثی نشم و همیشه این سوال تو ذهنم بود که اگر تو بحثو دعوایی باشم چجوری همون لحظه احساسم رو به طرفم خوب کنم؟ چون معمولا اکثریت آدما تا چند ساعتی یا چند روزی حالشون گرفتسا و احساس خوب قبلی رو نسبت به طرفشون ندارن

اون روزی که بحث ما بالا گرفت من پشت میزم بودم . اومدم از پشت میز بلند شم.
دست به کاغذی که داشتم روش مینوشتم خورد و کاغذ به زمین افتاد

و پشت کاعذ خــیلی بزرگ نوشته شده بود : دروغــــگو

از حوصله خودم و شما خارجه که از تغییر و تحولات و اشک و زاری خودم بعد از دیدن اون کلمه براتون بگم
اما تحولی عظیم در وجود من رخ داد تا من رو هم به اون شخصیتی که آرزوشو داشتم تبدیل کنه و همه جواب اون سوالمو بگیرم

در این لینک توضیحات بیشتری در مورد درکی که اون روز پیدا کردم نوشته ام :
https://abasmanesh.com/fa/aghlekol-question/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D8%B9%D8%B0%D8%B1%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D9%86%D9%87%D8%9F/

3- یکی دیگه از اتفاقات جالبی که برام افتاد این بود که من دوربین پشت گوشیم لنزش خراب شده بود و حدود 200 تومنی هزینش بود که عوضش کنم
من دنبال موانع ذهنیم بودم که ببینم چه باوری جلوی ورود درآمد بالا به زندگیم رو گرفته . از صبح تا ساعت 3 شب داشتم به این موضوع فکر میکردم و در آخر به این نتیجه رسیدم که من هنوز نیاز شدید به درک قانون جهان دارم
فردا صبحش به صورت معجزه آسایی دوربین گوشیم خودش درست شد!!!!
و این نشونه واضحی بود که من به نتیجه کاملا صحیحی رسیدم

موفق باشید

-طیبه مرادی 5 ماه پیش
مدت عضویت: 812 روز

به نام خدای مهربان

خدایا شکرت که داری همه مون در هر لحظه به راه راست هدایت می‌کنی .چه نتایج خوبی آقای فلاح عزیز عالی بود .
من دو روزی هست مدام دارم به شما فکر میکردم که چرا فعال سایت نیستید وخدا امروز جواب منو داد الله اکبر .

خدایا شکرت که به من فهموندی اکه روی خودم کار نکنم دوباره سقوط آزاد دارم .
خدایا شکرت که به من فهموندی آدم جایز الخطاست و هیچ کسی وبت نکنم .

خدایا شکرت که بهم میفهمونی خودمو گول نزنم و به درستی با درک درست از قانون استفاده کنم .
براتون آرزوی موفقیت و سلامتی آرامش وثروت بی نهایت آرزو دارم .

سپاسگزارم که باز تلنگری زدین و تجربیاتتون باهامون به اشتراک گذاشتید .

مدت عضویت: 640 روز

سلام اقای فلاح
ممنون که تجربیاتتون رو با ما به اشتراک میزارین.. در سومین مورد نوشتید که علت نرسیدن به درآمد بالاتون رو نیاز شدید به درک قانون جهان میدونید. من هم مدتی به این مسئله فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که این تضاد باعث شد من بیشتر روی فایل های استاد متمرکز بشم و کامنت ها رو پیگیر باشم و در این مسیر در سایر جنبه ها به درک عمیق تری برسن. موحدتر بشم و خیلی برکات دیگه. با شناختی که از خودم دارم احتمالا اگر در ابتدای مسیر با گشایش مالی بزرگی روبرو میشدم دست از پیگیری و مطالعه برمیداشتم و هرگز به این وسعت دید نمیرسیدم.

مدت عضویت: 188 روز

سلام
داستان اون “دروغگو” دقیقا مثل داستان منه. منم یه روزی داشتم یه کتابی میخوندم که اسمشو یادم نیست! ولی کتاب رو پام بود و من داشتم با مامانم راجب یکی حرف میزدم، یطوری داشتم قضاوتش میکردم، یه لحظه نگاهم به کتاب افتاد، نوشته بود “سعی کن سکوت کنی” اون لحظه مو به تنم سیخ شد😑عالی بود، اشک تو چشمام جمع شد و دیگه حرف نزدم. خدا خیلی راحت با ما حرف میزنه👌

-مارکوپولوی پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

سلام دوستان گلم
قبل از اینکه بخوام اتفاقات 3 اسفند 97 را به خوبی بگم، میخوام یک چیز بگم و یک چیز دیگه هم بگم.

اولی اینکه، خیلی خوشحالم و خیلی خوشحال تر به خاطر اینکه من اینجان، دقیقا همینجا، و شما هم هستید.
خیلی دوستون دارم بخدا.

دومین مورد، یک نتیجه گیری دقیق تر من از قانون. قانونی که ثابته. و خداروشکر میکنم/
مهم ترین باوری که مهم ترین اینه که :
” باور کنی تمام اتفاقات تماممممشون تمام اتفااقات زندگیت را با باورها، فرکانس ها و کانون توجه ات رقم میزنی.
وقتی این را باوررر میکنی و جز باورهای غالب ذهنتیت میشه
اون موقع همه را همان جوری که هستن دوست داری همان جور دقیقا، و دیگه هرگزززززز از کلامی که بهت میگن، رفتاری که باهات دارند، و هر چیز دیگه ای ناراحت نمیشی” چرا؟؟!
چون تو باور داری که تمام اتفاقات را حتی کلماتی که میشنوی، حتی، خودتی و بخدا خودتی که داری به سمت خودت جذب میکنی.
وقتی این را واقعا درک کنی، اینی که میشه کللل لقانون اینی که میشه همه چیز!
دیگه سعی میکنی همیشه احساس خوب را در خودت با توجه به نکات مثبت زندگیت جلب کنی.
سعی میکنی، بیشتر از همیشه خوب باشی، مهربان باشی، بخشنده باشی،

وای وای
خدای من!
بیشتر از همیشه به خاطر تمام نعمت هایی که به تو داده شده، ” سپاس گزاری ” کنی.
میدونی چیه؟!

خلاصه اینکه، بیشتر از همیشه وای عاشق این کلمه شدم، ” خدا گونه تر ” میشی.
بیشتر از همیشه سعی میکنی خدا گونه تر باشی
خدا گونه تر عمل کنی
خدا گونه تر فکر کنی

میدونی؟!
بیشتر از همیشه سعی میکنی، ” به اصل خودت بر گردی ” بیشتر از همیشه سعی میکنی، “بهترین ” باشی و همیشه بهترین نسخه ی خودت را ارائه بدی. نه به کسی! به خودت
اصلا دیگرانی وجود نداره
مسابقه ای وجود نداره
همش لذت، لذت از مسیر

–+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

میخوام در مورد یک جذب باحال بگم!
غروب بود توی اتقام یک جای آروم و تقریبا تاریک یک نور زرد مشخص شده، و البته گرم
دراز کشیده بودم و اینجوری میخواستم مدیتیشن کنم و همون موقع هم هنسفری توی گوشم بود و یک فایل 10 دقیقه ای یک وویس، در مورد جذب ثروت بود.
بارها و بارها گوشش دادم..
تو حالت آلفایی که بودم ذهنم را همسو با وویسی که در حال پخش بود بردم، در اصل توجه ” کردم بهش
من توی اتاقم یک میز کامپیوتر دارم، همون لحظه که در مورد باورهای تاکیدی پول بود من تجسم کردم روی میز PC چندتا 10 هزار تومانی گذاشتم جوری که تمام میز 120*50 سانتی متر پر شده به صورت ترتیب از ده هزار تومانی، احساس خوبی داشتم و اینکه اولین بار بود همچین تجسمی میکردم!

فکر کنم خودتون میدونید چه اتفاقی افتد؟!
خدا شاهده ده دقیقه فقط ده دقیقه بعد از اینکه بلند شدم و مشغول بافتن دستبندی زیبا بودم، یکی از برادرای خوبم اومد و خدا شاهده دارم میگم،
من هنوز یک جورایی خواب و بیدارم بودم
اومد، با 700000 هفتصد هزار تومان بهم گفت محمد اینا را پیش خودت نگه دار فردا که داداشت اومد بهش بده خب گفتمش تو که میذاشتی همیشه توی کشوی Tv الانم بذار ( هنوز نفهمیده بودم)
بعد گفت نه خب بذار پیش خودت من فردا صبح نیستم.
خب این هفتصد پیشت اینم 200000 دویست هزار دیگه، باشه ( برای کاری دیگه )
رفت ..

یک لحظه یک شوکی بهم وارد شد دقیقا وقتی داشتم این همه پول را میدیدم نگاهم بهشون بود.
تا یادم اومد
یعنی همونجا سجدهههههههههههههههههههههه
نمیتونستم دست خودم نبود.
بچه ها دیدم که 9 تا تراول 50 تومنی
48 تا 10 تومنی و 4 تا 5 هزاری.
بعدش فقط خندیدم…

تمام روزم عالی بود، خداروشکر

اما بعد از ظهر
دوچرخه قدیمی بابای خوبم را برداشتم یک فونیکس قدیمی، دو تا کا آماده کردم تخته کارم نوشیدنی مرکبات و یک دونه سیب قرمز خوشگل برداشتم و رفتم به سمت، پارک بزرگ شهرمون ( ردپای دوم سفرنامه ام، اعتماد به نفس 4 ) تا رسیدم اونجا اونجایی که پیاده شدم یکی از دوستانی را دیدم که او منو میشناخت ولی من شناخت خیلی کمی داشتم از ایشون فقط میدونم تو بزرگترین و مدرن ترین کافه ی شهرمون شراکت داره. خلاصه با ایشون من سه چهار دوری همونجور که دوچرخه دستم بود دور پارک بزرگ را زدیم تو اون هوای خیلی خوب و آسمون آبی و کاملا پاک واضح خداروشکر
در مورد باورهاش حرف میزد بدون اینکه دقیق بدونه!
بعد از یک گفتگوی خیلی خوب سعی کردم گفتگو را ببرم سمت چیزی که خیلی خوبم توش چون نمیخواستم در مورد قانون ” زیاد باهاش صحبت کنم، بحث را بردم سمت ایران گردی و جاهایی که رفتم گشتم جاهای هیجان انگیزی که بودم، تو استان های مختلف
نشستیم:
یک چیزی بر بدن زدیم و من خاطرات سفرم را بهش گفتم، وای چقدرر احساس خوبی داشتم خداروشکر .
بعد از 30 دقیقه ای کنار هم بودن و یک گفتگوی سازنده که منجر به احساس خوب تر شد برای هر دوی ما.

من همونجا که نشستم شروع به گوش دادن رکوردی با صدای زیبای خودم که از سوال چهارم، بخش “راهکارهای حل مسئله ” گرفته بودم، کردم … بهتر از همیشه شده بودم
همونجا با همون احساس خوب === احساس خوب = اتفاقات خوب
همونجا وقتی شاد بودم دو تا خانم جوون و ورزشکار و زیبا با لباس ورزشی شاد با یک فاصصله ی 10–15 متری که داشتند از من رد میشدند، “”خندیدند”” از ته دل با یک صدای زیبا یک صدایی که باعث شد با صدای خنده و احساس خوب آنها و انرژی مثبتی که از همون خنده از همون نگاه پاکی که داشتم بگیرم و شادتر از همیشه و احساس خوب تر از همیشه داشته باشم. خداروشکر
ادامه داشت ..
( لپ رکورد در مورد همون چیز دومی بود که گفتم ) تو همون بین که داشتم گوش میدادم یکی اومد بلال سرم دیدم ا!!!! معلم پنج دبستانی آقای جهانی بود.! ( کی جذبشون کردم؟! شب گذشته پنج شنبه من تو قسمت ” آرامشگاه ” سپاس گزاری امروز اتفاق عال هر روز ” نوشته بودم از ایشون همون لحظه هم توجه کرده بودم به ایشون
چقدرر خوشحال شدیم همدیگرووو بعد از سال ها دیدیم، کلیی تحسینم کرد وقتی بهش گفتم چکار میکنم، در مورد هدف و زندگی کردن و خلاصه تعریف هایی واقعی که از خودم کردم.
خداروشکر واقعا>+

++
وسایلمو جمع کردم و برگشتم سمت خونه از حاشیه ی شهر و
به خاطر اینکه، تو حاشیه ی شهر یک غروبی را میتونی ببینی که زیر همون غروب، یک دشت سبز و زرد بسیار و بسیار بسیار زیباییه از همونجا رودی زیباتر هم میگذره و واییی پرواز پرندگان، اونم دسته جمعی .. صداشون. رنگ آسمون .. .ای خدای من بینظیره بینظیر.
تو همون اول مسیر دوستی را دیدم که میخواستم احوالش را بپرسم ولی چون هفته ی پیش جمعه از اونجا گذشته بودم ولی بسته بود – نجار –
گفتم خب الانم بسته اس و میخواستم بهش زندگ بزنم ولی دلم یک چیز دیگه گفت!
حالا میریم خودتون متوجه میشید.
تا اینکه رفتم و یک لحظه نگاه کردم دیدم نجاریش بازه!
بعد از دیدن یک کوچولو آقای نجار توانای شهرمون
مسیر را ادامه دادم توی گوشم یکی از آهنگ های محبوبم را گذاشته بودم، ” دوست دارم زندگی رو نسخه ی کنسرت- سیروان خسروی ” انقدرر انرژژژژژییییییی میگیرممم با این آهنگ خیلییی
دو سه تا خیابون از پیش نجار، یک پارک کوچولوی تو همان محله هست
حالا با همون احساس خوب، ماشین عروس میاد بوق بوق بو بو بوق … هورااااااا
و تا خونه کلی خنده ی آدم های شاد را دیدم کلییی پرواز پرنده ها را دیدم ..

میدونید؟!
همه چی زیباست

چشم ها را باید چشت
جور دیگر باید دید . ..

دوستون دارم.

-نعمت اله صادقی پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

سلام دوستان، چه خوبه لحظه لحظه زندگیت رو سپاسگزار باشی و قلبت رو احساس کنی انواجی که داره میفرسته را احساس کنی و رها باشی و تمام مسایل را به خدا بسپاریم و همه انسانها را بسوی خودت جذب کنی هرروز از آسانترین راهها ثروت بسازی و سالم و سرحال باشی و هرچی اراده کنی می فهمی میخری میخوری میپوشی و من بزرگترین اتفاقات امروزم همینا بود و الان هم بینهایت خوشحالم و سپاسگزار خداوند هستم

-نادیای خوش شانس پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

خدایا شکرت، خدایا شکرت، خدایا شکرت
امروز روز عالی و فوق العادی،داداش گلم با نیمه گمشدی خودش که سالها بود میگشت،رفتن آزمایش عروسی.

خدا جووووووون بی نهایت شکررررررررت.
داداشم داره داماد میشه،این جز لیست آرزوهام بود.

خیلی خیلی خوشحالم و توکلمون به خدااااست میدونم با احساس خوب،اتفاقات خیلی خوب در انتطارمون،و هزینه عروسیم خود خدا از جای که گمان داریم و نداریم همش راحت جور میکنه.

-Mah Ti Ti پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

سلام و صبح دل انگیزتون بخیر
من امروز عالیم و پر از اهداف و برنامه های جدید
دیروز من آزمون دکتری داشتم با داشتن یه کم شباهت به سال‌های قبل، تفاوت های زیادی داشت.
مثل سال‌های قبل از یک ما قبل استرسم شروع شد، اما تفاوت ها
من اون آدم سال قبل نبود، واقعا هر زمان که ذهنم پر میشد از نجوای شیطان و استرس بهم وارد می‌کرد نمیذاشتم زمان زیادی بگذره و زود شروع می‌کرد به خنثی کرد حتی اگر جواب نمی‌دادم ولی بیکار نمی‌شدم و با نجوا همسو نمی‌شدم،
بر خلاف سال‌های قبل هر جا که لازم بود میرفتم(جشن، تولد، مهمونی، میزبانی، ختم،… )
برخلاف سالهای قبل که اصلااااا باشگاه نمی‌رفتم که مثلا وقتم تلف نشه و اتفاقا خیلی بیشتر وقتم تلف میشد این بار در کل دوران مطالعه تا روز آخر باشگاه رفتم و عالی بود مخصوصا این اواخر بعنوان درمان استرس ازش استفاده می‌کردم و توی کلاس حداکثر استفاده و خنده و شادی رو میکردم
بر خلاف سال‌های قبل قرص پرانول برای استرس نخوردم چون هر چه می‌گذشت و بیشتر به اینجا سر میزدم متوجه شدم که زندگی من اونقد کوچیک نیست که یه آزمون بتونه انقد برای خودش بزرگی کنه و به خودش جا اختصاص بده(یا این آزمون رو قبول میشم، یا یه جای فوق العاده تری برام اوکی شه و من به اونجا هدایت میشم)
همش بخودم میگفتم ببین من که قراره از این به بعد در زندگیم همش باید در جاهای مهم، قرارهای کاری مهم، سخنرانی های مهم، در معرض کارهای بزرگ قرار بگیرم که نمیشه اینجور باشم، باید قوی و عاری از استرس باشم،
چن وقت قبل از آزمون اومدم اینجا و در مورد استرس آزمون خوندم و استفاده کردم و توکل کردم بخدا و واقعا ااا تاثیر شگرفی در خنثی کردن استرس داشت،
بر خلاف سالهای قبل که بعد از آزمون به بطالت میگذرونم، بی نهایت خوشحال بودم که بعد از آزمون با فراغ بال بیشتری میتونم اهدافم رو دنبال کنم و این فوق العاده است….
خوشحالم و سپاسگزار پروردگار

-زیبا پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

سلام دوستان روزتون عالی عالی عالی
مدتی بو با همسرم و بچه ها بیرون نرفته بودیم چون به خاطر شرایط مجبور بود عصرها کار کنه
دیروز زنگ زد و گفت آماده بشید بریم بیرون یه دور بزنیم
عالی بود و خیلی خوشحال شدم از همه چیز رها بودیم

-نعمت اله صادقی پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

سلام دوستان گلم امروز یک ردز جمعه تعطیل و پر از انرژی برای من بود، امروز دومیلیون تومان پول ساختم و تمرینات ام را باحس عالی انجام دادم و در مورد ثروت یکی از باورهایی که ساختهذبودم به شدت رشد کرد که برای ثروتمند شدن اصلا لازم نیست پس انداز کنیم و کافیست باورهای ثروت ساز رو در خودمون تقویت کنیم و بخاطر همین اینقدر ثروت میاد و میاد و میاد حتی اضافه هم میاد و اصلا باقیماندشو حساب هم نمیکیم بخدا با انرژی مثبت به راحتی میشه ثروت ساخت من رو آهن این حس خوب حرفهای محبت آمیز و پر انرژی را استفده کردم بخدا پیچی که اینقدر سفته و با هیچ ابزاری باز نمیشه با لبخند و انرژی مثبت و توکل بخدا برام باز شده، بخدا محصولاتی که دوماهه داشت خاک میخورد را انرژی بهشون دادم 2 ساعته همه را فروختم یعنی فروختشون!!!
در عرض 24 ساعت مغازم خالی شد الان کلا باید از اول خرید کنم به این میگن اجازه دادن به جاری شدن انرژی الهی که همون ثروت و محبت و سلامتیه!!!!

-مرضیه پری پور 5 ماه پیش
مدت عضویت: 555 روز

سلام آقای صادقی بزرگوا
خواندن پاسخ تون خیلی حالم را عالی کرد ، مرسییییییی
برای درمان از قانون و عمل به اون و ساخت باورهای ثروت آفرین، بهتون تبریک میگم و تحسینتان می‌کنم.
برایتان بهترین‌ها را آرزومندم.

-ندا کاظمی پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

سلام ب فرمانروای کل کیهان .سلام ب همه .خدایا شکرت امروز هممون سلامتیم .خدایا شکرت امروز تونستم خوب زندگی کنم .خدایا شکرت تونستم تا اینجای روز تمرین کنم فایل گوش بدم وتمام سعیمو بکنم نجوای ذهنممو بی خیال شم ..خدایا شکرت تو هستی همیشه ونگران از دست دادنت نیستم .خدارو شکر دوستای فوق العاده دارم .خدایا شکرت در حال سپاسگزاریت هستم .خدایا شکر امروز کاملا با تو بودم و باتو حرف زدم .شکرت خدا قراره فردا اتفاقای خوبی بیوفته برام .مطمعنم ….شکرررررررر خوشبختم .خوشبختی ینی حالت خوب باشه ینی ارامش داشته باشی ..خوشبختی ینی وقتی برف میاد بدو بری تو حیاط رو پونه باغچه یه محافظ بزاری تاا یخ نزننن….خوشبختی ینی زنگ بزنم ب مامانم و صداشو بشنوم ..شکر ت خوشیختی ینی با تمام اتفاقای بدی ک میوفته البته از نظر منطق ذهنم وگرنه اصلن نمیشه گفت بد بتو\وونی حالتو خوب نگه داری .خوشبختی ینی اون لحظه ک داری پرتقال پوست مگیری اول نگاش کنی بگی توو خیلی زیبایی حیفه خورده شی وبعد بزاری جلو چشات تا زیباییشو ببینی ….خوشبختی ینی الان همین لحظه کذدارم از حال الانم مینویسم .خوشبختی ینی همین لحظه ک صدای جیک جیک گنجشکارو میشنوم شکرت خدایا من امروز سوم اسفند ۹۷خیلی خوشبختممم و خوشحال ..شکرت خدایا ..من میخاممم با مهارت یاد بگیرم حالمووووو زندگی کنمممم شکرت خدایا ..لطفا هر جا دیدی منتظر اینده هستممم ودارم الانممو از دست میدم مثل این نشونه های کوچک ولی بارزش ب من بفهمون دارم از مسیر م دوررر میشمممممم من خیلی خوشبختمممممم خدایا شکرت …خدایا من خوشبختمممممم مگه نه …تو هستی بعترین پدر ومادر دنیا باشن ومن غر بزنم خدایا شکرت بهترین استاد و داشته باشیوووووو اشکی شی ..بهترین دوووووست و داشته باشی وتنا شی ….اصلن مگه میشه اینهمه هم فرکانسی دورت باشن شکر نکنمممممم ..مگه میشه ؟؟؟مگه داریممممممم ..مننننن بی نهایتتتت خوش بختم ..دیدم ک میگمممممم …شکرررررررر

-طهور باهو پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

سلام بندگان عزیز خداوند اولا بگم خیلی دوستون دارم و بگم که این سایت برام یه جای امن و قرص آرامبخش هس برام دوما من زیاد اهل نوشتن نیستم ولی چون هر شب میام تو عقل کل میام پیامهای فوق‌العاده تونو میخونم امشب حسم گرف براتون بنویسم امروز یه اتفاق خوب که برام افتاد این بود که مادرشوهرم همیشه با حرفاش آزارم میداد و من از نظر روانی همیشه شکنجه میشدم و الان حدود یکسال میشه که تمام ثانیه هام که فک کردن به حرفا و رفتارای اون میگذره ومث خوره به جونم افتاده که هر چی میخوام اعراض کنم بیشتر تو مردابش فرو میرم ولی امروز بالاخره بهش گفتم با زبون خوب که اونم ناراحت نشد و بهم گف کاش زودتر بهم میگفتی و کلی ازم عذرخواهی کرد خدایا شکرت که رها شدم الان حس یه زندانی رو دارم که از حبس ابد رها شده خدا جون شکرت واین فکر که چجوری از این بند رها بشم اینکه چکار کنم از اینجا بسرم زد که میومدم نظرات دوستان رو میخوندم یادم نیس تو کدوم قسمت بود ولی دوستی همون ایه ان مع العسر یسرا رو ذکر کرده بودن به خدا گفتم اگه همراه هر سختی راحتی هس پس چرا همراه سختیه من سختی بیشتری هس و از خدا خواستم و اون این راهو بهم الهام کرد و من بهش عمل کرذم و الان خیلی حالم خوبه خدایا شکرت

-امیرحسین پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

دوستم اومد دنبالم رفتیم بیرون
برای تولد مادربزرگم کادو گرفتم ولی چون داییم اونجا بود اون حساب کرد (البته کار خدا بود یعنی خدا حساب کرد )
بعدشم که تولد بود و کلی از نعمت های خوشمزه خدا لذت بردیم
مرسی خدا جونم بابت همه اتفاقات مثبت امروزم بابت همه چی ازت سباس گذارم

-علی حمزه پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

سلام دوستان این تمرین یک تمرین فوق العادست که من هر شب اتفاقات روزم توی دفترم می نویسم و امشب برای شما
امروز روز خیلی عالی بود یک تولد و دورهمی دعوت بودم افرادی بودند اونجا که هم فرکانسم نبودند و منفی بودند و علی رغم اصرار های بچه ها نرفتم و نشستم خونه فایل گوش کردم ثروت ۳ مرورو کردم و از کرده خودم خوشحالم ۳ تا خبر مجزا کاری بهم رسید که خبر از اتفاق ها خوب مالی بهم می داد به شدت خوشحالم کرد استقلال ۲-۰ برد و این خودش با هم باعث خوشحالی بود :))))))) یک سری افراد که دیگه به اینده ام تعلق ندارند برای همیشه کنار گذاشتم کلی شکر گذاری کردم و خداشکر آرامش خیلی زیادی دارم امروز نزدیک ۱۲ ساعتش خواب بودم برای همین خیلی اتفاقاتش کم بود ایشالله از فردا پربارتر می نویسم:)))))

-ندا کاظمی 5 ماه پیش
مدت عضویت: 668 روز

سلام دوستم .چقد خوبع هممون بتونیم اینجوری اراده کنیم و جاییه ک فک میکنیم مدارش پایینه نریم .خیلی عالی بود امیوارم منم بتونم اراده اینجوری داشته باشم .حتما منم میتونم

-سنسی میکائیل خواجه پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

سلام دوست گلم
امروز جز اون روزهای عالی بود که با خدا صحبت کردم
یه تصمیم بزرگ میخوام تو زندگیم بگیرم و قطعی شده و قراره جمعه هفته ی بعد حرکت کنم به سمتش و میدونم که اتفاقات خوبی در راهه …
امروز راهی که با مترو برمیگشتمو پیاده رفتم و داشتم با خدا گفتو گو میکردم با گوگل مپ داشتم میرفتم و یه جایی رسیدم که کلا تاریک بود کسی نبود کنار یه کارخونه کسی نبود بقول معروف مگس پر نمیزد ساعت 9 شب و جایی که باید رد میشدم اونجا بود و با توکل با خدا بدون اینکه بترسم رفتم داخل کوچه و رد شدم یه حس عجیبی بهم دست دادم این یه نشانه ای بود از سمت خدا که که اگه راهو نمیبینی برو سمتش من راهو بهت نشون میدم حرکت کردم و یه حای دگ رسیدم که تاریک تر از قبل و طولانی تر دوباره رفتم داخلش از داخل کوچه رد شدم هیچ چی دیده نمیشد چراغ گوشیم هم نمیدونم هنگ کرد روشن نمیشد و گفتم ولش کن و رد شدم و یهو چراغ روشن میشد هر قدمی که میرفتم یه چراغ دگ روشن میشد و رسیدم به راه اصلی و رسیدم به خونه و از این مسیر هم فهمیدم که هرچند نمیبینی هرچند راهت تاریک تضاد میش میاد گوشیت روشن نمیشه نمیتونی راهو ببینی ولی خدا رو احساس میکنی و توکلت رو اونه و میدونی که راه رو نشونت میده پس حرکت کن وقتی حرکت میکنی چراغ های خداوند یکی پس از دیگری روشن میشنو راهو بهت نشون میدن و میوفتی تو جاده اصلی و مسیرتو پیدا میکنی چه روز قشنگی بود و چه باور فوق العاده ای در من ایجاد کرد و سپاسگزارم از خداوند که امروز منو تو همچین شرایطی گزاشت و خوشحالم و حسم روز ب روز عالی تر میشه خدایا شکرت

مدت عضویت: 436 روز

سلام میکاییل جان عزیز وقتی زندگیت رو به خدا میسپاری تنها وظیفه تو لذت بردن و سپاسگزاری کردن میشود بخدا به قول استاد می شود و می شود و می شود

-سید سینا مهدویان پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

سلام به خداااااا
سلام به شما دوستای خوبم
من چند هفته‌اس که هفته‌هام طلایی (خودم به این اسم نامگذاری کردم) شده…
از صبح تا شب هر کاری کنم کنارش دارم فایلهای استادم می‌شنوم..
اونم چه استااااادی!!
خداوند نگهدارش باشه هر جا که هست
آخرین اتفاق خوبم همین نیم ساعتپیش بود که داشتم از محل کارم برمی‌گشتم خونه. توی تاکسی یه آیفون ۱۰ پیدا کردم
به عنوان یه نشونه از کارکرد قانون، خداااااااا رو سپاس گفتم…
صاحبش یه خانم جوانی بود
چند دقیقه بعدش بهم زنگ زد
یه جا قرار گذاشتیم
در عین ناباوری که هنوز توی چشماش می‌شد دید، گوشیشو بهش برگردوندم
جفتمون خوشحال رفتیم خونه‌هامون….

مدت عضویت: 436 روز

آفرین آقای مهدویان اولا پیدا کردن آیفون 10 نشانه ای از فراوانی و درست بودن مسیر باورهاتون بوده و پس دادن شما تاییدی از باورهای بزرگ فراوانیتان داره

-شادان خوشبخت پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

اتفاق خوب این روزای من
من یک کاری که حدود چهار یا پنج ماه می خواستم انجامش بدم ولی می ترسیدم از قضاوت بقیه از اینکه حالا بقیه چی میگن پشت سرم حرف هست.
با نگاه بقیه چطوری روبرو بشم!!!همه رو پشت سر گذاشتم و با قدرت انجامش دادم.
عاشق خودمم. از خودم ممنونم که اونقدر شجاعت به خرج دادم.

-ملیکا پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

سلام دوستان موفق و ثروتمندم(در هر جنبه ای)
امروز یکی از بزرگترین ترمز های زندگیم رو تونستم پیدا کنم جوری که وقتی فهمیدم این یکی از ترمزام بوده با خودم گفتم وای دختر تو ۱۰ سال درگیر این ترمز بودی و خودت خبر نداشتی.
حقیقتش من از گذر سریع زمان به شدددت ترس داشتم یعنی همیشه این باور در من ایجاد شده بود که ملیکا زمانت کمه تو نمیتونی کارای زیاد تو زمان کم انجام بدی تو همیشه زمان کم میاری زمان برای تو سررریع میگذره فرصت کمه کارات تو زمان تعیین شده انجام نمیشه و… در حدی که من هر ساعتی رو که جلوی چشمم بود از خودم دور کرده بودم(شما فکر کن هر ساعتی که تو اتاقم بود رو از جلوی چشمام برداشته بودم تا مبادا چشمم به ساعت بیفته و استرس بگیرم و خب واقعا هم مضطرب میشدم) بگذریم.. خلاصه داشتم فایل های استاد عباسمنش عزیزم رو چند روز پیش مرور میکردم که فهمیدم باید با ترسا مواجه شد باید بری تو دل ترست بری تو دل چیزی که مضطربت میکنه منم اولین چیزی که به ذهنم رسید ساعت رو میزی ای بود که مدتهاااا در کمدم گذاشته بودم که نبینمش، اون رو بلافاصله از کمدم بیرون آوردم و گذاشتم جلوی چشمم روی میز مطالعم تا وقتی درس میخونم جلوی چشمم باشه(حتی اینم اضافه کنم که این اواخر من از شنیدن صدای تیک تاک ساعت اتاقمم مضطرب میشدم و واقعا رو مخم بود حالا کارایی که برای کم کردن استرسم انجام میدادم که بماند از برداشتن باتری ساعتم گرفته تا جلو عقب کشیدن ساعتم رو همون تایمی که میخواستم و نهایتش هم همین دور کردن هرچی ساعته از اطرافم)
خلاصه چند روز پیش هم اومدم باورهایی که میخواستم برای خودم ایجاد کنم رو روی این استیکر چسبی ها نوشتم و صاف چسبوندم جلوی میزم. یکی از باورهایی که میخواستم ایجادش کنم این بود که هیچوقت وقت کم نمیارم و کارام به موقع و آن تایم انجام میشه.
امروز به شکل عجیبی حس بی نظیری داشتم وقتی داشتم درس میخوندم حس میکردم چقدر سریعتر درسامو میفهمم و میخونم و نسبت به گذر زمان هیچ استرسی ندارم و چقدر کاراییِ یک ساعت برای من بیشتر شده.. خلاصه همینجور غرق این فکرا و حس های خوب بودم یهو ذهنم رفت سمت حرفای مامانم که اکثر اوقات با نگرانی ساعت رو اعلام میکنه(عین این جمله که وااای ببین ساعت ۱۱ شب شد وای ظهر شد وای همه کارام مونده وای دیر شد و…) شاید باورتون نشه ولی همین موضوع که شاید خیییلی واضح باشه برای من نهفته ترین ترمز ذهنیم بود یعنی وقتی رگه هایی از این اومد تو ذهنم مثل کسی بودم که یک گنج پیدا کرده با خودم گفتم واییییی خدای من استاد حقیقت محضو میگه این باور به ظاهر واضح و کوچیک که منشاش نزدیک ترین افراد زندگیم بودن چه ترمزای بزرگتری رو در من ایجاد کرده بود(حس وسواسم که اونم فکر میکنم به این برمیگرده حالا بعدا اونم بیشتر کشفشم میکنم و بهتون میگم:)) ) خلاصه حس بی نظیییییری داشتم ذوق وصف ناشدنی ای داشتم وقتی این ترمز این باور اشتباهو از اعماق ذهنم بیرون کشیدم(نمیدونین این ترمز از ۱۲ ۱۳ سالگیم حتی باهام بوده الان که فکرشو میکنم) دوس داشتم اون لحظه فریاد بزنم به همه بگم چه کشفی کردم😂 دقیقا همون لحظه که احساس کردم یافتمش، توانایی انجام هرکار زمان بری رو در زمان کم در خودم تصور کردم و اینکه اون تصور برخلاف حتی همین دیروز چقدر برام ممکن بوووود، باورمممم نمیشد(ممکنه برای خیلیا ساده باشه ولی واسه ی من واقعا بزرگ بود) به شدت الان حس میکنم سخت ترین کارا رو میتونم تو زمان کم انجام بدم به شدت الان فکر میکنم توانایی انجام هرررر کاری رو دارم به شدت حس خوبی دارم خدای من شکرت که داری یکی یکی ترمزامو بهم نشون میدی خدای بزرگم شکرت که داری روز به روز راه پیش رومو برام روشن تر میکنی خدایا شکرت شکرت شکرتتتتت

-آینا راداکبری پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

سلام
امروز تونستم خودم بروم سر کارم و حضوری کار کنم .
خدایا شکرت امروز حالم خیلی خوب بود .
خدایا شکرت که ماشین را تعمیر گاه گذاشتند و درست و سرویس شد .
خدایا شکرت که امروز صحبتهای خیلی خوبی با اطرافیان داشتم.
خدایا شکرت که امروز جز یک مورد در بقیه موارد حواسم خیلی به صحبتهایم بود.
خدایا شکرت که امروز استراحت خوبی داشتم .
خدایا شکرت که امروز اتفاقات ملایم و آرام و خوبی داشتم .
خدا جونم عاشقتم که امروز یک اس ام اس برایم اومد به عنوان فقط روی خدا تکیه کن.
خدا جونم شکرت که امروز ترمزهای بیشتری را پیدا کردم
خدا یا شکرت که امروز خیلی کارهای خانه را انجام دادم.
خدایا شکرت که همه چیز در خانه دارم.
خدایا شکرت که امروز هم زنده ام و کمکهای تو را یکسره دریافت می کنم.
خدا جونم عاشقتم

مدت عضویت: 213 روز

چقدر
ساده…
بی‌ریا…
و عاشقانه نوشتید دوست عزیزم
چقدر لذت بردم…
سپاسگزارم

-سمیه حجتی پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

سلام دوستان نازنینم
خدا را شکر که امروز نمره ی مقالم را گرفتم
خدا را شکر امروز در اتوبوس که میرفتم ارومیه یکی از فامیلهامون را دیدم که خیلی دوس داشتن برم خونشون و شب بمونم خونشون

-Mah Ti Ti پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

سلام دوستان خوب
من کار دیروزم رو مینویسم
دیروز رفتم برای کودک درونم از طلا فروشی یه گردنبند قیمت کردم بعد میخواستم که چیزی که نیاز داشتم بخرم،
20 هزار تومن به کارت واریز شده بود و یادم اومد علاوه بر اون نیازم برم چیز مورد علاقه ام رو بخرم که رفتم و قیمتش هم خیلی مناسب بود و به لطف خدا که همیشه منبع فراوانی من هم چیز مورد علاقه ام رو خریدم هم چیزی که نیازم بود.
مسیر رفت و برگشت رو پیاده از دو مسیر رفتم و موقع رفت از خدا بخاطر اینهمه خونه های زیبا و گران قیمت، خیابون عریض، فضای سبز زیبا، مغازه های فراوان سپاسگزاری کردم و موقع خرید از یه مغازه ای احساس کردم یکی از افراد که اگر من رو ببینه بخاطر لباس رنگ روشنم حتما میره و به دیگران میگه که فلانی به مرده مون احترام نذاشت و زود بعد از چهلم لباس رنگی نمیپوشید، هم اونجا هست، ولی بخودم گفتم باید نظر و تایید دیگران برام مهم باشه و رفتم و اتفاقا احساسم اشتباه بود و فرد دیگری تو مغازه بود و متوجه شدم وقتی بی خیال و سبکبال و بدون ترس به سمت هدفت بری اتفاقا بهترینا جلوت ظاهر میشن.
خدا رو سپاسگزارم

-رها مهر پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

سلام دوستان من

جمع بندی طرح یکی از ایده هام که انشاءالله بیام براتون از نتیجه عالیش بنویسم.
آسمون فوقوالعاده زیبا که از هر طرف نگاه میکردم یه رنگ آبی خاص داشت مثل اینکه رنگهای آبی رو با همه طیفی خدا نقاشی کرده بود و چه ترکیب زیبایی همراه با چند توده ابر توپول سفید خوشگل همراه هوای خنک و بهاری که این روزا نوید اومدن بهارو میده.
دعوت شدن و رفتنم به مهمونی یه انسان موفق و ثروتمند و با ایمان که خونه لاکچری و زیبایی داشت و من هم خودشو هم ثروتشو و همه این نعمتها و خالقشو تحسین کردم.
دیدن ماشینهای فوقوالعاده زیبا و با ارزش و چند صد میلیونی و میلیاردی با مدلها و رنگهای متنوع.

خدای مهربانم من میدونم که همه اینها برام نشانه ای هست از طرف تو که بهم بگی در مسیر خواستم هستم.خدایا سپاسگزارم.

شاد باشید🌹

-شکیبا کیانی فر پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

هرچی بیشتر رو خودم کار میکنم نشونه های بیشتری میبینم، و اتفاقات سریع تر رخ میدن!
امروز داشتم در جواب به دیدگاه یکی از دوستان توی سایت راجب ترس صحبت میکردم،
گفتم که ترس از تاریکیم رو برطرف کردم ولی فعلا ترس از مار رو نه!
یه هفته ای میشه که تلویزیون ندیدم، تا اینکه شب همینطوری حسم گفت برم تلویزیون ببینم.
یکم آشپزی دیدم و بعدش زدم یه شبکه ای که داشت کارتون مهاجران که دوران بچگیم میدیدم رو پخش میکرد. جلوی لوسی مِی یهو یه مار سبز شد و از اون بالا برادرش بود فک کنم، گفت میدونم میترسی ولی همونجا بمون وگرنه نیشت میزنه، همون لحظه که داشت نزدیکش میشد که نیشش بزنه یهو یه پرنده بزرگ اومد و مار رو شکار کرد و رفت…
این واقعا برای من یه نشونه بزرگ بود، انگار خدا داشت اینطوری باهام حرف میزد، میگفت نگران نباش من مراقبت هستم، مثل این کارتون که یه پرنده رو فرستاد که مار رو شکار کنه چون دختره از مار میترسید و به خدا پناه برده بود… از چیزای کوچیکی که میبینم، چون باور دارم خدا باهام حرف میزنه توجه بیشتری میکنم و در نتیجه درسای بزرگی میگیرم، حتی از چیزای کوچیک
خدایا شکرت که باهام حرف میزنی. امروز پر از معجزه بود برام.

-سعید دهستانی 5 ماه پیش
مدت عضویت: 192 روز

سلام خانم کیانی فر
من دیدگا های شمارو دنبال میکنم و انرژی های مثبتی از نظراتتون میگیرم
واقعا حرف خوبی زدین وقتی توکل به خدا باشه واز خدا کمک بخوای به بهترین شکل ممکن کمکت میکنه
تشکر از شما دوست خوب

-سمیه رازگردانی پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

بنام پروردگار یکتا
اتفاق های خوب امروز من مورخه 22 بهمن ماه 97
خوردن ناهار خوشمزه با دوستانم در یک فست فود جدید

یکی از دوستان عزیز هم فرکانسیم نغمه عزیزم بهم پیام داد و ویژگی های مثبت منا گفت که واقعا از خوشحالی داشتم بال در می آوردم و چقدر بهم عزت نفس و اعتماد به نفس داد و چقدر باور لیاقت منا بالا برد و خدا را هزاران مرتبه سپاسگزارم بابته وجود چنین دوستی و در رابطه با یک تضادی که برام پیش اومد و راستش امروز که با دوستانم بودم احساس خوبی در جمعشون نداشتم و با ایشون صحبت کردم و چقدر با توجه به قانون ایشون منا راهنمایی کرد و جمله ای به من گفت که واقعا حال منا خوب کرد و گفت سمیه قدر خودتا بدون و با احساس لیاقت ادامه بده و چقدر بازم خداراشکر کردم

بزرگترین اتفاق خوب حال خوب و سلامتی خودم و اعضا خانوادم
شاد باشید دوستان گلم

-نیما سارانی پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

سلام بر همگی مخصوصا استاد عزیزم
بسیار سپاسگزارم از این سوال زیباتون
من روی دفتر یاداشتم نوشته بودم منتظر خبر خوب و یک مسعله ای داشتم که با یک نفر دیگر هم فرکانس این مسعله بودم . وقتی خودم رو نسبت به ان شاد و راحت می گرفتم تو ذهنم می گفتم او که با این قوانیین اشنایی ندارد و هیچ وقت نخواستم اون رو راهنمایی کنم چون تو مدار من نیست و از این قوانیین اگاهی ندارد. اما در هر حال در حال کنترل ذهن خودم بودم چند روز پیش زنگ زد و نمی دونم چی شد یک حرف بسیار امید وار کننده رد که من از خوشحالی بال در اوردم و این رو که استاد عزیز گفتن شما تغییر کنید جهان اطرافتان تغییر میکند در ذهنم بار دیگر روشن ویاد اوری شد . سپاسگزارم
موفق وشاد باشید

-آرامش ر 5 ماه پیش
مدت عضویت: 346 روز

سلام
من ی مقدار پول به کسی قرض داده بودم ولی یهویی تصمیم گرفتم اگه خواست بده پسش نگیرم
ولی گهگاهی فکرای منفی سراغم میومد که خودت نیاز داری پول پس بگیر
توی همین افکار بودم که ی متنی رو خوندم که خداوند در مورد کمک کردن به دیگران گفته اگه کسی به دیگری کمک کنه مثل اینکه به خداوند قرض داده وخداوند پاداش اونو چند برابر میکنه دیگه بر تصمیمم مصمم شدم وبسیار خوشحال که خداوند جواب دو دلیم را سریع بهم داد

-فروزان میرحسینی پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

سلام من امروز پر از انرژی ار خواب بیدار شدم و به همراه خواهرم به دیدن معلم های دوره ی دبیرستانم در مدرسه رفتیم و بعد یکی از اعضای خانواده ام رو دیدم که خیلی دوسش دارم و کلی با هم خندیدیم…کلاس خط نستعلیق رفتم و خیلی از سرمشقی که گرفتم خوشم اومد….و بهترین خبر روزم هم اینه که جواب قبولیم در دانشگاه اومد و من میتونم به همراه خواهر عزیزم به دانشگاه برم به یاری خدا…..و از این بابت خوشحالم که پدرو مادرم هم میتونن ما رو تا دانشگاه همراهی کنند

-شکیبا کیانی فر پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

سلاااام
۲۹ بهمن ماه ۱۳۹۷
سریع میرم سر اصل مطلب چون قلبم خیلی تند میزنهههه
امروز صبح که چشمامو باز کردم گفتم خدایاااا امروز هوا خیلی خوبه شکرتتت. امروز ازت یه هدیه میخوام. میخوام امروز یه هدیه به دستم برسه
فکرم رفته بود سمت فایلای استاد و داشتم تو سایت میگشتم.
الان ساعت ۵ عصر هستش. لباسم رو عوض کردم و داشتم موهامو میبستم که واسه انجام یوگا تو اتاقم اماده بشم که خواهرم صدام زد
رفتم تو اتاقش. گفت شکیبا کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم استاد رو خریدم، بیا بهت بدمش (از اونجایی که استاد گفتن اگه فایل بخرید خودتون و خانواده میتونید استفاده کنید)
انقد ذوق کرده بودم که کم مونده بود سکته کنم
هدیمو داد خدا جونی😢الهی فدات شم خدایا چقد خوبییی
گفتم نشونه نشونههههه قانون داره جواب میده خدایا شکرتتتتتتتتت

مدت عضویت: 436 روز

شکیبا خانم کامنتاتون خیلی پر انرژی انگار که جلو رو آدم دارین حرف می‌زنید اینقدر رسا و واضح از احساساتتون بیان میکنید واقعا تحسینتون میکنم که خواهرتون با شما هم فرکانسه

-هادی شهابی پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

سلام
سپاسگذارم از خدا بابت تمام اتفاقات و فرصت های عالی امروز و هر روز
خدایا متشکرم که منو هدایت میکنی
چند روز بود تو یه کار خیر شرکت کرده بودم و قصد داشتم دوتا جوان رو به هم برسونیم که امروز جواب گرفتیم و امیدوارم خوشبخت بشن خدایا بابت این فرصت قشنگ ممنونم
متشکرم از همه

-سیدعلی پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

امروز جمعه است خدایا سپاس سپاس سپاس

امروز صبح زود از خواب بیدار شدم خدایا سپاس سپاس سپاس

امروز صبح که از خواب بیدار شدم درکنار خانواده عزیزم بودم خدایا سپاس سپاس سپاس

امروز صبح اولین صدایی که بعد از خواب شنیدم صدای دلنشین مادر مهربانم بود خدایا سپاس سپاس سپاس

امروز صبح به لطف خدا تن و بدن سلامتم را در هوای صبح گاهی ورزش دادم خدایا سپاس سپاس سپاس

امروز در کنار خانواده ام از سفره ی پر برکت و نعمت و ثروت و سلامتی خداوند صبحانه خوردم خدایا سپاس سپاس سپاس

امروز از اینکه رفتم نونوایی و تون گرفتم خیلی خوشحالم خدایا سپاس سپاس سپاس

امروز از بی نهایت دست خدا که تنها فرمان روا ی جهانیان است در مسیر زندگی ام قرار داد تا در هر لحظه زندگی ام شرایط بهتر و آسان تر و زیبا تر بشه خدایا سپاس سپاس سپاس

امروز ازاینکه تو صف نونوایی درباره ی شغلم پرسید و این را به من خاطر نشان شد که اگه و فقط اگه به خدا توکل کنم از شغل مورد علاقه ام برسم درآمد داشته باشم از آن نوع درآمدی که او به دنبالم باشد میرسم خدایا سپاس سپاس سپاس

امروز از فیلم ی که صبح سر سفره تو شبکه تماشا دیدم که واقعا نشانه های و نکات مثبت رو داشت که به دنبال عشق و علاقه ش رفت با اینکه تو زندان بود و قناری هاش مریض شده بود بازهم کوتاه نیامد و در دید قانون جهان افرادی در مسیر زندگیش قرار میگرفتم که یا عاشق کبوتر بودند یا کسب و کارشان بود یا عاشق کبوتر بودند که بعد ها توانست با تمام شرایط، خیلی خوب احساس ش رو خوب نگهداشت و انتها نتایجی مثله کشف دارویی نایاب برای بیماری قناری ها و بعد مشهور شدن از همان دارو و بردن دو جایزه بزرگه علمی در مجله های کشوری و در نهایت یافتن شریک تجاری و همسر آینده و هزار نتیجه خدایا سپاس برای این بی نهایت نشانه از اینکه به سمت هر آنچه که علاقه مند هستیم بریم حتی اگر هیچ چیز به ظاهر برایمان فراهم نیست مثله زندانی پرنده بازی کهبا داشتن سه کلاس سواد توانست چندین کتاب پر فروش بنویسد و البته با در نظر داشتن قانون تکامل خدایا سپاس سپاس سپاس

امروز من در کنار داداشم برای کسب و کار خانوادگی مون کمک کردم و اب داخل حیاط خانه گوسفندها رو خالی کردم گل و لای کف حیاط خانه گوسفندها رو تمیز کردم خدایا سپاس سپاس سپاس

امروز برای تعمیر سیمکشی ماشین مون به بابام کمک کردم ولی به لطف خدای مهربان تنها الله تنها رب که تنها فقط از او یاری می جویم و طلب خواسته هایم رادارم بصورت معجزه آسیایی درست شد خدایا سپاس سپاس سپاس

امروز برای نهار ظهر مسجد روستا خرج خطم یکی از همسایه تو کوچه مون بود و غذا ی بسیار خوشمزه و لذیذ بود کباب کوبیده و جالبه من و داداشم چند روز هی به مامانم میگیم کباب میخوایم و امروز اتفاق افتاد و اینها تنها نشانه هایی از قانون ه از سمت خداوند تنها فرمان روا ی جهانیان است و اینکه قانون جواب میده خدایا سپاس سپاس سپاس

برای نهار مسجد بجای اینکه بگه به صرف نهار ظهر خانه ای یک نفر گفت برادران و خواهران یعنی همه برای نهار دعوت شدند بی نهایت عالی بود و کسایی که تو مادرش بو ن رفتن خدایا سپاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااس که جهانی آفریدی که می توانیم رویا هایمان را تجربه کنیم تنها با باورهایمان خدایا سپاس برای راهنمایی به این. مسیر خدایا سپاس سپاس سپاس

امروز سعی کردم که از دید قانون به اتفاق زندگی م نگاه کنم خدایا چقدر اینگونه زندگی کردن زیبا با آرامش لذت بخش شاد با سلامتی و ثروت و هزاران چیز دیگه هست که امروز یک کار چندش آور رو برایم قابل انجام کرد یا به افکار نظم داد که اگر به نگرانی ها افسوس ها دلهوره ها فکر کنیم احساسمان بد میشود و نتیجه اتفاقا بد را به همراه دارد و با کنترل اگاهانه این افکار و در کل ورودی های ذهن مان که منجر به احساس خوب در ما میشود و به همان اندازه اتفاقات خوب ومثبت وارد زندگی مان می شود خدایا سپاس سپاس سپاس

برای نهار که رفتم مسجد با اینکه دیگه پادو ها نشسته بودن که غذا بخورن من رسیدم و بگه کسی نبود غذا بیاره از قبل برام غذا و نوشابه آماده بود من اون موقعه متوجه نشدم ولی الان که دارم از دید قانون نگاه می کنم هی داره بهم نشانه های الله تنها فرمان روا ی جهانیان است رو میبینم و سپاسگذار تک تک لحظه های زندگی ام هستم که خالق آنها هستم خداوندا سپاس سپاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااس سپاس

بعد نهار آمدم بیرون اصلا دنیا، کائنات ، همه و همه دست به دست هم دادن تا زندگی م هر لحظه ور از آرامش و آسایش باشه و اینها تنها و تنها از نشانه های الله تنها فرمان روا ی جهانیان است بعد نهار آمدم بیرون که بابام آمد دنبال کلید در خونمون دوباره آمده مسجد و دقیقا من همون لحظه آمدم بیرون و بعدش باهم با موتور آمدم خونه خدایاااااااااااااااااا شکرت

خلاصه آمدیم خونه و تو راه یکم مونده به خونه موتور بنزین تموم شد و این تنها فقط لطف خدا رو میرسونه چرا باید نزدیک در خونه خاموشه چون من و بابام بشیم دستی از دستان تو ای خدا ی مهربان قادر و توانا که اول در و برای مامانم باز کنم که پشت در نمونن دوم اینکه اون دوتا مشتری که منتظر بابام بودن معطل نشدن و اینکه سوم اینکه خدا منو خیلی. دوست داره قربون این خدام بشم که منو این همه دوست داره بوس بوس

بعدازظهر عزیزم آمد تا با هم یعنی من و داداشام و مامانم و بابام خونه گوسفندها رو سقفش و کاه گل کنیم خدایاشکرت برای دستان یی نهایت مهربان ت که در سراسر جهان پراکنده ست

-سمیه رازگردانی پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

بنام پروردگار یکتا
به نظر هر روزی که با یاد الله مهربان و سپاسگزاری از تمام هر آنچه که داری باشه شروع بشه اون روز هر لحظش پر از اتفاقات خوبه
1-با طنین اذان صبح،وضوی عشق ساختم و با رب العالمین و فرمانروای کائنات صحبت کردم و حالم به بهترین حالات تغییر کرد
2-خداراشکر تمامی اعضاء و جوارح بدنم در سلامتی کامل بود و اینم از همون اتفاقات عالی امروزم بود
3 سلامتی کامل اعضاء خانواده ام و خداراشکر
4 دیدار چندین تن از دوستان بعد از مدتها و خداراشکر عالی بود
5 رزق و روزی فراوان و خوردن همه چیز خوشمزه و خداراشکر
6 ادامه داشتن حال خوبم و خداراشکر
خداراشکر، خداراشکر، خداراشکر

-مرضیه شادکام پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

سلام خدمت استادعباسمنش اگاهم وخانم شایسته مهربان وهمچنین دوستان خوبم درگروه تحقیقاتی عباسمنش
خییییلی خداروشکر میکنم به خاطر حال و احساس خوبم وبخاطر تمام نعمتهای زندگیم خداروشکر میکنم که دربین شما هستم من امروز میخام حال و احساس خوبم وشادی و خوشحالی ام روباشما تقسیم کنم چند وقتی هست که برای بار دوم باعزمی راسخ درحال کارکردن محصول ثروت یک وهمچنین سفرنامه ی خانم شایسته و پاسخ به سوالات روهم بسیار جدی دنبال میکنم خیلی اتفاقات عالی وخوب توی زندگی من افتاده ومداروفرکانسم‌چندین پله بالاتر اومده از نظر روحی و ارامش خیلی عالی ام یک هفته س نه غیبت کردم و نه کسی رو قضاوت کردم وخیلی روی خودم کنترل دارم .بادوستام و خانواده م فقط سلام و احوال مرسی میکنم وراز دار دیگران و زندگی خودم شدم امیدوارم تا ابد ادامه دلشته باشه این کنترل ورودیهای من وبهتر بشه
همینطور درمحصول ثروت ۱ روی باور لیاقت و فراوانی خیلی تمرکز کردم وفایل های اون قسمت رو نزدیک ب ۵۰ بار یا بیشتر گوش کردم وبا تک تک سلولهای وجودم درکشون کردم وتونستم یه ماشین خوشگل همونی که میخاستم رو بخرم وبزنم ب نامم همینجا اول از خدا سپاسگذارم و دستان خدایی که منو کمک کردند در این راه ازجمله استاد خوبم وهمسرعزیزم صمیمانه تشکر میکنم ازشون
وامروز هم درامتحان گواهینامه پایه ۲قبول شدم و خداروشکر میکنم و به خودم تبریک میگم‌بابت توانایی هام و غلبه برتنبلی و ترس ونجواهای ذهنیم
من از قسمت عقل کل خیلی نتیجه گرفتم وسرچ کردم امتحان رانندگی و کلی باور عالی از دوستان گرفتم سوال یکی از دوستان در دو سال پیش رو با جواب بچه ها خوندم جالب اینجاس خودمم یکسال پیش جواب این سوال رو داده بودم واین قسمت خیلی عالیه قسمت عقل کل یکی از دستان خداست و مانند یک مرکز مشاوره هست برای ما قدرشو بدونید و از دستش ندید از استاد عزیزم‌تشکر میکنم وخداروشکر که خبرهای عالی اتفاقات عالی ب واسطه ی تغییر مدارم رخ داد و من تغییر کردم و حال و احساسم رو هر لحظه خوب نگه میدارم با توجه به خاسته ها با توجه به لیاقت هام و داشته هام همیشه ب خدا میگم خدایا من سعی میکنم خدب باشم وخیر برسونم به همه ی ادم ها وکل دنیا و میدونم این خوبی و خیر بهم برمیگرده خدایاشکرت دوستان عزیزم به خاطر شما هاو وجود نازنینتون از خدا ممنونم وارزو میکنم هر روز مدار و فرکانستون بالا بره و موفقیت روز افزون کسب کنید از هر نظر وهر جهت عالی باشید ومن این رو آویزه گوشم کردم و ملکه ی ذهنم شده که من خوش شانس ترین انسان روی زمینم ولیاقت بهترینها رو دارم من درزمان و مکان وموقعیت مناسب هستم همه چیز ب نفع منه شما هم اون باوری که حس خوبی بهتون میده رو هر روز صد ها بار تکرار کنید مطمعن باشید باهمون حس خوب همون یکی دوتا باور از همه جهات مدارتون رو بالا میبره حتی چیزهایی که باید بشنوید و ببینید رو دریافت میکنید تمام اموزه های استاد رو مانند وحی منزل قبول کنید وشک نیارید وقتی به من وامثال من جواب میده حتمن شما هم میتونید بهترین رو درخاست و دریافت کنید
امیدوارم درپناه خداشاد وپیروز باشید

-ندا کاظمی 5 ماه پیش
مدت عضویت: 668 روز

سلام .مرضیه جان دوستم وقتی از موفقیتت گفتی از ته دلم خوشال شدم ب خدا میگم اصلن نمیشناسمت نمیدونم چرا باید انقد خوشال شم حتی وقتی گفتی ماشین دلخوامو خریدم بغض کردم خوش ب حالت خوش ب حالت تونستی یک هفته غیبت وقضاوت نکنی .مرضیه عزیز وقتی خوندمت گفتم ینی میشه ینی میشه منم بتونم غیبت تهمت قضاوت نکنم میشه منم ماشین دلخوامو بخرم خودم بخرم نه پدرم ..باید مث شما عزیز تلاش کنم میشه ..موفق باشید

-Mah Ti Ti 5 ماه پیش
مدت عضویت: 256 روز

مبارک باشه
منم خیلی دوست دارم در زمینه ثروت و شغل تمرکز کنم و بهشون دست پیدا کنم.

-ندا کاظمی پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

سلام ب دوستان هم فرکانسیم.خدایا شکرت توی این هفته کلی اتفاق خوب افتاد ..از طریق دستانت کلی برام غذای خوشمزه اوردی ..کلی میوه …کلی گوشت ومرغ ..خدایا شکرت بهم پول دادی ..واقعا ممنونم ازت ..دیروز وقتی از مترو اومدم بیرون ماشین دلخواهم جلو مترو پارک بود با اینکه دپ بودم وقتی دیدمش ب وجد اومدم و گفتم یه نشونس …منووو هدایت کردی ب فروشگاعی ک لباساش هم ارزون بود هم شیک .ولی نخریدم …همینممم یه نشونه دونستم ..بعد منو هدایت کردی به داروخونه ای ک کرم مورد درخواستممممووو ب نصف قیمت خریدم تعجب کردم چند بار گفتم من این کرمو پارسال انفد خریدم ….بعد متوجه شدم خدا بهم نشونه داد ….خدایا شکرت دوست قدیمیم ک یه ساله ازش خبر نداشتم زنگ زد منو دعوت کرد برم ولایتشون…شکرت پدرم یه چک بیست تومنی بهم داد ک خرجش کنم ولی من قبول نکردمممم وخوشالمممممم ک قبول نکردم و گفتم خدا از یه دست دیگه بهم میده ….خدایا شکرت پدرم ومادرم نفس میکشن ..شکرت خونوادم سلامتن .شکرت استادی مث عباس منش دارم وب خودم میبالممم شکرت شکرت خوشبختم ..شکرت خونمون حیاط داره ..شکرت پنجره اتاقم سمته حیاطه وفتی پرده رو کنار میزنم گنجشکای توپول و میبینم ک از این شاخه ب اون شاخه دارن خوشالی میکننن اینا ینی خوشبختی …خوشبختی همینا همینا همینا …

-سمیه حجتی پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

سلام بر خانواده صمیمی عباس منش
خدا را شکر امروز پدرم برام یه فلش مموری خوشگل خریده.
خدا را شکر من امروز خیلیییی احساس زیبایی میکنم.

-زهرا مصدق پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

سلام استاد عزیزو دوست داشتنی سلام خانم شایسته عشق سلام دوستان پرانرژی و موفق
اتفاقات خوب امروز من:
صبح با اینکه یه ربع دیر پاشدم اما سریع آماده شدم و رفتم سلف صبحانمو گرفتم یه کرم کاکائوی خوشمزه قیمتش 3 _4 تومنه ولی برای ما فقط 700 تومن و یه چایی داغ هم خوردم حاضرو آماده. به سرویس دانشگاه هم رسیدم و تو سرویس یه سیب خوشمزه خوردم و به مناظر زیبای اطراف و خونه ها و ماشینهای بینهایت توجه کردم. واقعا چقدر فراوانی دیدم و خداروشکر کردم. هوا هم عالی بود تمیز و خنک و مطبوع.
سریع ماشین گیر آوردم فقط صندلی جلو میخواستم که راحت باشم. توی مسیر بورس نمایگاه اتومبیل هست بینهایت فراوانی هر ماشینی که بخوام هست. خدایا شکرت. چقدر ثروت هست فقط تو همین یه تیکه مسیر.
به موقع رسیدم باشگاه و صبحانه مو خوردم و کیف کردم.
حسابی تمرین کردم و لذت بردم. به شاگردامم تمرین دادم و اونا هم کیف کردن. خدایا شکرت.
یکی از شاگردام گفت برای دوستام حسابی تعریفتو کردم قرار شد بیاد کلاست. کار وقتی خوب باشه خودش بهترین تبلیغه. هر نفر میره چند نفر دیگه رو با خودش میاره. خدایا شکرت.
یکی از شاگردام یه دستبند خشگل دستش بود بهش گفتم وای چه دستبند خشگلی همون لحظه درش آورد و تو دستم کرد و گفت باشه واسه خودت! خدایا شکرت.
از یکی از شاگردام عکس گرفتم دیدیم نسبت به ماه های قبل سایزش کمتر شده و خوشحال شدیم. خدایا شکرت!
اون یکی شاگردمم تقریبا یک کیلو کم کرده توی 6 جلسه خدایا شکرت.
برخورد اون یکی خانم مربی و منشی باشگاه هم خیلی با انرژی مثبت بود.
آهنگایی که واسه باشگاه سلکت کردم خیلی جذاب و انرژی مثبت بود.
تونستم توی باشگاه فایلای استادو گوش کنم. دائم هندزفری تو گوشم بود همزمان تمرین هم میکردم تمرین هم میدادم.
بعد باشگاه یک شیر و کنجد خوشمزه خریدم و تو راه خوردم و مغازه ها رو دیدم ولذت بردم از فراوانی.
یه کفشی رو که قبلا پای دوستم دیده بودم میخواستمش ولی گیر نیووردم امروز تو ویترین یه مغازه دیدم یه لحظه خندم گرفت از قانون جذب. قانون جذبه دیگه. به هر چی توجه کنی جذبش میکنی.
به موقع به سرویس دانشگاه رسیدم.
برگشتنی یه بنده خدا تا یه مسیری منو رسوند.
دوستم برام ناهارمو از سلف گرفت.
اومدم یه ناهار خوشمزه پلو کباب خوردم.
یه دوش گرم و نرم گرفتم. از قیافه و موهای خودم تو آینه لذت بردم و خدارو شکر کردم.
یه نیم چرت چند دقیقه ای زدم و تو خواب داشتم با خودم تلقینای مثبت میکردم.
فصل 1 و 2 و 3 پایان ناممو یه سروسامونی دادم.
یه شام خوب حاضرو آماده و تقریبا رایگان خوردم.
چند تا گربه خوابگاه رو تماشا کردم و لذت بردم. حیوونا به من آرامش میدن.
به مامانم زنگ زدم حالش خوب بود حال بابامم خوب بود حال همه خوب بود و یه خبر خوش بهم داد دختر خالم ازدواج کرده امیدوارم وشبخت باشه. دوسش دارم.
به یکی از شاگردام که مریض شده بود زنگیدم و گفت حالش بهتر شده.
نشستم پای لپ تاپ و سفرنامه رو از اول مرور کردم نوشته های خانم شایسته و کامنتهای زیرشو و یادداشت برداری کردم و کلی حس و حالم بهتر شد. تااا اینکه رسیدم به این قسمت که خانم شایسته خواسته بود به عنوان تمرین نکات مثبت امروزمونو بنویسیم. منم کودک درونم حرفشو گوش کرد و سعی کردم هر چیز ساده و پیش پا افتاده ای رو هم بنویسم و به نجواهای شیطان گوش نکنم که میگفت ،،اینا چیه مینویسی ارزش نوشتن نداره،،
یه مدت توی دفترم تقریبا هر روز نکات مثبتو مینوشتم و شکر گزاری میکردم ولی چند وقته دیگه این تمرینو انجام ندادم ولی این فایل باعث شد دوباره این تمرین رو شروع کنم.
چون فهمیدم این تمرین مهمترین تمرین هر روز منه.
امروز کلا آروم بودم.
خدایا بابت همه چیز ازت بینهایت سپاسگزارم.

مدت عضویت: 461 روز

دیدگاهتون واقعا عالی بود ، از این که به کوچک ترین نکات خوب روزتون توجه کردین واقعا جالب بود برام . مخصوصا کرم کاکائو صبحانه . نوش جان

-بهنام جان 5 ماه پیش
مدت عضویت: 1040 روز

سلام دوست عزیزم،متنتون واقعا زیبا بود
من که لذت بردم
ممنون که زیبایی های جهانت رو ب اشتراک میزاری.

-سنسی میکائیل خواجه پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

سلام دوست خوب من میدونم حالت خوبه
امروز روز فوق العاده عالی ای بود 24 بهمن سال 97
صب که بلند شدموسپاسگزار خدا شدم که تو یه کشور دیگه و آرامش کاملم شغلی دارم که کار میکنم و در آمدم نسبت به ایران دوبرابر شده و روز ب روز بالاتر میره با همکارام خندیدم و از خنده دوتا لپم رگش کشید دوستان عالی اتفاقات عالی و حس عالی با نهایت آرامش و اینکه خداوند با نشانه هاش دوباره بهم گفت که فقط و فقط منم که میتونی بهش اعتماد کنی و جز من کس دیگری نیست و خودمو خوب کنترل کردم و ظرف وجودیمو گسترش دادم و قوانین بی تغییر خدا رو بهتر از دیروز یاد گرفتم … و و و ??

-ندا کاظمی 5 ماه پیش
مدت عضویت: 668 روز

سلام دوست عزیز.چقد خوشحال میشم وقتی موفقیتا رو میخونم .چقد خوبه ک فقط ب خدا اعتماد کنیم ..وفقط از خودش بخوایم ..ونگران چیزی نشیم مهم نیست کجا باشیم مهم اینه هر جا ک باشیم خدا همون جاست وباهامون میاد وتنامون نمیذاره .موفق باشید

مدت عضویت: 436 روز

سلام میکاییل جان من میگم امروز اکم به من پیام می‌دهی نگو اینجا فعالی آفرین بهترین مار همینه

-نورانا بیوتی 5 ماه پیش
مدت عضویت: 222 روز

سلام پسرعمه عزیزم امیدوارم حال دلت بینهایت عالی باشه یکی از اتفاقات عالی امروزم فهمیدن اینکه توهم تومدارمایی بود وخیلی برات خوشحال شدم دختر داییت☺

-ساحل شیخ حسینی پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

سلام و وقت بخیر
امروز یه کاری رو انجام دادم که همون موقع که تموم شد اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که بیام و اینجا بنویسم واقعا خیلیی خوشحالم بابتش:
چند شب پیش داداشم میخواست بره یه بستنی فروشی بستنی بگیره با اینکه بر خلاف دفعات پیش اصلا اصرار نکرد که تو هم بیا و با هم بریم و اینا ولی من برای تمرین عزت نفس گفتم منم میام (چون یکم مغازه اش خاص بود ) رفتیم اونجا و اتفاقا صاحب مغازه خیلی آدم خوش برخوردی بود و با خودم گفتم چه خوب شد که اومدم، خلاصه وقتی که سفارشمون آماده شد من از روی صندلی بلند شدم کاپشنم خورد به جعبه ی دستمال کاغذی روی میز و جعبه افتاد و شکست ?، منم یه دفعه یه حال بدی بهم دست داد که نمیتونستم کنترلش کنم ولی عزت نفسم و حفظ کردم و از روی زمین برش داشتم و گذاشتمش روی میز ، صاحب مغازه گفت که اشکال نداره و… ولی خوب من یه حال بدی داشتم که میدونستم به خاطر مهم بودن نظر دیگرانه، با اینکه من خیلی مودبانه عذر خواهی کردم بعد از این که اومدیم بیرون بازم حالم بد بود احساس کمبود عزت نفس بود وخلاصه تنها کاری که میتونستم انجام بدم این بود که بهش بی توجه بشم؛( تو مغازه که نشسته بودم یه نقاشی روی یکی از دیوار های مغازه دیدم و از اونجایی که رشته ام نقاشیه یه خورده دقت کردم دیدم اِه من که به قول استاد مُرده ام هم که از این بهتر نقاشی میکشید و دیدم چه جالب که بقیه ی دیوار های مغازه سفید و خالی ان ) وقتی از مغازه اومدم بیرون تو مسیر یه حسی بهم گفت که برو و پیشنهاد بده که روی دیوار هاش نقاشی بکشی چون خیلی نقاشی دیواری رو دوست دارم و همیشه دلم میخواست که انجامش بدم ولی از اون طرف نجواهای ذهنم میگفتن که تو مگه تا حالا این کارو کردی که حالا میخوای بری رو دیوار مردم تجربه کنی یا با این کاری که امشب کردی خیلی پُرویی :)یا مثلا مگه تو چند ساله که نقاشی میکشی و….خلاصه از اونجایی که من آدمیم که واقعا بعد از آموزه های استاد هر وقت یه ترسی ته دلم بوده اکثر مواقع رفتم تو دلش و انجامش دادم‌ امروز عصر خیلی ناگهانی با پیشنهاد مامانم که گفت بیا همین امروز برو و انجامش بده رفتم اونجا و با اعتماد بنفس کامل و البته ترس و استرس پیشنهادم رو اعلام‌کردم ، خیلی برام‌جالب بود که اون آقا انگار که دنبال من می گشت یعنی کاملا احساس کردم دست خدا بودم براش چون دقیقا میتونست که من چی میگم و میتونست که میخواد چکار کنه ولی انگار که نمیدونست چه جوری یا اینه کی باید انجامش بده و خیلی استقبال کرد و گفت آره اتفاقا دیوار های مغازه ام خیلی سفید و خالین ولی من اصلا فرصت نداشتم کاری بکنم براشونو…خلاصه که قرار شد که بهم‌خبر بده که برم و کار رو شروع کنم و الان یه حس عجیبی دارم‌ ،احساس قدرت ،‌احساس ثروت ، فراوانی
من فقط چند هفته هست که دارم خیلی متمرکز روی فراوانی کار میکنم حالا یه همچین ایده ای به ذهنم رسید که خوب برای شروع خیلی خوبه و جالب اینجاست که به یکی از دوستام‌گفتم که میخوام این کارو انجام بدم گفت آره اتفاقا منم اون مغازه رو رفتم ولی چرا این ایده به ذهن اون نرسیده ؟؟ چرا من به این فکر افتادم ؟؟ چون من تو فرکانس ثروت و دیدن موقعیت های ثروت آفرین بودم‌….
خدا رو صد هزار بار شکر که یه همچین جایی هست که آدم بیاد با کسایی که میفهمن چی میگه حال خوبشو تقسیم‌کنه
خدا رو صد هزار مرتبه شکر….
موفق و سربلند باشید…

-Mah Ti Ti 5 ماه پیش
مدت عضویت: 256 روز

خیلی جالب بود
ان شاا… زوتر تماس بگیره و بری و یه کار فوق‌العاده تحول بدی و حق الزحمه عالی بگیری.
من یه مدته که روی فایلها متاسفانه کار نمیکنم و تو همون مدار موندم
با این وجود چند روزه که به فکرم میرسه که از یه دفتر کاری(آژانس مسافرتی ) بهم پیشنهاد یه کار خوب و فیکس داده میشه( من راهنمای ولی صفر کیلومترم) ولی هی بخودم میگم نه بابا بیخیال فکر نمی‌کنم….
تو کل بخدا ان شاا… زوتر پروسه تمرکز بر روی خودم، فراوانی و ثروت رو استارت بزنم

-طیبه مرادی پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

به نام خدای مهربان وعزیز

خدای عزیزم ای نور تابیده در جهان هستی ای تنهایی عشق ای منقلب کننده ی وجودم تو تمامی احساس های عاشقانه ی منی .در تمامی ثانیه هایم جاری هستی مثل نفس مثل رود مثل خنده های کودکان معصومی که نگاهشان پر از حس خدا بودن است .

سپاسگزارم عزیزم که در این مدت اتفاقات عالی وعالیتر را برایم رقم زدی و دوباره اومدم بنویسم از اتفاقا ت عالی .

در این یک هفته ای که سه شنبه قبل تا چهارشنبه امروز که ۲۴بهمن است .از همون روز احساس خوبی دریافت کردم اول صبح ومیدونستم خبرهای خوبی دریافت میکنم وشب قبلش تقسیم کار با خدا رو انجام دادم .وظهر روز بعد خانم فرهادی عزیز و مهربان با من تماس گرفت و کلی احساسم عالیتر شد .????✌?

خدایا شکرت که که برفهای خوب وقشنک تو این مدت بارید وکلی ذوق وشوق از اومدن برف .⛄⛄

خدایا سپاسگزارم که یه دو گیگ نت واسم هدیه اومد وقتی خواستم با اون یکی خطم به نت وصل بشم و بیام تو سایت خانواده ی عزیزم .کار تو بود عزیزم ممنونم عاشقتم ??.

خدایا سپاسگزارم که یه مسیر رفت وبدونیم هیچ پولی رایگان منو رسوندی قربونت برم این تویی که دلها رو برام نرم میکنی .???

خدایا سپاسگزارم که کار طراحی م خیلی پیشرفت کردم و اون چالش ها برام رفع شد انگار پرده ی دیگه از جلو چشام افتاده خیلی سبک‌تر شدم .

خدایا شکرت که باز پول به حسابم واریز کردی و ازت ممنونم که عزت نفس مو داری بالا تر می‌بری که برای خودم ارزش قائل باشم .

خدایا سپاسگزارم که استاد طراحیمون با جعبه شیرینی اومد آموزشگاه و گفت که می‌خوام عقد کنم وخبر خوبی شنیدم وخداروشکر کردم وارزوی خوشبختی کردم چیه چایی وشیرینی با طعم گل محمدی خوردم .نوش جونم ????

خدایا سپاسگزارم این همه ایمیل های که هر روز دارم دریافت میکنم وانرژی عالی که تو سایت در گردشه.خیلی خوشحالم که اینجام خدایا ممنون لطف ومهربانیت.
بخاطر آیه های قرآن که بی نهایت هدایتگرن ومن و دارن هر روز واضح تر وشفاف تر میکنند.

خدایا شکرت که بابا و مامانم با خونه ی داییم دوباره آشتی کردن و کینه و کدورت ودور ریختن .بعضی وقتا میگم خدا یا بنده هات حالشون ورفتارها وتصمیماتشون و هرگز نمیشه پیش بینی کرد .?????

خدایا خیلی دوستت دارم تنها عشق تویی.???????????

-مینا صفری پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

سلام به همه ،
من چند روز پیش رفته بودم برای دخترم پوتین بخرم ،ولی هر مغازه ای میرفتیم خوشش نمیومد ،خیلی جاهار رو رفتیم و اون چیزی رو که میخواست پیدا نمیکرد ،خلاصه کلی خسته شده بودیم ،چون بعد از ظهرش هم میخواست جایی بره لازم داشت پوتین رو ،موقع برگشت به طرف خونه یهو یه مغازه یادم اومد ،دور زدم رفتم ،درست جلوی مغازه جای پارک هم بود ،باورتون نمیشه پوتین خیلی شیک و جنس خیلی خوب با قیمت بسیار عالی داشت ،صاحب مغازه گفت این پوتینها مال یه مغازه با کلاسه،داده من براش بفروشم ،چون کلاس مغازش پایین میاد اگه حراج بزنه ،من دو تا پوتین برای دخترم ورداشتم نود هزار تومان ….خیلی وقتها برام این جور موارد پیش میاد ،کلی خوشحال شدیم و خدا رو شکر کردیم به خاطر خرید خوبی که داشتیم .

-علی محمدی پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

درود .چند روزی میشه یه کتابی در خواب به الهام شد دانلودش کردم ولی متاسفانه هنوز نخوندمش .

امروزیه 100هزار تومنی از طرف خانواده بهم هدیه داده شد.

-شکیبا کیانی فر پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

به نام آن خدای که دل و درون و بیرون و جان و رگ و خون همه اوست
از کجا بگم؟ امروز روزی عجیب بود، هضم کردن امروز برایم سخت است، قلبم به شدت میتپد، چگونه بزرگی اش را، عدالتش را، صداقتش را درک کنم؟ چگونه هضم کنم سالیانی را که نشناخته بودم خدایم را؟ فکر میکردم دارم روی خودم فقط کار میکنم و باورهایم را تغییر میدهم، به همین دلیل یک سال از همه فاصله گرفتم و در قارِ دلم پنهان شدم. نمیدانم چه بگویم، تپش قلبم را توصیف کنم یا گریه کنم؟ یا پا به زمین بکوبم؟ همیشه با خودم میگفتم نتیجه اش را خواهم دید، تا اینکه بعد از یک سال در یک دور همی تمام خانواده دور هم جمع شدیم، بیست نفر بودیم، از بزرگ تا کوچک. حال بگذارید کمی از خودم بگویم….
من را یک دختری تصور کنید که کل جهان او را طرد میکند و به شدت نسبت با او نفرت دارد و اگر فرصت داشته باشد به دلیل کج خلقی هایش میخواند خفه اش کنند یا بکشندش. دختری تصور کنید که در همه حال قهر میکند و از همه جهان دلگیر است و نسبت به همه تنفر دارد، قلبش پر از کینه و نفرت است… اگر یک دختر را در جهان بدترین دختر بنامد او دخترخاله اش است، در نظر او، دختر خاله اش دختریست به شدت لوس و بی تربیت و لج باز. و همین نظر را نسبت به تمام فامیل و اطرافیانش دارد. همیشه از جمع فاصله میگیرد و به شدت گوشه گیر است و در فکرهای خیالی خودش…از جشن ها نفرت دارد، از رقصیدن، شادی کردن. اما همیشه گوشه از قلبش خواهان تغییر است و هدایت شدن نسبت به کسی که مالکش است…
اما همین دختر بعد از یک سال کار کردن روی خودش شبی را تجربه کرد که اکنون برایتان مینویسد.
صبح زود بیدار شدم و برعکس سالهای قبل که تولد خواهرم بود، لبخند زدم، برایش کیک پختم، شیرینی پختم، خامه درست کردم، تزئین کردم، هشت ساعت سرپا ماندم و همه چیز را آماده کردم، بعد بدون خستگی،
برای جشن تولد خواهرم آماده شدم، به اندامم عیب و ایرادِ بی خود نچسباندم و از کسی نپرسیدم: زشت شدم؟ این لباس چاق نشونم نمیده؟ موهام زشته اه، چقد زشتم، امروز رو مود نیستم، حالم از خودم بهم میخوره و..‌.
با خیال راحت و دوست داشتنی به انتها نسبت به خودش و اندامش لباسش را میپوشد و موهاش را شانه میزند، موهایش را نوازش میکند و از روغنِ گل بنفشه به موهایش میزند و از خودش لذت میبرد، امروز چقدر زیباتر شده ام، در آینه بوسه ای برای خودش میفرستد و بهترین عطر را به بدنش میزند و از عطر تنش لذت میبرد، چه لباس قشنگی شکیبا! چه شیک شدی امشب قربان چشمانت بشوم…قربان صورت ماهت بشوم. بعد دستی روی قلبش میگذارد، چشمانش را میبندد و با خدای درونش سخن میگوید، شکر میکند و با لبخندی گشاد تر از قبل وارد هال میشود، مادربزرگش را در آغوش میگیرد و کمی بعد با مهمان ها، عمه، خاله، عمو سلام و علیک میکند و همه را با عشقی وصف نشدنی میبوسد و در آغوش میگیرد، اما آغوش او با قبل یک فرق اساسی دارد، اکنون او خدا را در تن تمامی این مهمان ها میبیند، خدایی که خودش را به شکل عموی دوست داشتنی، عمه زیبایش و بقیه در آورده تا لبخندم را بزرگ تر جلوه دهد و دلم را شاد کند، پس زمان در آغوش کشیدنشان افزایش پیدا کرده، با چشمانی بسته بغلشان میکند، طوری انگار این اخرین بار است که میبیندشان، از روح و جسمشان لذت میبرد، بهشان لبخند میزند و چشمانش پر از عشق است. بهشان کیک هایی که خودش پخته است را تعارف میکند، در جیبشان شکلات میگذارد، سرش را روی شانه عمویش میگذارد و به او ابراز عشق میکند، میگوید که چقدر دلتنگش بوده و چقدر دوستش دارد، و او نیز هم به شکیبا ابراز عشق میکند. بوسه ای بر گونه اش میزند و بازهایش را میفشارد.
اما باز شکیبا امروز یک فرق دیگر دارد با تمامی جشن تولد های دیگر خواهرش، کنار خواهرش مینشیند و با ذوق به هدیه هایش نگاه میکند، بدون آنکه ذره ای حسادت داشته باشد نسبت به هدیه های خواهرش و در دلش نمیگوید چرا جشن من بدتر بود! چرا من این هدیه را نداشتم! خواهر را میبوسد و برایش میرقصد و میرقصد.. خوش میگذراند و جشن را تمام میکند، برای اولین بار، تا پایان جشن میخندد و لذت میبرد…
اما اینبار، دختر خاله اش را فردی میبیند عالی، از نظر اخلاق و مهربانی و اندام و…. به خواهرش میگوید: (دخترخاله‌ی کوچک) چقدر تغییر کرده، مهربان تر شده، چقدر دختر خوبی شده و با من چقدد مهربان است، مدام مرا میبوسد و من میبوسمش، چقدر به هم نزدیکیم، خاله چقدر تغییر کرده، چقدر مرا دوست دارد!!! در تمام جشن بازویم را گرفته بود و به من‌میگفت که چقدر امشب میدرخشم و چقدر کیک ها خوشمزه بود و همه چیز عالی بود و چقدر تشکر کرد، همینطور عمه، اما خواهرم که مرا خوب زیر نظر دارد، تلنگری به من زد و به من‌گفت: نه شکیبا! این تویی که تغییر کردی، وگرنه خاله و عمه و دخترخاله همان خاله و عمه و دختر خاله قدیم است، منتها تو قسمت خوبشان را ازشان بیرون کشیدی، چون روی خودت کار کردی، حواست نیست تغییر کرده ای؟ مهربان تر شده ای، خوب تر شده ای، با خدا شده ای، تغییر کرده ای تغییر….
شعر مولانا را زیر لب خواندم:

اگر در برادرِ خود عیب میبینی،
آن عیب در توست
که در او میبینی
عالم همچون آیینه است،
نقشِ خود را در او میبینی.

و بعد،
اشک در چشمانم جمع شد و گویی کسی در قلبم داشت رقص سماع میکرد و عشق تمام وجودم را فرا گرفته بود…
شب داشت تمام میشد، کنار خواهرم بودیم و داشتیم به خواب میرفتیم که یکدفعه مرا در آغوش گرفت و گفت: مرسی از خدا و مرسی از عباس منش که منو به خواهرم نزدیک کرد، مرا بوسید و شب به خیر گفت..
یکی از بهترین شب های عمرم بود و هیچوقت فراموشش نمیکنم.
استاد،
اگه دارید این رو میخونید، این رو بدونید یه روز میبینمتون، بغلتون میکنم و دستاتون رو میبوسم… زبانم قاصره، فقط بدونید خیلی دوستون دارم، ازتون ممنونم ممنون ممنون
مرسی از خانوم شایسته عزیز دلم که چقدر قلمشون و آگاهی هاشون من رو بیشتر هدایت کرد و مرسی از دوستانم در سایت که چقدر کامنت هاشون به من انرژی داد و منو به سمت بهشت الهی هُل داد و میده هنوز…
خدایا شکرت که منو هدایت کردی
آیِنَه‌ت دانی چرا غَمّاز نیست؟
همه می خواهند الماس باشند،
اما تعداد کمى حاضرند تراشیده شوند.
تعالی درد دارد…
خوشحالم که هشیارانه درد کشیدم و تغییر کردم و خودم رو تراشیدم

سال ها پرسیدم از خود کیستم؟
آتشم،‌ شوقم، شرارم، چیستم؟
دیدمش امروز و دانستم اکنون…
او بجز من، من به جز او
نیستم!!!

-لیلا کسمایی 5 ماه پیش
مدت عضویت: 453 روز

درود شکیبای عزیزم،خیلی از کامنتهات لذت میبرم،خیلی حس خوبی بهم میده،برات آرزوی بهترینها رو دارم،شاد و سلامت باشی عزیرم

مدت عضویت: 792 روز

دوستم شکیبا جان
کامنتات عالی و تاثیرگزار هست.
خوشحالم میخونم شاد میشم و در زندگی بهتر عمل میکنم
و اگر دیگران رو بد میبینم ..خودم هستم
و باید روی خودم کار کنم
ممنونم ازت و ممنونم از خدا عزیزم

-حامد امیری پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

اتفاقات چند روز اخیر :
1- بالا رفتن قدرت تصمیم گیری
2- انتخاب کردن مسیر مورد علاقه ام: طراحی وب
3- برخورد خوب و عالی دیگران با من که با افکارم رقم زدم.
4- دیروز یه لحظه فکر کردم مادرم غذای مورد علاقه ام رو درست کرده رفتم دیدم همونه
5- دیدن نشانه ها از اینکه مسیرم درسته
6- درک کردن بهتر و عمیتر قانون تکامل

-شکیبا کیانی فر پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

به نام تنها معشوقم
سلام به همه دوستای خوبم،
امروز تو جمع خانوادگی نشسته بودیم و مادربزرگم عینک پسرخالم رو زد به چشماش و گفتم عه عزیز جون چقد شبیه دایی علیرضا شدین (برادرشون) . که ایشون تهران زندگی میکنن و سالی یبار یا دو سال یک بار مادرجونم رو میبینن و بخاطر همین مادرجونم خیلی دلتنگشون میشن و بخاطر اینکه سرشون شلوغه معمولا زنگ نمیزنن. چند دقیقه گذشت و مشغول حرفای دیگه شدیم که گوشی مادربزرگم زنگ خورد. دیدیم خودشونن و همه تعجب کردن و گفتن حلال زادست (من تو دلم گفتم قوانین الهی، خداجونی عاشقتم).
اتفاق دیگه ای که افتاد این بود که، تو اتاق خواهرم نشسته بودم و با هم گپ میزدیم و تو بغلش خوابیده بودم که گریش گرفت و چیزی نگفت. دلگیر شده بود که چرا نمیتونه بیشتر رو باورهای غلطش کار کنه که زودتر مهاجرت کنه. من اشکاشو پاک کردم و لبامو گاز گرفتم به نشونه اینکه کارت درست نیست. بهش گفتم با گریه کردن اتفاقات بد برات میوفته. تند تند پاشدم رفتم تو اتاقم یه شکلات بزرگ برداشتم و کادوی تولدش که قرار بود دو روز دیگه بهش بدم و رفتم پیشش و گفتم چشماتو ببند. انگشتر چوبی رو تو دستاش انداختم و باهم شکلات خوردیم. کل ذوق کرد و فهمیدم که اون انگشتر دقیقا ارزوش بوده و عکسشو بهم نشون داد. بعد که اروم شد بهش گفتم دیدی! از ین انگشتر خوشت اومد، تو مدارش رفتی و واستادی تا بدستش اوردی. حالا تو مدار قرار بگیر و بقیه خواسته هاتو بساز. بعد ازخدا تشکر کردیم که من رو دستی از دستانش قرار داده که بهش اون انگشتری که خواستش بوده رو برسونم. با اون انگشتر حسابی انرژی گرفت و دوباره حالش خوب شد و متوجه شد نباید دلگیر بشه و وسط راه جا بزنه. الانم روبروم نشسته و دوتایی داریم تو سایت کامنت میزاریم…
اینم از اتفاقات عالی امروزم
در صلح باشید دوستان

-سمانه ام 5 ماه پیش
مدت عضویت: 1819 روز

سلام آفرین به شما خواهران گرامی که باهم دارید روی خودتون کار میکنید

-احساس عالی 24 5 ماه پیش
مدت عضویت: 345 روز

سلام شکیبا خانوم
سلام به خانواده عزیزم
ایول به این آگاهی
تجربه انگشتر واقعا منو شگفت زده کرد و حالم جا اومد
اون قسمت هم که نوشتید دوتایی کامنت میزارید خیلی هیجان انگیز و جالب بود
ممنونم
از درون شاد باشید

-معصومه پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

۹۷/۱۱/۱۸
با سلام خدمت تمام دوستان
از محل کارم تا خونه حدود ۸تا چراغ قرمز بود که هر ۸ تا برای من سبز بودن. امروز روز حرکت بدون توقف بود. خدایا شکرت

-سمیه حجتی پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

سلام دوستان هم فرکانسی ام
امروز برادرم از مسافرت اومده برام یک جفت دمپایی خیلی خوشگل خریده.

-سمیرا🌸 پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

سلام دوستای هم فرکانسی خوبم.
من امشب بعداز مدتی اومدم قسمت عقل کل سایت که این کامنت رو دیدم..خداروشکر خیلی خوشحالم و سپاسگزار که میتونم از معجزات هرروزم بگم و معجزه های زیبای دوستانم رو بخونم.
امروز واسه من خیلی اتفاقات خوبی افتاد و روز عالی بود خداروشکر?
من مدتی بود دوتا از فایل های استاد رو میخواستم دانلود کنم همش عقب میافتادم چون حجم بالایی داشتن خداروشکر امروز یهو یه پیام واسم اومد که 2گیگ اینترنت رایگان به شما هدیه داده شد چقدر خوشحال شدم وسریع فایل های استاد رو دانلود کردم خداروشکر?
دومین معجزه ی امروزم این بود که من چندروز بود باید یه مبلغی به حسابم واریز میشد ولی انجام نمیدادن امروز تماس گرفتم جواب ندادن بعداز تماسم گفتم میسپارم بخدا ورهاش کردم 3ساعت بعدش پول به حسابم واریز شد…خدایا شکرت?
سومین اتفاق عالی امروزم به دنیا اومدن پسرداییم بود که یهو عکسشو واسم فرستادن و کلی ذوق کردم?
خدایا شکرت که همه ی کارهامو ردیف میکنی و همیشه هوامو داری..خیلی دوست دارم خداجونم❤❤

-afshin abbaspoor پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

سلام دوستای گلم

امروز یه اتفاق خوبی برام پیش اومد مدت ها بود میخواستم برم پیش یکی که پیشنهاد بدم که مکانش رو بهم بره تا اونجا کسب و کارم رو راه بیندازم اما دوسداشتم خودش بیاد به من بگه و من به این اعتقاد دارم که خودم همه چی رو خلق میکنم؛
که امروز بهم زنگ زد و گفت شنیدم میخوای کسب و کا راه بیندازی بیا من اون جا رو بهت بدهم و خودمم بهت کمک میکنم تا براحتی بتونی باشگاهت رو راه بیندازی?
خدا بهم ثابت کرد که من هر چیزی رو میتونم خلق کنم.

شاد و موفق و ثروتمند و سعادتمند باشید

مدت عضویت: 188 روز

سلام دوست خوبم اقای عباس پور. همیشه با کامنت های شما مواجه میشم و الان خیلی خوشحال شدم که شنیدم محل کارتون جور شد. امیدوارم شاهد این باشم که شلوغ ترین باشگاه رو راه بندازید. منتظر خبرهای خوبتون هستیم. موفق باشید

-زینب آهویی پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

سلام و درود الان ساعت ده و نیم شب خیلی اتفاقی اومدم توی سایت و تصمیم داشتم چند تایید از کامنتای عقل کل رو بخونم که با این سوال روبرو شدم :) گفتم بیام و اتفاق عالی امروز رو ثبت کنم و اون اینه که بعد از ۴ ماه امروز ازیکی نمایندگی های خودرو که ثبت نام داشتم با من تماس گرفتن و گفتن که برم ماشینم رو که یکی از جذاب فوق العاده امسالم هست تحویل بگیرم به امید خدا فردا میرم خیلی حس خوبیه برای همه دوستان از این جذبای فوق العاده آرزو دارم . خدایا شکرت

-آینا راداکبری پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

سلام
شریکم مرا اذیت کرد و همه شاگردها را برد جای دیگر و من فقط صبر کردم ، اقا چند روزه که از آنجا بیرونش کردن مدیر آنجا این قدر به من زنگ می زنه که باید بیای اینجا که حدی نداره خیلی ها رفتند تعریف مرا کرده اند و من هیچ کاری نکردم فقط کار خودم را می کنم ، طرف مرا ندیده کشته مرده من شده که برم آنجا کار کنم هر روز زنگ می زنه منت مرا هم می کشه ، فکر کنید منت بکشن بری جایی کار کنی شاگردها آماده جا آماده . خیلی عالی به سر کارم رسیدم وجای پارک هم بود. شاگردم سر ساعتم آمد پیشم. با هر کسی امروز صحبت کردم عاشقم بود با مهربانی و عطوفت بود. ناهار مفصلی خوب و خوشمزه برای خودم درست کردم . حالم خیلی بهتر بهتر شد هر ساعت که می گذشت. کلی از فایلها را گوش کردم و لذت بردم . مهمانی که فردا داشتیم خدا را شکر کنسل شد با خوبی و خوشی.

-جهانگیر صفی نژاد پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

با سلام خدمت دوستان عزیز
من امروز داشتم فایلهای استاد را گوش میکردم و احساس خوبی داشتم همانطوری که غرق در صدای پاک استاد بودم (سرکاربودم و مشتری هم رد میکردم )خوب رفت روی فایل بعدی فایل بعدی صدای آب آبشار و رودخانه میومد سی چهل ثانیه گذشت تجسم کردم کنار رودخانه گل و بلبل هستم صدای عالی هم مرتب میامد میگفتم الان دیگه استاد صحبت اش را شروع میکند صدای رودخانه مرتب حال خوب کلی استاد دعا کردم که دم استاد گرم رفته کلی فیلم تهیه کرده آفرین احسنت بعد از چند دقیقه که صحبتی نکرد رفتم روی گوشی ببینم کدوم فایل هست با تعجب دیدم صدای رادیو هست خش خش رادیو بوده1;1?? ولی باور کنید من صدای قشنگ آب را میشنیدم خیلی خوب بود با خودم گفتم حال کن شاگرد استاد بودن این جایزه ها را داره

-طیبه مرادی پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

به نام خدای اتفاقا ت قشنگ
خدایا ازت ممنون و سپاسگزارم که دیروز سه شنبه ۱۶بهمن نام دوباره خوب شد وتونستم بیام تو خانواده ی صمیمی م وشروع به فعالیت مشغول کنم .
و در حین جواب دادن به سوال ها شماره ی خانم فرهادی و تیم تحقیقاتی استاد روی گوشیم دیدم .خدایا شکرت اینقدر خوشحال شدم وسورپرایز که نگو چون انتظار داشتم زنگ بزنن اما وسط ظهر اونم با کامنت گذاشتنم ‌‌.
قلبم تند میزد واقعا خیلی دوست داشتم خانم فرهادی و تیم عزیز استاد بامنم تماس بگیرند اما تو مدارش نبودم.

خدایا شکرت اون موقع نفهمیدم خانم فرهادی چه میگفتن اما یهو صدای استاد اومد آروم باش عزت نفس داشته باش کنترل کن احساستو.خانم فرهادی عزیز و مهربان خیلی دوستت دارم براتون بهترین ها رو آرزو دارم دست مهربان خداوندم .واقعا روزم عالی عالی بود .
خدایا شکرت که دارم چالش طراحیم و دارم حل میکنم و دارم میفهممش خدایا شکرت خیلی ذوق دارم .

خدایا شکرت که راحت رفتم و برگشتم کلاسم .خدایا شکرت که با دست دیگه ت خانم شایسته راهی مرور سفرنامه شدم با جدیت .
خدایا شکرت که داری هر لحظه هدایتم میکنی عاششششششقتم ای خدااااااا ???????????????

مدت عضویت: 188 روز

سلام به دوست خوب، نازنین، شیرین و زیبایم طیبه جان. لبخند بزرگی رو لبام نشست با خوندن کامنتتون عزیزم. من هم بیشتر اوقات ناخودآگاه تصور میکنم خانوم فرهادی بهم زنگ زده بعد میخندم و همه فکر میکنن دیوونه شدم و میگن چرا میخندی؟ نمیدونن تو خیالم دارم با خانوم فرهادی حرف میزنم و حرفامو آماده میکنم. انرژی گرفتم از کامنتتون مرسی طیبه‌ی مهربانم?❤شاد باشید

-aida najafi پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

ثریای عزیزم دوست نازنینم چقدر ایده قشنگی بود
افرین افرین
مرسی ک این صفحه رو درست کردی. خیلی حس خوبی میده ب ادم. پیشنها میکنم هرکس هر وقت احساس خوبی نداره بیاد اینجا نتیجه هارو بخونه تا هم قانون یادش بیاد و هم سریع ب احساس خوب برسه که اصل قانونه. مرسی عزیزم

-زهرا مصدق پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

سلام و درود بینهایتتتتت به همه دوستان قدرتمندم
از وقتی روی یکی از باورهای پاشنه آشیلم کار کردم فقط یکم بصورت تمرکزی نه زیاد، کارام داره راحتتر انجام میشه
قبلا کارهای اداریم خیلی سخت و پیچیده و طولانی انجام میشد اما امروز 2 تا نامه اداری میخواستم هر دوشو خیلی راحت و سریع گرفتم. این باور رو دارم میسازم که من همه کارام خیلی راحت انجام میشه من خیلی راحت به همه خواسته هام میرسم افتادم توی مدار فسنیسره للیسری!!!
امروز رفتم بازار رشت خیلی بزرگ بود خریدای خوبی کردم و کلی تخفیف گرفتم و این باور رو دارم میسازم که مردم رشت بهترین مردم ایرانن و خیلی مهربون و من هر جا که میرم خداوند همیشه بهترین بنده هاشو سر راه من قرار میده!!!
از جمله شما ها که واقعا بهترین دوستان من در این کره خاکی هستین چون ازتون خیلی چیزا یاد گرفتم
امیدوارم همیشه احساس خوب داشته باشین و اتفاقات خوب رو تجربه کنید!!!!

-محبوبه صادقی پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

سلام به استاد عزیزم و دوستان گلم .من فایل های فراوانی استاد رو گوش میدم و نزدیک ده دوازده درس از ایشون خرید کردم .واقعا فراوانی و نعمت هست ایشون خیلی باور منو تو این دو سال عوض کرده ..نمیدونم از کدوم موفقیت هام براتون بنویسم ولی چون از امروز شروع کردم فقط مال امروز یک نمونه بیان میکنم . از اول هفته یکسره سپاسگذار خداوند بودم و مدام میگفتم خدایا مرسی که من تا اخر هفته میرنم با کارکردم نیم سکه میخرم . من سه برابر این پول نیم سکه در اومد ولی برج های من زیاد شده از وقتی درامدم هم زیاد شده ولی امشب رفتم طلا فروشی و گفتم من واقعا نمیدونم چقدر تو حسابم هست اقا شما بکش من نیم سکه یه دونه میخوام همسرم خندید گفت مگه میشه ندونی و بیای خرید .گفتم به خودش گفتم من امشب میرم طلا فروشی خدا هست .فقط میخندیدم و باور داشتم خلاصه کشید و من نیم سکه خریدم 2340 هزار تومان خداروشکر ..اومدم تو پاکت یه نامه نوشتم برای اوستا کریم ..خدا شکرت که امشب به من هدیه دادی و منو شاد کردی خدایا سپاسگذارم که هفته دیگه سه شنبه شب دوباره یه نیم سکه به من هدیه میدهی ..و در ادامه نامه نوشتم خدایا بابت تمام سه شنبه شب هایی که برام نیم سکه میخواهی بدی ممنونم .به قول استاد تو بگو تو باورش کن تو تلاشت رو بکن .تو شکر گذارش باش ومهم مهم مهم تو باورش کن میده اونوقت صبر پیشه کن ببین که میگیری ….شما انشالاه سه شنبه دیگه می بینید میام نیم سکه دوم را براتون مثال یه اتفاق خوب رو مینویسم …خدا هست .خداهست.. خداهست..و در کنار خدا استاد هم هست که با یاداوری خدا ایمانمان را بیشتر بیشتر به فراوانی میکنه ..دوستت دارم استاد عزیزم ..مرسی که هستی ..برای شما وتمام بچه های شاد و ثروتمند این سایت ارزوی هر ان چیز خوبی که دوست داریبد رو دارم …صادقی

-منیژه مطهر 5 ماه پیش
مدت عضویت: 366 روز

محبوبه عزیز دوست خوبم چقدر جملات زیبایی گفتی واقعا که یاداوری بجا و موثری بود برات از مهربان پروردگارم آرزوی سلامتی و ثروت را دارم

-طیبه مرادی 5 ماه پیش
مدت عضویت: 812 روز

به نام خدای مهربان

اوووووه خدای من چه نتایج عالی وخوبی خدایا شکرت بخاطر این همه انرژیی واتفاقات عالییییی.
مبارک تون باشه خانم صادقی عزیز روز به روز شاکرتر و ثروتمند تر وخوشحال تر وبا عشق تر زندگی کنید و منتظر سکه دومتون نیز هستیم .خدایا شکرت ??

در پناه خدای عزیز از جانم ??

-مریم خلیفه لو پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

امشب فرصتی پیش اومد تا با دخترم یکساعتی را درباره قوانین جهان و عزت نفس صحبت کنیم دختر من ۱۱ سالشه و از اینکه تو این سن کم میتونه ابن قواتین رو درک کنه و بشنوه خوشحاله منم از خدا سپاسگزارم که میتونم با دخترم در اینمورد صحبت کنم
خدایا شکرت

-حامد امیری پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

سلام
اتفاقات خوب امروز
1- رفتم مرکز شهر و به فراوانی توجه کردم ، به نکات مثبت شهرم
2- لب تاپهای مورد علاقه ام رو دیدم ، با اعتماد بنفس در مورد قیمت ها پرس و جچو میکردم سوال میکردم
3- با لبخند با هر فردی که سرراهم قرار میگرفت برخورد میکردم
4- خودم رو دعوت کردم به یک رستوران و در تنهایی به خودم عشق ورزیدم
5- کار مورد علاقه ام یعنی طراحی سایت رو استارت زدم و میخوام ادامه بدم

-ثریا مرادی پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

سلام دوستای خوبم
امروز پانزدهم بهمن ماه از وقتی دارم روی باورهای توجیدی و فراوانی کار می کنم خیلی پیشنهادهای کاری خوبی می گیرم که انشالله همشون خیلی خوب پولساز میشن
همه چی خوبه تقریبا بیشتر ساعات روز رو در حال خنده ام و از حال خوبم از الله سپاسگزارم

-کرامت ضیایی 5 ماه پیش
مدت عضویت: 480 روز

سلام دوست عزیز
از شادی وانرژیتون خوشحال شدم
امیدوارم هر روز با اتفاقات عالی روبرو بشید و ما رو هم خوشحال کنید

-حامد امیری پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

سلام
1- دیروز برخورد دیگران باهام خیلی خوب و فوق العاده بود
2- ارزشهای خودم رو دیدم و به شدت برای خودم ارزش قائل شدم
3- احساس لیاقت در من بیشتر شد
4- احساسی تصمیم نگرفتم، عجولانه تصمیم نگرفتم برای برگشتن به محیطی که قبلا کار میکردم و اون محیط خیلی بیمارگونه هست و پر از باورهای محدود کننده و اصلا دیگه واقعا توی اون مدار نیستم، فک کنم قبل از این نوشته بودم که رفته بودم برای عذار خواهی اما یه جا جو گیر شدم خواستم برگردم سرکار. اتفاق عالی که افتاد این بود که برنگشتم و خداوند همونجا بهم الهام کرد. در ضمن اصلا حسم هم نسبت به اون محیط خوب نبود چون توی اون مدار نیستم. محیط رستوران، محیط کار تو اشپزخونه ی رستوران
5- لبخند مثل همیشه بر لبم بود
6- از صاحب کسب و کار اونجا چند تا سوال راجع به کسب و کارش پرسیدم و چیزهایی فهمیدم و کشیدم بیرون.

-شکیبا کیانی فر پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

سلامی دوباره:)
امروز ۱۴ بهمن هستش و اومدم از اتفاقات خوبی که امروز برام افتاد بنویسم
از وقتی سفرنامه شروع شده من حالم خیلی خوبه و خیلی بیشتر تمرین کردم و پیشرفت رو حس میکنم
ولی امروز برعکس روزای دیگه حوصله نداشتم و اعصابم بهم ریخته بود، نمیدونم چرا ولی یهو غصم میشد و گریم میگرفت. صدای استاد تو مغزم میپیچید که میگفت اگه اعصابت خورده ادا در نیار که حالت خوبه، ما انسانیم بالاخره عصبانی هم میشیم. پس قبول کردم و سعی کردم به چیزای مثبت توجه کنم.امروز گیلان حسابی بارونیه و هوا سرده. صبحانه خوردم و لباسم رو پوشیدم و راهی باشگاه شدم، وقتی منتظر تاکسی بودم که یه کامیون با سرعت اومد و کلیییی آب پاشید رو لباسم. اولش شوکه شده بودم و میخواستم برگردم بگم : بی فرهنگگگگگ
بعدش یکم خودمو اروم کردم و گفتم: شکیبا به نکات مثبتش توجه کن، مغزم میگفت: اخه این چه نکته مثبتی داره؟? ولی قلبم میگفت: ببین چه بارون قشنگی میباره و لباسات خیس شدن!! همیشه که انقد قشنگ بارون نمیباره قربونت بشم، از خیس شدن لباسات لذت ببر، شکیبا یادته آقای مارکوپولوی تو سایت نوشته بود اروپاییا وقتی بارون میباره از تو آب راه میرن؟ پس امروز توهم اینکارو بکن?
پس به قلبم گوش دادم و یه لبخند بزرگگگگ رو لبم اومد و سوار تاکسی شدم و رفتم
حالا نتیجه تغییر دادن حال بدم به حال خوبم چی بود؟
من از بچگی دست سمت چپم همش خیلی درد میگیره ، چون دستم خیلی خیلی کوچیکه بعضی وقتا فامیلامون به انگشت کوچیکم دست میزنن و میگن: استخون و غضروف نداره؟ برمیگرده چرا؟ چقد کوچولوعه انگشتات. منم میگفتم خب مگه بده دست ادم ظریف باشه؟!
خلاصه همیشه انگشت کوچیکم درد میکرد، انگاری یه رگش مشکلی چیزی داشت
چند شب پیش تو دفترم بابت اعضای سالم بدنم تشکر کردم و گفتم: من پر از جوهره‌ی تابناکم و خدای درونم در من پیچیده و اعضای ناسالمم را شفا میدهد. زیرا من این توانایی را دارم. و باورش کردم
امروز وقتی از باشگاه برگشتم لباسمو عوض کردم و رفتم گوشیم رو بزنم تو شارژ (سیم شارژر لخت بود) که یهو دست سمت چپم (انگشت کوچیکم) برق گرفت و انقد شدید بود که گوشی از دستم افتاد و بعدش خودم نشستم رو زمین و دست چپمو گرفتم تو دست راستم. بعدش که یکم دقت کردم دیدم عه وقتی انگشت کوچیکمو تکون میدم دیگه درد نمیگیره، شادی کنان و با چشمایی پر از اشک دوییدم تو هال و همینطور که انگشت کوچیکمو تکون میدادم به مامانم گفتم مامااااان دیگه درو نمیگیره!!!!
گفت عه چیشد؟چطور شد؟ گفتم خدا شفام داد
اینم از معجزه‌ی امروز من:)

-مریم خلیفه لو 5 ماه پیش
مدت عضویت: 186 روز

خدارو شکر عزیزم منم از این معجزه خوشحال شدم از خدای مهربان بهترینها رو برات خواستارم

-طیبه مرادی 5 ماه پیش
مدت عضویت: 812 روز

به نام خدای مهربان
سلام شکیبای قشنگ و مهربان
خیلی قشنگ و زیبا بیان کردی اتفاقات خوب را ‌.افرین به این کنترل ذهن چقدر لبخندت زیبا بود در آن موقعی که خودت را کنترل کردی .به به باران و راه رفتن دران لذت داره خیلی.

نمره تان همیشه بیسته خودتون ،۱۰۰در پناه خدای بزرگ وعزیز.?????

-مریم هلند 4 ماه پیش
مدت عضویت: 326 روز

امروز کامنت تو رو خوندم و خیلی خوشحال شدم که تو قدرت شفا رو در خودت پرورش دادی افرین و همچنان باور های عالی خودت رو تقویت کن ، تو در عوض ضعف کم در انگشتت البته به نظر من دستان پیانیستی داری ، که علاوه بر اون از یک زیبایی چهره خاص همراه خواهرت بر خوردارید و من خوشحالم که بیشتر از این زیبایی ها مهمترین زیبایی که شناخت خودتون هست رو پیدا کردید و روی اون کار میکنید .
کامنت هات رو میخونم و یاد میگیرم ، امروز اتفاقی به کامنت تو رسیدم اما الان یادم میاد که من همین چند دقیقه پیش از پله ها بالامیامدم که بیام تو اتاق ، پاشنه پای چپ من درد داشت و حالا با تمرکز خوبش میکنم.
مرسی از تو دوست خوب

-مارکوپولوی پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

خب از چی بگم!
کلی اتفاق خوب و خفن را خلق کردم.

اول خداروشکر کنم به خاطر پول ارزشمندی که نقدا بابت محصولی که با استفاده از تواناییم بدست آوردم. این لذت بخش ترین ددرآمد، پول در آوردن با تواناییایی که داری و در طول سال ها شناختی. خداروشکر خداروشکر

خب، حالم اساسی خوبه به خاطر اینکه الهام و ایده ای خدا بهم وحی کرد را انجام دادم وای خدای من چه احساس خوبی دارم. و دقیقا همینجوره وقتی که یک قدم برمیداری قدمی که با ایده و الهام بهت داده شده وقتی انجامش میدی، کاملا، خدا هم قدم بعدی را بهت میگه. و نشانت میده.
به همین راحتی به همین راحتی.

راستی باورتون میشه از خدا خواستم که نشونم بده باور محدود کننده ام چیه؟!
و یک دقیقه بعدش توی عقل جایی که پاسخم بودش، هدایت شدم. به همین راحتی
“باور محدود کننده من نمیتونم پول زیادی جمع کنم ” و دیدم که همیشه اینجور بوده یعنی تا الان که فکر میکنم بیشتر از 1200000 توی حسابم نبوده و وقتی هم که بوده سریعا تمام میشده و حتی به صفر میرسیده و خودتون بعدش را بهتر میدونید!
به زیر صفر هم کشیده شد، و شد بدهکاری قرض ..

خداروشکر

-نعمت اله صادقی پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

سلام دوستان عزیز و مهربانم امروز13971114 یک روز بارانی عالی بود که کلی فرکانس مثبت به اندازه تعداد قطره های باران که از آسمان می آمد فرستادم و امروزم را فقط به نکته برداری از فایلهای استاد در مورد خدا پرداختم و کلی باور جدید و درست در مورد خدا ساختم و امروز خیلی خیلی هوس سفر های کوتاه مدت به شهرهای مختلف ایران کردم و خدا رو شکر فروش خوبی هم داشتم و الآن هم دارم روی کامنتها کار میکنم

-ثریا مرادی 5 ماه پیش
مدت عضویت: 1199 روز

سلام دوست خوبم منم وقتی پنجره محل کارم باز کردم و باران رو دیدم حس خیلی خوبی بهم داد بارون خیلی دوست دارم منو یاد فراوانی می اندازه
ازتون ممنونم که توی این صفحه پیام گذاشتین

-شکیبا کیانی فر پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

سلامی دوباره:)
امروز ۱۴ بهمن هستش و اومدم از اتفاقات خوبی که امروز برام افتاد بنویسم
از وقتی سفرنامه شروع شده من حالم خیلی خوبه و خیلی بیشتر تمرین کردم و پیشرفت رو حس میکنم
ولی امروز برعکس روزای دیگه حوصله نداشتم و اعصابم بهم ریخته بود، نمیدونم چرا ولی یهو غصم میشد و گریم میگرفت. صدای استاد تو مغزم میپیچید که میگفت اگه اعصابت خورده ادا در نیار که حالت خوبه، ما انسانیم بالاخره عصبانی هم میشیم. پس قبول کردم و سعی کردم به چیزای مثبت توجه کنم.امروز گیلان حسابی بارونیه و هوا سرده. صبحانه خوردم و لباسم رو پوشیدم و راهی باشگاه شدم، وقتی منتظر تاکسی بودم که یه کامیون با سرعت اومد و کلیییی آب پاشید رو لباسم. اولش شوکه شده بودم و میخواستم برگردم بگم : بی فرهنگگگگگ
بعدش یکم خودمو اروم کردم و گفتم: شکیبا به نکات مثبتش توجه کن، مغزم میگفت: اخه این چه نکته مثبتی داره؟? ولی قلبم میگفت: ببین چه بارون قشنگی میباره و لباسات خیس شدن!! همیشه که انقد قشنگ بارون نمیباره قربونت بشم، از خیس شدن لباسات لذت ببر، شکیبا یادته آقای مارکوپولوی تو سایت نوشته بود اروپاییا وقتی بارون میباره از تو آب راه میرن؟ پس امروز توهم اینکارو بکن?
پس به قلبم گوش دادم و یه لبخند بزرگگگگ رو لبم اومد و سوار تاکسی شدم و رفتم
حالا نتیجه تغییر دادن حال بدم به حال خوبم چی بود؟
من از بچگی دست سمت چپم همش خیلی درد میگیره ، چون دستم خیلی خیلی کوچیکه بعضی وقتا فامیلامون به انگشت کوچیکم دست میزنن و میگن: استخون و غضروف نداره؟ برمیگرده چرا؟ چقد کوچولوعه انگشتات. منم میگفتم خب مگه بده دست ادم ظریف باشه؟!
خلاصه همیشه انگشت کوچیکم درد میکرد، انگاری یه رگش مشکلی چیزی داشت
چند شب پیش تو دفترم بابت اعضای سالم بدنم تشکر کردم و گفتم: من پر از جوهره‌ی تابناکم و خدای درونم در من پیچیده و اعضای ناسالمم را شفا میدهد. زیرا من این توانایی را دارم. و باورش کردم
امروز وقتی از باشگاه برگشتم لباسمو عوض کردم و رفتم گوشیم رو بزنم تو شارژ (سیم شارژر لخت بود) که یهو دست سمت چپم (انگشت کوچیکم) برق گرفت و انقد شدید بود که گوشی از دستم افتاد و بعدش خودم نشستم رو زمین و دست چپمو گرفتم تو دست راستم. بعدش که یکم دقت کردم دیدم عه وقتی انگشت کوچیکمو تکون میدم دیگه درد نمیگیره، شادی کنان و با چشمایی پر از اشک دوییدم تو هال و همینطور که انگشت کوچیکمو تکون میدادم به مامانم گفتم مامااااان دیگه درو نمیگیره!!!!
گفت عه چیشد؟چطور شد؟ گفتم خدا شفام داد
بعدش تو دفترم کلی سپاسگذاری کردم و کلی گریه کردم. خدایا شکرت خدایا شکرت که انقد بزرگی انقد رحمانی انقد رحیمی. قانون داره کار میکنه چه جوووورم:))))

-مارکوپولوی 5 ماه پیش
مدت عضویت: 1635 روز

بعد از یک پاسخ برای این قسمت، احساس خوبی دارم
اومدم پایین که جواب های دیگه ای را بخونم اولین پاسخ، پاسخ شما شکیبا جوون

خوشحالم واقعا و خداروشکر میکنم که چیزهایی که مینویسم بدرد همه میخوره همه اون هایی که تو فرکانسشن، و البته این از باورهایی که ساختم.
من باور دارم که من انسان تاثیر گذاری هستم و میتونم الاهام بخش میلیون انسان باشم.

خداروشکر که پاسخ زیبای تو که نشان از کنترل خوب ذهن و حرکت کردن در مسیر درست، واقعا تحسینت میکنم دوست خیلیی خوب و شاد و رقاصم ( از کامنت های پایین ترت متوجه شدم – لبخند)
خداروشکر که اثبات باورم بود و یک نشانه است. خداروشکر
ماییم خالق 100% شرایط زندگیمون .

-حسین رحیمی پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

سلام دوستان گل
خداشکر من هرروز از هر جهت بهتر میشوم
با خانوم بچها رفتیم خرید برای کلی لباس های یک قشنگ برا بچها گرفتیم خداشکربا فروشندگان خوش اخلاق
رفتم پمپ آب زدم متوجه شدم خراب شده .خود نگهبان خودش گفت سرویسش میکنم خداشکر کردم

-حامد امیری پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

سلام مجدد خدمت دوستان گرامی
اتفاقات عالی امروز رو که باز هم اتفاق افتاده بنویسم.
1- از فردی که قبلا نزدش کار میکردم جبران خسارت کردم و عذر خواهی، و با شاخه گل که حس خوبی بهم داد، اون هم پذیرفت و گفتش که اصلا نیازی نبود شاخه گل بگیری و بیای بگی من فراموش کرده بودم و همون اولش بخشیدم. ولی من کارمو انجام دادم به بهترین شکل ممکن و حتی بغلش کردم و این خیلی خوب بود. این قوانین واقعا کار میکنه ، من خودم این شرایطو خلق کردم، تجسم کرده بودم، و اینو هدف گذاشته بودم انجام بدم، با به کار گرفتن این قوانین. واقعا نمیدونم چطور شکرگزاری کنم، فقط میتونم بنویسم و شکر کنم، بنویسم و شکر کنم. خدایا شکرت ، خدایا شکرت، خدایا شکرت. یه مدت افکارمو درگیر کرده بود و حس کردم اگه انجامش هم بدم رها میشم. خدایا شکرت این اتفاق افتاد.
2- همین شخص گفت دوست هم داشتی میتونی برگردی سرکار. و این پیشنهاد خوبی بود. و باید راجع بهش تصمیم بگیرم و فکر کنم. چون از طرفی شرایطم طوریه که استقلال مالی ندارم و میتونم از اینجا شروع کنم. در کنارش یا تحصیلاتم ادامه بدم . یا در کنارش تحصیلاتم و ادامه ندم شروع کنم کد نویسی و طراحی وب سایت و اون کاری که واقعا بهش علاقه دارم رو انجام بدم.چون از وقتی با این قوانین و این مسیر فوق العاده و این استاد عزیز و دوست داشتنی آشنا شدم همه چیز مثل روز برام روشن شد و درهایی از نعمت که قبلا به روی خودم بسته بودم و باز کردم و اجازه دادم نعمت ها و خواسته ها و ایده های فوق العاده وارد زندگیم بشن.
3- اتفاقات خوب در راهن و روی باورهایی که کار کردم، تجسم هایی که کردم داره جواب میده ، مثل دو مورد بالا که به جرات میتونم بگم خودم رقم زدم این اتفاقاتو و این یک نشانه ی بسیار واضح و روشنه که همین دست فرمونو برم. ==>> این هم یک اتفاق خوب دیگر

-نعمت اله صادقی پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

سلام دوستان عزیزم امروز شنبه 13971113 یک روز عالی بود خدا رو سپاسگزارم اول صبح به محض بیدارشدنم تمرین فانوس دریایی ام را انجام دادم و با حس دلپذیر حاصل از خالق بودن نوشتم که به خاطر چه اعضای خانواده ام و تمام فامیل های دور و نزدیکم و تمام مشتریان فراوان عمده و تک فروشی ثروتمند و مهربان و آسان پسندم سپاسگزاری کردم بخاطر اینکه کار اداری دانستم بخاطر تمام کارمندان خوش اخلاقی که قرار بود باهاشون برخور د کنم سپاسگزاری کردم و سپس بخاطر مغازه ام و موتورسیکلت و خونه ام و ماشینم و اجناس باکیفیت مغازه ام و لباس و کت و شلوارهای شیکم و کفش های زیبام سپاسگزاری کردم و بعدش نوشتم که چه اتفاقات را در انتظار افتادنش هستم را نوشتم نوشتم که دوست دارم انسانهای خوب و شاد را ببینم نوشتم که دوست دارم امروز یک میلیون تومان درآمد داشته باشم نوشتم که دوست دارم که امروز آگاهی های بیشتری کسب کنم و سپس اهداف اصلی یکساله ام را نوشتم که خونه لوکس میخوام ماشین مزدا 3 میخوام و میخوام مغازه ام را از دوچرخه های بسیار باکیفیت پر کنم و تصمیم گرفتم که هر روز یک قدم کوچیک ولی متداوم برای هرکدومشون بردارم و امروز برای خونه سازیم یک مرحله از پروانه ساختمان را از طریق بنیاد مسکن انجام دادم و برای ماشینم هم هزززززززززار تومن کنار گذاشتم و برای دوچرخه های مغازه ام هم چند قلم از لوازم برای مونتاژ شان خریدم و این باور را داشتم که هرچند قدم ها کوچک هستند ولی قدرتی پشت آن حمایتگر است که فرمانروای کل جهان است و سپس تمرین چک جادویی که امروز به مبلغ 33 میلیون تومان رسیده بودم رفتم دیجی کالا و یک تبلت مایکروسافت به قیمت 26 تومن خریدم و برای خودم و دوتا پسرام کفش اسکیت خریدم و خیلی حسش عالی بود که وقتی میخواستم بخرمشون فیلتر جستجو را روی گرانترین می‌گذاشتم و بهترین کیفیت را انتخاب می کردم و سپس به سمت مغازه حرکت کردم با کلی شادی و احساس خوب مغازه ام را باز کردم و خلوتی مغازه را کلی باور سازی فراوانی و سپاسگزارری بخاطر نعمتهایی که دارم و درست کردن فایل صوتی باور های فراوانی با پس زمینه آهنگهای شاد عین سعید پورندی پرکردم و خیلی خوش گذشت خیلی خوش گذشت خیلی خوشحال بودم امروز با خراب شدن موتورم 40 تومن به تعمیرکار و فروشگاه لوازم یدکی موتور سیکلت کمک کردم تا از طریق من بعنوان دستی از دستان خدا بخشی از رزقشان را دریافت کنند و با پرداختن 200 تومن از اجاره این ماهم به صاحب ملکم کمک کردم که بخشی از نیازهایش را با این پول برطرف کند و برای خونه خرید کردم مواد غذایی که موجب رشد بچه هام و همسرم میشه، آره امروز روزی بود که همش احساس خدونه بودن داشتم خیلی‌ها الان یادم نمیاد ولی واقعا امروز من یک عنصر مفید برای این جهان بودم وبا کارهایم حرفهایم و اعمالم به چرخیدن چرخ گسترش و رشد جهان کمک کردم و از خانم مردای عزیز بخاطر این درخواست عالی شان سپاسگزارم که موجب شد بازهم به بهانه نوشتن تمرکز و توجه به اتفاقات خوب امروز داشته باشم

-سارا محمدی پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

سلام به دوستای همراهم اول بگم من تا حالا از خودم دیر باورتر ندیدم۴۵ روزه با قوانین آشنا شدم همسرم هم آشنا شد جالبه کاملا بدون هیچ اسراری هر دو تصمیم گرفتیم ۱ ماه فقط بتور کنیم با خودمون گفتیم سالها با شیوه های خودمون و با افکار و باورهای خودمون زندگی کردیم هیچ پیشرفتی نداشتیم بیایم فقط ۱ ماه حرفای استاد رو بی چون و چرا فقط گوش کنیم و سعی کنیم مقاومت ذهنی نداشته باشیم و ببینیم چی میشه در بدترین حالت به زندگی راکد خودمون ادامه میدیم برای پیشرفت نکردن که دیر نمیشه و در آخر پذیرفتیم اتفاقی که افتاد فقط ۳۵ روز گذشته بود که یه پیشنهاد خیلی خوب خرید خونه تو کرج رو گرفتیم مافقط یک چهارم پول خریداون خونه رو داشتیم با کلی ترس ولی با اتکا به قوانین گفتیم باشه فروشنده به شکل باور نکردنی ۵ میلیون به ما تخفیف داد و ما به آرزوی چندین سالمون رسیدیم در حالی که بیش از ۱ ساله این پول توحسابمون بود و ما ناامید بهش بودیم هر روز داشت ارزشش کمتر میشد ۱۰ روزه که ما صاحب خونه شدیم در حالی که فقط ۴۵ روز از ورودمون به این قوانین میگذره به خدا اگه اینو جز خودم کسی برام میگفت فقط مسخره اش میکردم به حدی که عجیب و شگفت انگیزه
حتی به تجربه ی خودم من فکر میکنم سرعت رسیدن به خواسته هامون هم دست خودمون هرچی باور قویی تر سرعت بیشتر از خدا میخوام همه ی آدما این قوانین رو بفهمن ودرک کنن خیلی حیفه استفاده نکنیم

-مریم خلیفه لو 5 ماه پیش
مدت عضویت: 186 روز

ازشنیدن و خواندن موفقبتهای شما دوستان عزیز خدارو شکر میکنم که جهان را جای بهتری برای زندگی کردن تبدیل کرده

-ندا کاظمی 5 ماه پیش
مدت عضویت: 668 روز

سلام دوست عزیزم .مبارک باشه چقد خوشال شدم ک قانون ب این زودی جواب داد .

-شکیبا کیانی فر پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

سلامی دوباره:)
دیروز بعد از مدتها برگشتم باشگاه و دوباره ثبت نام کردم ک کلی کالری سوزوندم:) راننده تاکسی باهام خیلی خوب رفتار کرد. بچه های باشگاه حسابی بهم توجه کردن و یه سری هی نگام میکردن و لبخند میزدن و اخرش دو نفر خودشون اومدن جلو و باهام دوست شدن (قبلا اصلا اینطور نبود)
شب قبلش داشتم تو همین صفحه کامنتای بچه ها رو میخوندم که یکی از بچه ها نوشته بودن همسرم برام قورمه سبزی پخته و با پیاز اعلا خوردم. اون لحظه هوس قورمه سبزی کردم و وقتی صبح رفتم تو اشپزخونه دیدم مامانم قورمه سبزی داره درست میکنه:))) و جالب اینجاست که خواهرم از قورمه سبزی خوشش نمیاد و بهش گفتم: من جذب کردم عزیزم ببخشید?
نشونه بعدی هم این بود که من قبل از رفتن به باشگاه داشتم دنبال برنامه ورزشیم میگشتم که یادم افتاد سه تا تک برگه و گمش کردم. کل اتاقم رو زیر و رو کردم و بین تمام کتابارو گشتم. یه لحظه حس بد داشت درونم شکل میگرفت که گفتم نه نباید حالمو بد کنم. خدایا خودت پیداش کن. بعدش نگرانی رو از درونم خالی کردم و بلند شدم و دست از گشتن برداشتم. رفتم کنار میزی که تو اتاقمه و یه جزوه رو برداشتم که بزارم رو یه سری کتاب که دیدم برنامم زیرشه، بغض کردم و گفتم خدایا شکرت. تو دلم عروسی بود و هی میگفتم نشونه نشونه نشونه

-حسین رحیمی پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

سلام دوستان مهربان
سپاس خدای عزیزم روز عالی داشتم تمرین عالی و متنوع داشتم .با بچهام پارک رفتیم کلی بازی کردم
اولین شبی هست که تا ساعت نزدیک به 2شب دارم درسایت استاد به آگاهی هام و درکم از زندگی میافزایم
سپاس خداجونم

-الهام مسکرانیان پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

سلام به دوستان خوبم
امروز یه اتفاق جالبی برام پیش اومد که ازش درس گرفتم امروز که میخواستم برم آرایشگاه دخترم رو هم با خودم بردم چهار سالش هست مثل همیشه موقع رفتن به هر جایی دنبال این هست که چی بپو‌شه یا گل سر چی بزنه لباسش رو که پوشید و آماده شد که بره کفشش رو بپوشه دیدیم یه زنبیل یا سبدقرمز خرید داره بچه گونه( مثل همون سبدهای قرمز خرید که قدیما میزاشتن تو صف و برای خرید میبردن خانمها)گرفته دستش که با اون بیاد من و همسرم هم همش می‌گفتیم این خیلی زشته اینو نیاری ها خلاصه هی از ما گفتن و از اون حرف خودش رو زدن بقدری محکم رو تصمیمش واستاد که ما کوتاه اومدیم حتی یه لحظه هم به همسرم گفتم ولش کنیم حالا به خاطر حرف مردم داریم بهش زور میگیم جالب بود رفتیم وارد سالن که شدیم شلوغ بود همه تا دیدن سبد خریدش و گفتن وای چه جالب چقدر قشنگه چقدر نوستالوژی خلاصه همه یاد خاطرات و گذشته افتاده بودن دخترم هم حسابی ذوق می‌کرد موقع برگشتن هم بهم گفت دیدی مامان همه دوست داشتن سبدم رو بعد تو میگفتی این رو نیار زشته هم از حرفش خنده‌ام گرفته بود از یه طرفی هم دیدم به خاطر حرف مردم چه حرف زوری رو داشتم بهش میگفتم( شرک) خلاصه این هم یه اتفاق خوب بود و یه درس بزرگ هم برای من داشت
?????
در پناه خدا شاد و ثروتمند باشیم
????

-aida najafi 5 ماه پیش
مدت عضویت: 1040 روز

عزیز دللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللم خخخخخخ
چه با مزه س نی نی شما :)

-مارکوپولوی پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

یک نمونه بارز از فراوانی ها:
یادمه، تو همین قسمت عقل کل یک تمرین واسه قوی کردن باور “فراوانی ” خواندم. و از همون موقع به خودم برای اینکه این باورم “””فراوانی””” قوی تر بشه منم اینکارو کردم.

اون کار اینه:
امروز، پنج شنبه
حوالی عصر بازار رفتم، توی یک دقیقه زمان گرفتم و هر چی که وسیله نقلیه رد میشد را میشماردم 46 تا ماشین گذر کرد کمترینش پراید بود و ده تا ماشین خارجی مثل سانتافه، لندکروز (ذوق)، پورش، شورلت کامارو، فورد موستانگ، اپتیما، النترا … هم گذر کرد.
خب بذار قیمت کمترین ماشین را در نظر بگیریم، پراید چنده الان ؟؟؟ بذار فکر کنم!
46* 40000000 چهل میلیون تومان! = میشه 1840000000 یک میلیارد و هشتصد و چهل میلیون تومان
به همین راحتی فراوانیی داره دادددد میزنه.
اونم تو یک دقیقه فقط
تازه ماشین های پارک شده و موتورها را هیچ کدوم حساب نکردم.
یک چیز دیگه اونم تو شهری که فقط 200000 نفر جمعیت داره ( البته با روستاهاش) و این شهر بیش ترین تعداد روستاهای ایران را داره. خود شهر میتونم بگم 60-70 هزار جمعیت داره.
اگر هم واستون سوال شده فورد موستانگ، شورلت تو این لیست چکار میکنه!
خب من خوزستان ( منطقه آزاد – ماشین های پلاک اروند ) زندگی میکنم.

خدایا شکرتتت واسه این همه فراوانیی …… شکرت

یک اتفاق خوب دیگه هم بگم، امروز ظهری داشتم به دوستم و خانمش که وقتی تهران زندگی میکردم و یک بازه ی سه ماهه همکار هم بودیم، توجه میکردم.
چه اتفاقی افتاد؟!

دقیقا!
وقتی بعدازظهر حال و هوام خیلی خوب و خوب بود، باورتون میشه تو تلگرامم بهم پیام دادMOHAMADDDDDDDDDDDD!!!!
منم تو همون خیابون یک جیغ پسرانه واووووووو ( خنده )

خدایا شکرتتتتت

-طیبه مرادی 6 ماه پیش
مدت عضویت: 812 روز

چه مثال جالب و زیبای از فراوانی زدید.

جیغ پسرانه تا حالا ندیدم ??(شوخی )

سبکتون جالبه دوست خوزستانی من الهی همیشه غرق در شادی وثروت ارامش باشید .من جنوب و دوست دارم هنوز نیومدم اما جذبش میکنم که جنوب کشورمو برم ببینم .
????

-شکیبا کیانی فر پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

سلام بر دوستان همفرکانسیم
آقا احساسات خوب داره کار دستم میده??
ساعت یک صبح هستش. امروز انقد حالم خوب بود و اتفاقات خوب افتااد که همینجوری انرژیم و احساس خوب انباشته شد
تو هال نشسته بودیم، مث دیوونه ها یهو میزدم زیر خنده دست خودم نبود?مامانم گفت کار دست خودت ندی با احساس خوب!
ساعت ۱۲ شد و اومدیم بخوابیم
دیدم نه نمیتونم
این همه احساس خوبو کجا بریزم
هدفونمو برداشتم اهنگ بندری گذاشتم یک ساعت تو اتاقم رقصیدم. ینی انقد رقصیدم یهو رگ گردنمو از جو گرفت?بعدهمینجوری خشک نشستم رو زمین گفتم خب احساسات خوبمو ریختم بیرون
دارم میرم بخوابم. شب همگی عاللییییی

-مریم خلیفه لو 5 ماه پیش
مدت عضویت: 186 روز

همیشه شاد باشی عزیزم

-شکیبا کیانی فر پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

سلام براعضای خانوادم
۱۰ دی ماه ۱۳۹۷
ساعت ۲۳:۰۴ دقیقه
اشکام بند نمیاد واقعا، تو هر کدوم از کامنتای شما خدا رو میبینم. واقعا ذوق میکنم و دلم پر از عشق میشه..چقدر عاشق تک تکونم:) به نوشتن کامنتاتون ادامه بدید. امیدوارم هر روزمون پر از نعمت بشه

-ساحل شیخ حسینی پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

سلااام و وقت بخیر
خوندن کامت های شما عزیزان یه ذوق عجیبی در من بوجود میاره،‌موقع خوندنشون دنبال اتفاقات اینجوری توی زندگی خودم میگردم
خدا یا شکرت که الان دو روزه بعد از چند وقت پا روی ترسم گذاشتم و خودم تنها با ماشین میرم کلاس و احساس آزادی میکنم
خدایا شکر ت که امروز خیلی اتفاقی یه مانتو زیبا خریدم
خدایا شکرت به خاطر دوست خوبی که دارم
خدایا شکرت به خاطر ثروت پدر و مادرم
خدایا شکرت به خاطر پدر دست و دلبازم
خدایا شکرت به خاطر مامان مهربانم
خدایا شکرت به خاطر فروش محصولم
خدایا شکرت به خاطر اینهمه فراوانی و مغازه های زیادی که پر از مشتری هستن
خدایا شکرت که مسافرتی که دلم میخواست برم رو فراهم کردی
خدایا شکرت که سایت کوچسرفینگ رو شناختم و ثبت نام کردم توش
خدایا هزاران بار شکرت به خاطر زندگی خوب و فوق العاده ام
راستی یه چیزی امروز شنیدم که دوست دارم براتون تعریف کنم
پدربزرگم میگفت که یکی از همکاراشون رو بنا به دلایلی چندین سال پیش از اداره شون اخراج میکنن اون آقا هم با پولی که داشته میره توی یکی از روستا های اطراف و البته گرمسیر یه زمین میخره که گاوداری راه بندازه ، خوب اولین قدم این بوده که چاه بکنن ،
چاهی که میزنن آرتزین میشه(فروانی) و اون آقا علاوه بر گاوداری شروع به کشاورزی هم میکنن و بعد از چند سال اینقدر ثروتمند میشه که خوب به گوش همه می رسه که فلانی که اخراج شده بوده حالا الان کجاست و کی فکرش رو میکرده و….
خیلی حس خوبی به آدم میدن اینجور آدمهایی که شرایط به ظاهر بد رو به بهترین اتفاق زندگی شون تبدیل میکنن
شاد ،موفق و سربلند باشید…

-سمیه حجتی پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

سلام به خانواده مهربانم
خدایا شکر که امروز خواهرم زنگ زد گفت بیا خونمون پیتزا درست کنیم.
خدایا شکر که امروز برای نهار کباب پلو خوردم.
خدایا شکر که امروز در ورزشگاه روابط دوستانم با من خوب بود، روابطی سرشار از احترام ومحبت.

-مارکوپولوی پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

سلام بر مومنان و مومنین!
میخوام الان 4 تا مثال واقعی بزنم که از ظهر تا الان جذب کردم!
اگر قبلا تا قبل از 4 تا مثال که برام اتفاق بیافته باور اینکه من 100% خالق شرایط زندگی خودم هستم اون موقع شاید 99% بود اما با این 4 تا مثال به نقطه ی جوش رسید! .

دیشب یک ساعت قبل از اینکه بخوابم داشتم فیلم The King speech را میدیدم، یک داستان واقعی که پادشاه انگلستان جورج شیشم، لکنت زبان داشته و داستان اینکه چطور فائق میاد به بزرگترین مشکلش …
پادشاه خیلی لکنت داشت و من هم خیلی بهش توجه کردم، امروز ظهر وقتی نهارم را خوردم به هیچی فکر نمیکردم دلم خواست برم دم در، درو باز کردم همسایه روبه رومون اونم دم در بود، ” گفتم سلامم مهدی
خلاصه اومد پیشم خیلی وقت بود همدیگرو ندیده بودیم .. کلی با هم صحبت کردیم، یک جا STOP کردم چشاممم باز شده بود، یاد فیلم افتادم فقط فیلم نه کاراکتر اصلیش، یک دفعه ذهنم گفت جورج لکنت داشت= مهدی؟؟ اونم لکنت داشت و دقیقا مثل جورج پنجم در ابتدا خیلی گیر داشت تا میخواست یک کلمه یا یک جمله را بگه. خداییییی من

من بودم این اتفاق را جذب کردم
وگرنه نه من مهدی دیده بودم حداقل تا 6 ماه قبلش نه جورجی!
خدای من شکرت

اتفاق دوم وسوم;
دیشب یک ساعت و امروز صبح 2 ساعتی را داشتم در مورد همسر ایده الم مینوشتم حرف میزدم تجسم میکردم، خییلی احساس خوبی داشتم. تو اون بین که ویژگی ها را نوشته بودم، یک دفعه یاد یکی از دوستان تازه ام افتادم که دیدم این خانم یک سری از این ویژگی هایی که نوشته بودم را داشت. ولی خب سریع توجه ام را برگردوندم روی بقیه ویژگی ها
دقیقا ساعت 3 بود دو ساعت بعد از دیدار با مهدی و جذب اول
یکی از دوستانم اومد دم در تا دریم کچرش را بده تعمیرش کنم، یک دفعه بهم گفت جات خالی یزد خیلی خوش گذشت منیره جان داشت همش تعریف تو را میداد.
اون لحظه خندیدم
وای خدای من
اومدم داخل نشستم داشتم به یکی مسخره ترین چیزهایی که شنیدم میخندیدم، بعد یک دفعه بهم گفت، تو خودت بودی که حتی اون کلمه را جذبش کردی دقیقا وقتی که داشتم ویژگی های همسرم را مرور میکردم.
منیره همونیه که توجه ام چند ثانیه ای بهش توجه کرده بودم.
شکرت خدا جون

اتفاق سوم
همون دوستم وقتی دریم کچرش را درست کردم بهش گفتم اماده است بیا ببرش، گفت محمد لطفا برام عکسشو بفرست، وقتی براش عکس تعمیر شده اش را فرستادم، میدونید چی نوشت؟
نوشت ” درود بر تو “””
گفتم، اوهوو!! این بشر هیچ وقت از این کلمه استفاده نمیکرد حداقل با من.
بعد دوباره ذهنم رفت سر همین ” درود بر تویی ” که امروز صبح داشتم قسمت هایی از راهکارهای برای مسائل شما، میخواندم، زیر یکی از نظراتم دقیقا همین را نوشتم همون لحظه هم برای خودم تعجب آور بود!
خدایااا باززز شکرتتتت

اتفاق چهارم که مربوط به باورهای جدیدی در مورد کسب و کارم دو روزه ظبط کردم یک سری از باورهای خیلی قوی و عالی.
هنسفری تو گوشم بود یکی از اون باورهای ظبط شده، ” خاد خودش برام کارمو تبلیغ میکنه ” میدونید چی شد! وقتی که داشتم یک دریم کچر درست میکردم ( و الانم نصفه گذاشتم به خاطر اینکه اول بیام و اتفاقاتی که امروز تا به الان برام رخ داده را با شما عزیزان دل به اشتراک بذارم.) فامیلمون بهم زنگ زد و قیمت کارام را پرسید من هنوز متوجه نشده بودم تا اینکه بعدش بهش گفتم چرا؟
گفت میخوایم برات تبلیغ کنیم و توی گروه های آرایشگری ( زنانه ) برات بزنیم. /

اون لحظه گریه ام گرفت ..
نمیدونم چی بگم
اصن چقدر به قانون ایمان دارید ..

ولی امروز خداجونم حسابی بهم نشون داد، آره آره عزیزم
این خود خود خودتی که 100% تک تک لحظات زندگیت را رقم میزنی، اونم با افکارت با باورهای غالب و توجه ات اینو امروز ( خیلی بیشتر ) و روزهای قبل و قبل بیشتر درک کردم درکی که به ایمان بیشتر و در نهایت آرامش بیشتر، منجر شد.
و چه خوبه که توجه ات به هر شکلی که میخواد باشه را به سمت باورهات ببری و هماهنگ کنی اینجور دقیقا، باورهات قوی تر میشه و کیفیت زندگیت بالا و بالاتر میره.

خیلی دوستون دارم.
امیداوارم همیشه شاد و لبتون خندون باشه.

-پوریا محمدی 5 ماه پیش
مدت عضویت: 220 روز

درود بر شما
بیان تون عالی بود لذت بردیم.
اینکه خودمون تو تک تک لحظات زندگی،بزرگترین و کوچکترین موارد زندگیم رو رقم میزنیم اوج مسئولیت پذیری و ناب ترین باور توحیدی محسوب میشه.
سپاس.

-شکیبا کیانی فر پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

سلامی گرم که در هوای سرد این روزهایمان بچسبد
۱۰ بهمن ماه ۱۳۹۷
طبق معمول امروز چهارشنبه بود و ساعت دو و نیم کلاس آیلتس داشتم و آماده شدم و با حال خوب رفتم کلاس. وقتی رسیدم و نشستم تو کلاس احساس خشکی زیادی تو گلوم احساس کردم و واقعا بدنم به آب نیاز داشت. ولی بعد از این همه تمرین واسه درخواست کردن بازم داشتم با خودم کلنجار میرفتم و گفتم نه زشته خجالت میکشم پاشم برم به خانوم ملکی (معلم و مدیر خیلی جدی ولی مهربون آموزشگاه) بگم بهم آب بده، همین فکر کردنش هم باعث شد لپام حسابی گل بندازه و میتونستم صدای قلبم رو هم بشنوم. خلاصه منصرف شدم، یه دقیقه گذشت و صدای خواهرم عادله جان از کلاس کنار من اومد که گفت : Hi class!! (خواهرم تو اون اموزشگاه تدریس میکنن)
با خودم گفتم وای الان معلم منم میاد! پس آب چی؟ من چی؟ نیاز بدنم چی؟ قانون درخواست چی؟ همینطوری با خودم کلنجار میرفتم که یهو همه صداهای تو مغزم به هم پیچیدن و یهو با صدای نسبتا بلند من(که فقط خودم میتونستم بشنوم) صداهای مغزم رو خفه کردم. گفتم: شکیبا چته؟ یه لیوان آبه آب، تو که انقد رو خودت کار کردی و کلی باور غلطتتو پاک کردی، حالا بخاطر یه لیوان آب لپات گل انداخته؟ تا اینکه صدای استاد تو مغزم پیچید و گفت: ببین پاشنه آشیلت (به قول یکی از دوستان: آشنه پاشیلت) چیه؟ بخاطر چی خجالت میکشی؟ صورتت قرمز میشه؟ مثلا برو وسط میدون ولیعصر واستا بپرس میدون ولیعصر کجاست.
گفتم به به شکیباااا عجب (آشنه پاشیلی) داشتی و خبر نداشتی?فک میکردی حل شده خجالت کشیدن از درخواست…
یا علی گفتم و پاشدم و رفتم دم در دفتر: نفس عمیق کشیدم و در زدم گفتم خانوم ملکی؟ میتونم ازتون درخواست کنم یه لیوان آب به من بدید؟
یکمی اخم کرد و گفت: عه شکیبا؟ این چه حرفیه عزیزدلم، بیا تو.
گفتم : بیام تو؟
گفت اره بیا تو، تو یخچال اب خنک هست بردار
منو داری!!! موهام ریخت. گفتم بخاطر همین انقد هی قرمز شدی؟
خلاصه اب خوردم و کلاس به خوبیییی برگزار شد و هرچی پرسید جواب دادم
تازه ساعت ۴ بعد از ظهره?امیدوارم تا اخر شب کلی اتفاق خوب دیگه برام بیوفته که بیام و بنویسم
خدایا شکرت، تنها معشوق منی?

-پوریا محمدی 5 ماه پیش
مدت عضویت: 220 روز

سلام
این نمونه زیبا بود برای اینکه چقدر راحت و درست میشه از نجواهای شیطانی به بهترین باورها (از طریق فرو ریختن ترس ها با حمله بهشون)رسید.
آموزنده بود؛سپاس.

-بهنام جان 5 ماه پیش
مدت عضویت: 1040 روز

سلام دوست عزیزم،کامنتت واقعا عالی بود،از ممنونم???
تجربه ی غلبه بر ترس ها واقعا لذت بخشه،بهت تبریک میگم.
به کلمه ی (آشنه پاشیل )هم کلی خندیدم.??ممنون??

-نعمت اله صادقی پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

سلام امروز من روزی پر برکت داشتم امروز روزی بود بارانی، بارانی لطف، وزیر باران در مسیر کارم خیسم میشدم و میگفتم مگه میشه قطرات باران را شمرد نمی‌شود و ثروت نعمت الهی نیز به همین شکل است و آنقدر بی نهایت در حال بارش به سمت ماست و خدا را سپاسگزارم که ایگگونه آگاهم کرد امروز خیلی احساسم خوب بود حتی یکی از مشتریانم بی دلیل اومد تو مغازه و ازمن تشکر کرد که در این مکان در این محل اومدم و مغازه ام را دایر کردم و بهم گفت که به شغل من در این محل نیاز داشتند و باور کنید دیروز به خودم این باور را میگفتم که انسانهای زیادی به شغل من نیاز دارند و من به آنها خدمت میکنم و امروز اون آقا آمد و از طرف خدا مهر تایید بر باور من زد امروز کلی خیرو نیکی انجام دادم، قبض برق را با هزاران سپازاری از خدا و کارکنان اداره برق که دستی از دستان خدا شدند و برق من را تامین کردند آنقدر خوبند که من اول استفاده کردم و بعد پول اش را پرداختم و در واقع. من به اداره برق کمک کردم تا در پرداخت حقوق کارکنانش از طریق من بعنوان دستی از دستان خدا، یاری پروردگارشان را دریافت کنند، یه اتفاق خوب دیگه که امروز یخچالمون تو خونه خراب شد و موجب شد تا من کانالی بشوم برای رزق و روزی تعمیرکار یخچال و اومد و یخچال من را درست کرد و من هم نقد پولش را پرداخت کردم و باعث خوشحالی او و خانواده اش شدم و چقدر لذت‌بخشه که او وقتی از من پول گرفت گفت خدایا شکرت!!!
خدا را سپاسگزار میشوم چون امروز مجبور شدم غذای بیرون بخورم که چند خانم در روبروی مغازه ام بصورت تیمی در پخت غذای خانگی فعالیت دارند و من سبب شدم که بعنوان دستی از دستان خداوند از آنها غذا بخرم و سهمی در رساندن رزق آنها داشته باشم امروز خیلی حالم خوب بود و در آرامش کامل بودم و واقعا احساس جانشین بودن کردم!!!!

-سمیرا🌸 5 ماه پیش
مدت عضویت: 259 روز

سلام دوست خوبم..
خیلی لذت بردم از خوندن کامنتتون عالی بود?
واقعا از توجه مثبتتون رو اتفاقات زندگیتون درس گرفتم که منم چطوری مثبت نگاه کنم و تحسینتون میکنم???
در خدا شادو پیروز باشید.?

-فروغ پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

سلام به همه گل های سرسبد عالم که اینجا جمع شدن وسلام به استاد عزیزمون
من چند لحظه پیش از پیاده روی برگشتم خونه.
جای همه تون خالی
بعد از دوماه هوای خشک امشب یه بارون حسابی اومد و من زیر هوای خیس شده از بارون رفتم پیاده روی…

با خودم گفتم وقتی حال دلت خوبه، وقتی تنت سالمه و از همه مهم تر وقتی به منبع خیر و نیکی متصل هستی، دیگه فرقی نمیکنه توکوچه پس کوچه های پایین شهر قدم بزنی یا تو شانزه لیزه پاریس و یا خیابانهای شیک نیویورک و لندن.
مهم اینه که بخاطر استشمام هوای ناب بعد از بارون و داشتن پاهای سالم و دل خوش، سرشار از سپاسگزاری هستی که انگار تو بهشتی…
استاد خوبم
ممنونم ازت
ممنونم که منو با خدا و با خودم آشتی دادی
ممنونم که چشمم رو به زیبایی های عالم روشن نمودی
و دستی شدی از دستان قدرتمند خداوند تا قلبم
سرشار از سپاسگزاری باشد.

دوستان خوبم
من یه تمرینی رو شروع کردم گفتم به شما هم بگم
هروقت میرم پیاده روی تجسم میکنم و با خودم زمزمه میکنم دارم تو بهترین شهرهای دنیا قدم میزنم…
و دیگه مثل قبل نیستم که از شلوغی و بهم ریختگی خیابونای شهرمون شکایت کنم یا غر بزنم.
و خدا رو شکر پر از احساس خووووبم.
براتون بهترین ها رو آرزو میکنم.

-پريسا كريمي پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

ب نام خدا

خدایا شکرت ک من امروز یالم و سرحالم

خدایا شکرت ک امروز هم خانوادم سالم و خوشحالند

خدابا شکرت ک امروز مقدار پولی ک لازم داشتم رو دریافت کردم?

خدایا ب خاطر هوای فوق العاده ی امروز سپاس گزار و مچکرم?

خدایا شکرت ب خاطر پدر فوق العاده مهربون و عالی ک دارم?

خدایا بابت درختان زیبا شکرت?

خدایا بابت فراوانی ماشین ها شکرت??

خدایا بابت تک تک نعماتت شکرت???

-شیرین اله دینی پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

سلام دوست عزیز
خدایا شکرت بخاطر بارون زیبایی که میباره
خدایا شکرت بخاطر حساب بانکیم و پولی که تو حسابم دارم
خدایا شکرت بخاطر ماشینهای خارجی که هر روز بیشتر و بیشتر تو خیابون میبینم و جهان پر از پول و فراوانیه
خدایا شکرت بخاطر لباسهای فوق العاده ای که خریدم و همسرم با حوصله برای خرید من ارزش قائل بود و پولش رو با دست و دلبازی پرداخت کرد معجزه کردی خدایا
خدایا شکرت که همسرم بهم پیشنهاد خرید داد ایم معجزه کردی
همه ادمها باهام خیلی مهربون رفتار میکنن که اشک شوقو به چشمام اوردن انگار خود خدا اومده بودی دستمو گرفته بودی عاشقتم خدا جونم
هرجا تا میرسیدم چراغ برام سبز بود خدایا شکرت
رابطه ام با بقیه خیلی خوب شده اینم معجزه است خداجونم مرسی
در پناه الله یکتا شاد سالم ثروتمند و سعادتمند در دنیا و اخرت باشید

-شکیبا کیانی فر پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

سلام به تمامی اعضای خانواده ام?
امروز ۹ آبان ماه ۱۳۷۹
بالاخره امروز شادی درونم رو نشون دادم! چندین سال افسردگی رو کنار گذاشتم. امروز یکی از لذت بخش ترین روزهای زندگیم بود. شاید خیلی اتفاق روزمره و ساده ای به نظر بیاد ولی برای من یک تغییر اساسی محسوب میشه. من رابطه خوبی با خواهرم نداشتم و تقریبا هر دو روز یک بار جر و بحث داشتیم و بیشتر روزها رو قهر بودیم . بیشتر تقصیر من بود چون به شدت پرخاشگر شده بودم. چند ساله که با استاد اشنا شدم و رابطه منو خواهرم صدوهشتاد درجه تغییر کرده. امروز با هم کلی ترشی البالو خوردیم و بعدش من یه هسته البالو به طرفش پرتاب کردم و اونم یکی پس داد. همین باعث شد حمله‌ی هسته ای شروع بشه و کلی با هم بازی کردیم و خندیدیم، بعدش کلی با بالش همو زدیم و از خنده رو زمین ولو شدیم و بعد از کلی نفس عمیق کشیدن خواهرم گفت: اولین باره اینطوری بازی میکنیم. اخرین باری که اینطوری خندیدیم دوران بچگیمون بود!
اونجا بود که فهمیدم چقدر درونم داره لطیفتر میشه هر روز. اونقدر درونم عشق به وجود میاد که دوست دارم هی اعضای خانوادمو بغل کنم و سر تا پاشونو ببوسم. وقتی تو کانال نوشته‌ی خانوم شایسته رو خوندم که میگفتن: خدا خودش رو به شکل همه چیز در میاره تا به ما عشق بورزه، به شکل خواهرم، به شکل مادرم و… حالا با یه دید متفاوت به اطرافم نگاه میکنم و خیلی بیشتر از همه چیز دارم لذت میبرم. دیگه سردرد نمیکنم. روزی یه بار سردرد شدید داشتم. دیگه سرما نمیخورمممم منی که هر روز از زمستون داشتم دماغ بالا میکشیدم? لب به قرص نمیزنم. خدایاااا چجوری ازت تشکر کنم. استاااد چجوری تشکر کنم ازتون. لبخند از رو لبام نمیره کنار. تمام سعیمو دارم میکنم که به مشکلاتم هم با لبخند پاسخ بدم
برای همه ارزوی خوشبختی میکنم مخصوصا استااااد قشنگممم. امیدوارم هر روز ثروتمندتر، سلامت تر، شادتر و ابراهیم گونه تر از دیروز باشیدددد

-طیبه مرادی 6 ماه پیش
مدت عضویت: 812 روز

شکیبا جان
خوندن اتفاقات خوبت حال منم عالی کرد .عالییییی بود دختر برات هرلحظه وهر ثانیه اتفاقات عالی حس های عالی و روابط عاشقانه تر و زیبا وصلح و خنده های از ته دل آرزو دارم بیشتر و بیشتر .

خیلی جمله تو که گفتی خدا از همه طریق بهت عشق میورزه.خواهرت مادرت …..همه چیز خداست وقتی دقت بیشتری میکنیم .

در پناه عشق ابدی باشید .

-حسین رحیمی پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

سلام دوستان مهربان
سپاس خدای مهربان امروز روز خوبی برام رقم خورد امروز صبح با انرژی مثل همیشه با سپاس گزاری شروع کردم
امروز تمرین عالی انجام دادم
از بازی ایران ژاپن درس خوبی گرفتم ( که بعد از هر اشتباهی فورا حالمو خوب کنم و تلاش برای جبران کار کنم
خداروشکر مهمون مهربونی داشتیم

-پريسا كريمي پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

ب نام خدا

امروز روزی فوق العاده و شگفت انگیز است،خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت

امروز همه چیز بر وقف مراد من است،خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت

امروز هوا بسیار عالی و خوب است،خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت

امروز معجزه پس از معجزه رخ میدهد و عجایب لحظه ای باز نمی ایستد،خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت

من امروز سالم و سرحالم،خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت

خدایا بابت تک تک این نعمت ها شکرت??♥️

-حسین رحیمی پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

سلام دوستان گل
خدای من سپاس که امروز با احساس خوب آماده شدم و با جملات عالی با حس خوب تکرار کردم و با گوش دادن فایل استاد به محل کارم رسیدم
خدای من سپاس صبحانه عالی با همکارای خوبم خوردیم . خداشکر کارهام بخوبی انجام دادم با حس خوب
و چند فایل عالی تصویری استاد نگاه کردم
خدای من سپاس ایده عالی که داشتم برای خودم پرورشش دادم
و خدای من شکرت از محل کارم اومدم کلی حس حال خوبی داشتم
یک تمرین توپ عالی درباشگاه داشتم خیلی برام چسپید
برای اولین بار تمرین نون تمشی کردم برای اولین بار خوب بود و شام نونی که با دست خودم درست کرده بودم خوردم
الهی شکرت خدای من از اتفاقات خوب عالی
من هر روز از هر جهت بهتر میشوم

-محسن روزبه پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

سلام
امروز خیلی خوب بود و آ گاهی های جدیدی و درک خیلی بهتری از قانون رو فهمیدم.در مورد رز و نعمت خداوند میخوندم.که خداوند فرموده که اگر تمام جنگل ها قلم شوند و همه دریاها مرکب،نمیتونین نعمتهایی رو که بهتون دادم بشمارید ،همون موقع به خودم گفتم نگاه کن تو فقط درآمد داشتن و پول رو رزق میدونی ،ولی همین الان که زنده ای و داری نفس میکشی ،همین و فقط همین نعمت چه بزرگه و خدا روشکر کردم بخاطر تمامی نعمتهایش که به من داده ،خدا شکرت به خاطر نعمت هایی که تو به من داده ای و من از وجود آ نها بیخبرم .سلامتی ام ،و……

-شکیبا کیانی فر پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

امروز هوای گیلان خیلی خوب بود
وقتی بیدار شدم یه نفس عمیق کشیدم و پتو رو دور خودم پیچیدم و گفتم خدایاااا شکرت عجب روز قشنگی بشه امروز
امروز کلی اتفاق خوب افتاد نمیدونم از کدومش بگم
وقتی بیدار شدم اول سایت رو چک کردم و چنتا از کامنت بچه ها رو خوندم بعدش رفتم تلگرام و یه سری عکس قشنگ دیدم و یکیش عکس یه میز قشنگ بود که روش غذا چیده شده بود، قیمه و برنج و سبزی خوردن و…
بعدش مث بمب صدا داددددد ما واسه ناهار قیمه داشتیم با سبزی خوردن تازه، جای همتون خالی بود، ترکوندم، خدایا شکرتتتت بابت قیمه و برنج خوشمزه ای که خوردم امروز
چندین ساعت بعدش خواهر عزیزم از بیرون برگشت و من تو فکر این بودم که چند روز دیگه تولدشه و من هنوز پولی جمع نکردم که چیزی براش بخرم. آقاااا امروز پول جور شد و هدیه هاشو آنلاین سفارش دادم. امیدوارم این کامنتو نخونه وگرنه سورپرایز نمیشه.
خدایا شکرت. وقتی گفتم خدایاااا امروز بهم پول برسون برم کادو بخرما داره دیر میشه قربونت بشم.به دو ساعت نکشید…
خدایا شکرتتتتت شکرت شکرت شکرت عاشقتم

-طیبه مرادی 6 ماه پیش
مدت عضویت: 812 روز

شکیبا جان سلام
من عاشق شمالم با اون همه سرسبزی وجنگل .من هنوز سفر به شمال کشور و تجربه نکردم اما میخوام شمال کشور وبه مدت چند سال تجربه کنم تو هدفها خواسته‌هام روزهای طلایی تجسم کردم و بهترین خونه رو تو اونجا خریدم و میدونم و ایمان دارم از خدا خواستم یه مدت تو شمال کشور ساکن باشم واز این بهشت زیبا لذت ببرم و کارهای زیادی انجام بدم .

لذت بردم ازکامنتت عزیزم .روزگارت پر اتفاقات عالی باد.

در پناه امن خدا باشید .

-سمیه حجتی پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

سلام عزیزانم
امروز صبح رفته بودم ورزشگاه و روابطم با دوستانم عالی بود.

-مجید مهرابی پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

من ی مدتی بودتی بود دنبال دستگاه ام پی تری میگشتم و خیلی ام برام مهم بود که دستگاه با کیفیت باشه کلی گشتم و اما اون چیزی که میخواستم پیدا نکردم اگرم پیدا میکردم اون چیزی نبود دنبالش بودم یا خیلی گرون بودن یا اگرم ارزون بودن اون کیفیت لازم رو نداشتن بعدش از خدا خواستم خداجونم من و هدایت کن به سمت یک دستگاه با کیفیت و با قیمت مناسب ی روزی صبح مستقیم رفتم ی مغازه وسایل الکتریکی دقیقا همون دستگاه که کلی پولش بود و نصف قیمت پیدا کردم من اولش فک کردم شاید قلابی باشی اما خوب نگاه کردم دیدم اصله اصله.به فروشنده گفتم این دستگاه قیمتش این نیست گفت میدونم اما این از یک سال قبل مغازه بوده برای همون قیمت قدیمه.خدارو هزاران بار شکر کردم که انقد دقیق همه امور رو مدیریت میکنه.از شما دوست عزیز سپاسگزارم برای این ایده زیباتون.خدایا شکرت

-محسن رایان پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

سلام
وقت دوستان عزیز بخیر
بنده سرپرست کارگاه ساختمانی بودم که قرار بود تا شهریور امثال تموم بشه.
بنا به دلایلی(از طرف کار فرما و شرکتمون)کارطولانی شد و الان داره تموم میشه.
طی انجام این کار پیشنهاد های به ظاهر خوبی داشتم برای کار کردن ولی چون اینجا بودم اونا رو از دست دادم.یک روز ناراحت بودم بعد از دست دادن فرصت شغلی جدید و خوب اما از روز بعدش یادم رفت و میگفتم روزی من قراره از یک جای بهتر و بیشتر برسه بهم..
چند روز پیش متوجه یک کار عمرانی توی شهرم شدم و باعث شد برم و خودم(جدا از شرکتهای خصوصی) استعلام قیمت دادم و خیلی حال خوبی دارم که اگر خدا بخواد انجام بشه برای خودم کار رو شروع میکنم و برای مردم کار نمیکنم.
الان هم منتظر خبرم که برنده این پروژه میشم یا نه…
اگر برنده هم نشم بازم باید شاکر خدا باشم و بگم مگه همین یک جا بود که میتونه محل بدست آوردن رزق و موقعیت هست؟؟
نیست
پس حرکت میکنم برای رسیدن…
حالم خوبه و ممنون

-احمدی 6 ماه پیش
مدت عضویت: 1596 روز

سلام دوست من
من از این باور نتایج خیلی خوبی گرفتم.این جملات رو پیش خودتون تکرار کنید بنویسید تا باورش کنید تا اعتماد بنفستون بره بالا.پیمانکاری پروژه های ساختمانی وعمرانی برای من فراوان است ومن از این پروژه ها درآمد عالی کسب میکنم.من چند سالی رییس کارگاه بودم.ولی گفتم تا کی برای دیگران کار کنم؟ فقط کمبود اعتماد بنفس باعث میشه این فکر به ذهنت بیاد که من توان مدیریت پروژه رو ندارم.بهم کار نمیدن.کار کمه…این باورهای محدود کننده رو بزار کنار جملات تاکیدی قوی تمرین کن .الگو پیدا کن.از کارهای کوچک شروع کن تا پروژه های میلیاردی…باید مراحل تکامل طی بشه.صدرصد موفق میشی چشمتو باز میکنی میبینی چندتا کار بزرگ داری.

-محمدامین مومیوند پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

سلام.
دیشب زود خوابیدم و تونستم امروز سحرخیز باشم و کلی کارای عالی انجام دادم از جمله چندتا ترک تز استاد گوش دادم + عبارات تاکیدی و سپاس گذاری برای روز جدیدم!
یقینا از این به بعد هم همین روند رو دارم.
3>

-سمانه ام پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

سلام …. یه روزی خواهرم اومد و دید دارم تو دفترم مینویسم ….. گفت وا این همه نوشتی سمانه …… چی مینویسی ؟ گفتم عبارات تاکیدی رو بارها و بارها مینوسیم و شکر گذاری میکنم …….گفت اییییین همه شکرگزاری ؟ گفتم بابا یارو به خاطر یه پرتقالی هم که خورده خدا رو شکر میکنه ( تو همین صفحه دیدیم که یکی نوشته بود خدایا شکرت به خاطر پرتقالی که خوردم ) ……. من از این حرفش خیلی راضی بودم … خیلی لذت بردم ……. دیدم چه قدر نگاه ریز بینانه ای داره که حتی به خاطر یه پرتقال خدا رو شکر میکنه …….آفرین بهش ……..آبجیم گفت خب اگه بخوای به خاطر هر چیز کوچیکی خدا رو شکر کنی که خیلییییییی میشه …… گفتم خب آبجی خیلی بشه ……. مگه بده ؟ اینکه تو یه عاااالمه چیزای خوب تو زندگیت داری که به قول خودت اگه بخوای بنویسی و شکر کنی خییییلیییی میشه این که عالیه ………. یه نگاهی به دفترم انداختم دیدم چه قدر مشق نوشتم …… چه لحظاتی که تلف نشدن و اتفاقا خیلی خوب ازشون استفاده کردم ……. خدا رو شکر …..اتفاقا یکی از شکرگزاریهام داشتن همین دفترها و لوازم التحریرم هست و مشق نوشتن هام ……….
یه چیز دیگه براتون تعریف کنم ……صبح که اومدم سر کار فهمیدم دیشب فوتبال داشته …… خدا رو شکر من اون قدر سرگرم فایل گوش دادن و مشق نوشتن بودم که اصلا متوجه نشدم ……. اصلا رفتم یه جایی نشستم که حتی اگه تلویزیون روشن هم بوده صداش نمی اومد …………. خدا رو شکر ……. چه قدر از دیگران جلوترم ….. چه لحظاتی که رو خودم کار کردم ……. چه ساعتهایی که برای خودم برای ذهنم زمان گذاشتم …….. از مرور این زمان گذاشتن برای کار کردن روی خودم احساس شادمانی میکنم ………. من اون قدر برای خودم مقدس و با ارزش بودم که برای خودم و برای پیشرفت خودم زمان گذاشتم ………….. بچه ها تو همین صفحه نوشتم براتون که رفتم کنسرت محسن ابراهیم زاده و ماجراش رو براتون تعریف کردم ……خب ؟ …… تو کنسرت دیدم جز یکی دو تا از آهنگاشو که بازم بلدم بخونم …….. بقیه شو بلد نیستم همراهی کنم و بخونم ……. فقط کلمو تکون میدادم ههههه دست میزدم ههههه میرقصیدم و جیغ و ویغ میکردم ولی بلد نبودم بخونم خخخخخخ بعد میدیم بچه ی 10 – 12 ساله همه ی آهنگاشو داره میخونه اونم با چه آب و تابی خخخخ محسن ابراهیم زاده آهنگ غمگین میخوند و دیگران با اشتیاق همراهی میکردن ………. خوشا به حال من …… که لحظاتم و گذاشتم و آهنگ تو مثل گلی ناز و خوشگلی رو گوش دادم خخخخخخخخ آهنگ همیشه با همیم از 25 باند ……. آهنگ هایی که استاد تو کلیپ هاش میذاره و میرم دانلود میکنم و بارها و بارها گوش میکنم ……. خوشا به حال من ……. یا ایها الذین امنو بدونید که خوش به حال سمانه هست خخخخخ وسط کنسرت خندم گرفته بود که اگه استاد یه روزی کنسرت بذاره و توش فایلهاش رو بخونه …… من از حفظم ……. من حتی میتونم بگم کجا استاد نفس عمیق میکشه …… کجا استاد سرفه میکنه ……. کجا آهویی انگشت پاشو میخوره خخخخخخ
خدای من شکرت ….. این حس و حال الان منو فقط بچه های سایت متوجه میشن ……..
دقت کردین از کجا به کجا رسیدم خخخخخ

دوستون دارم دوستای خوبم ..ثریا مرادی عزیز ایده ت خیلی جالب بود آفرین به تو دختر
شاداب باشید

-طیبه مرادی 6 ماه پیش
مدت عضویت: 812 روز

سمانه جون عزیزم
وای که چه عالی بود کامنتت و کلی هم لذت بردم و خندیدم انگار خودم پیشت بودم که با عشق توضیح می دادی .آفرین بر پیشرفتت و شکر گذاریتون و البته اهنگ تو مثل گلی واقعا گلی عزیزم اون لحظه که گفتی اهنگ غمگین شو خوند رفتی اهنگ های دلخواهتو گوش دادی چقدر خندیدم به طرز بیانت و شوخ طبعیت .عالی عالی ان شاءالله زندگیتان سراسر این اتفاقات عاالی باشه.
دمت گرم ????????????????
در پناه الله یکتا شاااد وثروتمند باشید.

-مارکوپولوی 6 ماه پیش
مدت عضویت: 1635 روز

سلامممممممممممممم سمانه!
خیلییی انرژِی گرفتم تک تک کلمات و جملاتی که گفتی را دقیقا تجسم میکرردم در عین خواندن، کلی کیففففف کردم.
آی جان

یک خاطره از تنها کنسرتی که رفتم بگم،
18 شهریور 96 بود، اون موقع تهران زندگی میکردم بعد
رفتم کنسرت سیروان خسروی، خب من سیروان را به خاطر سبک متفاوتش سال‌هاست که دوست دارم و از اون جاییم که خودم نزدیک 8 ساله گیتار میزنم از 15 سالگی، کاراشو با گیتار دوست دارم البته همه ی دوست داشتن ها تا قبل از دیگه گوش ندادن به موسیقی و فقط گوش دادن به اون چیزهاییه که میخوام مثل فایل های استاد ( از صبح تا پاسی از شب ) + صدای خودم که در مورد ثروت، سلامتی، فایل های انگیزشی که خودم واسه خودم درست میکنم.

کنسرت شروع شد، دوپس دوپس دوپس ( البته اینا را خودم اضافه کردم )
دوست داارم زندگی را دوست دارم زندگی را …
واییی خدای من همه ی جفتیام مثل زامبی میموندن، بابا اومدین کنسرت یکم هیجان یکم رقصصص یکم دیمبولو دومبول، ای بابا
خلاصه نگم برات، من از همون اول شروع به تکون دادن ( به قول آرش، تکون بده آ ،هاها ) دستا بالا خلاصه یک هیجان خیلی خفت اون روز من صدام خیلییی گرفته بود و اصلا صدام در نمیومد متاسفانه ولی همه متنا را بلد بودم و میخواندم اونم با صدای بلند خداروشکر که صدای سیروان و سازها قطع نشد یا برقا نرفت، چون من همینجور داشتم میخواندم ولی صدایی میشنیدن از من صدای واضحی نبود، صدای نواری بود که نوارش تو هم رفته بود.و ( خنده )
وای خدا من
یادش بخیر

اواسط کنسرت بود یک نگاه به اطرافم کردم دیدم همون بغلیام اونا هم دارن قروفر میدن آِ چه حالی بود انرژِی که میدادن خنده ام گرفته بود اون وسط. خلاصه گفتی کنسرت یاد اون افتادم.

ممنون سمانه جان. ممنونم
برات آرزوی سلامتی بیشتر، ثروت بیشتر، آرامش بیشتر میکنم.

-زهرا 6 ماه پیش
مدت عضویت: 792 روز

سلام سمانه خانم از خواندن کامنتتون لذت بردم .میشه عبارات تاکیدی که تو دفترتون مینویسین اینجا هم‌بنویسین ما هم استفاده کنیم من کلا عبارات تاکیدی زیادی تو ذهنم نمیاد ممنون

-معصومه پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

۹۷/۱۰/۳۰
دیروز کلاس ویولن رفتم و با احترام زیادی از طرف صاحب آموزشگاه . منشی دفتر و استاد روبرو شدم و خدا رو شاکرم که روز به روز در روابطم پیشرفت میکنم.

-زهرا ریاحی پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

سلام هم فرکانسی.
راستش من هرسال چندین بار مریض میشدم هربار هم دوره طولانی. کافی بود یکی پشت تلفن حتی، مریض باشه منم مریض میشدم به هر اتفاق کوچیکی مریض بودم.
اتفاق بسیار خوبی که برای من امسال افتاد این بود که خداروشکر اصلا مریض نشدم. حتی همسرم چند بار مریض شد و اصرار داشت که نزدیکش نرم ولی من بااینکه حتی نفس تو نفسش هم میشدم مریض نشدددددم. همه خانوادم تعجب کردن از اینکه من امسال مریض نبودم. وای خدایا شکرت وقتی مینویسم، نعمتی که خدا بهم داده رو بهتر درک میکنم. شکرت خدا.هزاران بار شکر
ممنونم و سپاسگزار از خدا و از دستان خدا

-فریبا ترابی پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

سلام دوستان من
من دیروز از یک فروشگاهی خرید کردم ، تراکنش ناموفق بود ولی پول از کارت من کم شد ، بنابراین مسئول فروشگاه دوباره کارت کشید ، پولی که تراکنش ناموفق بود بعد از 48 ساعت به حسابم برنگشت بنابراین من استرس زیادی داشتم که صاحب فروشگاه حرفم را باور می کنه یا نه ، گفتم برم ببینم چی میشه؟ بعد از 48 ساعت بدون اینکه صاحب فروشگاه اجازه بده حرفم تمام بشه کل پول را به من برگرداند. خیلی تعجب کردم آخه من قبلاً آدمی نبودم که بتونم حقم را بگیرم فهمیدم اگر خدا شخصاً کار مرا پیگیری کنه حتی در جزیی ترین امور کارها خیلی ساده تر جلو میره.
اصلاً نگاه نکنید چه دانشی دارید و چه هنری دارید فقط و فقط به خداوند توکل کنید خودش شما را همان لحظه هدایت می کنه و دانش و اطلاعات لازم را به شما الهام می کنه
دیروز یکی از همکاران من نیومد ، خیلی دوست داشتم برم سر کلاسش ، بدون اینکه درخواست کنم خانم مدیر مرا سر کلاسش فرستاد اصلاً نمی دونستم چی بگم فقط اولش آیه الکرسی خوندم و بعد به خدا توکل کردم این قدر مطالب ارزشمند به ذهنم اومد به قدری بچه ها راضی بودند که قادر به گفتن آن نیستم
ممنونم ثریا جون به خاطر سوال قشنگی که پرسیدی
منتظر خوندن جواب شما دوستان عزیزم هستم

-حمیدرضا زهتابی پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

باعرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان هم خانواده صمیمی سایت عباس منش من از روزی که شروع بکار کردم روی باورهایم ابتدا” شروع به نوشتن اتفاقات خوب روزانه ام کردم و باور نمیکنید که چقدر در طی روزهای آینده تمرکز پیدا میکنم و اتفاقات خوب را بیشتر از هر روز تجربه میکنم بنظرم به خاطر این است که تمرکزم از روی ناخواسته ها بصورت اتوماتیک برداشته میشود و روی خواسته ها متمرکز میشود که این را یک معجزه باید دانست و من هنوز هیچ تمرین خاصی انجام نداده ام اما احساس میکنم یا بگویم قطعا” چقدر درآمدم بیشتر شده چون نگاه میکنم به موجودیهایم که میبینم خیلی بیشتر و بیشتر شده است من همیشه پول کم می آوردم ولی حالا مبینم که چه مقدار هم اضافه می آورم که این به من انگیزه بیشتر میده که انشاالله بتوانم از دوره های استاد با جدیت تمام استفاده کنم به امید خدا سپاسگذارم

-محمد جواد میگلی پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

سلام به شما دوست عزیز
تشکر بابت طرح سوال خوبتون
اتفاقی که امروز برای من افتاد که البته اینم بگم تعداد اتفاقات خوب زیاد هستند، این بود که من در کار ملک مشغولم
تنظیم یک مبایعه نامه به مبلغ شش میلیاردو دویست میلیون تومان برای فروش یک ملک تجاری بود
خدا را شکر میکنم بعد از کار کردن روی باورهام و استفاده از دوره ثروت یک روند رو به رشد من در همه زمینه ها با شدت بیشتری در حال انجام است
موفق و پیروز باشید

-سیمیا پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

چند وقت قبل یکی از دوستن در موردی از من مشورت گرفت که می خوام برای یک دوست هدیه ای بخرم. و من پیشنهاد دادم که یک مموعه کتاب بخره. و امروز که یک ماه از اون قضیه گذشته، من جایی سخنرانی داشتم و بعنوان هدیه، یک مجموعه کتاب به من داده شد.

-حمیدرضا زهتابی پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

سلام من سعی میکنم صبها قبل از رفتن به محل کارم حتما سناریوی روزمو بنویسم دوستان نمیتونم بگم واقعا انگار یه معجزه اتفاق می افته تو نوشتن مبلغ روزیمو که همیشه حدود صد تا صدو بیست بود رو حدود دویست نوشتم و حتا احساس رسیدن را براحتی در خودم ایجاد کردم و دقیقا من تونستم دویستو پانزده تومان کسب کنم و اینو تایید کردم که خدا پاسخ میدهد به هر آنچه با تمام وجود بخواهید و اکنون خدا رو مخلصانه شاکر و سپاسگذارم خواستم شما دوستان هم بدونید و باورتون قویتر بشود انشاالله برای تمام اعضا آرزوی سلامتی و ثروت دارم.

-زهرا ریاحی 5 ماه پیش
مدت عضویت: 402 روز

سلااام همون خط اول برای من عالی بووود ممنووون

-طیبه مرادی پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

به نام خدای زیباییهای

اتفاقات خوب امروزم و این چند روز .خدایا شکرت که مدام دارم فعالیتم و تو سایت بیشتر میکنم و دارم با اشتراک آگاهی هام و خالی کردن طرفم برای ورود آگاهی ها ی بهتر با درک بالاتر حرکت میکنم خیلی خوشحالم یه احساسی که خیلی دوسش دارم چند شبه تاب وقرار ازم گرفته و نمی ذاره شبا بخوابم اصلا تابه سه دو بیدارم خدایا شکرت ….
خانواده صمیمی عباس منشم سفرنامه راه انداختن و کلی آدم مهربون همسفر این راه شدیم و چقدر احساس خوب وعالی دارم خداروشکر و چه نتایجی اومده از این سفر فوق العاده پر برکت. خودت میدونه چه نتایجی برای من و همه ی دوستان قراره رخ بده ….خدای قدرتمند ا ی مالک هستی تو را سپاسگزارم.

خداروشکر اسم منم به عنوان فعال ترین افراد در بخش عقل کل و فایل های دانلود ی قرار داده شد و کلی خوشحال شدم .

خداروشکر امکانات سایت عالی وعالی تر شده از استادعزیزم خانم گلی استاد و تمامی دوستان کمال قدر دانی و سپاسگزاری رو دارم.

خدایا شکرت دو روزه اینجا شاهد بارش رحمت الهی از برف هستیم.من عاشق برفم یعنی میبینم دقیق قوانین و وقتی باورهای زیبای برف مثل هم نیستند ومتفاوتن قانون تنوع و تضاد و فراوانی بارش برف که اصلا نمیشه شمرد …به این اندازه بی انتها نعمت و ثروت برای همه هست.الان هروقت باران یا برف بیاد صدای استاد میاد میگه به خداوند؛خدایا شکرت اینا جواهر الماس داره می باره به این اندازه نعمت و ثروت برای همه هست ….یادمه رفتم زیر برف کلی احساس خوب گرفتم .و یادم الان افتاد بارش نعمت سر هممون داره می باره یکسان برای همه م بی انتهاست حرفمون چقدر باورمان به خدا و نعمت های بی انتهاش چقدر ؟؟؟؟؟؟

یه اهنگ توپ و قشنگ دیشب دانلود کردم از سینا درخشنده با عنوان حس قشنگ خیلی عالی بود و چند ساعت پیش برای خودم با هندزفری جدید م کوشش دادم وبرای دل خودم و تو ایننه رقصیدم خندیدم.

خدایا شکرت یه چیزی خواستم از طریق ننه بزرگم برام آوردی.خدایا شکرت که دارم فایل های 9و10راهنمایی عملی و دارم کار میکنم یه احساسی منو هدایت کرد و گفت روی دو جلسه تمرکز کن وکار کن .منم حتما باید به صدای ندای درونم گوش بدم نتیجه ش مثل همیشه عالیه …..

در پناه رب العالمین همیشه شااد و خوشبخت ثروتمند باشید .

-کرامت ضیایی 6 ماه پیش
مدت عضویت: 480 روز

سلام دوست عزیز عالی بود
انرژی گرفتم
امید وارم هر روز توی زندگیت خبر ای خوب بشنوی
هدیه های عالی دریافت کنی
ایده های عالی وپولساز بهت الهام بشه
وسریع ایده ها رو عملی کنی وکلی نتیجه بگیری وما رو درجریان بزاری
شادتر سالمتر وثروتمند تر باشید

-کوروش باباجانی پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

سلام
امروز فوق العاده بود
1: باور مخربم در زمینه کلاه برداری مالی رو فهمیدم
2: باور مخرب در مورد ثروتمندان انسان های ظالمی هستند به صورت ریشه ای برریسش کردم
3: رفتیم برف بازی عالی بود عالی عالی جای همه خالی
4: به شکلی عجیب و فوق العاده امروز کله پاچه رایگان وارد زندگیم شد که خیلی عالی بود چند روز پیش تجسم کردم موقه ی برف باریدن کله پاچه بزنم بربدن که دقیقا اتفاق افتاد.
5: کلی اتفاقات عالی که نمیشه گفت روز بی نظیری رو از هر جهت تجربه کردم از این روزا واستون ارزومیکنم.

-زهره سلطانی نژاد پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

سلام به همه دوستان گلم
یه اتفاق خوبی که برام افتاد این بود که دوروز پیش تصمیم گرفتم یه چند تا از خواسته هامو بنویسم و داخل جعبه آرزوها م بزارم و این کارو کردم دیروز بهم الهام شد که با یکی از کسانی که برای فروش محصولات مذاکره کردی تماس بگیر و من این کارو کردم و نتیجه این بود که یه سفارش عالی بهم دا د دقیقا همون خو استه ای که من نوشته بودم ود جعبه آرزوها م گذاشتم خداوند سریع الجواب از خدایم بسیار سپاسگزاری کردم و دیگر خواسته هایم را نیز به او سپردم و با باور قلبی میدانم که جواب میدهد وقتی به خدا می سپاری و رها میکنی خداوند از راههای بی نظیرش وارد عمل میشه باید تمرین کنیم که از سر راه خدا کنار بریم و اجازه بدیم تا خدا کار خودشو انجام بده بشرط اینکه کاملا باورش کنی
دوستون دارم و براتون بهترینها رو از خدا می طلبم در پناه یکتای بی همتا شاد سلامت و ثروتمند باشید ???

-حامد امیری پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

سلام سلام
به استاد عزیز ، خانم شایسته ، خانم فرهادی
سلام به دوستان هم فرکانسی
من هم میخوام بیام اتفاقات خوب رو بنویسم
1- همین چند دقیقه پیش کتاب های ” رویاهایی که رویا نیستند ” و ” چگونه فکر خدا را بخوانیم ” رو با شور و شوق زیادی خریدم و خیلی خوشحالم. مدارم هی داره بالا و بالاتر میره. یکی از اهدافم اینه محصولات رو بگیرم و پا به پای استاد عزیز پیش برم .من با شهامت حاضرم بهای تغییراتم رو هر چی که باشه پرداخت کنم چون میخوام اوضاع زندگیم از این بهتر بشه.
2- اینجا برف میاد و خیلی دوست دارم.
3- بیرون که بودم همش لبخند بر لبم بود چون داشتم به فراوانی توجه میکردم به ماشین های لوکس فروشگاهها و رستورانها و این همه ثروت در جهان هستی این همه فراوانی ، امروز به نکات مثبت توجه کردم و امروز خیلی خودمو دوست داشتم.
4- من همیشه وقتی عکس از خودم میگرفتم اخم میکردم و خودمو جدی میگرفتم ، همش به نکات منفی توجه میکردم ولی امروز توی عکس لبخند زدم و وقتی خودم رو دیدم خیلی شاد و خوشحال شدم و دیدم که با لبخند و خنده زندگی چقد زیباست. میخوام همیشه لبخند بزنم و بخندم.
5- پول به حسابم واریز شد و تونستم شهریه کلاسهای کنکور رو پرداخت کنم. و دیگه شهریه نمونده پرداخت کنم خدایا شکرت
6- فایل هر روز بهتر از دیروز در سایت قرار داده شد و گوش کردم ممنون از استاد عزیز که وقت میذارن و با عشق فایل آماده میکنه برای ما. خدایا شکرت بخاطر عباسمنش عزیز.
7- یکی از نمرات درسم اومد و خیلی خوب بود خدایا شکرت. چیزی نمونده دوره کارشناسیم رو تموم کنم. خدایا شکرت
این همه اتفاق خوب . این همه ثروت، این همه سلامتی شادی ، این همه انرژی این همه فایل رایگان ، این همه فراوانی
فقط میتونم خدایا شکرت ،

-مارکوپولوی 6 ماه پیش
مدت عضویت: 1635 روز

سلاممم حامد جون خیلی خوشحالم واست کلی اتفاق خفن و خوب و دوست داتشنی واست افتاده که خودت خلقشون کردی اونم با دستای قدرتمندت.

در مورد شماره 4: گالری من را ببینی یک عکس صاف نمیبینی گرفته باشم( خنده ی ترمزی ) یا زبانم بیرونه، یا دستام بازه، یا در حال رقصیدنم خلاصه یک ادایی در آوردم همیشه هم شکر خدا در حال لبخند زدنم خیلیییی خوبه خودم را که اینجوری که هستم دوست دارم.

بحامد جان
آرزوی سلامتی بیشترٍ ثروت بیشتر، واست از پروردگار عالمیان دارم.

-محيا بانو پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

خدایا بخاطر این رحمت الهی بارش بارانت هزاران بار سپاسگزارم
خدای خوبم بخاطر حال خوب امروزم هزاران بار سپاسگزارم
خدای خوبم بخاطر سلامتی صد درصد بدنم سپاسگزارم.
خدایا بخاطر اینکه امروز یک نشانه از جذب هامو دیدم سپاسگزارم..
خدایا بخاطر سلامتی صد درصد مامان سپاسگزارم.
خدایا بخاطر هوش فوق العاده ام از تو سپاسگزارم.
خدایا بخاطر تیپ و استایل خوبم ازت ممنونم.
خدایا بخاطر همه لباسای خوشگلم سپاسگزارتم
خدایا بخاطر همه چیز ازت ممنونم.

-نيلا نظری پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

سلام به همه دوستان عزیزم
یه روز داشتم سر کار میرفتم که متوجه شدم وقته کاریم رو اشتباه نگاه کرده بودم و کارم زودتر شروع میشده و من هیچ جور سر وقت نمیرسیدم و کارم هم اینجوریه که باید هر روز به یک جای جدید بروم. خوب چیزی که به ذهنم رسید این بود که حالا که سر وقت نمیرسم حداقل به اونجایی که قراره امروز کار برم خبر بدم و شماره اون جارو پیدا کردم و زنگ زدم و از شانس خوب من اتفاقا خود رییس اونجا جواب داد و با خیلی آرامش گفتم متاسفانه وقت کاریم رو اشتباه متوجه شدم و کمی دیرتر میرسم و رییس هم گفت مشکلی نیست و تشکر از اینکه جبر دادی و وقتی هم به محل کار رسیدم و دوباره معذرت خواهی کردم بخاطر دیر آمدنم، رییس دوباره گفت اصلا اشکالی نداره و ازم تشکری هم کرد واسه اینکه تونستم بیام و از اینکه زنگ زدم و بهشون خبر دادم. اون روزم خیلی عالی پیش رفت و وقتی فکر کردم چطور همچین آدم خوبی رو جذب کردم فهمیدم واسه این بود که چند روزه داشتم فقط به رفتار خوب آدما توجه میکردم و درموردشان با بقیه صحبت میکردم.

-زهرا خوشبخت پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

سلام دوستان گل من

اینی ک تعریف میکنم برای رسیدن ب احساس خوب و خوب تره ،میدونم ک باخوندنش حد اقل ی لبخند میزنید.

چند روزه ی صحنه ی زیبا و بانمک رو دارم میبینم کلی میخندم و لبخند رولبام میاد
دوستان ما تو حیاطمون ی گربه ملوس داریم خیلی بانمک و لوسه ???
ی جوجه مرغ خوشگل و بلاهم داریم با این گربه خیلی لجه ،((خنده))هروقت این جوجه هه گربه رو میبینه دور تادور حیاط دنبالش میدوه و ولش نمیکنع ????خیلی بامزن دوتاشون همش باهم درگیرن ،حالا جثه جوجه کوچکتر از گربه س??? گربه هم تاجوجه رو میبینع الفرار میزنع ، ترسان و لرزان فرار میکنه و قشنگ میشه ترس و ازچشماش فهمید ???
بنظرم بانمک اومد دوس داشتم براتون تعریف کنم
بخندین و این صحنه زیبا البته بانمک و تجسم کنید

شاد باشید

-طیبه مرادی 6 ماه پیش
مدت عضویت: 812 روز

سلام زهرا جان

خیلی قشنگ بود وقتی جوجه دنبال گربه کنه دنیا تغییر کرده اگه تغییر نکنی نابود میشی جوجه ها هم فهمیدن نسل قبلیشون خیلی ضعیف بودن نخواسته باور کنه زندگی یعنی ترس از خورده شدن توسط گربه .پس باورهاشو تغییر داده و روی خودش کار کرده و تغییر فرکانس بهش جواب داده .مثل کارتون توربو همه چی ممکنه تو دنیای فرکانس .

??????????????? اتفاق مشابه با شما امروز منم یه گربه تو حیاط دیدم روی پله های خونمون جلو نورافتاب لمیده بود و هی این ور و اون ور میشد اینقدر حرکاتش جالب بود خندهم میگرفت .چه جذب مشترکی ?????

سپاسگزارم که حال خوبتون رو به اشتراک گذاشتید .

در پناه خدای مهربان باشید .

-رضا قربانی 6 ماه پیش
مدت عضویت: 1446 روز

سلام. خیلی قشنگ بود . آفرین بازم از این چیزا تعریف کنین . خیلی بامزه است. به گربه جان و جوجه جان سلام برسونین و یک بوس کوچولو هر دو تاشون رو از طرف من بکنین. مرسی.

-ثریا مرادی پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

سلام به دوستای گلم
امروز رفتم دیدم امتحانی که افتاده بودم استادم نمره داده و قبول شدم من خیلی خوش شانسم و همه چی رو توی این ترم و تو کل زندگیم خیلی مفت مفت بدست میارم.

-حسین شجاعی 6 ماه پیش
مدت عضویت: 317 روز

درود بر شما خانم مرادی

بسیار ممنونم از پپرسش زیباتون که فرصت را فراهم کردید که دوستان لحظات خوب و زیباشون را بیان کنند و بنویسند
و ما از خوندنشون درس بگیرم و به احساس بهتر برسیم

خواستم یه تشکر کنم بابت همه کامنتهاتون که من همیشه با خوندنشون انگیزه میگیرم
ممنون
شاد و سربلند باشید

-منیژه مطهر پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

سلام به استاد عزیزم و دوستان خوبم
بازم اومدم یه اتفاق خوبی که دیروز برام رقم خورده براتون تعریف کنم و بهتون بگم دوستان باور کنین به قول استاد که قانون جواب می دهد دو روز پیش تازه یکی از ترمزهای ذهنی خودم و در مورد ثروت پیدا کردم و اون و برطرف کردم وقتی همون شب پیداش کردم و رفعش کردم باور کنین همون فردا صبح وقتی از خواب بیدار شدم طبق معمول گوشیم و نگاه کردم با تعجب دیدم مبلغ قابل توجهی به حسابم واریز شد به قول استاد که ذهن همیشه مقاومت می کنه با خود گفتم شاید برا بقیه همکاران هم واریز شده وقتی به همکارانم گفتم گفتن مبلغ خیلی کمتر از من به حسابشون واریز شده دوستان قانون جواب می ده اگه به قول استاد باورش کنیم و بهش عمل کنیم خدا جونم شکرت استاد عزیزم از شما ممنونم که خدام و جهان و از همه مهمتر خودم و بهم شناساندی برات عمر طو لانی و سرشار از سلامتی و موفقیت ارزو می کنم

-ثریا مرادی پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

سلام دوستای خوبم امروزه یه عالمه اتفاقای خوب برام افتاده یکیش یه پیشنهاد کار
و دریافت یک تک کار و دریافت پولش همون لحظه کارت به کارت بود
خیلی موقعیت ها خوبه
مطئمنم بهمن ماه پولساز ترین ماه توی زندگی منه و از در و دیوار برام ثروت خیلی زیاد میلیون میلیون میاد.

-ثریا مرادی پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

اتفاقات خوب امروز 1397/10/24
به نام خداوند بخشنده مهربان
دیشب یه پیشنهاد کار خیلی خوب گرفتم و نمونه کار بفرستم انشالله که درست بشه
صبح با خواهرم با ماشین اومدیم سرکار
صبح به چندتا از مشتریامون حرف زدم خیلی خوب برخورد کردن و دارم روی ارتباطاتم کار می کنم

از خداوند خواستم که بهم کمک کنه باورهامو بهتر بسازم، یه الهامی بهم شد که برای ساخت هر باور یه چرا بغلش بزار
مثلا من لیاقت ثروتمند شدن رو دارم چرا؟ چون من بنده خداوندم و هدفم ثروتمند شدن و زندگی راحت داشته باشم

پول در آوردن خیلی راحته چرا؟ چون هر روز کارها داره راحت تر میشه، میلیاردها هر روز دارن بیشتر میشن، کشورهایی مثل چین هر روز دارن پولدارتر میشن. کلی ماشین گرون توی تهران هست پس ببین چقدر افراد ثروت مند وجود دارند.

اینا اتفاقای خوبم تا الا ساعت سه بعد از ظهر هست با الهامان خیلی حال میکنم

-نسرین مظاهری پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

۱. امروز باشگاهم رو رفتم و برنامه رو کامل اجرا کردم
۲. فردا عقد خواهر کوچیکمه و من خیلی خوشحالم برای خوشبختیش
۳. پول زیادی تو کیف پولم دارم و در بانک برای نیازهای لذت بخش زندگیم
۴. نهار خوشمزه ای پختم
۵. امروز سه تا از فایل های استاد رو گوش دادم
۶. خداروشکر بابت سلامتی تک تک اعضای خانواده ام
و هزار تا اتفاق عالی دیگه

-منیژه مطهر پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

سلام به دوستان هم مداری خوبم
دوستان از زمانی که بیشتر رو باورهام کار می کنم اتفاقات خوب برام می یفته من همیشه با پیدا کردن جای پارک ماشین مشکل داشتم اما مدت کوتاهی هست که حتی در خیابونهای اصلی شهر نیز به راحتی پارک برام پیدا می شه امروز در اوج شلوغی خیابون اصلی شهرمون در ساعت پر ترافیک جای پارک مناسب تقریبا روبروی مغازه ای که قصد رفتن به اونجا رو داشتم پیدا کردم انگار ماشین ها یه جای خالی برام نگه داشته بودن خیییلللی خوشحال شدم دیروز وقتی به بانک مراجعه کردم بین اون همه فرم مشتری ها بانکدار بدون اینکه بگردد فرمم به راحتی جلو دستش آمد خوشحالم که مدارم تغییر کرده و جهان به فرکانس های من پاسخ می دهد خدای خوبم از تو سپاسگزارم که همیشه در کنارمی و استاد خوب و دوستان خوبی بهم دادی باید تلاش کنم تا به مدارهای بالاتری بروم دوباره می یام اتفاقات خوب دیگری و براتون می گم سلامت و شاد باشید

-سیمیا پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

سلام به همه دوستان عزیز
سلام به همه دوستان عزیز. یکی از اتفاقای خوبی که این روزها داره برای من میفته و من با تمام وجود دارم تجربش می کنم و تحسینش می کنم اینه که دارم به سلامتی کامل نزدیک و نزدیکتر میشم. بدن من خیلی قوی شده و میبینم که در برخورد با افراد بیمار مثل افرادی که سرماخوردگی و آنفولانزا گرفتن من هیچ مشکلی ندارم و با سلامتی کامل دارم زندگی میکنم.

خدایا هزاران بار سپاس

-پريسا كريمي 6 ماه پیش
مدت عضویت: 448 روز

سلام دوستان
اتفاق خوبي ك واس من افتاده اينه ك من هر روز هم از لحاظ جسمي و هم روحي سالم و سرحالتر ميشم، مريضي رو از بدن خودم بيرون كردم و خدارو شاكرم بابت اين موهبت♥️♥️خدايا شكرت ك من سالمم?

-محيا بانو پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

خدای خوبم برای نهار خوشمزه امروز سپاسگزارم
خدای عشقم به خاطر نوه های باهوش و شیرینمون هزاران بار سپاسگزارم
خداجون بخاطر سلامتی تک تک سلول های بدنم سپاسگزارم
خدای عشقم بخاطر تغییرات شخصیتیم و اینکه روز به روز داره مدارم بالاتر میره سپاسگزارم
خدای عزیزم بخاطر تحصیلاتم سپاسگزارم
خدای مهربونم بخاطر خونه اروم و گرممون سپاسگزارم.
خدایا به خاطر افرینشم و هدیه زندگی به من هزاران بار شکرت
خدایا بخاطر ابنکه خواهرم به سلامتی به مقصد رسید هزاران بار سپاسگزارم

-محمد ر ج بـــ پــ ور پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

سلام خانواده عزیزم.
چقدر این بخش از عقل کل رو دوست دارم. با خوندن اتفاقات خوب دوستان و مرور اون ها حس قدرتمندی بهم دست میده که نمیتونم توصیفش کنم.
و اما چند اتفاق جذاب و شگفت انگیز که این چند روز برای من افتاد:

? امروز صبح وقتی گوشیمو باز کردم دیدم پیام بانکی اومده. وارد پنلم شدم و دیدم تو سایتی که مدتها بود گذاشته بودمش کنار و بهش رسیدگی نمیکردم یه نفر خرید کرده و پول به حسابم واریز شده. این در صورتی بود که من جدیدا ایده ای الهامی رو استارت زدم و اتفاق امروز نشونه ای بود تا بهم بگه مشتری فراوونه برای محصولی که من تولید میکنم.
احساس عالی دارم.

? چند روز قبل بعد از مدتها یکی از شرکای قدیمیم که مدتها ازش خبر نداشتم بهم پیام دادکه بابت فلان جنسی که چند سال قبلی داشتیم و حساب کتاب نشده بود الان فروخته و حساب کتاب کرده و ازم شماره حساب خواست تا پول بزنه به حسابم. واقعا چقدر لذت بخشه که اینطوری پول وارد زندگی میشه. اینکه وقتی روی باورهات کار میکنی و تغییر میکنی از راهی که فکرشو نمیکنی خدا بهت میرسونه.

? یه اتفاق این مدلی دیگه که تو همین روزا افتاد این بود که به مبلغی پول نیاز داشتم برای انجام کاری. بجای نارحتی و غصه خوردن تمرکزمو گذاشتم روی خواسته ام به چند دقیقه نرسید که یکی از مشتری هایی که قبلا حدود چند ماه قبل براش پروژه ای انجام داده بودم بهم تو تلگرام پیام داد که یه کار فورس داره که میخواد همین امروز بهش تحویل داده بشه.
در واقع یه کار خیلی ساده بود برای من و انجامش تو 2 – 3 ساعت میسر بود.
پروژه رو تکمیل کردم. وقتی ازم هزینه کار رو پرسید مبلغی پایینتر از اون مبلغی که نیاز داشتم رو گفتم.(شاید بخاطر اینکه هنوز ایمان به اندازه کافی قوی نیست)
ولی جالب اینجاست که مشتری گفت من مبلغی بیشتری کارت به کارت میکنم.
که مبلغ پیشنهادیش دقیقا همون اندازه مورد نیازم بود. خدایا شکرت
اینقدر خوشحالم که جهان داره با این سرعت بهم پاسخ میده که حد و اندازه نداره.

? یه اتفاقی هم دیشب برای دوستم افتاد که اومد پیشم که فقط انو برام تعریف کنه و بره. که البته این هم یه نشونه بود.
مدتی بود که این دوستم رو میدیدم و ازم در مورد قوانین سوال میکرد و من چیزهایی که یاد گرفتم رو بهش میگفتم. جهان با این نشونه ها خیلی سریع میخواست به دوستم بگه آره سیستمی که خدا آفریده به این سرعت جواب میده.
دیروز یه اتفاق جالب افتاد براش. پشت سر هم به فاصله چند دقیقه ای حدود 10 پیام بانکی براش میومد که تو هر کدوم مبلغ قابل توجهی پول به حسابش واریز شده بود.
تو حسابی که فقط 1000 تومن داشت.
وقتی اومد پیشم متعجب بود از اینکه از کجا اومده این پول. در حالی که هیچ پولی با این مبالغ از جایی طلب نداشته.
وقتی برام تعریف کرد فقط گفتم خدایا شکرت شکرت که اینقدر سریع پاسخ میدی.
این اتفاق باعث شد ایمانم خیلی خیلی قوی تر بشه..

-مارکوپولوی 6 ماه پیش
مدت عضویت: 1635 روز

فقط میتونم بگم خدایا شکرت
واقعا احساس شعفی دارم، شگفت انگبزه شگفت انگیز
مثل معجزه میمونه
چه میکنه باورها چه میکنه ایمانی که بهه غیب داری.

خدایا هزاران مرتبه شکرت.

دوست گلم برات آرزوی خوشبختی و سعادت بیشتر میکنم. چون تو همین الانم
ثروتمندی
خوشبختی

-راضیه مرضیه پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

سلام
امروز طلبی که داشتم بدون اینکه من برای درخواست کردن اون اقدامی بکنم یعنی زنگی بزنم یا اس ام اس بدم و غیره طرف خودش امد و بدهی اش رو اورد… خدایا شکرت

-رضا قربانی پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

با سلام خدمت دوستان عزیز
امروز روز دوشنبه مورخ 17 دیماه 1397 است و برای من کلی اتفاقات خوب افتاد تا الان که ساعت 7:57 صبح است::
1- صبح ساعت 6:30 صیح بیدار شدم که لباس بپوشم بیام اداره همسرم هم بیدار شد گفتم سلام صبح بخیر عشقم و من کلی احساس خوب بهم دست داد و کلی خدا رو شکر کردم.
2- ساعت 7:00 رفتم پمپ بنزین ، بنزین بزنم ، دستکش پلاستیکی یکبار مصرف دستم کردم تا پیاده شم بنزین بزنم دیدم خود مسئول پمپ بنزین برای اولین بار خودش بنزین زد و من به نازل دست نزدم. همکار ش هم وقتی منو دید اومد بهم سلام کرد. واقعا ته دلم خوشحال شدم و رفتم کنار با خودم گفتم رضا اینا همش نشونه است. چون تو از دیروز داری احساس خوب میدی به کائنات ، بفرما اینم نتیجه ش
3- سوار ماشین شدم تو مسیر دیدم یه مادر گوشه خیابون دست بلند کرد که منو تا اول بلوار میرسونی ؟ سوارشون کردم و رسوندمش ، کلی برام دعا کرد . به خدا گفتم خدایا ازت سپاسگزارم که این این مادر مهربون رو سر راه من قرار دادی تا حالم رو خوب کن با خدمتی که به همنوعم کردم و رسوندمش و دعای خیری که در حقم کرد.
4- وقتی اومدم اداره همکارام بهم سلام کردن و کلی احساس خوب به من دادن.
اینها همش نشونه است.خدایا صمیمانه ازتون متشکرم. دوستت دارم.

-ثریا مرادی 6 ماه پیش
مدت عضویت: 1199 روز

سلام دوست عزیزم چه روز خوبی داشتین و چه روابط فوق آلعاده ای ازتون ممنونم که برامون نظر گذاشتین بازهم منتظر اتفاقات خوبت هستم.

-مارکوپولوی 6 ماه پیش
مدت عضویت: 1635 روز

رضا جوون کلییی لذت بردم از چیزی که نوشتی از اولش احساس خوبی بهم دست داد
از گفتن “سلام صبح بخیر عشقم .. و تجسمش و اون لبخند
از اتفاق که توی پمپ بنزین واست افتاد و تو بودی که واقعا خلقش کردی.

اما قسمت سوم
اون مادر الان صاف هیچ هایک کرد (خنده ) بهش میگن هیچ هایکر کسی که هیچ هایک میکنه. ( افرادی هستند تو سرتاسر دنیا توی ایرانمون من دوستان زیادی دارم که اینکارو میکنن شاید نزدیک 5000 نفر که هر روزم به تعدادش بیشتر و بیشتر میشه )
( افرادی که کوله پشتی را میندازن رو شونه ها یک مقصد و شروع یک هیجان بینظیر. به همچین افرادی بک پکینگ میگن Backpacking )
من ایران گردی میکنم و از همین متود سفر استفاده میکنم یک روش ارزان برای کسایی که ماجراجویی میکنن.
نصف بیشتر ایران همینجوری رفتم تو سفر اولم که 39 روز به طور مداوم در سفر بودم از تهران شروع کردیم به مدت 9 روز دوست جهانگردم همراهم بود ( حکم یک ، بذار اینوجور بهت بگم دیدی وقتی یک درخت یک نهال درخت میخواد جوانه بزنه ممکنه کج رشد کنه و واسه همینکه کج نره دورش چی میذارن؟؟ چوب های کوچیک تر بندی که مستقیم بره بالا حالا همین دوست جهانگردم که یکی از رفیقای صمیمی منم هست همین حکم را برام داشت و بعد از اون هرگز فکرش را نمیکردم که 30 روز دیگه سفرم را ادامه بدم. اونم تنها
اونم برای اولین بار
اونم با کمترین پول
قطعا شجاعت میخواد من به خوبی داشتم.
4990 کیلومتر را با همین متود داخل ایرا از تهران به سمت استان سمنان، خراساجنوبی، طبس، اطرافش وای بینظیره بینظیره تا ححالا روستایی دیدی توی بیابون پرآبببب باشه، جایی که حتی برنج بکارن باورر کن آره برنج! چه بویی میدادن چه عطری مسحور کننده بود. ، بعدش یزد، کرمان ، کلوته های شهداد جایی که گرم ترین نقطه زمین را ثبت کردند با دمای 76 درجه سانتی گراد به اسم گندم بریان بعدش ماهان ، بم ، از اونجا هم به سمت سیستان و بلچوستان زیبا و دلنشین و با مردمی فوق العاده مهمان نواز – البته همه امون دیگه میدونیم که دنیای بیرونمون بازتاب افکار و باورهای درونمون هست – پس به خوبی میتونستم خودم را ببینم این چیزی بود که منو هر سپاس گزارتر از همیشه میکرد . و میکنه .
مستقیما از بم به سمت ایران شهر رفتم (خاطرات جالب خودش را داره ) که اون شب من برای اولین بار خونه یک بلوچی دوست داشتنی دوست بودم خانه کسی که کارشون قاچاق گازوئیل بود ولی با این همه وجود حالشون به شدت خوب بود!!! خخوشحال بودند البته به خاطر جذبی بود که داشتم و هرجایی مه میرفتم آأم های واقعا شادی جلوم سبز میشدن هر کدام هم داستان خودشون را دارند. دقیقا همین هیچ هایک جذاب
آدم های مختلف
ماشین های مختلف
شرایط مختلف
خانواده های مختلف
و…. و …

خلاصه از اونجا هم بعد از ایران شهر رفتم به سمت چابهار، واووو
It’s a great city
شبیه شهرهای یونان شهرهایی که کنار ساحل ساخته شدند با پرتگاه های بلند و فوق العاده زیبا و دوست داشتنی
از اونجا هم به سمت شرق ایران از چابهار تا خود مرز پاکستان نقطه صفری به اسم بندر گواتر. اون مسیر جهای دیدنی فوق العاده ای داره بسیار زیبا یک جاده یک لاینه خیلی قشنگی داری کوهستان
کوه های مریخی
تالاب صورتی
مردی که 137 ساله اشه
(اتفاقا یک ساعت دیگه وقتشه که الهامی که بهم شده در مورد ساخت یک مستند یک دقیقه ای در مورد کوهای مریخی اون آقا هم توشه اسمش امیره تو کپرا زندگی میکنه به صورتش اصلا نمیاد که انقدرررر سن داشته باشه ولی خب هست 127 سال! ولی جوون و دوست داشتنی و جذاب. Yes
بعدش هم برگرد همون مسیر را و بیا خط ساحلی از چابهار تا خود بندر عباس تو مسیر قبل از اینکه برسم به بند عباس، روستاهای زیادی را دیدم که توی کی از اونجا زیبااااترینننن غروب عمرم را تا به الان ببینیم جای به اسم روستای عبد، تو همون مسیر روستایی به اسم روستای درک هست (تا حالا بهت گفتن خب برو به درک ) درک واقعا اسم جاییه که ساحلش محل تلاقی دریا و کویر و با نخل های بلند. دیدنیه
بندر عباس بینظیره بعد از بندرعباس بعد از اینکه چند روز مهمان دوست 11 ساله ام بودم ( مدت دوستیمون – خنده ) رفتم به سمت جزیر ها قشم، لارک ، هرمز با 72 رنگ مختلف خاک – جزیره رویایی هنگام و بعدش برگشت و رفتم به سمت شیراز و بعدش اصفهان اونم بعد از 12 سال اولین بار 10 سالم بود که رفتم اون شب که رسیدم 33پل حس عجیبی داشتم …

واوو ممنونم ازت واقعا ممنونم
خاطرات منو زنده تر کردی تو اون سفر من موبایلم تو جزیره هنگام که بودم تقریبا 30 امین روز سفرم افتاد ت ودریا ولی خب نجاتش دادم. با کترین هزینه سفر کردم بیش ترین لذت و درس هااااا را گرفتم .
ممنونم بازم
با همون موردت منم همه ی این ها را نوشتم .

سفر بعدیم 18 بهمن میرم به سمت عسلویه تا بندر چارک از اون ورم میخوام برم کیش جزیره لاوان م،مارو همه ی اینا برای اولین بار اتفاق میافته.

خلاصه آدمی دیدی تو جاده با کوله پشتی بزرگ سوارش کن لطفا
حرفای زیادی واسه گفتن داره
شایدم منو دیدی
من افتخار آشنایی بیشتر باهات را تونستم بدست بیارم .

خیلی دوست دارم رفیق

-سیمیا پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

امروز عصر یکم هوا بارونی شد و من کاری داشتم بخاطر اون کاری مجبور بودم از خونه بیرون برم. و توی راه یک رنگین کمان خیلی خیلی زیبا رو دیدم.
خدایا سپاس

-سحر پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

سلام. امروز ۱۷دیماه ۹۷ هستش. امروز یک اتفاق خوب برام افتاد
یک هفته ای میشه که شوهرم تا ساعت۷ مشغول به یک کاری هست و از ۷ تا ۱۱ شب مشغول به مجموعه دیگه ای در یک رستوران البته در همون زمینه شغلی خودشون. چند شب بود میگفت که برم پیشش و خلاصه امشب منو مهمون کرد به شام در رستوران. رفتم و با دوستانمون نشستیم متوجه شدم شوهرم توی اون مکان خیلی سیگار میکشه برای اولین بار پیش من سیگار کشید یکی دوتا نه.. من با خودم گفتم به خودش مربوطه ولی چون منو دعوت کرده بود انتظار نداشتم.. یک بار تذکر دادم ولی دیگه چیزی نگفتم.
الان ساعت ۳ونیم نصف شب هست خوابم نمیبره. امروز اتفاق خوبی برام افتاد چند وقتیه به خودم نمیرسم آرایشگاه نمیرم.. من باید تغییر کنم بیشتر و بیشتر باید آراسته و تمیز باشم ورزش کنم و وجودم رو همیشه سالم نگه دارم فردا حتما ورزش ثبت نام میکنم و آرایشگاه میرم من باید فقط روی خودم کار کنم خودم رو تغییر بدم تا شوهرم تغییر کنه .. این قانونیه که درک کردم . این کاری هست که کمتر کسی میکنه سعی میکنن دعوا کنن قهر کنن و به زور بخوان چیزی رو به دیگری قالب کنن . من اینو درک کردم امشب اینو با تمام وجودم احساس کردم که باید و باید من با ارزش باشم تا دنیای من با ارزش باشند. خدای بزرگم ممنونم که به فکر منی ممنونم که به فکر زندگی من و شوهرم هستی عاشق زندگیم عاشق نفسهام هستم دوستتون دارم.❤❤??

-فرزانه پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

سلام ودرود برهمه شما عزیزان واستادعباسمنش عزیز
چه اتفاقی بهتراز اینکه بادوستانی فوق العاده چون شما واستاد عزیزآشنا شدم و عضو این خانواده بزرگ و صمیمی و دوستداشتنی شدم و باشما عزیزان همسفرشدم
خدارو هزاران مرتبه سپاسگزارم که منو تو مسیر قرار داد تا آگاهانه زندگیمو خلق کنم
تاباعث پیشرفت خودم وجهانم بشم خدایاشکرررررت که عضو این سایت و جمع فوق العاده شدم
میدونین دوستان من خیلی وقت بود به سایت سرمیزدم ولی حتی حوصله خوندن کامنتارم نداشتم چند باری خواستم ثبتنام کنم ولی نشد هربار یه مشکلی پیش اومد انگار روی مدار نبودم یاتنبلی میکردم ولی چند روز پیش دلو دادم بخدا و گوشمو روی نجواهای شیطان بستمو عضوشدم خیلی خوشحالم چون از وقتی عضو سایت شدم یه حال عجیبی دارم انگار یه انرژی مثبتی بهم تزریق کردن الان واقعا خودمو عضو این خونواده میدونم و جالبه علاوه براینکه کامنتارو میخونم خودمم همش کامنت میزارم خدایاااا شکرت بابت تمام نعمهات و اتفاقات خوب زندگیم
به امید موفقیت روز افزون همه ی شما عزیزانن:)

-معصومه شریفی پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

خدا روزی رسان من است ?
خدا از غیب برای من نعمت و ثروت میفرسته?
خدا همیشه راهنما و همراه منه ?
خدا رو شکر خدا به بهترین شکل کمکم میکنه
خدایا شکرت که امروز تو رو تو لبخند فرزندم دیدم?
خدایا شکرت به خاطر سایه بلند و حمایتگر پدر و مادرم
خدایا شکرت که پسر درسخون و مسولیت پذیری دارم
خدایا شکرت که منو تو این راه قرار دادی
خدایا شکرت که به خواستم ای نقد زود پاسخ دادی و به زندگیم هدف دادی
خدایا شکرت با این که کمتر از یه ماهه تو این مسیر قدم گذاشتم حالم اینقد خوبه و تو ذهنم ایده های خوب میاد??
خدایا شکرت که منو بااستاد فوق العاده مون واین دوستای پر انرژی و مثبت اندیش آشنا کردی??
ودر آخر خدایا شکررررررررت بابت همه داشته ها و نداشته ها و چیزایی که از قلم انداختم ??????

-محيا بانو پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

سلام
امروز رفتم دانشگاه برای درخواست تدریس…خداوند یک نفر رو گذاست سر راهم که خیلی کمکم کرد.خودش رفت پیش رییس و باهاش صحبت کرد و به چند نفر دیگه هم تماس گرفت و ازشون برای همکاری توی زمینه تحصیلی من درخواست کار کرد و منو به چند نفر معرفی کرد و قراره فردا رزومه ام رو ببرم…
اون شخص گفت من پارتی قوی دارم خیالتون راحت ،من ازش تشکر کردم اما توی دلم گفتم خدایا این لطف توئه این شخص دستی از دستان بی نهایت توست..خداجونم ممنونتم…
خدایا سپاسگزارم که منو به خواسته ام و ارزوی همیشگیم یعنی تدریس رسوندی.‌..خدایا شکرت.خدایا شکرت..خدایا شکرت۱۷-۱۰-۹۷

-ثریا مرادی 6 ماه پیش
مدت عضویت: 1199 روز

ازتون ممنونم بابیت این که نظر گذاشتین. انشالله که همیشه زندگی پر از ثروت و موقعیت و سلامتی داشته باشید.

-راضیه مرضیه پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

چند روزی بود که یک حسی به من میگفت که یک روز مرخصی بگیر و امروز صبح دیر از رختخواب بلند شدم و به رئیسم زنگ زدم و تقاضی یک روز رخصی کردم و او هم به راحتی قبول کرد

-سیمیا پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

من امروز بعد از خوندن کامنتهای دوستان، تصمیم گرفتن از خدا درخواستی بکنم و گفتم خدایا من دلم میخواد امروز یه هدیه به من داده بشه. و حدود نیم ساعت بعد یکی از دوستان قدیمی برای من یه دسته گل نرگس آورد!
خدایا سپاس

-رضا قربانی پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

با سلام خدمت دوستان عزیز
امروز روز دوشنبه مورخ 17 دیماه 1397 است و برای من کلی اتفاقات خوب افتاد تا الان که ساعت 7:57 صبح است::
1- صبح ساعت 6:30 صیح بیدار شدم که لباس بپوشم بیام اداره همسرم هم بیدار شد گفتم سلام صبح بخیر عشقم و من کلی احساس خوب بهم دست داد و کلی خدا رو شکر کردم.
2- ساعت 7:00 رفتم پمپ بنزین ، بنزین بزنم ، دستکش پلاستیکی یکبار مصرف دستم کردم تا پیاده شم بنزین بزنم دیدم خود مسئول پمپ بنزین برای اولین بار خودش بنزین زد و من به نازل دست نزدم. همکار ش هم وقتی منو دید اومد بهم سلام کرد. واقعا ته دلم خوشحال شدم و رفتم کنار با خودم گفتم رضا اینا همش نشونه است. چون تو از دیروز داری احساس خوب میدی به کائنات ، بفرما اینم نتیجه ش
3- سوار ماشین شدم تو مسیر دیدم یه مادر گوشه خیابون دست بلند کرد که منو تا اول بلوار میرسونی ؟ سوارشون کردم و رسوندمش ، کلی برام دعا کرد . به خدا گفتم خدایا ازت سپاسگزارم که این این مادر مهربون رو سر راه من قرار دادی تا حالم رو خوب کن با خدمتی که به همنوعم کردم و رسوندمش و دعای خیری که در حقم کرد.
4- وقتی اومدم اداره همکارام بهم سلام کردن و کلی احساس خوب به من دادن.
اینها همش نشونه است.خدایا صمیمانه ازتون متشکرم. دوستت دارم.

-سحر پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

سلام دوستان خوبم
چند وقتیه که تکرار میکنم من از توی خونه به صورت آنلاین به درآمد میلیاردی میرسم این اواخر احساسم عالیه عالی بود و فقط خنده هامو میشمردم به روزی ۱۱۰ بار رسیده بود خنده هام?. الان که حساب کردم متوجه شدم جمع فاکتورهایی که نوشتم ۵ میلیون شده و فاکتورهام فقط به یک نفر نوشته شده خدایا چقدر فراوانی و نعمت به ما دادی خیلی خوشحالم توی این دو هفته برای خودم خرید کردم و عکسهای عروسیمون رو گرفتم و سایت خودم رو ثبت کردم از خوشحالی اشک شوق ریختم و خدای بزرگم رو به خاطر این قوانینش شکر کردم ??

این ایده خیلی عالیه ممنونم ?

-طیبه مرادی پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

به نام خدای بخشنده مهربان
با سلام خدمت همه ی دوستان گلم و خوبم و الهی
اتفاقات خوب امروزم را می نویسم ….خدا برکتش بده ????

دیشب که خواستم بخوابم یه تقسیم کار کردم با خداوند و گفتم فردا من این کارا کنم باشیم تو عشقم…
مو به مو اجرا شدن خداروشکر عاشق تقسیم کارم معجزه ها میکند ….
گفتم میخوام ایده برای چند برابر کردن درآمدم میخوام …امروز خانم شایسته عزیز فایل چند برابر کردن درآمد و گذاشت ومن تازه وهزاریم افتاد که من بازم برام سراغ گوش دادن بارها تا وبارها به فایل و تغییر باورهای و درک ککردنش ….
وجود خود عزیز و قشنگم را سپاس

خدایا شکرت امروز تا یه جایی گفتم منو رایگان برسون رسوند…?????????? گفتم منو بخندون منو با طرح نوری که لباسم که روی دیوار ایجا. د کرد منو خنداند…. خیلی خوش بود عین بچه ها ..
خدایا شکرت…
عشق خودم خدای عزیز همراهیش را سپاس
تو محیط اموزشم آدمهای خوب مهربان موفق خوش اخلاق وخوش تیپ هستند که بودنشان احساس سپاسگزاری به من میده تازه حرفهایی در مورد طراحی میزدن که منم علاقه دارم و دیدم راهم درسته خدایا شکرت…
نشونه های همسرم و بازم بهم میگی خدایا شکرت …..امروز بازم خرید کردم واسه خودم وبا دیدن فایل ارزش ابزار تلنگر دیگه خوردم و یه مسواک خوبتر خریدم این بار کیفیت وخواستم ….خدایا شکرت
طراحی هام داره هر بار عالیتر میشه خدایا شکرت ……دارم به جهانی شدن در کارم فکر میکنم چون همون روزهای اول از خدا بزرگ خواستم چون میدونستم بدستش میارم….
بخاطر همه چیز ازت ممنون و سپاسگزارم و اومدن تو بخش عقل کل وجواب دادن سپاسگزارم …

داشتن پدر و مادر عززیزم را سپاس …نان خوشمزه و بوی عطر دستپخت مادرم را سپاس ….
خوردن کلوچه با چایی عصرانه بعد کلاسم تو خونه گرم را سپاس ….
دیدن خنده ها وشادیها و ثروت های جهان را سپاسگزارم…
وجود استاد. عزیزم بنده با ایمان خداییم را سپاس …دوره های الماس گونه استاد در گوشیم را سپاس وسلامتیم را شکر…
در پناه الله قدرتمند شادترین سالم ترین و خوشبخت ترین ثروتمندترین باشید …

-ثریا مرادی 6 ماه پیش
مدت عضویت: 1199 روز

سلام دوست خوبم از نظری که گذاشتید واقعا سپاسگزارم انشالله که همیشه زندگیتون پر از ثروت باشه. هر چقدر که ایمانمون به خدا بیشتر باشه همه چی راحت تر، سریع تر و پول ساز تره.

-ثریا مرادی 6 ماه پیش
مدت عضویت: 1199 روز

سلام دوست عزیزم خیلی خوشحالم که اینقدر روزای خوبی دارین
منم امروز رفتم یه بانک دولتی حساب باز کنم برای سرمایه گذاریم وقتی رفتم اونجا یعنی این خواسته رو داشتم و قتی بهش رسیدم فهمیدم که اون بانک اصلا با معیارهای من همخوانی نداره از نظر خدمات. بعد یه حسی بهم گفت چرا نرم توی بانکهایی که قبلا حساب داشتم و خدمات اینترنتی خوبی میدن حساب باز کنم برای امروز رفتم توی بانک خصوصی حساب باز کردم که خدمات بهتر و راحت تری ارائه می دهند. همیشه دارم با خودم فک می کنم که خیلی خوبه اول به یه چیزی برسم بعد تصمیم بگیرم که می خوامش یا نه عین امروز

-آلیس نصرتی پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

خدایا سپاسگزارم ازت به خاطر حضورت در تک تک لحظه های زندگیم.شکرگزارتم که من رو به راه راست هدایت کردی راه کسانی که بهشون نعمت و ثروت فراوان بخشیدی نه گمراهان
رب پاکم شکر گزارتم که بیتوجه به مخالفت همه درسمو تموم کردم با اینکه همه میگفتن این مدرک به دردت نمیخوره ولی من ایمان داشتم که میتونم ازش استفاده کنم و الان بعد ۶ سال فارق التحصیلی پدر عزیزم زنگ زد گفت یه کار خوب واست پیدا کردم که ان شا لله تا چند روز آینده درست میشه و میرم سر کار
خداجونم شکر گزارتم به خاطر هوای برفی امروز تهران که پسر داییم تو وضعیت واتس اپش گذاشته بود با یه اهنگ خیلی قشنگ که حسم رو عوض کرد چون قبلش یک اتفاق ناخواسته افتاده بود یه کم نجواها شروع شده بود اما با دیدن این هوای عالی همه چی یادم رفت کلا رفتم تو رویاهام حسش خیلی قشنگ بود یه خیابون و ماشین و اهنگ مورد علاقه ات و هوای برفی خیلی قشنگ بود خداجونم شکرت
خدااجونم شکرت به خاطر همین لحظه ای که بعد اینهمه مدت هدایت شدم دقیقا به این صفحه و دارم شکر گزاری میکنم هیچکدوم این اتفاقات الکی نیست قانون داره کار میکنه
رب شکورم شکرگزارتم به خاطر استاد عباسمنش که تصمیم به تغییر گرفت و باعث شد که هزاران نفر با اموزه هاش راه راستو پیدا کنند
شکرت خدای غفورم
استاد عباسمنش عزیز بنده خوب خدا هزاران هزار بار ازت سپاسگزارم که این راه رو انتخاب کردی هر وقت که الهامی رو درک میکنم همون لحظه اول از خدای خودم شکرگزاری میکنم بعد از تو استاد عزیزم سپاسگزاری میکنم و همیشه دعا میکنم در این دنیا و اون دنیا به بالاترین جایگاهی که یک انسان میتونه برسه خدا به همون جایگاه برسوندتتون
خدای بزرگم فقط میتونم سجده شکر به جا بیارم به خاطر آگاهیهایی که هر لحظه بهم الهام میشه شکرت رب پاکم استاد عزیزم ممنونم❤❤???
تو درجان منی من غم ندارم رب عاشقم❤

-صدیق پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

سلام دوستان عزیز من دیروز در مورد پول نگران بودم یه کم هی به خودم داشتم میگفتم که نگران نباش پول میاد رو حسابم اصلا هم زیاد تکرار نکردم این رو ولی یکساعت بعد رفتم گوشیم رو نگاه کردم دیدم یکی از اعضای خانوادم شماره کارتم رو خواسته به خدا از اینکه قانون به این سرعت برام جواب داد تا یکساعت فقط گریه میکردم و شکرگذاری میکردم و به این نتیجه رسیدم که من به همه خواسته هام میرسم ولی ممکنه اونا زمان بخواد و در زمان خودش بهم میرسه .یا هفته پیش برای امتحان کردن قانون گفتم این هفته یه نفر بهم کادو میده خواهرم روز بعد یه جفت نیم بوت خوشگل برام خرید .قانون جواب میده دوستان فقط ما متاسفانه عجولیم چون اول راهیم و نگران هستیم .

-سیمیا 6 ماه پیش
مدت عضویت: 410 روز

سلام
یه اتفاق جالب که امروز برای من افتاد این بود که صبح کامنت شما رو خوندم و کامنت دوست عزیز صدیق رو. و با خودم گفتم خدایا من امروز می خوام که یه هدیه به من داده بشه. و نیم ساعت نگذشته بود که دوستی بعد از مدت ها برای دیدنم به محل کارم اومدو با خودش یک دسته گل نرگس آورد.
خدایا هزاران بار سپاس

-روح اله ویسی پاسخ داده شده در 7 ماه پیش

باسلام وخدا قوت خدمت استاد ودوست عزیز خودم.
امروز وهر روز برای من مثل جشن بزرگیه که خداوند برایم ترتیب داده.
امروز برای همسرم گل گرفتم وکلی احساس خوب داشتم.

-دانیال صمدی پاسخ داده شده در 7 ماه پیش

سلام دوستان خوب هم فرکانس من.
من هفته قبل رفتم لهستان. خداوند من را برو توی یه قسمتی از شهر Kraków که فقط شادی خوشی و بسیار بسیار فراوانی نعمت دیدم. خدا را صدها هزار بار شکر. همه چی بسیار به خوبی و آسانی پیش رفت. درست کردن دندانهام. خرید ارزان و با کیفیت عینک و هدایت شدن به جاهای عالی. عینک فروش می خواست بیشتر پول بگیره ولی خودش من رو هدایت کرد به جایی که با ۴۰٪ قیمت خریدم‌. البته جهان مدام من رو هدایت می کرد. خدا رو شکر.
انشاالله همه شما هدایت بشین به جاهایی که کلی فراوانی داره.
موفق شاد و پیروز باشید

-علیرضا قلیزاده پاسخ داده شده در 7 ماه پیش

سلام به همگی خدا قوت.
من خیلی اتفاقایه خوب کوچیک واسم میوفته این چند وقته که با قانون آشنا شدم آخه واسه این میگم کوچیکن چون تازه هم فرکانسیتون شدم و شاید به دید شما کوچیک باشه ولی واسه من که خیلی بزرگن و با دیدنشون کلی ذوق زده میشم و حال میکینم و هی به خودن میگم بیبن قانون داره جواب میده ببین دقیقا همونجوریه که استاد میگفت. از اصلا بنویسم یکمشو واستون بهتره. اوایل آشناییم با قانون دزدگیر ماشین خراب شده بود همون روزایی که داشتم رو باورایه صیحیحم کار میکردم تصمیم گرفتم صبح ببرمش درستش کنم رفتم به سمت ماشین دزد گیرو زدم دید خودش درست شده. یا اینکه دیگه تو ترافیک گیر نمیکنم حتی تو پر تردد ترین جاهایی که همیشه ترافیکه. خوب شدنه رابطم با همسرم و فرزندام یا اطرافیانم به شکل معجزه آسا واسه این میگم معجزه آسا آخه من قبلا از این آدمایی بودم که خیلی خود دگیری داشتم و با همه دعوا داشتم و کافی بود یکی یه کاری بکنه که من خشم نیاد…. ولی الان همه کارامو انجام میدن واسم. دوستم دارن و بهترین رفتارو دارن باهام حتی همون افرادی که باهاش برخورد بد داشتم قبلا. یا یه لامپی بود تویه خون سوخته بود پریدم دستمو زدم بهش دیدم روشن شد. یا اینکه بعضی جاها که قوانین راهنمایی یا رانندگیو راعیت نمیکنم و پلیس اونجاست اصلا یا حواسش نیست به من یا خودشو میزنه به اونراه که من مثلا تورو ندیدم بیا برو. خیلیاشو یادم نمیاد الان و ولی همیشه دیدن اتفاقایه کوچیک بهم انگیزه میده واسه رسیدن به اتفاقایه بزرگ خیلی دوستتون دارم شاد و ثروتمند باشید هم در این دنیا و هم در آخرت.

-ثریا مرادی 6 ماه پیش
مدت عضویت: 1199 روز

دوست عزیزم خوشبختم بابت تموم نشونه های هر چند کوچک اما بزرگی که داره براتون اتفاق می افته. منم کلی از این نشونه ها دارم. دیروز نمره خوبی نگرفتم تو امتحان و از استادم خواستم که اگه ممکنه بهم یه نمره بده تا قبول شم و بهم گفت با یه نمره کارت درست می شه گفتم اره و یک نمره هم گرفتم و قبول شدم به همین راحتی

--- پاسخ داده شده در 7 ماه پیش

سلام
چند ماه پیش یکی از دوستانم که در یک شرکت تبلیغاتی کا میکنه گفت که یک سری کارهای دستی دارن که نمیشه تو شرکت انجام بدن چون حجمش زیاد است به من گفت که یک تیم چند نفره درست کن تا کارها را بیارم در منزل انجام بده و هم استقبال کردم چون به شدت به پولش هم احتیاج داشتم شوهرم بیکار بود خلاصه کار را آورد ومن هم با تیمی که درست کرده کار را به نحو احسن انجام دادم .وهمزمان داشتم روی خودم کار میکردم و فایلها ی استاد را گوش میکردم وپیش خودم تصور میکردم که صاحب اون شرکت مستقیم با خودم قرارداد بسته وکارها را بدون واسته به خودم داده وسپاسگزاری و عبارات تاکیدی را هم انجام میدادم وکارها را تحویل دادم وبه دوستم گفتم اگه کاری بود باز به من خبر بده تا اینکه تقریبا یک ماه بعد زنگ زد گفت کار دستی داریم ولی چون تعداش زیاد نیست تو شرکت میزنیم اگه دوست داری بیا اینجا انجام بده من هم رفتم بعد از اینکه کارها تمام شد ریس اون شرکت از من خواست بمونم تا با من صحبت کنه .بعد از من تقاضای همکاری کرد وگفت دوست دارم شما را در مجموعه خودم به عنوان یک همکار داشته باشم وکلی هم از توانایی من تعریف کرد ویک شرایط فوق العاده برای من گذاشت چون من یک بچه دارم وراهم دور است گفت میتونم ساعت نه صبح بیام تا سه بعداظهر با حقوق ثابت وهر وقت کار دستی هم داشتیم علاوه بر حقوق اون روزم بابت کارهای دستی که انجام میدم پول جداگانه دریافت کنم. در صورتی که بقیه کارمندا کارهای دستی را باید انجام میدادن وپول اضافی دریافت نمیکردن .باورتون نمیشه وقتی اون داشت صحبت میکرد من اصلا انجا نبودم فقط شکر میکردم حال اون موقعه ام قابل وصف نیست .
با تمام وجودم درک کردم بزرگی روزی رسان بودن خدا را درست جوری همه چیز رقم خورد که من قبلا تجسم کرده بودم واز خدا خواسته بودم خدایا عاشقتم .
بچه قانون جواب میده با تمام وجود عمل کنید .به گفته های استاد .
برای من این یک معجزه بود چون من نه مدرک خواستی دارم نه سابقه کاری الان در اون شرکت در قسمت فروش دارم کار میکنم وخدا را شکر همه چیز عالیه یک محیط کاملا سالم وصمیمی با همکارهای فوق العاده خوب خدایا شکر
به خدا توکل کنید همه چیز را به خودش بسپارید شما فقط روی خودتون وباورهاتون کار کنید و ورودی هاتون را کنترل کنید بقیه کارها خودش درست میشه
شاد پیروز وسلامت در پناه حق باشید.

-علیرضا قلیزاده پاسخ داده شده در 7 ماه پیش

سلام به همگی خدا قوت.
من خیلی اتفاقایه خوب کوچیک واسم میوفته این چند وقته که با قانون آشنا شدم آخه واسه این میگم کوچیکن چون تازه هم فرکانسیتون شدم و شاید به دید شما کوچیک باشه ولی واسه من که خیلی بزرگن و با دیدنشون کلی ذوق زده میشم و حال میکینم و هی به خودن میگم بیبن قانون داره جواب میده ببین دقیقا همونجوریه که استاد میگفت. از اصلا بنویسم یکمشو واستون بهتره. اوایل آشناییم با قانون دزدگیر ماشین خراب شده بود همون روزایی که داشتم رو باورایه صیحیحم کار میکردم تصمیم گرفتم صبح ببرمش درستش کنم رفتم به سمت ماشین دزد گیرو زدم دید خودش درست شده. یا اینکه دیگه تو ترافیک گیر نمیکنم حتی تو پر تردد ترین جاهایی که همیشه ترافیکه. خوب شدنه رابطم با همسرم و فرزندام یا اطرافیانم به شکل معجزه آسا واسه این میگم معجزه آسا آخه من قبلا از این آدمایی بودم که خیلی خود دگیری داشتم و با همه دعوا داشتم و کافی بود یکی یه کاری بکنه که من خشم نیاد…. ولی الان همه کارامو انجام میدن واسم. دوستم دارن و بهترین رفتارو دارن باهام حتی همون افرادی که باهاش برخورد بد داشتم قبلا. یا یه لامپی بود تویه خون سوخته بود پریدم دستمو زدم بهش دیدم روشن شد. یا اینکه بعضی جاها که قوانین راهنمایی یا رانندگیو راعیت نمیکنم و پلیس اونجاست اصلا یا حواسش نیست به من یا خودشو میزنه به اونراه که من مثلا تورو ندیدم بیا برو. خیلیاشو یادم نمیاد الان و ولی همیشه دیدن اتفاقایه کوچیک بهم انگیزه میده واسه رسیدن به اتفاقایه بزرگ خیلی دوستتون دارم شاد و ثروتمند باشید هم در این دنیا و هم در آخرت.

-ثریا مرادی پاسخ داده شده در 7 ماه پیش

سلام به همه امروز کلی اتفاقی خوب افتاد برام
ظهر رفتم امتحان بدم دانشگاه به محض این که از شرکت پامو گذاشتم بیرون از این اتوبوس هایی جدید و نو اومد خ راحت رفتم دانشگاه و توی راه داشتم فایل میدیدم امتحانمو خ راحت دادم. برگشتنی به ی نمایشگاه ماشین نظرم جلب شد سه تا توش سانتافه بود. و اخرم باور کنید سه سال من تو اون دانشگاه میرم تا حالا به چشمم بانک تجارت سر کوچه دانشگاه نیومده بود. یه حسی بهم می گه برم تو اون بانک حساب باز کنم و کلی پول توش میاد که باهاش خونه و ملک بخرم خدایا شکرتتتتتتتتتتت

-Yasi Al پاسخ داده شده در 7 ماه پیش

یک دوستی تعریف میکرد وقتی کلاس اول ابتدایی بوده؛پدرش هدیه ای رو میبره مدرسه و میده به معلم که معلم اون هدیه رو از طرف خودش برای تشویق بده به دوستم؛ دوست من میگفت که وقتی پدرم اومده بود مدرسه دم در کلاس؛دستشو از لای در دیدم که هدیه رو داد به معلم.الان منم وقتی به عقب نگاه میکنم فقط دست خداوند رو میبنم .فقط و فقط دست خداوند رو میبینم که چطوریه به من نشونه هایی داد که من محکم تر قدم بردارم و منو به خواستهام تو بازه های زمانی مختلف رسوند.
خیلی وقتها ادم متوجه نمیشه یا فراموش میکنیم لطف و عظمت خدا رو ولی وقتی با دقت ی اتفاق خوب زندگیتو بررسی میکنی که چطوری این اتفاق افتاد گاهی فقط میشه گفت معجزه!و این معجزه خداست.
من خیلی اتفاقات خوبی توی زندگیم افتاده به خیلی خیلی از چیزهای که ارزوهای دیروزم بوده رسیدم هرچند الان دارم روی یک سری باورهام کارم میکنم و دارم خودمو اماده میکنم که به خواستهام جدیدم برسم البته گاهی هم شیطان کارخوشو میکنه و منو ناامید میکنه ولی من دارم یواش یواش سعی میکنم شکستش بدم.
از جالبترین اتفاقاتی که اخیرا برای من افتاده اینه که من دنبال کار دانشجویی بودم؛به چند تا شرکت ایمیل زده بودم ولی جوابی نگرفته بودم با خودم میگفتم بلاخره ی جوابی میگیرم.شاید باورتون نشه ولی استاد پروژه پایان نامه ام که فقط یک بار دیده بودمش؛ خودش بهم ایمیل داد و گفت وقت آزاد داری تو شرکت ما کار کنی؟من اون لحظه بال در اورده بودم که چطور خدا ما رو به خواستمون میرسونه.خدا رو با تمام وجود حس کردم .امیدوارم زندگی هممون پر بشه از این لحظه ها
و اتفاق جالب دیگه اینکه من میخواستم برم مرکز شهر چند روز پیش؛ساعتهای اومدن مترو رو چک کردم و دیدم که اگه من بتونم دو دقیقه زودتر برسم ایستگاه قطار میتونم با اولین مترو برم وگرنه باید ۳۰ دقیقه باید صبر میکردم و هرجوری حساب کردم نمیتونستم زودتر برسم با خودم گفتم ای کاش اولین مترو چند دقیقه تاخیر داشته باشه که من برسم بهش.باورتون میشه وقتی رسیدم دیدم تو تابلو زده که مترو تاخیر داره ۵ دقیقه!اینقد هیجان زده شده بودم که دوست داشتم از همه ی اونهایی که اونجا منتظر ایستادن معذرت خواهی کنم و بگم دوستان من خواستم و بخاطر من تاخیر داره.
خلاصه که ما خودمون داریم زندگیمون طراحی میکنیم و امیدوارم خدا بهمون این لیاقت رو همیشه بده که بتونیم قشنگ و قشنگتر طراحیش کنیم.

مدت عضویت: 317 روز

باسلام . خدمت دوستان عزيز.
بنده اززماني كه ازطريق اين سايت واستاد عباس منش با قضيه تفكر توحيدي آشناشده ام . خواندن قرآن ( اين كتابي است كه برتو نازل كرديم تامردم را از تاريكي هاي *شرك و ظلم و طغيان * به سوي *ايمان و عدل و صلح * به فرمان پروردگارشان درآوري ، به سوي راه خداوند عزيز و حميد ايه 1 سوره بقره) مخصوصامعاني سوره ها و آيه هايي كه درباره ايمان به خداوندوتفكر توحيدي مانند سوره حضرت ابراهيم . مومنون . فتح .بقره . ياسين و… تقريبا هرروز انجام مي دهم. بطوري كه دوسوره مومنون و فتح را هميشه مي خونم . وازروزي كه به باور توحيدي پرداختم وبامسئله شرك خفي آشناشدم خيلي روي باورهام كارميكنم و تمام خانواده و آشنايان و دوستان را تشويق مي كنم كه روي مواردي كه ذكر كنم قران رو مطالعه كنند تا بتونند ايمان به خداوند را درخودشون تقويت كنند واز شرك و جهل و متوسل شدن به غير ازخدا ( خواسته يا ناخواسته به ديگران متوسل شدند) دوري كنند .چون طبق آيه 34 سوره فتح كه خداوند مي فرماييد (اگر ازبشري همانند خودتان اطاعت كنيدمسلماً زيان كاريد)و ازخداوند خواسته ام بهم توانايي و قدرتي رو عطا كنه تا بتونم قضيه ايمان به خداوندتاجايي كه امكان دارد بين مردم رواج بدم كه هرجا مشكلي هست مردم به درون خودشون به ايمان به خداي خودشون بپردازند بجاي اينكه به دنبال عوامل بيروني باشند .
درنهايت اينكه . اكنون هرموردي براي من پيش مياد زود به باورهام و ايمانم مراجعه ميكنم واينكه سعي ميكنم قضيه شركن خفي را مراعات كنم دردلم خواسته و يا ناخواسته جاي ندهم . وفقط خداوند را درميسرشدن و نشدن اون امرمدنظر قرار بدم چون خداوند طبق ايه 4سوره بقره مي فرمايد.( سپس خداوند هركس را بخواهد و مستحق بداند هدايت مي كند واوتوانا و حكيم هست .
اياك نعبدو اياك نستعين

-محمد امام بخش 7 ماه پیش
مدت عضویت: 992 روز

خیلی عالی دوست خوبم. نکته مثبت کامنتت یادآوری این نکته برام هست که ما خالق تمام شرایط زندگی خودمون هستیم چون میتونیم فرکانس هامون رو در جهت خواسته هامون کنترل کنیم. دقیقا همینطوره.. خداوند به کسی لیاقت طراحی زندگی قشنگ رو میده که آگاهانه روی باورهای لیاقتش کار میکنه و با خودش به صلح میرسه.. خداوند کسی رو لایق میدونه که باور لیاقتش رو تقویت میکنه چون جهان و خداوند شانسی و اتفاقی و تصادفی برای ما کاری نمیکنه بلکه این انرژی یک سیستمه که بر اساس قوانین بدون تغییرش کار میکنه پس میزان لیاقت و عزت نفس ما شانسی پدید نمیاد بلکه با تمرین ذهنی آگاهانه پدید میاد.. این قانونشه و سپاسگزارم به خاطر این یادآوری ارزشمند.

-عادل برا پاسخ داده شده در 7 ماه پیش

دیروز رفتیم یه بازاری کنار دریا بود به صورت قدیمی درست کرده بودن خیلی قشنگ بود خیلی هم شلوغ بود بعدش هم رفتیم یکی از مرکز خریدای بزرگ و اینقدر شلوغ بود که نمیشد راه بری من کلا از این جور جاها خوشم میاد چون بهم احساس خوب میده وقتی میبینم همه دارن خرید میکنن همه شادن و اینه که استاد میگه تمرکزمون میره رو چیزای مثبت و همیشه خدا رو شکر میکنم بابت این همه فراوانی

-ثریا مرادی 7 ماه پیش
مدت عضویت: 1199 روز

سلام دوست عزیزم خیلی خوشحالم که نظر گذاشتید امیدوارم هر روزتون پر از لذت و شادی باشه و پر از فراوانی

-عادل برا پاسخ داده شده در 7 ماه پیش

دیروز رفتم مرکز خرید دیدم که خیلی شلوغ بود با اینکه اینجا رکود هست و گفتم خدایا شکرت که مردم اینهمه خریدمیکنن و این همه ثروت اینجا هست

-علیرضا بهرامی پاسخ داده شده در 7 ماه پیش

سلام دوستای عزیزم
امروز از صبح حال مادرم خیلی خوب بود. علی رغم اینکه تازه دیروز عصر از شیمی درمانی برگشتیم و معمولاً تا یک هفته حالش بد میشد اما امروز از صبح سرحال بود و حتی یک ذره هم درد و حالت تهوع نداشت. ( بهش گفتم تمرکز کنه روی بخش های سالم بدنش و هر روز داره این کار رو میکنه و مدام ذکر شکراً لله رو میگه و یقین دارم به زودی نه تنها شیمی درمانی رو قطع میکینم بلکه حالش کاملاً خووووب میشه :) و سالم تر از همیشه زندگی میکنه )

امروز ساعت ها با دو تا خواهرزاده ی فسقلیم بازی کردم و لذت بردیم.

امروز ساختار صفحه ی اصلی سایتم رو به شکلی بسیار شکیل تر و عالی تر تغییر دادم و به لطف خدای متعال این تغییرات باعث میشه فروش سایت و درامدم ده ها برابر بیشتر بشه :)

-مارکوپولوی 6 ماه پیش
مدت عضویت: 1635 روز

البته که شکیل تر شدن سایت جذابتون که خوبه ولی اون چیزی که باعث میشه درآمدتون خیلی بیشتر وبیشتر بشه،
” باورهاتون هست ” نه چیزی دیگه.
همه چیز باور
باور
باور و اون فرکانس هایی که دارید در هر لحظه میفرستید.
با این کار دارید درآمد و موفقیتتون را میدید به محیط بیرون از خودتون.

دوست گلم موفق باشی.

-ثریا مرادی پاسخ داده شده در 7 ماه پیش

سلام دوستای گلم یلداتون مبارک
انشالله هروز براتون عید باشه خوبببببببببب بریم سراغ اتفاقای خوب
دیروز صبح شرکتمون شیرینی و شیرکاکائو دادند. خداوکیلی خیلی دلم می خواست. ظهرش هم ناهار دادن و آجیل وشیرینی و رفتیم طبقه بالا جشن گرفتیم کلی حال داد. خدارو شکر.

بعدش با خواهرم رفتیم طلا فروشی طلا خریدیم برای خواهر زادم

و رفتیم خونش کلی با نی نی بازی کردم . خدارو شکر امروز یه ویدیوی جدید از بیل گیتس و همسرش دیدم و کلی نکته یاد گرفتم.

ی سری هم به اینستاگرام افراد پولدار تهران زدم و توی پیچی نوشته بود زندگی فقط برای لذت بردنه اگر کسی غیر از این بهتون می گه باورش نکنید.

خداروشکر بابت سلامتیم، برای کارم، برای زیباییم، برای شما، برای سایت، برای استاد ووووووو کلی کارای خوب و زندگی خوب خدارو شکر. همین که هستی شکر بقیش هرچی شد. دوستون دارم.

استاد بابت فیلم آموزش بریدن انار از خانمتون هم سپاسگزارم.

-شاپور بوستان شناس پاسخ داده شده در 7 ماه پیش

سلام دوستان گرامی
اول تشکر میکنم از خداوند مهربان کهمنو با شما اشنا کرد دوم از شما دوستان تشکر میکنم که منو پذیرفتید
بهترین اتفاق امروزم وصل شدن وعضو شدن در این جا بود که با اشنایی با قوانین افرینش ونظام هستی که تنها قانونی هست که میتوان با صداقت ودرست کاری وبدون تقلب وتلاش وکوشش نتیجه بسیار خوبی بگیریم من قبل از انیکه با این برنامه اشنا بشم هیچ چیز درباره اینکه افرینش هم قانون داشته باشه ودرباره اون فکر کنم هم نمیدونستم وفکر میکردم قانون فقط ی کتابه وفقط تو دادگاه ها وکشور ها از ش استفاده میشه وکورکورانه با یکسری باور های غلط زندگی کردم عدم اگاهی ازقدرت واراده خداوند باعث شد که هیچ تغییرچمگیری نداشته باشم وبیشتر در حسرت باشم تا حرکت
ولی امروز خوشحالم این جاهستم خوشحالم از اینکه توسط یه دوست با برنامه شما اشنا شدم وباورود تو تلگرام وگوش دادن به کلیپ های صوتی تصویری احساسی درمن زنده شد که تصمیم گرفتم به جمع لیاقت مندان قرار بگیرم وبعداز چندروز تلاش وپیگیری تونستم وارد این جمع بشم چون از شور وشوق واشتیاق زیاد رمز عبور را پیدا نمیکردم ومدام درجا میزدم ولی امروز با کمی تمرگز فهمیدم که برنامه امیلم را بایست پاک کنم ودوباره نسب کنم وهمین هم شد که به ی دنیای جدید وزیبا دوست داشتنی وصل شدم واین شد بهترین اتفاق امروزم
باتشکر از همه عزیزان واقای عباسمنش عزیز

-علیرضا بهرامی 7 ماه پیش
مدت عضویت: 1820 روز

به جمع صمیمی عباس منشی ها خوش اومدین آقای بوستان شناسی عزیز :)

-فائزه زاهدی پاسخ داده شده در 7 ماه پیش

سلام
من میخوام چند تا اتفاق خوب این چند ماه گذشته رو بگم
از وقتی تصمیم گرفتم احساس خودمو خوب کنم(حتی قبل از اشنایی با استاد) کلی اتفاقات خوب افتاد مثلا دو تا از دوستای قدیمیم که سالها بود خبری ازشون نداشتم و بارها در تمام شبکه های اجتماعی دنبالشون گشتم و پیداشون نکردم، به فاصله ی دو سه هفته هر دوشون خودشون سرو کله شون تو زندگیم پیدا شد. جالب اینجاست که این دوتا دوستم هیچ ربطی به هم ندارن. هر کدوم جدا جدا منو پیدا کردن.
دو شب پیش داشتم تو ذهنم میگفتم که خدا توی این بارون نعمتش کلی سوژه ی خنده هم برام میاره… بعد از اون تا چند ساعت بعد هی سوژه ی خنده پیدا میشد :)) آخر شب هم اینقدر از ته دل خندیدم که داشت نفسم بند میومد از خنده :))
چند روز پیش در حالی که داشتم حسابی روی این باور کار میکردم که «من لیاقت بهترین روابط رو دارم» با پدرم رفتیم یه کافه کتاب . چندتا کتاب خریدیم و بعد توی کافه نشستیم. یهو من متوجه شدم که دوست بابام هم تو کافه ست و ما رو ندیده. این دوست بابام منو نمیشناخت ولی من اونو میشناختم. ما رفتیم سلام کردیم و همه دور یک میز نشستیم. از من پرسید که چی کار میکنی؟ گفتم که من عکاسم. بعد به صاحب کافه کتاب گفت برو بهترین و نفیسترین کتاب عکاسی که دارید رو بیار تا من به این خانم هدیه بدم!!!(یعنی به من) آدمی که فقط دو سه دقیقه بود با من آشنا شده بود، بهم یک کتاب عکاسی نفیس هدیه داد! بعد هم هر چیزی که قبلش منو بابا تو کافه سفارش داده بودیم رو حساب کردن و ما رو مهمون کردن. بعد هم در حالی که ما قرار بود پیاده به خونه برگردیم، محبت کردن و ما رو تا خونه مون با ماشین رسوندن. ما فقط رفته بودیم کتاب بخریم و کلی بهمون خوش گذشت.
فعلا همینا….
شب و روزتون خوش

-مهسا سلیمی 7 ماه پیش
مدت عضویت: 1395 روز

سلام دوست عزیز ممنون بابت نظری که نوشتی و انرژی که در همین لحظه به من دادی

-ثریا مرادی پاسخ داده شده در 7 ماه پیش

به نام خداوند بخشنده مهربان

یه ایده هایی بهم الهام شده برای کسب و کار که می خوام عملیشون کنم و این که یه لیستی برای خودم نوشتم تغییراتی که باید در زمینه روابط، اخلاق و مالی انجام بدم که به نظرم خیلی خوبه. احساس میکنم خداوند داره باهم حرف میزنه و تغییرات رو بهم می گه. از نظر مالی و روابط و سلامتی خیلی پیشرفت کردم اما هنوز به دلخواه خودم نرسیدم و میدونم که باید تکامل هم رو طی کنم و واقعا از شرایطی که دارم در تماما راضیم خیلی روندم صعودی بوده و از خداوند بابت آشنایی با قانون سپاسگزارم.

یه نکته ای که می خوام از اتفاقات خوب بگم دیشب رفتم یه آرایشگاه توی محلمون هی رفتم شبم بود به یه آرایشگاه توی سر خیابونمون رسیدم که رفتم توی سالن زیبایی کوچیک بود که دیدم همسایه سابقمون اونجاست خیلی برام جالبه من تا به حال توی اون آرایشگاه نرفته بودم. از آرایشگر ی سوالی پرسیدم که این جا چند ساله هستید گفت شش سال و گفتم که از کارتون راضین این سوال معمولا به خاطر باورهام ضربه نخوره از هر کسی نمی پرسم گفت خدارو شکر ما شش سال اینجاییم و هر روز هم یه عالمه مشتری داریم
واقعا از جوابش حالم خوب شد که اینقدر فراوانی هست و یه آرایشگر کویچیک اینقدر مشتری و درآمد داره واقعا نعمت ها و راهای پول ساختن خیلی خوبه و خیلی خیلی زیاده
دوستون دارم

-مسعود خداداد پاسخ داده شده در 7 ماه پیش

سلام دوستای گلم
چند روزیه بهم گفته شده که یک کتاب به چاپ برسونم
هنوز اون اعتماد کافی رو به اطلاعاتم ندارم ولی گفته شده
و اینم گفته که این آزادی رو داری که انجامش بدی یا ندی
ولی مگه پول نمیخواستی ؟
این قدم اوله و تا قدم اول رو برنداری بهت نمیگم چیکار کنی
انتخاب رو میزارم با خودت . ببینید چقدر به حرفای استاد نزدیکه
یه نشونم براش اومده
زنگ زدم به یکی از دوستان و سراغ فلانی رو گرفتم
گفت که اون کار میکنه و درآمد داره
فکر کردم پیش کسی رفته و حقوق میگیره
گفتم چه کاری میکنه؟
گفت مقاله مینویسه و منم این کارو میکنم این اصل کارشه
این اولین باری بود که این مطلب رو شنیدم
با اینکه ما خیلی وقته ما با هم حرف میزدیم

-آریا خیّر پاسخ داده شده در 7 ماه پیش

چند روز بود داشتم روی باور خوش شانسی و فراوانی کار می کردم امروز یه کد تخفیف 100 هزار تومانی که فقط به 4 نفر تعلق می گرفت به من داده شد که از طرف وبسایت مکتب خونه بود. و اینکه تمام چراغ های راهنمایی رانندگی برایم سبز هست:::)))))

-ثریا مرادی 7 ماه پیش
مدت عضویت: 1199 روز

همه ما خوش شانسیم عزیزممممممممم

-محسن کرمعلی پاسخ داده شده در 7 ماه پیش

سلام دوستای خوب وهم فرکانسی من.من چند سال کتابهای مختلف رو خوندم وهر کدوم دیدگاههای قشنگی برای زندگی بهتر بهم یاد دادن،در اصل خیلی وقته خدا دستمو گرفته.از ماه پیش بعضی از دوستان فایلهایی از استاد واسم فرستادن.ومن باگوش دادن اولین فایل استاد یک ایده کاری ناب برای شغل سوم به ذهنم رسید وهمون لحظه اقدام کردم وبه لطف خدای مهربون همین الان که دارم این کامنت رو مینویسم،مراحل آخر کار جدید داره انجام میشه بدون هیچ سختی و مشقتی.خدارو شکر میکنم که دستمو گرفته ومنو رها نمیکنه.از دیروز هم عضو جدید سایت استاد شدم وخیلی خیلی خوشحالم??

-آرمین $96$ پاسخ داده شده در 7 ماه پیش

سلام دوستان
خواستم بگم ک من اون دوستانی ک فکر میکردم گربه سیاه زندگی منه را دیگه نمیبینم و جور نمیشه ببینمشون و این جالبه واسم ?
دیشب هم رفتم پیم دسته عینکم را بندازم مغازه دار ازم پولشو نگرفت و حس خوبی بود

-سمانه ام پاسخ داده شده در 7 ماه پیش

سلام به روی ماه همه تون …. من دیشب دعوت شدم و رفتم یه رستوران خوب و یه غذای خوب خورم و کلی خندیدم و کلی کیف کردم و منو رسوندن خونه خخخخخخ خدا رو شکر …… خدا رو شکر که تو این جامعه من همش دارم آدمهایی رو میبینم که خوب پول در میارن و خوبم خرج میکنن …… یه عالمه خوش گذروندم و همشم تو دلم داشتم میگفتم ثروت و نعمت فراوانه

متشکرم رب من
شاداب باشید

-ثریا مرادی 7 ماه پیش
مدت عضویت: 1199 روز

خداروشکر عزیزم انشالله که همیشه سالم و ثروتمند و سعادتمند باشی

-رامين پاسخ داده شده در 7 ماه پیش

من چندوقت بود که دلم عطر و بوی خوش می خواست . در محل کارم روی میز مدیران چند شاخه گل نرگس هست وقتی اونها رو دیدم از خدا خواستم که عطر نرگس داشته باشم و همیشه با من باشه . همون شب رفتم تهیه غذا تا غذا تهیه کنم ولی گفت که برو یک ربع دیگه بیا هنوز شروع به کار نکردیم . توی اون مدت هدایت شدم به یک مسجدی که اون جا بود دیدم یک آقای در مسجد داره عطر های مختلف می فروشه . عطر نعناع عطر یاس عطر نرگس عطر مشک عطر گل یخ و قیمت هاشم چقدر مناسب بود . از 8000 تومان تا 15000 تومان بود و دقیقا میشد توی جیب بذاری و همیشه همراهت باشه . من یاد خواسته ام افتادم که همون روز به خدا گفته بودم که من عطر نرگس می خوام . بدون وسواس عطر نرگس رو انتخاب کردم و تا امروز همراهمه و همین الان انقدر به خودم عطر زدم که بوی اونو می فهمم . خدایا شکرت

-بهداد بخشی موفق پاسخ داده شده در 7 ماه پیش

سپاس گزارم از این سوال عالی خدایا شکرت که فرصت پاسخ به این پرسش زیبا را دارم خدایاشکر

اتفاق های خوبی که امروز تجربه کردم

۱ هرروز یک هدیه از سوی خدا که شمال ۸۸۶۴۰ ثانیه است خدا را شکر فرصت تجربه کردن یک روز جدید و یک هدیه عالیه دیگر را داشتم

۲ . از خواب بیدار شدم گرسنه بودم دوست نداشتم زمان بگذارم چیزی درست کنم با این حال حالی عالی و مثبا داشتم یکی از غذا های مورد علاقه من سالاد اولویه است متوجه شدم این غذای دوست داشتنی را در یخچال دارم جاتون سبز بابت هر لقمه این صبحانه باحال خدایا شکرت

۳ . هرروز می روم پیاده روی امروز هوا بسیار لذت بخش بود رفتم جای متفاوت و سرسبز به هر قسمت از این سر سبزی نگاه می کردم انگار در فلوریدا بودم جاتون سبز

خلوت بود با آرامشی عالی نمی دانید چقدر سپاس گزاری کردم یا به قول خودم ( عشق گزای )

۴ . نهاری باحال و خوشمزه خواهرم میل کردم که خیلی خیلی لذت بردم

۵ . یک فصل عالی از کتاب دوست داشتنی قدرت فور نویسنده حوزف مرفی مترجم رامین بختیاری خواندم و کلی لذت بردم

۶ . به زودی تصمیم به مهاجرت دارم می دانم مهم ترین قسمت زندگی ام است و سکوی پرش من به سمت ایمان بیشتر ثروت بیشتر آرامش بیشتر شادی بیشتر ارتباطاط عالی تر و سلامتی بیشتر خواهد شد هر روز هم دارم نشانه دریافت می کنم گه چقدر این اقدامم درست است

مثلا من ۱ سالی است به دنبال آدرس سالن همایش در تهران می گردم کلی جستجو کردن در اینترنت کلی از افراد پرسیدم اما آدرس را پیدا نکرده بودم

امروز یک پیام آمد برام شما به همراه ۳ نفر رزرو شدید به این همایش به نظر شما در کدام سالن

بله درست گفتید سالن معلم جالب این است در این پیام های تبلیغاتی همایش ها آدرس سالن را معمولا نمی نویسند اما این بار آدرس سالن همایش را هم نوشته بودند

انگار نشانه ها دارند می گویند بهداد موفق بیا دیگر ? خدایاشکرت

۷ . برای لذت بردن بیشتر از هر لحظه برای خودم برنامه ای چیده بودم امروز مانند همیشه موفق به پیروی از آن برنامه شدم

۸ . یک ایده عالی به ذهنم آمده که بلافاصله بعد از نوشتن این کامنت می خواهم آن را انجام بدهم

۹ . هر روز فرصتی است برای تقویت بیشتر ایمانم به همین دلیل صبح بلافاصله بعد از بیدار شدن با همه وجودم این مطلب را می گویم و در طول روز هم چند بار آن را می گویم

خدای مهربانم سلام

از لطف های که تا الان در زندکی به من داشتید با همه وجودم از شما متشکر هستم

به راستی و به حق شما حاکم و کنترل کننده ای همه اتفاق های زندگی من هستید

از شما می خواهم لطف کنید من را به سمت سلامتی ثروت آرامش شادی انرژی پول و موفقیت و ارتباط عالی تر با خودتان هدایت کنید

چرا که شما بهترین هدایت کننده هستید

حاکم زندگی من خدا

نمی دانید باعث شده چه دروازه های نعمتی با لطف و برکت الله در زندگی من باز شده است

خدایا مرسی که بر من منت نهادی و آنقدر من را ارزشمند می دانی که آنقدر نعمت به من دادید که اگر تا پایان عمرم بخواهم بابت همه آنها از شما تشکر کنم ناتوان خواهم بود

موفقیت من این بود که امروز مانند روز های قبل از فرصت را داشتم تا این سپاس گزاری با شکوه را بعد از بیدار شدن انجام بدهم

۱۰ . یک مکالمه تلفنی عالی داشتم یکی از دوستانم موفقیت های بیشتر از چیزی که
انتظار داشتم کسب کرد و من را ذوق زده کرد و من هم تا جای که امکانش را دارم بهش کمک می کنم

۱۱ . قرار است شام بچه های خواهرم و بردارم شام بیایند خانه ما کلی باهم بازی می کنیم بچه ها واقعا یکی از نعمت های مقدس و پاک خدا هستند که می شود کلی از شان درس گرفت

۱۲ . موفقیت همین لحظه امروزم این بود که تصمیم داشتم فقط ۱۰ مورد اتفاق خوب امروز را یاداشت کنم اما الان شما در حال مطالعه مورد ۱۲ اتفاق عالی امروز من هستید

الله شما خالق من و حاکم من هستید شما قدرت واقعی جهان هستید من تلاش می کنم تسلیم شما باشم و بخاطر بزرگی ثروتمند بودن و بخشنده بودن شما

از شما می خواهم لطف کنید من را به سمت سلامتی ثروت آرامش شادی انرژی پول و موفقیت و ارتباط عالی تر با خودتان هدایت کنید

خدایا با همه وجودم شکرت

-حمیدرضا عسکری پاسخ داده شده در 7 ماه پیش

سلام دوستان
پریشب جشن تولد بود کلی رقصیدم و خودم به تنهایی مجلس گرم کن بودم و تازه با هنذفری و داشتم جملات تاکیدی گوش میدادم دورو وریهام میگفتن این چیز پیز زده اینقد انرژی داره نمیدونستن فایل جملات تاکیدی من خیلی پر انرژی هستم دارم گوش میدم?

-ماه پیشونی 6 ماه پیش
مدت عضویت: 811 روز

جملات تاکیدی برات حکم آب شنگولی رو داشته :)))

-مارکوپولوی 6 ماه پیش
مدت عضویت: 1635 روز

وااقعا راست میگی؟!! ( تعجب – زبونمم بیرونه )
بابا تو دیگه کی هستی !
دست فرشته ها را از پشت بستی ( خنده ی ترمزی دیوانه وار )

-ثریا مرادی پاسخ داده شده در 7 ماه پیش

سلام به همه دوستان خوبم امروز اول دی ماه
از خداوند بابت آذر ماه فوق العاده ای که داشتم سپاسگزارم و از خداوند میخوام دی ماه رو بهترین ماه زندگی من کنه مانند هر ماه دیگه
و یه حسی بهم می گه تو دی ماه اتفاقات خیلی خوبی برام میوفته و خیلی پول خیلی راحت توی کارم به دست میارم
دوستون دارم. با اتفاقای خوب خودوتون بممباران
کنید الان توی سرکار داشتم یه آیه از قران می خوندم که خداوند به هر که بخواهد وسعت روزی می دهد و هر که را بخواهد هدایت می کند. همه چی رو به خدا بسپاریم همه چی درست میشه.
خدایا شکرت.

-وحید بذرافشان پاسخ داده شده در 7 ماه پیش

سلام دوستان
هفته پیش از سمتی که داشتم تنزل پیدا کردم. نمی‌دانم چرا ولی حس خیلی خوبی داشتم البته شاید عجیب باشه

-حمید میاحی پاسخ داده شده در 7 ماه پیش

سلام دوستان اتفاق خوبی که امروز برام افتاد اینه که امروز جمعه صبح بیدار شدم دیدم حوصله هیچ کاری ندارم و خیلی کسل بودم هیچ ایده ای هم برای امروز نداشتم ظهر بعد از نماز گفتم کامپیوترمو روشن کنم ایمیلهامو چک کنم بعد یه دفعه یادم اومد که مدتیه به این سایت سر نزدم که یه دفعه با این صفحه برخورد کردم و کامنتهای شما عزیزان رو خوندم نمیدونید چی شد چقدر انرژی گرفتم دوستان باور کنید کامنتهایی که میذارید معجزه میکنه الان که دارم اینو مینویسم باور کنید حس خوبی دارم و حالم خیلی خوب شد قبل از هرچی از خدا تشکر میکنم که منو به این صفحه هدایت کرد دوم از شما دوستان نازنینم تشکر میکنم که همیشه هستید یه چیز جالبی که هست اینه که وقتی به سایت سر میزنم اصلا احساس تنهایی نمیکنم باور کنید شما رو در کنارم حس میکنم خیلی دوستتون دارم شب یلدا رو به شما تبریک میگم و معتقدم فرصت خوبیه که امشب برای همه از خدا طلب خیر کنیم ارزوی من برای شما ثروت سلامتی و سعادت در دنیا و اخرت هست دوستتون دارم همتون عشق

-ثریا مرادی پاسخ داده شده در 7 ماه پیش

سلام دوستای گلم یلداتون مبارک
انشالله هروز براتون عید باشه خوبببببببببب بریم سراغ اتفاقای خوب
دیروز صبح شرکتمون شیرینی و شیرکاکائو دادند. خداوکیلی خیلی دلم می خواست. ظهرش هم ناهار دادن و آجیل وشیرینی و رفتیم طبقه بالا جشن گرفتیم کلی حال داد. خدارو شکر.

بعدش با خواهرم رفتیم طلا فروشی طلا خریدیم برای خواهر زادم

و رفتیم خونش کلی با نی نی بازی کردم . خدارو شکر امروز یه ویدیوی جدید از بیل گیتس و همسرش دیدم و کلی نکته یاد گرفتم.

ی سری هم به اینستاگرام افراد پولدار تهران زدم و توی پیچی نوشته بود زندگی فقط برای لذت بردنه اگر کسی غیر از این بهتون می گه باورش نکنید.

خداروشکر بابت سلامتیم، برای کارم، برای زیباییم، برای شما، برای سایت، برای استاد ووووووو کلی کارای خوب و زندگی خوب خدارو شکر. همین که هستی شکر بقیش هرچی شد. دوستون دارم.

استاد بابت فیلم آموزش بریدن انار از خانمتون هم سپاسگزارم.

-زهرا مصدق پاسخ داده شده در 7 ماه پیش

خدایا شکرت که اتفاقی کلی موزیک تجسمی عالی تو سایت یوتیوب پیدا کردم.
خدایا شکرت که پول کلاس رانندگیمو تونستم خودم بپردازم از کار جدیدم که عاشقشم
خدایا شکرت که امروز اولین تجربه رانندگی رو به صورت رسمی داشتم
خدایا شکرت که رفتار ادما باهام هر روز بهتر و بهتر داره میشه
خدایا شکرت که تو یکی از بهترین باشگاهای شهر تمرین کردم و لذت بردم
خدایا شکرت که آمادگی و قدرت بدنیم و سلامتیم هر روز به طور محسوسی داره بهتر میشه
خدایا شکرت بخاطر صبحانه و ناهار وشام ارزون و رایگان و خوشمزه و حاضر و آماده ای که برام مهیا کردی.
خدایا شکرت بخاطر اینکه راننده مهربون ازم پول نگرفت چون پول خورد نداشت درصورتی که میتونست بگه برو پولتو خورد کن.
خدایا شکرت به خاطر این حمام تروتمیزو گرم و عالی و رایگان.
خدایا شکرت بخاطر برق و اینترنت نامحدود رایگان که تونستم یکی دیگه از فایلای استاد عزیزمو ببینم.
خدایا شکرت بخاطر عقل کل و اینهمه دوستان مجازی موفقی که دارم و میتونیم به رشد هم کمک کنیم.

-حمزه شاکر پاسخ داده شده در 7 ماه پیش

با سلام به همه عزیزان؛
من امروز بعد از حدود ۹ ماه (یعنی اول سال تا حالا) موفق شدم یکی از گره های اساسی زندگیم رو باز کنم که به شکل کاملا اتفاقی و با استفاده از قانون رهایی(نگرانش نبودن و به خدا سپردن) -و حالا دیگه اون مساله حل شده و خودم و خانواده ام از این بابت خیلی خوشحالیم و از پروردگارم بابتش خیلی سپاسگذارم- ((یه شرکتی رو پیدا کردم که تاییدیه برام بزنه که بدم اداره که بیمه ام قطع نشه و حتی خدمات درمانی رایگان داشته باشم))
در ظمن من یک هفته دسترسی به اینترنت نداشتم و تو این یک هفته چند تا اتفاق عالی برام افتاد-بزرگترینش پیدا کردن کاریه که درآمدش بارها بیشتر از کار الانمه-که همش به لطف خدای قادر و بخشنده است
شاد باشید و رستگار

-زهرا مصدق پاسخ داده شده در 7 ماه پیش

سلام دوستای جون جونی خودم
من این چند روز اخیر اتفاقات عالی برام افتادم مثلا:
1- آزمون آیین نامه رانندگی قبول شدم اولش گفتم این که چیزی نیس بخام اینجا بنویسم ولی بعد گفتم برای کسی که هیچی از رانندگی نمیدونه عالیه اولین بار که کتابو خوندم خیلی بنظرم سخت بود اما بار دوم و سوم کتابو قورت دادم و الان دیگه میخوام یه راننده حرفه ای باشم و باور دارم که میتونم. امتحانم قبول شدم چون خدا بجام امتحان داد نه خودم!
2- شاگردای عزیزم بازم واسم هدیه آوردن. من ارده و شیره خرما خیلی دوس دارم صبح خیلی هوس کرده بودم و میخواستم بخرم ولی دلم گفت حالا بزار بعدا بخر. همون شب شاگردم بهم ارده و شیره هدیه داد. ولی اون اصلا نمیدونس که من همچین چیزی دوس دارم پس یعنی جذب خودم بود! اون یکی شاگردمم واسم نیم تنه با رنگ سبز آورد که خیلی دوس دارم!
3- آخر هفته اتاق خالی بود و من تنها بودم و تونستم رو باورام کار کنم و فایلای استادو بدون هندزفری گوش بدم اینم موهبتیه واسه خودش!
4- سوار یه ماشینی شدم راننده اش میوه خریده بود کرایه که نگرفت هیچی چند تا میوه هم به زور بهم داد کی دیده تا حالا همچین چیزی؟
5- به جای سرویس دانشکده سرویس دانشگاه رو سوار شدم راننده اش زنگ زد به اون یکی و باهاش هماهنگ کرد تا منو سر میدون تحویل بگیره. میتونست به رو خودش نیاره اصن ولی خدا دلشو برا من نرم کرد! کار کار خدا بود بخدا!
اتفاقای ریز و درشت زیاده ولی طولانی میشه

-آقا محمدرضا احمدی عزیز پاسخ داده شده در 7 ماه پیش

صد هزار مرتبه شکر بخاطردو میلیون تومنی که وارد زندگی ام شد
صد هزار مرتبه شکر بخاطرناهار فوق العاده خوشم مزه ی مامانم
صد هزار مرتبه شکر بخاطر پیشنهاد کاردر آمازون.
صد هزار مرتبه شکر بخاطر اینکه در سلامتی کامل هستم
صد هزار مرتبه شکر بخاطر کانال یوتیوب جدیدی که پیدا کردم که برای یک انسان بسیار ثروتمند است
صد هزار مرتبه شکر بخاطر بوی خوب غذایی که احساس میکنم
صد هزار مرتبه شکر بخاطر نعمتهایی که وارد زندگی ام میشوند
صد هزار مرتبه شکر بخاطر چای دبش و خوش مزه ای که با بیسکوئیت خوردم
صد هزار مرتبه شکر بخاطر تخفیف 70درصد دیجی استایل
صد هزار مرتبه شکر بخاطر تخفیف بقال سر کوچمون
صد هزار مرتبه شکر بخاطر آهنگهای جدیدی که پیدایشان کردم
صد هزار مرتبه شکر بخاطر رقصی که کردم که خیلی حال داد
صد هزار مرتبه شکر بخاطر آپدیت جدید فایرفاکس
صد هزار مرتبه شکر بخاطر هوای ابری ای که تجربه اش میکنم
صد هزار مرتبه شکر بخاطر چای بی نظیری که خوردم
صد هزار مرتبه شکر بخاطر این که مادر بزرگم خونه ی ماست
صد هزار مرتبه شکر بخاطر صندلی و میز کامپیوتر و خود کامپیوتر خوبی که دارم
صد هزار مرتبه شکر بخاطر تخم مرغ خوش مزه ای که خوردم
صد هزار مرتبه شکر بخاطر تخفیف 15 هزار تومانی اُکالا

-محمدحسين مسلماني نوش ابادي پاسخ داده شده در 7 ماه پیش

سلام به تمامی دوستان عزیزم
همینکه هرروز میبینم چقدر دارم نزدیک میشم به خواسته هامو هدفهام
کلی لذت میبرم خداروشکر خداروشکر بخاطر نشانه های پررنگ خداروشکر وقتی ادم تسلیم خدا میشه چقدرراحت همه چیز فراهم میشه کارا بهتر پیش میره
شادوسربلند باشید

-ویدا قربانی پاسخ داده شده در 7 ماه پیش

سلام دوستان عزیزم اتفاقات فوق العاده برای من به لطف خدای مهربان زیاد میوفته
مثلا دیروز من برای فروش طرحام از خونه اومدم بیرون شب قبلش نوشتم خدایا اونی که از همه مشتاق تره و مدت هاست منتظر منه که یه همچین طرحایی رو براش ببرم منو هدایتم کن پیشش
جالب اینجا بود من با خدای درونم صحبت میکردم اتفاقات خیلی سریع پیش اومد و همه با مهر و محبت و خیلی راحت هدایتم کردن به یه جایی من ادرسو اشتباه رفتم رسیدم به یه خاکی داشتم به اون اقا میگفتم دنبال کارگاه مد نظر میگردم که یه اقایی خودش اومد طرف ماشینم و با اشتیاق گفت من تولید کنندم جالب اینجاست با یه اشتیاق گفت بله بله من دنبال یکی مثل شما میگشتم
و کلی اتفاقات جالب پیش اومد و با یه مبلغ خیلی بالاتر از اون چیزی که فکر میکردم درخواست خرید برای طرحامو دادن و الانم مشغول طراحی ابعادم برای نمونه اولیه
مثلا امروز اب گرم کن خراب بود استادم با اینکه هفته اینده قرار بود بیان اما با اولین درخواستم گفتن امروز میان و بگم بهترین استاد یعنی دومین استاد برتر تو کل ایران هستن ایشون تو زمینه فعالیتم و دارن خصوصی بدون هیچ هزینه ای به من اموزش میدن و بینظیره کلاس هام با ایشون خلاصه رفتم خرید که کلی مغازه دار دمنوش بخوان درست کنن برام وسایلمو بیارن توی ماشینم کلی تخفیف دادن بدون اینکه من بگم کلی لطفو محبت یه اقایی اومدن از افرادی که واسه تیم کاریم احتیاج داشتم و ایشونم درجه ۱ و استاد با کلی نیرو کمکی اومدم خونه ابگرم کن خراب بود میخواستم اب گرم کنم برم حمام اما تعمیر کار خیلی زودتر از زمانی که گفته بود اومد و مسئله رو حل کرد و من در نهایت ارامش دوس اب گرم گرفتم و ابراز علاقه و احساس از طرف فرد مورد علاقم
خدایا بینهایت سپاسگزارم واسه اینهمه اتفاقات بینظیری که امروز برام افتاد و همیشه پیش میاد مالک جهان من خدای خوب من مرسی که منو به این میهمانی عاشقانه با خودت دعوت کردی
خدایا شکرت

-مهرداد 04 7 ماه پیش
مدت عضویت: 879 روز

سلام
اتفاقات خوب هفته را می خوام بگم
1.امروز صبح با ی احساس عالی بیدار شدم درست وقتی که صدای اذان بلند شد،
2. ذهنم را خیلی راحت به خاسته هام متمرکز می کنم ، دقیقا توی این هفته درک کردم قانون تمرکز برروی خواسته ها رو و این که اگر ناخواسته ای بوجود امد(صحبتش شد حتی سکوت کنم یا که بحث را عوض کنم ) نتیجش را هم دیدم
4. این که بقیه خیلی خیلی بیشتر بهم احترام میزارند و احساس عالی پیدا می کنم ولی به این درک رسیدم که محبت و عشق از طرف خدا دیده بشه(همون موقع ها، ن که تو خلوتم)

اصلا..
همین که دارم از قوانین ثابت خداوند نتیجه میگیرم بهترین اتفاق این روزهای منه …… خدایا شکرت

-محمد صادق امینی پاسخ داده شده در 7 ماه پیش

سلام به همه دوستان عزیز،من خواستم یکی از مسائل مثبت و خوشحال کننده ای که هر ماه برام پیش میادرو بگم،من بعد از مدتها کار کردن روی خودم باور فراوانی رو در خودم تقویت کردم،یکی از نتیجه هاشم این شده که من مشتری های نقد دارم و هر ماه که فاکتور بهشون میده برای کاری که انجام دادم سریع پول نقد به حسابم واریز میکنن و تصویه حساب میکنن با من،در صورتی که از خیلی از اطرافیان میشنوم که اوضاع بازار خوب نیست و همه چکی کار میکنن و پولی دستشونو نمیگیره،ولی من باور نمیکنم و میدونم بخاطر باورهای خودشون این اتفاقات برای اونا میفته،چون تا حالا هیچ چکی دریافت نکردم و همیشه پول نقد بزای کارم دریافت کردم،خدایا شکرت???

-بانو بهاران پاسخ داده شده در 7 ماه پیش

سلام به دوستان خوبم.
امروز صبح قرار بود دوستی رو ببینم که مدتها از ما دور بودن. دیشب با خودم فکر کردم که چه خبرهایی رو دوست دارم از زبان ایشون بشنوم و جملاتی رو که دوست داشتم روی کاغذ نوشتم. خیلی عالی بود امروز که دیدمشون خبرهایی بسیار شبیه همون جملات رو برای من داشتن. خدایا شکرت♡

-محمدحسين مسلماني نوش ابادي پاسخ داده شده در 7 ماه پیش

سلام به دوستان عزیزم
بلطف خدا یکی از دوستان خوبم امشب اومد پیشمو باهم رفیتیم بیرون
کلی اهنگای قشنگ گوش کردیم چندتا دوستان خوب دیگمونو رفتیم دیدیم بعدشم رفتیم یجا یسری ادما بودن
جمع بودن هفته ای دوبار جمع میشن میرن پیاده روی کوه نوردی
جمع بزرگو پرانرژی بود باچنتاشون اشنا شدیم
شیرینی وچایی بود خداروشکر نعمت فراوان بود از هرجهت
جای همتون خالی خوش گذشت

-الهه سادات پاسخ داده شده در 7 ماه پیش

سلام دوستان پر انرژی
دیروز توباشگاه ناخنم شکست و خون اومد
خداروشاکرم که انسانهایی مهربان و دلسوز در باشگاه بودن و بهم دلداری دادن و انگشتم رو بستن و بهم توجه کردن

-نیلوفر پاسخ داده شده در 7 ماه پیش

امروز تو ایساه مترو حقانی سه تا قطار رو خالی کردن و این باعث شد صدای همه در بیاد منم عصبانی شدم ولی چند تا نفس عمیق کشیدم و به خودم گفتم نکته مثبتش چیه؟اینکه شرایطی پیش اومد که باورهاتو به چالش بکشی. چون دیر شده بود و زمان تعطیلی مدارس گذشته بود ترافیک کم بود و زود رسیدم. هرچند فه حال خیلی خوب نرسیدم ولی آرومتر شدم وگرنه ناخوداگاه مدام فریاد های منفی میزد ولی فهمید باید تو شرایط تغییر کنه. لطفا درباره نوشته من نظر بدید.

مدت عضویت: 440 روز

عاليه درهرلحظه در هرشرريط توجه به نكات مثبت باعث ميشه شرايط به ظاهر بد به نفع ما بشه

-فاطمه صلح بین 7 ماه پیش
مدت عضویت: 332 روز

خوب من نکته مثبتشو با یه تجربه مشابه بیان میکنم ، خیلی خوبه که قطارو خالی کردن فکرشو بکن یک بار من در قطار سرپا تقریبا شلوغ حدودا نیم ساعت داخل قطار وسط راه مونده بودم تشنم شده بود به شدت گرم بود و اکسیژن انگار کم میشد هر کی هم یه غری میزد
:))))))))

-ویدا قربانی 7 ماه پیش
مدت عضویت: 239 روز

سلام عزیز دلم بهت تبریک میگم که یک قدم بزرگ برداشتی کنترل خودت توی شرایط ناخواسته این فوق العادست تو یعنی دروازه خوشبختی زو با قدرت باز کردی باز شدن در مساوی با وارد شدن به دنیای خدا که پر از خوشبختیه
خوش اومدی

-محمد امام بخش 7 ماه پیش
مدت عضویت: 992 روز

یاد توفان مایکُل افتادم که شهرها و جنگل ها رو با خودش برد و فرصتی برای ساخت کلی خونه ها و بنگاه های تجاری و تفریحی جدید ایجاد کرده و کلی شغل و کسب و کار جدید، کلی درآمد و روزی برای صاحبان کسب کارها، سازه های مندسی شده جدید که مقاوم تر در برابر توفان هستن و همچنین به تحقق پیوستن کلی ایده های جدید رو این توفان با خودش به همراه داشته. تازه تمام سیستم های برق رسانی و امکانات رفاهی هم نو شدن و ایمن تر. همه ی اینها نشون میده که روز به روز نعمت ها و رحمت خداوند داره بیشتر میشه و روز به روز اتفاقات خوبی برای افرادی که با باورهاشون به ظاهر تهدید ها و مسائل رو تبدیل به فرصت میکنن وجود داره.

-سیمیا 6 ماه پیش
مدت عضویت: 410 روز

کارت عالی بوده دوست عزیز.

-ثریا مرادی پاسخ داده شده در 7 ماه پیش

چند وقتی هست که دارم روی پاشنه آشیلام دوباره کار می کنم
من روی اعتماد به نفس و روابط خیلی ضعف دارم یک کتابی خریدم که نمی گذارم کسی اعصابم رو بهم بریزه واقعا دارم روش کار می کنم و به نظرم تا فصل یک و دویی که خوندم کتاب خیلی خوبیه و به نکته باورهای خیلی اشاره دارد. تمریناتی که داره از میشه توی ساختن باورهای دیگه مثل مال پول هم استفاده کرد
دومین مورد
امروز یک نظر خوندم در بخش دوره کشف قوانین زندگی
پولی که خرج میشه برمی گرده.
من تا الان فکر نمی کردم این باور محدود کننده رو داشته باشم و بترسم از پول خرج کردن اما وقتی یکم فکر کردم دیدم دقیقا من رفتارهایی رو انجام دادم که ترسیدم از پول خرج کنم و نیاد یعنی پولام کم بشه. این باورو الان پیدا کردم و همینطور که توی بخشی از قانون آفرینش شنیده بودم که پولی که خرج می کنی ده برابرش میاد. با این گزینه جایگزینش کردم.
واقعا پول همیشه هست. اصلا نگرانی نیست که نباشه پول خیلی زیاده و همیشه بهترین و راحت ترین موقعیت ها وجود دارند که ما رو به پول خیلی زیاد می رسونن.
اتفاقات خوب امروز
خیلی خوشحالم امروزم بیدار شدم حالم خوبه دیروز یه کار جدید انجام دادم و مقداری پول دستمزد گرفتم خدارو شکر که مردم اینقدر راحت پول میدن و همه کارت به کارتی راحته خدارو شکر
خداروشکر که خاله شدم و وقتی فکر میکنم من باید دورباره کودک بشم و باورهامو از اول بسازم و خوب بسازم

خدارو شکر با ماشین اومدم سرکار با خواهرم کارم خوبه محیطش عالیه و همه چی خوبه خدارو شکر که سالمم خدارو شکر که توی حسابم پول هست خدارو شکر بابت همه چی

مدت عضویت: 440 روز

واقعا خداروشكر

-جواد رزمجو پاسخ داده شده در 7 ماه پیش

سلام ثریا ی عزیز خداقوت
مرسی از سوال خوبت
امروز اتفاقات بسیار عالی افتاد من کلی خوشحال بودم تک تک سلولهای بدنم سالم بود خداروشکر
مغزم اروم اروم بود درد و تنش خیلی خیلی کم داشتم ترس و نگرتنی نبوده راحت بودم امیدوار بودم خداروشکر

من رفتم سر کار صبح زود بیدار شدم و کلی صدای زیبای پرندگان بود عشق کردم زمین سبز مسجد روبه روی خونه و در دیوار با ایات قران
درختای عالی و سرسبز حال کردم دعا کردم در طول مسیر برای خودم برای دیگران از خداوند تشکر کردم بخاطر نعمتهای بینهایتی ک ب ما عطا کرده
ب قول معرف نطلبیده خدا داده
ابر باد زمین خورشید اکسیژن برای هیچ کدوم دعا نکردیم و نمیکنیم ولی کلی خداوند از این نعمتها ب ما عطا کرده خدایا تشکر

میدونی سر کار وقتی روی قانون متمرکز بودم هیچ مشتری نمیومد وقتی فکر خارج میشد از مسیر مشتری میومد و من کارش راه مینداختم و کم کم سر حال سرحال سرحالتر میشدم
فصل دوم کتاب رویاهای ک رویا نیستند رو کامل مطالعه کردم تمرینات رو دارم انجام میدم
درس اول زبان انگلیسی رو مطالعه کردم و چند بار در طول روز گوش دادم خوب یاد گرفتم
چند نکته جدید از کارم رو دوباره یاد گرفتم خداروشکر و هروز داره بهتر میشه
کسب کار مرتب بوده فروشگاه رو تمیز کردم کفش برق میزد ?
الآداریم فایل توجه ب نکات مثبت رو نگاه میکنیم با بچها قسمت دیزنی لند اورلندو
و عشق میکنیم خوشحالیم
دوستون دارم بچها شب دلتون خوش
من هروز ثروتمند تر و عاشقتر و سر حال تر میشم

-فرناز قائد پاسخ داده شده در 7 ماه پیش

میخاستم کنکور شرکت کنم ولی یادم رفته بود و دیروز خیلی اتفاقی یادم اومد وقتی به سایت سنجش رفتم متوجه شدم تا امروز اخرین مهلتشه و امروز ثبت نام کردم
برا نماز امروز هم دقیقا بوقت قبل از ساعت بیدار شدم و خیلی خوب بود و تونستم همه رو به وقت بخونم. دیروز به دوستی فکر کردم و امروز خودبخود شرایطی پیش اومد ک بهش پیام دادم.
دلم خرما میخواست بابام خرید قبل اینکه اون جعبه قبلی تموم شه :))
دنبال دو لغت بودم و پیداشون کردم
تونستم حسمو خوب نگه دارم.
یکی از دوستان دوران دبیرستانم ازش خبری نداشتم فیسبوک برام پیجشو فرستاد بعنوان پیشنهاد☺
ی کلیپ هم جذب کردم مرتبط با سوالات ذهنیم

-ا. کشتکار پاسخ داده شده در 7 ماه پیش

دوروووووود…..
وقتی فیلم قسمت 3 نحوه شکل گیری آرزوها استاد را می دیدم و منظره های زیبا و فوق االعاده ،همش شعر زیبای سهراب سپهری((آب را گل نکنیم)) تو ذهنم تکرار میشد .یه حسی بهم گفت که همراه با نظرم این شعر را بازگو کنم
و همین کار را انجام دادم و خدارا شکر دیدگاهم در تلگرام سایت منتشر شد که کلی خوشحال و ذوق زده شدم …
خدایا سپاسگزارم. .سپاسگزارم. سپاسگزارم

-نادیای خوش شانس پاسخ داده شده در 7 ماه پیش

سلام ،حس قشنگ و فوق العاده ای الان من اینه که خدا را بابتش میلیارد میلیارد و بی نهایت سپاسگذارم اینه که سید حسین عباس منش ایرانی و فارسی زبان.
خدایا شکرت چقدر با شنیدن فایلهای استاد احساسمون قشنگ و عالی میشه.توپ انرژی مثبت،یا ایمان که جنسش اینقدر ناب.

-احسان مناجاتی پاسخ داده شده در 7 ماه پیش

سلام
توی کسب و کارم، خریدی انجام داده بودم و فروشنده زنگ زد که پول لازم داره و من قول دادم تا شب اینترنتی واسش واریز کنم، اگه پول اونو کامل میدادم حسابم خالی میشد، چیزی که بود من تقریباً اندازه همون مبلغ رو از پسر ایشون طلب داشتم. داخل سامانه بام وارد شدم و پرداخت از طریق موبایل انجام گردید، هنوز داخل سامانه بودم و خواستم رسید انتقال رو دانلود کنم که دیدم یه اس ام اس واریز اومد و بعد تماس پسر ایشون که مبلغ طلب که مربوط به سه ماه قبل هستش رو واست پرداختم. منو میگی؛ ذهنم تنها جایی که رفت صحبت ها و آموزش های استاد عباس منش بود. من نترسیدم که حسابم خالی بشه و خواستم سریع تر کار یکی رو راه بندازم در صورتی که می تونستم به یه وقت دیگه موکولش کنم. من خیلی وقت نبود که این باور رو در ذهنم ساخته بودم که عدم پرداخت طلب دیگران یه ترمز در ذهن افراده که از باور کمبود پول ناشی میشه.
شاد و سربلند باشید.

-فریما مزیدی پاسخ داده شده در 7 ماه پیش

سلام
خدا جوونم مرسی
دو سال میخواستم کاری رو انجام بدم اصلا شرایطش پیش نمیومد
دو روز قبل ترمزشو کشف کردم
امروز با لطف خدای بزرگم انجام شد
خدایا سپاسگزارم

-زهرا مصدق پاسخ داده شده در 7 ماه پیش

سلام دوستای جون جونی خودم
من این چند روز اخیر اتفاقات عالی برام افتادم مثلا:
1- آ