نحوه سناریو نویسی برای خواسته‌ها

جواب‌های “عقل‌کل”دسته بندی: پاسخ به مسائل زندگینحوه سناریو نویسی برای خواسته‌ها
گروه تحقیقاتی عباس‌منش عضو سایت پرسیده شده در 7 ماه پیش

داستان سناریو نوشتن از این اساس شکل می‌گیرد که
از آنجا که زندگی ما توسط فرکانس‌های ‌مان خلق می‌شود‌، یکی از راه‌هایی که به ما کمک می‌کند تا آگاهانه کانون توجه‌مان را از ناخواسته‌ها منحرف و متمرکز بر خواسته‌هامان نماییم‌، این است که با نوشتن جزئیات فراوان درباره آن خواسته‌ و توجه به آن‌، به احساس خوب برسیم.
افراد زیادی که می خواهند از این اصل برای خود یک تمرین مثل سناریو نویسی بسازند‌، بیشتر از آنکه تمرکزشان بر اجرای این اصل باشد که: برای رسیدن به یک خواسته‌، باید با آن خواسته هم‌فرکانس بشوی‌،
اصل و اساس را کاملاً فراموش کرده و به حاشیه می‌چسبند. یعنی مرتباً می‌پرسند:
باید به کلمات را به زبان حال بنویسم یا گذشته؟
باید حتماً سپاس گزاری‌ام را هم بنویسم؟
تا کی باید این تمرین را انجام دهم؟ …
از چه عبارتهای تأکیدی استفاده کنم؟
تا چه حد جزئیات را شرح دهم ؟
و سوالاتی از این دست.
برای پاسخ به این سوالات‌، لازم است ارتباط این تمرین را با بزرگترین و ساده‌ترین قانون کیهانی یعنی قانون فرکانس درک کنی. تنها در این صورت است که در این باره دیگر هیچ سوالی برایت بوجود نمی‌آید.
ما در جهانی فرکانسی زندگی می‌کنیم. پس جهان به کلمات نوشته شده‌ات، کاری ندارد. آنچه برای او مهم است، فرکانسی است که هنگام نوشتن این کلمات ارسال می‌کنی.
جهان مثل یک دستگاه است که ورودی‌ای را دریافت و بر اساس آن، خروجی مشخصی به تو ارائه می‌دهد. ورودی این دستگاه، فرکانس‌های توست و خروجی این دستگاه، تبدیل آن فرکانس‌ها به شکل اتفاق و تجاربی همجنس با آن فرکانس‌هاست.
یعنی جهان هیچ دخل و تصرفی در آن فرکانس‌ها ندارد، تمامش همان است که خودت فرستادی. فرکانس‌های تو حاصل باورها و کانون توجه توست. همه‌ی ما در هر لحظه‌ای که بیدار هستیم، در حال ارسال فرکانس هستیم و نکته اساسی که باید از خود بپرسی این است:
حالا که در جهانی زندگی می‌کنم که فقط به فرکانسیم واکنش نشان می‌دهد‌، چگونه فرکانس خواسته هایم را ارسال کنم؟
نوشتن سناریو می‌تواند راهی برای تنظیم فرکانس‌های هماهنگ با خواسته‌ات باشد. زیرا همانگونه که از نامش پیداست، سناریو یعنی تبدلی یک اتفاق به شکل کلمات و جملات.
فرض کن شما یک کارگردان هستی و می‌خواهی ماجرای رفتنت از خانه تا فروشگاه را بنویسی به گونه‌ای که بازیگر آن نقش با خواندن آن جملات دقیقاً بتواند آن ماجرا را اجرا کند‌، بدون آنکه سوالی از شما بپرسد.
پس باید ماجرا را با تمام جزئیان بنویس به گونه‌ای که بودن در آن فضا تو را به احساس خوب برساند. در واقع هدف از پرداختن به جزئیات‌، وسیله‌ای است برای تمرکز بر خواسته و بیشتر ماندن در احساس بهتر.
مهفوم سناریو نوشتن یعنی دیدن نکات مثب یک موضوع و تمرکز بر آنچه که رخ دادنش را دوست داری. در واقع تو با این وسیله از این خاصیت جهان که به فرکانس‌هایت واکنش نشان می‌ده‌، آگاهانه به نفع خودت و در جهت رسیدن به خواسته‌ات استفاده می‌کنی.
پس هر اتفاقی را که می‌خواهی برایت رخ دهد، برای خودت کارگردانی کن. زیرا در این جهان فرکانسی، ذهن فرق میان رؤیا و واقعیت را نمی‌داند. به این دلیل که فرکانس هر دوی آنها یکسان است.
یعنی چه شما تصویر کاملی از 10 دقیقه رانندگی با ماشین دلخواهت را در ذهنت بسازی و چه در واقعیت با همان ماشین به همان شکل و در همان خیابان‌ها رانندگی کنی، دقیقاً برای جهان یک فرکانس را دارد و هیچ تفاوتی میان آنها احساس نمی‌کند و در نهایت یک نتیجه که تجربه لذت رانندگی با ماشین دلخواهت را وارد زندگی‌ات می‌کند.
حالا که در چنین جهانی هستی که تنها به فرکانس‌هایت اهمیت می‌دهد ،پس هوشمندانه‌ترین کار این است که فرکانس‌های دلخواهت را به جهان ارسال کنی تا جهان هم اتفاقات دلخواه را وارد زندگی‌ات نماید.
مهم‌ترین نکته درباره سناریو این است که تو را به احساس خوب برساند. به احساس سپاسگزاری و بی‌نیازی از خواسته.
به احساس یقین .
زیرا مگر می‌شود آدم در حال تجربه اهداف و رویاهایش باشد و احساس خوبی نداشته باشد؟
بهایی که باید برای تحقق هدفت بپردازی احساس خوب است. حال آنکه احساس خوب‌، خودش یک نتیجه است کما اینکه ماندن در این احساس هزاران نتیجه جانبی دیگر را نیز به شکل عشق‌، سلامتی و ثروت وارد زندگی‌ات می‌کند.
یکی از مهم‌ترین قوانین که باید در زندگیمان بشناسیم‌، قانون فرکانس است. اساس زندگی ما بر این قانون است. ما موجوداتی فرکانسی هستیم که وارد جهانی شده‌ایم که به فرکانس‌های ما پاسخ می‌دهد.
به شما توصیه می‌کنم برای درک قانون فرکانس وتمرین سناریو نویسی و بهره بردن از این تکنیک در جهت ارسال فرکانس خواسته‌هایت و کنترل کانون توجهات، حتماً جلسات6 و 9 و 10 دوره راهنمای عملی دستیابی به آرزوها و تمامی جلسات دوره کشف قوانین زندگی را بارها گوش بده تا این قانون را خوب درک کنی.
به نظرم این جلسات و این دوره‌، بهترین جا برای درک چگونگی عملکرد این جهان فرکانسی و چگونگی همراه شدن با سیستم جهان است. زیرا پس از این جلسات، می دانی چه قدرتی داری و می دانی چطورباید از آن برای رسیدن به خواسته‌هایت بهره ببری و چطور دهنِ ذهنت را ببندی تا با نجواهایش مزاحم تمرکزت بر خواسته‌ات نشود و گمراهت نکند.
برای خواندن مقالات بیشتر برای درک قانون فرکانس‌‌، روی لینک زیر کلیک کنید:
????
https://abasmanesh.com/fa/the-strategy-of-discovering-the-lifes-laws/#toggle-id-2-closed

تاکنون 4 پاسخ برای این سوال ارائه شده است.
بهترین پاسخ
-رضا تاجیک پاسخ داده شده در 1 ماه پیش

با سلام خدمت استاد عزیزم، خانم شایسته مهربان و همه دوستان. لیلا هستم.
من هر اتفاقی رو که بخواهم در زندگیم خلق کنم مثل نوشتن یک داستان آنرا جز به جزء مینویسم.آنگونه که دلم میخواهد. پس همین امر باعث شادمانی من میشود چه چیز بهتر از این که زندگی ات را آنگونه که بخواهی خودت خلق کنی! واین امر برای همگان میسر است زیرا خداوند مهربان قدرت بی مثالش را در وجود همه انسانها قرار داده والبته تنها کسانی قادر به استفاده و به کار گیری آن هستند که از وجود این قدرت عظیم مطلع باشن.من نتایج فوق العاده شگفت انگیزی را هم دریافت کردم.که نمونه ای رابرای شما بیان میکنم.
حدود یک سال و نیم پبش، یک روز صبح که میخواستم از رختخواب برخیزم متوجه شدم که کمرم به شدت درد میکنه و قادر به تکان دادن پای چپم نیستم!!!
هر چه تلاش کردم و ماساژ دادم فایده ای نداشت. با کمک همسرم به نزدیکترین کلینیک رفتم و با مراجعه به پزشک متخصص مغز و اعصاب و گرفتن ام آر آی اورژانسی ،آن پزشک به من گفت که شما دیسک کمر دارید و رگ سیاتیک شما رو هم در گیر کرده و به پای چپتون زده.باید استراحت مطلق کنی. حتی یک بالش سبک هم بلند نکنی. ظرف نشوری. آشپزی نکنی. جارو برقی کشیدن ممنوع. رانندگی که اصلا چون هنگام کلاج گرفتن با پای چپ ،دردشما شدید شده و به کمر سرایت میکنه….
خلاصه آنگونه که آن پزشک برایم شرح میداد یک لحظه خودم را مثل یک فرد افلیج میدیدم که توان انجام هیچ کاری حتی کارهای شخصی خودش را هم ندارد. با وجود دو فرزندم و مسئولیتهایی که بر عهده داشتم ، اشک در چشمانم جمع شده بود. آن پزشک رو به همسرم کرد و گفت تا خودش میتواند به همین صورت راه برود بهتر است که عمل شود و مقدمات آنرا سریعا فراهم کنید. و بعد به من گفت تا روی چرخ ننشستی بهتر است خودت را برای عمل آماده کنی!!
تا چند روز گیج بودم. درد شدیدی داشتم و اصلا نمیتوانستم که تمرکز کنم و به چیزهای خوب فکر کنم. با تلاش زیاد آشپزی میکردم. برای شستن ظرفها از دختر بزرگترم که ۱۴ سال داشت کمک میگرفتم. هنگام رانندگی پای چپم و کمرم دچار درد شدیدی میشد و نشسته جارو برقی میکشیدم. بعد از مدتی از زندگی خیلی خسته شده بودم شرایط برایم بی نهایت سخت شده بود. و در این مواقع به عمل فکر میکردم و از آنجا که از دکتر و بیماری و عمل و..‌.. میترسیدم دنبال یک راه دیگر میگشتم.
تا اینکه به این فکر افتادم تا یک سناریو برای بهبود کمرم بنویسم. آری با خودم گفتم لیلا بنویس تا اتفاق بیفتد.و شروع کردم به گوش دادن فایلهای استاد با انرژی و شکرگزاری نعمتهایی که خداوند مهربان بر من عنایت داشته. تصمیم گرفتم که نعمتها ی زندگیم را هم بنویسم تا تمرکز و انرژی بیشتری داشته باشم هر روز صبح مدتی را جلوی آینه مینشستم و با دقت به خودم نگاه میکردم: خدای خوبم برای موهای زیبا و بلندم شکرگزارم. برای چشمان سالم و زیبای خود شکرگزارم و برای تک تک اعزای بدنم که سالم هستند با شادمانی خدای مهربانم را شکر میگفتم برای خانه ی خوب و راحتی که در ان زندگی میکنم، برای دو فرزند سالم و شاد و باهوشی که دارم و برای همسر عزیزم که عاشقانه دوستم داره و…..شکرگزاری میکردم. و بعد از چند روز که از نظر روحیه بهتر شدم شروع کردم به نوشتن سناریو برای بهبود کمرم:
خداوند من رو هدایت میکنه به سوی بهترین پزشک تا من همیشه سلامت و شاد باشم و غرق در آرامش. من با خوردن چند تا قرص بهبودی کامل کمرم را بدست می آورم و بسیار خوشحال و شکرگزارم.و هر صبح و شب مثل ستاره قطبی آنرا میخواندم. و هر روز که میگذشت از نظر روحیه عالیتر میشدم و متوجه شدم که درد کمرم بهبود یافته و نسبت به گذشته هر روز عالیتر و سالمتر میشدم.
و در ای هنگام من هدایت شدم به سمت یک پزشک خوب در یک بیمارستان دولتی و نکته جالبی که درا ینجا .مرا متعجب کردرا برایتان باز گو میکنم: من به نام یک پزشک متخصص و جراح مغز و اعصاب اینترنتی وقت گرفتم. از صبح زود در بیمارستان بودم با ی حس عالی و فکر کردن به سلامتی کامل بدنم! تا نزدیکیهای ظهر نشسته بودم و هنوز دکتر نیومده بود تا اینکه متوجه شدم دکتر به دلیل طول کشیدن عمل جراحی که داشته نمیتونه بیاد و به جای ایشون یک دانشجو نشسته بود. یک لحظه ناراحت شدم از اینکه دکتر متخصص نیومده. ولی با خودم گفتم من به هدف نهایی خودم که سلامتی هست میرسم با هر واسطه ای که خداوند آنرا بر سر راهم قرار میدهد. وقتی با همسرم وارد اتاق دکتر شدیم یک پسر جوون رو دیدیم که پشت میز نشسته و شاید حدود ۲۱ سال بیشتر نداشت. همسرم گفت میخوای بری پیش این؟؟؟ یعنی چیزی بلده،؟؟؟
ولی من حس خوبی داشتم. وقتی عکس ام آر آی من رو دید اون دانشجوی جووون گفت شما یک دیسک خفیف داری و با مصرف یک دوره قرص و انجام چند حرکت ورزشی ساده خوب میشوید!!!
و من روز به روز عالی تر میشدم تا اینکه الان با انرژی و سلامتی کامل به کوه هم میروم.
خدای مهربونم شکرگزارم.
و از استاد عزیزم که قوانین زندگی رو به ما آموزش میدهد سپاسگزارم.

-منصوره حسینی3 هفته پیش
مدت عضویت: 102 روز

خدا رو شکر میکنم که حال شما دوست خوبم عالی شده .

یک لحظه اشک تو چشام جمع شد گفتم منصوره چرا انقدر ناشکر شدی ببین سلامتی کامل داری خودت و خانوادت سالمین پس شکر خدا کن نماز و سجده شکر بجا بیار روح لطیف و کودک درونتو دوباره بیدار کن . زندگی کوتاهه فقط لذت ببر

واقعا خدا رو شکر میکنم که در جمع شما عزیزانم هستم

-مهناز رویانی3 هفته پیش
مدت عضویت: 321 روز

سلام دوست خوب لیلا خانم گل برای سلامتیتون از ته قلبم خوشحالم آفرین به قدرت اراده و ایمان شما امیدوارم هر روز بهتر از قبل باشی

-شیرین اله دینی3 هفته پیش
مدت عضویت: 681 روز

سلام لیلای عزیز

خدا روشکر بخاطر سلامتیتون و احساس خوب داشتن و مهمتر از اون موندن در احساس خوب به مدت بیشتر بهای رسیدن به خواسته هاست

در پناه الله یکتا شاد سالم ثروتمند وسعادتمند در دنیا و اخرت باشید

-مارکوپولوی3 هفته پیش
مدت عضویت: 1676 روز

سلاممم لیلا جان و رضا جون، هاها

دوستای ثروتمند ( در ذهن در عمل در درون و بیرون )، شاد و سالم و سپاس گزار ( به خاطر هر چیزی )

من خیلییی خوشحال تر و سپاس گزارتر از همیشه ام که هدایت شدم به این قسمت و زیر این قسمت عالی همونطوری که برام مرور شد ” سناریونویسی ” چقدر میتونه در طول روز مقدار بیشتری را اون هدف و اون خواسته های ارزشمندت اون تجربه هایی که میخوای را داشته باشی، باعث بشه بیشتر در ” احساس خوب ” بمونی.

امیدوارم هر جا که هستید

شادد و شادد

لبتون خندون و خندون

و جیباتون پر پولللل

باشه.

دوستون دارم.

-زهرا رجبی3 هفته پیش
مدت عضویت: 86 روز

لیلای عزیز جدی ک خیلی عالی بود از خوندنش بی نهایت لذت بردم انشاالله همیشه در سایه الله شادو سلامت در کنار خانوادت باشی جانم

مدت عضویت: 330 روز

سلام دوست عزیز لیلی خانم

خدایا شکرت بخاطر این که بنده خوبت سالم و سرحال هست

ممنونم که داستان سناریو نویسی زندگی ات را نوشتی واقعا اشک آدم درمیاد. لذت بردم و خدا رو شکر کردم بخاطر اینکه سلامتی ات را بدست آوردی انشاءالله که همیشه شاد باشید و انتقال دهنده حس خوب شادی سلامتی و خوشبختی باشی

-in god we trust2 هفته پیش
مدت عضویت: 237 روز

خدایا بی نهایت سپاس گزارم به خاطر سلامتی لیلی خانم

به امید سلامتی کامل همه بچه ها خدایا شکرتتت

-سعید خستوانه2 هفته پیش
مدت عضویت: 19 روز

سلام خدمت دوست عزیزم امیدوارم که همیشه حالتون خوب باشد من هم الان دو سالی هست که توی این روند هستم و نتیجه‌ای خیلی خوبی گرفتم و خوشحالم که شما هم نتیجه گرفتین و منخوشحالم که نتیجه شما رو میبینم انگیزه میگیرم برای هدفهای بزرگ انگیزه میگیرم برای آزادی زمانی مالی روابط خیلی خوشحالم که توی روند هستم

-بانو آتنا پاسخ داده شده در 3 هفته پیش

سلام درود به خانواده عزیزم
خانم لیلا ی عزیزم واقعا لذت بردم و از الله سپاسگزارم کردم برای سلامتی تون خدایااااااااااشکرت
من همین مسئله رو با پای چپم که با تزریق آمپول بیهوشی به کمرم به عصب آسیب دیده بود آغاز شد و وزن زیاد بعد از زایمان و فشار زیاد روی زانو تمام دکترها گفتن عمل باید بشه اما تو ذهنم هر روز من احساس می‌کرد آرم هم وزن کم میکنم هم عصب پام داره ترمیم میشه یادمه حدود6ماه زمان برد جایی هم ننوشتم فقط با ذهنم انجام می‌دادم احساس عالی داشتم. ورزش هم داشتم.
که پس از6ماه رفتم پیش دکتر منو دید تعجب کرد که چقدر لاغرشدم و عکس گرفتن دید پاهام کاملا خوب هستش هم از نظر ظاهری خوب شده بود هم ورزش هایی که پیش دکتر انجام می‌دادم متعجب بود بهم میگفت ای کاش همه مریض ها مثل شما بودنند هر کی میاد اینجا میخواد بگه من مریض ترین فرد دنیا هستم اما شما خداروصدهزارمرتبه شکر….
چندین مرتبه توی مسائل دیگه چالش داشتم که بیشتر روی ذهنم بوده تمرکز که نوشتن هم الان جزوی از این هاشده وقتی مینویسم همون لحظه حتی میبینم و مدام توی ذهنم مثل فیلم میبینم و اونقدر احساس عالی دارم موقع نوشتن که یا گریه ام میگیره همون لحظه سجده شکر به جا میارم و انگاری برام تجلی شده و هر روز و هرلحظه بهش فکر میکنم و دقیق تر تجسمش میکنم ریز ریز میبینم و پرواز میکنم بعد یه مدت خود به خود یادم میره و توی زندگیم اون خواسته رو تجلی شو میبینم یادمه پارسال یه موضوع بود که بستگی داشت همون شخص باشه و اون شخص ایران نبود و هیچ کس بهش دست رسی نداشت و اون…….
من با شریک مقدسم الله یکتا نوشتم حتی مطالبی که دیروز وقتی پیدا کردم موقع مرتب کردن وسایلم گریه ام گرفت که خودم نوشتم چطوری این مطالب رو تونستم بنویسم مگه میشد اما 5ماه پیش شده بود و معجزه وار شده بود تمام جهان دست به دست همدیگه دادن شده بود خداروصدهزارمرتبه شکر. 🤗🤗🤗🤗😭😭😭😭
فقط باورش کنیم حسش کنیم بهاش زندگی کنیم بهش عشق بدیم. به خودم اول میگم بعضی وقتا یادم میره این توانایی رو الله ام بهم داده هرچی بخواهیم بهمون داده میشه🌹🌹🌹🌹

-ستاره اصلانی2 هفته پیش
مدت عضویت: 518 روز

سلام و.درود بر دوستان هم فرکانسی خودم… لیلای عزیز.. از,اول نوشته ات تا اخرش اشک ریختم… از باور پاک و قوی که داشتی و نهایتا جواب گرفتی…خدارا بینهایت سپاسگزارم به خاطرابنکه هدایت شدم به این صفحهو وجود تک تک شما دوستان ………

-شیرین اله دینی پاسخ داده شده در 3 هفته پیش

سلام خانم شایسته عزیز
سپاسگذارم بابت توضیحاتتون بسیار کامل بود
در پناه الله یکتا شاد سالم ثروتمند وسعادتمند در دنیا و اخرت باشید

-راضیه سلیمانی پاسخ داده شده در 2 ماه پیش

سلام و بازم تشکر برای توضیحات زیباتون خانم شایسته عزیز
من اول که با تهیه قانون افرینش سناریونویسی رو انجام میدادم نتایج فوق العاده بود و هر روز این کار را انجام میدادم. باز برای یاداوردی به خودم و توصیه به دوستان برای این تمرین قدرتمند را دارم.
الان دقیقا دلیل این کار رو فهمیدم
وقتی حس سپاسگزاری از بودن ی سری از نعمتها در سناریو نویسی داری و زودتر به اون خواسته رو میرسی رو میفهمم
بهترینها رو براتون ارزومندم