معجزات روزانه

فریدون پرسیده شده در 3 ماه پیش

با سلام به همه عزیزای دل
هر روز اتفاقاتی میوفته که ساده از کنارشون میگذریم که میتونه معجزه اون روز ما باشه.
اغلب ما منتظریم که با تغییر باورها و تکامل شاهد معجزات خداوند باشیم.
بیایید توی این صفحه اونقدر معجزات روزانه تون رو بنویسید تا باور فراوانی معجزه و الگو شدن برای هم
اینجا لبریز بشه.
حتی دیدن طلوع خورشید…………

تاکنون 326 پاسخ برای این سوال ارائه شده است.
-منصوره حسینی پاسخ داده شده در 3 هفته پیش

امروز صبح یه کم نرمش کردم و در کل به پر انرژی بودن فکر میکردم بعدش تی وی شبکه ای و اصلا نگاه نمی کنیم پسرم آورد دیدم داره ورزش تو پارک رو نشون میده

-هاله ریاحی پاسخ داده شده در 3 هفته پیش

سلام
معجزه میتونه این باشه که از دل یک تضاد که آزارت داده ده ها درس در بیاری
اونقدر که خودت تعجب کنی مگه میشه انقدر درس گرفت ؟
چه دنیای مجیکالی داریم ، مثل شعبده میمونه
از وقتی قوانین جهان رو درک میکنم
همش میگم الله اکبر
خدایا این سیستم جهان رو چقدر دقیق و منظم خلق کردی
ما تَرى‌ فِی خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرى‌ مِنْ فُطُورٍ «۳» ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ کَرَّتَیْنِ یَنْقَلِبْ إِلَیْکَ الْبَصَرُ خاسِئاً وَ هُوَ حَسِیرٌ «۴»
همان کسى‌که هفت آسمان را طبقه طبقه آفرید. در آفرینش خداوند رحمان هیچ خللى نمى‌بینى. بار دیگر دیده باز کن، آیا هیچ شکافى مى‌بینى؟ باز، پى در پى چشم خود را برگردان (و تماشا کن، خواهى دید که) چشم در حالى که خسته و ناتوان است به سوى تو بازمى‌گردد (بدون آن که نقص وخللى مشاهده کند)
خدایا سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

-ندا رامی پاسخ داده شده در 3 هفته پیش

سلام و درود فراوان
امروز برای فوق العاده بود چون ایده های بکری به من الهام شد.
چند وقت پیش یه جفت النگو اینترنتی سفارش دادم وقتی اومد دیدم کوچیکه و توی دستم نمیره.با مسئول اون پیج صحبت کردم و النگوها رو فرستادم و قرار شد برام بزرگتر بزنن.دوسایز بزرگتر سفارش دادم و وقتی اومد دیدم بزرگه خلاصه دیگه حوصله ی برگردوندنو پست و ارسال و هزینه ی اضافی رو نداشتم توی تمرین ستاره قطبی نوشتم خدایا میخام امروز کاری کنی این النگوها سایز دست من بشه .من نمیدونم چطوری ؟تو خدایی و میدونی. خلاصه یه سرچی کردم تو اینترنت ببینم راهی هست برای کوچیک کردنشون .اما پیدا نکردم گفتم خدا قراره از راه دیگه ای کمکم کنه.گذشت و نزدیکای ظهر بود یهو یه ایده اومد که خوب فلان کارو بکن…منو میگی اصلا برق از چشمام پرید بچه ها دل تو دلم نبود بیام این ایده رو عملی کنم با ابزار خیلی ساده و دم دستی این ایدهه عملی شد و اجرا شد و نمیدونید این النگوها چقدر توی دست من قشنگه و اینقدر خوشحال شدم اصلا نمیدونید چه حسی دارم و چه اعتماد به نفسی میده عملی کردن ایده ها بلافاصله بعد از الهام….اصلا نمیتونم توصیف کنم حالمو فقط میدونم دارم باااال در میام…
تا این جای کار این اتفاق باشه تا ببینیم تا شب چه خبرهای خوبی در انتظارمه……
موفق باشید این لحظات خوب رو براتون آرزو میکنم
نمایش 3 دیدگاه دوستان به این پاسخ

-in god we trust3 هفته پیش
مدت عضویت: 316 روز

خدارو شکر خانم رامی

باید از خدا سوال بپرسممم اون همیشه جواب میده و باید بهش عمل کنی.خدا همیشه جواب میده.ممنونم از اشتراک نشونه امروزتون

-ندا رامی3 هفته پیش
مدت عضویت: 1318 روز

چه اسم قشنگی تشکر میکنم دوست عزیز اون همیشه هواسش به ما هست این ماییم که گاهی غافل میشیم از یادش 🌹🌹🌹

ممنون از توجهت دوست عزیز

-مرتضی جهانگیر3 هفته پیش
مدت عضویت: 161 روز

ندای عزیز _

آفرین به این ارتباطت با خالق هستی

-فرشته جمیلی پاسخ داده شده در 3 هفته پیش

سلام به همه ی خوبای روزگارم
معجزه ی امروز من خودم بودم.
یک هفته بود که برای درمان رفته بودم تهران.
شبی که برگشتم نمیدونم چرا دخترم باهام زیاد برخورد جالبی نکرد.نمیدونم چش بود.
در هر حال منم توقعم شد و شروع کردم به متلک گفتن که اره بعد یه هفته ببین چقدر اخم باید ببینم و…
خلاصه فردا صبح شدو دخترم رفت سرکار.
منم رفتم فیزیو تراپی و تو راه برگشت سبزیجات و گوشت و مخلفات خریدم و براش یه ناهار خوشمزه درست کردم و فرستادم سر کارش.
شاید خیلی کار معمولیی کرده باشم . ولی نکته اش اینجا بود که من اینکارو ناخوداگاه کردم. یعنی تصمیم نگرفتم بابتش، دودوتا چهارتا نکردم، ببخشم یا نبخشمش تو کارم نبود،سرزنش خودم نبود…
یه کاری بود که الان که فکرشو میکنم میبینم عشق به خودم بود.
عشق دادن به حال خوب خودم.چون قبلش رفتم و چندتا چیزی که لازم داشتم برای خونه خریدم و تو راه برگشت داشتم باخودم تفریح میکردم وبا اینکه پام درد میکرد، حالم خوب بود و بطور ناخوداگاه عشقمو به بچم انتقال دادم، در حالیکه قبلاً همش برای انجام کارام تو کلم جنگ بود!
خداروشکر میکنم که تکرارو تمرین آموزه ها خودشو یه جا نشون میده و تو یه حرکتی میزنی که میتونی به خودت آفرین بگی.
دوستون دارم و دعاگوی همتونم.
ادامه میدیم…👌

نمایش 4 دیدگاه دوستان به این پاسخ

-فریدون3 هفته پیش
مدت عضویت: 203 روز

خدا رو شکر که سلامتی برقرار شده.

همه چی عالی

مدت عضویت: 380 روز

سلام فرشته عزیزم

ممنونم🙏

دیدگاهت همون نشونه ای بودکه چندساعت پیش ازخداخاستم…

عاشقتم خداجونم که انقدرسریع جوابمودادی

محبوبم

عشق بورزبی قیدوشرط

به خودت..به دخترت..به جهان

قلبم بازشد…

الهی شکرت

-in god we trust3 هفته پیش
مدت عضویت: 316 روز

افریننن تغییر یعنی همینن که دیگه به صورت ناخودآگاه باشه ممنونم از شما خانم جمیلی.

-مرتضی جهانگیر3 هفته پیش
مدت عضویت: 161 روز

سلام _

آفرین که توجهت را از چیزهایی که عصبیت می کنند بر می داری

-آذر میاحی پاسخ داده شده در 3 هفته پیش

سلام
معجزه امروز این بود که
به خدا جان عرض کردم خدایا
فرمودی دعا کنید تا اجابت کنم
من دعا میکنم اون حالتی رو خودت به من بدی که باهاش به خواسته ام میرسم
اصلا همونم خودت بده
من کیم ؟
همه چی خودتی خدا جان ❤

-صمد موحد پاسخ داده شده در 3 هفته پیش

اگه منظورت از معجزه دیدن به ثمر رسیدن قانون جذبه میتونم برای امروز به مورد باز شدن راهی برای بهترکردن محیط زندگیم اشاره کنم که چند روز بود رو باورش کار میکردم

-منصوره حسینی پاسخ داده شده در 3 هفته پیش

امروز واسه یه معامله یی پول لازم بودیم ینی یک ماه بود پول لازم داشتیم
اما خودمو سپردم به خدا و استرس نداشتم که همین دیشب پول خدا رو شکر جور شد. البته دقیق بخام بگم اصل پول صبح ساخته شد .رفتیم بانک هیچکس نبود خلوته خلوت !سریع کارمان انجام شد.پسر کوچولوم خیلی آروم بود توی راه اصلا اذیت نکرد. داشتم نهار درست میکردم پسرم خواب بود شوهرم بیرون بود فکر کردم ماکارونی تموم شده کابینت رو نگاه کردم دیدم اِ… چندتا بسته ماکارونی داریم . اتفاقا جاتون خالی خوشمزه هم شد خیلی .تا این ساعت فقط همینه بود. راستی الان صد تومن م به حسابم واریز شد .
معجزه دیروزم این بود که چند وقت هی دوست داشتم واسه خودم بیشتر وقت بزارم و به خودم برسم و آرزو داشتم مربی و دوستان خوبی واسه پسرم پیدا بشه که با خیال راحت چند ساعت واسه خودم ورزش کنم .که مامانم گفت قراره بیاد خونه خواهرم که خیلی به خونه من نزدیکه و بچه خواهرمو نگه داره تا خواهرم بره طرح واسه پرستاری .بعد مامانم گفت منم پسرمو ببرم خونه خواهرم تا مامانم ازش نگه داری کنه و منم برم باشگاه یا استخر هر کدوم که دوست داشتم .خب چه مربی بهتر از مادرم و چه دوستی بهتر از خواهر زاده م .خدا رو شکر

نمایش 2 دیدگاه دوستان به این پاسخ

-ندا رامی3 هفته پیش
مدت عضویت: 1318 روز

بهت تبریک میگم منصوره ی عزیز

خداوند همیشه دستان مهربونی زو سر راه ما قرار میده وقتی خودمون و امور رو به طور کامل بهش میسپریم و دیگه به چگونگی ش فکر نمیکنیم و منتظر نتیجه ی خوبش هستیم و بعد با معجزه ی او روبرو میشیم . این لحظات جزو شیرین ترین لحظات دنیاست🌹🌹🌹

موید باشی دوست خوبم

-علی اصغر3 هفته پیش
مدت عضویت: 125 روز

هیچ فقط خواستم بگم ماکارونیه نوش جونتون اونقدر با انرژی مثبت جملات را نوشتید که ناخودآگاه حس خیلی خوبی بهم دست داد سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

-یاسمین موسوی پاسخ داده شده در 3 هفته پیش

سلاااام عزیزاان

خدایاااااا شکرررتتتتت آخه من عاااااشقتم با این بارونای قشنگت🙆🙆
نه نمیشد تو خونه بشینم این بارون رو نمیشه فقط از تو خونه و پشت شیشه دید
بچه ها بارون حسااااابی میوند و من رفتم توی پارک محل که مقداری هم بزرگه وکلی وسیله بازی داره (( خدایا خیلی خیلی شکرت به خاطر این پارک زیبا که بهم نزدیکه ))
یه پارک پر از درختای زیبا و بلند 😃 خدایا این پارک قبلا هم بود پس چرا من درختاشو و زیباییشو به این شکل ندیده بودم؟؟😢 چرا وقتی اون همه بارون میزد من نمیرفتم اونجا؟؟😢
هییچکی تو پارک نبود و من رفتم سمت تاب ها و نشستم و تاب خوردمو تاب خوردم و بارون به شدت به سرو صورتم میخورد خدایااااا عااااشقتم داشتم از ذوق میمردم
وااااای دوستاااان اگه بدونید چه تاب بازیی کردم زییییر بارووون بارون شدیییییید هااااا 😃😃😃😃😃😃😃
قلبم داشت از این همه لذت و احساس خوب از جاش کنده میشه آخه من عاشق بارونم
حین بازی به درختا نگاه میکردم😍😢
به وزش شدید باد که بارون رو به هر طرف پرت میکرد😢😍
به صدای پرندگان که دیوانه کننده بود و یه عااالمه بودن و چقدر زیبا میخوندن 😍😍
مردم با عجله و به حالت دو به این طرف و اونطرف میرفتن و با تعجب به من نگاه میکردن 😅😅
و باااور کنید حتی یک نفر هم در پارک نبود که بخاد از این همه نعمت زیر بارون لذت ببره
اما من دلم خواست که برم و بازی کنم و تفریح کنم و لذت ببرم و دلم میخاست با صدای بلند جیغ بزنم و سپاسگزاری کنم و بگم شکرت شکرت شکرت عزیز دلم🙆❤
هر چند همه اینا رو تو دلم میگفتم
با عشق وصف ناپذیری😄
و نمیتونستم این هجم از هیجان رو پنهون کنم و فکنم نیشم از بس سپاسگزاری میکردم مدام باز بود چونکه یه سری از خانومها این صحنه رو که میدیدن بهم لبخند میزدند 😅😅
بچه ها همچنان بارون شدید میبارید و من غرق لذت بودم با خدای عزیزم داشتم حال میکردم 😇😃
یهو دیدم چنننند تا خانم اومدن و زیر بارون دارن با وسایل بازی میکنن😨😨😂
خدااای منننن 😄😄😄
بخداا همیشه همینطوریه آدما انگار جرات ندارن کاری رو که دلشون میخاد رو انجام بدن ولی وقتی ببینن یکی دیگه داره انجام میده تازه به خودشون میان و تصمیم میگیرن که اونا هم انجامش بدن
و من احساس کردم تمام اون خانومها با عشق و با حس و حال خوب و اعتماد به نفس بعد از دیدن من زیر بارون و تاب بازی کردنم به خودشون جرات دادن و اونا هم اومدن و لذت بردن و به من لبخند میزدن 😢😢
خدایا چقدر بنده هات خوبن چقدر مهربونن 😢😢
و چقدر قلبشون پاکه 😢
آره بچه ها حال امروزم عااااالی عاااالی عاااالی بود
چی بگم آخه دیگه نمیدونم چطوری توصیفش کنم
خدایا شکرت😢

نمایش 7 دیدگاه دوستان به این پاسخ

-فریدون3 هفته پیش
مدت عضویت: 203 روز

ﺑﺎﺯ ﺑﺎﺭﺍﻥ،

ﺑﺎ ﺗﺮﺍﻧﻪ،

ﺑﺎ ﮔﻬﺮ ﻫﺎﯼ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ

ﻣﯽ ﺧﻮﺭﺩ ﺑﺮ ﺑﺎﻡ ﺧﺎﻧﻪ .

ﻣﻦ ﺑﻪ ﭘﺸﺖ ﺷﯿﺸﻪ ﺗﻨﻬﺎ

ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ

ﺩﺭ ﮔﺬﺭﻫﺎ،

ﺭﻭﺩﻫﺎ ﺭﺍﻩ ﺍﻭﻓﺘﺎﺩﻩ .

ﺷﺎﺩ ﻭ ﺧﺮﻡ

ﯾﮏ ﺩﻭ ﺳﻪ ﮔﻨﺠﺸﮏ ﭘﺮ ﮔﻮ،

ﺑﺎﺯ ﻫﺮ ﺩﻡ

ﻣﯽ ﭘﺮﻧﺪ، ﺍﯾﻦ ﺳﻮ ﻭ ﺁﻥ ﺳﻮ

ﻣﯽ ﺧﻮﺭﺩ ﺑﺮ ﺷﯿﺸﻪ ﻭ ﺩﺭ

ﻣﺸﺖ ﻭ ﺳﯿﻠﯽ،

ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﯾﮕﺮ

ﻧﯿﺴﺖ ﻧﯿﻠﯽ .

ﯾﺎﺩﻡ ﺁﺭﺩ ﺭﻭﺯ ﺑﺎﺭﺍﻥ :

ﮔﺮﺩﺵ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺩﯾﺮﯾﻦ؛

ﺧﻮﺏ ﻭ ﺷﯿﺮﯾﻦ

ﺗﻮﯼ ﺟﻨﮕﻞ ﻫﺎﯼ ﮔﯿﻼﻥ .

ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺩﻩ ﺳﺎﻟﻪ ﺑﻮﺩﻡ

ﺷﺎﺩ ﻭ ﺧﺮﻡ

ﻧﺮﻡ ﻭ ﻧﺎﺯﮎ

ﭼﺴﺖ ﻭ ﭼﺎﺑﮏ

ﺍﺯ ﭘﺮﻧﺪﻩ،

ﺍﺯ ﺧﺰﻧﺪﻩ،

ﺍﺯ ﭼﺮﻧﺪﻩ،

ﺑﻮﺩ ﺟﻨﮕﻞ ﮔﺮﻡ ﻭ ﺯﻧﺪﻩ .

ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺁﺑﯽ، ﭼﻮ ﺩﺭﯾﺎ

ﯾﮏ ﺩﻭ ﺍﺑﺮ، ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻭ ﺁﻧﺠﺎ

ﭼﻮﻥ ﺩﻝ ﻣﻦ،

ﺭﻭﺯ ﺭﻭﺷﻦ .

ﺑﻮﯼ ﺟﻨﮕﻞ،

ﺗﺎﺯﻩ ﻭ ﺗﺮ

ﻫﻤﭽﻮ ﻣﯽ ﻣﺴﺘﯽ ﺩﻫﻨﺪﻩ .

ﺑﺮ ﺩﺭﺧﺘﺎﻥ ﻣﯿﺰﺩﯼ ﭘﺮ،

ﻫﺮ ﮐﺠﺎ ﺯﯾﺒﺎ ﭘﺮﻧﺪﻩ .

ﺑﺮﮐﻪ ﻫﺎ ﺁﺭﺍﻡ ﻭ ﺁﺑﯽ؛

ﺑﺮﮒ ﻭ ﮔﻞ ﻫﺮ ﺟﺎ ﻧﻤﺎﯾﺎﻥ،

ﭼﺘﺮ ﻧﯿﻠﻮﻓﺮ ﺩﺭﺧﺸﺎﻥ؛

ﺁﻓﺘﺎﺑﯽ .

ﺳﻨﮓ ﻫﺎ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺟﺴﺘﻪ،

ﺍﺯ ﺧﺰﻩ ﭘﻮﺷﯿﺪﻩ ﺗﻦ ﺭﺍ؛

ﺑﺲ ﻭﺯﻍ ﺁﻧﺠﺎ ﻧﺸﺴﺘﻪ،

ﺩﻡ ﺑﻪ ﺩﻡ ﺩﺭ ﺷﻮﺭ ﻭ ﻏﻮﻏﺎ .

ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ،

ﺑﺎ ﺩﻭ ﺻﺪ ﺯﯾﺒﺎ ﺗﺮﺍﻧﻪ؛

ﺯﯾﺮ ﭘﺎﻫﺎﯼ ﺩﺭﺧﺘﺎﻥ

ﭼﺮﺥ ﻣﯿﺰﺩ، ﭼﺮﺥ ﻣﯿﺰﺩ، ﻫﻤﭽﻮ ﻣﺴﺘﺎﻥ .

ﭼﺸﻤﻪ ﻫﺎ ﭼﻮﻥ ﺷﯿﺸﻪ ﻫﺎﯼ ﺁﻓﺘﺎﺑﯽ،

ﻧﺮﻡ ﻭ ﺧﻮﺵ ﺩﺭ ﺟﻮﺵ ﻭ ﻟﺮﺯﻩ؛

ﺗﻮﯼ ﺁﻧﻬﺎ ﺳﻨﮓ ﺭﯾﺰﻩ،

ﺳﺮﺥ ﻭ ﺳﺒﺰ ﻭ ﺯﺭﺩ ﻭ ﺁﺑﯽ .

ﺑﺎ ﺩﻭ ﭘﺎﯼ ﮐﻮﺩﮐﺎﻧﻪ

ﻣﯽ ﺩﻭﯾﺪﻡ ﻫﻤﭽﻮ ﺁﻫﻮ،

ﻣﯽ ﭘﺮﯾﺪﻡ ﺍﺯ ﻟﺐ ﺟﻮ،

ﺩﻭﺭ ﻣﯿﮕﺸﺘﻢ ﺯ ﺧﺎﻧﻪ .

ﻣﯽ ﮐﺸﺎﻧﯿﺪﻡ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﯿﻦ،

ﺷﺎﺧﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﯿﺪ ﻣﺸﮑﯽ

ﺩﺳﺖ ﻣﻦ ﻣﯽ ﮔﺸﺖ ﺭﻧﮕﯿﻦ،

ﺍﺯ ﺗﻤﺸﮏ ﺳﺮﺥ ﻭ ﻣﺸﮑﯽ .

ﻣﯽ ﺷﻨﺪﯾﻢ ﺍﺯ ﭘﺮﻧﺪﻩ،

ﺩﺍﺳﺘﺎﻧﻬﺎﯼ ﻧﻬﺎﻧﯽ،

ﺍﺯ ﻟﺐ ﺑﺎﺩ ﻭﺯﻧﺪﻩ،

ﺭﺍﺯﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﺎﻧﯽ

ﻫﺮ ﭼﻪ ﻣﯽ ﺩﯾﺪﻡ ﺩﺭ ﺁﻧﺠﺎ

ﺑﻮﺩ ﺩﻟﮑﺶ، ﺑﻮﺩ ﺯﯾﺒﺎ؛

ﺷﺎﺩ ﺑﻮﺩﻡ

ﻣﯽ ﺳﺮﻭﺩﻡ

” ﺭﻭﺯ، ﺍﯼ ﺭﻭﺯ ﺩﻻﺭﺍ !

ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺕ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺭﺧﺸﺎﻥ

ﺍﯾﻦ ﭼﻨﯿﻦ ﺭﺧﺴﺎﺭ ﺯﯾﺒﺎ؛

ﻭﺭﻧﻪ ﺑﻮﺩﯼ ﺯﺷﺖ ﻭ ﺑﯿﺠﺎﻥ .

ﺍﯾﻦ ﺩﺭﺧﺘﺎﻥ،

ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﺳﺒﺰﯼ ﻭ ﺧﻮﺑﯽ

ﮔﻮ ﭼﻪ ﻣﯽ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺟﺰ ﭘﺎﻫﺎﯼ ﭼﻮﺑﯽ

ﮔﺮ ﻧﺒﻮﺩﯼ ﻣﻬﺮ ﺭﺧﺸﺎﻥ؟

ﺭﻭﺯ، ﺍﯼ ﺭﻭﺯ ﺩﻻﺭﺍ!

ﮔﺮ ﺩﻻﺭﺍﯾﯽ ﺳﺖ، ﺍﺯ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺑﺎﺷﺪ .

ﺍﯼ ﺩﺭﺧﺖ ﺳﺒﺰ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ!

ﻫﺮ ﭼﻪ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺳﺖ ﺍﺯ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺑﺎﺷﺪ ”.

ﺍﻧﺪﮎ ﺍﻧﺪﮎ، ﺭﻓﺘﻪ ﺭﻓﺘﻪ، ﺍﺑﺮ ﻫﺎ ﮔﺸﺘﻨﺪ ﭼﯿﺮﻩ .

ﺁﺳﻤﺎﻥ ﮔﺮﺩﯾﺪ ﺗﯿﺮﻩ،

ﺑﺴﺘﻪ ﺷﺪ ﺭﺧﺴﺎﺭﻩ ﯼ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺭﺧﺸﺎﻥ

ﺭﯾﺨﺖ ﺑﺎﺭﺍﻥ، ﺭﯾﺨﺖ ﺑﺎﺭﺍﻥ .

ﺟﻨﮕﻞ ﺍﺯ ﺑﺎﺩ ﮔﺮﯾﺰﺍﻥ

ﭼﺮﺥ ﻫﺎ ﻣﯽ ﺯﺩ ﭼﻮ ﺩﺭﯾﺎ

ﺩﺍﻧﻪ ﻫﺎ ﯼ ‏[ ﮔﺮﺩ ‏] ﺑﺎﺭﺍﻥ

ﭘﻬﻦ ﻣﯿﮕﺸﺘﻨﺪ ﻫﺮ ﺟﺎ .

ﺑﺮﻕ ﭼﻮﻥ ﺷﻤﺸﯿﺮ ﺑﺮﺍﻥ

ﭘﺎﺭﻩ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﺍﺑﺮ ﻫﺎ ﺭﺍ

ﺗﻨﺪﺭ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﻏﺮﺍﻥ

ﻣﺸﺖ ﻣﯿﺰﺩ ﺍﺑﺮ ﻫﺎ ﺭﺍ .

ﺭﻭﯼ ﺑﺮﮐﻪ ﻣﺮﻍ ﺁﺑﯽ،

ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻧﻪ، ﺍﺯ ﮐﺮﺍﻧﻪ،

ﺑﺎ ﺷﺘﺎﺑﯽ ﭼﺮﺥ ﻣﯿﺰﺩ ﺑﯽ ﺷﻤﺎﺭﻩ .

ﮔﯿﺴﻮﯼ ﺳﯿﻤﯿﻦ ﻣﻪ ﺭﺍ

ﺷﺎﻧﻪ ﻣﯿﺰﺩ ﺩﺳﺖ ﺑﺎﺭﺍﻥ

ﺑﺎﺩ ﻫﺎ، ﺑﺎ ﻓﻮﺕ، ﺧﻮﺍﻧﺎ

ﻣﯽ ﻧﻤﻮﺩﻧﺪﺵ ﭘﺮﯾﺸﺎﻥ .

ﺳﺒﺰﻩ ﺩﺭ ﺯﯾﺮ ﺩﺭﺧﺘﺎﻥ

ﺭﻓﺘﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﮔﺸﺖ ﺩﺭﯾﺎ

ﺗﻮﯼ ﺍﯾﻦ ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺟﻮﺷﺎﻥ

ﺟﻨﮕﻞ ﻭﺍﺭﻭﻧﻪ ﭘﯿﺪﺍ .

ﺑﺲ ﺩﻻﺭﺍ ﺑﻮﺩ ﺟﻨﮕﻞ،

ﺑﻪ، ﭼﻪ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻮﺩ ﺟﻨﮕﻞ!

ﺑﺲ ﻓﺴﺎﻧﻪ، ﺑﺲ ﺗﺮﺍﻧﻪ،

ﺑﺲ ﺗﺮﺍﻧﻪ، ﺑﺲ ﻓﺴﺎﻧﻪ .

ﺑﺲ ﮔﻮﺍﺭﺍ ﺑﻮﺩ ﺑﺎﺭﺍﻥ

ﺑﻪ، ﭼﻪ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻮﺩ ﺑﺎﺭﺍﻥ!

ﻣﯽ ﺷﻨﯿﺪﻡ ﺍﻧﺪﺭ ﺍﯾﻦ ﮔﻮﻫﺮ ﻓﺸﺎﻧﯽ

ﺭﺍﺯﻫﺎﯼ ﺟﺎﻭﺩﺍﻧﯽ، ﭘﻨﺪ ﻫﺎﯼ ﺁﺳﻤﺎﻧﯽ؛

“ﺑﺸﻨﻮ ﺍﺯ ﻣﻦ، ﮐﻮﺩﮎ ﻣﻦ

ﭘﯿﺶ ﭼﺸﻢ ﻣﺮﺩ ﻓﺮﺩﺍ،

ﺯﻧﺪﮔﺎﻧﯽ – ﺧﻮﺍﻩ ﺗﯿﺮﻩ، ﺧﻮﺍﻩ ﺭﻭﺷﻦ –

ﻫﺴﺖ ﺯﯾﺒﺎ، ﻫﺴﺖ ﺯﯾﺒﺎ، ﻫﺴﺖ ﺯﯾﺒﺎ

-یاسمین موسوی3 هفته پیش
مدت عضویت: 140 روز

سلام آقا فریدون عزیز

به به که چه زیبا گفتین .

ممنونم ازت بابت این شعر زیبا که سر تا پاش احساسه و ذوقه و نشاط خیلی از خوندنش لذت بردم .

آفرین به شما 👏

خوشبخت باشید

-ندا رامی3 هفته پیش
مدت عضویت: 1318 روز

به به آفرین به یاسمین جان

واقعا لذت بخشه کاری که کردی تحسینت میکنم عزیزم و حال خوبتو مشتاقانه از خداوند میخاد بهم بده.

نمیدونی منم عاشق بارونم .من فروشگاه دارم و وقتی بارون میزنه از پنجره ی پشت سرم پیداست ولی چون مشتری توی مغازمه دلم پر میکشه برم بیرون 🌹حس فوق العاده ایه که بری تو پارک و زیر بارون کودک درونتو رها کنی تا حسابی انرژیشو تخلیه کنه.

برات روزهای برکتی آرزو میکنم یاسمین جون.

ممنون که حالمونو بهتر کردی⁦♥️⁩

مدت عضویت: 499 روز

یاسمین جان عزیزم چقد قشنگ توصیف کردی

و چ لذتی بردی

با این انرژی گفتنت درک کردم چ لذتی بردی

ایول عالیه

بهت تبرییک میگم عزیزم

-طنین3 هفته پیش
مدت عضویت: 883 روز

خدایا شکرت ک ساعت ۱۲ شب این شعر زیبا در مدارم قرار گرفت و

مرسی اقا فریدون ک شعر رو بی کاستی نوشتید

در پناه الله یکتا!!

-فریدون3 هفته پیش
مدت عضویت: 203 روز

همین الان که دیدگاه شما رو دیدم یه فایل 12 قدم رو دارم میبینم که مریم جان شایسته در حال رانندگی تو یه جاده زیبا این شعر رو میخونه.

خدایا چقدر همزمانی اتفاق قشنگیه.

-یاسمین موسوی3 هفته پیش
مدت عضویت: 140 روز

سلام دوستان عزیزم

ندا رامی قشنگم

طیبه خانم گل فروش

ممنونم از احساس قشنگتون و کامنتایی که برام گذاشتید .

خدایا شکرت که از ذات پاکت به همه بندگانت دادی و به این دلیله که زیباییها رو دوست دارند و لذت میبرند

دوستون دارم ❤❤

-زهرا آبلو پاسخ داده شده در 3 هفته پیش

سلاااام سلام معجزات امروز دلفین هارو دیدم 😍قشنگ ازکنار کشتی ما رد شدن قبلشم دستای خدا اومدن و خیلی راحت کارهای مارو انجام دادن به راحترین شکلی که تاحالا مشد کارم انجام شد به راحتی خدایا شکرت
نمایش 1 دیدگاه دوستان به این پاسخ

-ندا رامی3 هفته پیش
مدت عضویت: 1318 روز

خداروشکر میکنم که ذهن ما داره یاد میگیره شرایط رو خودش رقم بزنه

-فریدون پاسخ داده شده در 3 هفته پیش

سلام به همه بنده های خوب خدا
مگه بهتر از این هم میشه
اول صبح نیمای عزیزم برام یه فایل استاد رو فرستاد که همینطوری داره میخونه…هدف لذت از مسیر رسیدن به خواسته هاست.
زندگی مسیره
همزمان ابرها رفتن توی هم…قشنگ داشتن صدا میزدن که
آهای همه مخلوقات خدا….خبر دار
میخواد نعمت خدا بباره…. وخدا رو صد هزار بار شکر که محل کارم جوریه که انگار آسمون تو بغلمه.
دیگه چی میخام….چشمانی دارم زیبا که میتونم این همه زیبایی رو ببینم.
میدونم که همه تون این لحظات رو دارید تجربه میکنید.خدایا اجازه میدم که هر کاری که دلت میخواد انجام بدی.
فقط همین….. من از سر راه خودم دارم میرم کنار…. دارم خودم رو میبینم خدای من
خدایا این توانایی رو بهم بده که خودم رو بسپارم به جریان طبیعی زندگی.
چه حالی …. چه جایی…چه بنده هایی
یه بازی قشنگ یاد گرفتیم و بازی میکنیم تو خونه….درخواست بازی.
خدایا شکرت عزیزم
نمایش 2 دیدگاه دوستان به این پاسخ

-فریدون3 هفته پیش
مدت عضویت: 203 روز

از بازی اعداد امیر و یاسمین لذت بردم و تلنگری بهم زد که به نشونه ها بیشتر دقت کنم.ممنونم

این کامنت رو قبل از شنیدن جلسه3قدم7نوشتم و نمیدونم چرا نوشتم

خدایا اجازه میدم که هر کاری که دلت میخواد انجام بدی.

امروز که این فایل رو گوش دادم دیدم اصل موضوع این قسمت اینه که چشم بسته به خدا اجازه بدیم

ما رو هدایت کنه نه به زور بلکه باید خودمون رو تو مسیر این باد رها کنیم.

یه بار هم با نیما صحبت میکردیم.گفتم چه جالب میشه فکر کنیم خدا مثل یه ماشین هستش و ما فقط

باید گاز بدیم ، دیگه چیکار داریم توی موتور چی میگذره و چجوری چرخها میچرخن

نیما گفت : مگه فایل قرانی که امروز اومده گوش کردی…چون استاد دقیقا همین مثال رو میزنه.

نشونه ها برای هر کسی به یه شکلی درمیاد

اصلا نشونه ها همون خداست

یه اتفاق…یه آدم…یه عدد…یه گل…یه هوای قشنگ…یه منظره زیبا…یه خوراکی خوشمزه

هر لحظه تون پر از خدا

-فرشته جمیلی3 هفته پیش
مدت عضویت: 105 روز

سلام

منم با نظر فریدون موافقم. بازی اعداد منو متوجه کرد که باید حواسمو بیشتر جمع کنم.

و چه قشنگ گفت که حتی هوای خوب یا یه خوراکی خوشمزه میتونه یه نشونه باشه.

من امروز رفتم بیرون و هرچی دلم خواست خریدم وخیلی راحت رسیدم خونه و…

این یه نشانه هست برای اینکه من بفهمم من ثروتمندم و میتونم بدون دغدغه زندگی کنم.

صبح همسرم داشت میرفت سر کار بهم گفت تو الان میری سر میزت و میشینی نقاشی میکنی، قدر این لحظه هاتو بدون..

خدایا شکرت بابت نشونه هات.

-آسمان آبی پاسخ داده شده در 3 هفته پیش

دوستان گل سلااام

من امروز اولین روز سناریو نویسیم بود با اینکه میدونستم ممکنه جواب اونجوری نگیرم ولی خیلی از اتفاقات یا بهتره بگم معجزاتی امروز واسم رخ داد
توی سناریو من حتی جاپارک ماشینمم تو محل کارم مشخص کرده بودم ولی وقتی رسیدم دیدم پره یکم جا خوردم ولی باز ناامید نشدم و اون حس و حال خوبی که داشتم غالب بود روی حس بدی که دیدم جاپارک پره و ماشینم رو یه جایی پارک کردم که سر پیچ بود و امکان این رو داشت که ماشینهای دیگه بهش برخورد کنن اومدم برم توی ساختمونمون دیدم یه جا پارکی که تقریبا نزدیک که به همونجایی که تو سناریو مشخص کرده بود و بین ماشین ها که شایید احتمال ١ بار در ١٠ کیس این اتفاق بیفته هست و دقیقا هم اندازه ماشینم بود ( اخه ماشین من کوچیک نیست و همیشه دردسر اندازه جاپارک هم دارم ) سریع رفتم و جایجا کردم
و حتی تا شب اتفاقاتی در حد معجزه رخ داد که من بهشون توی سناریوم اشاره نکرده بودم شاید اونایی که میخواستم اتفاق نیفتاد ولی با موضوعات و اتفاقات دیگه جبران شد
یکیش ترخیص شدن بارمون از گمرک که یه مشکل اساسی داشت اونم توی ساعت غیر کاری که خیلییی عجیب بود واسم
دیشب هم جمله ” من به دستان خدا خیره شدم معجزه کرد” چندین باار تکرار کردم و دو دقیقه بعد با نقاشی روی دیواری که دوتا دست بود و یه دسته گل هم توی اون بود رو دیدم همون لحظه اشکم درومد و من امروز برای اولین بار وجود خدرو حس کردم دوستان ، قبلا به نگاهش که ایا منو میبینه شک داشتم و میگفتم تو منو نمیبینی ولی الان انگار تو وجودمه قشنگگ حسش میکنم انگار باهاش آمیخته شدم
هیچوقت دوست ندارم این حس رو با هیچ چیز دیگه ای عوض کنم
الان دارم تک تک حرفاتونو حس میکنم با تماااام وجودم اتقدرررر که میخوامم جیغغغغ بزنم

خدایااااا شکرت 🙏🏼🙏🏼🙏🏼❤️❤️❤️🌹🌹🌹
نمایش 4 دیدگاه دوستان به این پاسخ

-فریدون3 هفته پیش
مدت عضویت: 203 روز

تبریک میگم

باید هم جیغ بزنی که دستان خدا رو دیدی

شادی کنی

جشن بگیر

قلبت روبازکن

بگذار بیاد تو قلبت

نشونه ها رو جدی بگیر….عین کفشدوزک

خدایا شکرت

-ندا رامی3 هفته پیش
مدت عضویت: 1318 روز

سلام به آسمان همیشه آبی عزیز و دوست داشتنی

خوشحالم بابت اتفاقات خوب امروزت و خداروشکر میکنم که اینقدر این اتفاقات به ما انگیزه میده برای حرکت.

واقعا خداوند دستان بینهایتی داره روی زمین که توسط اونا به ما کمک میکنه.

خوشحالم برات و آرزوهای خوبی دارم برات🌹🌹⁦♥️⁩🌹

-فرشته جمیلی3 هفته پیش
مدت عضویت: 105 روز

آسمان آبی…

تجربه ی روحانی نابی بود.خییلی به دل نشست.چون اغلب ما ازاین تجربه ها داریم.

مراقب خودت باش و این اگاهی رو حفظ کن عزیزم.

-حسین بهمنی3 هفته پیش
مدت عضویت: 609 روز

سلام دوستان من تقریبا نزدیک به یک ماهه هر اتفاق خوشایندی رو که در طول روز می افته رو هر شب به عنوان نشانه مینویسم اوایل فکر میکردم نهایتا دو تا سه مورد بیشتر نشه هر روز اما باور کنید از روزی که مینویسم در روز به ۱۰ عدد راحت میرسه نشانه هایی که کاملا نشون میده تو مدار هستم و خدا داره با این نشانه ها من رو به جلو میبره نشانه هایی که دارم میگم الکی نیستن همه شون یا همون لحظه باعث یک اتفاق خوب میشن یا معلومه که چند وقت دیگه ازشون نتیجه خواهم گرفت.

بعد خدا رو به خاطر این نشانه و تمام چیزهایی که داده حداقا یک صفحه کانل شکر میکنم.

تغییر شگرفی تو زندگیم رخ داده قدرت خدا رو بیشتر درک کردم از اون موقع به اون صفتی خدا رو دوست دارم بشناسمش (خدای وهاب)بیشتر و بیشتر باورش کردم.

دائم شکرگذاری زبانی در طول روز میکنم و نتیجه اش رو میبینم.

از موقعی که نشانه ها رو هر شب مینویسم هر روز یک ایده جدید برای کسب و کارم به ذهنم میزنه که از فرداش شروع میکنم به عملی کردنش و نتیجه اش تو کارم دیده میشه.

از روزی که نشانه ها رو مینویسم خدا کارهایی رو پیشروی نن میزاره که باعث کمک به دیگران میشه که ناخواسته انرژیش برمیگرده تو زندگی خودم.

پروردگار وهابم رو هزاران هزار مرتبه شکر

پیروز باشید

-هدیه اسلامی پاسخ داده شده در 3 هفته پیش

سلااام
این روزا هر چی از خدا میخوام برام انجام میده از غذاهایی که درخواستشو میدم
از خوراکیااا
بهش میگم برامون مهمون بیاد یه عالمه مهمون میفرسته
بهش میگم جواب سوالامو بده تا بهتر قانونو بفهمم
(از دوستی که تو سایت یاد گرفتم بپرسم تا بهم بگه و حتمن جواب سوالم تو شعور کیهانی هست .)
این روزا ازاینکه از سمت ایشون قانونو خیلی بهتر درک کردم ازشون ممنونم با اینکه وقت گذاشته بودم فقط قانونو بهتر درک کنم احساس خوبی دارم بااینکه هنوز اونطور ک باید عمل نکردم ولی خوشحالم چون انگار سرعت منو چند برابر کرده .
از خدا ممنونم که برای سفری که خیلی وقت بود نرفته بودم و منو هدایت کرد به این سفر و خیلیییی خوش گذشت و ازش بازم سفر میخوام😜
چقد به این مسافرت احتیاج داشتم
خدایاا ازت ممنونم بابت اینقدر فراوانی و نعمت
خدایاا ازت ممنونم که منو هدایت میکنی
خدایاا چقدر زیبایی زیاده
انگار افتادم وسط اتفاقات خوب
انگار همه چی راحته انگار ن واقعااااا راحته😊
اتفاقای خوب انقدر زیاده که نمیشه همشو نوشت
راستی من امروز تمااااام آهنگای غمگینی که از سر عادت بهشون گوش میدادم حذف کردم 😎😎

-ندا رامی پاسخ داده شده در 3 هفته پیش

سلام دوستان امروز من پراز اتفاقات عالی بود .اول اینکه یکی اومد با کمترین هزینه دزدگیر مغازمونو نصب کرد .دوم اینکه یه ادکلنی بود مدتها دنبالش میگشتم و بالاخره پیداش کردم و از خوشحالی داشتم بال در میوردم.سوم چندتا لباس خریدم که اینقدر خوشگل و ملوس بودن که ای کاش میشد تصویرشونو براتون میذاشتم شما هم ببینید.
برنامه یه سفر برام فراهم شد که فردا زمانش مشخص میشه .از خوشحالی دارم بال درمیارم🤩🤩🥰
هرروز من معجزه ست معجزه🌹🤩
نمایش 3 دیدگاه دوستان به این پاسخ

-سیدمحمد حسینی3 هفته پیش
مدت عضویت: 205 روز

سلام ندا رامی فعال و پرانگیزه واقعا بهت تبریک میگم لباسای خشگل 😀😍سفررررررر چقدر خوب منم سفر میخواممممممم😀 با کمترین هزینه نصب دزگیر چقدر خوبببببب😊😊

مرسی که کامنت گزاشتی

-یاسمین موسوی3 هفته پیش
مدت عضویت: 140 روز

سلام ندا جان

چقدر عالی عزیزم

فکرشو بکن لباسهای خوشگلت رو میپوشی از ادکلن خوشبوت میزنی و راهی سفر میشی

وای خدا چقدر هیجان انگیز 😉😃

خییییلی برات خوشحالم گلم خوش بگذره بهت

خدایا دلم سفر خواست😊

رویایی باشه😉

-ندا رامی3 هفته پیش
مدت عضویت: 1318 روز

مرسی از جناب حسینی عزیز و دوست خوبم یاسمین مهربونم

دقیقا حس بسیار خوبی بود هم خرید بهم انرژی داد هم رنگ لباسها و هم چیزی که مدتها دنبالش بودم پیداش کردم حس سبک شدن دارم و هرروز صبح چشمم به میز آرایش میخوره و ادکلنمو میبینم و به خاطرش خدارو شکر میکنم.🌹ممنونم از انرژی که بهم دادین⁦♥️⁩⁦♥️⁩

بهترین حس و حال هارو براتون آرزو میکنم🌹⁦♥️⁩

-مانا پاسخ داده شده در 3 هفته پیش

سلام سلام.
امروز یکی از خریدهای مرتبط با کارم رو که انجام دادم بعد از دیدن فاکتور متوجه شدم که بخاطر تخفیف خرید قبلی من بستانکار بودم و نیازی نیست فاکتور امروز رو کامل پرداخت کنم😃😃😃
خرید بعدی که خواستم انجام بدم خدا جوری دستانش رو سرراهم قرار داد و جوری من رو هدایت کرد که نصف مبلغی که نیاز بود رو هزینه کردم
امروز ادما با سرعت بالایی هرکاری که نیاز بود رو با میل و رغبت برای من انجام میدادن
به لطف خدا واقعا احساس می کنم مثل اهنربا دارم ثروت و خوشبختی رو به خودم جذب می کنم.😍😍😍

-شهسواری پاسخ داده شده در 3 هفته پیش

سلام به دوستای مهربونم🙋
امروز داشتم یکی از فایلهای استاد رو گوش میدادم،ومشغول کارم بودم وسطای فایل یهو چشمم به صفحه تبلتم افتاد دیدم یه کفش دوزک🐞 نازو خوشکل روی صفحه داره راه میره ، اینقدر ذوق کردم که نگو
وحس کردم یه نشونست ، بعد دوباره گوش دادم، و انگار یه حرفای جدیدی میشنیدم،،خدارو صد هزار مرتبه شکر بابت نشانه هایش 🙏

نمایش 2 دیدگاه دوستان به این پاسخ

-فریدون3 هفته پیش
مدت عضویت: 203 روز

بنده خوب خدا چقدر خوب که به نشونه ها دقت میکنی.

خیلی از استاد شنیدم که این نشونه ها یعنی مسیرت درسته.

-شهسواری3 هفته پیش
مدت عضویت: 270 روز

نشونه ها صحبت خداوند با ماست ، سپاسگذارم

-یاسمین موسوی پاسخ داده شده در 3 هفته پیش

سلاااام دوستان خوشگلم
بچه ها امروز خیییلی خوشحالم و حالم عااالیه
و اینم به نظرم یه معجزه س برای من
بچه ها من امروز تصمیم گرفتم همونطور که استاد توی یکی از فایلهاشون اشاره کردن که عضله تصمیم گیریتون رو قوی کنید 😰
به خودم گفتم چه خوبه اگه
علاوه بر عضله تصمیم گیریم
بقیه عضله هام رو هم روز به روز قویتر کنم و اینطوری خیلیییی عااالی میشه 😃
من دیگه میخام اییییینققققدددر شکر گزاری کنم که عضله شکر گزاریم قوی بشه💪💪
من دیگه میخاااام ایییینقدر به نکات مثبت توجه کنم که عضله این توجه کردنه قوی و قویتر بشه💪💪
من دیگه میخام اینقدر احساس خوب و فرکانس خوب بفرستم که عضله ش روز به روز قویتر بشه💪💪
واااای خدااایاااا ممنونم ازت چقدرررر از الان خودمو قدرتمند و قوی میبینم 😉😉
بچه ها من به خودم تعهد دادم که انجامش بدم بهههه شددددتتتتتت 😄
خدایا شکرت

خداااایاااا من عااااشقتم ❤
دوستان گلم دوستون دارم❤

-شاهین گلستانی پاسخ داده شده در 3 هفته پیش

سلام دوست عزیزم . من از روزی که سپاسگذاری را شروع کردم هر اتفاق مثبتی که برام میفته مینویسم طی 11 روز 40 تا شدن. مثلا اینکه به مشتری میخوام زنگ بزنم بر تسویه حساب میبینم خودش همون روز اومد (چندین بار این اتفاق افتاده). از خواهرم که اصلا از ش توقع نداشتم یک پیشنهاد عالی برای رفع خشکی پوست دریافت کردم. توی اداره بعضی اسناد اداری از سال های قبل از من میخواستن که اصلا نداشتمشون، اتفاقی فهمیدم که اصلا درخواست شون از پایه غلط بوده و من مجبور نیستم اون اسناد رو تهیه کنم. دور و برم به شدت خلوت شده من تقریبا تمام روز رو وقت دارم با خودم باشم فقط هر وقت به یک نفری احتیاج داشته باشم پیداش میشه. وووو خیلی چیزای دیگه . حسم خیلی خوب شد. خدایا سپاسگذارم از این همه نعمت و دستای زیبات. دوست من از بابت سوال خوبت که حسم را عالی کرد ممنونم

-زهرا آبلو پاسخ داده شده در 3 هفته پیش

سلاااااام سلام خدایا شکرت عجب سفری به راحتی اومدیم کل سفر شادی و رسیدیم من رفتم خرید کلی جنس ها تخفیف خورده بود کلی ارزونتر تازه کلی چیزهایی که میخاستم تک سایز بود و قیمت عالی خریدم تازه کلی چیزهایی که میخاستم خود به خود جلو چشمم ظاهر شد خدایا شکرت بهترین سفر کاری که تا الان اومدم خدایا شکرت تازه همین جا کلی جنس اینترنتی فروختم و کلی ثروت خلق کردم خدایا شکرت برای این همه نعمت و برکت برای سرزمین ثروت و فراوانی خدایا شکرت

-هاله ریاحی پاسخ داده شده در 3 هفته پیش

سلام دوستان خوبم
امروز یکم حال جسمی و فرکانسی خوب نبود
خلاصه یجوری تا شب حالمو بهتر کردم
یکی از کارایی که حس خوب بهم میده
رفتن توی نرم افزارهای خرید و فروش و دیدن عکس ویلاهای سرسبز شمال و خونه های قشنگه
الان که داشتم نگاه میکردم یه آگهی خیلی حس و حالمو قشنگ کرد
آگهی فروش یه خونه ی ویلایی بود
توی توضیحات نوشته بود تخفیف بسیار بیشتر برای سادات و خادمین سید الشهداء علیه السلام
وقتی این جمله رو خوندم خیلی حسم عالی شد از این همه خلوص نیت و پاکی این شخص ، که محبت اهل بیت علیهم السلام این چنین در وجودش تاثیر داره
خونشون قیمتی نداشت اما بازم تخفیف بسیار بیشتر …
خدایا شکرت که چنین بنده های پاک و خالصی داری

-هاله ریاحی پاسخ داده شده در 4 هفته پیش

سلام
یک معجزه داغ براتون آوردم
همین الان اتفاق افتاد
قبل از اینکه نماز ظهرمو بخونم اومدم که چادرمو سرم کنم کف پام آشغال چسبید تو دلم گفتم خونه کثیفه …
نمازمو تموم نکرده خواهرم اومد بالا ،
نمازمو که تموم کردم ، سلام کردم گفت اجی یهو دلم خواست بیام خونتو جارو کنم
من 😮
خواهرم ، با سایت اشناست و بحث فرکانس و اینا رو میدونه
وقتی بهش گفتم که قبل نماز تو دلم گفتم خونه کثیفه نیاز به جارو داره
اون گفت منم دقیقا قبل نماز به دلم افتاد که بیام بالا جارو بزنم
کلی خندیدیم و مات و مبهوت این قدرت فرکانس شدیم
خدایا قربونت برم ❤❤
نمایش 2 دیدگاه دوستان به این پاسخ

-ندا رامی3 هفته پیش
مدت عضویت: 1318 روز

چقدر جالب هاله جان یعنی این دنیای فرکانس واقعا دنیای زیباییه و هر روز چیزهای تازه و مجزات داغ تازه ای رو به ما نشون میده .

امیدوارم همیشه تندرست و سلامت باشی🌹🌹

-هاله ریاحی3 هفته پیش
مدت عضویت: 324 روز

ممنونم نداجان ، بله ، اما رمز این اتفاق این بود که من چند روزی اونقدر سرگرم یکاری بودم ک فکرای منفی نکردم و دوم درباره جاروی خونه فقط تو ذهنم رد شد و مانع نداشتن و گیر ندادن بهش …

سادگی قانون رو ببین !