بازگرداندن‌رابطه از دست رفته یا سرد شده

جواب‌های “عقل‌کل”دسته بندی: روابطبازگرداندن‌رابطه از دست رفته یا سرد شده
فرناز پرسیده شده در 2 هفته پیش

سلام من حدود ۱ سال هست در گیر یه رابطه بودم اولش دوطرفه بود یا فکر میکردم دوطرفه س نمیدونم میگفت دوستم داره و این حرفا ولی بعدش مادرم فهمید رابطه دارم باهاش مجبور شدم کات کنم ولی بعدش چند روز بعدش رفتم سراغش خیلیم خوب بود دوبار بیشتر باهاش نرفتم بیرون منظورم قرار بود بیشتر تماس تصویری و چت و این چیزا بودیم اما بعدش حس کردم داره سرد میشه چت ها کمتر میشد
بعدش من عصبانی شدم بازم کات کردیم جلومو نگرفت که بگه نرو فقط گفت باشه قبلش بهم گفت اتفاقی افتاده و این حرفا من نگفتم چیزی اونم خیلی راحت گفت باشه از این حرفش ناراحت شدم انتظار داشتم جلومو بگیره یا بیشتر اصرار کنه! ولی بعد از ۳ ماه برگشتم پیشش دوباره یعنی اینقدر دوسِش دارم نمیدونم اما نمیگفتم به خودش که دوسِش دارم اولش خوب بود (شاید سرد بودم) انکار کردم دوست داشتنو خودمم نمیدونم چرا شاید ترسیده بودم اما … بعد از چند روز گفت ما باهم آینده ای نداریم و سن مون جوریه که نمیشه (سه سال کوچیکتر از منه) هیچی نگفتم یعنی جوابشو ندادم انتظار داشتم بگه شوخی بود و این حرفا
من ناراحت بودم الان هم هستم حدود چند ماهه دارم تلاش میکنم رابطه رو درست کنم مثل قبل بشه که بعنی یه جوری درستش کنم چندین بار ازش پرسیدم کاری کردم یا از دست من ناراحته حتی معذرت خواهی هم کردم ! میگفت نه اصلا ! اخه یه سری حرفای بد هم زدم گفتم تو کلی عیب داری ولی من باهات موندم چون دوستت دارم واین حرفا ! البته اونم قبلش زد که گفت آینده ای نداریم فقط میتونیم دوست باشیم این حرف برام خیلی بد بود بهش گفته بودم بعد از کات دوممون و‌گفتن اون حرف به من .. با وجود اون حرفا گفتم دوسِش دارم چند بار گفتم حتی گفتم برگرده من نمیتونم و نمیخوام بدون ‌تو از این حرفا خیلی تلاشمو کردم که رابطه رو درست کنم مثل قبل شه اما قبول نمیکنه همش میگه نمیتونم نمیشه ببخشید سن ما جوریه که نمیتونیم باهم آینده ای داشته باشیم و این حرفا خیلی یه دنده س! میبینه من اینقدر بی قرارم این همه دارم بهش میگم که دوسِش دارم اما نمیبینه اینارو انگار میگه باید تمومش کنم این رابطه رو و این حس دوست داشتن من به اون حتی گفتم میخوام ببینمت و باهات حرف بزنم میگفت نمیتونم ببخشید پ این حرفا کلی بهش گفتم دلتنگشم جوابی هم نمیداد …
فعلا دو هفته س که دیگه نه پیامی دادم نه چیزی ! همش هم من پیام میدادم این چند ماهه که بهش میگفتم که برگرده مثل همیشه من دوستت دارم نرو و این حرفا .. چیکار کردم مگه اخه تو این رابطه این چیزا پیش میاد …
کمکم کنید چیکار کنم که برگرده مثل همیشه
اصلا اروم و قرار ندارم .. نمیدونم چیکار کنم ؟ فکری به ذهنم نمیرسه واقعا.. دلم میخواد برگرده مثل همیشه مثل قبلنا
این اواخر رفتم دوباره بهش پیام دادم گفتم دوسِش دارم و نمیخوام جدا بشم و حتی چند بار بهش گفتم بیا ببینمت هر جایی ؟ اولش گفت باشه ولی بعدش بهم گفته با خانوم دیگه ای اشنا شدم و نمیخوام زوری توی رابطه بمونم و حس خوبی ندارم و حتی یه بار دیدمش اتفاقی رفتم پیشش رودر رو گفتم چرا اینجوری میکنی باهام
گفت نمیشه گفتم مگه نمیدونی دوستت دارم گفت اره میدونم ولی نمیشه و این حرفا خلاصه عصبانی شدم بحث کردم و.. بعد یهویی بغلم کرد من ناخواسته یه کم کشیدم عقب همش به خاطر این خجالتیمه ! ولی بعدش گفت ببخشید بعلت کردم بی منظور بوده و رابطه ای در کار نیست و نظرم عوض نمیشه و .. من گفتم خوشحالم بغلم کردی دوست دارم بیشتر از قبل بغلت کنم چیزی نگفت
خلاصه خیلی تلاش کردم بهش برسم
ولی واقعا نمیدونم کجای کارم اشتباه بوده و نمیدونم چیکار کنم هر کاری میکنم نمیشه اولین دوستم هست و من ۲۹ سال سن دارم
و واقعا خیلی دوسِش دارم ! اما اون فکر میکنه من بهش وابسته ام بهش گفتم این دلبستگیه نه وابستگی !
خواهشا راهنماییم کنین چیکار کنم برگرده پیشم !

تاکنون 6 پاسخ برای این سوال ارائه شده است.
بهترین پاسخ
-یوسف احمدی فرد پاسخ داده شده در 1 هفته پیش

سلام دوستان عزیز: دوست من طبق حرف هایی که گفتید شما وابسته شدید و وابستگی نوعی شرکه و یکی از عوامل اصلی خراب شدن رابطه ها. ادم عاشق طرف مقابلشو راحت میزاره و دست و پا نمیزنه، بلکه شادی طرف مقابل واسش مهمه در هر شرایطی. مثل رابطه مادر فرزندی که عشقه و مادرا موفق شدت بچه هاشون رو میخوان در اکثر موارد، حتی اگر بچه بگه میخوام برم کشوری دیگه ولی موفق میشم مادرا با همه دوست داشتن بچه باز قبول میکنن. ادم وابسته اروم و قرار نداره، همه تلاششو میکنه طرف مقابل رو راضی کنه بمونه تو رابطه، چه با محبت چه با مظلومیت و کلی کار دیگه، ادم وابسته قدرت رو از خدا گرفته و داده به طرف مقابلش و فکر میکنه بدون طرف مقابلش میمیره و بدبخت میشه و .‌‌..هر جایی هم قدرت رو از خدا بگیریم و بدیم به کسی دیگه اونجا بدترین ضربه رو میخوریم. ولی عشق ارامشه، آزادیه، حس خوبه، سپاسگزاریه. دو نفر در کنار همن نه همو چک میکنن نه با زور میخوان کاری کنن طرف مقابل نره، نه نگرانن، نه شک و تردید دارن و کلی چیز دیگهو حالشون خوبه و قدر همو میدونن و شکر گزارن به خاطر رابطه قشنگشون و اینو هم میدونن که قدرت اول و آخر خداست و اگر روزی همو نخوان راحت جدا میشن و میدونن دنیا به آخر نرسیده. شما هم رها کنید و برگردیت به آغوش الله یکتا تنها قدرت جهان‌، به خودتون بیشتر توجه کنید و احترام بزارید به خودتون و رو عزت نفستون کار کنید، شادیتون رو به هیچکس وابسته نکنید و فقط از خدا بخواید که ارومتون کنه‌. دوست من الان شاید حالت خوش نباشه و انتظاری هم نداشته باش تو یه روز شاد و سرحال بشی، رو خودت کار کن و پله ب پله حالتو خوب کن و بیشتر با خدا حرف بزن و مراقبه کن و به نکات مثبت توجه کن و بیشتر قدر خودتو بدون و بقیشو بسپار به خداوند بخشنده و مهربان.

-نگین طلایی پاسخ داده شده در 5 روز پیش

فرناز عزیز الان دقیقا میدونم چ حالی داری اینکه ١ سال از این رابطه گذشته و درگیرت کرده و رابطه اولت بوده و کلی سرمایه گذاری عاطفی کرده بودی باعث میشه خیلی الان ناراحت باشی ولی به عنوان کسی ک این شرایطو تجربه کرده میگم ک تو برای زندگیت به هیچ کدوم از این تعلقات نیازی نداری هدف از ازدواج مگه آرامش نیست ولی تو الان داری با این کارات ارامشو از خودت سلب میکنی. با این شرایطی ک داری توضیح میدی اگه حتی با این آقا ازدواج کنی هیچ وقت زندگیت اونی ک میخوای نمیشه چون تو با کلی خلا داری پیش میری اون آقا هم با حرفایی ک زده کلی خلا داره. نمیخوام ناراحتت کنم چون میدونم چقد سخته ولی دیگه اصلا پیگیرش نشو تمام سعیتم بکن ک به خودت و خدای خودت نزدیک بشی تنها چیزی ک بهت کمک میکنه فقط توکل به خداست به اون بسپار نه نگران باش نه ناراحت خدا کسی رو ک بهش پناه اورده ناامید نمیکنه حتی یک لحظه هم شک نکن ک خدا بهترین ها رو برات رقم خواهد زد و بهت عشقی میده ک همیشه شیرینیشو تو دلت حس میکنی برات کلی ارزوی خوب دارم امیدوارم کلی خبرای خوش ازت بشنوم

-راضیه راضیه پاسخ داده شده در 6 روز پیش

سلام دوست عزیزم
دوست من با خواندن سوالت ناراحت شدم …… ناراحت برای این که خودت فراموش کردی …… که عزت نفست زیر پا گذاشتی …. که فراموش کردی تو لیاقت بهترین ها رو داری …… که تو به این دنیا امدی که بهترین عشق رو تجربه کنی در معنای واقعیششش …… فرناز عزیزم ممکنه از شنیدن این حرف ها ناراحت بشی ولی عزیزم توی به این اقا وابسته شدی ….. می دونی معنی وابستگی چیه ؟؟؟ وابستگی یعنی نمی توانی بدون ان زندگی کنی ……. یعنی اگر ان ادم نباشه حالت خوب نبیست …… یعنی بدون ان تو هیچی …… یعنی بدون ان حس خلا می کنی …….. یعنی انگار یک چیزی کم داری …… می دونی چرا به افرادی که به مواد مخدر معتاد میشین میگین معتاد ؟؟ چون بدون ان نمی توانن چون زندگیشون به ان وابستش ……. چون همه چی با ان ماده تجربه می کنن …… و بهش وابسته میشن و نمی تتوانن ازش دل بکنن …….. نمی توانن ولش کننن …… ولی ادم ها فقط به مواد معتاد و وابسته نمیشن ….. به ادم ها هم میشن ……. به خیلی چیزها میشن . و وابستگی بدیترین چیز دنیاستتتت چون تو رو میاره پایین …….. چون عزتت از بین می بره …… چون اعتماد به نفست از بین می بره ……. همه زندگیت نابود می کنه چون توهیچ نیستی ………. همه زندگیت میشه وابستگی به ان ماده یا ادم ……. عزیز دلم …. مگه میشه ادم بگه من این کبوتر دوست دارم ولی میذارمش توی قفس که همیشه کنارم باشه …….. ؟؟؟ در حالی که می دونه طبیعت زندگی کبوتر این که ازاد باشه و توی قفس می میره واقعا اگر بدونی این باز می گنی نه من دوستش دارم اگر بره می میرم ……. واقعا میشه اسم این رو گذاشت دوست داشتن ؟؟؟؟ دوست داشنی که منجر به افسردگی یا مرگ ان موجود بشه ؟؟؟؟؟؟ نه عزیزم عشق و دوست داشتن اولین چیزی که به دنبال داره ازادیه ……….. پس دنبال برگشتن گسی نباش رها کن ……… بیا بچسب به خودت روی خودت کار کن ……. روی احساس عزت نفست ……. روی احساس لیاقتتت …….. روی رابطه ات با خدا …….. مطمئن باش خودت به خودت می خندی برای این حس و حالت بهت قول میدم اگر بیای به شروع کردن کار روی خودت چند وقته دیگه به این حس حال خودت می خندی …….. و حتی ممکنه این ادن برگرده ولی دیگه تو نمی خوایش نمی خوایش …….. چون می فهمی که لایق بهترین هاییی ……. بهت قول میدم ….. با تمام وجودم برات نوشتم چون وابستگی تجربه کردم و زجرش تجربه کردم و می دونم بذترین حس دنیاست ……. ولی می دونم که میشه رها شد ازش …….. پس بلند شو ………. بلند شود و بدون خودت مهم ترین دارایی زندگی خودتی …… بلند شو وبدون که مه ترین رابطه تو باید رابطه با خدای خودت باشه …… ان وقت خدا همه ادم ها رو برات میاره ……… بهترین هاشو …….. ( مرد راهم باش تا شاهت کنم : صد چو لیلا کشته در راهت کنم )
د ر پناه خدا شاد و موفق باشی

-فرناز 6 روز پیش
مدت عضویت: 11 روز

ممنون از پاسختون به من
چقدر خوب حرف زدین ..مچکرم
اگر اون ادمی بوده که میخواستم همون بوده چی و من از دستش دادم و نفهمیدم چون قدرشو ندونستم و دارم تاوان یا تقاصشو میدم ؟؟

اخه من تو خانواده سنتی هستم
و خانواده ام اجازه نمیدن با کسی قرار بذارم یا برم بیرون

-راضیه راضیه 6 روز پیش
مدت عضویت: 1256 روز

عزیز من ، می دونی یکی از دلایلی که ما وقتی یک ادم ی رو از دست می دیذم چرا ناراحت میشیم؟؟؟؟ چون فکر می کنیم فقط همین یک ادم بود،فقط همین ، دیگه نیست ، دیگه تموم شد ، دیگه من بدبخت شدم….. نه عزیز دلم باور کن هزاران نفر وجود داره به ان شکلی که توی می خوای باور کن…. یعنی بین این ۷ میلیارد ادم کره زمین فقط همین یک نفر هست که اون جوریه که تو می خوای ؟؟؟؟؟ به خدا این جوری نیست….. عزیز من درک می کنم الان توی شرایط روحی خوبی نیست فکر میکنی تقصیر تو بوده و‌داری خودت سرزنش می کنی … ولی عزیزم تو حتی اگر قدر دان این ادم هم بودی از دستش میدادی می دونی چرا؟؟؟ چون بهش چسبیدی…. چون بهش وابسته شدی….. عزیزم ما همیشه باید قدران نعمتهایی که داریم باشیم ولی نباید بهشون وابسته باشیم….. پس الان خودت سرزنش نکن…… و بشین روی خودت کار کن سخته…. می دونم سخته… . ولی بدون همراه این سختی اسانی برات به‌وجود میاد باور کن…… قول بهت میدم که خودت به این حال و روز خودت می خندی….. عزیزم همین طوری که با این ادم اشنا شدی هزار تا راه دیگه هست که با ادم های دیگه اشنا بشی…. و‌خانوادت یا باهات همراه میشن یا یک شرایطی به وجود میاد که بتوانی راحت اشنا بشی……‌ پس تو به موانع زندگیت….. فکر نکن…… باور کن خدا هزار تا مسیر داره…… که ما به ذهنمون هم نمی رسه……فقط باورش کن……

-فرناز 5 روز پیش
مدت عضویت: 11 روز

ممنون از جوابتون به من
چقدر حرف‌هاتون آرامش بخشه.. خیلی ممنونم
فقط نمیدونم چرا همش حس پشیمونی، حسرت کارهایی که میتونستمو انجام ندادم و همش بعضی وقتا فکر میکنم حتما یه اشتباهی انجام دادم یا حرفامه یا خجالتی بودنم یا موقعیتم؟؟
یا تلاش هام کافی نبوده؟؟؟

-آوا براتی پاسخ داده شده در 6 روز پیش

سلام.
به قول استاد اون تضادی که باعث شدصدای شکسته شدن قلبت و شنیدی،میتونه برات مثل یک نیروگاه باشه یا بمب،تویی که انتخاب میکنی این اتفاق چیکارکنه باهات.
دوست عزیز اگر بتونی ازاین اتفاق سربلند بیرون بیای یک پیشرفت بزرگ تو زندگیت پیش میاد.
خیلی سخته ولی خدا پاداش خوبو به کسانی میده که از این تضادها سربلند بیرون بیان.

-پوریا محمدی پاسخ داده شده در 1 هفته پیش

دوست خوبم سلام
برگرده که چی بشه؟
که همین جوری ضعیف باقی بمونی؟
تو قلبت ازش تشکر کن و براش آرزوی خوشبختی کن چرا که خیلی خوب بهت ناخواسته بعنوان دستان خداوند یادت داد که چقدر نیاز به پیشرفت داری.
این اولیش بود اما آخریش نیست
همون طور که خودت ضعیف بودی و این اندازه ی باورهات گیرت اومد، میتونی بهتر از اون برای خودت خلق کنی.
به کم قانع نشو.
روی اعتماد به نفس ت کار کن.
شاد و پیروز در پناه الله یکتا ت

-فرناز 6 روز پیش
مدت عضویت: 11 روز

من پشیمون هستم از یه سری چیزها و … ولی واقعا نمیدونم چیکار کنم و نمیخوام دست روی دست بذارم و کاری نکنم !
دلتنگشم …
پشیمونیمو چطوری نشونش بدم
تجربه ندارم … اصلا نمیدونم باید چیکار میکردم و حتی الان چیکار کنم.. و‌همینطور حس میکنم شاید تلاشم کافی نبوده .. نمیدونم چیکار کنم…
چون هیشکی اون نمیشه واسم ..
کلی حرف‌ها هست که دلم میخواد بگم ..

-پوریا محمدی 6 روز پیش
مدت عضویت: 220 روز

دوست خوبم هیچکس بهتر از خودت برای تو نیست.
خودت رو دریاب و بساز، که اگر نسازی آدمی مثل اون بازم میاد تو زندگیت و بازم تو ضعیف عمل میکنی.
چرا میگی هیچکی مثل اون نمیشه؟
تنها کسی که نظیر نداره خداست.
تو قوی شو یا اون یا حتما بهتر از اون میاد تو زندگیت.
تو الان باید انتخاب کنی ضعیف بمونی و حرص بخوری،یا قوی بشی و لذت ببری در آینده.

-پروانه حسینی پاسخ داده شده در 1 هفته پیش

با سلام
دوست عزیز طبق چیزایی که خودتون گفتید شما به اون فرد وابسته اید. وقتی اون پسر صریحا گفته نمیخواد با شما ادامه بده و به خاطر سنتون نمیتونید با هم ازدواج کنید چرا همچنان اصرار دارید که فقط با اون باشید؟ اون هم یک آدمه و حق انتخاب داره. همچنین شما هم لیاقتتون خیلی بیشتر از اینه که کسی باهاتون این طوری برخورد کنه. لیاقت شما کسیه که بهتون علاقه داره و عاشق شماست و میخواد با شما ازدواج کنه.
لیاقتتون آدمیه که براتون ارزش قائل باشه نه کسی که هیچ ارزشی براتون قائل نیست. اگه قبلا با شما خوب بوده احتمالا شما بهش وابسته نبودید ولی حالا که بهش وابسته شدید همه چی خراب شده.
به هر حال تنها راه اینه که رهاش کنید و بذارید هر طوری که خودش دوست داره زندگی کنه و بهش حق انتخاب بدید. ایمان داشته باشید که اگه روی خودتون کار کنید فرد بهتری سر راهتون قرار میگیره که هر دو عاشق هم میشید.
هر چند میدونم کار خیلی سختیه ولی اولش سخته و کم کم براتون راحت تر میشه. به نظر من اگه حتی اون پسر بخواد دوباره با شما باشه یا باهاتون ازدواج کنه با این رفتارهای متزلزلی که از خودتون نشون میدید احتمالش خیلی کمه. همه ما به سمت افرادی جذب میشیم که اعتماد به نفس داشته باشند و برای خودشون ارزش قائل بشن.

شاد، سلامت و ثروتمند باشید.