چگونه بایدحتی با وجود گیر افتادن در مشکلی بزرگ، کلیدی ترین اصل، یعنی "احساس خوب داشتن" را اجرا کرد؟

جواب‌های “عقل‌کل”دسته بندی: موفقیت فردیچگونه بایدحتی با وجود گیر افتادن در مشکلی بزرگ، کلیدی ترین اصل، یعنی "احساس خوب داشتن" را اجرا کرد؟
گروه تحقیقاتی عباس منش عضو سایت پرسیده شده در 3 سال پیش

چگونه می توان حتی وقتیکه درون یک مشکل بزرگ گیر افتاده ایم، به کلیدی ترین اصل قانون، یعنی “احساس خوب داشتن” عمل کرد؟
توضیحات سوال:
من مدیر یک شرکت خصوصی فراورده های نفتی هستم.چند سالی است که تقریبا تمام  کتابها و سی دی های روانشناسی موفقیت و مدیریت بازار را مطالعه کرده ام مشکل از آنجا شروع شده که بنابه دلایلی تقریباً ۵٠٠ ملیون از طلب هایم که معوق مانده بود، غیرقابل وصول شده و شرایط بسیار سختی را برای من بوجود آورده است. تا جایی که شریک من که داماد من نیز می باشد، نا امید شده و تصمیم به جدایی گرفته..
باتمام این مشکلات من عمیقاً باوردارم که جایگاه و لیاقتم این نیست و  همه چیز درست می شود، اما نمی دانم چگونه ؟!
با تمام مشکلات و گرفتاریهایی که دارم یکی یکی در حال تهیه جلسات دوره قانون آفرینش هستم و تا کنون سه جلسه از آن را گوش داده ام…
تمام حرف من این است که: تمام آنچه درباره قوانین، احساس خوب، کنترل توجه و … می گویید را قبول دارم و البته قابل اجرا…
اما وقتی درگیر بدهی، طلبکار، دادگاه و پاسگاه هستم چطوری می توانم به این مسائل فکرنکنم؟
چگونه می توانم تمرکزم را بر نکات مثب بگذرام  وقتیکه طلبکارها به شرکتِ من می آیند یا مدام تماس می گیرند یا پیام می فرستند؟
چگونه باید با وجود گیر افتادن در این مسئله، افکار منفی را کنارگذاشته و مثبت فکرکنم؟
از دیگر  اساتیدِ این حوزه نیز این سوال را پرسیده ام، اما جواب قانع کننده ای نگرفتم. راه رهایی و حل این مشکل چیست؟

تاکنون 340 پاسخ برای این سوال ارائه شده است.
بهترین پاسخ
سمانه ام پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلام به چشمایی که این متن رو میخونه …..
 همین الان که داشتم راجب سوال شما فکر میکردم متوجه یه چیزی شدم که تا حالا متوجه نشده بودم ، جواب به این سوال باعث شد خودم یه نکته ای رو کشف کنم ، به خاطر سوالتون متشکرم چون فکر کردن راجبش به خودم کمک کرد ،  دلم میخواد اول یه کم از خودم بگم: من فایل قانون آفرینش رو تو یه دفتر برای خودم نوشتم ، “خلاصه نویسی” نکردم بلکه اون رو به طور “کامل” نوشتم  ، تقریبا تماااااااام صحبت های استاد رو نوشتم با تمام مثالها و حتی یه جاهایی رو نوشتم ههههه یا شکلک خنده کشیدم که دقیقا وقتی دارم میخونمش همه چیز یادم بیاد . نوشتن اونها توی دفترم با اینکه خیلی زمان برد و اصلا من تو برنامه ریزی ها و اهدافم این بود که بشینم و تماااام اون فایل ها رو بنویسم اما دو تا ویژگی خیلی خوب برام داشت :
اول اینکه : من چون میخواستم “بنویسم”پس مجبور شدم خیلی دقیق تر “گوش کنم” و بعد از نوشتن به وضوح میدیدم انگار بدون اینکه تمرین خاصی انجام بدم چه قدر ” ناخودآگاه ” در اثر همون نوشتن و تکرار، مطالب ملکه ی ذهنم شده و
دوم اینکه : هر وقت میخوام مرور کنم خیلی سریع این کار رو انجام میدم ، درسته به فایلها هم هنوز گوش میکنم اما خب تو یک ساعت میشه یک فایل رو گوش کرد اما من تو یک ساعت میتونم چند تا فایل رو مرور کنم ( یعنی از رو دفترم بخونمش ) و اینکه میگم سریع میتونم بخونم خوبیش اینه که گاهی وقتی سوالی تو ذهنم شکل میگیره یادم میفته که استاد قبلا راجبش صحبت کرده میرم دفترم رو نگاه میکنم و یادم میفته که استاد راجب فلان قضیه چه جوابی رو گفته و این کار رو این قدر تکرار کردم که تو خیلی از مسائل دقیقا میدونم جواب فلان سوال خودم تو کجای دفترم هست حتی میدونم بالای صفحه هست یا پایین صفحه …. این طوری دارم یاد میگیرم که خودم مسائلم رو حل کنم و یه جورایی به قول استاد مشاور خودم باشم ……..
و جواب استاد به این سوال این بود که وقتی اوضاع خوب نیست ، وقتی طلبکارا زنگ میزنن، وقتی خانومت غر میزنه وقتی شرایطت خوب نیست وقتی تو حتی نمیتونه یه چند دقیقه بخوابی بلکه یه کم آروم تر شی چون یا زنگ خونه رو میزنن یا تلفن زنگ میخوره و تو با خودت میگی ای بابااااااا من میخوام رو خودم کار کنم و احساسم رو یه کمی بهتر کنم ولی مگه امون میدن ؟ بعد چند دقیقه دوباره به حس بد میرسونن منو ، اصلا وقتی طلبکار از پشت تلفن بد و بیراه بارم میکنه وقتی طلبکار پشت دره بشینم تو خونه و بگم : نه همه چی خوب میشه ، آروم باش آروم باش …. وقتی دارم پله های دادگاه و پاسگاه رو بالا پایین میرم و علاوه بر مشکل خودم مشکلات مردم رو هم دارم میبینم مگه میشه حسم رو بهتر کنم ؟ تا میام یه کم حسم رو بهتر کنم یه اتفاق جدید میفته یه طلبکار دیگه ، یه اسمس تهدید دیگه ، یه زنگ تلفن دیگه ، یه بد و بیراه دیگه … تو این حجم از اتفاقت بد چه طوری حسم رو خوب کنم ؟ اصلا مگه میشه ؟ مگه داریم ؟  من رفتم دفتر رو دیدیم ، جواب استاد این بود : تو همون شرایط خییییلی نابسامان هم یه زمان خیلی کوتاه پیدا میشه که اوضاع کمی بهتره ، تاکید میکنم اوضاع فقط و فقط “یه کمی” بهتره ،  مثلا سر ظهره تابستونه و طلبکارت یه دو ساعت رفته بخوابه مثلا هههههه، خب تو همون یک ساعت که وقت داری احساست رو یه کمی بهتر کن ، مثلا اگه با رابطه ی عاطفیت مشکل داری بلاخره خانومت از صبح تا شب که یه سره نمیتونه غر بزنه بلاخره اون وسط یه چند دقیقه ای رو مجبوره نفس بکشه دیگه هههههه تو از همون چند دقیقه استفاده کن و سعی کن حست رو یه کمی بهتر کنی تاکید میکنم ” یه کمی بهتر” ((( در واقع تو از احساس خیلی بد اصلا نمیتونی و در واقع اصلا جهان بهت اجازه نمیده به احساس فوق العاده عالی و خوب برسی و تو فقط میتونی حست رو آروم آروم و پله پله بهتر و بهتر کنی پس نباید توقع داشته باشی از یه حس خیلی بد یهو به یه حس خیلی خوب برسی)))  … در واقع وقتی داری دنبال زمانهایی میگردی که حست رو “یه کمی” بهتر کنی ، یعنی داری خواسته ت رو به جهان میگی و چون داری به این “توجه” میکنی ، جهان اون جنس کالا رو بیشتر و بیشتر برات فراهم میکنه و در واقع فرصت بیشتری رو برات فراهم میکنه تا به چیزای خوب فکر کنی . مثلا طلبکارت که قبلا هر لحظه و هررررر روز رو  نروت بود حالا یه کاری براش پیش میاد که چند روز اصلا ازش خبری نیست . این طوری کم کم به آرامش میرسی که مهم ترین چیزه ، حالا تو این آرامش و تو این حسی که تو آگاهانه بهتر و بهترش کردی راه حلها به ذهنت میرسه ، ایده هایی که میتونی باهاش پول بسازی یا حداقل وضعیتت رو سر و سامان ببخشی …… به نظرم اگرم قراره ایده یا راه حلی به ذهن آدم برسه تو زمانی که آرومه و احساس خوبی داره این اتفاق میفته . . . . . . .
یه چیز دیگه هم میخوام بهتون بگم:  اینکه میگید تو اوج این شرایط با خودتون میگین من لیاقت بهترین ها رو دارم و “مطمئنید” که همه چیز خوب میشه یعنی تا همین الان هم رو خودتون خیلی خوب کار کردین ، بهتون تبریک میگم که تو این شرایط هم به فکر این هستین که از راه ” قانون آفرینش ” مشکلتون رو حل کنید . این نشون دهنده ای ایمان شما به قانون جهان هست . . . دیگه شک ندارم که موفق میشین و میاین اینجا برامون مینویسد که همه چیز خوب و عالی شده … این آرزوی ماست، اینجا همه از خوشحالی شما از صمیم قلب خوشحال میشن و انرژی میگیرن .  شاداب باشید . 

زهرا کیانی 3 روز پیش
مدت عضویت: 656 روز
تعداد دیدگاه‌ها: 2 دیدگاه

منم نوشتم و خیلی کمکم کرده البته خلاصه نویسی.ولی الان راغب شدم کامل بنویسم چرا که جواب همه سوالها تو قانون آفرینش هست..
خیلی ممنون از تجربه قشنگتون…
شاد و پر انرژی باشید.

محمد مهدی ابادی 2 هفته پیش
مدت عضویت: 112 روز
تعداد دیدگاه‌ها: 2 دیدگاه

ممنونم از اینکه جواب خیلی عالی دادید و چیزهای رو داخل جوابی که شما دادید برای من باز نگری شد

پوریا محمدی 2 هفته پیش
مدت عضویت: 40 روز
تعداد دیدگاه‌ها: 8 دیدگاه

سلام
به اشتراک گذاشتن تجربه تون زیبا بود.
خدارو شکر که از جایی که فکرشو هم نمیکنم با کمترین هزینه، آگاهی از سمت خداوند بمن میرسه و از شما بعنوان عضوی از سیستم اجرایی خداوند تشکر میکنم،نوشتن و نت برداری عالیه،سکوت و تلاش برای بهتر کردن حتی ذره ای از فرکانس در حین بدترین پیشامدها (که به زعم من فقط بما خیر میرسه،این ماییم که نمی تونیم از همه خوبی ها بنابه شرایط باور و مدارمون استفاده کنیم) عالی بود.
سپاس.

سمانه فکور 2 هفته پیش
مدت عضویت: 43 روز
تعداد دیدگاه‌ها: 60 دیدگاه

سلام سمانه جان
واقعاااااااااااااااااااااااااااا عالییییییییییییییییییییییییی بود استفاده کردم خیلی زیاد.
در پناه الله ثروتمند شاد و سلامت باشید

عباسعلی موحدی 2 هفته پیش
مدت عضویت: 122 روز
تعداد دیدگاه‌ها: 34 دیدگاه

سپاس ازشما

شهلا شیخ جبلی 2 هفته پیش
مدت عضویت: 158 روز
تعداد دیدگاه‌ها: 7 دیدگاه

لذت بردم واقعا عالی بود پاسخ شما

شهلا شیخ جبلی 2 هفته پیش
مدت عضویت: 158 روز
تعداد دیدگاه‌ها: 7 دیدگاه

لذت بردم واقعا عالی بود پاسخ شما

آزی خانووم پاسخ داده شده در 1 هفته پیش

سلام
معمولا وقتی مشکل بزرگ است به همان اندازه انگیزه برای رهایی و حل کردن مسئله هم بزرگ می شود.
برای شما حل مسئله بسیار پر اهمیت می شود و ذهنتان درگیر می شود تا راه حل ها به شما الهام شود.
اگر تضادها و مسائل را حل کنیم بزرگتر می شویم .
بهترین کار پذیرفتن مشکل است و قبول انها و یافتن راه حل ها برای حل ان . به جای خشم و عصبانیت شرایط را بپذیریم و آرام آرام حلشان کنیم و آرام آرام ذهنمان را کنترل کنیم آرام آرام مسئولیت پذیر شویم و به جای مقصر دانستن بقیه خود را مسوول زندگی خود بدانیم . همه چیز نیاز به طی کردن تکامل تدریجی دارد مشکل و حساسیت بزرگ نیاز دارد که با حوصله و تدریج حل شود .از بدهکاری یک شبه نمی شود به مرزی ثروت بالا رسید . به تدریج قرض خود را می پردازید و تکامل پیشرفت خود را ادامه می دهید.

ندا رامی پاسخ داده شده در 1 هفته پیش

با سلام ودرود فراوان خدمت دوستان عزیز بخصوص دوست عزیزی که این سوال رو پرسیدن
دوست من پیشنهاد استاد همیشه برای توجه به نکات مثبت و رسیدن به احساس خوب اینه که یه لحظاتی رو برای توجه به نکات مثبت پیدا کنید که تنش و نگرانی کمتر اون لحظاتی که طلبکارا کمتر زنگ میزنن یا کمتر میان در خونه اینجوری یکمی که حالتون خوب بشه مدارتون کم کم تغییر میکنه میدونم خیلی سخته و احتمال بازگشت هست چون دوباره ممکنه با یه تماس تلفنی ذهن ما بهم بریزه اما قوی باشبن و امیدوارم منم این مراحلو گذروندم ولی در اندازه کوچیکتر اما چون یه دختر بودم برام سنگین بود ۵۰ میلیون بدهی برای چند سال پیش اما کم کم مدارم عوض شد و تکامل خودمو طی کردم و این بدهی ها کمترو کمترو کمتر شد البته الانم هست قسطای بانک اما خیلی راحت فراهم میشه و دیگه چیزیش نمونده و خیلی خوشحالم که وقتی یکم احساسمون خوب بشه اوضاعمون بهتر میشه و خداوند نمیذاره در اون شرایط بمونیم .
توی اون اوضاع میدونم و حق میدم که کار سختی باشه اما ممکنه و میتونیم شرایط رو عوض کنیم. وقتی مدارمون عوض بشه زندگیمون تغییر میکنه تمام اون طلبکارایی اذیت میکردن یا میرن و کمتر وقت میکنن بیان یا خیلی راحت پولشون جور میشه و تموم میشه موقعیتهای بهتر پول ساختن برای ما فراهم میشه به روزهای فکر کنیم که فقط داریم پول در میاریم و هیچ بدهی وجود نداره و ما فقط دارم سرمایه گذاری میکنیم و پول در میاریم چقدر لذت بخشه فکر کردن بهش و انرژی خوبی بهمون میده تجسم هم کمک شایانی به ما میکنه تا حالمون خوب بشه و اتفاقات خوب بیشتری رو برای خودمون رقم بزنیم .
یه مصاحبه از جیم کری دیدم میگفت من تمام این روزهای الانمو تجسم میکردم و خودمو میدیدم که چقدر دارم و یه چک برای خودم تهیه کرده بود و مبلغ دلخواهمو روش نوشته بودم و میساختم توی ذهنم روزهایی که این مبلغ به حسابم ریخته میشه و بالاخره به اون مبلغ رسیدم و باید چهره خندون ایشون رو میدین چقدر زیبا توصیف کردن.
امیدوارم همه ما برکتها و ثروتهای خداوند را جذب خودمون کنیم زیرا خداوند نعمتها و ثروتهارو برای ما میخواهد.
در پناه خداوند بی همتا

شیرین اله دینی پاسخ داده شده در 1 هفته پیش

سلام دوست عزیز
باسپاسگزاری بابت جنبه های دیگر زندگیتون با تمرکز بر موفقیت هایی که تاکنون کسب کردید وتکرار کردنشون با تمرکز بر ویژگیهای مثبت خودتان البته در زمانهایی که طلبکارها نیستند و شما مجال دارید کم کم شروع کنید
در پناه الله یکتا شاد سالم ثروتمند و سعادتمند در دنیا و اخرت باشید

نعمت اله صادقی پاسخ داده شده در 1 هفته پیش

دوست عزیز سلام، به نظر من شما باید به خود واقعی‌تان توجه کنید، شخصیت و قدرتی را که دارید باز گردانید، شما جانشین خداوند هستید، شما اشرف مخلوقات هستید، شما همان مخاطبی هستید که خداوند در قرآن می فرماید هرکه از هدایت من پیروی کند نه اندوهگین می شود و نه از چیزی بیم دارد، شما همان مخلوقی هستید که خدا به خلقتش افتخار می‌کند و تمام فرشته ها را دستور به سجده می دهد، لطفا به سایت قرآن تنزیل مراجعه کنید و ریشه آدم را جستجو کنید و آیات مربوطه را با دو آیه قبل و بعدش با ترجمه بخوانید و همچنین عزت نفس را از بخش عقل کل جست و جو کنید تا کامت های دوستان نیز راهگشای شما باشد

راضیه مرضیه پاسخ داده شده در 2 هفته پیش

سلام
برای داشتن احساس خوب اگر دنبال کنترل شرایط بیرونی باشیم تقریبا هیچ وقت نمی توانیم به احساس خوب برسیم …دوست عزیز هر مشکلی روی دیگر سکه نعمتی است …کسی که شرکت ندارد طلبی هم از مشتریان شرکت ندارد ..پس خدا را شکر کن که شرکت داری و خیلی ها ندارند
دوم -خود افشایی که کردی برای ارائه راه حل جامع کم است و کسی که 500 میلیون طلب دارد ولی 100 میلیارد دارایی دارد با کسی که دارایی ندارد راه حل متفاوتی دارد وهمچنین توانمندی های فرد …

رها مهر پاسخ داده شده در 3 هفته پیش

سلام به استاد عزیزم🌹و دوستان خوبم🌹

💕تجربه من:بهترین کار در چنین شرایطی اینست به خودت بگو آرام باش و توکل کن.
به همان اندازه که خدا را باور داشته باشی جواب میگیری.
بدان وضعیتی که الان در آن هستی میتواند سکویی باشد برای رسیدن به بهترینها فقط کافیست از چشمان زیبای خدا به آن نگاه کنی.و تا زمانی که خود را در جوار او ببینی در بهترین مکان و زمان هستی کافیست باور کنی و به او اعتماد کنی. قرار است به بهترین ایده ها بهترین شرایط بهترین دوستان بهترین مسیرها و… هدایت شوی.
آرام باش و توکل کن💕

💓با خدا باش و پادشاهی کن💓

در پناه حق شاد باشید🌹😊

عادل حسنی پاسخ داده شده در 1 ماه پیش

در هفته حتما چند ساعتی را به طبیعت بروید و پیاده روی کنید – کوه خیلی کمک میکنه -عبادت هم آرامش بخش است

نعمت اله صادقی پاسخ داده شده در 2 ماه پیش

سلام دوست من، ما انسانها جایزالخطا هستیم، ببین دوست من، من هم در شرایط شما هستم، و گهگداری از طرف طلبکارها و غر غر همسر و خواسته های هزینه برانگیز فرزندان و اجاره منزل و مغازه و حقوق کارگرا و…… تو منگنه گیر میکنم و گاهی با تلاش فراوان حسمو خوب میکنم و فکر می کردم که این شرایط منفی هستند که من را به هم می ریزند ولی خنده داره، این خود من بودم که با فراموش کردن قانونمند بودن جهان با فراموش کردن عادل بودن خداوند و وهاب بودن خداوند و فراموش کردن فراوانی و…..،راهم را کج میکردم حالا این راه کج کردن راه میتونه جر و بحث با همسر باشه، دعوا کردن بچه ها بخاطر خواسته اشون و سرکوب کردنشون باشه، یا عجز و ناله کردن جلو طلبکاران باشه، ترسیدن باشه، یا متوسل شدن به آموزش ها و کتاب های دیگر اساتید باشه، یا اینکه استفاده از فایلهایی باشه که توسط خودمون هزینشو پرداخت نشده باشه، ولی چه فایده……
دوستان الان من بار سوممه که مسیرم کج شده و باز خداوند از طریق تضادها هدایتم کرده به سمت این جمع ارزشمند به سمت این سایت ارزشمند، به سمت این استاد ارزشمند، انسان وقتی از مسیر خارج می‌شود که باورهایش ایراد داشته باشد، انسان وقتی دچار استرس و پریشانی می شود که قانون را فراموش کند، استاد عزیزم میدونم این کامنت ها را یکی یکی میخونی، بخدا کلامت حقه حقه، سپاسگزارم ازت، سپاسگزارم ازت سپاسگزارم ازت دوستان من اگه با خوندن کامنت من نکته ای یادتون افتاد که دانستنش برام مفید باشه حتما برام تو پاسخ بنویسید

رضا فروزان پاسخ داده شده در 2 ماه پیش

مثبت اندیشی این نیست که از این نوع مسائل روی گردانی کنی و به اصلاح خودمون رو بزنیم به کوچه علی چپ و بگیم توجه نکنیم و مثبت اندیش باشیم بل اینه که با وجود این مسائل توجه کنیم به راهکار و راه حل مسائل و برای اینکه دسترسی پیدا کنیم به راه حل های درست حتما باید فضای فکری مون رو آرام کنیم با تغییر دیدگاه این مهم ترین کاره یعنی رسیدن به احساس خوب و درگیر نشدن با مسئله و خداوند اجازه دهیم تا کارها رو مدیریت کنه گفتنش راحته ولی اجرای این اسون نیست من هم و چنین شرایطی بودم و تلاش های لازم رو اونجام دادم و نتیجه رو سپردم به خداوند

زهرا آگاه پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

قدم اول اینه که بپذیری تمام شرایط رو خودت به وجود اوردی به همین علت میتونی خودت شرایطی رو به وجود بیاری که دلخواهت هست
هر چند که انجام تمرینات در این شرایط ممکنه سخت باشه ، اما زمان هایی هست که شما ارامش داری و هیچ کس مزاحمت نیست در اون وقتها از خداوند سپاسگزاری کنید و روی مسائلی که خوب پیش رفتند تمرکز کنید ؛ به خاطر داشتن ؛ نعمتهای زندگی که البته کم هم نیستند شکرگزاری کنید …….
خداوند در همه حال پشتیبان بندگانش هست ؛ اگر این باور شما باشه ؛ تمام مسائلت رو به خدا میسپاری تا به بهترین نحو برات حل کنه
نکته دیگه نوع نگرش شما به مسائل زندگی هست ؛ مسائل و مشکلات زندگی ؛ راه گشای ما برای ادامه ی زندگی هستند ؛ می تونیم از این تضاد ها برای وضوح هر چه بیشتر اهداف استفاده کنیم ؛ وقتی دچار مشکلی میشیم ؛ بهترین سئوال اینه که : هدف واقعی من چیست ؟ این تضاد چگونه به من کمک میکنه تا به هدفم برسم ؛ در اصل ما در این دنیا ؛ برای رشد و پیشرفت اومدیم ؛ تضادها راه این رشد و پیشرفت رو به ما نشان میدهند ؛
در نهایت در سایه توکل به خدا ؛ و گرفتن بهترین درس ها از تضادها ؛ شروع کنید به تغییر باورها ؛ باورهایی که موجب اتفاق افتادن این شرایط شدند ……

احسان خواجه امینیان پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

سلام دوست عزیزم 
به نظر من فقط باید روی موضوع ایمان کار کنی  یعنی همون راههایی که باعث میشه ایمان رو نسبت به خدا بیشتر کنی رو انجام بده وقتی ایمانمون نسبت به خداوند زیاد شود به آرامش میرسیم واون لحظه راه حل چیزهایی که برای ما مشکل ایجاد کرده بهمون گفته میشه هر چقدر باایمان تر شویم نزد خداوند محبوب تر میشویم به نظرمفایل ۱۶ مصاحبه ی من رو زیاد گوش بدین کلا موضوع رو استاد خیلی عالی توضیح دادن 

آریا والا پاسخ داده شده در 5 ماه پیش

با سلام
طبق قوانین جهان هستی  
دوست عزیز ، شما باید شروع کنی به سپاس گذاری ، الان پانصد ملیون بدهکاری ، بکنش چهارصدو نودو نه ملیون و سپاسگذار باش ، یک ملیونش رو پرداخت کردی ، یک ملیون جلو افتادی ، انقدر شکر کن که بپری هوا از هیجان اون وقته که افتادی تو مسیر پیشرفت ،
سپاسگزاری توجه ات رو میاره رو خواسته هات ، روی زیبایی ها ، روی اتفاقات خوب ،
 
البته بعد این که از این تضاد رد شدی ، میبینی که چه انسان بزرگی شدی و حالا میتونی چقدر قدم های بزرگ تری برداری ، و میبینی که جهان هستی چقدر دوستت داشته که تضاد به این بزرگی بهت داده

با سپاس 

راضیه صالحی پاسخ داده شده در 6 ماه پیش

دوست عزیز بهترین روش اینه که به هر مسئله ای از دید روح نگاه کنیم، روح دیدگاه متفاوتی به هر مسئله ای نسبت به ذهن داره
اگه بتونیم ذهنمون رو شبیه روح کنیم میتونیم به احساس خوب برسیم
فصل۳و۴ کتاب رویاهایی که رویا نیستند عالیه، استاد تمرین هایی دادن که بتونیم نگاهمون رو به مسائل عوض  کنیم

رها عرفانی پاسخ داده شده در 11 ماه پیش

سلام دوست عزیز … اینو یادمه استاد در یکی از فایلهاشون کامل توضیح دادن … اول باید کامل تصور کرد که مشکل حل شده … نه اینکه به راهش فکر کنیم … به بعدش فکر میکنیم که مشکل حل شده و همه چیز همونطور که ما میخوایم شده …
بعد سوال میپرسیم … چطوری ؟ از چه راهی ؟
خودش راه حل رو نشنمون میده از طریق یک شخصی … یا الهام میشه راهش که چطوری حل بشه

امید سارانی پاسخ داده شده در 1 سال پیش

به نام خدا
سلام
تو زندگی ما یکی از موهبت هایی که وجود داره اسمش “تضاده” البته خیلی ها بهش میگن “مشکل” اما من بهشون میگم تضاد و اگر ما دیدگاه درستی نسبت به تضاد داشته باشیم اگر یاد بگیریم از این ابزار درست استفاده کنیم تضادهای زندگیمون به یکی از بزرگترین شکرگذاری های ما تبدیل میشه – مثلا اگر ما یک پیچ گوشتی داشته باشیم  یاد داشته باشیم ازش استفاده کنیم به راحتی میتونیم باهاش کارمون رو راه بندازیم اگر نه میتونیم لاستیک سوراخ کنیم میتونیم وسیله ای رو خراب کنیم و …

بیاید قدم به قدم تضادی که من تجربه کردم رو باهم بررسی کنیم – یک مثال عملی:
قدم اول : من اولین کاری که انجام دادم این بود که به خدا گفتم – خدایا این شرایطی که الآن بوجود اومده رو من براساس یک سری باورها و افکار محدود کننده بوجود آوردم و ۱۰۰% مسئولیتش با منه ( این قسمت خیلی خیلی خیلی مهمه) 
قدم دوم : حالا که فهمیدم این شرایط بر اساس باورهای محدود کننده به وجود اومده گشتم دنبال باورهای قدرتمند کننده
—> من اصلا تو ذهنم چیزی به اسم خرید نقدی نبود همیشه دنبال قسط – چک – سفته و … بودم – همیشه می گفتم من به خدا ایمان دارم چک می نویسم ولی الان میگم من به خدا ایمان دارم نقد خرید می کنم
وقتی بصورت اقساطی یا چکی خرید می کنیم اولین فرکانسی که میدیم اینه که من لیاقت این رو ندارم که با لذت برم نقد خرید کنم
وقتی به این شکل خرید می کنیم ذهنمون همش درگیره که فلان تاریخ اون چک میاد فلان تاریخ قسط اونه و همین نگرانی باعث میشه ما اتفاقاتی از اون جنس رو جذب کنیم
——-> وقتی شما به این شکل خرید می کنید معامله دست فروشنده هست  ما قدرت انتخاب نداریم – اون تعیین می کنه چی بخریم اون تاریخ رو تعیین می کنه اون نرخ سود رو تعیین می کنه
اما وقتی نقد خرید می کنید نه تنها سود و … نمیدین بلکه کلی خدمات و تخفیف هم میگیرین – و شما شرایط رو تعیین می کنید مثلا میخواین ماسین بخرین میگین شیشه هاش باید دودی باش – سیستم فلان مارک هم داشته باش
این قدرت خرید نقدیه
——–> وقتی نقدی خرید می کنیم دیگه نیازی نیست کلی چک – سفته – فرم – امضا – اثرانگشت بدیم دیگه لازم نیست دنبال ضامن باشیم نقدر خرید می کنیم و از خریدمون لذت میبریم و آرامش ذهنی داریم
———-> این باعث میشه ظرفمون بزرگ تر بشه چطوری؟ مثلا من میرم یک ماشین ۲۰۰ میلیونی با اقساط مثلا ۶ تا چک ۴۰ تومنی می خریم و این جا ظرفم ۵۰ میلیون باشه کافیه اما وقتی من میخوام نقد بخرم اول ظرفم رو به ۲۰۰ میلیون میرسونم بعد میرم ماشین رو میخرم 
قدم سوم: خواسته هایی که براتون زنده شده رو بنویسید 
واس من این خواسته بوجود اومد که وقتی میرم خرید موقعی قیمت رو بفهمم که میخوام حساب کنم با لذت خرید کنم از خریدم لذت ببرم و آرامش ذهنی داشته باشم و باعشق ازش استفاده کنم
برام این خواسته بوجود اومد که وقی میخوام ازدواج کنم واقعا به حدی رسیده باشم که زندگی عالی بسازم نه اینکه مجبور باشم وام ازدواج و … بگیرم
مرحله ۴ : اون بار رو به خدا بسپارید بزارید اون بار شما رو حمل کنه بزارید معجزه تو زندگیتون اتفاق بیفته بزارید اون شما رو هدایت کنه
وقتی من این تمرین ها رو انجام دادم دیگه رفتن به وضعیت مالی منفی من متوقف شد و ادامه پیدا نکرد بلکه روز به روز داره کمتر میشه هنوز کامل تسفیه نشده اما همین نشونه ها یعنی من تو مسیر درست هستم

نصیر نعمتی پاسخ داده شده در 1 سال پیش

سلام دوست عزیز
با وجود شما من قدرت بیشتری گرفتم که این راه رو با گروه عباس منش ادامه بدم .
شما گوشی رو خاموش کن برو یه هفته استراحت کن با خانواده و اصلا به گرفتاری هات فکر نکن 
در طول این هفته فقط استراحت کن لذت ببر از زندگی . فایل های استاد گوش کن
بعد یه هفته با روحیه فکر باز و با باور های درست میبینی که تمام مشکلاتت به طور معجزه اسای  تموم شد . من به تو ایمان دارم که میتونی و موفق میشی تو همین الانشم فوقاعاده ای فقط یکم استراحت کن اصلا نگران نباش من مطمئنم تو موفق میشی . زنده سر بلند باشی

مهدی نوری پاسخ داده شده در 1 سال پیش

سلام خدمت شما دوست و همراه عزیز من  
امیدوارم که حال روحی حال دلت همیشه شاد و پیروز باشه ، امیدوارم که همیشه سرشار از شادی و احساس خوب و احساس سپاسگذاری احشساس آرامش و آسایش و معنویت داشته  باشی
دوست عزیز من با توجه به این که من سوالات عقل کل رو میخونم و جواب به اون ها میدم متوجه شدم که خیلی از دوستانی که سوال میپرسن اصل موضوع و یا بهتره بگم اصل قوانین جهان هستی رو یا نمیدونند و یا فراموش کردن که من ب طور مختصر به شما این را توضیح خواهم داد
ببین دوست من ساز و کار این جهان با انرژی هست و هر چیزی که تو میبینی یک توعی از انرژی هست ، و این جهان از انرژی تشکیل شده که افکار و احساسات ما هم یک نوعی از انرژی هستند
وقتی ما بر روی چیزی تمرکز می‌کنیم و یا فکر می‌کنیم در واقع داریم انرژی های را به شکل فرکانس رو به این جهان ارسال می‌کنیم که بسته به نوع باور ما در مدار خاصی قرار میگیرند  
خوب الان شاید از خودت بپرسی مدار چیه باور چیه  ؟ ببین دوست عزیز من ما توی یک جهان فرکانسی زندگی میکنیم که مثل مدار های ب فرض منضومه شمسی عمل میکنند چطور ؟ فرض کن هر کدوم از اون سیاره ها که توی منضومه شمسی هستند یک فرد هستند یم آدم هستند ، اگر دقت کرده باشی سیاره ها و یا ستاره ها در یک مدار ثابتی به دوره یک ستاره و یا یک مرکز کهکشان در یک مدار ثابت دارند حرکت میکنند این پروسه میلیارد ها سال هست که داره اتفاق میافته و دارند حرکت میکنند ، این ها در یک مداری یک جادی که اونها داخلش هستند دارند حرکت میکنند ، حالا توی اون مدار بر فرض کره زمین که داره دور اون کره خورشید میگرده اگر توی اون مدار یک سنگی یک حادثه ای یک اتفاقی وجود داشته باشه کره زمین صد در صد توی این ۳۶۵ روز که طول میکشه کل مدار رو طی کنه اگر  اتفاق و حادثه ای در بین آن باشه بلاخره با اون اتفاق برخورد خواهد کرد ! من اینجوری نگاه میکنم که هر کدوم از ما ها با توجه به فرکانس های که ب جهان هستی ارسال میکنیم در مدار هایی داریم حرکت میکنیم که در این مدار ها اتفاقات شرایط ایده ها موقعیت ها افراد و همه چیز های دیگری که  در اون فرکانس هست با ما هست همون کبوتر با کبوتر     یا همون داتسان این که مولا نا میگه در جهان هر چیز چیزی جذب کرد گرم گرمی را کشید سرد سرد و…..حالا در مسایل مالی اگر باور های درستی نداشته باشی در مداری قرا میگیری که ایده ها نیستند و در مدار قرار میگیری که کار خوب برایت گیر نمیاد و در مداریی قرار میگیری که افرادی که میان به شما کمک کنند تا ب درامد های بالا رسی وجود ندارند و … در مداری قرار میگیری که فقط بدهی هست مشکلاه هست قرص هست وام هست مریضی هست بیماری هست فقر هست اما اگر تو مدارت را عوض کنی ب چه شکل با تغییر باور هایت در مداری قرار میگیری که لذت هست شادی هست پول هست ثروت هست زندگی سراسر از آرامشش هست شادی هست اسایش توی مداری قرار میگیری که افرادی باشند که به شما کمک کنند برای ثروتمند شدن ایده ها و راهکار های هست که به شما کمک میکنند برای ثروتمند شدن موقعیت ها شرایط و اتفاقاتی هست که به شما کمک میکنه تا شما به موفقیت بیشتری برسی  حالا ما بینهایت مدار به سمت ثروت و به سمت فقر داریم که فرد با استفاده از باور هایش میتوانه بین این مدار ها جابجا بشه و هر فردی مثل یک سیاره ثابت نیست و هر لحظه داره مدار هایش با استفاده از باور هایش با افکارش با کانون توجه اش داره  تغییر میکنه  و لتفاقات و شرایط توی این مدار ها با هم فرق میکنه ( این یک توضیح کاملی از مدار ها بود که در مورد همه چی صدق میکنه که شما با استفاده از تغییر باور هاتون میتونید یک مدار به بالا و یا یک مدار ب پایین برید )

حالا باور چیه ؟
باور ها همون سنگ ها حادثه ها اتفاقات  روی مدار هستند  
و حالا این باور ها چجوری شکل میگیرند ؟ و اصلا باور ها چی هستند ؟ باور ها یعنی تکرار خیلی زیاد یک فکر ب شکل های مختلف مثل تلویزیون ، اخبار ، خانواده ، دوستان ، آشنایان ، جامعه ، آهنگ ها ، فیلم ها ، تلگرام ، انیستا و ….. 
 حالا مثلا اگر تو باور داشته باشی که در جسم تو خدای وجود داره که تو رو هدایت میکنه به سمت های عالی هدایت میکنه ، همیشه به اون سمت های عالی هدایت خواهی شد ، اگر باور داشته باشی خدای درون تو جواب تمام سوالات رو میدونه و به تو میگه پس جواب سوالات رو بهت میگه اون هم در زمان مناسب ، اگر باور داشته باشی خدای درونم خیر و شر تو رو به تو وحی و الهام میکنه و همیشه از تو مراقبت میکنه به سمت های هدایت میشی که همیشه ارامش هست و همیشه اتفاق های خوبی برای تو اتفاق میافنه .
اگر باور داشته باشی که تو لایق زیبا ترین برخورد ها و رفتار ها هستی به سمت های هدایت میشی که با تو به بهترین نوع ممکن رفتار میکنند ، اگر باور داشته باشی که تو لایق حرف زدن با خداوند هستی خداوند به تو وحی خواهد کرد به شرایطی هدایت میشوی که کاملا حس خواهی کرد خدای درون تو با تو صحبت میکنه ، اگر تو باور داشته باشی که تو به این دنیا آمدی تا به بهترین ها برسی به شرایطی هدایت میشی که بهترین موقعیت ها برای تو ثبت میشه و…
حال اگر باور داشته باشی که خدای درونت با دست و دل بازی تمام  چیز های فراوان نعمت های فراوان امکانات موقعیت ها شرایط غالی فراوان را به سمت تو هدایت میکنه به این ها هدایت میشوی ، اگر باور داشته باشی که پول ثروت پیز خوبی هست به سمت های ثروتمند بیشتری هدایت میشوی و در مداری قرار میگیری که تماما ثروت و معنویت و رستگاری و ایمان ب خداوند هست
دوست عزیز کل داستان همینه ، باور ب خدای و تغییر باور های غلط ما را به تمام چیز های که میخواهیم میرسانه
********************************************************************************
خوب و اما جواب اصلی سوال شما :
 
دوست عزیز من شما در مورد احساس خوب حرف زدید پس بگزارید من در مورد یک نیروی حرف بزنم که این همه احساس های خوب با وجود اون نیرو ساخته میشه
دوست عزیزم من خیلی دوست دارم در مورد ی نیروی صحبت کنم که من استاد و تماما کسایی که در این مسیر هستند اسمشو میزارن خدا ، حالا ممکن هست یکی اسمشو بزاره نیروی بهتر جهان کیهان کاینات و … چه من چه استاد ترجیح دادیم اسمشو بزاریم خدا  و شما هر اسمی دوست داری برای بزاری بزار اما  قدرت بیشتری میده وقتی که با نگاه خداوند و به شکل خداوند بهش نگاه کنی*
من اعتقاد دارم که این خدای که من بهشش باور دارم و در وجود من هست و همیشه همراه من هست و همیشه با من هست*از همه چیز آگاه هست*همه جواب سوالات رو میدونه*در حل همه مساییل میتونه به من کمک کنه*همه ایده ها و راهکار ها رو داره* تمام جواب ها رو داره*و این خدا همیشه با من هست*همیشه با من در صلح هست *همیشه رابطه خوبی با من داره* که منو هدایت میکنه *بعد باور دارم که این خدا کار ها رو برای من انجام میده این خدای که با من هست این خدای که فرمانروای کل کیهان و هستی هست این خدای که رب العالمین هست این خدای که خیر و شر منو به من وحی میکنه این خدای که از قبل بوده و تا ابد خواهد بود این خدای که برگی بدون اذن اون از درخت بر زمین نمیافته این خدای که عاشقانه ما رو هدایت میکنه تا درم سیر خواسسته هامون قرار بگیریم* من این باور ها رو دارم برای این خدا اون چیزی که تو هم باید باور کنی این ها باور های ما هست پس یادت باشه این ها را یاداشت کنی و همیشه به روش های که استاد گفته برای تغییر باو ها عمل کنی
میدونی من اینجوری خدا رو باور دارم من نگران سوالات بی جوابم نیستم میگم خودش به من میگه به خاطر همین سعی میکنم از زندگیم لذت ببرم از لحظه حال سعی میکنم ایمانم را ب خدا قوی تر کنم سعی میکنم ارامشم حفظ کنم سعی میکنم سپاسگذار همین لحظه باشم من نگران هیچ جیز و هیچ موضوعی در آینده نیستم  اون چیزی که تو باید باور هاشو بسازی تا به این حد از احساس برسی برای این که بتونی کسب و کارت را رابطه ات را زندگی و … را درست بسازی

علی دوستی پاسخ داده شده در 2 سال پیش

با سلام خدمت دوستان
خیلی از نظرات رو خوندم و واقعا نظرات جالب و شگفت انگیزی بودند. شاید بهتره بگم واقعا اعجاب انگیز بودند.
اما جواب من بر می گرده به آگاهی . من معتقدم آگاهی از سه طریق به انسان داده میشه:
۱- آگاهی از طریق درد و رنج و معمولا کسانی که از این طریق آگاهی رو می گیرند با این جملات همراه هستند “آخه خدا چرا واسه من . چرا من و چرا کسی دیگه نه”. این دریافت آگاهی پایین ترین دریافت هستش
۲- آگاهی از طریق تجربه. معمولا صحبت کسانی که از این طریق آگاهی رو می گیرند اینطوری هستش:”خدایا از این قضیه می خواهی چی به من بدی” “خدایا چه فرصتی در درون این واقعه هست که قرار ظرف منو بزرگ کنه ” و …
۳- آگاهی از طریق انجام مسئولیت: این درجه بالاترین درجه گرفتن آگاهی هستش و انسان های بکمال رسیده معمولا از این طریق رسالت خودشون رو در زمین اعمال می کنند. این گونه انسان ها رو می تواند از طریق این آیه های قرآن شناخت.

  • ربنا ما خلقت هذا با طلا سبحانک و…. این انسان ها از خدا طلب می کنند و می گویند خدایا می دانیم بیهوده آفریده نشدیم. خدایا ما را به انجام رسالتمان هدایت کنیم که بعد از انجام رسالت با آرامش عجیب که همان راضیه مرضیه است می رسیم.

و در پایان فقط می تونم بگم سعی کنید در هر مرحله ای هستید به یک مرحله بالاتر بیایید . شاد و خرم باشید.

رویا آوا پاسخ داده شده در 2 سال پیش

سلام
در این شرایط دقیق باید ب فکر کاری ک استاد انجام دادن بود .ایشون خودشون میگن وقتی حتی بندرعباس بودن و وضعیتشون زیر صفر بود حرکت کردن چرا؟ ددلیلش فقط یک چیز بود ایشون باور داشتن ک مسیرشون مسیر موفقیت هست و این رو با تمام وجودشون پذیرفته بودن و ب همین خاطر بود ک در اون شرایط بد هم ادامه دادن چون ب حقیقت این موضوع رسیده بودن ک میتونن ب هدفشون برسن و شایستگی هر چیزی رو دارن .ایشون ب طور کامل خودشون رو در آینده دیده بودن و حس کرده بودن. ب همین خاطر جلو رفتن.ایشون محرم این پیغام شده بودن ک تو میتونی.
هر کس ک بتونه با تمام وجود بپذیره ک جدای از هر موقعیت و شرایطی میتونه ب بهترین ها برسه و باور کنه رسالتش این هست ک ب آگاهی برسه پس هیچ وقت و تحت هیچ شرایطی پا پس نمی کشه و ادامه میده .
اما همین باور ب این موضوع پروسه ای داره ک باید طی بشه باید با این باور زندگی کرد و نفس کشید باید حسش کرد باید خودت رو دوس داشته باشی باید خودت رو لایق بهترین ها بدونی و هر روز با این حس شروع کنی و با این حس بخوابی .این حس باید خودت باشی و ب شخصیتت تبدیل بشه.
پیروز باشید.

علی سعیدی فرد پاسخ داده شده در 2 سال پیش

سلام.. 
پیشنهاد من برای فردی که در این شرایطه اینه که درسته که بدهکاره، هر روز طلبکار به سراغش میاد، اما هنوز کلی نکات دیگه در زندگیش هست که باعث میشه بخاطر اونا خداوند رو شکر کنه، از خانوادش، سلامتیش، موفقیت هایش در گذشته..
لیستی از اونا بنویسه و هر روز اونا رو مرور کنه و خداوند رو شکر کنه بخاطر اونا…
مورد بعدی توکل بر خداست، خدایی که فرانروای جهانه براش کاری نداره که شرایطی رو فراهم کنه تا بدهی هاشو بده و اونو به موفقیت بیش از پیش برسونه.. پس باهاش خلوت کنه و ازش درخواست کنه که دعاشو اجابت کنه و راهی رو بهش پیشنهاد بده و الهام کنه..
با دیدن الگوهایی که بیشتر از خودش بدهکار بودن و تونستن حلش کنن و مصاحبه با اونا این باور رو در خودش ایجاد کنه که میتونه اون هم و اقدام کنه… 
آرزو میکنم به تمام رویاهاتون برسین…

مختار محمدی پاسخ داده شده در 2 سال پیش

سلام
برای همه انسانها همچین موقعیتی پیش میاد اما ما باید خودم رو بزرگتر از مسایل و مشکلات کنیم
ما همگی بعضی چیزهای داریم که واقعا به ما احساس خوبی میدن میتونیم با توجه به آنها کانون توجهمون رو خوب کنیم
بعضی جاها میشه رفت که به ما احساس خوب میده
با بعضی افراد میشه در زمانهایی بود که به ما احساس خوب میده
میتوان بعضی کارهای کرد که به ما احساس خوب میده
و…
اینا میشه توجه به نکات مثبت و کانون توجه مثبت
توصیه میکنم که محصول دستیابی عملی به رویاها رو هم تهیه کنی که در این مورد خیلی توضیح داده و کلی فایل رایگان هم در سایت هست که همین ها را شرح میده، روانشناسی ۱ هم که باورهات رو بهت میشناسونه و بهتر میتونی عمل کنی
البته با توکل بر خداوند میتونی به بهترین نحو و در آرامش کامل رشد کنی و بزرگ و بزرگتر شوی
با آرزوی شادی، سلامت، ثروت و سعادت

آزی خانووم پاسخ داده شده در 2 سال پیش

سلام.
خیلی فرق نمی کند ما طلبکار باشیم یا ناخواسته ای داشته باشیم یا دنبال اهدافمان باشیم .اکثر ما به خاطر باورهای اشتباه قبلی داشتن هدف مان را غیر واقعی و دور از دسترس می دانیم و وقتی دعا می کنیم انگار هنوز باور نداریم انها توسط خداوند به ما داده می شوند .
حالا شخصی ممکن است ناخواسته اش آن قدر شدید شده باشد که طلبکار باشد یا شخصی ناامید باشد طوری که شیطان افکارش را کنترل کند و با کوچکترین شکستی تسلیم شود (گذشته من )
من یاد گرفتم این اهداف و مسائل نیستند که بزرگند این من هستم که کوچکم و من باید بزرگ شوم . من باید باور درست داشته باشم . من باید وقتی دعا می کنم و از خدا می خواهم ,خدا را اجابت کنم . فقط همین باور کنم این کار برای او هیچ کاری ندارد و کافی است همیشه باور کنم و خودم را در وضعیتی ببینم که حل شده است به هدفم رسیدم . باید تلاش کرد و شروع کرد به تمرین ایجاد باور و رهاکردن .

آینا راداکبری پاسخ داده شده در 2 سال پیش

سلام 
بهر حال همان سه ثانیه که وقت دارید روی باورهای درست وافکار درست فکر کنید. بهر حال حتما برای هر کسی چند ثانیه هم وقت خواهد بود. بی توجهی کنید از لحاط فکری  به مسائلی در پیش میاید. یه سره به افکار خوب توجه داشته باشید باورهای درست را بنویسید جلوی رویتان بزارید و بگید و یک سره با خود زمزمه کنید . روی آینه بچسبانید. باهدفون گوش بدید. ممکن است گاهی شرایط سخت بشه باید خودمان در این مواقع به خودمان نشان دهیم . به جوری که شرایطتتون اقتضا داره این مسائل را با شادی بیشتر با لذت بیشتر همراه کنید توی فکرتون توی ذهنتون. شکر گزاری به خاطر همین شرایطی که دارید عالی است یک سره در فرکانس نزدیکتر به خدا باشید. ایمانتان را از دست ندهید. شما موفق خواهی شد چون از خدا خواسته اید . باور شما به شدت در زندگیتان موثر هستن. باور کنید در هر شرایطی خداوند یکسره همراه و کمک کننده به شماست. شرایط فقط شرایط ظاهری هستند عمق همه اینها عشق به خدا است که به دستانی که داره مشکل ما به بهترین شکل ممکن حل میشه.  شکرگزاری شما را در فرکانس مثبت و نزدیک به خدا قرار میده که مثبت بیشتری را هم دریافت می کنید. نزاریدمنفیها مثل ناامیدی و .. در شما ریشه اش قوی بشه. امید و با خدا بودن در هر شرایطی معجزه می کنه . منتظر معجزات قوی برای خود باشید. خدا با ماست- فایل فقط روی الله حساب باز کن را گوش بدهید. الگوهای موفق را در سایت مطالعه فرمایید. 
موفق باشید
شادباشید

امیر جلودار پاسخ داده شده در 2 سال پیش

همه ما پدری (خدایی) داریم که قدرتمندترین است ( که چیزهایی رو میتونه بهمون بده که هیچ کس نمیتونه بهمون بده مثل: عمر بیشتر. تندرستی بدن و  گشایش در روزی)، پدری (خدایی) که پولدارترین است ( حضرت علی (ع) درنامه ۳۱ به امام حسن میفرمایند: کلید تمام گنج های آسمان و زمین در دست خداست و به تو اجازه درخواست داده است و اجابت آن را به عهده گرفته است و تو را فرمان داده که از او بخواهی تا عطا کند یعنی کلید گنج ها دعاست و آن کلید را به ما داده و در دست من و شماست و برای تاخیر اجابت دعا نگران نباش که تاخیر برای این است که نیتت مشکل دارد و نیت و باور مهمترین چیز است )
پدری (خدایی) که داناترین و بخشنده ترین است ( که با همه چیز حتی تضادها هر لحظه داره ما را به بهترین شیوه و به درست ترین راه راهنمایی می کند و به ما نشان میدهد تا بفهمیم فلان راه درست نیست و زده شویم و برگردیم به راه درست ) و پدری (خدایی) که هیچ منتی هم برای ما ندارد ( چرا به دنبال پدر یا هر کسی هستیم که اگر بهترین هم باشد باز هم یه جایی منت میگذارد، که من اون پول رو بهت دادما یا میگه من اون موقعیت رو بهت دادم و منت میگذارد ) و پدری (خدایی) که بینهایت فاضل و مهربان است ( که ما اگر اشتباهی هم کنیم در رحمت رو به روی هیچ کسی حتی یه کم هم نمیبندد و در رحمتش به روی همه به یک اندازه باز است فقط باید بینا باشیم و بازگشت از گناهان را نیکی شمرده است و وقتی توبه میکنیم خیلی برامون ازرش قائل است ) و پدری (خدایی) که بسیار عادل است ( همه ٢۴ ساعت وقت دارند و هیچ کسی نیست که در سال زمان بیشتری داشته باشد و همه به یک اندازه به خدا نزدیکند و خدا از رگ گردن به ما نزدیکتر است و ما قسمتی از خداوندیم، روح همه از خداست و خداوند همه چیز را از اول تا آخر به انسان یاد داده و انسان چیزهای درست را میداند و از طریق احساس و الهام درونی به ما راه درست را نشان میدهد ) و اگر کسی فقیر است به اون نعمت شناختن تضاد فقر را داده است و ما باید از این تضاد استفاده کنیم.
جالب است که بعضی ها میگویند فلانی ثروتی دارد که کل دنیا را در دست دارد ولی ثروتهای خداوند را نمیبینیم که تجدید پذیر ( باران، اکسیژن، خاک ) است که انقدر بی نهایت است  و هر روز به جای اینکه کم بشود دارد زیادتر میشود که از اولین نفری  (حضرت آدم) که بر روی کره زمین آمده تا الان که همه شان از این ثروت زمین استفاده کردند که افراد ثروتمند هم کم نبودند تا حالا قارون، سلیمان و…،  به جای اینکه این ثروت کم بشود هنوز دارد زیاد میشود. و هر روز آدم های پولدار ( با اینکه افراد جامعه دارند زیادتر میشوند ) داره زیادتر میشود. 
تازه بینهایت سیاره هست که درون اونها هم بینهایت ثروت هست که ما از اونها بی خبریم و  هر روز دارن سیاره های بیشتری را کشف میکنند ( که هفت آسمان خدا آفریده که ما هنوز به دومین آسمان هم نرسیده ایم و در مورد ثروتها و انرژی های زمین هم همین طور که ما هنوز خیلی از انرژی و ثروتهای کره زمینی که داریم در آن زندگی میکنیم هنوز نمیدانیم که تازه دارد کشف میشود (انرژی هسته ای) و بینهایت انرژی و ثروت مونده که هنوز کشف نشده
و من از شما میخواهم که هر چیزی را میخواهید فقط از خداوند بخواهید و زیاد هم بخواهیم ( که اگر کم میخواهیم به تواناییش شک داریم ) که اگر درخواستی نباشد جوابی هم نخواهد بود و اگر از خدا نمی خواهیم، خداوند را باور نداریم و از خداوند طبق قانون فراوانی هرچه ازش بخواهیم بیشترش رو بهمون میدهد ( او را در جایی که هست ) یعنی بالاترین قدرت ببینیم. و هیچ کس را قدرت ندانیم که حتی هیچ کس قدرتش حتی به اندازه مورچه ای در برابر کل عالم هستی در مقابل خدا نیست و به خدا شرک نورزیم که اگر مثلا بگوییم فلانی میتونه من رو از شرکت بیرون کند یعنی قدرت دادن به کسی غیر از خداوند پس به قدرت خدا شرک نورزیم. و وقتی ایمانمان را از دست میدهیم به خودمان ظلم کرده ایم و صبر با امید و احساس خوب لازم است چون سرعت جهان کند است و مانند دانه ای که میکاریم باید چند وقت بهش آب بدهیم و رسیدگی کنیم تا درخت شود پس عجله نکنیم.
و باید تنها به خدا توکل کنیم و نتیجه توکل احساس آرامش است و اگر توکل کردیم دیگر نگذاریم شیطان با اسلحه های خودش یعنی : احساس بدبینی. ترس. یأس یا ناأمیدی. افسردگی یا احساس گناه. یا خشم و عصبانیت ما را از راه درست و مستقیم جدا کند. و همیشه در احساس لذت. شادی. رضایت. اشتیاق. عشق مطلق. سرزندگی. شور و اشتیاق. احساس آگاهی. خوش بینی. بخشش. آرامش. و از همه بهتر در احساس سپاس گذاری از خداوند باشیم. 

پارسا فخاری پاسخ داده شده در 2 سال پیش

سلام 
سلام همیشه ایمان داشتن به خدای بزرگ در انسان احساس خوشبختی رو زنده نگه میداره چون انسان زمانی احساس بد بختی یاس و  نامیدی میکند که حس کند بین زمین و اسمان معلق است اما اگر ایمانی قوی به خدای بزرگ داشته باشید که هر لحظه در حال مراقبه از شماست این حس تا حدی از بین میرود  بطور مثال زمانی که من با مسئاله ایی به نام طلاق پدر و مادرم روبرو شدم انگار دنیا روی سرم خراب شد ولی یه دیدگاه داشتم که خود خدا میدونه من به خانواده ام وابسته ام خودش میدونه که من ب جز خانواده ام کسی رو ندارم اما اگه الان این مسئاله رو سر راه من قرار داده پس حتما یه راه حل و ی راه نجاتی هم قرار داه پس خدایی که تا اینجا رسونده از این به بعد هم خودش درست میکنه و این حس تا حدی بهم ارامش میداد
و یه قانون دیگه هست که حتما جواب میده شکرگذاری هست یعنب مثل مسکن دوای هر چیزیه هرشب قبل از خواب و هر صبح از خدا به خاطر ۱۰ اتفاق خوب در طول روز از خدا تشکر کنید (بنویسیدشون خیلی بهتره)

عاشق خدا پاسخ داده شده در 2 سال پیش

سلام بر آیندگان که خواهند خواند
این صفحه یکی از پر بارترین صفحات کل اینترنته نه فقط این سایت که هر کس مشکلی داشته باشه در هررررررررررررررر زمینه ای با خوندن این صفحه میتونه راه حل مشکلاتش رو پیدا کنه
دوستان همه بسیارررررررررررررر عالی راهنمایی کردن اما موضوعی هست که یادآور میشم هر اتفاقی برای ما می افته به خاطر ارتعاش و فرکانس و نوع باورهای خودمونه اگر الان در هر وضعیتی هستیم هر چقدر وحشتناک این نشونه اینه که در گذشته ای نزدیک فرکانسها و احساساتی بسیاااااااار بد رو به جهان ارسال کردیم و این نتیجه احساسات و فرکانس گذشته ما هست و این خیلی امیدبخشه چون همونطور که الان بسیار دقیق جواب فرکانسها و باورهای گذشته خودمون رو دریافت کردیم پس میتونیم خیلی خوشحال باشیم که جهان بدون هیچ خطایی جواب فرکانس و احساسات منفی ما رو بهمون داده پس با ایجاد فرکانس و احساس خوب الان میتونیم آینده ای زیبا و نزدیک رو به راحتی بیافرینیم
موضوع دوم اینه که ما فراموش میکنیم که دنیا و همه چیزای توش و همه چیزایی که ما رو در هر شرایطی احاطه کرده فقط و فقطططططططططططططط از ۳ تا چیز تشکیل شده اول خدا دوم ما سوم بقیه جهان در این فرآیند ما شرایط اطراف رو میبینیم و نگران هراسان مضطرب میشیم چون فراموش کردیم که هیچ شرایطی وجود نداره هیچ شخصی وجود نداره هیچ گرفتاری وجود نداره تنها و تنها و تنها ما هستیم و خدا همه و همه دستها و وسایل و اسباب خدا هستن تا جواب احساسات و فرکانسهایی که ما فرستادیم به ما برگردونن و ما اونها رو میبینیم و هراسان و نگران میشیم در صورتی که اونها هیچچچچچچچچچچچچچچ نقشی در شرایط ما ندارن اگر الان در بدترین شرایط هستیم یک راه نجات وجود داره خدا صاحب جهان و فرمانروای مطلق کل آفرینشه اگر فرض کنی که فقط خودت و خدا هستی دیگه از هیچ چییییییییییییز نمیترسی و احساست بد نمیشه میدونی که رابطه تو با خداست و احساساتت که همه چیزت رو میسازه و هیچ شرایطی هیچ شخصی هیچ چیزی نمیتونه باعث آسیب ما بشه تنها وسیله هایی هستند که خدا با اونها جواب ارتعاش و احساسات ما رو میده که اگر اونها نباشن مطمعن باشید از اشخاص دیگری از چیزهای دیگری جواب احساساتتون رو دریافت خواهید کرد و هر اتفاقی درسهایی برای ما داره که باید یاد بگیریم که مهمترینش اینه فقط روی خدا حساب باز کن فقط و فقط خدا کم کم با این تفکر احساس آرامش بیشتری پیدا میکنی و با راهنماییهایی که همه دوستان کردن کم کم از این شرایط خارج میشی
خدایااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا شکرت

بهروز پاسخ داده شده در 2 سال پیش

سلام
وضعیت الان شما هر چه بد هم باشد باید به اینکه اوضاع درست خواهد شد ایمان داشته باشید
یقین داشته باشید اوضاع درست خواهد
شما علاه بر اینکه اقدامات حقوقی مثل گرفتن وکیل و پیگیری احقاق حقوق شد بودن و علاوه بر شرایط فیزیکی که انجام میدهید
از نیروی درون خود از خدای خوب خود از ایمان فعال خود از تجسم کردن درست شدن وضعیت از امید به درست شدن اوضاع از امید به رهایی از این وضعیت و ….. استفاده کنید
شرایط دیگه افتاده است پس ماندن در این حالت اوضاع را ن تنها خوب بلکه بدتر میکند
ولی اگه تغییر روند واحساسات دهید اگه ظرف مدت کوتاه نتونید اوضاع را عوض کنید ولی ازبروز اتفاقات بدتر جلوگیری خواهید کرد و از این وضعیت نجات پیدا خواهید کرد و اوضاعتان درست خواهد شد 
پس انچه مهم هست نماندن در حالت بد است چون اگه باعث درست شدن وضعیت نشود باعث بدتر شدن وضعیت نخواهد شد

عصمت رضایی پاسخ داده شده در 2 سال پیش

سلام اگر شما بار های درست و سازنده را در خود به وجود بیاورید هرگز این اتفاق برای شما نخواهد افتاد شما اشتیاق به تغییر را در خود به وجود آورده اید ولی باور های هم جهت با خواسته ی خود را خیر !! این ها قوانین ثابت این سیستم جهان می باشندپ س اگر شما خواهان تغییر هستید می بایست طبق این سیستم عمل کرده و قوانین آن را رعایت نمایید.در جلسه ی ۱ قانون آفرینش استاد عباس منش به این اشاره دارند که به هر چه که در زندگی خود توجه کنید حضورش را درزندگی خود بیشتر احساس خواهید نمود.پس به احساس خوب دست پیدا کنید اگر که شما خواهان تغییر هستید.شما می بایتست آن قدر این تمرینات را انجام بدهید که به جزئی از رفتار و عادات شما بشوند.به یاد داشته باشید که در زمان مشکلات میزان باور شما به این قوانین محک خواهد خورد پس هرآن چه نسبت به این قوانین ایمان وباور بیشتری داشته باشید به همان جهت هم می توانید از آن استفاده نیز ببرید و هم چنین بدانید که قوانین برای همه ثابت و یکسان می باشد چه حضرت محمد(ص) باشد وچه من وشما فرقی نمی کند هرکس به میزان درکش از این قوانین بهره مند خواهد شد.
اگر شما بر این قوانین مصمم باشید وآن ها را در زندگیخود به کار ببرید هرگز طلبکاری را در زندگی خود نخواهید دید و هرآنچه که شما میخواهید برایتان به وجود خواهد آمد.چالش هاا و مشکلات در زندگی انسان ها یک امر طبیعی می باشد حال بعضی از این چالش ها برای بعضی کم و ناچیز و برای بعضی هم زیاد و پر اهمیت می باشد ولی به یاد داشته باشید که در قرآن آورده شده است که (ان مع العسریسرا)همانا با هر سختی آسانیست و خداوند در دل هر مشکل راه حل آن را نهفته است. پس اگربه خداوند توکل داشته باشید وتنها از او یاری بخواهید شک نداشته باشید که حضورش را در زندگی خود احساس خواهید نمود.خود خداوند میخواهد به شما روزی برساند ولی این خواستن را به شکل یک سیستم تعریف کرده است که هرکس هم که خودش بخواهد وطبق این سیستم حرکت کند به خواسته ی خود خواهد رسید وخداوند به او روزی خواهد داد.شاید این مشکل به عنوان یک الهام و یک هشدار برای شما باشد که از مسیر اصلی خود خارج شده اید و یا قوانین را نادیده گرفته اید پس لطفا به این موضوع به دید یک مشکل نگاه نکنید تا برای ما این مشکل تبدیل به باور نشود بلکه به عنوان یک هشدار از سوی خداوند ببینید و سعی کنید احساس خوب را در خود به وجود بیاورید.جهان شما را باور های شما می سازند واین باور ها از احساسات و دید شما نسبت به یک موضوع به وجود می  آیند پس لطفا احساس خود را خوب نگه دارید و به به دیده ای دیگر به این موضوع بنگرید تا شرایط خوبی هم برای شما به وجود بیاید.

عبدالله مهاجر پاسخ داده شده در 2 سال پیش

دوست عزیز سلام …پیشنهاد می کنم فایل فقط خدا وتفسیر شعر استاد عباس منش را بارها وبارها گوش کنید …وقتی نگران ویا غمگینم از خداوند دور می شویم وشیطان هم به راحتی وسوسه اش را شروع می کند…حتما فایل صوتی یا کتاب راز شکرگزاری خانم راندابرن را بارها گوش کرده وبخوانید ودفترچه شکر گزاریتان را هرروز حداقل یک بار بنویسید….آرزوی بهتری ها را برایتان دارم….

زهرا گلیج پاسخ داده شده در 2 سال پیش

سلام
براتون آرزوی موفقیت می کنم. من تجربه مشابهی در مقیاس بسیار کوچکتر داشتم و چکم برگشت خورد رفت بانک. دو قرارداد بسته بودم و قراردادها امضا شده بود و موعد پیش پرداخت داشت که ناگهان اتفاقی افتاد و فسخ شد. من به اعتبار این قرارداد چک سنگینی کشیدم و درست نزدیک موعد چک قراردادها فسخ شده بود. برای تامین پول تمام تلاشم رو کردم ولی نتیجه نداد. واقعا به خدا توکل کرده بودم خالصانه و یک کاری را از دوره های استاد عباس منش انجام دادم. انجام این کار بسیار دشوار است ولی وقتی افکار منفی به سراغم می آمد این کار را کردم آنهم این بود که دائم با خود بلند تکرار می کردم همه چیز درست میشود از راهی که فکرش رو نمی کنم راه باز می شود و خداوند گره گشاست. اینقدر اینها را تکرار کردم که باورکردنی نیست بالاخره ایده ها و راه حلهایی به ذهنم می رسید و من به ذهنم رسید از چند نفر پول را تامین کنم. درست شبی که فردا موعد چکم بود تا صبح نخوابیدم ولی به این فکر می کردم که خدا من را رها نمی کند حتما این کار درسی برای من دارد. چکم برگشت خورد ولی فردایش دوستی که از او درخواست کرده بودم به من پیامک داد که نصف پول را من پرداخت می کنم. کمی امید در من جوانه زد و ایده ای به ذهنم رسید و خلاصه اینکه پول را جور کردم و چک رفع سو اثر شد. و با خودم عهد کردم هیچ چک نکشم از آن موقع دیگر از دسته چکم استفاده نمی کنم. این درس بزرگ را آویزه گوشم نمودم ضمن اینکه فکر می کنم صحبت کردن از وضعیت ایده آل مورد نظر و آنچه که می خواستم مرا به خواسته ام رساند. پاسخهای دوستان هم شنیدنی است.
 

علیرضا خزایی پاسخ داده شده در 2 سال پیش

سلام دوست خوبم بهترین راه این است که شما به تمامی شرایط کنونی خود بنگرید وببینید که از آن همه کارهایی که از قبل کرده اید چه نتیجه ای گرفته اید که به طور یقین نتیجه ای نخواهید گرفت در غیر اینصورت پیغام خود را در این جا نمی گذاشتیدو بعد با خود مقرر کنید که تا ۱ هفته یا ۱ ماه حتما به تمرینات استاد گوش فرا دهید و به صحبت های ایشان عمل کنید تا نتیجه را مشاهده نمایید . 

احمدرضا کریمیان پاسخ داده شده در 2 سال پیش

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به شما دوست عزیز
۱- اگر به این که باید حس خوب را در هر شرایطی حفظ کرد ایمان بیاورید وایمان داشته باشیدکه احساس خوب=اتفاقات خوب   واحساس بد=اتفاقات بد وایمان داشته باشید که به هرچه توجه کنی درزندگیت گسترش پیدا می کند آنوقت می توانید در هر شرایطی حس خوب داشته باشید.فقط باید به این موضوع ایمان بیاورید.ایمانی قلیب،ایمانی که با پوست وگوشت واستخوانت حسش کنید.
۲-برای این که به این موضوع ایمان بیاورید فایل های جهان مانند آینه عمل می کند،مبارزه با تروریسم وزیبایی ها را ببینیم را هرکدام حداقل صدبار ببینید وبشنوید.
۳-به خاطر اینکه به این موضوع تمرکز کرده اید آن طلبکارها با شما تماس می گیرند:اگر وقتی یک طلبکار زنگ می زند بعد از جواب دادن به تماس با احترام کامل دیگر به آن موضوع توجه نکرده وبه ویژگی های مثبت زندگیتان توجه کنید وحس خوبی داشته باشید کم کم اوضاعتان بهتر وبهتر می شود .
سالم ،موفق وشاد در پناه خداوند باشید.

لیلا شب خیز پاسخ داده شده در 2 سال پیش

دوست عزیز آقای حسن کارگردان خدا را سپاسگزارم که توانستم برای رضایت خداوند خدمتی به شما دوست عزیز کرده باشم ، این باعث موهبات برای من است شما باور های خود را شناسایی کرده اید و انشالله ایمان دارم در سایه ی عنایت حضرت دوست , راه درست الهی بر شما آشکار شود موفق و موید باشید 

حسن کارگریان پاسخ داده شده در 2 سال پیش

خواهر محترم و مهربان خانم شب خیز به شما تبریک میگم و بابت آدرسی که در مورد فایل صوتی فقط روی خدا حساب کن که به بنده داده بودید واقعا سپاسگزارم که واقعا چندین سال در این باور غلط گیر کرده بودم و از دیگر دوستان محترم و همچنین استاد گرامی که چشم مرا به دنیای جدیدی باز کردید هر چند که کسانی دیگر همین حرفها را میزدند اما نه به این سادگی و روانی   از خداوند  همه دوستان و استاد گرامی سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

لیلا شب خیز پاسخ داده شده در 2 سال پیش

سمانه جان سلام عزیزم 
به حقیقت شما شایسته ی تبریک هستید سپاسگزارم دوست عزیزم از دیدگاهی که نوشته بسیار استفاده کردم 

سمانه ام پاسخ داده شده در 2 سال پیش

سلام به همه
خانم Layla Shabkhiz بهتون تبریک میگم . آفرین به شما که انتخاب همه بودی. شاداب باشی دوست خوبم .

لیلا شب خیز پاسخ داده شده در 2 سال پیش

سپاسگزارم آقای اصفهانی عزیز ، با آرزوی موفقیت روز افزون شما

علی موفق پاسخ داده شده در 2 سال پیش

 سلام و درود بر خانم شب خیز ، ضمن تبریک و وابراز خرسندی ازنظرات وهمچنین موفقیت شما خدا را سپاسگزارم که چه زود پاسخ سعه صدر و انفاق بنگان خود را میدهد التماس دعا

مريم ج پاسخ داده شده در 2 سال پیش

سلام به همه انسانهایی که جویای سعادت هستند
میخوام از خانم “سمانه ام” بابت ایده عالیشون تشکر کنم،نوشتن حرفهای استاد میتونه به ذهن فرار من خیلی خیلی کمک کنه
خیلی خوشحالم که در جمع این گروه سعادتند هستم

مجید خزایی پاسخ داده شده در 2 سال پیش

سلام به همه ی دوستان ثروتمندم…
راه کارهایی که من به دوست خوبم توصیه میکنم این هاست:

  1. اول دست هاتو بالا بگیری و بگی خدایا من تسلیم هستم…خودت درستش کن
  2. تصویری از روز ایده آلت رو مدام تو ذهنت پرورش بدی و اون تصویر رو ببینی و در هر خال ازش لذت ببری.
  3. من طی یه مصاحبه ای که با یکی از ثروتمندان تهران داشتم او این شرایط را با خواندن نماز شب براحتی به یک شرایط سود ده تبدیل کرده بود…بله نماز شب
  4. در چنین شرایطی نمیشود کامل احساس خوبی ایجاد کرد.ولی میشود موقعی احساس کمی بهتر ایجاد کرد و سیکل احساس خوب را آرام آرام طی کرد.
  5. طوری وانمود کنید که اصلا انگار در چنید شرایطی نیستید.استخر بروید.سینما برید.رستوران مجلل برید تا ناخودآگاه باور کنه و راه کار بده بهتون
  6. در مورد شرایط فعلی اصلا با کسی صحبت نکنید و خودتان هم بیشتر روی تصویر ایدهآل ذهنی تون متمرکز باشید
  7. تمام درس هایی که چند وقت اخیر گرفته اید را روی کاغذ بیاورید و متعهد شوید که دیگر آنها را تکرار نکنید.
  8. دقیقا به ندای قلب تون گوش کنید و هرچی گفت عمل کنید…حتی………!
  9. یک نفر الگو پیدا کنید که چنین شرایطی را گذرانده است…قطعا انرژی زیادی میگیرید.
  10. با صداقت تمام با طلبکار ها برخورد کنید و تعهد مردانه دهید که از پس همه چی بر می آیید .

ممنون از شما که خوندید.امیدوارم عمل کنید
مجید خزایی

مریم مهر پاسخ داده شده در 2 سال پیش

سلام به استادگرامی وهمه دوستان 
سمانه عزیز واقعا عالی بود مثل تمام نظرات زیبای دیگری که در سایت قرار میدهی من واقعا از خواندن نظرات شما لذت می برم دوست خوبم .امیدوارم برنده این مسابقه باشی ????

علی کامکار پاسخ داده شده در 2 سال پیش

سلام من تازه وارد هستم و قبلا هم گفتم زندگیه من رو به متلاشی شدن بود که با عباس منشی ها خودمو جمع و جور کردم.شاید شرایط من به شما نرسه از نظرکمیت، ۵۰۰ میلیون شما کجا و۳۰میلیون من کجا این میتونه یه امتیاز باشه که شما تونسته ای به عدد ۵۰۰ میلیون برسی عددی که من هم باید بهش برسم.جدای از عدد منم همچین مشکلی دارم هم بدهی هم پول پیش خونه که اجاره کردم نداشتم هم طلبکارایی که الان ورشکست کردم و پولشونو از من می خواهند،شاید از نظر مبلغ به شما نرسه ولی کاری که من شروع کردم و ازش جواب گرفتم اینه که یه سررسید ۹۵ برداشتم نزدیک ۱۰روز و هروز که پا میشم روی سررسیدم همون روز اول می نویسم به نام خدای قانونها ،بنام خدای خوبی ها … و هر روز با یک باور شروع می کنم و برای بهترین دوستم می نویسم که خدا دوست دارم وباورت دارم ، خدا سپاس گذارم بابت دیروز که به خوبی پشتسر گذاشتم و تمام کارهایم به خوبی پیش رفته، وامروز من هم باید از دیروز بهتر باشه.
و واقعا ورق زندگیم برگشته و تمام کارهام براحتی انجام میشه وچیزی که لمسش کردم این بود ۳روز پیش گفتم خدا باید پول پیش خونم  جور بشه واقعا برا نیم ساعت داغون بودم ولی به خودم اومدم باورم درست کردم نگرانیمو از بین بردم با دوستام رفتم تفریح وگفتم خدا باید جورش کنی چون تنها رفیقی که باورش دارم تویی .دوستان من به یکروز نکشید پول پیش خونم جور شدو واقعا خوشحال شدم. توسط طلبی که چند وقت داشتم و طرف برام آورد. و این چیزی که من بهش رسیدم.حالا تنها چیزی که دوست من تو این موقعیت می تونه کمکت کنه خدا را باور کن باهاش رفیق باش وهرروز تو با صحبت باهاش شروع کن وازش بخواه و هم جهت باهاش حرکت کن.طلب کار همیشه زنگ میزنه دادگاهم که نمی کشندت پس خودتو بزن به کوچه علی چپ به کارهات برسه باور کن همه چیز حل میشه همین طور که برا منم داره میشه.  

امین غلامی پاسخ داده شده در 2 سال پیش

با سلام و درود فراوان، من اینجا نمیخوام ادعایی بکنم که اگه من تو اون شرایط بودم فلان کار رو میکردم و همه چیز خوب میشد ولی طبق آموزش های آقای عباس منش فقط نظرم رو بیان میکنم.من خیلی به این سوال فکر کردم ولی چون هیچوقت در چنین شرایطی قرار نگرفتم نمیتونم درک درستی از موضوع داشته باشم ، من چند لحضه ای خودم را جای این دوست عزیز قرار دادم و گفتم اگه من به جای ایشان بودم چه کار میکردم؟ واقعا خیلی سخت است که در چنین شرایطی هم افکار و احساسات خوبی داشته باشیم، به این بزرگوار حق میدهم که در چنین شرایطی حال و روز خوبی نداشته باشد ولی میخوام بگم که وقتی داستان شما رو خوندم ، گفتم دمش گرم چون کسی که ۵۰۰ میلیون معوق داشته باشه و چند صد میلیون هم بدهی باید دل و جیگر بزرگی داشته باشه که این همه ریسک رو به جون خریده باید ایمانش زیاد باشه که بدون ترس جلو رفته و باید اعتراف کنم که همین شجاعتت خیلی ارزش داره و دقیقا اساس موفقیته، و تا حالا که از خیلی از ما که ریسک بزرگی رو نکردیم تجربت بالاتره و خیلی جلوتری،
به هر حال من با خودم فکر کردم که اگه تو اون شرایط گیر افتاده بودم، برای خروج از اون موقعیت هیچ چاره ای جز پیدا کردن احساس خوب نداشتم و در اون زمان همواره خدارو شکر میکردم و دعا میکردم که خداوند من رو از مشکلاتم قویتر کنه و مطمئن بودم که خدا مشکلات و تضادها رو قرار داده تا ما قویتر، بزرگتر و به خدا نزدیکتر شویم، در واقع با خلاقیت و نوع نگرش متفاوت از این مشکل یک پل بزرگ برای رسیدن به موفقیتی بزرگ میساختم و دقیقا خداوند هم برای کسی بد نمیخواد و این مسائل را قرار میده تا خودمان را رشد بدیم و بزرگتر شویم.
یه کار دیگه هم که شاید انجام میدادم این بود که در جهان به دنبال افرادی میگشتم که با وجود ورشکستگی های بزرگ از قبلشان هم ثروتمندتر شدند مانند دونالد ترامپ یا بابک بختیاری(آیس پک)در واقع اگر آنها توانستند این کار را بکنند پس من هم میتوانم.
در آخر هم بگم که تئوری سطل آقای عباس منش در این موضوع خیلی میتونه کمک کنه اونجایی که میگه: این باران همیشه در حال باریدنه و اگر سطلمان به دلیل یه اشتباه از دست بیفتد و تمام آبش خالی شود، اتفاق خاصی نمی افتد و دوباره سطل را زیر باران میگیریم و سطل دوباره پر میشود.

عليرضا حسين زاده پاسخ داده شده در 2 سال پیش

با سلام و سپاس من قصدم برنده شدن نیست شاید وقتی این مطلب رو می نویسم اصلا تایم گذشته باشه اما دوست داشتم بگم دوست عزیز  اول باید مشکل بوجود اومده رو درجه بندی کنی یعنی بتونی به این درک برسی که می تونست چه مشکلات غیر قابل جبرانی برات بوجود بیاد که البته برای هر مشکلی را ه حلی وجود داره اما این مشکل شما رو هزاران نفر بلکه بیشتر دارن و میلیونها نفر هم داشتن و حل شده این طوری به خودت می تونی دلداری بدی البته این دلداری گول زدن خودت نیست واقعیت مسلمی است که حالت رو بهتر می کنه و قتی حالت بهتر بشه می تونی بهتر با خدا صحبت کنی و خودتم با این تصور که همه ی مشکلات رو می تونی با افکار مثبتی که خودت ساختی حل کنی به یک تعادل فکری مناسبی می رسی و بدونید که این مسئله بخاطر یک فکر بوجود اومده که چون صاعقه حال و زندگیتو خراب کرده و اون افکار یاری از دیگران بوده از خدا غافل شدی دوست من و اونایی که فکر می کردی کمکت می کنن پشتتو خالی کردن کلید در دست افکار خودت است باید سعی کنی و فعل خواستن از خدا رو صرف کنی دنبال راه حل مشکلت نباش که مثلا من چه جوری پول فلانی و فلانی و فلان چک و جور کنم من بهت قول می دم از راههایی که خدا به روت باز می کنه و فکر هیچ کدام از ما به اون نمی رسه مشکلات به سرعت و یکی یکی حل می شه من خودم صد میلیون بدهکاری داشتم البته ظرف یک زمان کوتاه باید بدهکاریمو می دادم وگرنه یک میلیارد مالم می رفت رو هوا اما با توکل به خدا و معبود یکتا و تمرکز افکارم از راهی که فکرش را نمی کردم پول تهیه شد و خداوند بزرگ یکبار دیگر گوش مرا کشید و به من فهماند که نادان تو به راهش کار نداشته باش فقط قانونو رعایت کن دوست من با فراهم نمودن و رسیدن به درک کامل این مطلب مهم یعنی اعتماد اعتماد اعتماد انهم به خداوند یکتا می تونی تمام امور زندگی را بدست او سپرده و بدانید او هیچ کاری برای ما نخواهد کرد!فقط ان افکاری را که ما در تمریناتمان بر روی ذهنمان کار می کنیم و ان را روشنگرانی چون سید به ما می اموزند و مشق می کنن را به مرحله ظهور می رساند.

mehdi shokohi پاسخ داده شده در 2 سال پیش

سلام . من رابطه چندانی با این سایت ندارم . اما نمیدونم چرا دوست دارم تو این پاسخ دهی شرکت کنم . دوست عزیز من شما رو دعوت میکنم به درونتون چند لایه درونی تر از اونچه همیشه فکر میکردین درونتون اونجاست . تا جایی که متوجه بشین به سکوت و هیچی رسیدین . یک لحظه کاملا برین اونجا قرار بگیرین تا به اونجا دسترسی پیدا نکنین نمیتونین به تماشای خودتون بشینین . درون درون جایی نیست که هیچی نباشه در واقع غنی هست اما قواعدش با عالم کثرتی که ما خودمون رو توش میبینیم و رنگارنگه ، متفاوته . و همه چی و همه رنگها از اون عالم هیچ میاد  به قول دکتر دینانی (برنامه معرفت از شبکه ۴ سیما) همه رنگها از بی رنگی میاد . در درون درون شما روی صندلی خدا میشینین و خودتون رو تماشا میکنین . می بینید که افکارتون از کجا میاد به چه چیزهایی برخورد میکنه و در نهایت در شما به ظهور میرسه . در درون ما چیزی به اسم مشکل نداریم اصلا چیزی نیست که بخوای روش اسم مشکل یا نامشکل بزاری فقط برکت و آگاهی هست . آخر شب وقتی خسته بودی چند لحظه بشین به درون برو اونجا سوره واقعه رو بخون . انشالله که توفیق داشته باشی همیشه بخونی . اما طی این روزها هر شب بخون . 
ما انسانها یه مشکل داریم اینه که نمیدونیم افکار از کجا میان و چی باعث رخدادشون میشه چون محصور در زمان هستیم . باید بگم که در هر لحظه از درون درون ، از انسان اول تا آخرین انسان در طول عمر زندگی بشری  ، در حال رخداد هست . تصور اشتباه ما از زمان ما رو به خطا انداخته . 
دوست من در درون درون توجه به نقطه حرف “ب” بسم الله الرحمن الرحیم خلقت ایجاد میکنه . خلقت لحظه های آینده ات . اما آینده ات رو به تصویر نکش چون همه چی رو خراب میکنی تصویر سازی رو بسپر به همون کلمات و حروف سوره واقعه . 
خدا بهتون برکت بده . یا علی . التماس دعا

مسعود محمدی پاسخ داده شده در 2 سال پیش

سلام عرض میکنم خدمت شما دوست عزیزم
من فکر میکنم شما بین حالات بدی که در اثر اتفاقات ناگوار زندگیتون پیش اومده و خود این اتفاقات جدایی انداختید. یعنی مثلا شما نتونستید به این باور برسید که اتفاقات ناگوار زندگیتون مثل بدهی و جدایی شریک و مسایلی ازاین دست نتیجه افکار سابقتونه. اگه عمیقا به این باور برسید که این اتفاقات حاصل اون افکاره. واقعا میترسید از اینکه بخواین دوباره افکارتون رو در اختیار باورهای غلط قرار بدین و بازم فکر های اشتباه و منفی رو به مغزتون راه بدین. 
این نظرمن بود که امیدوارم در کنار جواب های فوق العاده دوستان به دردتون بخوره.
شاد و سلامت و ثروتمند باشید…

لیلا شب خیز پاسخ داده شده در 2 سال پیش

سلام دوستان 
وقتی داشتم نظرات دوستان را می خواندم با خودم می گفتم ، ای کاش می شد  ,هزاران ، هزار مثبت را به هریک از نظرات دوستان داد 
این آیه را شنیده اید که اگر گفتید ایمان آورده اید رها می شوید ، بلکه شمارا امتحان می کنیم و می آزماییم 
به نظرم این امتیاز منفی همان امتحان خدا بود ، که بسنجیم آنچه برای خودمان نمی پسنیدم برای دیگران نیز نمی پسنیدم 
مهم نیست چه کسی برنده شود برنده آن است که سخنان استاد در او اثر کرده باشد
وقتی فایل ها را گوش می دادم دریافتم اگر به رمز و کلیدی هستی دست پیدا کنم به هر آنچه می خواهم می رسم ، زیرا خداوند وعده داده است هر کس به او توکل کند کفایتش می کند ، یعنی در مسابقه زندگی می توانم  برنده شوم و  این بار با پرداخت بهای فایل های استاد ، با دست خودم لذت ، ثروتمند شدن را بچشم
هر چند که استاد سخاوتمندانه جایزه ای را در نظر می گیرند ،
در مسابقه ی قبل که به لطف دوستان امتیاز آوردم مطابق با جایزه ای  را که در مسابقه دریافت کردم انفاق کردم تا روحم بپذیرد باید بهای سخن الهی را بپردازد 
وقتی متوجه شدم دیدگاه یکی از دوستان خلاف قوانین است خواستم به او نمره منفی بدهم بعد از ۳۰ بارلمس فلش منفی متوجه شدم امتیاز ثبت نمی شود برایم یک نشانه بود ، نشانه ای که فهمیدم اینجا آمده ام به قول استاد تا مشاهده کنم بی هیچ قضاوت مثل یک گل 
در خدا شاد و پیروز باشید
 
 

علی جوان پاسخ داده شده در 2 سال پیش

تا زمانی که قفل در خانه و مغازه ها از ورودمون جلوگیری می کنه باید …
تا زمانی که باید در یک خونه بسته باشه تا وقتی می خواهیم از جلوی آن رد بشیم درونش را نگاه نکنیم باید …
تا زمانی که پلیس توی جاده ها از سرعت غیر مجاز ما جلوگیری می کنه باید …
تا زمانی که ناموس خودمان ناموسه و ناموس دیگران … باید …
تا زمانی که مال خودمان ماله و مال دیگران … باید …
تا زمانی که اول دیگران باید خوب باشن تا ما خوب باشیم باید …
تا زمانی که دوربین های مدار بسته باید باشن تا ما … باید …
تا زمانی که قانون باید باشه تا ما … باید …
تا زمانی که پول باید باشه تا ما … باید …
تا زمانی که برای خوب شدن و یا خوب ماندن و یا … نیاز به یه عامل بیرونی داریم باید ….
تا زمانی که بیرون از خودت دنبال خودتی باید …
تا زمانی که توی دیگران دنبال خودتی باید …
تا زمانی که در محضر دیگران بودن بر رفتارت اثر می گذارد نه در محضر خدا بودن باید …
تا زمانی که امتیاز منفی نباید باشد تا تو امتیاز منفی ندی باید …
تا زمانی که اسامی امتیاز دهندگان باید نشان داده بشه تا ما امتیاز مثبت بدیم باید …
تا زمانی که نظر دیگران، زمان دیگران و حتی خود دیگران از خودت، از اول شدن خودت مهمتر نیست باید …
اگر یه کار حتما باید گناه باشه و یا منع قانونی داشته باشه تا انجامش ندیم باید …
بله باید …
باید گوش دادن به صحبت های استاد عباس منش را از نو شروع کنی …
جدی میگم دوستان هر چی را دانلود کردیم پاک کنیم و از نو اینترنت بخریم تا هزینه خوب شدن را بدهیم و از نو فایل ها را دانلود کنیم و از روی
عشق …
ایمان …
گوش کنیم.
ولی این بار عمل کنیم …
«أَلَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَری سوره علق آیه ۱۴»

آیا او ندانست که خداوند (همه اعمالش را) مى‏بیند؟!

سعید صفرزاده سامانی پاسخ داده شده در 2 سال پیش

سلام و عرض ادب به قول ابو علی سینا تا بدانجا رسید دانش من که بدانم همی نادانم
انجمن n&a یه شعاری داره فقط برای امروز زندگی کن به نظرم زندگی رو میتونیم مثل بازی شطرنج ببینیم وقتی یه مهره شطرنج ما رو طرف مقابل میزنه ناراحتی و بالا و پایین پریدن و واکنش احساسی چیزی رو نمیتونه حل کنه ,میتونیم به  موضوع منطقی نگاه کنیم دنبال راه حل باشیم فقط و فقط همین زندگی هم یه قوانینی داره که باید رعایت کنیم به همین سادگی

صلاح الدین علایی پاسخ داده شده در 2 سال پیش

۱. شما آن چیزی نیستید که در گذشته برایتان اتفاق افتاده. گذشته شما هر چقدر هم که دردناک بوده باشد، آینده، روشن و پاک در مقابلتان است. شما دیگر عادت‌های گذشته‌تان نیستید. دیگر شکست‌های گذشته‌تان هم نیستید. دیگر آن چیزی نیستید که روزی دیگران با شما رفتار می‌کردند. شما همان چیزی هستید که همین الان تصور می‌کنید هستید. درست همان چیزی که همین الان مشغول انجام آنید.
۲. به چیزهایی فکر کنید که دارید، نه چیزهایی که ندارید. شما همانی هستید که هستید و همان چیزهایی را دارید که همین الان دارید. آنقدرها هم نمی‌تواند بد باشد چون اگر غیر از این بود قادر به خواندن این مقاله در این لحظه نبودید. مسئله مهم این است که یک فکر مثبت پیدا کنید که الهام‌بخش شماست و به شما برای پیش رفتن در زندگی انگیزه می‌دهد. به این فکر بچسبید و روی آن تمرکز کنید. ممکن است تصور کنید که چیزهای زیادی ندارید یا اصلاً هیچ چیز ندارید، اما ذهنتان را دارید که می‌تواند به شما انگیزه دهد. برای پیش رفتن در زندگی همین برایتان کافی است.
۳. دست و پنجه نرم کردن با مشکلات بخش طبیعی رشد و پیشرفت است. بخشی از زندگی و رشد کردن تجربه، مشکلات غیرقابل‌انتظار است. آدمها کارشان را از دست می‌دهند، بیمار می‌شوند و گاهی در تصادفات رانندگی جان خود را از دست می‌دهند. وقتی جوان‌تر هستید و همه چیز خوب پیش می‌رود، تجسم این واقعیت تلخ کمی دشوار است. هوشمندانه‌ترین و گاهی سخت‌ترین کاری که در چنین موقعیت‌هایی می‌توانیم انجام دهیم این است که عصبانی شویم. باید بدانید که این خشم احساسی فقط همه چیز را بدتر می‌کند. و این اتفاقات بد آنقدرها هم که به نظر می‌رسند بد نیستند و حتی اگر اینطور باشند، فرصتی برای قوی‌تر شدن به ما می‌دهند.
۴. اشکالی ندارد که برای مدتی از هم بپاشید. لازم نیست همیشه وانمود کنید که قوی هستید و هیچ نیازی نیست که مدام ثابت کنید که همه چیز خوب پیش می‌رود. همینطور نباید نگران باشید که بقیه چه فکری می‌کنند. اگر لازم است گریه کنید، اشک ریختن عملی کاملاً سالم است. هر چه زودتر این کار را بکنید، زودتر خواهید توانست دوباره لبخند بزنید. و لبخند زدن همیشه به معنی خوشحال بودن فرد نیست. گاهی اوقات به این معنی است که آنقدر قوی هستند که در مواجهه با مشکلاتشان لبخند بزنند.
۵. زندگی شکننده، ناگهانی و کوتاهتر از آن چیزی است که تصور می‌کنید. ممکن است فردایی نباشد. همین الان یک نفر مشغول ریختن برنامه‌ای برای فردای خود است بدون اینکه بداند همین امروز می‌میرد. ناراحت‌کننده است اما واقعیت دارد. پس سعی کنید از زمانتان هوشمندانه استفاده کنید و قدر زندگی را بدانید. هر لحظه از زندگی هدیه‌ای است از جانب خداوند برای شما. سعی نکنید با مشغول کردن خود به مسائل ناراحت‌کننده آن را هدر دهید. وقتتان را صرف چیزهایی کنید که شما را به سمت مقصدی که در نظر دارید پیش می‌برد.
۶. گاهی اوقات شکست خواهید خورد. هرچه سریعتر این مسئله را قبول کنید، سریعتر می‌توانید در زندگی پیش بروید. هیچوقت نمی‌توانید ۱۰۰٪ مطمئن شوید که کاری موثر خواهد بود اما می‌توانید ۱۰۰٪ مطمئن باشید که هیچ کاری نکردن هیچ تاثیری نخواهد داشت. کاری انجام دادن حتی اگر اشتباه باشد بسیار کارامدتر از هیچ کاری نکردن است. پس، از منطقه امنتان بیرون بیایید و امتحان کنید. یا موفق می‌شوید و یا یک درس زندگی می‌گیرید. در هر دو حال برنده خواهید بود.
۷. شما ظرفیت ساختن خوشبختی خود را دارید. احساسات تغییر می‌کنند، آدمها تغییر می‌کنند، و زمان پیش می‌رود. می‌توانید به اشتباهات گذشته‌تان بچسبید یا اینکه آنها را رها کرده و خوشبختی خود را بسازید. لبخند یک انتخاب است نه معجزه. اشتباه نکنید و صبر نکنید تا کسی یا چیزی به سراغتان بیاید و شادتان کند. خوشبختی واقعی از درون شما به وجود می‌آید.
۸. خودتان را از نظر احساسی از مشکلاتتان جدا کنید. شما بسیار بزرگ‌تر از مشکلاتتان هستید. شما یک موجود زنده هستید که بسیار پیچیده‌تر از همه مشکلات شخصی‌تان در کنار هم است. و این یعنی شما بسیار قوی‌تر از آن هستید. شما توانایی تغییر دادن آنها را دارید.
۹. مشکلتان را بزرگ‌تر از چیزی که هست نکنید. نباید بگذارید یک ابر سیاه همه آسمانتان را بپوشاند. خورشید همیشه در حال تابیدن روی قسمتی از زندگی‌تان است. گاهی‌اوقات باید احساستان را فراموش کرده و به این فکر کنید که لایق چه چیزهایی هستید.
۱۰. هر اتفاقی که می‌افتد، یک درس زندگی است. هر آدمی که با او برخورد می‌کنید، هر چیزی که می‌بینید، همه، بخشی از تجربیات آموزنده شما از زندگی هستند. یادتان نرود که درس بگیرید، مخصوصاً وقتی اوضاع آنطور که شما می‌خواهید پیش نمی‌رود. اگر کاری که می‌خواستید را پیدا نکرده‌اید یا رابطه‌تان آنطور که می‌خواهید نیست، فقط به این معنی است که چیزی بهتر از آن، بیرون منتظر شماست. و درسی که گرفته‌اید اولین قدم برای پیش رفتنتان است.
۱۱. به هر مشکل مثل یک تکلیف مدرسه نگاه کنید. از خودتان بپرسید، «این موقعیت چه درسی می‌خواهد به من بدهد؟» هر موقعیتی در زندگی ما درسی برای آموختن دارد. بعضی از این درس‌ها اینها هستند: قوی‌تر شوید. شفاف‌تر ارتباط برقرار کنید. به غریزه‌تان اعتماد کنید. عشقتان را ابراز کنید. ببخشید. بدانید چه زمان فراموش کنید. چیزی جدید را امتحان کنید.
۲. همه چیز تغییر می‌کند اما فردا دوباره خورشید از همان جای قدیمی طلوع خواهد کرد. خبر بد: هیچ چیز دائمی و ماندگار نیست. خبر خوب: هیچ چیز دائمی و ماندگار نیست.
۱۳. دلسرد شدن و پیش رفتن دو چیز متفاوت هستند. زمانی می‌رسد که از دنبال کردن آدمها یا تلاش برای حل مسائل خسته می‌شوید اما این دلسرد شدن نیست، این انتهای کار نیست. این یک آغاز تازه است. این درک این مسئله است که شما به افراد خاص و چیزهای خاص و مشکلاتی که برایتان به وجود می‌آورند نیاز ندارید.
۱۴. خودتان را از افراد منفی دور نگه دارید. هر زمان که منفی‌های زندگی را از خودتان دور کنید، جا برای مثبت‌ها باز خواهد شد. زندگی بسیار کوتاه است که بخواهید وقتتان را با آدمهایی بگذرانید که خوشبختی و شادی را از شما می‌گیرند. از افراد منفی دوری کنید زیرا آنها اعتمادبه‌نفس و عزت‌نفس شما را از بین خواهند برد. خودتان را با افراد مثبتی مشغول کنید که بهترین‌ها را در شما می‌بینند.
۱۵. هیچ رابطه کاملی وجود ندارد. چیزی به اسم یک رابطه کامل و ایدآل وجود ندارد. مسئله طریقه برخورد دو طرف با نواقص و عیب‌های دیگری در رابطه است که آن را ایدآل می‌سازد.
۱۶. خودتان را هم باید دوست داشته باشید. یکی از دردناک‌ترین مسائل زندگی گم کردن خودتان در فرایند دوست داشتن یک نفر دیگر و فراموش کردن این است که خودتان هم فردی خاص هستید. آخرین باری که کسی به شما گفت شما را برای همانی که هستید دوست دارد چه زمان بوده است؟ آخرین باری که کسی به شما گفت که کاری را خوب انجام داده‌اید چه زمان بوده است؟ یا آخرین باری که کسی شما را جایی برده است که می‌داند آنجا بودن خوشحالتان می‌کند؟ آخرین باری که آن «کس» خودتان بوده‌اید چه زمان بوده؟
۱۷. اجازه ندهید دیگران برایتان تصمیم بگیرند. گاهی اوقات باید طوری زندگی کنید که برایتان مهم نباشد دیگران درموردتان چه فکری می‌کنند و به خودتان ثابت کنید که بهتر از آن چیزی هستید که آنها تصور می‌کنند.
۱۸. خشم شما را از بین می‌برد، نه آنها را. دیگران را ببخشید و بگذرید، حتی اگر به دنبال طلب بخشش از شما نباشند. این کار را برای آنها انجام ندهید، برای خودتان انجام دهید. کینه‌ورزی از بین برنده خوشبختی است. این استرس اضافی را از زندگی‌تان بیرون بیندازید.
۱۹. شما تنها نیستید. همه مشکلاتی دارند. از نگرانی برای یکی از دوستانتان نتوانید بخوابید. مشکل برای جمع و جور کردن خودتان بعد از اینکه کسی ناراحتتان می‌کند. احساس کمبود بخاطر اینکه کسی آنقدر دوستتان نداشته که با شما بماند. ترس امتحان کردن چیزی جدید به خاطر ترس از شکست. هیچکدام از اینها به معنی دیوانه یا ناکارآمد بودن شما نیست. فقط به این معنی است که شما یک انسان هستید و مثل بقیه انسان‌ها برای درست کردن خودتان به کمی زمان نیاز دارید. شما تنها نیستید. هرچقدر هم که درمورد موقعیتی که در آن گرفتار شده‌اید احساس ترس و ناراحتی کنید، خیلی‌های دیگر هم آن بیرون وضعیتی مشابه شما دارند.
۲۰. هنوز خیلی چیزها دارید که باید برای آنها قدردان باشید. بااینکه دنیا پر از درد و ناراحتی است اما پر از آدمهای شجاعی هم هست که بر آنها غلبه می‌کنند. گاهی‌اوقات باید اتفاقاتی که افتاده را فراموش کنید و قدردان آن چیزهایی باشید که هنوز وجود دارند و به آینده بنگرید که چه چیزهایی برایتان به ارمغان خواهد آورد. حتی اگر شرایط سخت شود، باید به آینده نگاه کنید. همین دیشب گرسنه نخوابیده‌اید، جایی برای خوابیدن داشته‌اید، لباس امروز صبحتان را خودتان انتخاب کرده‌اید، به آب آشامیدنی سالم، امکانات پزشکی و به اینترنت دسترسی دارید، می‌توانید بخوانید و …باید یادتان بیندازد که برای چیزهایی که دارید شکرگزار باشید.
۲۱. به امید درونی‌تان پر و بال دهید. یک فقدان، نگرانی، بیماری، آرزوی بر باد رفته یا هر چیز ناراحت‌کننده دیگر، زخم درونی‌تان هر چه که باشد، لطفی در حق خودتان بکنید و یک لحظه در روز هم که شده مکث کنید، دست‌هایتان را روی قلبتان بگذارید و بلند بگویید، «امید اینجا هنوز زنده است».
۲۲. حقیقت تلخ بهتر از دروغ شیرین است. باید بتوانید همه چیز را همانطور که واقعاً هست ببینید نه آنطور که آرزو دارید یا دوست دارید باشد.
۲۳. سخت می‌توان گفت تا چه اندازه به پیروزی نزدیک شده‌اید. وصل کردن نقطه‌ها به هم و جلو رفتن تقریباً غیرممکن است اما وقتی به عقب نگاه می‌کنید، معنا و مفهوم پیدا می‌کند. موفقیت همیشه نزدیک‌تر از آنچه که هست نشان می‌دهد و خیلی ناگهانی وقتی اصلاً انتظارش را ندارید، از راه می‌رسد.
۲۴. به دست نیاوردن چیزی که می‌خواهید حکمتی دارد. خیلی وقت‌ها نرسیدن به چیزی که می‌خواهید برایتان شانس می‌آورد زیرا مجبورتان می‌کند همه چیز را دوباره ارزیابی کنید و درهای جدیدی از فرصت و اطلاعات به رویتان گشوده خواهد شد.
۲۵. خنده بر هر درد بی‌درمان دواست. گاهگاهی به خودتان بخندید. در هر موقعیتی که هستید، نکته‌ای خنده‌دار درمورد آن پیدا کنید. خوشبینی آهنربای شادی است. اگر مثبت بیندیشید، چیزها و آدمهای خوب به سمت شما کشیده خواهند شد.
۲۶. اشتباه کردن خیلی مهم است. همه ما اشتباه می‌کنیم. اجازه می‌دهیم دیگران از ما سوءاستفاده کنند و خیلی چیزها را کمتر از آنچه که واقعاً شایسته‌مان بوده پذیرفته‌ایم. اما اگر به آن فکر کنید، از انتخاب‌های بدمان درس گرفته‌ایم و حتی بااینکه خیلی چیزها را دیگر نمی‌توانیم درست کنیم، اما الان دیگر برای آینده‌مان خیلی بهتر می‌دانیم. حالا قدرت بیشتری برای شکل دادن به آینده‌مان داریم. یادتان باشد، شکست، بر زمین افتادن نیست. شکست روی زمین نشستن است وقتی که فرصت بلند شدن داشته باشید.
۲۷. نگران بودن اتلاف انرژی است. نگرانی مشکلات فردا را از بین نمی‌برد فقط قدرت شما را نابود میکند.
۲۸. حتی وقتی جلو رفتن سخت است، قدم‌های کوچک رو به جلو بردارید. مخصوصاً در زمان‌هایی که چیز جدیدی امتحان می‌کنید، خیلی مهم است که مدام خودتان را به جلو هل دهید. چون شتاب حرکت از همه چیز مهمتر است. حتی اگر با سرعت لاک‌پشت حرکت کنید، بالاخره به خط پایان خواهید رسید. زیرا هر قدم، شما را از جایی که دیروز بوده‌اید جلوتر می‌برد.
۲۹. همیشه کسانی خواهند بود که از شما خوششان نمی‌آید. نمی‌توانید برای همه کس همه چیز باشید. هر کاری هم که بکنید، همیشه کسی خواهد بود که متفاوت با شما فکر کند. پس روی کاری که قلباً می‌دانید درست است تمرکز کنید. چیزی که بقیه درمورد شما فکر می‌کنند و به زبان می‌آورند، آنقدرها مهم نیست. آنچه که مهم است احساس خودتان نسبت به خودتان است.
۳۰. بدون کسی که فکر می‌کردید خیلی به او نیاز دارید، بسیار بهتر عمل می‌کنید. واقعیت تلخ این است که، بعضی آدمها فقط زمانی کنارتان می‌مانند که به شما نیاز داشته باشند. وقتی دیگر برای رسیدن به اهدافشان مناسب نیستید، ترکتان می‌کنند. خوشبختانه اگر بتوانید با آن کنار بیایید، می‌توانید خیلی راحت این افراد را از زندگی‌تان بیرون کرده و دوستانی عالی را کنار خود نگه دارید که بتوانید همیشه روی آنها حساب کنید.
۳۱. فقط با خودتان رقابت می‌کنید. هر زمان متوجه شدید که خودتان را با یکی از همکارانتان، همسایه، دوستتان یا یک فرد مشهور مقایسه می‌کنید، دست نگه دارید. باید درک کنید که شما متفاوت هستید و توانایی‌هایی متفاوت دارید، توانایی‌هایی که این افراد ندارند. وقت بگذارید و لحظه‌ای به همه توانایی‌های فوق‌العاده‌ای که دارید فکر کنید و برای آنها شکرگزار باشید.
۳۲. نمی‌توانید همه اتفاقاتی که برایتان می‌افتد را کنترل کنید. اما می‌توانید واکنش خودتان به آنها را کنترل کنید. زندگی همه آدمها نقاط مثبت و نقاط منفی دارد، اینکه شاد باشید یا نه بستگی به این دارد که روی کدام نقطه از زندگی‌تان متمرکز هستید. بعنوان مثال، آیا سرما خورده‌اید؟ این یک ویروس موقتی است که هیچ خطری برای سلامتی‌تان ندارد. یک مسابقه بسکتبال را از دست دادید؟ می‌توانید عصرتان را کنار دوستانتان خوش بگذرانید. پس‌اندازتان در بازار بورس افت کرده‌ است؟ دوباره بالا خواهد آمد و علاوه بر این، خیلی عالی است که آنقدر خوش‌شانس هستید که توانسته‌اید پولی پس‌انداز کنید درحالیکه بقیه افراد به زور خرجشان را با دخلشان جور می‌کنند.
۳۳. زندگی آسان نیست. اگر انتظار داشتید اینطور باشد، موجب ناامیدی خودتان خواهید شد. رسیدن به هر چیز باارزشی در زندگی نیازمند تلاش است. پس هر روزتان را با این آمادگی شروع کنید که مسیری بیشتر از دیروزتان را بدوید و سخت‌تر بجنگید. از اینها گذشته، دقت کنید که تلاش‌هایتان با اهدافتان هم‌خوان باشند. آسان نیست اما در آخر ارزشش را خواهد داشت.
۳۴. آینده‌تان پاک خواهد بود. هرچقدر هم که گذشته‌تان آلوده بوده باشد، آینده‌تان هنوز حتی یک لکه ندارد. زندگی هر روزتان را با تکه شکسته های دیروزتان شروع نکنید. به عقب نگاه نکنید مگر اینکه چشم‌اندازی زیبا باشد. هر روز یک شروع تازه است. هر صبح که از خواب بیدار می‌شویم، اولین روز از باقی عمرمان است. یکی از بهترین راه‌ها برای گذشتن از مشکلات گذشته این است که همه توجه و تمرکزتان را روی کاری جمع کنید که خودتان در آینده برایش متشکر خواهید بود.
۳۵. اسیر نشده‌اید. فقط لازم است که بعضی چیزها را دوباره یاد بگیرید. همه ما شک و تردیدهایی داریم که به ما احساس اسارت می‌دهد. اگر به توانایی خود برای گرفتن یک تصمیم مهم شک داشته باشید، این را در نظر بگیرید: مطمئناً اگر پرنده‌ای با بال‌های سالم در قفسی گرفتار شود، به توانایی خود برای پرواز کردن شک خواهد کرد. شما هنوز بال‌هایتان را دارید، اما عضلاتتان برای پرواز ضعیف شده‌اند. آنها را تمرین دهید و آرام بکشید. به خودتان زمان دهید. مطمئناً می‌توانید دوباره پرواز کنید.
۳۶. هر چیز در زندگی دو جنبه دارد. یک دلیل خوبی وجود دارد که چرا نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم لذت را بدون احساس درد تجربه کنیم؛ شادی بدون ناراحتی؛ اعتماد بدون ترس؛ آرامش بدون بیقراری؛ پیشرفت بدون دلسردی؛ زندگی دو روی سکه دارد نه یکی.
۳۷. همیشه حق انتخاب دارید. شرایط هر چه که باشد همیشه حداقل دو انتخاب پیش رویتان است. اگر نتوانید چیزی را از نظر فیزیکی تغییر دهید، می‌توانید فکر خودتان را نسبت به آن تغییر دهید. می‌توانید در تاریکی بنشینید یا اینکه نور درونی‌تان را پیدا کنید و تکه‌های قوی از خودتان را که قبلاً نمی‌دانستید وجود دارند پیدا کنید. یک بحران را می‌توانید دعوتی برای یاد گرفتن یک چیز تازه ببینید.
۳۸. وقتی در تاریکی هستید، دیگران را به داخل راه بدهید. شاید نتوانند شما را از دل تاریکی بیرون بیاورند، اما نوری که موقع ورودشان با خود داخل می‌آورند می‌تواند نشانتان دهد که در کجا است.
۳۹. اگر سوالات منفی بپرسید، پاسخ منفی دریافت خواهید کرد. نه؟» «چی میشد اگه؟» وجود ندارد. آیا به کسی اجازه می‌دهید که سوالات ناراحت‌کننده‌ای که بعضی اوقات از خودتان می‌پرسید، کسی از شما بپرسد؟ مطمئناً خیر. پس از این سوالات دست بکشید و آنها را با سوالاتی مثبت که شما را به سمت جهتی مثبت هدایت کند جایگزین کنید. مثلاً «من از این تجربه چه درسی گرفتم؟» «من روی چه چیزهایی کنترل دارم؟» «برای جلو رفتن چه می‌توانم بکنم؟»

محمد زحمتکش پاسخ داده شده در 2 سال پیش

سلام خدمت دوستان و استاد عباس منش امروز میخوام درباره سوالی که دوستم پرسیدند جوابهای قانع کننده بدهم این راه ها کاملاً شخصی هستند و امتحان شده و این رو هم بگم که هر کس باید راه خودش رو پیدا  کنه.
 
اولین راه اینه یک احساس مختلف به وجود بیاریم و کم کم  احساس خودمونو را خوب کنیم .
مثلا می تونی با دیدن یه فیلم ترسناک به کلی ذهنت رو از موضوع منحرف کنی و کم کم به چیزای خوب فکر کنی 
راه دوم اینه که رفتار مون رو زیر ذره بین قرار بدیم و طوری رفتار کنیم که انگار همه چیز بروفق مراده 
مثلا شما کی تونید هر وقت طلبکار اومد با یه لبخند بگید انشالله کارتون درست میشه 
راه سوم خداروشکر شکر کنید چون مادر بزرگ من به خاطر بازسازی خونه ی پدری مون ۱۸۰میلیون قسط بالا آورده و تاحالا نزدیک به ۱۰۰ملیون رو پرداخت کرده حالا هم که یک سال گذشته هنوز ۸۰میلیون بدهی داره اما وقتی ازش می پرسم که مادر بزرگ چیکار می خوای بکنی ؟میگه خدا بزرگه جور میشه انشالله تازه اون پیرزن هم که حدودا شصت سال داره .
و مورد آخر 
ترس 
ترس 
ترس 
از این می ترسی که اگه فکرای مثبت کنم ولی جواب نداد وقتم رو هدر دادم دوست من ترس چیزی نیست که آشکار باشه بلکه در حرف ها و رفتار ما جلوه گر میشه راه حلش اینه که برای اولین بار شکر گذار خدا وند باشی با تمام وجودت????????????????????????
و از اون کمک بخوای 
مطمئن هستم تو موفق خواهی شد????????????????????
اگه وقت کردید کارتون انگیزشی زوتوپیا رو هم ببینید.
????????????????????????خداحافظ خیلی کار دارم .

لطیف حنضلی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

با سلام و عرض خسته نباشید خدمت استاد عباسمنش و همه ی دوستان
در خصوص سوال اخیر مطرح شده ، به نظر من تنها کاری که میشه انجام بدیم این است که با اتکا و توسل به خداوتد بزرگ ، آرامش خودمون رو حفظ میکنیم و احساس خودمون رو خوب نگه میداریم و از این جنس اتفاقات برایمان بوجود می اید و افکار خوب و اتفاقات دلخواه اتفاق می افتد درست است که شاید لحظه ای هم برایم بوجود نیاد که فکر خودمان را خوب نگه داریم ولی اگر از خدا بخواهیم این فرصت و رسیدن به ارامش بدست می اید .
 

میثم آبانگاه پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلام به شما دوست و همراه گرامی
من با توجه به تجربیات خودم و با مطالعه های کم و بیشی که داشتم نظرم را به عنوان یه برادر کوچکتر تقدیم می کنم.
امیدوارم تاثیری هر چند کوچک برای شما دوست عزیز داشته باشه
همه ما در طی زندگی روزمره با مشکلات، حوادث و اتفاق هایی مواجه می شویم. حوادث ها و اتفاقهایی که گاهی زندگی را برای ما سخت و طاقت فرسا می کند. حال سوال اینجاست که برای حل کردن مسائل پیش روی زندگی چه باید کرد ؟؟؟
خیلی از افراد به جای تمرکز و حل مشکلات، رفتار هایی را انجام می دهند :

  1. به خود و دیگران فحش می دهند.
  2. با خانواده و اطرافیان خود جر و بحث می کنند و دیگران را مقصر می دانند.
  3. مدام می گویند ای خدا، چرا من را نمی بینی، مگر من (به عنوان مثال) نماز نمی خوانم، روزه نمی گیرم، پس چرا این موقعیت را برای من ایجاد می کنی.
  4. و …

ولی این افراد هیچ گاه از این رفتار ها نتیجه ای  نگرفته اند(نگرفته ایم). جای تعجب است که افراد، رفتار و یا رفتار هایی که هیچ نتیجه ای از آنها نگرفته اند را باز هم در موقعیت های مشابه انجام می دهند !!! .
در اینجا قصد دارم چهار سوال اساسی را مطرح کنم که اگر در زمان برخورد با مسائل و مشکلات از خود بپرسیم می توانیم با آرامش مسائل خود را مدیریت و حل کنیم.
 ذکر یک نکته ضروری است که با یکبار، دوبار، سه بار تمرین کردن  و حتی بیشتر نمی توان انتظار موفقیت (تغییر) داشت. بلکه باید بار ها و بارها در ذهن خود و همچنین در سر مسائل واقعی زندگی تمرین کنیم، سپس ایراد های رفتاری خود را فقط برای خودمان مکتوب کنیم تا ملکه ذهن گردد. باید این نکته را خوب درک کنیم که ما یک دفعه دارای یک سری خصوصیات رفتاری و اخلاقی نشدیم که الان هم به یکباره ترک عادت کنیم.
 
سوال اول : از این مشکل چه نتیجه خوبی می توانم کسب کنم ؟
خداوند در سوره انشراح و در آیات ۴ و ۵  با تاکید می فرماید : در هر سختی آسانی است.
سختی ها و مشکلات می توانند نقطه عطف ما شوند. می توانند فکر ما را درگیر کنند و ما را از حالت سکون خارج کرده و مسبب این شوند تا دیدگاه های دیگری را به زندگی داشته باشیم و همیشه از یک زاویه به زندگی نگاه نکنیم. خیلی از ما تا زمانیکه سختی ها، فشار هایی را برای ما ایجاد  نکنند و ما را به نقطه عطف یا همان نقطه تغییر نرسانند در زندگی خود تغییر رویه ای ایجاد نمی کنیم.
در اینجا هر فرد باید بررسی کند در هنگام برخورد با مسئله خود چه نتیجه خوبی را می تواند کسب کند. از جمله این نتایج می توان موارد زیر را نام برد :

  1. ما را با خودمان رو به رو می کند. (نقاط قوت و ضعف خود را می شناسیم)
  2. به ما ثابت می کند به چه میزان کاری که می خواهیم انجام دهیم را دوست داریم و برای ما اهمیت دارد.
  3. حاضر هستیم چه بهایی را برای رسیدن برای هدفمان بپردازیم.(از چه چیز هایی در زندگی خود حاضر  هستیم بگذریم تا به هدف خود برسیم و یا مسئله خود را حل نماییم)
  4. باعث تقویت قوه خلاقیت می شود. چرا که اگر نیت ما برای رسیدن به خواسته و هدفمان واقعی باشد بدون شک به دنبال ایجاد و خلق راه های دیگر فکر و سپس اقدام می کنیم.
  5. و …

 
سوال دوم : تنها موضوعی که من را غمگین می کند چیست ؟
در این سوال یک بار مفهومی مثبت وجود دارد. تنها موضوع یعنی همه چیز خوب است و فقط همین یک مسئله است که حالت ناراحت کننده برای من دارد. با طرح این پرسش یک پیش زمینه به ذهن خود      می دهیم که همه چیز خوب است جز یک موضوع.
(*) باید توجه شود که، هرگز قصد نداریم همانند کبک سر خود را در برف کنیم و به خود دروغ بگوییم. بلکه با این تمرین قصد داریم به ذهن خود بگوییم همواره می توان با آرامش با مسائل برخورد کرد و نگران هیچ چیز نبود.
 
سوال سوم : میل دارم این مسئله را به چه طریقی حل کنم ؟
            در حالت این سوال نیز یک پیش زمینه خوب به ذهن می دهیم. به ذهن خود می گوییم من قصد دارم یک عملی انجام بدم. در این سوال از خود می پرسیم، چگونه اقدامی انجام دهم که هم احساس خوبی کسب کنم و در کنار آن مسئله خود را نیز حل کنم.
این راه شیوه درستی برای نگاه کردن به مسائل است و سبب می شود به جای غَرق شدن در خود مشکل، فکر راه حل باشیم.
 
سوال چهارم : چطور قادر هستم برای حل مشکل خود برنامه ای تنظیم کنم(طراحی کنم) که از انجام آن شاد بشم ؟
            طرح این پرسش قوه خلاقیت ما را فعال می کند.  اجازه بدهید مثالی بزنم : همه ما موارد زیادی را در زندگی خود سراغ داریم که به خاطر یک مشکلی که برای ما ایجاد شده شتابزده عمل کردیم و در بیش از ۹۰ درصد مواقع کار را از آنچه که هست خراب تر  کردیم. اما در مواردی که مسئله ای زندگی ما را تحت تاثیر قرار داده است ولی ما با آرامش به مسئله نگاه کردیم و آن را مورد بررسی قرار دادیم و احتمالات را در نظر گرفتیم بیش از ۹۰ درصد مواقع مشکل مورد نظر به بهترین وجه و آسانترین روش حل شده است.
با کمی تفکر در مورد این دو حالت، تفاوت معناداری را مشاهده می کنیم. می دانیم منظور از شاد شدن احساس خوب ایجاد کردن در خود است. در حالت دوم زمانیکه در حال انجام عملی که برای حل مشکل در نظر گرفتیم هستیم احساس درونی خوبی داریم، احساسی که در حالت اول(حالت شتابزده) به هیچ وجه آن را نداشتیم.
درواقع در این سوال می خواهیم ببینیم عملی را که برای حل مسئله خود انتخاب کرده ایم به چه صورت هایی می توانیم انجام دهیم که احساس بهتری نصیب ما شود (نحوه انجام آن چگونه باشد نتیجه بهتر خواهد بود). ما در سوال سوم عملی را که به ما حس خوب می دهد، انتخاب کرده ایم، اما می خواهیم کمی ریزتر به آن نگاه کنیم که حال همین عمل را چطور(چگونه) انجام دهیم که احساس درونی بهتری از کارمان پیدا کنیم.
 یعنی ما فقط به دنبال حل مسئله خود نیستیم، بلکه احساس درونی خوب در هنگام انجام یک عمل برای ما اولویت بسیار بالایی دارد.
 
نکته : همواره فقط ۲۰ درصد زمان و انرژی خود را بر روی خود مشکل و ۸۰ درصد زمان و انرژی خود را بر روی راه و روش حل مسئله صرف کنید. به این حالت قانون هشتاد بیست می گویند.
   میثم آبانگاه کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی

ندا رامی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

با سلام و دورود بر مدیریت محترم سایت 
لطفا برنده رو اعلام کنید با سپاس فراوان…

مصطفی حجتی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

با سلام خدمت استاد عزیز و همه دوستان 
من چند روز به سوال دوستمان فکر کردم و دقیقا در همین لحظه خودم نیز تقربا همانند این مورد داشتم و به این جواب رسیدم . اول اینکه بعضی اتفاقات به ظاهر بد ولی برایمان سرنوشت ساز میباشد و ما  را به جایگاهی بالاتر از جایگاه کنونی هدایت میکند .دوم در هر زمینه و هر لحظه به چند صورت میتوان احساس خوب داشته باشیم یکی با تجسم کردن رفع مشکل ورسیدن به آرزوهایمان و خودمان را در شرایط عالی ببینیم و خدا را شکر کنیم و اگر اکنون عوامل منفی پیش رویمان میباشد انها را یک سرعتگیر در نظر بگیریم که با آرامش باید از روی ان بگذریم و توجه نکنیم و فقط لحظه ای را در ذهنمان تداعی کنیم که به هدفمان رسیده ایم و خدا را شاکریم و چه احساس خوبی داریم از اینکه به هدفمان رسیده ایم . ما اگر به خدا ایمان داشته باشیم و بر این باور باشیم که هر انچه از خدا طلب کنیم به ما میدهد پس باید صبر کنیم و خود را لایق  و در راه رسیدن به هدفمان ببینیم و تمام موجهای منفی را زودگذر بدانیم با این روش میتوانیم احساس خوبی برای خودمان برقرار کنیم .نکته اینجاست که نسبت به عواملی همچون طلب و بدهی و عوامل منفی  موجود در کار هرچه بیشتر کم توجه ای کنیم زودتر حل میشود میتوانید امتحان کنید. یک روشی که من از استاد آموختم برای حل مشکلات این است که شما کاملا تصور کنید مشکلات حل شده بعد به این فکر کنید چکارهایی انجام دادید که انهارا حل کردید در این لحظه ها متمعن باشید راهکارهایی به شما الهام میشودفقط باید دقت کنید .در پایان باید بگویم اگر ما خداوند را در وجودمان احساس کنیم هیچگاه نا امید نمیشویم و از هیچ چیزی نمیترسیم و همیشه احساس خوشبختی مکنیم و حالمان خوب است فقط باید با درون خودمان اتباط برقرار کنیم.

حس خوب پاسخ داده شده در 3 سال پیش

با یاد و نام الله یکتایی که خالق انسان و آسمانها و زمین میباشد و من بخاطر داشتن خدایی یکتا به خودم میبالم و احساس فوق العاده خوبی دارم
از خدای رحمن برای استاد عباسمنش و گروه محترم و موفقشان و همه عباسمنشیها آرزوی خوشبختی در دنیا و آخرت را دارم.
روزی که این سوال توسط استاد بازگو شد خب من خیلی به فکر رفتم باید اعتراف کنم که از روزی که با این گروه آشنا شدم تا به آن لحظه ، آنقدر تحت تاثیر قرار نگرفته بودم.
اما
وقتی که سوال رو شنیدم ، هر لحظه داشتم بهش فکر میکردم و خیلی برام عجیب بود و دائما به خودم میگفتم جواب به این سوال یعنی فهمیدن و درک عمیق قوانین الهی میباشد چرا که داشتن احساس خوب مهمترین دستگاه جهان میباشد(به نظرم).
دوستان واقعا عجیب بود برام این سوال !    میدونید چــــــــــــــــــــــــــــــــــــرا ؟
  چون خود من دقیقا در شرکتی کار میکردم که همین حالات رو داشت و هر روز خدای رحمن برایمان به همین شکل بود و طلبکاران و زنگهایی که آدم دوست نداشت تلفن رو جواب بده(البته مقدار بدهی های این شرکت از میلیادر سر در میآورد !!!)     
اما……………!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!…………………..
خیلی برام جالب بود که وقتی به اون لحظه ها فکر کردم ،   یه چیزی کشف کردم درون خودم و اونم یک تعهد و یک خواسته واقعی بود.
بازم جالبه بدانید وقتی به اون لحظه ها فکر کردم متوجه شدم  درسته که من در اون شرایط بودم اما واقعا و واقعا تمام تمرکز و حس من جای دیگری بود و اونموقع خودم متوجه این حالت نبودم و هر روز داشتم به روزهای رانندگی استاد عباسمنش فکر میکردم که در اون شرایط سخت یا اون ماده قطرانی که بعد از تاکسی با آن سروکار داشتند و اینکه چطور  ایشان با استفاده از قوانین الهی توانستند به وضعیت استثنایی برسند و دائما به فایلها گوش میکردم و اینکه شرایط خوبی آنجا نبود باعث شده بود که من شنیدن لحظه ای صدای استاد عباسمنش   و قوانین  وابـــــسته بشم و به نظرم آن مشکل باعث شده بود من به فکر بیرون آمدن از آن شرایط را در خودم داشته باشم.(ان مع العسر یسرا.)
واقعا من در شرکت بودم اما انگار روح من آنجا نبود با اینکه میدیدم شرایط رو و ناراحتیهایم لحظه ای بود چرا که حواسم جای دیگری بود و اصلا دوست داشتم جای دیگری می بودم و این را در آن لحظه که استاد سوال را خواندند و من به فکر فرو رفتم این را متوجه شدم که اون روزها را در این حالت سپری کردم که شرایطم الان خوب شده    نه نه   خوب نشده    بلکه     فــــــــــوق العاده شده.{خدایا شکرت بخاطر همه چیز ،  خدایا به استاد هر چه که میخواهد به بهترین حالت اعطا بفرما.   آمین}
و با توجه به این موضوع که من شرایط این دوست عزیزمان را درک کرده ام میخواهم بگویم چیزی که باعث شده بود من کانون توجهم را به روی خواسته ها و آیندم بذارم یک        تـــــــعهــــــــــد        واقـــــــــــــعی   بود که پای این تعهم ایستادم و مداومت بخرج دادم.
دوستان تعهد من واقعا ، یک تعهد واقعی بود.
دوستان واقعا و واقعا و واقعا میخواستم که شرایطم رو تغییر بدم و دائما به آینده ای مثبت فکر میکردم با استفاده از قانونی که قبولش کرده بودم و به آن ایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــمان    داشتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
که حتما وضعیت به این شکل نخواهد ماند و حتما تغییر خواهد کرد و بقول استاد (منتظر روزهای خوب که بعد از روزهای خوب میآیند بودم)
باور کنید دوستان تا به حال اینقدر احساسم نسبت به خودم ، به جهان ، به خدای عزیز ودوست داشتنیم ، به استاد عباسمنش و به همه عالم اینقدر خوب نبوده .   واقعا خدایم را بخاطر این احساس خوب شکر گذار هستم و امیدوار هستم که همه این احساس و بلکه بالاتر از این احساس را تجربه کنند چرا که فوق العادست .  دوستان داشتن احساس خوب واقعا فوق العادست.
بنظرم جواب من یکی از کاملترین جوابها هست و این رو هم میدونم دوستان بسیار ی هستند که فوق العاده جوابهای خوبی میدهند اما یک نکته هم وجود دارد که من     اقــــــــــــــــــــدام  کردم و خودم این مورد را تجربه کردم .
پرودگارم شکرت.
خدایا برای این دوست عزیزی که با این مسائل روبروست و برای استاد عباسمنش و گروه عزیزشان و همه عباسمنشیها و برای همه دنیا بهترین ثروت ، سلامتی ، شادابی و سعادت در دنیا و آخرت را خواستارم چرا که تو بینهایت توانمند و بخشنده میباشی.
سپاسگذارم.
 
 

ارمان مشایخی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلام به برنده ای که هنوز مشخص نشده تبریک میگم …اول اینکه تغییر فرکانس یک شب رخ نمیده بعد یه وقتای هم هست که طلبکارا زنگ نمیزنن ایشون میتونه با فکردن به جنبه های خوب زندگیش مثل خانواده سالم و شکر گذار بودن کم کم میتونه از شر افکار منفی رها شه

کیوان قاسمیان پاسخ داده شده در 3 سال پیش

باسلام
۱-بااین باورکه هراتفاقی به نفع ماست به این اتفاق میمون که سکوی پرتاب شما به سمت خواسته هایتان است نگاه کن
۲-از فکرکردن , صحبت کردن ,  تحلیل عواقب بد , سرزنش کردن خود , شریک , دیگران و توجهات منفی   دوری کن
۳-بطور کلی در تضادها با تغییر زاویه دید به احساس خوب برس
۴-فقط به نکات مثبت آن توجه کن , فقط و فقط مثبت.
۵-در صورت غرق شدن نکات مثبت درهجمه افکار منفی به محض شکار لحظه ای مثبتها به آنها توجه کن
۶-اگر شکار نکات مثبت در این بحران برایت سخت است به داشته های خوب دیگر خود در زندگی توجه کن مثل همسر خوب , سرپناه خوب و یا حتی هوای خنک صبحگاهی و از این جنس داشته های خوب تا کم کم نکات خوب بحران برایت پدیدارشود تابتوانی به آنان توجه کنی
۷-دائم شکرگزاری کن
۸- سپس  کائنات نکات خوب را برای شما زیاد میکند و آرام آرام حالت خوب و خوبتر میشود(احساس خوب اتفاقات خوب)
۹-پس با عبارات تاکیدی مثبت و سوالات مثبت وتجسم نتیجه دلخواه بدون در نظر گرفتن چگونگی راه آن منتظر معجزه باش
۱۰-حال تو به وظیفه خود عمل کردی پس به خدا بگو تا اینجایش با من بقیه اش با تو وبا اعتماد واقعی به قدرت خداشاهد و تسلیم باش
۱۱-تاکید میکنم با اعتماد واقعی به خدا.مجددا تاکیدمیکنم اگراعتمادبدون شک وشبهه داشتی و به نتیجه نرسیدی هر چه خواستی نثار من کن 
۱۲-پس از رخداداین معجزه الهی وثبت آن در دفتر معجزات زندگی ات شکرگزار خداوند بزرگ باش که به پاس قوانین  او از این بحران به سمت خواسته های بزرگ خود هدایت شدی به شرط آن که به نقاط ضعف خود که باعث این بحران شد پی ببری ودر صددجبران آنها برایی
۱۳-بقیه فایلهای قوانین آفرینش را تهیه و با ایمان کامل به آنها عمل کن , فقط با ایمان کامل

نوراله علیزاده پاسخ داده شده در 3 سال پیش

با سلام من این لحظه ها رابه شکلی دیگرتجربه کرده ام وقتی از زمین و زمان، از اندرونی خانه تا خیابان حس منفی به تو می دهندپس از لحاظ ماهیتی فرقی با طلبکار ندراند به نظرم مهم حفظ خونسردی وایمان داشتن با تمام وجود که می توان ازاین مانع عبور کردو اینکه خدامرافراموش نمی کندازصمیم قلب گفتن و آمدن از خود بیرون و توانایی های خودرادیدن و سپس مشکل رابه چندبخش کوچک تقسیم کردن بهترین راه می باشد

پریسا کریمی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلام بر استادو کارکنان گروه عباس منش ولی اعضای سایت
دوست گرامی شما باید فقط به نکات مثبت توجه کنی و با ایمان کامل مابقی را به خدای بزرگ جهان هستی بسپار
به طور قطعی نتیجه میگیری

مسعود یزدی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

به نام خداوباسلام خدمت استادعزیزوخانواده بزرگ گروه تحقیقاتی عباس منش                                             کوتاه درموردسوال دوست عزیزمان میخوام تجربه شخصی خودم رو عرض کنم که تازه البته بصورت درونی بهش رسیدم وباورش کردم وبهش ایمان اوردم ومطمئن شدم.واون اینکه تمام مواردموفقیت درهرزمینه ای چه اموزش ویادگیری وکسب اصول وتکنیکهای موفقیت وقوانین موفقیت و…وچه اجرای عملی وکامل انها وبوجوداوردن حتی تمایل ودوست داشتن اولیه واشیاق وچه درادامه مسیرداشتن استقامت وپایداری وچه درادامه داشتن عشق و ثبات قدم همیشه ودرهمه حال علیرغم هراتفاقی که افتاده باشه وهرحس وحالی که داشته باشم ازخداوند مهربان قادرمطلق هستی درخواست کمک کنم که هم شامل راهنمایی ونشان دادن راه ومسیردرست است وهم دادن قدرت وتوانایی عمل واجراست وبه این درک رسیده ام که برای همه چیز حتی عوض کردن حالم وبدست اوردن حس خوب وعالی واصلاح ودرست شدن شرایط درونی وبیرونیم ازخداوندکمک بگیرم حتی توان سپردن وتوکل به اوواینکه من فقط کارهاومسئولیتهای خودم روانجام بدم ودرکل جواب من اینه که:فقط خدا.امادرادامه یک نکته بسیارموثر برای من تماس باادمهای موفق بوده حداقل کارم سرزدن به سایتهاشون یاشنیدن یاخوندن داستانهای زندگیشون بوده یابه قول استاد داشتن یک الگوخیلی مهمه که باعث تشویق بیشتر وامیدوانگیزه بیشتر برام بوده.برای همه دوستان بخصوص دوست گرامیمون ارزوی موفقیت وسربلندی میکنم.                                                

گروه تحقیقاتی عباس منش عضو سایت پاسخ داده شده در 3 سال پیش

با تشکر از همه دوستان گرامی که سخاوتمندانه، آگاهی ها و تجارب خود را در پاسخ به این سوال ارائه داده اند.
زمان این مسابقه به اتمام رسید و به زودی برنده مسابقه اعلام خواهد شد
 

عیسی مهربان پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلام دوستان عزیز من  با بدتراز این هم سرکار داشته ام فقط راحت راحت راحت باشیم زمانی که راحت باشیم آن موضوع از سر راهمان برداشته میشود امتحان کنید ونتیجه بگیرید

صبا جوکار پاسخ داده شده در 3 سال پیش

به نام خدایی که در این نزدیکیست
استاد عباس منش عزیز و دوستان گرامی سلام
امروز که این سوال رو توی سایت خواندم به یاد آوردم که تاکنون بارها و بارها ناخواسته هایی در زندگیم اتفاق افتاده و در زمانهای سختی و مشکلات به دنبال این بوده ام که چگونه مشکلم رو حل کنم و آرامش یابم؟
چگونه است که شادیها را با یادآوری غمها یمان نابود نمی کنیم اما در غم تلاشی برای شاد بودن نمیکنیم؟ مگر نه اینکه ما خلق شده‌ایم که زندگی کنیم و زندگی کردن جز با شاد بودن میسر نیست؟ مگر نه اینکه خداوند مهربان در قرآن فرموده: بعد از هر سختی آسانی است و بالاتر از آن با هر سختی آسانی است؟
پدر عزیز ایمان داشته باشید سنگی که بر سر راه خوشبختی شما قرار گرفته بسیار کوچکتر از همت و توان شما برای برداشتنش است، مشکلتان را روی کاغذ بنویسید و تا آنجا که امکان دارد آنرا به مشکلات کوچکتر تقسیم کنید خواهید دید که حل این مشکلات کوچک بسیار آسانتر است.
شاکر باشید که می دانید لیاقتتان بیشتر از این است و این یعنی آغاز و آغاز همیشه سخت ترین مرحله است، شادی و ایمان را از خود شروع کنید و بین خانواده تان گسترش دهید با یادآوری که خداوند مهربان در قرآن می فرماید تعداد اندکی متذکر می‌شوند. یادآوری را از صفحه گوشی همراهتان، از آلارم بیدار باشتان، از داشبورد ماشینتان، از وایت برد شرکتتان و از میز کارتان با نوشتن ان مع العسر یسرا و جمله های شاد شروع کنید و لحظاتتان را هرچند کوتاه با بودن در کنار همسر عزیزتان، فرزندان دلبندتان و نوه های شیرین زبانتان شاد کنید و ایمان داشته باشید که خداوند به شادیتان برکت می‌دهد و اجازه ندهید که مشکلات کاری خلاء ای در روابط خانوادگیتان ایجاد کند و بدانید که خواستن بتنهایی کاری از پیش نخواهد برد، برخاستن را هم ضمیمه اش کنید.
یقین دارم که با یاری خداوند بزودی مشکلاتتان حل خواهد شد و شما هرگاه به یاد می‌آورید که چگونه راه حل را پیدا کردید لبخند شادی بر لبانتان نقش خواهد بست و ما را در تجربه خودتان شریک خواهید کرد.
عزیزان شاد باشید و التماس دعا.

بابک بهمنی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

 سلام دوست عزیز؛
اگر بخواهیم دوچرخه سواری رو یاد بگیریم نمیتونیم اول حفظ تعادل رو و بعد رکاب زدن رو یاد بگیریم! چون این دو همزمان اتفاق می افتند و تا زمانی که تو رکاب نزنی و حرکت را آغاز نکنی تعادل ممکن نخواهد بود….
موضوع اینه که خیلی از ماها تا بحال تلاش می کردیم تا وجدان خودمون رو راضی نگه داریم و با تلاش و تقلا( ی فکری یا جسمی) خود را مستحق موفقیت و آرامش کنیم، درحالی که تحصیل ، بدست آوردن و تصاحبی در کار نیست و هرآنچه حاصل می شود خداوند و کائنات بواسطه جنس و مغناطیس وجود تو برایت فراخوان میکند…
به تک تک موهبت های زندگی مون که نگاهی بندازیم میفهمیم که یه جورایی همه شون انگار “به سراغمون اومدن” و “حاصل” شدند بواسطه لیاقت و سزاواری و توجه و درخواست و حرکت بسمت اون موهبت ها و اهداف.   اما زمانی که قلق بازی رو بلد نباشیم تصورمون این خواهد بود که باید دوید و تلاش کرد… تقلا و تحمل مصائب ادم رو به خواسته هاش میرسونه، درصورتیکه ابدا اینطوری نیست، بخواه، منتظر و آماده باش ، و شک نکن بموقع سرو کله ش پیدا میشه….
داستان ایمانه… اونی که ایمانش کمتره بواسطه فضای دغدغه و ترسی که در وجودشه همش فکر میکنه باید کاری بکنه و وقتی هم میبینه که کاری از دستش ساخته نیست به خودش میگه: حداقل بی تفاوت نباش! و دل میده به اضطراب…
و برعکس؛ کسی که ایمان داره( به نظم کائنات، عدالت هستی، و حضور سیستمی قدرتمند و دقیق بنام خداوندی) تا اونجا که عملا کاری میشه کرد بصورت موثر وارد عمل میشه و اونجایی که نمیتونه عامل باشه، توکل می کنه،  چون میدونه درحد توان درخودش شایستگی ایجاد کرده برای جذب و دنیا به لیاقتش پاسخ خواهد داد نه به میزان دوندگی ها، یا التماس ها، یا …
در نهایت اینکه؛ وارد عمل شدن بطور موثر، لزوما به معنای ایجاد تغییر در محیط و تلاش های فیزیکی نیست، بلکه بیشتر این عمل موثر ما شامل تشخیص و اصلاح اعتقادات ، حوزه توجهات و جنس فکر های ما ست… چون مرز بین اعتقادات سالم و خرافات و توهمات از یک مو هم باریکتره….

امیر خالدینی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلام میکنم خدمت تک تک خانواده بزرگ و مثبت اندیش خودم
یاد مشکلی که واسه استاد عزیزم افتاد بود افتادم و اون هم این بود که فرزندش کوچیکش رو از دست داده بود
خب آیا واقعا سرمایه و نعمتی بالاتر از سلامتی و نعمت عمر انسان در دست داره؟
وآیا شیرین تر از بچه مگه آدم دارایی هم داره ؟
اون هم فرزندی که اصلا بیماری نداشت و ماشالله سالم بود و این اتفاق که غیر قابل تصور بود و بسیار ناگهانی رخ داد میتونه خیلی ها رو نابود کنه 
اما استاد برای حل اون مسئله چیکار کردند؟
گفتند حالا که این اتفاق برایم افتاده چیکار کنم  ، داغونم کرده اعصابم رو بهم ریخته و خیلی پریشونم چیکار کنم که حالم بهتر بشه
نمیتونم که فرزندم رو زنده کنم ؟
چه طوری تمرکزم رو از روی اون مسئله بردارم ؟
اومدن و تمرکز خودشون رو روی مشکل بالاتر گذاشتند
گفتند که اگه فرزند بزرگترم که خیلی باهاش خاطره دارم و خیلی با هم بودیم و با انس گرفته بودیم رو از دست داده بودم چیکار میکردم پس اتفاق میتونه بدتر از این هم باشه
 فرزند کوچیک تر من مدت زمان طولانی باهاشون نبودم ، هنوز خیلی خاطره باهاش نداشتم پس بازم خدا را شکر که مشکل و غم بزرگتری سراغم نیومد
و اومدن با همین روش در اون اوضاع نگران کننده حال خودشون رو از خیلی خیلی بد به به خیلی بد تبدیل کنند و در واقع اومدن حالشون رو یک پله به پایین تر سوق دادن
دوم اینکه 
احساس خوشبختی واقعی رو در چی می بینید؟
شما میلیاردها تومان پول داشته باش اما زنده نباشی و یا سلامت نباشی خب آیا میتونی از پولت لذت ببری
دوست من یه لحظه تصور کن که اگه مبلغ بدهی شما ۱ میلیارد بود چی میشد؟!!!
آیا اوضاع از اینی که هست بدتر نمیشد؟
آیا تعداد طلبکاران بیشتر نمیشد؟
آیا فشارهای روحی و روانی بیشتر نمیشد؟
به طور حتم اوضاع بدتر از این میشد
حرفم اینه که همیشه وقتی با مشکلی روبرو میشیم فورا به خود مشکل نگاه نکنیم بلکه به یک پله بالاتر و یک پله پایینتر نگاه کنیم
نگاه کنیم اگه مشکل بزرگتر بود کارم سخت بود و درسرهام هم بیشتر بود 
و اگه بتونم کمی فقط یکم از مشکلم رو حل کنم کارم یکم آسونتر میشه
پس تمرکز خودتون رو از روی خود مشکل بردارید و بر روی راه حلی بگذارید که اوضاع شما رو کمی بهتر میکنه
و نکته دیگه اینکه قرار نیست ما مثل آدم آهنی رفتار کنیم
، قرار نیست قلب ما از سنگ باشه و در برابر مسائل و مشکلات گریه نکنیم و یا بهشون فکر نکنیم
بلکه هدف ما اینه که در اون مشکل و غم گیر نکنیم و اسیرش نشیم 
 
سوم اینکه :
هدف خود را جابه جا کنید
به جای اینکه هدف و تمرکز خودتون رو گذاشتین رو بدهکاری و پاسگاه و … که چطور اون ها رو بر طرف کنید بر عکس عمل کنید
اون رقم بدهکاری رو به عنوان رقمی در نظر بگیرید که قراره بهش برسید و خلقش کنید و از اون لذت ببرید به عنوان یک هدف درآمد مالی بهش نگاه کنید
رفتن به دادگاه و غیره را یک کار اداری در نظر بگیرید
اینطوری حس بهتری نسبت به مسائل پیش رو خواهید داشت
چهارم :
راه حل خدا برای مشکل شما
خداوند در جای جای قرآن همیشه هر جا کلمه نماز رو می بینید صبر هم در کنار و یا ادامه اون آورده
فلسفه نماز : آموزش و مرور  قوانین الهی برای موفقیت در تمام جنبه های زندگی می باشد
فلسه صبر : اجرایی و دستیبابی به این موفقیت ها نیازمند گذر زمان است
و جالب است که در لغت فقه عرب کلمه نماز را به ماه تشبیه می کنند و کلمه صبر را به خورشید
در واقع ماه هیچ نوری از خود ندارد و نور خود را از خورشید می گیرد
و چه جالب خداوند میخواهد بگوید : که این آموزه ها ، این قوانین و این موفقیت ها بدون وجود صبر امکان پذیر نیست 
پس در هر شرایطی از زندگی که قرار دارید ، بدانید که دقیقا باید در همین جا و در همین زمان باید  باشید ، و همه چیز درست است
اما این جایگاه شما همیشگی نیست و شما به جایی خواهد رسید که باورش دارید 
اگر باور دارید که از مرحله عبور می کنید و روزهای خوش هم فرا می رسد پس بدون شک همان خواهد شد همانند تمامی پیامبران که رزوهای سخت رو پشت سر گذاشتند و وعده و امیده های خداوند طلوع کرد
و اگر باور دارید که نمی توانید از این مرحلع بگذرید و به روزهای بدتر فکر میکنید همان خواهد شد
این یک قانون است : منتظر هر چی باشی همان را دریافت خواهی کرد
 
به خداوند اعتماد داشته باشید و بر او توکل کنید
پنجم :
 
در کلاس درس خداوند حضور دارید 
جایگاه شما الان از خیلی ها بسیار بسیار بالاتره
شما توانسته اید رقم های بزرگ میلیونی رو لمس کنید و باهاش کار کنید این یعنی ۱ امتیاز مثبت  که خیلی ها نتونستن
پس بدون شک میتونید از این مسئله به راحتی با سربلندی و پیروز بیرون بیاین
و وقتی که پیروز بشین یک تجربه و درس بسیار خوبی خواهید گرفت و توانایی و موتور قدرت شما از قبل قویتر خواهد شد و دیگر هیچ مسئله ای که درآینده ممکنه پیش بیاد شما رو نگران نخواهد کرد
 
هر کجا دردیست دوا آنجا رود        هر کجا فقری نوا آنجا رود           هر کجا مشکل جواب آنجا رود
مطمئن باشید و ایمان داشته باشید که بلاخره راه حل خواهد آمد
پس از امتحان خدا نمره قبولی بگیرید
 
و  ششم نکته پایانی
خودتان را با خدای درونتان هماهنگ کنید
هر چه به خدای درونتان نزدیک تر باشید آرامش بیشتری را دریافت خواهی کرد و خداوند خود وارد عمل خواهد شد
هر چه از خدا دور تر باشید به شیطان ملحق شده اید و غم و اندوه و ترس که اسلحه شیطان است بر شما چیره خواهد شد
موفق باشید دوستدار شما
ایوب زیوری

سیدعلی علوی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلام به شما دوست عزیز و تمامی دوستان عزیزه خانواده صمیمی گروه تحقیقاتی عباس منش
دوست عزیز تمامی دوستان جوابهای کاملی رو به سوالتون دادند شاید چیز جدیدی نتونم بگم ولی لازم دونستم موضوعی رو بگم که خودم باهاش درگیرم و اون بزرگترین نعمت خداست به اسم سلامتی
دوست عزیزم شما با همه مشکلاتی که دارید و بنده خودم سال ۸۹ با اون درگیر بودم بهتون باید بگم سعی کنید در تمامی روز حتی وقتی کسی داره حضوری یا تلفنی باشما بحث میکنه برای طلبش حس خوبه درست شدن تمامی کارها و مشکلات رو تو ذهنتون مرور کنید و سعی کنید اینقدر مشکلات رو کوچیک و حقیر بشمرید که کم کم ملکه ذهنتون بشه و در کنار کوچیک شمردن مشکلات قدرت ایمان بخدا رو تقویت کنید و این موضوع رو که خدای بزرگ با همه قدرتش آماده ی کمک بشماست رو تو ذهنتون مرور کنید بعداز همه ی این تلقین های مثبت شما باید بابت سلامتی جسمی و تک تک نعمتهایی که خدا بهتون داده از خدا سپاسگذار باشید و توصیه میکنم کتاب معجزه سپاسگذاری رو از سایت تهیه و گوش و بهش عمل کنید وقتی به مواردی که گفتم عمل کنید در طول روز دیگه وقتی براتون نمیمونه که بخواید به موارد منفی فکر کنید و در کنار تمام این موارد راههای عبور از این بحران رو بررسی کنید و بهترین مسیر رو انتخاب و اجرا کنید ضمنا راز و نیاز با خدا و خوندن نماز شب و سپاسگذاری از خداوند بزرگ در دل شب و در حالت سجده واقعا معجزه میکنه که من خودم این موضوع رو تجربه کردم در پایان ضمن آرزوی بهترین ها برای شما دوست عزیز از استاد عباس منش بخاطر طرح حرفه ای این موضوع که باعث ایجاد پاسخ های عالی میشه سپاسگذارم

یگانه قادری پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلام دوستان
من کلاس نهم هستم و امسال باید برای رفتن به مقطع بعد مدرسه ام را عوض میکردم.خب من در یکی از بهترین مدارس اصفهان درس خوندم و بهترین دبیرستان ها رو هم برای سال آینده م در نظر داشتم.با وجود این از بهترین دانش آموزان بودم در تمام آزمون ورودی ها رد شدم و فقط در یکی از موارد جزو رزروی ها بودم که اصلا فکری روش نمیکردم.فقط آزمون نمونه دولتی مونده بود در حالی که همه از تعطیلات لذت میبردن من شبانه روز درس میخوندم امتحانم رو خوب دادم و حتی این اطمینان رو به خونواده م دادم که قبول میشم در یک هفته باقی مونده تا اعلام نتایج بسته هدفگذاری رو تهیه کردم و حتی به من الهام شد که نگران نباش حتما موفق میشی و من شروع به نمازخوندن کردم و ارتباط قوی تری با خدا به دست آوردم و درحالی که سرشار از احساسات خوب بودم نتیجه منفی اومد و من قبول نشدم  ایمانم رو داشتم از دست میدادم به در بسته رسیده بودم نهایت تلاشم رو کرده بودم و حتی مادرم گفت اگه تو قبول نشدی پس کی قبول شده  با نارضایتی ایمیلی فوق العاده طولانی برای استاد نوشتم و آخرش نوشتم چی کارکنم همون موقع حسی به من گفت اینو از خدا بپرس و من تمام متن رو پاک کردم در نماز باخدا گفت و گو کردم و اونقدر خوشبخت بودم که خدا نگذاشت ایمانم رو از دست بدم و گفتم هدف من نزدیک شدن به توست این تاثیری در هدف والای من نداره پس اهمیتی نداره من این دنیام رو به تو میسپارم میدونم که در دنیا و آخرت من رو سعادتمند میکنی
به طرز عجیبی در همون مدرسه ای که رزرو شده بودم انتخاب شدم و حتی من به ریاضی علاقه داشتم اما خونواده م نمیخواستن اما بازهم به طرز عجیبی تنها گزینه ریاضی برام موند
به نظر من تنها چیزی که در مواجهه با مشکلات مهمه اینه که مطمئن باشیم خدا کمکمون میکنه نه از راه هایی که ما  میشناسیم فقط باید بدونیم آخرراه نیست و خودمون رو با جریان زندگی همراه کنیم مطمئنا در وقتش بهمون الهام میشه که چی کار باید بکنیم و اتفاقات به طور شگفت انگیزی رخ میده فقط ایمانتون رو از دست ندید

ابوالفضل زارع پاسخ داده شده در 3 سال پیش

با سلام و احترام خدمت استاد محترم و دست اندرکاران گروه ایشان و همچنین کلیه اعضاء گروه ، پاسخ سئوال مطرح شده به شرح ذیل ارائه می گردد :
۱- در ابتدا برای حل هر مشکلی لازم است مسئولیت مشکل پیش آمده را بپذیریم ، چرا که وضعیت فعلی زندگی ما محصول افکار و عملکرد گذشته خود ماست و در این رابطه هیچ کس مقصر نمی باشد. وقتی خودمان را مسئول مشکلات خودمان بدانیم ، در واقع مشکل را در درون خودمان دیده ایم و از آنجائیکه توانایی تغییر خودمان را داریم ، در نتیجه می توانیم مشکل را حل کنیم.
۲- در قرآن کریم در سوره انشراح خداوند می فرماید : « إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا» یعنی با هر سختی آسانی است. یعنی اگر مشکلی پیش می آید راه حل آن نیز در داخل همان مشکل وجود دارد. یعنی بطور همزمان راه حل آن نیز وجود دارد نه اینکه پس از هر سختی و یا مشکلی راه حل آن بوجود آید.
۳- در چنین مواقعی اگر واقعاً با خداوند خلوت کنیم و از او بخواهیم ما را هدایت کند و بر او توکل کنیم، قطعاً خداوند ما از بن بست نجات می دهد. یک حقیقت بزرگی که در این دنیا وجود دارد این است که هر کسی که باشی و هرکاری که می کنی وقتی یک چیزی را از ته دل خواسته باشی ، خواسته تو در روح جهان متولد می شود و نیروهای این جهان روح و اراده ما را آماده می کند و سرتاسر کیهان دست به دست هم می دهند تا خواسته تو را بوجود آورند. وقتی از ته دل از خدا خواسته باشیم و امید به برای حل مشکل داشته باشیم و نگران نباشیم و غر نزنیم ، و هر کاری که از دستمان ما بر می آید انجام دهیم به تدریج مشکلات حل خواهند شد. هر مشکلی در این دنیا راه حل دارد و با امید و توکل به خدا و صبر برطرف خواهد شد«انَّ اللّهَ مَعَ الصّابِرین».
۴- در خصوص حل این مشکل بهتر است با برگزاری جلسه ای حضوری با تمام طلبکاران و حتی الامکان با حضور برخی افراد معتمد و باصطلاح ریش سفید با بیان صادقانه مشکل پیش آمده ، از آنها درخواست کنیم مهلتی بدهند و پس از کسب توافق با آنها هر کاری که از دستمان برای حل مشکل بر می آید انجام دهیم. به هر حال طلبکاران نیز انسان هستند و وقتی از روی صداقت با آنها حرف بزنیم ، شرایط را درک می کنند.
۵- نکته مهم اینکه در هر شرایطی از زندگی لازم است شکرگزاری خداوند را داشته باشیم. چه بسا در این مشکل نیز فرصت هایی نهفته باشد که بعدها متوجه آن شویم. شاید راه را اشتباه رفته ایم و الان این تضاد که پیش آمده لازم است مسیر دیگری را انتخاب نماییم.
۶- آنچه که باعث ایجاد احساس خوب در شرایط سخت می شود ، داشتن امید و توکل به خدا ، روحیه شکرگزاری و توجه به نعمتهایی که از آنها بهره مند هستیم. چرا که در این حالت ذهن ما درگیر ناراحتی و مشکلات نمی شود و به عبارتی ذهن انسان باز و شکوفا می شود و همراستا با روح انسان قرار می گیرد و از آنجائیکه روح انسان با منبع اصلی کائنات در ارتباط است به راحتی می تواند راه حل های حل مشکل را ارائه نماید.
با احترام – ابوالفضل زارع – ۲۷/۴/۹۵

آرمان شریفی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

به نام آفریدگار هستی

با سلام خدمت استاد عزیز و دوستداشتنی و همه دوستان گلم

ممنونم از استاد که این سؤال رو انگیزشی کرد که من چند روز خوب فکر کنم وممنون از دوستمون به خاطر سؤالشون.

همه ی ما در این خانواده میدونیم باید در هر لحظه سعی کنیم احساس خوبی داشته باشیم تا از جنس اتفاقات خوب بیشتر ببینیم ولی دانستن بدون عمل کردن بی فایده است و دانستن با “ایمان” داشتن فرق دارد و باید ایمان خود را راسخ کنیم با تکرار و تمرین.(جملات تاکیدی،تایید کردن نشانه ها ،دیدن خیریت هر موضوع و…)(فایل “چگونه ایمان راسخ بسازیم”).اگر به “ایمان” کامل برسیم مدام سعی میکنیم با توجه کردن(نوشتن،صحبت کردن و…) تمرکز را به سمت شادی ببریم.اگر به موضوعی “ایمان” داشته باشیم حتما به آن عمل میکنیم.
البته درآن لحظه ای که مستقیم درگیر مشکل هستیم نمیشود احساس خوب داشت ولی خب در زندگی هم در هر لحظه که مشکل جدید پیش نمیآید( کل شبانه روز که طلبکارها زنگ نمیرنند )پس حتما در روز فرصتهای زیادی پیش میآید روی خود و باورهایمان کار کنیم و باید سعی کنیم از آن فرصتها استفاده کنیم؛ باید هر لحظه از هرروز که فرصت هست سعی کنیم احساس خوب به خود بدهیم(به طریقی که حتما آن را مییابیم)

موارد زیر به من کمک میکنه که ایمانم و محکمتر کنم.

قبل از هر چیز همه ی ما مشکلات زیادی رو در زندگیمون پشت سرگذاشتیم ومیدانیم که این دنیا و تمام چیزهای اون موقت هست و یک روز تموم میشه(غم و غصه و…)چون عمر ما یه روز تموم میشه.پس نگران بودن فقط امروز ما رو خراب میکنه و نمیگذارد از نعمت زندگی خوب استفاده کنیم و از خود این سؤال را بپرسیم که نگران بودن چه سودی دارد؟ آیا باعث نمیشود که امروزمان زهر شود وهدر رود و فکرمان خوب کار نکند و ایده های خوب به ذهنمان نرسد و با توجه به قانون جذب اتفاقهای منفی را جذب کنیم.

بیاید دیدگاهمان را آنطور که به نفعمان هست درست کبیم یا به قول استاد ” باورهات رو خودت انتخاب کن و اونایی رو انتخاب کن که کمکت کیکنه و به نفعته”

با اینکه طرفدار فیلم هندی نیستم ولی بعضیاش رو دوس دارم:
چند سال پیش اتفاقی یه فیلم دیدم که تو اون : یه زن پولدار با یه مرد معمولی (هر دو متأهل بودند)همسفر میشند واتفاقات عجیب زیاد میفته و زن همش غر میزنه و مرد میگه “این که مهم نیست” (در صورتی که از دید زن و بیننده خیلی هم مهم بوده)ومرد بدون نق نق کردن سعی به حل اون موضوع میکنه؛خلاصه آخر فیلم معلوم میشه که زن اون مرده فلج هست و برای همین اون همه مشکلا رو میگه” مهم نیس”.

البته مشکل شما کوچک نیست ولی باز هم نباید خود را ناراحت کنید بلکه باید منطقی برای حلش اقدامی کنید..

نمیخوام بگم مشکل عادی هست،بلکه میخوام بگم با تغییر دیدگاه راجع به این دنیا و قانون”بالاتر از سیاهی” (کتاب آیین زندگی اثر دیل کارنگی)میشه کمی خودمون و آروم کنیم.(بدترین حالت مشکلتون چی میشه؟؟ آیا در اون حالت دنیا نابود میشه ؟؟؟)
البته همیشه باید به دنبال زندگی عالی و عالی تر باشیم و از خداوند این رو بخواهیم چون این یک امر طبیعی هست (اون هم در این دنیای پر از شادی)

به نظر من فکر کردن به یک مشکل امری عادی است البته در جهت یافتن راه حل نه در جهت افسوس خوردن و اینکه مدام حال خود و دیگران را خراب کنیم؛ راه حلها را نوشته و یکی را انتخاب کرده (البته مشورت با افرادی که میدانید خیرخواه شما هستند هم کمک میکند) و بدون شک و تردید به آن جامه ی عمل بپوشانیم (البته ممکن است خداوند از راه دیگری مشکل ما را حل کند)و یادمان نرود که”ان مع العسر یسرا”.
هر وقت مشکل به یادتان آمد به خود بگویید این مسأله را قبلا حل کرده ام (حتی میتوان برای خود قسم خورد که این موضوع قبلا حل شده)مگر آنکه راه حل جدیدی به ذهنتان رسیده باشد.

همه میدانیم(قانون جذب و تجربه در زندگی خود و دیگران) نگرانی انرژی منفی میدهد و امروزه از لحاظ پزشکی ثابت شده نگرانی باعث بسیاری از بیماریهای جسمی و روحی میشود پس سعی کنیم شاد باشیم “بخندیم” و …

اگر تمام شب در حسرت از دست دادن خورشید گریه کنی،لذت دیدن ستاره ها را از دست خواهی داد.

خدا را شکر که شما باور دارید که مشکتان حل میشود که همینطور هم هست پس برای حل آن اقدام کرده اید؛ پس مشکل شما مدتی طول میکشد تا حل شود در این مدت اگر زندگی را برای خود و اطرافیان زهر کنید بهتر است یا از فرصتهایی که برایتان پیش میآید استفاده کنید(اگر ذهنتان درگیر باشد خوب نمیتوانید فکر کنید)
با تکرار اینکه نگرانی دردی را از شما دوا نمیکند و فکر منفی نتیجه منفی میدهد و فکر مثبت نتیجه مثبت،کمکم به صورت خودآگاه از فرصتها برای “خوب کردن حالتون” استفاده میکنید.

شما به یک تضاد رسیدید که خوسته هاتون رو واضحتر کرده و تجربیاتی به شما داده.(مثلا از افراد بی اعتبار چک نگیرم یا با دادن تخفیف ،نقدی معامله کنم و…) تجربیاتی که به دست میآید در ذهن میماند و نیاز به یادآوری ندارد(چون به یاد مشکل میافتید) مانند یک مسأله ریاضی که قبلا آن را حل کرده اید و فقط از نتایج آن خود به خود استفاده میکنید و هر تجربه آموزنده است. گذشته “مرده” پس آن را رها کنید و فردا هم که هنوز نیامده پس امروز و لحظه ای که در آن هستید را فرصت شمارید و در جهت کارهایی که باید امروز انجام دهید از آن استفاده کنید(البته توجه به قانون و قویتر کردن ایمان و احساس خوب فراموش نشود)

همیشه نعمتهایی در زندگیمان هست که باید به خاطر آنها شکرگذار خداوند باشیم (مثلا سلامتی کلی یا جزیی مثلا دست و پا و… یا داشتن دوستان خوب یا خانواده مهربان و… یا داشتن خدایی مهربان که هیچگاه ما را تنها نمیگذارد و…) و سپاسگذاری یک اصل در قانون جذب هست و به شما بسیار کمک میکند که نعمتهای بیشتری جذب کنید(پیشنهاد میکنم کتاب معجزه سپاسگذاری را از سایت تهیه کنید و گوش دهید)

شما باید آرام ،با اراده و مطمین باشید و شاد تا اینطور برای دیگران و مخصوصا دامادتان الگویی موفق باشید اگر مدام فکرتان درگیر مسایل منفی باشد و اعصابتان خراب باشد این انرژی را به سایرین منتقل میکنید و باعث مشکلات ریز و درشت در زندگی خود و اطرافیان میشوید.

باید در هر لحظه از زندگی که فرصت هست به قانون فکر کنیم و احساس خود را خوب کنیم واز زندگی لذت منطقی ببریم و شکرگزار خدای مهربان باشیم و خود را بیشترو بیشتر به طرف مدار مثبت و نعمتهای بیشتر پیش ببریم…

به لطف خداوند مشکلتون زودتر از آنچه که فکر میکنید درست میشود…موفق باشید…

در انتها یه پیشنهاد به استاد عزیز دارم:

انسان یک موضوع را با تکرار و تمرین خیلی خوب یاد میگیرد مثلا اگر جمله ای را با خود زیاد تکرار کند؛ اگر آن جمله دارای آهنگ و وزن باشد یا آهنگی مناسب روی سخنی باشد فراگیری آن عمیق تر میشود.
اگر به نظرتان درست است و با توجه به شرایطی که شما دارید تعدادی از باورهای مهم یا مثلا قانون داشتن احساس خوب را با کمک از افراد سایت یا شاعران و آهنگسازان بتوانید به صورت شعر یا نثر موزون یا نثر همراه با آهنگی زیبا به صورت صوتی در آورید فکر کنم تاثیر زیادی داشته باشد.

از استاد عباس منش بسیار سپاسگزارم

از خداوند مهربان بسیار سپاسگزارم به خاطر تمام نعمت ها واینکه مرا با استاد عباس منش آشنا کرد و مهمترین نعمت تکرار نشدنی و آن هم نعمت “زندگی” است…

مهدی مهدوی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلام به دوسنتان
با سیستم نمرات منفی نمیتوانم کنار بیایم به نظر من یک دیدگاه اگر قوی نباشد خودبه خود نظرات کمتری را جلب میکند. نکته دیگر چه بهتر بود که نظرات مثبت ومنفی را به صورت جدا نشان میدادید تا متوجه میشدیم هر نظر چند دیدگاه مثبت وچند دیدگاه منفی دارد الان یک دیدگاه سی رای مثبت میاورد فردا میشود صفر انگار که هیچ کس این نظر را نخوانده است.

امیر موفق پاسخ داده شده در 3 سال پیش

با عرض سلام خدمت استاد عباس منش
در پاسخ به سوال این دوستمون باید گفت که ما انسانها در یک روزی از زندگی مان توسط خداوند یا با از دست دادن پدر,مادر,فرزند و…یا مشکلات مالی یا به هر شکلی که ما به ذهنمان نمیرسد مورد امتحان قرار میگیریم و اگر از این امتحان ها سر بلند بیرون نیاییم نمیتوانیم به موفقیت های بزرگ دست پیدا کنیم و اگر از مشکلاتی که برای همه ما یک روزی  پیش می آید سربلند بیرون بیاییم و به خاطر آنها سپاسگزار باشیم میتوانیم به موفقیت و ثروت نامحدود دست پیدا کنیم,ایشان میتوانند با مطالعه زندگینامه انسانهای موفق بخصوص آنهایی که با وجود داشتن مشکلات بسیار بزرگ به موفقیت های خیلی عظیم رسیده اند الگو بگیرند و بسیار مقتدرانه به زندگی شان ادامه دهند,و وقتی که میدانید تنها راهش این است و چاره ای جز این وجود ندارد باید به آنها عمل کنید و با قدرت ادامه دهید چرا که اگر این کار را نکنید باید منتظر روزهای سخت و مشکلات خیلی بزرگ تر از این باشید,وقتی که شما میگویید من باور دارم جایگاه و لیاقتم این نیست تا زمانی که این باور رادارید مطمئن باشد که این مشکل و مشکلات خیلی بزرگ تر از این براحتی و به زودی حل میشود.با تشکر از شما به خاطر این سوال که منو به فکر کردن واداشت

محمد محمدی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

اوووووه بعضیا چقدر جواب گذاشتن چه خبره مگه؟ همین اول بگم من براجایزه ننوشتم چون دوستون دارم اومدم راهکار بدم پس میتونید عوض مثبت بهم منفی بدید! شوخی کردم نه مثبت میخوام نه منفیتون ولی بخونید
من اهل مختصر گویی هستم و از نظر من اگه کسی طبق موارد زیر عمل کنه میتونه روی اعصابش واحساس خوب داشتن کنترل داشته باشه
۱٫منطقی عمل کنه!نه احساسی
۲امید واهی به کسی نده وقتی میدونی که تا دوماه دیگه پول دستت نمیاد صادقانه بگو چون فرداش باید جواب پس بد وهمین باعث میشه دروغ بگی و احساس خوبت از بین بره پس میبینی احساس خوب نتیجه کرده های پیشینه
سوم اینکه کاراتونو از هم تفکیک کنید و همه مسایل رو باهم قاطی نکنید چون قاطی کردن مساوی با تشویش ذهنتون و بهترین روش برای این مورد موارد ۴به بعد!!!
چهارم اینکه یه محیط آروم فراهم کنید و یه قلم و کاغذ بگیرید دستتون زیر دستی هم یادتون نره
پنجم اینکه تمام مشکلاتتون رو جدا بنویسید(تفکیک) وبرای هر مورد روبه روش راه حلش رو بنویسید سعی کنید تمیز باشه مثل مشق اول دبستانتون نباشه!
ششم اینکه حتما خونواده تون و خدا وعبودیت هم تو اون مواردی که مینویسین لحاظ کنید
هفتم نداره هرچی که عشقتون کشید بذارید چون بعدش به آرامش میرسین!وپامیشید میرید به خونه و زندگی وکارتون میرسید چون میدونید باید چیکار کنید و مسایل اداری هم هرچقدر براتون زمان برد و حواشی هم رقم خورد از مسیرتون منحرف نمیشید چون مسیر رو برای همیشه نوشتید همیشه خدارو فراتر از اعمال خودتون در نظر بگیرید

پیام ترابی نوید پاسخ داده شده در 3 سال پیش

 
سلام خدمت استاد عزیز و همه اعضای خانواده سایت عباسمنش
همه ما خیلی وقتها حالمون بد میشه به خیلی از این دلیل بیرونی یا درونی که میتونه مالی باشه خانوادگی و دوستی وسلامتی و برای هر مشکل و یا چالشی که برامون بوجود اومده
ولی دید ما مهمه که چطور نگاش کنیم و بتونیم مدیریتش کنیم تا به بهترین وجه ازین حالت گذار (گذرا)عبوور کنیم
میخوام بگم این چالش ها و مشکلات خیلی هم خوبن و حتی بگم عالین اینها باعث رشد ما میشن اگر مشکل و چالش و نقصی در زندگی ما نباشه ما حرکتی نمیکنیم همه میشینیم سر جامون تا آخر عمر..اینها باعث میشه رشد کنیم و بخوایم شرایط رو رشد بدیم و بهتر کنیم و گسترش بدیم اول شرایطمون رو بعد خودمون رو بعد جهان هستی رو..چون جهان با گذاشتن چالش ها سر راه مردم باعث گسترش خودش و انسانها میشه..تا انسانها برای حل این چالش فکر کنن چاره بیندیشند و به راه حل بیانجامدو اینکه هیچ کس در هیچ جای جهان نیست که چالشی و با مشکلی روبرو نباشه نداشته باشه همه چالش و سختی دارند حتی مرفه ترین ها و ثروتمند ترین های دنیا..و جهان وقتی شما مشکلی رو حل میکنی و قوی میشی اتفاقا امتحاناتش و چالش هاشو جهان سختتر و بزرگتر میکنهو به طبع اون پاداش هاشوهم بزرگتر میشه و اگه نخواهیک چالش رو پشت سر بذاریم و حل کنیم و مدام غر بزنیم بگیم چرا نق بزنیم و با همه بخوایم بگیم و دردو دل کنیم و بقولی احساس ترحم جلب کنیم تا وجدانمون راحت شه ما خوبیم شرایط بیرحمه هیچ تاثیری نداره جز اینکه ایون شرایط میومونه و بدتر هم میشه و جهان دوباره و دوباره امتحانش رو تکرار میکنه تا ازش با حس خوب عبور کنی و درسش رو بگیری کامل.
بدونیم وقتی هایی که خیلی سخته خیلی مشکل داریم بدونیم خدامیخواد رشد کنیم
زغال و الماس هر دو از کربن ساخته شدند یکی در شرایط خیلی سخت به عمل اومده یکی سریع از شرایط سخت شونه خالی کرده
دراین مقاله فرصت نیست ولی خودتون مراحل ساخته شدن الماس رو بخونید
ما در دل سختی ها باید به این فکر کنیم بهترین و دلسوز ترین هارو داریم که مارو میبینه و از همه برای ما دسوزتره و از همه بیشتر به فکر ماسترهامون نمیکه اتفاقا برعکس تو آغوششیم این رو ببینیم و حس کنیم ..و باور کنیم در لحظه در سخت ترین شرایط ورق برمیکرده و شما چیزهایی دیگه ای از اون اتفاق میبینید و ابهت اون اتفاق بکل جلوی چشمتون ریخته میشه..امتحان کنید
اگر ما با چالش به صلح در بیایم و باهاش دوست بشیم رهامیشیم ازش و مارو رها میکنه
و میگند اگه میخوای به سرطان غلبه کنی باهاش دوست بشو بدون ی هدیه ای از طرف خداوند به تو داده شده وباهاش رفیقه رفیق شو و قدرشو بدون
دوست من لحظه هایی که تو سختترین شرایطیم و هیچ کس نیست بدون خدا میخواد با خودش تنها باشیم میخواد بطور خصوصی بی هیچ کسی بری سراغش..میخواد تو باشی و اون و بغلت کنه
پیشنهاد میکنم رابطتونو با خدا هر روز بهتر و زیبا تر و عاشقانه تر کنید عاشقانه هر لحظه باهاش ارتبط برقرارکنید حرف بزنید و شکرش کنید
ما وقتی قوانین چالش ها فلسفشون بدونیم آروم میشه ذهن منطقیمون و تو لحظه آروم میشیم
قانونی که در مورد حسهای بد در شرایطس که اتفاقات بد مارو احاطه کردند اینه که همه چیز قدم به قدمه یهو اتفاق نمیفته..پله پله و قدم به قدم ما میتونیم از حس و فرکانس خیلی بد (یئس و ناامیدی و افسردگی یا حس گناه که پایین ترین فرکانس هارو دارن این حس ها و ارتعاش ویران کننده به جهان میدند)به فرکانس بالاتر و یکم بهتر دسترسی داشته باشیم و یکم بهتر بشیم و ما نمیتونیم یهر خیلی متفاوت بشیم باید قبول کنیم این قانون جهان رو همه چیز قدم به قدمه چه توی سلامتی چه توی عشق چه نفرت چه درآمد و همه چیز…نیاز به صبر داره صبری که امید توشه و حس خوب هست که میدونم میشه
نکته اصلی:و تو شرایط سخت لحظاتی هست که کمتر اذیت میشیم طلبکار رفته و یا کتر فحش میشنویم ویا…
تو این لحظات شرو ع میکنیم به کارهایی که حس و حالمون رو خوب میکنهو تمرکزمون رو میخوایم برای دقایقی شده از روی ناخواسته و مشکل برداریم بذاریم بر راه حل و خواسته ها
این اقدامات خیلی در این زمان ها راه گشاست
۱-فیزیک خودمون رو عوض کنیم از یک آدم درمانده به یک آدم موفقو قوی تغییر بدیم مثلا محکم بشینیم محکم راه بریم محکم صحبت کنیم یا اینکه محل فیزیکی مون رو تغییر بدیم اگر در محل کار هستیم بریم بیرون یا خونه اگر خونه هستیم بریم بیرون و…با دوستان باشیم بشرطی که به هیچ عنوان از مشکل صحبت نکنیم و دردودل نکنیم..طوری که ازاون مشکل تمرکزمون برداشته بشه(در مسیر میتونیم تجسم کنیم که حل شده با تمام جزییات)
۲-تماس با دوستی قدیمی یا فردی نزدیک و یادآوری خاطرات و گرفتن و دادن حس خوب از اون..باز هم تاکید میکنم موقع تماس به هیچ عنوان دردو دل نمیکنیم نق نمیزنیم غر نمیزنیم و دردو دل هم نمیکنیم فقط از خوبی ها میگیم
۳-تجسم
در لحظاتی که آرومتریم تجسم کنیم تمام شرایط به بهترین وجه حل شده همه چیز برطورف شده شرایط آرمانی رو با دقت ببینیم وبا جزییات تجسم کنیم و اینکه میتونیم ببینیم خواسته ها و هدف هامون رو مدام در تجسممون و هدف هامون رو یکی یکی با امید و حس خوب تجسم کنیم..نکته مهمش اینه که حس عالی پیدا کنیم ته دلمون قنج بره از رسیدنشون کامل حس کنیم بهشون رسیدیم..یادمون باشه چطور شدنش رو کار نداشته باشیم و فقط تجسم کنیم و بقیشو بسپاریم بخدا با امید و حس خوب تجسم کنیم
۴-انجام تکنیکی از ان ال پی بنام هاله سبز..
در این تکنیک مثلا اگه داریم از طرف فحش میشنویم یا چیزی منفی به مامیگه که حال ما تحت تاثیر قرار میگیره اول اینکه مکان رو ترک کنیم اگه نشد تجسم میکنیم هاله ای سبز بین ما و اون هست و هر چی میگه به اون برخورد میکنه و آب میشه ذوب میشه
این تکنیک هم بسیار کارگشاست
۵-تکنیکی بسیار موثرو و جادو بقول کتاب معجزه راندابرن..که همون شکرگزاریست..نوشتن شکرگزاری داشته هامون هر چی که داریم ازبالشمون تا تنمون سلامتی و همه چی..و شکرگزاری خواسته هامون خدارو بندازیم تو رودربایستی طوری که بهمون داده ببینیم و تجسم کنیم و بعدشکرش کنیم با تمام وجو و حسمون..یادمون باشه شکرگزاریمون با تمام حس باشه حس در شکرگزاری بسیااار مهمه.
نکته ای دیگه اینکهاگر نخواهیم به جهان نشون بدیم که خودمون میخواهم حالمون رو خوب کنیم خیلی سخت شرایط تغییر میکنه خیلی سخت
و اگر با تکنیک های بالا حامون رو خوب نگه کنیم یک قدم حالمون بهترمیشه..نخواهیم حالمون یهو خیلی متفاوت شه ..یکم بهتر میشه بعد یکم بیشتر به خواسته ها توجه میکنیم ویا شکرگزاری میکنیم بعد جالمون یکم بیشتر بهتر میشه و همینطور یکم بهتر تا عالی بشه و این روند یکهویی نیست و قدم به قدمه اگه بدونیم این قانون رو صبرمیکنیم و قدم به قدم به سمت خواسته ها و حال عالی پیش میریم
 حالمونو خوب کنیم کم کم جهان به ما فرصت بیشتری برای اینگونه فکر کردن ها و روی خودمون کار کردن ها میده و به دنبال اون فرصت بیشتری پیدا میکنیم برای تغییر باورهامون و وقتی که باور هامون بهتر بشن همه ی اوضاع و شرایط هم تغییر میکنه
با تشکر از شما و استاد عزیزکه با حوصله مقاله من رو خوندید

زهرا علش پاسخ داده شده در 3 سال پیش

 با سلام و عرض ادب خدمت خانواده بزرگ گروه تحقیقاتی عباس منش و استاد عزیزم که چراغی روشن بر مسیر تاریک زندگیم گرفت.
در پاسخ به سوال دوستمان و همه کسانی که در وضعیت مشابهی (مشکلات و شکستهای مالی‌ ، جسمی ، عاطفی یا حتی روحی) قراردارند ، به نظر من باید چند مورد را برای خودمان به صورت عادت در بیاوریم به عبارت دیگر باید همیشه انجامش دهیم که من در خطاب به این دوست عزیزمان می نویسم.
۱- این دوست عزیزمان قبل از هر چیز فایل بسیار زیبا و بسیار بسیار ارزشمند “حزن در قرآن” از استاد که یک فایل رایگان در سایت گروه تحقیقاتی عباس منش است را چندین مرتبه گوش کنند استاد در این فایل در مورد غم و اثرات آن در زندگی و نفی همیشگی آن در قرآن سخن گفته اند. در قرآن بارها تاکید شده است که در بدترین شرایط زندگی در شرایطی که عفت و پاکدامنی ات زیر سوال است یا در حالی هستی که ممکن است فرزندت را از دست بدهی درحالی هستی که مالت را یا پیروزی ات (و همه چیزهای مهمی که در زندگی انسان ها وجود دارد )را از دست داده ای یا در حال از دست دادنش هستی ، غمگین نباش و به خدا توکل کن . توکل . چقدر قدرتمند است این حس توکل به خدا . معجزه می شود وقتی از خدا می خواهیم که خودش راهی جلوی پای ما بگذارد. معجزه می شود وقتی با تمام وجود و یک حس عمیق و واقعی به خدا می گوییم خدایا توکلم بر توست و تنها بر تو امید دارم خودت کمکم کن و راهنمایی ام کن که مشکلم را حل کنم و به آرامش و راحتی برسم. باور نمی کنید که خدا چطور و چگونه از در و دیوار برای شما راه حل می ریزد.
۲- چگونه این غم را از خودمان دور کنیم؟
انسان در بدترین لحظه ها و در بدترین شرایط هم نعمت هایی دارد که می توانست وجود نداشته باشد که این وجود نعمت ها همیشه طالب و مستلزم تشکر از خداوند است. من به این رسیده ام که شکرگذاری قدرت عجیب و خارق العاده ای دارد. به نظر من شکرگذاری مثل پرداخت حداقل نود درصد بهای چیزهایی است که می خواهیم به دست بیاوریم. وقتی پولی را پرداخت می کنیم برای خرید یک کالا ، مطمئن هستیم این کالا به زودی به دست ما خواهد رسید. در مورد شکرگذاری هم من این حس را دارم. وقتی قبل از به دست آوردن چیزی شکرگذاری داشتن آن چیز را می کنیم مانند این است که داریم بهای خریدنش را پرداخت می کنیم. 
خب من یک سوال از این دوستمان دارم : 
دوست عزیز تصور کنید که تمامی بدهی های خود را داده اید و به یک آرامش عالی و وضعیت مالی عالی رسیده اید در این وضعیت چقدر خدا را شکر خواهید کرد؟
واقعا چند بار در روز خواهید گفت خدایا متشکرم . مرسی خدای من . برای این همه نعمت و برای آرامشم و برای ثروتم از تو ممنونم ؟
نگویید روزی صد هزار بار !!!
چون این کار را نمی کنید
دوباره می پرسم : واقعا چقدر و چند بار در روز از ته دل می گویید خدایا شکر ؟؟؟
مطمئنا تعداد و کیفیت این شکر گذاری زیاد خواهد بود. (صد البته که با حس واقعی شکرگذاری و نه فقط به زبان)خب چند بار؟ چهل بار؟ صد بار؟ دویست بار؟ هزار بار؟ چند بار؟ 
هر عددی را که جواب می دهید از همین حالا شروع کن . خدا را شکر کن . به همان تعداد که گفتی و با همان حس واقعی شکرگذاری. واقعا در دلت متشکر باش و تصور کن که همه چیز حل شده است همه چیز درست است همه چیز خوب است ثروت داری بدهی ها را داده ای (یا هر آرزویی که داری) و با سربلندی در میان دوستان و خانواده ات زندگی می کنی به کسب و کارت توسعه می دهی و سعی کن حداقل روزی نیم ساعت (هر چه بیشتر بهتر) این زندگی را تصور کنی و بعد به خاطر داشتنش خدا را شکر کنی. 
یادت نرود به خاطر نعمت هایی که هم اکنون در زندگی داری هم از خدا تشکر کن و بعد ؛
حس این شکر گذاری(شکر نعمت های داشته ات) را با حس آن شکرگذاری (شکر نعمت هایی که آرزو داری داشته باشی) مقایسه کن. هر چه این دو احساس به هم شبیه تر باشند یعنی شما موفق تری و به خواسته ات نزدیکتر شدی.
کم کم ،‌آرام آرام، قدم به قدم احساست بهتر می شود. یادت نرود کم کم آرام آرام این اتفاق می افتد. اما شما در همان بار اول از این بهتر شدن حس و حال و شرایطت یک چیزهایی احساس می کنی . از این “آرام آرام خوب شدن اوضاع” یک مقداری اش را درک می کنی و این نشانه برای آن است که ایمانت و باورت را محکم کنی. 
*** با این کار کم کم تمرکزت خود به خود و بدون هیچ تلاش دیگری از روی بدهکاری و ناخواسته برداشته می شود و روی خواسته است گذاشته می شود و شکرگذاری خواسته ات را مثل یک نیروی مغناطیس قدرتمند به سمت تو می کشد.
۳- در مرحله بعد باید باور کنی و مطمئن باشی و هیچ شکی نداشته باشی که این اتفاق خوب برایت خواهد افتاد شما به این آرزو خواهی رسید شما با انجام این کارها دقیقا چیزهایی را که می خواهی به دست خواهی آورد. باید به این جملات مطمئن باشی و باورش کنی و با ایمان روزهایت را سپری کنی و باوری آهنین برای خودت بسازی. تا اتفاق های ریز و درشت، تماس های تلفنی، حرفهای اطرافیان و همه چیز های دوروبرت نتوانند احساس خوبی را که ساخته ای متزلزل کنند.
سعی کن بهترین لحظه های روزت را برای این کار انتخاب کنی. می تواند آخر شب و اول صبح باشد(استاد عباس منش و بسیاری از اساتید این ساعت را بهترین ساعت می داند.) یا هر موقعی از روز که حال بهتری نسبت به بقیه ساعات روز داری.
من این قوانین قدرتمند را از استاد عزیزم یاد گرفته ام و بارها و بارها به این روش عمل کرده ام و همیشه جواب داده است. 
امیدوارم توانسته باشم چیزی را که خودم درک کرده ام در قالب کلمات برای شما هم خوب توضیح دهم. 
از توجه شما دوستان عزیز به این نوشته ها سپاسگذارم و از استاد عزیزم که زیبایی های جهان و عظمت خودم و خداوندم را به من نشان داد متشکرم.

آینا راداکبری پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلام اول اینکه شما مهمترین قسمت را دارید یعنی احساس ارزش و دارید و فقط باید بخواهید که بشه . و باور کنید که میشه . اول اینکه سپاسگزار چیزهایی باشید که همین الان دارید و بدانید که هر چیزی سر جای خودش است پس این مورد هم باید باشه شما به تضاد این مورد فکر کنید و یک سره به خود بگویید من بسیار ثروتمند است هر لحظه از هر جایی پولهایی کلان به سمت من می آیند. به هر حال در طو ل روز زمانی پیدا میشه که هر چند کم هم باشه بتونید این جملات را بگویید و روی آن حتی چند ثانیه هم تمرکز کنید. به نتیجه آخر این افکار تمرکز کنید و آن احساس را که بعدش دارید در خود بپرورانید.

سمیرا شجاعی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

با سلام
به نظرم بهترین کاریکه میشه انجام داد اینکه اصلا بهش توجه نکنیم و تمرکزمون رو بذاریم روی موارد ثروت آفرینی .من تجربه زیادی در این مورد شنیدم و با توجه بیشتر به بدهکاری روزبه روز بدتر و بدتر می شود اما با توجه به نکات عالی و بی توجهی به بدهکاری میتوانیم روز به روز شرایط را بهتر و بهتر کرد.البته فقط بی توجهی به صورت تنها کارساز نیست به نظرم این بی توجهی همراه با احساس خوب نتیجه داره.تشکر

فرهاد پارسی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلام
میخوام باور خودمو در زمان مشکلات بنویسم
وقتی توو مشکل میوفتم و احساس خوبمو از دست میدم به خودم یاد آور میشم که :
تو زندگی من (همه ما ) هر اتفاقی که میوفته خودم توسط قانون جذبش کردیم، ما باید باور داشته باشیم که هر اتفاقی تو زندگیمون میوفته حاصل افکار ما و فرکانسی هست که ما به کاینات میدیم.
در این صورت مهم ترین چیزی که باید به یاد بیاریم اینه که قانون ۱۰۰% جواب میده و اگه من با افکارم این مشکل رو وارد زندگیم کردم پس میتونم با افکارم این مشکل و از زندگیم بندازم بیرون.
جدای از اینکه تمرینات میتونه حس آدمو خوب کنه، اعتماد به قانونی که شما اونو یاد گرفتی و باهاش زندگی میکنی و اطمینان به نتیجه ای که توسط این قانون میتونی بدست بیاری خیلی میتونه کمک کنه تا پیروزی توو این مشکل رو تجسم کنی و بابتش خدارو شکر کنی و این شکر گذاری هم حستونو خوب میکنه اگر این قویترین قانون طبیعت رو باور کردی.
هیچ وقت یادتون نره که ما شبیه به خالقمون آفریده شده، همون طوری که خدا دنیارو با ذهن خودش خلق کرد ما میتونیم زندگیمونو با ذهن خودمون خلق کنیم.
شرط قانون برای پیروزیه مشکلتون
۱٫ احساستونو به این مشکل و افرادی که باهاشون مشکل دارید خوب کنید، میتونید تمام دلایلی رو که میتونه احساس خوب بوجود بیاره رو بنویسید و در طول روز بارها بخونید( مثلا شما این قانونو بلدید، ابن مشکل فرصت خوبیه تا یه پیروزی بزرگ بدست بیارید، و….)
۲٫ پیروزیتونو احساس و تجسم کنید و بابتش خدارو شکر کنید
قانون زندگی قانون باورهاست
پیروز باشید

شهناز اباذري پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلام خدمت استاد و گروه پر انرژی
بنظرم این دوست عزیز با مراقبه و دعودت کردن خود به آرامش میتواند کمی از تنش خود را کم کند و سپس با ایمان و توکل به خداوند به احساس خوب نزدیک شود و با ایمان و باوری که به خود دارند بتوانند راه حلی برای مشکل پیدا کنن موفق باشید

محمدرضا شبیری پاسخ داده شده در 3 سال پیش

نام  خدا
سلام برهمه
آنقدر می دانم که  هیچ نمی دانم
روند آفرینش = تجسم اش کن- احساس اش کن – دریافت اش کن
 روند وضعیت شما = تجسم بدهکاری و خرابی اوضاع همراه با احساس همگین  وهم فرکانس بااین باور وتفکر نتیجه دریافت وضعیت موجود
 
برادر گرامی  این نکات را رعایت کن تا به صورت تدریجی رود بهتر شدن و موفقیت روشن وروشن تر شود.
 
۱مهمترین قانون احساس خوب برابر با اتفاقات خوب ببین که در این جمله احساس مقدم است بر اتفاقات  
۲ وشما خود مسئول وضعیت کنونی خود هستید با احساسات باورها وافکار خود
امکان ندارد با این روند احساسی بد شما روند و شرایطی بیرونی وعوامل بیرونی تغییر کند وبرای تغییر احساس باید با تجسم خلاق ، سپاسگذاری برای داشته ها ،داشتن تابلو آرزوها وهدف توجه توجه توجه توجه خود را از روی ناخواسته (که برای شما بدهی است) به چیزهایی که اساس خوب به شما میدهد بکذارید  برای این مهم شما توجه خود را حتی از پرداخت کردن بدهی ها نیز بردارید یعنی در طول روز به چگونگی پرداخت فکر نکنید در موردش صحبت نکنید وخلاصه توججججججججججججه نکنیدو توجه خود را به کارها پروژه ها واهداف  آینده قرار دهید ونشانه های   موقت ،به سرعت پدیدار وبا ادامه این روند پایدار وسپس بزرگتر میشود
شما خود باید نکات مثبت هر چند کوچک را نشانه بدانید این نکات کوچک همان توجه به خواسته ها است  که با روند تدریجی این نکات ،که برآیند احساس خوب شماست شما به اهداف خود میرسید( شما خود نور بیافرینید تاریکی خود میرود)وبدانید که در ابتدا درون مقاومت میکند ومیگوید بدهی مردم را باید داد  این حق دیگران را ضایع  کردن است مگه با احساس خوب بدهی هام پرداخت میشه، دامادم داره از شرکت جدامیشه  ونمی دانم که چه افکار دیگری و همه اینها توجه به ناخواسته ها است .
و در اینجا نکته های فصل قدرت و ثروت برگرفته از کتاب قدرت راندا برن را ذکر میکنم  که بسیا یاری کننده برای احساس خوب است .شاد باشید .
نیروی جذاب عشق است که پول ها و سرمایه های جهان را جابه جا میکند.  هر ان کس که عشق خود را نثار می کند واحساس خوبی نسبت به پول دارد ، کهربای عشق میشود.
این تو هستی که تعیین میکنی نسبت به پول چه احساسی داشته باشی. اگر به اندازه کافی پول نداری ، با احساس بد نسبت به پول ، پول را از خود میرانی ، وبا احساس خوب نسبت به پول ، پول را جذب خود میکنی.
عشق نیرویی است جذب کننده که پول را به سوی تو می کشاند. درضمن عشق ، همان نیرویی است که پول را در کنار تو نگه می دارد.
هنگامی که داری قبض ها و صورت حساب ها را پرداخت میکنی ، راهی بیاب تا احساس خوب را در خود بر انگیزی . تجسم کن  این قبض و صورت حسابه  همه  چک هایی ست که دریافت کرده ای. اصلا، سرشارشو از سپاس وامتنان نسبت به آن افراد، شرکت ها وسازمانها ، بابت خدماتی که به تو ارائه می دهند.   
 
هنگامی که پولی به دستت می رسد ، مهم نیست چقدر باشد ، فقط سپاسگذار باش ! واز یاد نبر که احساس سپاس وامتنان  تو افزاینده ی موهبت ها ونعمت های زندگی توست.  
 
هنگامی که بابت چیزی پولی  می پردازی ، احساس خوب داشته باش. احساس نکن که از پول های تو مبلغی کم می شود . در صورت اول ، پول است که به دنبال تو  می اید ودر صورت دوم این توی که مجبوری یک عمر به دنبال پول بدوی.
 از صورت فیزیکی پول به عنوان اشاره و نشانه  ای استفاده کن تا یا آور وفور نعمت و ثروث باشد.قسمت رویی هر اسکناس را روی مثبت ان فرض کن که حاکی از ثروت هنگفت است.هرگاه اسکناس در دست می گیری ، ان را به گونه ای بچرخان که قسمت رویی آن رو به تو باشد.
 اگر حقیقتا  نسبت به موفقیت احاس خوبی داشته باشی ، صرف نظر از این که  موفقیتِ چه کسی   باشد ، موفقیت را به خود سنجاق می کنی!
نسبت به پولی که به دستت می رسد، قدردان باش ، چه سودی که در تجارت  عایدت  شده است یا پولی که حقوق ماهیانه ی توست . کاری کن  تا پولی که به دستت می رسد ، بیش از کار وکالای تو نباشد.  بدین سان ، کار وکاسبی تو رونق می گیرد و پول تو برکت می یابد.
پول فقط یک وسیله است ، وسیله ای در دست تو تا بتوانی  چیزهایی را در زندگی تجربه کنی که دوست شان می داری. نیروی جذب کننده عشق ، شیوه های گوناگون دارد تا چیزهای مورد علاقه تورا به تو برساند . نیروی عشق بلدِ راه ای گونگون است. فقط یکی از این راهها پول است .
تجسم کن هم اکنون در کنار مطلوب و محبوب خویشی ، کاری را انجام می دهی که دوست داری وچیزهای مورد علاقه ات را هم داری. بدین سان ، از عشق بیشتری برخوردار می شوی،تا این که فقط به پول فکر کنی.  
 قشنگی  زندگی در این است که اگر عششششششششق را مقدم بداری ، همه آن پولی که  به آن نیاز داری تا یک زندگی خوب و راحت داشته باشی ، به جانب تو می آید
با انجام همین تمرینات سه جلسه قانون آفرینش استاد می توانید به احساس خوب برسید  وبا ادامه این احساس خوب مسیر برای رشد وکمال تدریجا به شما با نشانه ها الهام می شود

علی قربانی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

به نام خدا .
برای این سوال مواردی در ذهنم هست که آن ها را بیان می کنم؛ امیدوارم مورد استفاده دوستان قرار گیرد:
۱- کتاب« انسان در طلب معنا نوشته دکتر فرانکل» را بخوانید.
این کتاب سال ها پیش در زمان جنگ جهانی نوشته شده است و نسخه پی دی اف آن نیز در اینترنت هست؛ نویسنده کتاب یک دکتر روانشناس بود که در جنگ جهانی به همراه خانواده اش اسیر می شود. او این کتاب را در حالی نوشته است که در بدترین شرایط زندگی اسارت به سر می برده است. از خانواده اش که در دست دشمنان اسیر بوده بی خبر است. در آن کتاب شرایط زندگی رخوت انگیز را در ایام اسارت بیان می کند که چه بر سر اسیران می آید. از گرسنگی هایی که روزها باید تحمل می کردند از کارهای اجباری… اون این کتاب را در آن شرایط نوشته است. شرایطی که خودش هم، با گوشت و پوست در حال تجربه کردن آن بوده است. با وجود آن همه سختی، با وجود آن که هر روز تعدادی از اسرا به خاطر شرایط وحشتناک اسارت جانشان را از دست می دادند، اما او از شادی های کوچکی می گوید که در همان موقعیت در اردوگاه اسرا وجود داشت. از شوخی هایی که انجام می شد و لبخند را بر لب اسرا می آورد. از فکر های خوشایندی که برای دقایقی هر چند کم، غم و رنج های انسانی را از یاد می برد. در آن کتاب فرانکل بیان می کند در بدترین شرایط هم، دلیلی و معنایی برای زندگی هست. دلیلی برای شادی هست. دلیلی برای از یاد بردن غم هست. و البته بسیاری بودند که تاب آن شرایط را نیاوردند ولی آن هایی که راهی برای شاد زیستن پیدا کردند توانستند از آن مهلکه به در روند. او از زندگی در شرایط وحشتناک اسارت صحبت می کند. و اگر در آن شرایط نیز راه هایی وجود دارد برای از یاد بردن مشکلات و رنج ها، پس مطمئناً در شرایط زندگی های معمول ما دلایل بسیار بیشتری برای شاد بودن وجود دارد. دیدن یک دوست، رفتن به یک تفریح کوچک مثل استخر یا پارک، دیدن یک برنامه طنز، خواندن یک کتاب، دیدن یک فیلم یا هر کار دیگری می تواند برای لحظاتی غم ها و رنج ها را از ما دور کند و این شروع خوبی است.
۲-«کتاب موفقیت نامحدود نوشته آنتونی رابینز» را بخوانید.
در کتاب موفقیت نامحدود، آنتونی رابینز می گوید: ما برای اینکه افکار منفی را از ذهن خود دور کنیم؛ نمی توانیم به آن ها فکر نکنیم یا آن ها را از ذهن خود دور بریزیم، کاری که ما باید بکنیم این است: افکار و کارهای جدیدی پیدا کنیم و انجام دهیم. در واقع باید افکار منفی را با افکار مثبت جدید، جایگزین کنیم. اگر ما بنشینیم و بگوییم به افکار منفی فکر نمی کنم، محال است بتوانیم از شر آن رها شویم. تنها با مشغول شدن به یک فکر و یا کار سرگرم کننده است که می توانیم آن را از یاد ببریم. حتی این فکر سرگرم کننده، می تواند فکر کردن به راه حل های احتمالی مسائل موجود باشد. پیشنهاد می کنم برای اینکار قلم به دست بگیریم و تک تک راه حل ها را بنویسم. شاید بگویید ما اغلب این کار را می کنیم. شاید؛ اما آنچه من خود قبلاً انجام می دادم این بود: مدام در ذهن خود، دنبال مقصر می گشتم؛ همواره خودم را سرزنش می کردم؛ آه حسرت می کشیدم… و فکر می کردم که دارم راه حل پیدا می کنم. در حالی که داشتم بیشتر در مشکلاتم فرو می رفتم. این کتاب را انتشارات نسل نواندیش چاپ کرده است و نسخه صوتی این کتاب نیز از همین سایت قابل تهیه است.
۳-به تدریج احساس خود را تغییر دهید.
مسلماً نمی شود یک روزه یا یک هفته ای احساس را تغییر داد و به مشکلات فکر نکرد. ما هم همچین انتظاری نداریم. در ابتدا به نظرم، تنها لازم است که بخواهید احساستان تغییر کند و به توانایی خود در تغییر احساستان ایمان داشته باشید. حتی اگر به خود ایمان و اعتماد هم ندارید باز هم اشکالی ندارد. این جمله را به خود بگویید: «من به خود ایمان دارم و احساسم را تغییر میدهم، مشکلات آمده اند که بروند نیامده اند که بمانند و من همه آن ها را پشت سر خواهم گذاشت…» البته جمله ای که به خودتان میگویید حتماً نباید همین باشد… من این را در همین حینی که داشتم این متن را می نوشتم، به ذهنم رسید. شما جمله خودتان را پیدا کنید. هر روز آن را با خود تکرار کنید، مطمئن باشید که بعد از چند روز نتیجه اش را می بینید. اولین نتایج را که دیدید مطمئنا احساس خوبی به شما دست می دهد؛ تنبلی نکنید و ادامه دهید، هر روز با خود تمرین احساس خوب را انجام دهید، حتی شده چند دقیقه در روز؛ اما تمرین را کنار نگذارید. پیدا کردن احساس خوب خیلی ساده است؛ حتی با یک نفس عمیق، نوشیدن یک جرعه آب گوارا، با آرامش و توجه، برای شما احساس خوب را به ارمغان می آورد. می گویید نه؟ همین الان امتحان کنید. در یک جای آرام و ساکت بنشینید و چشمانتان را ببندید و چند نفس عمیق و طولانی بکشید. بعد ببینید احساستان چه تغییری می کند. می توانید آرزوهایتان را بنویسید، شرایطی که دوست داشتید به جای شرایط فعلی داشته باشید. چند خط که بنویسید مطمئنم احساستان دگرگون خواهد شد.
۴- آگاهی خود را نسبت به این دنیا افزایش دهید.
ما یک موجود نامحدودیم در یک دنیای محدود، مطمئناً در این دنیای محدود با تضاد هایی برخورد خواهیم کرد. برای هر کسی نیز ممکن است شرایط ناگوار رخ دهد. این خاصیت دنیاست. دنیا با ما سر جنگ ندارد. و البته اگر بتوانیم دیدگاهمان را رشد دهیم و این جور فکر کنیم که همین تضاد ها آمده اند تا ما را رشد دهند. اگر بدانیم که همین تضادها نشانه هایی از طرف خداوند هستند و آمده اند که ما را به سمت مسیر درست هدایت کنند، مطمئناً احساس بهتری پیدا خواهیم کرد. ۵-به رنج ها و مشکلاتی که در گذشته داشته ایم بنگریم. حالا از آن رنج ها هیچ اثری باقی نمانده است. به بعضی از آن ها که فکر می کنیم خنده مان می گیرد. خودم را در کودکی به یاد می آوردم که چقدر سر چیزهای کوچکی حرص می خوردم و گریه می کردم، و حالا آن ها هیچ اهمیتی برایم ندارد. به ایام کنکوری فکر می کنم که چقدر برایش خون دل خوردم و فکر می کردم اگر دانشگاه قبول نشوم بدبخت می شوم و حالا می بینم که اگر دانشگاه هم نمی رفتم اتفاقی نمی افتاد. و این به خاطر این بود که اطرافیانم اینگونه فکر می کردند. دوستان، ما هنوز هم به نوعی بچه هستیم… اگر آگاهی مان را بالا ببریم، میفهیمیم که حرص خوردن و ناراحتی مسخره ترین و بچگانه ترین کار این دنیاست. با ناراحتی کردن داریم برخلاف جهت جریان پارو میزنیم. غم و اندوه با سرشت ما در تضاد است. اما چرا اندوهگین می شویم؟ ما اینها را از محیط می آموزیم. در مدرسه می آموزیم. ما غم را می آموزیم. ما ترس را می آموزیم… و چون اطرافیان مان همین گونه رفتار می کنند گمان می کنیم تنها راه ممکن همین است. با تغییر رفتار ها ، باورها و احساساتمان، به تدریج اطرافیان ما هم تغییر خواهند کرد. انسان در موقع تولد تنها دو ترس دارد، ترس از ارتفاع و ترس از مرگ( اگر اشتباه نکنم) و بقیه ترس ها را می آموزد. در انتها یک جمع بندی کوچک از آنچه گفته شد می کنم: کتاب انسان در طلب معنا را بخوانید. حتی در بدترین شرایط هم دلیلی برای شاد شدن هست. کتاب موفقیت نامحدود را بخوانید. یک غم به تنهایی فراموش نمی شود. باید با یک شادی جایگزین شود. با شادی های کوچک شروع کنید. حتی چند دقیقه در روز. به غم هایی که در گذشته تجربه کردید و الان فراموش کرده اید توجه کنید. غم هایی که اکنون دارید نیز در آینده همین طور خواهند بود.

زهرا زمانلو پاسخ داده شده در 3 سال پیش

به نام خدا
با سلام و عرض ادب خدمت همه دوستان عزیز و با انرژی گروه
با تشکر از استاد عباس منش عزیز که با آموزش. و در کنار اون سوالات زیبا ذهن رو به چالش میکشن و باعث میشن بیشتر تفکر و تدبر داشته باشیم….
روی سوال فکر کردم و خودمو گذاشتم جای اون شخص….
واقعا سخته، چیکار باید کرد؟؟؟
با کنجکاوی به کتاب قرآن، نقشه راه زندگی رجوع کردم… آیه های “فان مع العسر یسرا” و ” ان مع العسر یسرا”. معنی: با هر سختی آسانی است….۲ بار ذکر شده…
دستورالعمل این هستش که: ۱- ایمان به قوانین لایتغیر الهی( هر انچه می اندیشی و فرکانس ارسال میکنی بازخورد همان خواهد بود. خداوند همه خیر و برکت میخواد برامون.پس اندیشه مثبت تحت هر شرایطی( در شرایط بسیار دشوار باید فقط بمباران افکار مثبت و امید بخش بشه و باورها مدام قویتر بشه) ۲٫ توکل بر خدا اعتماد به خدای صاحب قوانین،خدا به عنوان وکیل خودمون بدونیم…. وکیلمون گفته با هر سختی آسانی هست پشت سر هم این یعنی تاکید صرف…. با ذهن نشانه گردمون میتونیم نشانه های عینی پیدا کنیم: پس از هر شبی، تاریکی، روز و روشنایی هست، روییدن گیاه از خاک تیره،تولد انسان و… در همه اینها بعد از هر سختی آسانی است بی شک.۳- وکیلمون خدا در قرآن فرموده. صبر کنید که خدا با صابران است، این هم مصداق دیگر که وکیلمون خدا بهمون گارانتی داده که آگه صبور باشی من کنارتم و البته پیروزی با صابران است….
نکته آخر اینکه در سوال ارایه شده فرد یک انسان موفقی هستش که به صورت مقطعی دچار سختی شده، پس فرد باید نیم نگاهی به گذشته داشته باشه وصحه بگذارد بر توانا بودنش که با افکار مثبت و فرکانسهای مناسب تونسته به این جایگاه برسه، پس باید مجددا فرکانسهاشو کنترل و بررسی بکنه تاباافزایش فرکانسهای مثبت و درخواستهای قویتر موانع رو از سر راه برداره و باز موفق بشه پس ایمان به خودش رو هم باید تقویت کنه….
باز هم از همه عزیزان که نظر دادند تشکر میکنم و برای همه آرزوی شادکامی و بهروزی دارم….
مانا و سعادتمند باشید.

محمد فراهانی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلام خدمت دوست عزیز همینطور حسین جانِ عباس منش
وقتی سوال شمارو خوندم یاد خودم افتادم چون شرایطی مشابه شمارو دارم در حال حاضر تجربه میکنم
من اواخر سال ۹۲ بود که رابطم با کسی که دوسش داشتم به کلی تموم شد وبه هم خورد و این بهم خوردن ۲روز قبل از عقد مون انجام شد. ازحالمم نپرسین که….
نزدیک ۱۰ ماه بعد من دچار مشکلات مالی شدم مشکلاتی که به واسطه دوستم برام اتفاق افتاد و من گرفتار بدهی های ناخواسته بخاطر ضمانت هایی که برای دوستم انجام دادم شدم. کلی بدهی به همراه اعصاب خوردی که هم بخاطر مشکلات مالی و هم دعوا و بحث‌هایی که با خانوادم و خانواده دوستم و… برام بوجود اومده شدم. از ماشینم که بخاطر چکی که به دوستم دادم از دستم رفت بگم یا خطری که سند خونمون بخاطر ضمانت بانک الان گیر بانکه و مدام از طرف بانک تحت فشارم بگم یا کلی قرض و بدهی و قسط که برام ناخواسته بوجود اومده بگم بهتون. خلاصه از این حالم هم اصلا نپرسین که از اون حال شکست عشقیم بدتره!!! 
اواخر ۹۳ با شروع مشکلات مالیم بود که با سایت عباس منش و استاد عزیز آشنا شدم و تا الان دارم عاشقانه و مصرانه مطالب استاد و پیگیری میکنم
چیزی که یاد گرفتم و میخام بهتون بگم ( البته خودم به این نصیحت احتیاج دار ما ) علاوه بر کانون توجه و احساس خوب داشتن و اینا که خودتم عین من میدونی این مسائل و اینه که باید  منو شما واقعا از این افکار منفی اطرافمون دوری کنیم. میدونم سخته همونجور که برا من هست ولی باید اعراض کرد. حالا چطور اعراض کنیم ؟؟ باید اگر احساس منفی مون یا شرایط اطرافمون رو میتونیم کنترل کنیم ( یعنی اونقدر شدید نشده ) اونا رو  مدیریت و کنترل کنیم و داخل اون نکات و شرایط منفی و تضادی که تو زندگیمون رخ داده دنبال نکات مثبت اون بگردیم. مثلا وقتی قضیه عقدم با دختری که عاشقش بودم بهم خورد و چند ماه از اون قضیه گذشت فهمیدم واقعا این به هم خوردن به نفع من شد که یه نمونه ش این بود که من واقعا اخلاقها و ایراداتی تو وجود من بود و هست که مطمئنا نمیزاشت زندگی مشترکمون قشنگ باشه و حتی بعدا منجر به طلاق یا ناراحتی های بیشتری برام در طول زندگیمون میشد. حالا من اینارو اونموقع نمیفهمیدم چون این محاسن رو نمی دیدم چون جلوی چشم و توی فکرم مدام غم و ناراحتی و افکار منفی بود. ولی حالا که من و شما قانونهای در زندگی رو میدونیم باید در هر شرایط بد دنبال نکات مثبت بگردیم و از این وضوح تازه خدارو هم شکر کنیم تا اینجوری احساسمون و متعاقبا شرایطمون بهتر و بهتر بشه اونجور که میخوایم
حالا یه زمانی مثل شرایطی که براتون پیش اومده ( مثل شرایط خودم که بارها تجربه کردم ) واقعا نمیشه با سخته که دنبال نکات مثبت و احساس خوب گشت. حالا منو تو باید چیکار کنیم؟؟؟؟ باید دنبال نکات مثبت و احساس خوب در موضوعات دیگه ای ( غیر از شرایطی که الان داریم ) باشیم تا به احساس خوب برسیم. حالا این موضوعات هرچی میتونه باشه میتونه گوش دادن به یه موسیقی باشه نماز خوندن یا دعا خوندن باشه یا قدم زدن فیلم دیدن گیتار زدن استخر رفتن یا غیره و غیره باشه یعنی ی کاری کنیم فکرمون و کانون توجه مون رو منحرف کنیم به موضوعات دیگه ای که به ما احساس خوبی میدن و با این کار کم کم به احساس بهتری برسیم. بعدش میتونیم وقتی احساسمون بهتر شد به نکات مثبت اون شرایط و اوضاع منفی که برامون قبلا غیر قابل تحمل بود توجه کنیم و با مدیریت اون کم کم سز ایز بهتری رو تجربه کنیم
یه نمونه از کارهایی که من انجام میدادم و تجربه کردم این بود که به اطرافم و زیباییهای خدا بیشتر توجه کنم. باورتون شاید نشه وقتی این روش و امتحان کردم ( حالا شل و سفت!!) من هر روز وقتی برای سر کار از خونه میرفتم بیرون و داخل ایستگاه اتوبوس می ایستادم هیچ توجهی به گلهای صورتی رنگی که از لای آسفالت کنار خیابون بیرون زده بود نکرده بودم یعنی اصلا نمیدیدمشون یا حتی اگه دیدم اصلا توجهی و احساسی نداشتم ولی وقتی تصمیم گرفتم به نکات مثبت و زیبایی های اطرافم نگاه کنم واقعا اون گل زیبای کنار خیابون رو دیدم و یهو برام تصویر اصلی شد و واقعا از دید نشون احساس فوقالعاده ای بهم دست داد یا حتی. گل های بنفش خوشرنگی رو دیدم که از یه گیاه تیغدار روییده بود. من با دیدن اینا واقعا احساسم بهتر شد و ازون فکرای منفی فاصله گرفتم
این مثلا یه نمونه از تجربیاتم بود
کلا خواستم بگم اولا تو این شرایط منو تو باید از قانون وضوح از طریق تضاد استفاده کنیم ویا اگر شرایط جوری بود که توجه نکردن به شرایط منفی خیلی سخت بود باید منو تو به نکات مثبت و احساس خوب در دیگر موضوعاتی باشیم که به ما احساس بهتری رو میده و به ابن طریق شرایطمون رو عوض کنیم ( یا جهان کمکمون میکنه طبق سیستمش )
والبته از تمام این ها مهمتر اینه که این کار رو باز ها رو بارها تکرار و تمرین کنیم و ادامه بدیم تا نتایج و شرایط اطرافمون تغییر کنه و قانون خودش رو بهمون نشون بده
امیدوارم این توضیحات اولا برای تو دوست خوبم مفید باشه و یه یاد آوری برای خودم باشه تا انجام بدم
همیشهد موفق و شکر گزارباشید دوستان خوبم
 

احسان تمیز پاسخ داده شده در 3 سال پیش

با سلام و خسته نباشید به همه
راستش زیاد به این مسئله فکر کردم که وقتی اوضاع خرابه (چه در روابط چه کار چه سلامت) چه طور میتونم روحیه بدم به خودم و یه جورایی اوضاع رو بهتر کنم.
وقتی کتاب مکمل راز رو می خوندم یه قسمتی بود که نوشته بود من دچار بیماریه دیابتی سختی شدم و مجبور شدم ورزش کنم و به باشگاه برم و چندین قرص بخورم تا خوب بشم اما بعد از خوب شدم به این فکر افتادم که یک باشگاه بزنم و باهاش درآمد کسب کنم و درآمدمم گرفت و به کمک این درآمد تونستم صاحب یکی از بزرگترین باشگاه های بدن سازی و صاحب چند شرکت بشم و علاوه بر اون تونستم به یک تناسب اندام عالی برسم که اگر اون بیماری سخت به سراقم نمی آمد هیچ وقت به این ها نمیرسیدم و فکر زدن باشگاه به سرم نمی زد.
خلاصه این که ما میتونیم هنگام شرایط سخت به زندگی آدمایی که بعد از یک مشکل بزرگ به یک موفقیت بزرگ رسیدن فکر کنیم و این طور فکر کنیم که درسته شرایط الان خوب نیست اما یک شرایط عالی در انتظارمه و اگر بتونم اینجا رو درست بگذرونم همه چیز به نفع من تمام خواهد شد. مطمئنن بعد از این فکر دیگه کمتر غر میزنی کمتر گله میکنی چون ته دلت قرصه که خدا درسته الان یه چیز رو گرفته اما میخواد ی چیز بهتر رو بهت بده یا این که به یک چیز بهتر راهنماییت کنه. 
به امید موفقیت و شادی همگی
ممنون

امیر رضایی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

به نام صاحب اختیار تمام موجودات 
با سلام خدمت استاد بزرگوار و همه شما دوستان عزیزم
خداوند را بسیار سپاسگزارم که میتوانم در جمع شما دوستان آگاه شرکت کنم.
در پاسخ دوست گرامی عرض میکنم که به نظر بنده شما در مسیر و مدار هدایت قرار گرفته اید چرا که اولا عمیقا باور دارید که این مسائل حل میشود، دوما آشنا شدن شما با این سایت و اینکه سوال شما اینجا مطرح میشود و این همه آگاهی و تجربه به کمک شما می آید، این یعنی لطف پروردگار عالمیان و هدایت شما به مسیر درست. و همین خدایی که شما را تا این مرحله راهنمایی کرده همین خدا توانایی حل کردن باقی مسائل شما را نیز دارد تا زمانی که خود شما هم بر این باور باشید. امیدوارم همینطور که تلاش میکنید برای حل این موضوع، به این فکر نکنید که چگونه همه مسائلتان حل میشود آن را به سیستم خداوند و کائنات بسپارید که همه این تیم را به خدمت شما آورده تا شما به راه خود برای موفق شدن ادامه دهید. از همه شما بسیار سپاسگزارم با این همه آگاهی زیبا و عالی.

محمد فراهانی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلام خدمت دوست عزیز همینطور حسین جانِ عباس منش
وقتی سوال شمارو خوندم یاد خودم افتادم چون شرایطی مشابه شمارو دارم در حال حاضر تجربه میکنم
من اواخر سال ۹۲ بود که رابطم با کسی که دوسش داشتم به کلی تموم شد وبه هم خورد و این بهم خوردن ۲روز قبل از عقد مون انجام شد. ازحالمم نپرسین که….
نزدیک ۱۰ ماه بعد من دچار مشکلات مالی شدم مشکلاتی که به واسطه دوستم برام اتفاق افتاد و من گرفتار بدهی های ناخواسته بخاطر ضمانت هایی که برای دوستم انجام دادم شدم. کلی بدهی به همراه اعصاب خوردی که هم بخاطر مشکلات مالی و هم دعوا و بحث‌هایی که با خانوادم و خانواده دوستم و… برام بوجود اومده شدم. از ماشینم که بخاطر چکی که به دوستم دادم از دستم رفت بگم یا خطری که سند خونمون بخاطر ضمانت بانک الان گیر بانکه و مدام از طرف بانک تحت فشارم بگم یا کلی قرض و بدهی و قسط که برام ناخواسته بوجود اومده بگم بهتون. خلاصه از این حالم هم اصلا نپرسین که از اون حال شکست عشقیم بدتره!!! 
اواخر ۹۳ با شروع مشکلات مالیم بود که با سایت عباس منش و استاد عزیز آشنا شدم و تا الان دارم عاشقانه و مصرانه مطالب استاد و پیگیری میکنم
چیزی که یاد گرفتم و میخام بهتون بگم ( البته خودم به این نصیحت احتیاج دار ما ) علاوه بر کانون توجه و احساس خوب داشتن و اینا که خودتم عین من میدونی این مسائل و اینه که باید  منو شما واقعا از این افکار منفی اطرافمون دوری کنیم. میدونم سخته همونجور که برا من هست ولی باید اعراض کرد. حالا چطور اعراض کنیم ؟؟ باید اگر احساس منفی مون یا شرایط اطرافمون رو میتونیم کنترل کنیم ( یعنی اونقدر شدید نشده ) اونا رو  مدیریت و کنترل کنیم و داخل اون نکات و شرایط منفی و تضادی که تو زندگیمون رخ داده دنبال نکات مثبت اون بگردیم. مثلا وقتی قضیه عقدم با دختری که عاشقش بودم بهم خورد و چند ماه از اون قضیه گذشت فهمیدم واقعا این به هم خوردن به نفع من شد که یه نمونه ش این بود که من واقعا اخلاقها و ایراداتی تو وجود من بود و هست که مطمئنا نمیزاشت زندگی مشترکمون قشنگ باشه و حتی بعدا منجر به طلاق یا ناراحتی های بیشتری برام در طول زندگیمون میشد. حالا من اینارو اونموقع نمیفهمیدم چون این محاسن رو نمی دیدم چون جلوی چشم و توی فکرم مدام غم و ناراحتی و افکار منفی بود. ولی حالا که من و شما قانونهای در زندگی رو میدونیم باید در هر شرایط بد دنبال نکات مثبت بگردیم و از این وضوح تازه خدارو هم شکر کنیم تا اینجوری احساسمون و متعاقبا شرایطمون بهتر و بهتر بشه اونجور که میخوایم
حالا یه زمانی مثل شرایطی که براتون پیش اومده ( مثل شرایط خودم که بارها تجربه کردم ) واقعا نمیشه با سخته که دنبال نکات مثبت و احساس خوب گشت. حالا منو تو باید چیکار کنیم؟؟؟؟ باید دنبال نکات مثبت و احساس خوب در موضوعات دیگه ای ( غیر از شرایطی که الان داریم ) باشیم تا به احساس خوب برسیم. حالا این موضوعات هرچی میتونه باشه میتونه گوش دادن به یه موسیقی باشه نماز خوندن یا دعا خوندن باشه یا قدم زدن فیلم دیدن گیتار زدن استخر رفتن یا غیره و غیره باشه یعنی ی کاری کنیم فکرمون و کانون توجه مون رو منحرف کنیم به موضوعات دیگه ای که به ما احساس خوبی میدن و با این کار کم کم به احساس بهتری برسیم. بعدش میتونیم وقتی احساسمون بهتر شد به نکات مثبت اون شرایط و اوضاع منفی که برامون قبلا غیر قابل تحمل بود توجه کنیم و با مدیریت اون کم کم سز ایز بهتری رو تجربه کنیم
یه نمونه از کارهایی که من انجام میدادم و تجربه کردم این بود که به اطرافم و زیباییهای خدا بیشتر توجه کنم. باورتون شاید نشه وقتی این روش و امتحان کردم ( حالا شل و سفت!!) من هر روز وقتی برای سر کار از خونه میرفتم بیرون و داخل ایستگاه اتوبوس می ایستادم هیچ توجهی به گلهای صورتی رنگی که از لای آسفالت کنار خیابون بیرون زده بود نکرده بودم یعنی اصلا نمیدیدمشون یا حتی اگه دیدم اصلا توجهی و احساسی نداشتم ولی وقتی تصمیم گرفتم به نکات مثبت و زیبایی های اطرافم نگاه کنم واقعا اون گل زیبای کنار خیابون رو دیدم و یهو برام تصویر اصلی شد و واقعا از دید نشون احساس فوقالعاده ای بهم دست داد یا حتی. گل های بنفش خوشرنگی رو دیدم که از یه گیاه تیغدار روییده بود. من با دیدن اینا واقعا احساسم بهتر شد و ازون فکرای منفی فاصله گرفتم
این مثلا یه نمونه از تجربیاتم بود
کلا خواستم بگم اولا تو این شرایط منو تو باید از قانون وضوح از طریق تضاد استفاده کنیم ویا اگر شرایط جوری بود که توجه نکردن به شرایط منفی خیلی سخت بود باید منو تو به نکات مثبت و احساس خوب در دیگر موضوعاتی باشیم که به ما احساس بهتری رو میده و به ابن طریق شرایطمون رو عوض کنیم ( یا جهان کمکمون میکنه طبق سیستمش )
والبته از تمام این ها مهمتر اینه که این کار رو باز ها رو بارها تکرار و تمرین کنیم و ادامه بدیم تا نتایج و شرایط اطرافمون تغییر کنه و قانون خودش رو بهمون نشون بده
امیدوارم این توضیحات اولا برای تو دوست خوبم مفید باشه و یه یاد آوری برای خودم باشه تا انجام بدم
همیشهد موفق و شکر گزارباشید دوستان خوبم
 

محمد فراهانی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلام خدمت دوست عزیز همینطور حسین جانِ عباس منش
وقتی سوال شمارو خوندم یاد خودم افتادم چون شرایطی مشابه شمارو دارم در حال حاضر تجربه میکنم
من اواخر سال ۹۲ بود که رابطم با کسی که دوسش داشتم به کلی تموم شد وبه هم خورد و این بهم خوردن ۲روز قبل از عقد مون انجام شد. ازحالمم نپرسین که….
نزدیک ۱۰ ماه بعد من دچار مشکلات مالی شدم مشکلاتی که به واسطه دوستم برام اتفاق افتاد و من گرفتار بدهی های ناخواسته بخاطر ضمانت هایی که برای دوستم انجام دادم شدم. کلی بدهی به همراه اعصاب خوردی که هم بخاطر مشکلات مالی و هم دعوا و بحث‌هایی که با خانوادم و خانواده دوستم و… برام بوجود اومده شدم. از ماشینم که بخاطر چکی که به دوستم دادم از دستم رفت بگم یا خطری که سند خونمون بخاطر ضمانت بانک الان گیر بانکه و مدام از طرف بانک تحت فشارم بگم یا کلی قرض و بدهی و قسط که برام ناخواسته بوجود اومده بگم بهتون. خلاصه از این حالم هم اصلا نپرسین که از اون حال شکست عشقیم بدتره!!! 
اواخر ۹۳ با شروع مشکلات مالیم بود که با سایت عباس منش و استاد عزیز آشنا شدم و تا الان دارم عاشقانه و مصرانه مطالب استاد و پیگیری میکنم
چیزی که یاد گرفتم و میخام بهتون بگم ( البته خودم به این نصیحت احتیاج دار ما ) علاوه بر کانون توجه و احساس خوب داشتن و اینا که خودتم عین من میدونی این مسائل و اینه که باید  منو شما واقعا از این افکار منفی اطرافمون دوری کنیم. میدونم سخته همونجور که برا من هست ولی باید اعراض کرد. حالا چطور اعراض کنیم ؟؟ باید اگر احساس منفی مون یا شرایط اطرافمون رو میتونیم کنترل کنیم ( یعنی اونقدر شدید نشده ) اونا رو  مدیریت و کنترل کنیم و داخل اون نکات و شرایط منفی و تضادی که تو زندگیمون رخ داده دنبال نکات مثبت اون بگردیم. مثلا وقتی قضیه عقدم با دختری که عاشقش بودم بهم خورد و چند ماه از اون قضیه گذشت فهمیدم واقعا این به هم خوردن به نفع من شد که یه نمونه ش این بود که من واقعا اخلاقها و ایراداتی تو وجود من بود و هست که مطمئنا نمیزاشت زندگی مشترکمون قشنگ باشه و حتی بعدا منجر به طلاق یا ناراحتی های بیشتری برام در طول زندگیمون میشد. حالا من اینارو اونموقع نمیفهمیدم چون این محاسن رو نمی دیدم چون جلوی چشم و توی فکرم مدام غم و ناراحتی و افکار منفی بود. ولی حالا که من و شما قانونهای در زندگی رو میدونیم باید در هر شرایط بد دنبال نکات مثبت بگردیم و از این وضوح تازه خدارو هم شکر کنیم تا اینجوری احساسمون و متعاقبا شرایطمون بهتر و بهتر بشه اونجور که میخوایم
حالا یه زمانی مثل شرایطی که براتون پیش اومده ( مثل شرایط خودم که بارها تجربه کردم ) واقعا نمیشه با سخته که دنبال نکات مثبت و احساس خوب گشت. حالا منو تو باید چیکار کنیم؟؟؟؟ باید دنبال نکات مثبت و احساس خوب در موضوعات دیگه ای ( غیر از شرایطی که الان داریم ) باشیم تا به احساس خوب برسیم. حالا این موضوعات هرچی میتونه باشه میتونه گوش دادن به یه موسیقی باشه نماز خوندن یا دعا خوندن باشه یا قدم زدن فیلم دیدن گیتار زدن استخر رفتن یا غیره و غیره باشه یعنی ی کاری کنیم فکرمون و کانون توجه مون رو منحرف کنیم به موضوعات دیگه ای که به ما احساس خوبی میدن و با این کار کم کم به احساس بهتری برسیم. بعدش میتونیم وقتی احساسمون بهتر شد به نکات مثبت اون شرایط و اوضاع منفی که برامون قبلا غیر قابل تحمل بود توجه کنیم و با مدیریت اون کم کم سز ایز بهتری رو تجربه کنیم
یه نمونه از کارهایی که من انجام میدادم و تجربه کردم این بود که به اطرافم و زیباییهای خدا بیشتر توجه کنم. باورتون شاید نشه وقتی این روش و امتحان کردم ( حالا شل و سفت!!) من هر روز وقتی برای سر کار از خونه میرفتم بیرون و داخل ایستگاه اتوبوس می ایستادم هیچ توجهی به گلهای صورتی رنگی که از لای آسفالت کنار خیابون بیرون زده بود نکرده بودم یعنی اصلا نمیدیدمشون یا حتی اگه دیدم اصلا توجهی و احساسی نداشتم ولی وقتی تصمیم گرفتم به نکات مثبت و زیبایی های اطرافم نگاه کنم واقعا اون گل زیبای کنار خیابون رو دیدم و یهو برام تصویر اصلی شد و واقعا از دید نشون احساس فوقالعاده ای بهم دست داد یا حتی. گل های بنفش خوشرنگی رو دیدم که از یه گیاه تیغدار روییده بود. من با دیدن اینا واقعا احساسم بهتر شد و ازون فکرای منفی فاصله گرفتم
این مثلا یه نمونه از تجربیاتم بود
کلا خواستم بگم اولا تو این شرایط منو تو باید از قانون وضوح از طریق تضاد استفاده کنیم ویا اگر شرایط جوری بود که توجه نکردن به شرایط منفی خیلی سخت بود باید منو تو به نکات مثبت و احساس خوب در دیگر موضوعاتی باشیم که به ما احساس بهتری رو میده و به ابن طریق شرایطمون رو عوض کنیم ( یا جهان کمکمون میکنه طبق سیستمش )
والبته از تمام این ها مهمتر اینه که این کار رو باز ها رو بارها تکرار و تمرین کنیم و ادامه بدیم تا نتایج و شرایط اطرافمون تغییر کنه و قانون خودش رو بهمون نشون بده
امیدوارم این توضیحات اولا برای تو دوست خوبم مفید باشه و یه یاد آوری برای خودم باشه تا انجام بدم
همیشهد موفق و شکر گزارباشید دوستان خوبم
 

آرسا عطار پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلام خدمت تمامی دوستان واستاد گرانقدر
مسلما همه افراد در زمانهایی از زندگی درگیر مشکلات وبحرانها میشوند البته با درجات متفاوت ومهمترین چیزی که مرا به پاسخگویی واداشت شباهت شرایط خودم با شماست البته در حجم تقریبا نصف  شما.وهمچنین در چند مرحله اززندگی اما همینک حدود شش ماه از شروع بحران بیکاری وحجم زیادی بدهی من میگذرد به شکلی که حتی از پس مخارج عادی خودم هم برنمی آمدم وفشاربانکها وطلبکارها واعتراضات خانوده وهمسر بسیار سخت بود وبرای رهایی از این گونه مشکلات در گذشته دائما خود را یک قربانی نشان میدادم تا بتوانم چند روزی مهلت بگیرم وراهی پیدا کنم اما برای بحران کنونی ام  توانستم با تکیه بر آموزشهایی که در باره قوانین باورها وقوانین حاکم برجهان توسط استاد عباسمنش آموختم وهمچنین مطالعاتی که در گذشته داشتم توانستم از دل همین مشکل ،راه حلهای متفاوتی را پیدا کنم وهم اینک با شروع همزمان ۳ کارکاملا متفاوت کم کم دارم به شرایط عادی برمیگردم.آشنایی با استاد و استفاده از بسته روانشناسی ثروت باعث شده که بتوانم تا حدود زیادی کنترل زندگی خودم را بدست بگیرم وباعلم وباوربه این موضوع که تمام اتفاقات روزهای آینده به اقدامات امروزم بستگی دارد تمام تلاشم را میکنم تا قدمهای امروزم حساب شده ودر جهت هدفم باشد یکی از مهمترین موضوعاتی که میتواند به شما در حل بحران کمک کند رسیدن به یک (((( آرامش ذهنی ویک حس خوب )))) است که نتیجه این آرامش وحس خوب دقیقا اتفاقات خوب هم خواهد بود
به نظر من باید ترکیبی از چند تکنیک را برای رسیدن به آرامش وحس خوب و رها شدن از بحران بکار برد تا هر تکنیک به قول خودمان بتواند گوشه ای از کار را بردارد وشرایط عادی شودومطمئن باشید که با خروج از بحران درشزایط بسیار بالاتری قرارخواهید گرفت.چون در شرایط بحرانی وداشتن آرامش ذهنی خوب ،ایده ها وراهکارهای معجزه آسا به ذهن شما خواهد رسید مسلما در ادامه من تجربیات خودم را که با استفاده از روشهای توصیه شده توسط استاد وهمچنین مطالعات دیگر کتابهای روانشناسی آموخته بودم با شما در میان میگزارم امیدوارم که مفید واقع شوند
به نظرمن برای رهایی از هر بحران ورسیدن به شرایط عادی باید ابتدا آرامش ذهنی ایجاد کرد .
تکنیکهایی که من برای ایجاد آرامش ذهنی وحس خوب بکار بردم ونتیجه گرفتم:
۱-بر اساس آموزشهای استاد با خودم گفتم اگر میخواهی جهشی در زندگی ایجاد کنی الان بهترین فرصت است تاتمام دانسته ها یت را محک بزنی ودرستی این قوانین را با تمرین واجرا کردن بسنجی پس روشهای روتین را کنار گذاشتم وفقط بر اساس آموزه های استاد وسایر آموخته هایم عمل کردم.
۲-ابتدا در یک برگه تمام مشکلات وبدهی را بطور کاملا با جزییات نوشتم ودر یک برگه دیگر تمام امکانات،تواناییها وافراد وحتی ایده هایی را که میتوانستند حتی اندکی به من کمک کنند یادداشت کردم در این موقع متوجه شدم هنوز شانس موفقیتم بسیار بیشتر است وبحران موجود هرچند بزرگ بود اما تقریبا نصف آن چیزی بود که در ذهنم داشتم.پس امیدوار شدم .حسن دیگر مکتوب کردن مشکلات اینست که تکلیفت دقیقا مشخص میشود.
۳-بر اساس تکنیکی از آنتونی رابینز آموختمم ،بدترین اتفاقی را که ممکن بود در انتهای این بحران برایم پیش بیایدمشخص کردم وبه صورت ذهنی تصور کردم که الان در آن شرایط هستم واین تکنیک باعث شد فشار بسیار زیادی از ذهنم برداشته شود.وادامه کار برایم آسان تر شود ومطمئنا هیچوقت بدترین اتفاق نمی افتد اگر باور وعمل ما در جهت بهبود شرایط باشد.
۴-خودم را به شدت از اخبار منفی (رسانه ها وافرادمنفی واتفاقات منفی)دور نگه داشتم وتمرکزم را روی چیزهای خوب قرار میدادم وحتی اگر در منزل خبر بدی هم بیان میشد با خودم میگفت این موضوع به من ربطی ندارد وخود را بایک مورد مثبت وانرژی بخش مشغول میکردم وحتی اعتراضهای همسرم را .(البته چیزهای خوشایند برای هر فردی متفاوت است مثل موسیقی،فیلم انگیزشی،آشپزی،ورزش،مطالعه و…..)
۵-براساس قانون باورها(استادعباسمنش)به این نتیجه رسیده ام که چیزی به نام (نمی شود ونمی توانم)وجود خارجی نداردوهمه توانستنها ونتوانستنها تنها از ذهن ونوع باورهای ما سرچشمه میگیردوبا تمرین زیاد این دو کلمه وباور را از ذهنم خارج کرده ام وکاملا ایمان پیدا کرده ام که تمام آن افکار وایده هایی که خداوند به ذهن ما الهام میکند صددرصد قابل تحقق هستن وراه حل همه مشکلات دقیقا در دل همان مشکل نهفته است و قانون طبیعت اینست که مشکل وراه حل با هم هستندواگر از نظر ذهنی خود را به باور توانستن در هر حوزه ایی برسانیم قطعا در آن حوزه موفق میشویم مگر اینکه خودمان نخواهیم.
۶-کلا دوسری عوامل بیرونی وعوامل درونی در موفقیت وشکست افراد موثرند(این باور اکثر مردم است) اما من با درک قانون باورها (استاد عباسمنش)متوجه شدم عوامل بیرونی تنها میتوانند زمان وسرعت رسیدن مارا به هدف کم وزیاد کنند البته اگر ما به آنها اجازه دهیم.
وجالب اینکه هرچه شما عوامل درونی خودرا (باور های موفقیتزا،اعتمادبه نفس وعزت نفس)خود را قویتر کنید خودبه خود تاثیر عوامل بیرونی ضعیفتر میشوند پس علت تمام اتفاقات را در درون خود جستجو کنید.
۷-دائمابا استفاده از جملات تاکیدی مثبت  ذهنتان را درگیر کنید تا از هجوم افکار منفی جلوگیر کنید من در شرایطی که حتی با اطرافیان یا افراد دیگر به خاطر مشکلات ایجاد شده بحث میکردم اولا سعی میکردم هر چه سریعتر بحث را تمام کنم ودومابا تکرار جملات مثبت تا حدودی فشار ذهنی ام را کاهش میدادم ودر صورت نیاز از محل خارج میشدم.تکرار جملات مثبت در بدترین شرایط هم میتواند مرهمی بر مشکل شما باشد ویادمان باشد که تا حس خوبی در خود ایجاد نکنیم نمیتوانیم فردای خوب را بسازیم وایجاد حس خوب منجر به اتفاقات خوب وبه دنبال آن امیواری ودوباره حس خوب و… همینطور این چرخه تکرار میشود تا اتفاقات خوب بزرگ ایجاد میشوند.
۸-دائما به خودم یادآوری میکردم که بحرانهای قبلی نیز با یک سری راه حلها برطرف شده بودند وهیچ مشکلی دائمی نیست وهمیشه در حالت آرامش ذهنی است که ایده ها وافرادی پیدا میشوند که برای کمک به شما آماده اند نکته مهم اینست که باید به افکار مثبت زمان لازم را داد تا تحقق یابند.
۹-اگر ما امروز دچار یک مشکل شده ایم مطمئنا این مشکل به خاطر اقدامات کوچک وبزرگ اشتباه گذشته بوده و در طی روزها وماهها وسالهای قبل ایجاد شده وبرای خروج از آن صددرصد نیاز به زمان داریم پس مواظب فریب راه حلهای پیشنهادی جادویی  ویک شبه باشیم.
۱۰-مطالعه زندگی افراد ی که بحرانهای سختی را پشت سر گذاشته اند همچنین فیلمهای انگیزشی میتواند کمک زیادی به آرامش ذهنی شما بکندواین موضوع برایمان روشن میشود که ما تنها شخصی نیستیم که در این جهان دچار مشکل شده ایم وافرادی با مشکلات بزرگتر هم وجود دارند ضمنا مطالعه زندگی این افراد مطمئنا راهکارها وایده های خوبی را هم به شما خواهند داد.
۱۱-موضوع گذشت زمان را فراموش نکنید این قانون طبیعت است که چیز مثبت یا منفی به صورت یکدفعه ایجاد نمیشود ویکدفعه هم از بین نمیرود شما نیز برای حل مشکلاتان نیاز به زمان دارید ودر این راه حتما صبور باشید وتمام تمرکز خود را روی راه حلها بگذارید که هرچه تمرکز شما روی راه حلها بیشتر باشد مسلما سریعتر به نتیجه مطلوب خواهید رسید.اطلاع از (موضوع زمان )ذهن شما را آرامتر میکند.
۱۲-من شخصا از فایلهای خودهیپنوتیزم هم استفاده میکنم که برای من بسیار موثر بوده اند.
اما نکته مهم اینست که دانستن تمام علم ها هم اگر با اقدام همراه نشوند کوچکترین تاثیریدر موفقیت ما نخواهند داشت پس به تمام دانسته هایی که میتواند به مشکل شما کمک کند هر چه سریعتر والبته حساب شده عمل کنید در ابتدا مطمئنا کارها کند پیش میرود اما کم کم سرعت خواهد گرفت وتا رسیدن به موفقیت کامل ادامه دهید ومطمئن باشید کهبا توکل به خداوند ، اونیز در این راه به شما کمک خواهد کرد زیرا خودش گفته که لیس للانسان الا ما سعی(نیست برای هر انسانی جز به اندازه تلاشش)
 نکته پایانی:دوست عزیز امیدوارم که خروج از بحران را در همین سایت بزودی اعلام کنید تا ماهم در شادی شما شریک شویم.
 
 

سعید براری پاسخ داده شده در 3 سال پیش

با سلام …

” ترس ” یا ” ایمان ”
————————-
در طول روز شما فقط یه انتخاب داری ،
انتخاب با خودتونه ؛
ترس میگه ——————————————————————— ایمان میگه

ترس میگه : اتفاقهای منفی رو باور کن شکست رو بپذیر ،
ایمان میگه : روزهای خوبی در پیش داری من انتظار پیروزی و موفقیت دارم؛

ترس میگه : کسب و کارت بهم ریخته بیچاره و درمانده شدی ،
ایمان میگه : خداوند قادر و روزی رسان است و همه ی نیازهایت را برآورده خواهد ساخت ؛

ترس میگه : همه چیز را از دست میدهی ، موقعیت ، ثروت و آبرویت را ،
ایمان میگه : پروردگارا ،تو خود گفتی که لطفت همیشه پایدار و رحمت و نیکی همیشه به دنبالم خواهد بود ؛

” ترس ” و ” ایمان ”
هر دو در یک چیز مشترک هستن ،
هر دو از تو میخان که باور کنی اتفاقی قرار ه بیوفته که تو نمیدونی …
برای ایمان داشتن همونقدر انرژی مصرف میشه که برای ترس داشتن ،
برای گفتن “من موفق میشم ” همونقدر انرژی مصرف میشه که برای گفتن ” من موفق نمیشم ”
خیلی مهمه که شما چه فکری میکنی اما نتیحه رو احساس ت تعیین میکنه …
نکته اینجاست به هر کدوم تمرکز کنی ریشه خواهد زد.

توی شرایط فعلی شما میترسی و نگرانی ،
می فهمم ؛ ممکنه ترس شما درست و منطقی باشه اما نباید با تمرکز و توجه بهش قدرت بدی
وقتی میترسی در حال استفاده برعکس از ایمانت هستی …

ممکنه بگی اگه این کارا رو کردم و اتفاق خوبی نیوفتاد چی ؟
باید بگم اگه اتفاق خوبی افتاد چی ؟

ممکنه بگی اگه این کارا رو کردم و درست نشد چی ؟
باید بگم اگه به سبب اعمال و افکار گذشته ات ، امروز دری رو بروی خودت بستی ؛ به سبب اعمال و افکار امروزت در آینده خداوند گشاید در دیگری …

ممکنه بگی اگه این کارا رو کردم اما بازم آبروم ، سرمایه ام از دستم رفت چی ؟
باید بگم اگه نگرش ایمان رو حفظ کنی به شما شغل بهتر موفقیت بالاتر و ثروت بیشتری داده خواهد شد.

“دوست عزیز ”
تمام این اتفاقات توسط نیرویی به نام ” قدرت کلام ” در زندگی شما توسط خود شما ایجاد شده است
همه اش گفتمانهای درونی با خود یا با اطرافیان شما بوده است
حال میتونی با همین “قدرت کلام ” جهت زندگی ات را عوض کنی
ذهن یک خودروی سواری نیست که اگه مسیر رو اشتباه رفته باشی سریع دور بزنی
ذهن یک ناو عظیم به وسعت کایناته که برای دور زدن باید آرام آرام سکان رو درجه به درجه بچرخونی و اگه حین دور زدن تا چرخش کامل نگرش ” ایمان ، امید ، صبر و شادی ” رو حفظ کنی در واقع تو نمازت رو درست خوندی و اجابت خواهی شد.

جایگاه فعلی شما نتیجه روزها و ماهها ترس و نگرانی و بی ایمانی هست پس مسولیت این اشتباه رو بپذیر و به ذهنت اجازه بده تا آروم آروم مسیرش رو از شکست به پیروزی تغییر بده…

فقط کافیه کنترل زندگی خودتو بدست بگیری و بجای کانال ترس کانال ایمان رو انتخاب کنی به محض فشردن دکمه ، فرکانس شما از ترس به ایمان تغییر میکنه و اتفاقات ، رویدادها و تصاویری در مانیتور زندگیه شما پخش میشه که تعجب میکنی …

پس انتخاب کن
“ترس ” یا ” ایمان ”
————————–

ممنون از نگاه گرمتون

سحر ایمانی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

با سلام و آرزوی بهروزی برای همه عزیزان
به اعتقاد من بطور خلاصه شما ابتدا بجای حس انزجار از بدهی و طلبکارها،بهشون حق بدین و براشون طلب خیروبرکت کنید تامقاومتی که نسبت باین موضوع دارین از بین بره.و در صورت امکان شخصی روبعنوان نماینده خودتون انتخاب کنید که پاسخگو باشه تاشماتا جایی که امکان پذیره نه راجب بدهی فکر کنید و نه صحبت کنید وهمچنین نقطه نظر خودتونو نسبت به این اتفاق تغییر بدین،هرگز تسلیم نشید و ایمان داشته باشید که دستان الهی به کمکتون میاد و این چالش رو مسیله ای موقتی و قابل حل بدونید که نقطه عطفی در مسیرزندگیتونه که با حل اون رشد میکنیدو قدرتمندمند تر میشید و بخاطراین قضیه و با توجه و شمردن سایرنعمتهایی که هنوز در اختیاردارید سپاسگزار خداوند باشید،و هرگز خودتونو بدهکار فرض نکنید وفکر کنید که خداوند ضمانت شما رو کرده و بدهیتون رو پرداخت شده تصور کنید و توجهتون رو فقط بر روی راههای جذب ثروت بیشتر متمرکز کنید تا بامید خدا به نتیجه برسید.

مجید داورپناه پاسخ داده شده در 3 سال پیش

با سلام به همه دوستان گلم..وخانواده صمیمی ودنج عباسمنش…در جواب به سوال این دوست عزیزمون من یه تجربه کوچیک دارم که در اختیارتون میزارم…در اواخر سال ۹۲ دقیقا عین همین مشکل برام پیش اومد که اما با اینکه ماشین وخونه ای که براش رحمت کشیده بودم رو از دست دادم بماند که هنوز حدود ۴۰ملیون بدهی داشتم ..وتازه داشتم دنبال راه حل وپرداخت بدهی میگشتم که شریک دوست داشتنی ام که از شاگردی پیش من بوده ودستش رو گرفته بودم…بعد از ۸سال راهش رو با من عوض کرد ومن رو با این همه گرفتاری تنها گذاشت…مونده بودم چی کار کنم..به زمین وزمان بد میگفتم..هیچ کس به من اعتماد نمیکرد..طلبکارها یک لحظه ولم نمیکردن …زندگی رو برای خودم وخانواده ام جهنم کرده بودم….همش تقصیر رو گردن این یکی واون یکی مینداختم…همش با خودم فکر میکردم چرا من ؟منکه همیشه نمازم سروقت بوده..به همه کمک میکردم….. تا به صورت اتفاقی یکی از فایلهای استاد به دستم رسید که استاد در اون فایل به من نیروی تازه داد.. امید داد ..باعث شد ایمانم رو قویتر کنم..وبه داشته هام..فکر کنم…استاد دراوان فایل گفت ..(هرچند گرفتاریهایت به اوج رسیده باشد باز همه امیدوار باش وانتظار خیر داشته باش)…از همون لحظه وارد سایت شدم وتازه مسیر زندگی ام رو پیدا کردم..اولین کاری که کردم مسئولیت تمام اشتباهاتم رو پذیرفتم..بعد برای داشتن حال خوب اول هدفم رو مشخص کردم بعد استاد رو الگوی خودم قرار دادم..وبا ایه{ان مع العسر یسرا}ارتباط بین تحمل سختی هاورسیدن به اسانی رو یافتم ..ومدام در اون لحظه ایکه شرایط سخت میشد به خدا پناه میبردم..به داشته هام{به خانواده ای که پشتم بودند.به بچه های باهوشم…به هنری که یاد داشتم وهنوز میتونستم ازش درامد داشته باشم..به نعمت زیبای زندگی ام به نعمت زیبای سلامتی فکر میکردم}…وایمان داشتم که خداوند داره من رو امتحان میکنه..وبا این شرایط من رو هدایت میکنه به اون جایی که لیاقتش رو دارم…تازه با شناخت قوانین کیهانی تونستم تمام مشکلاتم رو کنترل کنم..وبه هر مشکلی به چشم نشانه های کائنات نگاه میکردم وبا ایه(الا بذکرالله تطمئن القوب) به جلو حرکت میکردم دیگه از هیچ کس حتئ طلبکارام ترسی نداشتم…فقط وفقط از خدا میترسیدم…در لحظه تهدید از طرف طلبکار یا کسی بهش میگفتم تا خدا نخواد به من یا خانوادم هیچ اسیبی نمیرسه..ودر همه لحظه ها به خودم میگم هرچه پیش اید خوش اید…چون الان دیگه من در اون جایگاه نیستم…دستانی از خداوند به کمک من اومدند در اولحظه ای که حالم رو خوب میکردم وارامش داشتم..باور داشتم یه روزی دوباره به اوج میرسم..به اید خدا الان کارم رونق گرفته ودوباره با عمل به قوانیین و فایلهای استاد ..زندگی ام سرو سامان گرفته…که همه دوستان قدیمی ام حسرت زندگی من رو دارندو حتی شریکم به من مراجعه کردو پیشنهاد کار داد که من قبول نکردم…روابطم اکی شده…وبه لطف خدا واستاد وشما دوستان روز به روز در کارم روابطم..رندگی ام به به جلو حرکت میکنم…وخداوند رو شاکرم که با من رو به جلو هل داد با وجود اون مشکلات…واگر اون مشکلات نمیبود من هنوز در جایگاه قبلی ام بودم با ایمان ضعیف….سپاسگزارم از استاد گرانقدرم..از تموم دوستانم..از خداوند برای اینهمه علم در این سایت…برای همه هم فرکانسهایم ارزوی ارامش..شادی..سلامتی وثروت روز افزون دارم….موفق باشین وپیروز……هر چه پیش اید خوش اید…

علی خاکسار پاسخ داده شده در 3 سال پیش

چگونه می توان حتی وقتیکه درون یک مشکل بزرگ گیر افتاده ایم، به کلیدی ترین اصل قانون، یعنی “احساس خوب داشتن” عمل کرد؟
توضیحات سوال:
من مدیر یک شرکت خصوصی فراورده های نفتی هستم.چند سالی است که تقریبا تمام کتابها و سی دی های روانشناسی موفقیت و مدیریت بازار را مطالعه کرده ام مشکل از آنجا شروع شده که بنابه دلایلی تقریباً ۵٠٠ ملیون از طلب هایم که معوق مانده بود، غیرقابل وصول شده و شرایط بسیار سختی را برای من بوجود آورده است. تا جایی که شریک من که داماد من نیز می باشد، نا امید شده و تصمیم به جدایی گرفته..
باتمام این مشکلات من عمیقاً باوردارم که جایگاه و لیاقتم این نیست و همه چیز درست می شود، اما نمی دانم چگونه ؟!
با تمام مشکلات و گرفتاریهایی که دارم یکی یکی در حال تهیه جلسات دوره قانون آفرینش هستم و تا کنون سه جلسه از آن را گوش داده ام…
تمام حرف من این است که: تمام آنچه درباره قوانین، احساس خوب، کنترل توجه و … می گویید را قبول دارم و البته قابل اجرا…
اما وقتی درگیر بدهی، طلبکار، دادگاه و پاسگاه هستم چطوری می توانم به این مسائل فکرنکنم؟
چگونه می توانم تمرکزم را بر نکات مثب بگذرام وقتیکه طلبکارها به شرکتِ من می آیند یا مدام تماس می گیرند یا پیام می فرستند؟
چگونه باید با وجود گیر افتادن در این مسئله، افکار منفی را کنارگذاشته و مثبت فکرکنم؟
از دیگر اساتیدِ این حوزه نیز این سوال را پرسیده ام، اما جواب قانع کننده ای نگرفتم. راه رهایی و حل این مشکل چیست؟
با سلام واحترام
چون با چالش شما خودم نیز درگیرم البته با ریال پایین تری ،موارد زیر راکه خودم استفاده می کنم براتون می گم .
۱-شکرگزاری می کنم وتمرکز م رابردارای هایم منمرکزمی کنم وبر خوبی های افراد وهمکاران وشرایط مثبت گذشته ام لذابلافاصله از درون بدنم احساس یک گرمای لذت بخش می کنم وافکار منفی محو میشن.
۲-“هر شکست بذری ازموفقیت برابر یابزرگتر ازان شکست رادارد”ولذا یادگرفتم به کی قرض بدم ،چقدربدم ،درچه شرایطی بدم و…پس این یک تجربه بسیار عالی در زندگی منه وجهان داره در مسیر تکاملش من رو اموزش می ده وبرای شماهم هم ،به همین دلیله که ۵۰۰ میلیون معوقه داری نه یک میلیارد ویا بیشتر .
۳-وقتی دستی شکست فکر نکردن به اون مشکله مگر اینکه از قبل اموزش دیده باشی وهمواره موارد انرژی دهنده ومثبت اندیشی +روتکرار کنی،شیطان ونجوا هاش انسان رو ول نمی کنه پس حتی درراه روی دادگاه وپاسگاه و…فایلها رو گوشت باشه …فرکانس یعنی تکرار-قران یعنی قرین وهمواره در دسترس وهر چی می توانی بایدقرات کنی.
۴-++++درنهایت هیچ چیز مهم نسیت”……..تکرار کن با من ….”در نهایت هیچ چیز مهم نیست” …. حالابدترین مشکلات زندگی هم جلوروته بازتکرارکن …… “در نهایت هیچ چیز مهم نیست”دیدی چه احساس ارامشی ادم رو فرا می گیره .-ووتاخدا هست زندگی بایدکرد.
۵-با صبحت نکردن ازمشکلات ،انرژی رو ازاونا بگیر ودر زندگیت کمرنگش کن ولی اگر در مورد اونها باخانواده و… صحبت کنی با عث می شه با یاد اوری مشکلات توسط اونا دوباره افکار منفی به سراغت بیادوحالت رو بدکنه.
۶-در نهایت با احساس خوب صبوری وسلف کنترلیت می ره با لا ودراین شرایطه که با برخورد خوب با اونهایی که دستشون پول داری به وصول اون مبالغ کمک می کنی این درحالیه که با ناراحتی وپرخاش و…این نتایج حاصل نمی شه وشرایط وخیم تر می شه .
علی علیه السلام می فرماید:
”خداوند ذکر خودش و یاد خودش را مایه جلا و روشنی
دلها قرار داده، به این وسیله گوش، باز و چشم، بینا و دل،
مطیع و آرام می گردد.”

ای برادر تو همان اندیشه‌ای
ما بقی تو استخوان و ریشه‌ای
گر گلست اندیشهٔ تو گلشنی
ور بود خاری تو هیمهٔ گلخنی
خدایا شکرت که اینقدر تایپ کردم.دوستار شما،علی خاکسار

امیر فتحی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلام به همه عزیزان  ツ

  • خلاصه مینویسم ✍

در وحله اول اینکه باید با خودمون در صلح باشیم و خودمون رو ارزشمند بدونیم ، برای اینکه آرامش داشته باشیم باید همیشه با خدا باشیم و فقط روی خدا حساب کنیم و باور داشته باشیم که خدا تنها قدرته و همیشه کارامون رو به خدا بسپاریمو توکل کنیم و نتیجه توکل باید آرامش باشه.
وقتی تو یه کاری گیر میکنیمو  خودمونو گم میکنیم باید تمام شرایط خونسردی خودمونو حفظ کنیم و توجهمونو به نکات مثبت ببریم و اصلا نباید نگرانش باشیم ، طوری رفتار کنیم انگار به نفعمونه و حکمت خدا را تو کار ببینیم (مثلا جملاتی همچون : این کارا همش حکمت خداست و به لطف خدا به نفعمه بگیم)  
مهمترین اصل باورامونه که احساساتو ایجاد میکنه و اگه باورامون رو عوض کنیم و اصلاح کنیم و تو ذهنمون خدا رو فقط بزرگ ببینیم .
زیاد دوربره آدم های منفی نباشیم ، فقط کسانیکه میتونن کمک و انگیزه میدن صحبت کنیم ، هیچ چیز مهم نباشه برامون ی جورایی بیخیال باشیم .

  • بپذیریم که مشکلات و تضاد ها ایجاد شده اند تا ما رو به موفقیت هدایت کنند.

????

لیلا شب خیز پاسخ داده شده در 3 سال پیش

با سلام مجدد 
کاش این دوست عزیزمان که سوال پرسیده بودند الان نظرشان را بیان می کردند و از احساس خود می گفتند 
دوستان همه ، برای ایشان آرزوی موفقیت دارند 
به نظرم لحظه ی باشکوهی است سوال ایشان انتخاب شده و همه دارند تلاش می کنند به این دوست عزیزمان راهکار بدهند 
داشتم فکر می کردم چه جوری ، خدا را صدا زده ، این همه جواب گرفته 
باور کن این نشانه ی الهیست با ایمان پیش برو 
خدا در همین نزدیکی است 

امین غلامی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

خداوند نور چشم های کسانی که این متن را خواندن و دوستانی که پاسخ به این سوال داردند زیاد کند.
من نمیخواستم جواب بدم به این سوال ولی شاید یک نکته کوچکی که من میگم بتواند مسیر زندگی این دوست عزیزم را عوض کند.
شما دوست عزیر میتوانید چشم هایتان را بدندید و به اون لحظه های خوش زندگیتان فکر کنید یا میتوانید به بعد این که از این مشکل رها شدید فکر کنید و تصمیم بگیرد در ذهن تان با کی ها کار میکنید با کی ها کار نمیکنید بعد رفع مشکل و دیدتان را نسبت به مشکلات تغییر بدهید اگه عباس منش این همه سختی نمیکشید عباس منش میشد من میتوانم از ادم ها بزرگ مثال بزنم که از مشکلات به عنوان سکوی پرتاب استفاده کردند پس چشم هایتان را ببندید و به این ها فکر کنید .
ممنون از شما که اهمال کار نکردید و تا اخرش این متن کوتاه را خواندید.

عمودارا شرکت پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلام. من دقیقا شرایط ایشون رو داشتم.
کاری که من کردم این بود که مشکل رو رها کردم. و تمام توجه و تمرکزم رو گزاشتم روی دختر کوچولوم که سرشار از انرژی بود.
درسته دادگاه و شکایت داشتم. اما اصلا نه تو خونه خودم و نه با دوستانم در مورد اونا حرف نمیزدم. و همش حواسم رو به شادی هایی که داشتم پرت میکردم. و الهی شکر به خیر گذشت. و کار دگه ای که همراه با اینها انجام میدادم . تجسم میکردم که شاد از دادگاه بیرون میام. دیگه اونجا چی میشه و من چی میگم رو اصلا بهش فکر نمیکردم.{جلوی نجوای منفی فکرم رو میگرفتم}
در روزهای اول چیز مشهودی نمی دیدم اما ارام ارام نتایجش رو دیدم.
سپاسگزارم از استاد خوبم که تا زنده ام خودمو شاگردش میدونم.

امین اذری پور پاسخ داده شده در 3 سال پیش

با سلام خدمت همه اعضای سایت
من احساس می کنم در این شرایط باید اول ،یک لیست از تمام مشکلاتی که قبل وجود داشته وحل شده تهیه کرد.دلایل موفقیتهای گذشته را پیدا کرد و روی آنها تمرکز کرد.انجام مدیتیشن در به تعادل رسیدن ذهن بسار مفید است (من تجربه کردم و بسیار در شرایط سخت جواب می دهد).سپس مشکلات را اولویت بندی و به بخشهای کوچکتر تقسیم کنیم و از تمام کسانی که می توانند کمک کنند لیستی تهیه کرده واز انها برای حل هر بخش از مشکل با توجه به شرایط آنها درخواست کمک کنیم ( البته قبل از هر چیز توکل و در خواست از پروردگار )

عمودارا شرکت پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلام:
من دقیقا شرایطی شبیه ایشون رو داشتم. کارگرهام ازم شکایت کردن و طلبکار می اومد در خونه ام.
یک نکته استرهیکس میگه:چرا اونهایی که توی سرازیری ورشکستگی می افتند.تا به ته ورشکستگی نمیرسند. دوباره شروع نمیکنند.
یعنی باید به ته خط برسند و دوباره حرکت کنند.
چون از اول تسلیم نبودن.وقتی به ته چاه میافتن میگن ما تسلیم هسیم. دیگه چیزی برای ازدست دادن نداریم./
برای همین دوباره اوضاع ارام ارام درست میشه.
من دقیقا وقتی طلبکار می اومد در خونهم همین رو میگفتم: من دیگه چیزی ندارم.میگی چکار کنم؟ صبرکن درست میشه.
و بعدش خودمو با چیزهایی که دوست داشتم مخصوصا دخترکوچلولم که سرشار از انرژی مثبت بود سرگرم میکردم .
توی خونه قدقن کرده بودم که اصلا حرف دادگاه و طلبکار نباشه.
و تمام تماسهامو جواب میدادم.و حتی فحش میخوردم.
باز میگفتم:اینها کوچکتر از اونن که حال منو بد کنند.
و با هرچیزی که بلد بودم. مثل تماشای فیلم. حالمو بهتر میکردم و اصل حواسمو پرت میکردم.
و ارام ارام به یاری خدای مهربان همه چیز درست شد.
و همیشه تجسم میکردم که شاد از دادگاه بیرون میام و دارم دوباره کار میکنم.
من سال گذشته با دوتا کارگر شروع کردم و الان ۲۵ تا کارگر دارم و بیاری خدا سال دیگه ۲۰۰ تا.

عیسی مهربان پاسخ داده شده در 3 سال پیش

باسلام ودرود فراوان به دوستان عزیز بعداز تحقیقات فراوان که روی موضوع موفقیت انجام داده ام کلمه (ایمان) بالاترین رتبه رابه خود اختصاص داده وتمامی اساتید عزیز موفقیت که مقاله ها وکتابها نوشته اندسمینارهاوهمایشها برگزار کرده اند لپ کلامشان این است …..تو میتوانی…..همین    من برای این موضوع دوتا راهکار دارم یکی خرج دارد ودومی رایگان است .اگر میخواهیم تنشها وفشارها برای همیشه در همه ابعاد اززندگی ما بیرون برود واین را با مشکلات اشتباه نگیریم مشکلات تا دم آخر باما همراهند مشکلات آمده اند تا ارزشها واستعدادهای خفته مان رابه ما نشان دهند چند صباهی را با ما زندگی میکنند اگر مهمان نواز خوبی بودیم چیزهایی را به ما الهام میکنند که از هرچیزی بهتر است اما اگر غر بزنیم بدقلقی کنیم باذات آن مچ میشویم وبیشتر به ما میچسبندواگر دربرابرشان راحت باشیم فقط راحت باشیم زوتتراززندگیمان بیرون میرونددرهرصورت میروند……واما تنشها وفشارهای زندگی که دست از سرمان برنمیدارند وجز بدی هیچ چیزی را برایمان همراه ندارند باید متصل شویم به قدرتی بزرگ ..اگر میخواهیم پشتوانه بسیار قوی برای همیشه داشته باشیم برای همه چیز بخصوص موضوع مالی بخشی ازدرامد خود را درراه خدا بدهیم یعنی امروز که ۱۰۰۰۰۰تومان بدست بدست آوردیم ده هزار تومان از آن را جدا کنیم وبه کار خدا اختصاص دهیم بزرگترین قانون طبیعت قانون بده بستون است وما نباید از این قانون غافل باشیم اگر مابخشی از درامد خود را به خدا اختصاص دهیم خودمان را دربرابر احساسات بد وام بدهی بیمه میکنیم مثلامیرویم ماشین بخریم چون احساسمان یک احساس قوی است وخداوند را پشتوانه خودمان میدانیم بر اساس این احساس نا خوداگاه تحقیقات زیادی را در مورد ماشین بدست میآوریم وارزانترین وباکیفیتترین ماشین را معامله میکنیم ومیشویم فردی اگاه در مورد ماشین .چون ماباخدا معامله کرده ایم هیچ وقت خدا نمی گزارد ما دست روی جنس بنجل بگزاریم.اگر بخواهیم ازدواج کنیم چون احساسمان احساس خداییست ودرپرتوی نور هدایت وباقوانین او در حرکتیم میشویم استاد انتخاب همسر ودر این راه دربعضی مواقع کاری که  حتی به آن ایمان داریم اما جور نمیشود بدانیم که شاید اراده خداوند مانع آن است از خرید میوه گرفته تا ماشین ومستغلات خداوند پشتوانه ماست ونمیگزارد جنس بنجل به مابفروشند واین یعنی ثروت مداوم فقط امتحان کنید وبنشینید وتماشا کنیدودستهای خداوند را درزندگیتان واضح وآشکار با بصیرت ببینید ولبخند بزنیدواین احساسیست که هرگز کسی نمیبیندودرکش نمیکند جز خود وخدایتان ..فقط اعتماد کنید ..واما راهکار دوم (طرز فکرمان )تضمین کننده کمیت وکیفیت زندگیمان است زندگی فقط یک زاویه نیست از زوایای مختلف فکرکنیم. ببینیم.تصمیم بگیریم.به احتمال خیلی زیاد زاویه ایکه به مااحساس بد منتقل میکند زاویه کور است وهیچ وقت هدفهای باارزشمان را که در لابلای خاروخسهای احساسات بد گاه خودشان را نشان میدهند وگاهی مهو مشوندرا نمیتوانیم نشانه گیری کنیم باید تغییرات ایجاد کنیم بیخیال شدن به هدف تغییردادن هدف وارزشهایمان به ما احساسات بد منتقل میکندپس اززاویه های دیگر هم میشود به اهداف نگاه کرد .واین راه کار بسیار شگفت انگیز است

رها فروتن پاسخ داده شده در 3 سال پیش

با سلام و عرض ادب خدمت تمام دوستان عزیزم… در مورد احساس خوب داشتن تو بدترین شرایط نظر من اینه که اون موضوع رو انقدر بزرگ نکنیم که فکر کنیم زندگی ماوابسته به اون شده باید فکر کنیم باارزش ترین چیزی که خدا تو این دنیا به ما داده زندگیه و این فرصت تکرار نشدنیه و هیچ چیزی ارزشش رو  نداره که ما خودمون رو بخاطرش عذاب بدیم و تو این دنیا زیباییها و شگفتی های بسیار زیادی وجود داره که ما رو به وجد میاره اگه به وسعت بی نهایت کهکشان نگاه کنید متوجه میشد که این کره زمین یه نقطه خییییییییلی ریزه و خدایی که عالم به این گستردگی رو اداره میکنه اداره زندگی ما براش کاری نداره خدایی که تو قرآن گفته برگی از درخت روی زمین نمیفته الی به اذن من …پس از همه چیز آگاهه  فقط باید این اعتماد و اعتقاد قلبی رو داشته باشید که اگر از خدا چیزی رو میخواید نگران نتیجه نباشید و سپاسگذاری به خاطر دیگر نعمت ها احساس خیلی  بهتری  به آدم  میده مهم ترینش سلامتیه  و البته یه نعمت بزرگی که من  و شما داریم اینه که به این قوانین خداوند آگاه هستیم و این رو مطمئن باشید اگر تمام اموالتون رو از دست بدین هیچ جای نگرانی نیست چون وقتی ذهن ثروتمندی داشته باشید دوباره در مدار پول و ثروت خواهید افتاد ان شاءالله …و یه موضوع مهم دیگه ام هست و اون احساس ارزشمندی انسانه نباید یه شکست باعث احساس پوچی ما بشه چون فرکانس ناامیدی خیلی مخرب و ویرانگره و باعث جذب بیشتری از جنس همون افکار میشه مشکلات بیشتر اتفاقات بدتر واحساس بدتر جذب زندگی ما میشه، مادقیقا از جنس همون خداوندی هستیم که به هر چیزی بگه باش میشود و این قابلیت منحصر به فرد انرژی افکار و قدرت بیان انسان باعث ایجاد معجزه میشه و تنها راهی که واقعاً باعث ایجاد باور جدیدمیشه تکرار باورهای مثبته و یه چیزی دیگه ام نگاه کردن کلیپ های انگیزشی و امیدوار کننده اس که محرک خیلی خوبیه برا مغز … البته دیدن کلیپهای خنده دار واقعاً  دل آدم رو شاد میکنه و احساس خیلی خوبی به آدم میده هههههههههههه خودتون رو با هر چیزی ساده ایی وادار به خنده کنید چون شادی احساس ادم رو واقعاً تغییر میده….انشاءالله که موفق باشید

محمد پاسخ داده شده در 3 سال پیش

به نام خداوندی که قدرت را دردستانمان داد
سلام خدمت همه ی دوستان و استاد عباس منش عزیز و گل خیلی دوستون داریم
درمورد سوال :
اولا برای این که آدم بتونه تو هر شرایطی حالشو خوب کنه و خوب نگه داره  نیاز به تمران داره و خب این ویژگی اکتسابی هستش خدارو شکر و بیشتر مردم دنیا از همون اول صبور و مثبت اندیش نیست اما وقتی که تو این راه قرار میگیریم که میتونیم اینو تقوییییت کنیم خب پس یا علی………..
اما خب به نظر میاد شما دوست عزیز تازه تو این مصیر قرار گرفتی و تازه اول راه هستی و باید بهتون تبریک بگم و بگم که باید و باید حتما راه رو ادامه بدی تا نتایج عالی بگیری .
دوست عزیز همه ی ما آدم هاا یک و چند راهی دارم برای آروم کردن و مثبت فکر کردن و باید راهشوو خودمون پیدا کنیم این که کسی یه راه کار و یه حرکت رو بگه حتما کار ساز نیست و باید به خودشناشی برسی ، مثلا من خودم وقتی اعصابم خورد باشه و نتونم خودمو کنترل کنم ببا ماشینم میزنم بیرون و ساعت ها دور دور میکنم و به نتطه ی مرتفع شهر میرم و آروم میشم و راه کار های دیگه برای خودم یا قدم زدن با دوستم و صحبت درمورد موضوع مورده علاقه ی دوطرف و………………..
چند تا نکته:::::.
اما باید بگم که ایمان خودتون نسبت به الله یا خدا یا هر اسمی که دوست دارین روش بزارین باید بالا بره که مثا من بیخیال بشین توی زندگی و در مورد مسالتون چون الان کمی فکر کنی خودتون هم میفهمین که هر چه قدر بیشتر به این موضوعات گیر بدین بیشتر خراب میشه و انگار بیشتر دارین توی مرداب فرو میرین – باید یک سری از موضوعات رو خب ببپذیرین مثلا طلب کار زنگ میزنه خودت رو جای اون قرار بده خب اگه توهم بودی دنبال پولت بودی و شایدم برخوردت بدرت میکردی اما باید خب الان بهتره یه کاغذ برداین و هرچی نکات مثبت درمورد افراد نزدیک و دوستان بنویسید و سپاسگزار باشید بخاطر وجودشون و خیلی مهمه که شب موقعه ی خواب این کارو انجام بدین و صبح هم که بیدار میشین سپاس گزار دارایی هاتون بشین و مخصوصا اینه که خدای شکرت که امروز هم به من فرصت زندگی کردن رو دادی و شب هم خدایا شکرت که امروز هم زندگی کردم -**
دومین چیزی که هست اینه که شما تمرکزتون رو گذاشتین روی چیزی که نمیخوایین و خب اونو تجربه میکنین و مثلا وقتی همش نگران یه موضوع یاشین خب اونم همش تکرا میشه شاید بگین نمیدونم دقیقا چی رو میخوایین خب شما چیروو نمیخوای همونو برعکسش کن تا متوجه بشین چی رو میخوایین
یه نکته ی خیلی خیلی خیلی خیلی مهم مهم مهم  که همه ی انسان های موفق خوشبت و ثروتمند این ویژگی رو دارن اینه که امید به اینه که درنهایت همه چی به نفع من تموم میشه و من خوشبخت ترینو قدرتمند ترین ادم روی زمین هستم و همیشه امید دارن به آیینده و  به این جمله هایی که الان میگم بیشتر توجه کنین

  • حضرت موسی فقط موفقیت میاندیشید و به جلو رفتن فک میکرد و این تفاوت اصلی فقرا و ثروتمندان است
  • ۲- حضرت محمد برگزیده شد چرا؟؟چون ایمانش ناب بود و عالی و قوی بود و قرآن برقبلش نازل شد و اکثر افعال قرآن برزمان حال هستش و یعنی در لحظه زندگی کردن و شاد زیستن ثروتمندان حقیقی لحظه ها را غنیمت می دانند مدام در حال خلق ایده های نو و جدیدند و فقرا استرس شام شب فردایشان را دارن

****دست خدا بالای همه ی دست هاست******
دوست عزی موضوع اصلا ایمانه و توکل به الله فقط همینو بس هر کاری که حالتو بهتر میکنه و باعث میشه که موضوعات رو فراومش کنی انجام بده ان شاالله که اوضا اوکی میشه اینم بدون که این موضوع ها  اگه ازشون سربلند بیای بیرون خیلی قدرتمنتر از میشی و روحت بزرگتر میشه **پس اینما داشت داشته باش به الله که خودش همیچی رو درست میکنه مثل زندگی من و خیلی های دیکه ویاد بیار که چه روز هایی بوده که خدا فقط دستت رو گزفته و برده بالا و اونارو برای خودت مرور کن تا ایمانت تقوی بشه عزیز ****** در نهایت برای تو دوست عزیز آرزوی موفقیت و ثروت و آرامش خاطر دارم ****
دوست عزیز امیدوارم همیشه تو زندگیت احساس خوشبختی کنی

سارا سجودی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

 
با سلام
به نظر من سؤالاتی که با  « چطور و چگونه » شروع می شود می توان در یک لحظه هم به احساس خوبی دست یافت هم واقعاً به پاسخ سؤال رسید. زمانی که سؤالی را به طور مکرر ( سؤالی که  با چطور و چگونه آغاز می شود ) مطرح کنیم با این کار هم به احساس خوبی دست پیدا می کنیم هم مغز ما واقعاً تمایل دارد پاسخ آن را بیابد.
چطور می توانم از این وضعیت استفاده کنم و قدرت بیشتری برای کمک به خود به دست آورم؟
چه راه حلی را می توانم برای مشکل خودم پیدا کنم؟
چطور می توانم مشکل مالی خودم را حل کنم؟
از مشکلی که برایم پیش آمده چه چیزی می توانم یاد بگیرم که به من کمک کند تا یک راه حل خوب را پیدا کنم؟
و یک راه دیگر مراقبه است .مراقبه یعنی بر دَم و بازدم خود تمرکز کنید. هوا را از راه بینی به داخل ببریم و از راه بینی خارج کنیم و در همین حال به تنفس خود فکر کنیم. هنگامی که عواطف و احساسات منفی ما را احاطه کرده فقط آرام بگیریم و با خود کلنجار نرویم. این احساسات منفی ما را از وضعیتی که داریم آگاه می کند و باعث می شود به فکر چاره باشیم. هنگامی که در این حالت هستیم وسیله ی آرام بخشی که  پیشنهاد می کنم مراقبه است زیرا هنگامی که ذهن شما آرام می گیرد و هنگامی که افکار متوقف می شوند ارتعاشات شما خود به خود بالا می رود و انرژی  شما به سمت مثبت پیش می روند.       با تشکر سجودی

علی امجدیان پاسخ داده شده در 3 سال پیش

به نام خدا 
با سلام خدمت تمامی بزرگان و دوستان
به نظر من هر کسی که صد ها دوره  آموزشی رو تهیه و  استفاده بکند و فقط بعد از چند دقیقه کلا تکنیک های اون رو با زبان سخنران بخواهد اجرا کند به جرات میتونم بگم که اصلا کاری رو پیش نخواهد برد هر کسی باید با توجه به محل جغرافیایی زندگی خود باید تکنیک هارو اجرا کند . حال که مدیر شرکت بزرگی به مشکل مالی برخورد کرده و امید به حل شدن آن را دارد حتما حل میشود اما چگونه این همه درگیری با این مشکل میگذارد که مدیر بر روی این فکر کند که چگونه از این گرفتاری رهایی یابد .نکته ای که از این سوال متوجه میشویم این است که فردی که مدیر شده هیچ وقت بدون مشکل نبوده و حتما قبل از این هم مشکلاتی رو پشت سر گذاشته و برای اولین بار است که به این مشکل بدهکاری زیاد برخورد کرده و اقدام جهت حل آن را هنوز پیدا نکرده .این بزرگوار فرموده اند که با وجود هر دغدغه ای از جمله آگاهی و دادگاه و طلب کار و…..نمیتونه به انرژی مثبت درون خودش متکی و اون رو حل کنه.پیام بنده به این مدیر بزرگوار ویا هرکسی که در مشکلی گرفتار هست اینه نمیخوام به نصیحت کردن بپردازم چون هر کس که مشکلی داره خداوند در اون فرد اون قابلیت حل مشکل رو داده و خود فرد از هر کسی بهتر میدونه که راه حلش چیه اما چرا نمتونه اون رو به مرحله ظهور واجرا برسونه ؟چونکه ما ۲۴ساعت یک روز رو درگیر یک مشکل نیستیم و بغیر از زمان دست وپنجه نرم کردن با مشکل ما زمانی هم وجود دارد که با خود خلوط میکنیم و فقط به عمق فاجعه ای که در اون غرق شدیم فکر میکنیم و حقیقت رو بخاید فقط جز ادامه و بد تر شدن اون مشکل هیچ چیز دیگر نصیبمان نمیشود و اگر به اندازه تما دنیا فایل روانشناسی دیده باشیم قادر به حل اون مشکل نخواهیم بود و راه حل مشکل مدیر امیدوار و پر تجربه این است که اول از همه از عمق مشکل بیرون بیاد زمانیکه داره به حلش فکر میکنه دوم اینکه به خودش بگه که من این همه مراحل رو تو زندگی گذارندم و صد ها پروژه و طرح که ناموفق بوده رو به سر انجام رسوندم و به درجه مدیریت رسیدم این هم یکی از اونهاس بعد از اون به این فکر کن که خدا در تو ای قابلیت رو دیده که سر راهت گذاشته و به اون چیزی که درونت به تو میگه گوش بده چونکه فقط خودت میتونی موفقیت ویا شکست رو تجربه کنی و به این توجه کن که یک درز خیلی کوچک هم میتونه آب موجود درون یک تانک بزرگ رو خالی کنه اگه راهی مثل درز کوچک رو به ذهنت میرسه انجام بده مطمعن باش که بدهکاری بزرگ با کمترین وقت حل نمیشه و زمان بر هست و نهایتا به سرانجام میرسه .
ممنونم از تمامی عزیزاین ان شا ا… که همیشه سر حال باشید.
 

سیده فاطمه میربزرگی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلام به عزیزان
اگر من به مشکلی برخورد کنم و سردرگم و مضطرب بشم، کاری که انجام میدهم این هست که درباره ی مشکلم مینویسم یعنی با خدا درددل میکنم، اگر که راه حلی داشته باشم مینویسمش، و سعی میکنم مواردی ک باعث شادی در من میشه یجورایی امیدوارم میکنه فکر کنم و بنویسمش، و به مدت یک دقیقه چشمام رو میبندم به مواردمحشر مثل وجود مامانم فکر میکنم و لبخند میزنم و این جمله رو با رنگ قرمز در انتها مینویسم که در این هفته(زمانش بستگی به مشکلم داره)خدا بهصدهاهزار نفر کمک کرده و مشکلشون حل شده و الان در ارامش بسر میبرند، پس بی درنگ منتظر حل کردن مشکل من هست،  در اخر از خدا میخوام ک کمکم کنه، و به خودم این اطمینان رو میدم ک خدا خودش حواسش هست، دیگه این موضوع به من ربطی نداره، و خدا رو سپاس میگم، و یک عبارت تاکیدی برای خودم مینویسم و تکرارش میکنم. امیدوارم مفید بوده باشه 
ب ارزوی موفقیت برای همه، خدانگهدار

سمیه * پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلام وعرض ادب به استادعزیزوگروه تحقیقاتی عااااااالی وبی نظیرعباسمنش.
اززمانی که شروع کردم به تغییرزندگی وبه دنبال اون مطالعه کتابهای موفقیت وگوش دادن فایلهای موفقیت وتحقیق دراین حوزه هرروزاین مسئله برایم روشن ترمیشه که باوربه یک مسئله هست که نتیجه اون رودرزندگی من ایجادمیکنه،حتی باوربه همین موضوع که من اگراحساس خوب داشته باشم اتفاق خوب برایم رخ می دهدوبالعکس.
ولی چطورزمانی ک تصمیم به تغییرمیگیرم درزمان مواجه بامشکلات،مخالفتهای ذهنی خودم،خانواده،اطراف،شرایط فعلی زندگی و بقیه تضادها برای دستیابی به اون هدف احساس خوب روهمیشه داشته باشم به این نتیجه رسیدم که ایجادیک باورقوی وقدرتمنددروجودمن به همراه انجام تمرینات احساس خوب فقط ممکن است .اون باور، باوربه خداهست نیروی برتروحاکم برجهان هرچه باورمن درزندگی به خداقویترمیشه خیلی بهترمیتونم نسبت به موانع ومشکلاتی که روبرومیشم دیدبهتری داشته باشم. هرچه دراین مسیرجلوترمیرفتم واهداف متفاوت تری روبرای خودم درنظرمیگرفتم این باورکه ایمان به خداهست که احساس من روهمیشه عاااالی نگه میداره درخودم
قویترکردم.
هرشخصی به من میگفت فلان کاررونمیتونی انجام بدی حتی افکارذهنی خودم باخودم میگفتم خدای من خیلی خوب کارش روبلده.
بقیه به شمامیگن بیماری توخوب نمیشه شمابگو اون کارش روخوب بلده ومیدونه چی کارکنه چطوروچگونگه رومن نمیدونم ولی اون میتونه.
بقیه میگن این رابطه درست شدنی نیست ولی شمابگو خداخیلی خوب بلده چی کارانجام بده.
بقیه میگن این ورشکستگی همیشگی هست ولی شمابگوخداخیلی خوب میتونه کارش روانجام بده.این باورمن هست به خداوتوانایی اوکه نقش اون رودرزندگی من روشن کرده اون کسی که باورش نداره ترس ونگرانی رو همیشه احساس میکنه.
من به این ایمان پیداکردم که هراتفاقی که برای من رخ میده خیری به همراه داره این اتفاقات هست که من روبیشتربه خدانزدیک میکنه.
پس هرچقدرایمانمون به خداقویترباشه=احساس عاااالی تری روخواهیم داشت واحساس عااالی =اتفاقات خوب.
درکناراین باورها مابایداطلاعاتی هم درموردروش کارضمیرخوداگاه وناخودگاه برای تغییرباورداشته باشیم.
زمانی که ماشروع به تغییرمیکنیم درواقع برنامه ریزی جدیدی روبرای ضمیرناخوداگاه شروع میکنیم بااتفاقات به ظاهر ناخوشایندی روبرومیشیم واین اتفاقات کارمای افکارقبلی هست که درذهن داشتیم ومیخواداین روبه مانشون بده که روش کارشماقبلا به این شکل بوده که بامقاومت کردن میتونیم برنامه ریزی جدیدروشروع کنیم.
زمان شروع یک تغییرویاباورجدیددرذهن مااولین مقابله درسطح فکرهست وافکارمنفی مادرمقابل افکارمثبت قرارمیگیره بعدازپیروزی دراین مرحله نظرات وامخالفتهایی رودرسطح خانواده میبینیم بعدازردکردن این مرحله ممکن است دوست یااشنای خیلی قدیمی روببینیم که دربین صحبتهاش به این اشاره کنه که این باورجدیددرست نیست واین درواقع کارضمیرناخوداگاه هست که مرتب دنبال دلایل ومستندات برای ثابت کردن افکاروبرنامه ریزی قبلی ذهن ماهست بعدازردکردن این مرحله ممکن است یک اتفاق مثل تصادف.دزدی یا….رخ بدهد که بازهم پیداکرون شواهدومستندات ضمیرناخوداگاه هست بعدازردکردن این مرحله باورجدیدجایگزین باورقبلی شده.
درواقع باشروع یک تغییرافکاربدبه روی ذهن میان وبعدازاون حارج میشن وعمق ذهن ماداره دوباره برنامه ریزی میشه
برای داشتن انرژی برای ردکردن همه این مراحل وشکستن این مقاومتها همراه باایمان به خدااین تمرینات روانجام بدیم.
۱تجسم نتیجه هدف که این لذت این سختی هارواسان میکنه
۲گوش دادن مداوم فایلهای صوتی وانرژی بخش
۳خوندن پیامهای مثبت
۴حذف افرادمنفی
۵حذف ترانه های منفی
و…..
برای پیداکرون احساسی یکم بهترازالان لازم نیست کارعجیبی انجام بشه ممکن این احساس باتماس تلفنی به یک دوست انجام بشه
ممکن است یک دوش اب سردباشه
ممکن است بوکردن یک گل خوشبوباشه
و……..
البته بایدبدونیم باوربه این تمرینات هست که برای مانتیجه به همراه داره واحتیاج به زمان وتمرین داره.
به امیدموفقیت وسربلندی تمام عزیزانی که درراه سخت وشیرین تغییرباورها قدم گذاشته اند.

محمدبگلو پاسخ داده شده در 3 سال پیش

عرض سلام و شاد باش دارم خدمت اعضای محترم سایت عباسمنش:
در پاسخ به سوال مطرح شده بنده چون خودم دقیقا مشکل دوست محترم را درک کرده ام چون خودم حرفه ام وکالت دادگستری است و خودم در برهه ای از زماندقیقا این بار استرس را از جانب فردی شیاد و و سو استفاده گر متحمل شده ام و بارها و بارها بنده را مورد بمباران استرس توسط تماس و پیامک تلفنی مورد هجمه قرار داده بودند تا از موقعیت من سواستفاده نمایند که به لطف خداوند و تصمیم بر ایستادگی در برابر وی و روحیه دادن و نشان دادن تاکتیک عملکرد  دوستان توانستم بر وی مسلط شوم  و با وی قطع ارتباط نمایم و کنترل رو به دست بگیرم  و اکنون به خاطر استرس های زیاد این شغل  و مسایل دیگر این شغل به این حرفه تمایلی نداشته و دیگر کار نمیکنم .
پاسخ من به این دوست عزیز این است که در این برهه از زمان که درگیر مشکلات هستند می بایست خود را از آن شرایط دور کنندو حتی گوشی خود را در اختیار منشی خود قرار دهند تا پاسخشما را به طلبکاران منعکس کند و یا اینکه گو شی خود را کلا از دسترس خارج کرده و فقط در ساعاتی از روز در دسترس قراردهند جهت پاسخگویی به طلبکاران و پاسخ های خود را به افراد از طریقف ررابط در شرکت به طلبکاران منتقل کنند و از مراجعه حضوری با آنان خودداری نمایند و خود به مکانی خوش آب و هوا رفته  و تمرکز خود را بر روی شادی و آرامش قرار داده تا راهکار های مناسب را از خداوند الهام بگیرد چون در لحظات شادی و آرامش انرژی  انسان به مراتب بیشتر شده و می تواند را ه حل های مناسبی برای مشکلاتش پیدا کند.
شاد و خوش و خرم باشید و در پناه خدا…

مهناز قمری پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلام خدمت تمام کسانی که خودشون رو لایق بهترین ها میدونن
نظر من در مورد این سوال با توجه به نکته هایی که تا به حال یاد گرفتم
۳مرحله است:
۱-درزمان مشکلات حال خوب برای خودمان درست کنیم ان هم با تغیر نگاه به مشکلاتون است یعنی اگر مشکی است ان را مشکل نبینیم از ذهن مان چیزی به اسم مشکل را پاک کنیم با نگاه دیگری به اتفاقات افتاده نگاه کنیم مثال اگربیماریم ان را به چشم بیماری لاعلاجی نبینیم که قراراست مارا ازپادراورد وهمه ارزوهایمان رااز مابگیرد نگاه نکنیم ان را مثل مهمان نخوانده ببینیم که هیچ اشنایی با اونداریم واو بسیار تنهاست وبه ما نیاز دارد وقراراست باهم دوست شویم وتمام لحظه ها همراه مان باشد در شادی وغم او دوستیست که میتوان با اودرد ودل کنیم بااوبخندیم دوستی پایداری داشته باشیم طوری که قراراست او نظارگر تمام تمام موفقیت های زندگی مان باشد حال خوب لحظه های خوب رابراینان فراهم میکند لحظه های خوب خواسته های خوب مان را درخواست میکند وخواسته های خوب زندگی خوب را فراهم میکند به همین سادگی
حال در خصوص سوال این دوست بالیاقت به نظر من شما راه حل اتفاقات خودتان را در توضیح سوالتان مطرح کرده اید شما لیاقت بهترین هارا درحوزه کاری خودتان دارید اما ایا همان گونه که خودتان گفتید لیاقت بیشتری دارید توانایی وقدرت بیشتری هم دارید؟ تابهترین هارو برای خودتون وخانوادتون جذب کنید در ضمن شما خود خود تون بودید که این لحظه هاروبرای خودتون ساختید باوجود تمام مطالعاتی که در این حوضه داشتید اما باورخوبی نسبت به خودتون توانایی هاتون قانون تغییر نیافتنی
دنیا وافرینش نداشتید وخودتون مقصر صد در صد اتفاقاتتون هستیداگر موضوع رواین طوری ببینید وصد در صد قبولش کنیدحال بهتری پیدامی کنید درهمان لحظه های خوب که سعی برای تغییر موضوع به وضع بهتری پیدا میکنید تمام لحظه هاباخودتون بگوید که با وجود این اتفاقات قرار من سد محکمی دربرابر نشدن های زندگیم غیر ممکن ها وتمام اتفاقاتی که قرار من رواز ارزوهام  دورکنه باشم پس صبورانه با اتفاقات کنار میام چون زمان اسید بسیار قوی برا حل کردن این موضوعات توخودش است بااین کارها خود به خود قدم درمرحله دوم این قانون گذاشتید.
۲-کانون توجه به خواسته ها نه ناخواسته ها یمان لحظه خوب برای خودمان ساختن همان جمله ایست می گویند راهی نباشد راهی خواهم ساخت وحال خوب خواسته خوب را درخواست میکند وفرکانس ان را به عالم هستی میفرستدوکم کم ره حل اتفاقات زندگیمان شروع به هنر نمایی میکند وان جاست که ما وارد صحنه زندگیمان میشویم واز اتفاقات سکوی پرتابی میسازیم.
۳-مرحله سوم همان قانون جذب یعنی در خواست –پاسخ – دریافت است.
در ضمن مشکل اصلی همه ما دوستان این است خوب گوش میدهیم –خوب میخوانیم – خوب تمرین میکنیم اما خوب اجرا نمی کنیم
چون به خودمان به قانون افرینش به توانایی هایمان باور واعتماد نداریم.
به نظر من ابتدا باور هایمان رانسبت به خودمان خداوندمان که این عالم رابرایمان افریده قوی کنیم وشک نکنیم بعد خوب گوش کنیم خوب ببینیم خوب تمرین کنیم چون ناخوداگاه عالی اجرا میکنیم وقهرمان زندگی خودمان میشویم هیچ کدام شعار نیست من خودم درزندگیم همه را تجربه کرده ام                                                    
                                                                                                      با ارزوی بهترین ها

علیرضا رستگار پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلام
من حودم دقیقا چنین موردی داشتم. خیلی عصبی ناراحت و غمگین بودم و صحبت های استاد رو گوش میدادم و یه روز دیگه کلافه شدم گفتم بابا این آدم دلش خوشه میشنه آرزوهاشو میگه و ما هم گوش میدیم.
بعد اومدم توی سایت یه فایل تازه اومده بود. بازم دانلود کردم و گوش دادم این بار دیگه خیلی عصبی شدم و رفتم یک نظر خشن نوشتم شاید باورتون نشه چند دقیقه نشد که گوشیم زنگ خورد برداشتم دیدم شماره تهران هست گفتم یا خدا دیگه قراره چی بشنوم…. بعد گوشی رو برداشتم یکی از اعضای خانواده عباس منش بود… بله خودشون بودم باورم نمیشد که به خاطر یک نظر که فقط میتونستن تایید نکن و تموم زنگ زدن و با من صحبت کردن در عین حال که توی ذهن خودم میگفتم دلش خوشه و…. حرفاش یکم آرامش بهم داد…
شب در حال خواب همین طور که داشتم با هنزفری آهنگ گوش میدادم یاد حرف های اون خانم افتادم و گفتم یکم راسته ولی چرا نمیشه من تمام تلاشمو می کنم ولی چرا نتیجه نمی گیرم؟ چرا؟
همین طور که آهنگ میخونده یکدفعه خواننده گفت مگه میشه عاشق تو نشد و…. گفتم ای وای من… من توی دنیا عاشق همچی بودم پس اون عشق اصلی کجا رفته پس چی شده؟ چرا به قانون وجودیت عشق نداشته باشم. و حالم یکم خراب شد… فردا صبح که بلند شدم این دفعه با یک روحیه متفاوت شروع کردم در عین حال که وضع خیلی خراب بود. یکدفعه یکی از دوستام پیام داد شماره کارت بده.. گفتم برای چی؟ گفت مگه چک نداری و پول کم داری گفتم چرا ولی تو که…. گفت تو بده
منم شماره کارت رو دادم بعد دیدم هی ۳۰ تومن ۵۰ تومن ۱۰ تومن داره واریز میشه گفتم آخه چک من با این چیزاکه پاس نمیشه ولی باز خدایا شکرت به قول ما شیرازیا کاچی وضع هیچی هست. بعد باورتون نمیشه من دوران دانشجویی کزمان بودم و با خیلیا کار کردم یکی از اونا بهم زنگ زد و راهنمایی از من خواست برای کامپیوتر جواب دادم و حل شد و بعد سوال کرد چطوری و…. براش توضیح دادم گفت یک مقدار پول دارم بهت قرض میدم.
باورم نمیشد امید دیگه ای پیدا کردم. دیدم ما بعضی وقت چشما رو می بندیم و اینقدر به مشکل فکر می کنیم که یادمون میره اصل کار کجاست و چه امکانات و افرادی رو در کنارمون داریم و چه کسایی رو میتونیم برای کمک و همکاری جذب کنیم و خیلی چیزای دیگه کافیه چند لحظه فکرایی که ذهن رو میخورن کنار بزاریم و درست بشینیم فکر کنیم و منتظر واقعنا معجزه خاص نباشیم فقط شکر گذار باشیم و تلاش کنیم درهایی رو باز میشه که شاید باورتون نمیشه
ولی باور کنید که فقط در عین شکر گذاری تلاش کنیم … تلاشی که بر پایه فکر صحیح باشه امروز که این نظر رو نوشتم مشکلاتم هنوز حل نشده ولی خدا رو شکر داره حل میشه با کمک دوستان و تلاش خودم و مطئنم نتیجه خوبی میگیرم.
و اینو از خانواده صمیمی دومم دارم که فقط به خاطر یک نظر ساده منو یاد چیزایی انداخت که دارم و قدرشون رو نمیدونستم…..

سمانه سهیلی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلامی به بزرگی  حس خوبی ،که اقای عباس منش  به همه خوانندگان وشنوندگانش داد
دوستان لحظه لحظه تون به خیر
وقتی ادم مدیر یک شرکت خوبه  یعنی توانایی  بالایی داره .  اگه  باور داره  باور داره به قانون افرینش  .. خودش رو باور داره
هر لحظه  که موج منفی  یا طلبکار ها زنگ می زنن  باید باور کنه  که  خیلی زود  این مشکلش حل می شه . تجسم کنه که طلبکار ها پولشون رو گرفتن وهمه خوشحالن..در هر شرایط وفشاری  باید به موج مثبت برسه و موج منفی را خنثی وتبدیل به موج مثبت کنه…………….. این مشکل مالی ،  تصور کنید کسی  که سرطان داره چطور هر لحظه اب می شه؟ وتصور می کنه خوب می شه
 
  چطوری هر لحظه ایجاد حس مثبت می کنه  ؟ چون باور داره که خوب می شه .
   هر لحظه باید انرژی مثبت جذب کنیم  . وقتی با ذهن انرزی مثبت ارسال کنیم  باور ها قوی تر میشن و طبق قانون افرینش
بهترین شرایط  ایجاد می شود .
 
س .س  نیا

حامد حاجی خانی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

به نام خدا
دوست خوبمون سلام
خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم .
 
فرض کنیم شما الان در یک زندان هستی . با یک عالم مشکلات . ولی می خواهی به جای دیگه ای بری و از این شرایط نجات پیدا کنی.
نکته اول : اگر نتونی ذهنت رو روی راه حل متمرکز کنی ….وای 
نکته دوم : ببین چه ابزاری در اختیار داری و از همه اونها استفاده کن
شما قطعا ابزار زیادی در اختیار داری یعنی یه لیست درست کن از تمامی ابزارها و توانمندی ها
نکته سوم : مثلت زیر رو دائم در نظر داشته باش
                                                                   داشته ها  
 
 
                                                اندوخته ها                         خواسته ها
اگر بنده بخوام کل حرف های استاد عباس منش رو خلاصه کنم این مثلث رو به شما تحویل می دهم . یعنی همیشه به داشته ها تون فکر کنید و سپاسگزار باشید ، به خواسته ها تون فکر کنید و تصویر سازی ذهنی داشته باشید  و به اندوخته ها یا همون کارهای خوبی که در گذشته انجام دادید و موفق شدید .
تمرکز شما روی این مثلث می تونه به شما آرامش بده
نکته چهارم : از همه مهمتر
شما فکر کن که خدا دستتون رو گرفته و داره با خودش می بره . می دونم که آدم با خودش فکر می کنه که چرا اینجا ؟ یا بسه دیگه خسته شدم ؟ ولی شما تو این مرحله تا یه چیزی رو نفهمی خدا ول نمی کنه .
اون هم اینه که شما باید بفهمی که قراره چه تناقضی رو درک کنی ؟ منظورم چیه ؟
یعنی شما الان به یک تناقض رسیدی . یعنی به یه چیزی رسیدی که نمی خوای . باید دقیقا بفهمی که چه چیزی رو نمی خوای . یعنی با جون و دل درکش کنی و بعد تمرکز کنی روی مثلث اشاره شده و با استفاده از ابزاری که در اختیار داری شروع کنی به رهایی از این زندان . ولی بدون که مهمترین ابزاری که در اختیار داری دستان خداوند است .
در نهایت راه حلی که شما پیدا می کنی و کشف چیزی که واقعا نمی خوای می تونه شما رو به مراحل بالاتر برسونه که با امید و لطف خدا شاهد پیشرفت هرچه بیشتر شما باشیم .

محمد غبیشاوی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

باسلام خدمت استاد و تمام دوستان عزیز علی الخصوص دوستانی که پاسخ این سوال را دادند بنده هم از نظرات و پاسخ دوستان استفاده نمودم . لذا بنظر بنده خداوند به تمام انسان ها قدرت کنترل احساسات و هیجانات منفی و تغییر جهت آنها بسمت مثبت را بخشیده و می توان بجای انرژی منفی از انرژی مثبت در تمام لحظات زندگی استفاده نمود . برای این دوست عزیز هم باید داشته های خود را باور کند که از کجا به این مرحله رسیده پس حالا هم می تواند به مرحله بالاتر و بهتر برسد و صعود نماید . باید گلوگاه کار خودش را بشناسد و نقاط ضعف خود را رها کند و نقاط قوت خود مشخص و آنها تقویت نماید و از طریق تقویت نقاط قوت بر نقاط ضعف غلبه نماید . پس بجای تمرکز بر مشکل باید بدنبال راه حل باشد . برای اینکه بهتر دوستان متوجه شوند یک مثال میزنم دولت آمریکا هر چند سال یکبار یک کتاب یا نوشته هایی منتشر می کنند بنام اشتباهات بزرگ ، در چند سال پیش یه مطلبی نوشته بودند که در سال های ۱۹۶۰تا۱۹۷۰ فضانوردان در فضا هنگامیکه می خواسند برای تکمیل تحقیقات خود مطالب را یادداشت نمایند متوجه شدند که در فضا بعلت خلاء بودن جوهر خودکار روی کاغذ نمی چسبد و امکان نوشتن مطلب در فضا وجود نداشت . بهمین خاطر این مشکل را به مدیران ناسا اعلام کردند ، مدیران ناسا هم برای حا این مشکل از تمام شرکت ها و پیمانکاران مربوطه کمک خواست در نهایت یک شرکت بعد از مطالعات زیاد و حدود سه ماه و صرف بیش از یک میلیون دلار اعلام نمود که قادر است یک خودکار بسازد که در تمام شرایط جوی اعم از سرما ، گرما ، فضا و آب و …. قادر به نوشتن باشد . بهمین منظوز مدیران ناسا آن را موفقیت بزرگ بحساب آوردند و زمان رونمایی از این خودکار ، بیشتر کشورهای جهان را دعوت نمودند از جمله کشور روسیه را هم دعوت کردند روز رونمایی فرا رسید هنگامیکه مدیران فضانوردان روسیه به آمریکا آمدند گفتند این دعوت به چه خاطر است مدیر ناسا آمریکا با یه ژس اعلام کرد که فضا نوردان ما قبلاً قادر به نوشتن مطالب نبودند ولی اکنون یه خودکاری را طراحی نمودیم که این مشکل حل شده در همین لحظه مسئولین فضانوردی روسیه اعلام کردن زمانی فضا نوردان شما قادر نبودند مطالب بنویسند فضانوردان ما با قلم گزارش خود را برای ما ارسال می کردند وقتی مدیران ناسا این مطلب راشنیدند خودبخود این جشن بزرگ منتفی شد و این یک شکست بزرگ برای آمریکا بحساب می آمد . مدیر ناسا می گوید ما آنقدر بر مشکل تمرکز کرده بودیم که به دنبال راه حل های دیگه نبودیم . پس بنظرم بجای تمرکز بر مشکل دنبال راه حل های ساده باشیم و قدرت هایی که داریم آنها را بکار بگیریم باتشکر از تمام دوستان

حمیدرضا نصیری پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلام
این صرفا نظر من است و قصد توهین و بی احترامی به کسی ندارم.
دوستان توجه داشته باشید هیچ انسانی  به هیچ عنوان نمیتواند فکر نکند.حتی وقتی که خواب است و باز حتی وقتی  در کما هست.آنجا هم نوار مغزی انسان نشانگر فعالیت مغزی میباشد.
پس این را از ذهنتان بیرون بیاورید که دیگر به چیزی فکر نکنید چون نمیتوانید.(در بهترین شرایط فقط میتوان تمرکز کرد)شما اگر اتفاق ناخوشایندی در ذهن دارید بخواهید به صورت مثبت بگید که ایشالا اتفاق نمیافتد یا به هیچ عنوان اینطور نمیشود یا آن طور نمیشود بدتر دارید کمک به انجام آن کار و توجه به آن موضوع میکنید.فرکانس ، شعور درک خوب بودن یا بد بودن مسائل را ندارد.به طور مثال هر چی شما بگید سیگار بد است یا من دیگر سیگار نمیکشم شما بیشتر دارید به سیگار فکر میکنید و مطمعن باشید نتیجه برعکس میشود.
نکته:
ذهن انسان مثل  سیل یا رودخانه  میماند.
شما فقط میتوانید کنترلش کنید و به آن جهت بدید نه اینکه آن را متوقف کنید.
شاید میتوان گفت بهترین و تنها ترین راه ممکن این است که فقط فقط فقط کانون توجه خود را از اون موضوع بردارید و به چیزهای دیگر انتقال دهید.
سادیسم : (بعضی مواقع ما خودمون میدونیم چجوری حالمون خوب میشه ولی انگار یه چیزی تو ذهنمون هست که از عذاب کشیدن و مورد توجه قرار گرفتن لذت میبریم.انگار هر چی بدبختر  و داغون تر باشیم بیشتر کیف میکنیم)
شما      کلا     نمیتونی          فکر           نکنی  . فقط میتونی ورودی و خروجی مغزتو کنترل کنی.
حالا ۲ نتیجه میرسیم.
۱: اول ببینیم سادیسم نداریم (منظورم دقیقا اون بیماری نیست ، یه چیزی تو اون مایه ها که تو وجود بعضی افراد از جمله خودم که باید اول اون مرحله را بگذرانیم که عاشق خودمان باشیم و برای خودمان ارزش قائل باشیم و قصد تخریب خودمان را نداشته باشیم)
۲:کانون توجه خود را تغییر دهیم(آب ، که در اینجا منظور ذهن ماست را به سمت دیگری هدایت کنیم)
لازم نیست حتما فقط ذهنمون را به سمت چیزهای خیلی خیلی خوب ببریم (اگر بردیم چه بهتر) حتی  میتوانیم به چیز های معمولی یا خنثی نیز فکر کنیم و توجه کنیم مثل کتاب خواندن یا موزیک گوش کردن  به یک دوست زنگ زدن یا یا یا …. انسانها از طریق دیدن ، لمس کردن ، خوردن ، شنیدن میتواند کانون توجه خود را عوض کند.مطمعن باشید به ازای گذشت هر ثانیه حال بهتری پیدا میکنید.
ایشالا همیشه خوب باشید
 

فاطمه شهرستانی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

توی تموم نوشته ها و سخنرانی ها درباره موفقیتو خویشتن شناسی و … همیشه گوشه ذهنم یه گیری داشت توی یکی از سخنرانی های آقای عباس منش اون گیر باز شد.
برای جواب این سوال هم من اون گیر که واسم باز شد رو براتون مطرح میکنم:
به نظر من جواب اینه:کانون توجه رو از ناخواسته ها برداریم و روی خواسته ها بزاریم.
حالا ناخواسته ها چیه؟و توجه به ناخواسته ها یعنی چی؟ناله کردن.نفرین کردن.مظلوم نمایی.ناراحت شدن.جدال برای گرفتن حق.
راه حل:فقط به هدف فکر کنیم و باید به خودمون بگیم مردم حق دارن که دوست نداشته باشن ما موفق بشیم و در مورد ما حرف بزنن اما حرف اونا بر روی زندگی من اثر منفی نداره

م شیخ انصاری پاسخ داده شده در 3 سال پیش

با سلام
من پاسخ خودم رو دو روز پیش نوشتم ولی از خودم می پرسیدم چرا امتیاز نخورده که جواب به من داده شد امروز که داشتم جلسه پنجم رو گوش میدادم دیدم استاد خیلی واضح جواب رو از قبل گفته : سوال خوب احساس خوب میده پس با سوال خوب در خود احساس خوب ایجاد کن  ، اگه توی زندگیت به یک مشکلی برخوردی مطمئن باش جواب داره و نمیشه و نمیدونم و وجود نداره نیست ، هست ، میشود و میدانی  و پیداش میکنی ، سوال درست بپرس جوابهای درست بگیرو با این سوالات تمرکزت رو بگذار روی شرایط خوبی که در آینده میخواهی.
اینها جملات استاد بود که در ابتدای جلسه ۵ گفته شده خیلی برام جالب بود در یک جمله 
سوال خوب احساس خوب میده

مرتضی ضیا پاسخ داده شده در 3 سال پیش

با سلام خدمت دوستان و خدمت این دوست عزیز که مشکلی شبیه به مشکل بنده دارد
واقعا بسیار دنبال این موضوع گشتم و دو موضوع منو ارام کرد اول اینکه
نماز اول وقت
دوم خواندن معنی قران
بسیار برام خوب و باتمام مشغله های کاریم این دو زندگی مو دوباره برگردوند

م شیخ انصاری پاسخ داده شده در 3 سال پیش

و سوال خوبی که احساس خوب به ایشون بده رو باز هم خود استاد در جلسه ۵ گفته
چطور میتونم به این موضوع از زاویه ای نگاه کنم که حالم بهتر بشه ?
موفق باشید

عارفه مقصودی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

با سلام،به نظرم دوستان جواب های کاملی بیان کردند ، ولی جواب خلاصه من به این صورت است که:
با امید به خدا و توکل به او همه مشکلات حل خواهند شد و شما دوست گرامی توجه به افکار منفی در گذشته،حال شما را ساخته پس با توجه به این نکته و یاداوری آن(از طریق راه های مختلف مثل هشدار های موبایل؛زدن برگه بر روی وسایل و …) با این عنوان که وقت را هدر نده به شما کمک میکند تا به افکار مثبت توجه کنید و اینده بهتر را بسازید.

منیر م پاسخ داده شده در 3 سال پیش

با سلام و درود خدمت اقای عباس منش و گروه فعال و زحمتکش ایشون وسلام خدمت دوستان خوب بنده با توجه به فایلهای که از استاد گوش کردم و با توجه به تجربه شخصی خود که از استاد درس گرفتم جواب این سوال را میخواهم با مثالهایی بگویم در نظر بگیرید که در یک روز گرم در مکانی در کنار جوی ابی روان که ازدل کوه می اید و شما شلوارتان را تا زانو بالا بردید و همینطور که کنار جوی نشسته اید پاهایتان را درون جوی برده اید اب رود انقدر خنک است که حس خنکی در وجودتان بوجود می اید از یک جا کنار رود پونه های که کنار جوی اب در امده بوی خوشی در فضا ایجاد کرده گهگاهی مشتی از اب به صورت خود بزنید چه احساسی دارید این مثال را زدم که بگویم درست است که ما در انجا نبودیم ولی با یک تصویر سازی دل انگیز تونستیم حس خوب در خود ایجاد کنیم ممکنه بگویید چطور می شه در زمان گرفتاری چه بیماری چه عاطفی چی مشکلات مالی و……این احساس خوب را در خود ایجاد کنیم من مدت هاست که این تمرین را با خود می کنم که از چیزی شکوه و ناله نکنم و همنطور که استاد فرمودن وقتی مشکلی برایم پیش می اید به خودم می گویم به نفع من است و واقعا هم همینطور می شود وقتی می خواهیم در رابطه با یک موضوعی موفق بشویم باید تمام فکر و تمرکز خود را به ان موضوع در جهت درست بدهیم تا کائنات کار خودش را بکند درست فکر کردن ما را در مدار درست که می خواهیم اتفاق بیفتت می اندازد وقتی که ما مثلا از یک جا به طلبکار از جای دیگر به هزار جا فکر می کنیم در اصل از یک مدار به مدار دیگر می رویم پس باید برای اینک دوستمان فرمود در زمانیکه گیر افتادیم چگونه افکار منفی را کنار بگذاریم و مثبت فکر کنیم مثلا یک فایلی از استاد گوش می دهم و انرژی می گیرم برای اینکه این حس از بین نرود به تمام چیزهای که می تواند این حس را برایم پایدار نگه دارد مثلا دیدار کسانیکه در کنارشون شاد می شوم با گوش دادن به چیزهایی که حس شاد به من بدهد یا کتابهایی که با خواندنش حالم را عوض می کند یا می روم به مکانی که حسم را خوب می کند باید این افکار مثبت را هر لحظه برای خودمون ایجاد کنیم تا در مدار ی که دوست داریم قرار بگیریم اون موقع طبق فرمایش استاد از زمین و زمان به کمک ما می ایند تا ان مشکل را از سر راهمان بر دارد فکرشو بکن وقتی خدای به این مهربونی داریم که حواسش به هممون هست و دوستمون داره پس چرا باید نگران باشیم توکل به خدا کن و بدان که فقط اون پشتته شاد باش تا فکرهای مثبت ولت نکنه خوبی و شادی به دیگرون بده تا این شادی به خودت برگرده به اینفکر کن که تمام مشکلاتی که چند سال پیش داشتی حل شده پس این هم می گذرد پس دلت به خدا قرص باشه از اینکه وقت گذاشتید و مطالب منو خوندید سپاسگذارم .سپاسگذارم از اینکه کنار شما دوستان خوب هستم و حرفهای خوب شما روزم را خوب می کنه از استاد عزیزم سپاسگذارم که عامل این همه حس خوب در من شده ممنون

مریم عبدالهی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

 عرض ادب
من جواب طولانی برای این بزرگوار ندارم فقط در پاسخشون میگم :
درسته شما به تمام گفته ها خوانده ها و شنیده ها باور دارید ( اما ) _ ایمان _ ندارید
به درونتون روجوع کنید
خیلی دو گانگی ها وجود داره قطعا
(( و خدا را شرم و ملاحظه از آن نیست که به پشه و چیزی بزرگتر از آن مثال زنند . . . ))

هادی شجاعیان پاسخ داده شده در 3 سال پیش

با سلام خدمت همه دوستان بزرگوار و آقای عباس منش و با تشکر از ایشان بخاطر سایت ارزشمند ایشان.
من خیلی از نظرات را مطالعه کردم و نظرات شما عزیزان برام خیلی خیلی مفید بود
من هم می خواهم نظرمو بنویسم، شاید برای این عزیز سوال کننده و دیگران مفید باشه.
همانطور که آقای عباس منش هم گفته اند ما داریم در زمین خدا زندگی می کنیم و با قوانین او، پس همه اعمال ما، همه رویدادها، همه افکار و خلاصه همه و همه در این زمین است و در محدوده قوانین اوست. حال اگر ما با رویدادی مواجه شویم و هر واکنشی نسبت به آن داشته باشیم، طبق قانون کائنات، این دنیا نیز پاسخ ما را می دهد. مثلا اگر از آن رویداد شاکی باشیم، دنیا مزد شاکی بودن ما را می دهد (اوضاع را بدتر می کند) و اگر مثلا شاکر باشیم، باز هم مزد ما را می دهد(اوضاع را بهتر و بهتر می کند). حال برگردیم به سوال دوستمان، برادر عزیز! اگر در حال حاضر طلبکارها مدام سراغت را می گیرند و طلب هایشان را می خواهند، شما بیا اینگونه به قضیه نگاه کن و اینگونه واکنش نشان بده و این را بگو که: اینها همه رویدادهایی است دارد در زمین خدا روی می دهد، حتما خدا می خواهد با این کار توجه مرا به خود بیشتر کند و می خواهد بمن بفهماند که همه چیز در ید قدرت اوست، خدا می خواهد با این فشارها کاری کند که من بیشتر بیشتر به او توکل کنم و از او یاری بطلبم، خدا این طلبکارها را با استفاده از قوانین خود به سمت من فرستاده است که من به خودم بیایم و برای اعتقادات و ایمانم کاری کنم، برای یقینم کاری کنم.
خلاصه این که استاد عباس منش می گویند که در هر چیزی نکات مثبت آن چیز را ببینید و دیدگاه و تمرکزتان بر خیریت و نکات مثبت رویدادها باشد، بنظر من منظورشان این است که مثلا در رویدادهای بظاهر منفی، شبیه آنچه که در بالا گفتم، فکر کنید
ان شاالله بتوانید تمرکزتان را بیشتر کنید و با توکل به خدا و کمک همه دوستان از این مسئله عبور کنید
مممنون از همه دوستان که وقت گذاشتید و مطالب مرا خواندید
ممنون از استاد عباس منش
ممنون از خدا .

طیبه سارانی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

با سلام خدمت استاد و اعضای گروه .من همیشه که مشکل کوچک یا بزرگی برام پیش میاد حالا چه احساسی باشه چه مالی و…همیشه به اون مشکل میگم من خدارو دارم .نفس عمیق میکشم.وحالا برای زمان کوتاهی هم که شده.با هرچیزی که حالم رو خوب کنه.حواسم رو از مسئله پرت میکنم.واقعا اولش سخته .وکسی که بتونه همین کار رو برای چند ثانیه هم انجام بده .یعنی قدرت توکل رو داره.وانشالله که با پشت وپناهی همون قدرت بی حد، اون مسئله وبقیش حل میشه.ومن تا حالا در ۹۰درصد از مشکلات به موفقیت رسیدم .اگه اون ۱۰درصدم بهش نرسیدم بخاطر همونه که یه جاهایی توکل کم بوده.یا مشکل رو بزرگتر از خدا دیدم.درپناه خدا

محمد محمدزاده پاسخ داده شده در 3 سال پیش

با سلام خدمت استاد عباس منش و دوستان عزیز و فهیم من همه نظراتو خوندم و حتی بعضی ها رو چند بار خوندم واقعا دوستان سنگ تموم گذاشتن  یادمه استاد گفتن من یه زمانی کتاب زیاد میخوندم و خیلی نتیجه نمیگرفتم تا اینکه از یه جایی تصمیم گرفتم عمل کنم و اونوقت بود که به نتیجه رسیدم حالا با این جوابهای دو ستان هیچ عذری باق نمیمونه و به خودت بستگی داره که چقر به اونا عمل کنی و یه چیزی که زیاد گفته نشد و من به شما میگم اینکه قرض مردم را باید داد اونا هم حق دارن شما اگه جای اونا بودین چکار میکردین خودتونو بزارین جای اونا واز طلبکاراتون فرار نکنید و کنارشون باشید و مطمعنشون کنید که شما هم به فکر اونا هستین موفق باشید

مهرداد ایران نژاد پاسخ داده شده در 3 سال پیش

شما موجودی هستید ساخته شده از ارتعاشات که در هرلحظه و هر ثانیه در حال فرستادن ارتعاشات هستید.جهان مادی و هرآنچه در آن وجود دارد از ارتعاشات ساخته شده است.پس هدف شما نیز از ارتعاش ساخته شده.شما باید برای رسیدن به هدف خود ارتعاشات بفرستید.یعنی ارتعاشات وجودی شما باید با ارتعاشات خواسته شما یکی شود.ساده ترین راه برای هماهنگی ارتعاشی این است که تجسم کنید صاحب اون چیز شدید و وانمود کنید که در حیطه تجربه شما قرار گرفته.افکار خود را به سوی لذت بردن از آن تجربه معطوف کنید.با این کار اجازه ورود آن تجربه یا هدف را به زندگی خود داده اید.ارتعاشات از طریق توجه به چیزی منتشر میشود.پس باید توجه خودتون رو به هدف مورد نظر معطوف کنید.وقتی که توجه خودتون رو به هدف معطوف کردید در حال فرستادن ارتعاشات هستید.توجه یعنی (صحبت کردن،تجسم خلاق،جملات تاکیدی،شکرگزاری،خلا،وانمود،عکس و فیلم،نقاشی و …).توجه شما باید مکرر و به طور دائم روی هدف باشد تا آن هدف در زندگی شما منعکس شود.هنگامیکه توجه خود را بر موضوعی متمرکز میکنید ارتعاشات چندان قوی نیستند.ولی وقتیکه به آن هدف بهای بیشتری بدهید و توجه و تفکر بیشتری درباره آن بکنید ارتعاشات قوی تر میشود و اگر بازهم توجه بیشتری بکنید بخش عمده ای از ارتعاشات شما را به خود اختصاص میدهد.وقتی توجه و تمرکز میکنید ارتعاشات آن را درون خود یکپارچه و فعال میکنید و این فکر در شما نیرومند میشود و چیزهایی که با این فکر نیرومند جفت و جور هستند به سوی آن جذب می شوند،پدیده های جدیدی مثل دوستان جدید،افراد مناسب و … در اطراف شما ظاهر می شوند که به انجام فکر شما کمک کنند.قانون چنین است وقتی توجه شما به اندازه کافی به چیزی جلب شد ارتعاشات مناسب در شما پیدا می شود.چیزهایی که میخواهید و نمیخواهید راه خود را به زندگی شما باز میکنند.شما در این جهان اختیار دارید که ارتعاشات خود را برای جذب چیزهای شگفت انگیز به کار ببرید.(این یعنی اینکه بخش عمده ارتعاشات روزانه ما روی مواردی است که نمیخواهیم،پس باید هشتاد درصد ارتعاشات روزانه خود را روی هدف خود معطوف کنیم).توجه عمیق و عملی بر هر موضوع باعث می شود قانون جاذبه موقعیت ها،تجربیات یا کسانی را سر راه شما قرار می دهد که با ارتعاشات و خواسته شما هماهنگ باشند و وقتی که این علائم را دریافت میکنید به فکر و توجه خود بیشتر می چسبید و فکر شما رشد بیشتری پیدا میکند و فکری که زمانی کوچک بود و ارتعاشات ناچیزی داشت حالا به فکری قوی تبدیل شده و سرانجام به ظهور رسیده.برای اینکه بفهمیم که آیا در مسیر رسیدن به هدف خود هستیم و اینکه ارتعاشات وجودی ما با ارتعاشات خواسته ما یکسان است باید از سامانه راهنمای خود یعنی عواطف و احساسات استفاده کنیم.یعنی اینکه وقتی شما روی خواسته خود توجه میکنید باید احساسات خوب و مثبتی داشته باشید و در حال لذت بردن باشید.وقتی که از ته دل به خواسته خود توجه میکنید و از عمق وجودتان از آن لذت می برید یعنی اینکه به زودی به هدف خود میرسید و اجازه جذب خواسته را دادید.اگر هنگام تجسم یا جملات تاکیدی یا هرکدام از موارد توجه احساس خوبی ندارید به این معنی است که در حال جذب خواسته نیستید و عملتان بیهودست،ولی اگر احساس خوبی داشتید و لذت بردید یعنی اینکه از ارتعاشات خود باخبر شده اید و کارتان را به خوبی انجام دادید.دیگر لازم نیست صبر کنید تا چیزی در زندگی شما ظاهر شود و بفهمید که ارتعاشات وجود شما از چه نوع هستند،از راه بررسی احساستان می توانید بگویید رو به سوی کدام هدف می روید.هرچه هماهنگی ارتعاشیتان بهتر باشد احساس بهتری خواهید داشت. پس با انتخاب یک فکر که به شما احساس شادی و انگیزه می دهد احساستان را عوض کنید.برای اینکار میتوانید چندین متن تجسم داشته باشید و هر بار یکی از آنها را تجسم کنید.به هر طریقی که می توانید موقع توجه به هدف حتما حتما احساس خوب داشته باشید تا با هدف خود هماهنگ شوید.احساس خود را به عنوان شاخص در نظر بگیرید.یعنی هرچه بیشتر در روز شاد باشید و احساس بهتری داشته باشید با خداوند و آرزوهایتان بیشتر هماهنگید و باعث میشوید که زودتر خواسته خود را خلق کنید.عواطف شما نشانگر مطلق ارتعاشات درون شماست.یعنی شما باید توجه کنید که چه احساسی دارید و عواطف شما نشانگر وضعیت شما باشد.عواطف شما چیزی را خلق نمیکند ولی نشانگر قدرت جذب شما هستند.برای هماهنگی با ارتعاشات خواسته تان باید احساس خوبی داشته باشید.باید بدانید که به ثمر رساند افکارتان زمان میخواهد،پس تا زمان رسیدن به خواسته از این فرآیند لذت کافی را ببرید.این جهان قدرت و منابع بی پایان دارد و هرچه که بخواهید به شما میدهد،این جهان مانند انباری است که همه چیز در آن از کوچکترین تا بزرگترین خواستنی ها در دسترس شما قرار گرفته است.

یاسر مولایی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلام دوستان .تجربه شخص خودمو سال ۹۱ وقبل از آشنایی با این مباحث با ۴۰۰ میلیون تومان چک برگشتی(طی ۲۹فقره چک)براتون می نویسم. به نظر من تنها راه چاره اینه که جلوی مشکلاتی که نمیزارن مثبت اندیش باشی ،پررو باشی وبا اعتماد به نفس کامل صادقانه و با پررویی تمام به طلبکارات بگی برام مشکل پیش اومده وبا ژست امیدوارانه بگی من دارم تمام تلاشمو میکنم پول شمارو زنده کنم وایمان داشته باشی که اینکارو براشون میکنی.سخنی کز دل برآید لاجرم بر دل نشیند.حتما اثر خودشو میزاره.همه وحتی همون طلبکارا کمکت میکنن که به راه حل برسی.ومن یتق الله یجعل له مخرجا….

حامد نودهی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

اطمینان دارم که مشکلت حل میشه…بزا یه حس خوب بهت بدم ,فرض کن ۱۰ سال دیگس و داری به این سوالو جوابا نگا میکنی…اونموقع فقط داری میخندی :))))))))) بخند چون اینم میگذره… باور نداری ؟!!! به مشکلاتی فکن که چند سال پیش اذیتتمیکردو الان فقط یه خاطرس… شاد باشید, ؛))

هادی رضایی پویا پاسخ داده شده در 3 سال پیش

بنام تنها موثر هستی
با سلام و خدا قوت خدمت استاد و شما دوست عزیز
چنین شرایطی شاید در زندگی هر کسی در زمینه های مختلف مالی، سلامتی، عاطفی و… پیش بیاد و بنظرم مهم تر از خود این اتفاقات نحوه واکنش ما به آنهاست.
طبیعی ست که در شرایطی نظیر آنچه شما شرح دادین حفظ حال خوب و تمرکز روی خواسته ها و موارد مثبت کمی سخت باشه، اما بنظرم میشه کارایی کرد و منفعل نبود.
استاد عباس منش عزیز با اینکه از سال ها پیش شروع به اصلاح باورهای خودشون کردن و شکر خدا باورهای بسیار ثروتمندانه ای دارن اما بارها تاکید کردن هر روز روی خودشون و باورهاشون کار می کنند و ما باید دائم روی باورهای خودمون کار کنیم و این فرآیند رو نباید متوقف کرد.
ذهن اکثریت انسان ها در حالت عادی با کمک شیطان بروی ناخواسته ها و موارد منفی متمرکز است و ترس فقر و بدتر شدن اوضاع را دارد، این مسئله در مواقع بروز مشکلات پررنگ ترهم میشه و حال و روحیه ی بد فرد با دیدی گفتم های ذهن منفی نگر و شیطان تشدید میشه.
ما باید با تصمیم خودمون و تعمدا، بروی خواسته ها و نکات مثبت تمرکز کنیم و این کار در همه حال لازم است و در مواردی که مشکلات و… به انسان فشار وارد می کنند لازم تر.
بنابراین در زمان مشکلات:
اولا بدانیم در هر شرایطی که باشیم وضعیت مان و نعمت هایی که داریم جای هزاران شکر دارد چرا که در هر مشکل و تنگنایی که باشیم حالمان برای هزاران انسان در سراسر دنیا آرزو و رویاست. بعنوان مثال یکی از نکات بسیار مثبت وضعیت شما دوست عزیز اینه که با وجود بدهکاری ۵۰۰ میلیون هم طلبکار هستین و این میتونه نقد بشه اگر شما اشتباه نکنی و طبق قانون پیش بری.
ثانیا در این شرایط با گوش کردن فایل های انرژی بخش نظیر فایل های استاد عباس منش می توانیم تمرکز خودمون رو بروی خواسته ها و نکات مثبت حفظ کنیم، حتی چند دقیقه در روز.
و نکته آخر اینکه در مسائل و تنگنا ها کمی هم به ابعاد دیگر و درس و تجربیات همراه آنها توجه کنیم و سعی کنیم پیامد مثبت این رخداد رو کشف کنیم و همچنین با یک فیدبک به عقب کارهایی رو که در آینده دیگر نباید تکرار کنیم رو تشخیص بدیم.
لبخند روزی لبتان      

سوگل موفق پاسخ داده شده در 3 سال پیش

با سلام خدمت استاد عزیز ی  که با دست ودل بازی فراوان به مردم کمک میکند و ممنون ازسایت بسیار خوبتون.
از زمانی که با این سایت آشنا شدم حس میکنم دوباره متولد شده ام …. من و شما دوست عزیزی که در حال خواندن این متن هستید مورد لطف خداوند قرار گرفته ایم. چون گامهای اولیه را برداشته ایم وبا توکل بر خداوند وهمت خودمون قصد در تغییر باورهایمان کرده ایم.وهمه با یک زبان مشترک سخن میگوییم.
درجواب این دوست عزیز باید بگویم:
اینکه چرا شما در این موقعیت قرار گرفته اید ،خود مقوله ای است که نیاز به گفتگوی مخصوص به خودش را دارد  اما فعلا باید به دنبال راهکار برای حل مشکل بود .
در این شرایط با توجه به مطالبی که یاد گرفتیم بهترین و کاربردی ترین کار داشتن “احساس خوب”هست.
شاید به زبان خیلی ساده بیاید ولی در عمل کار سختی باشد….. ولی من مطمئنم کسی مثل شما که قبلا توانسته از قانون آفرینش و قانون جذب بهره ببرد حتما میتواند این احساس را در خود ایجاد کند.
وقتی احساس خوب در شما ایجاد شود ذهنتون آزاد میشه و میتوانید به ایده ها و راهکارهایی برسید که شما را از این بحران نجات بدهد .
خیلی وقتها شده برای حل یک مشکلی چندین روز فکر کردم ولی به نتیجه نرسیده ام …. ولی به محض اینکه سعی کردم حس و حالم را خوب کنم یک فکر یا یک ایده مثل برق من و از اون شرایط نجات داده.
اینکه چه جوری به “احساس خوب”برسید فقط و فقط به دست شخص شماست … این احساس میتونه در نتیجه فکر کردن به چیزهایی باشه که الان دارید ولی توجهی به آن نداشتید …. میتونه در اثر گوش کردن به یک موسیقی مورد علاقه تون باشه ….میتونه با رفتن به یک مکان خاص باشه …. حتی میتونه صحبت کردن با کسی که به شما آرامش فکر میده باشه .و خیلی چیزهای دیگه……
 مطمئن باشید خواستن توانستن است. کافیه با تمام قدرتتون بخواهید این مشکل و حل کنید ،به طور معجزه آسایی میبینید که در مسیری قرار گرفته اید که همه چیز داره درست میشه .. به شرطی که فقط به حل مشکل فکر کنید نه چیز دیگه ای.
آرزو میکنم هر چه زودتر مشکلتون حل بشه و به کمک قانون جذب فقط سلامتی … شادی و ثروت را به زندگی تان جذب کنید.
 
 

علی نصیری پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلام بر قدرت عسق شما که اراده خوندن این پاسخ را داد..
من نیز همین مشکل را داشتم .  هم راه من
من شرکتم پلمپ شده . به چندین نفر بدهکارم و هر روز بامن تماس میگرفتن
همسایگان محل کارم به میگویند که پول مردم خوردن نداره….. اما اصلا اطلاعی از تلاش های من نداشتند….
پولی برای گرفتن هیچ فایلی نداشتم و ندارم
اما بعد ار ۲ماه با درماندگی به صورت اتفاقی با چندین سایت اشنا شدم و یکی ار این سایت ها این است
پس ار اشنایی با سایت تصمیم گرفتم در خودم تغیر ایجاد کنم…
سعی کردم تمامی سمینار ها و کتاب های سمینار های حلال را بدست بیاورم ک دانلودش رایگان
و حدودا ۸ روز با قدرت تمام دارم کار میکنم .  بالای ۱۰ ساعت در روز دارم رو توانایی هایم کار میکنم
و توانستم بعد ۸ روز پلمپ شرکتم باز کنم .  اکثر بدهی خودم پرداخت کنم و  قسمتی کوچکی مونده ک  تا پس فردا قرار  تمام  تصفیه شود
واکنون خودم و تک تک ذرات عاام دوووووست دارم
حالا چه جیز تغیر دادم
۱- من تمام تلاشمو در تک تک کار های خودم و تمام مراحل خودم انجام دادم و توکل  به پروردگارم کردم
در ازای ان هرشب بامداد بیدارموندم سوره یاسین میخوندم و عبادت میکردم بابت کاری که انجام میخاست بده برام سپاسگزاری میگردم
ایمان داشتم ک پروردگارم همه چی درست میکنه به همین جهت جور سپاسگزاری کردم ک انگار درست کرده.
دیگه استرس نداشتم  تمام احساس بد  من ار بین رفت به بدهیام و مشکلاتم توجه نکردمو فقط تلاش کردم و تمرکزم روی سرمایه که میتونم فراهم کنم گذاشتم و میدانستم خدا در کنار من است
۲-با راه های مختلف باور های غلط خودم کشف کردم و عبارت تاکیدی مثبت ان را ایجاد کردم و  صبح شب به خودم انقدر گفتم که در روز دوم عین یک شخص ثروتمند رفتار میکردم و انجاام میدادم…..
۳- هر هزینه ای که میکردم با احساس عاااااابی و فوق العاده به عنوان سرمایه گزاری پرداخت میکردم و ۱۰۰برابر هزینه را مینوشتم و به عنوان سرمایه گزاری بر روی تابلو اعلانات خودم میگداشتم.
۴-پرسیدن  سوالات مثیت ار خودم. هنگام خواب ……..ابلته بعد از گفتن عبارت تاکیدی در برابر اینه……. برای مثال: چگونه قدرت عشق هر لحظه درون من بیشتر میشود!
۵٫٫٫٫
۶٫٫٫٫
.
.
.
.
 
نتیحه: محال به خدا توکل کنی و به خدا ایمان داشته باشی –  سپاسکزاری کنی  تمام تلاشت انجام بدی و استرسی هنوز داشته باشی مگر این که بجای تمزکز روی راه حل به مشکل فکر کنی.
هر مشکلی کلیدی دارد و کلید ان فقط در درون توست فقط باید بتوانی پیداش  کنی و  از قدرت درونت ک عظیمترین نیروی عالم است استفاده کن و کمتر چشم به دهان اساتید داشته باش
یادت باشد هرچیزی قبل از اینکه به واقعیت تجلی یابد در ذهن تو ایجاد میگردد
” هدف من پس ار پرداخت بدهی های خودم بدست اوردن بسته های ثروت استاد است برای شروع دوباره اما حساب من خالیست ولی اطمینان دارم خدا بزای من تا چند روز دیگر هدیه میفرستد چون بهش ایمان دارم

علیرضا امین زاده پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلامی به رنگ زندگی
این متن رو حتما مطالعه کنید!
کم و بیش کنار جوی آب نشستن رو هممون تجربه کردیم ، آبی روان که با خودش برگها رو با خودش  از جلوی چشمان ما با خودش می بره . حال اون برگ ها رو مجسم کنیم که همون افکار مزاحم  و آزار دهنده ماست که ما آنها رو لمس میکنیم و با چشمانمان آنها را تعقیب می کنیم و اجازه رفتن بهشون میدیم .و یا سربازانی که با اقتدار از جلوی ما رژه می روند و دیگر آنها رو نمیبینیم .
حال فرض کنیم آن برگهای روی آب را با چشمان بسته نتوانیم عبورشان را ببینیم .در آن صورت ما برگهای سبز که نه افکار مزاحم را نادیده پنداشته ایم . در واقع سعی کرده ایم افکار مزاحم که پیشتر ما را رنجور کرده اند نادیده انگاریم و از اینجاست که که همین سعی و تلاش باعث میشه آن افکار بیش از گذشته مزاحم ما بشه!!! به شما عزیزان توصیه میکنم امشب موقع خواب به ذهن خودتان اجازه ندید که به  ”  گوریل های جنگل ” تو ذهن شما بیاد و نتیجه تلاش خودتونو فردا بهم بگید. فکر میکنید چه نتیجه ای حاصل بشه ؟! بله درسته آن شب و فردای آن شب فکر گوریل شما را آزار میده  و بارها و بارها تو فکر شما خواهد آمد و علتش اینه که ما تلاش کرده ایم به گوریل های جنگ فکر نکنید !!! دوست عزیزی که سوال رو مطرح کردند توجه کنید . ایشون دارن این سوال رو مطرح می کنند که :”چطوری می توانم به این مسائل فکرنکنم؟” این پرسش دقیقا معادل و مترادف همون قراره ماست برای فکر نکردن به گوریل های جنگل !!! و این روشی است که معمولا به دیگران توصیه می کنیم که “بابا فکرشو نکن درست میشه” … بله درسته این عبارت ،عبارت صحیحی نیست … در واقع ما باید همچون آن برگهای روی جوی آب اجازه بدیم افکار مزاحم که از جلوی ما رژه برن و آنها رو مورد پذیرش قرار بدیم در آن صورت اینها افکار مزاحمی نیستند که جلوی آرامش ما رو بگیرند. بلکه افکار کنترل شده ای خواهند شد در دستان ماو اینبار ما آنها رو کنترل میکنیم 
میتونید از این تکنیک هم استفاده کنید و رمانی که  افکار  سمی سراغتون میاد کاغذی در کنار خود داشته و هر گاه  فکر مزاحمی سراغتون اومد عنوان آنرا رو یاداشت و قرار بذارید بعد از آنکه کاراصلی رو انجام دادید بهش بپردازید  

پریا محرابی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

با عرض سلام خدمت دوستان عزیز…
راستش من  با طرح این سوال به فکر فرو رفتم ودر ذهنم یه جمع بندی از مطالبی که تا الان یاد گرفتم داشتم وجمع بندی از تجارب خودم .به نظر من انسان در درجه ی اول در هر مشکلی به آرامش احتیاج داره وبعد به تمرکز روی راه حل.بیام آرامش رو با توکل به خدا در درون خودمون پیدا کنیم.یعنی حتما دقایقی هست که ما بتونیم تنها باشیم واز اون مشکل دور باشیم.خوب تو اون دقایق با خودمون خلوت کنیم,قدم بزنیم,به بزرگی خدا فک کنیم.مشکل ما اینه که اصلا نمیدونیم داریم به کی توکل میکنیم.وقتی حسش کنیم که خدای ما چقدر قدرتمند ومهربان وبخشنده س وباور کنیم که هم قدرتشو داره وهم اینکه در نهایت مشکل ماروحل میکنه احساس آرامش سراغمون میادکه هرچقدر ایمان قویتره آرامش هم به مراتب بیشتره.
حالا بریم سراغ بحث تمرکز روی اینکه در نهایت مشکل ما با عنایت پروردگار حل شده.چه طور؟من با توجه به یکی دوتا کتابی که در زمینه ی موفقیت خوندم وبا گوش دادن زیاد به فایل های آقای عباس منش یه فرمولی واسه خودم ساختم اون هم اینه که وقتی ما با حرف زدن داریم قویترین فرکانس رو به جهان هستی میفرستیم ووقتی با طرح سوال از مغزمون داریم بیشترین تمرکز رو در ذهنمون ایجاد میکنیم,خوب بیایم این دو تارو با هم ترکیب کنیم یعنی بلند بلند ازخودمون سوالای مثبت بسازیم.این که ما دائما بپرسیم که مثلا چه طور میتونم در اسرع وقت تمامی بدهی هارو صاف کنم خیلی خوبه ویا اینکه چه طور میتونم هر روز سلامت جسمانیم رو به بهترین نحو بهبود ببخشم ,در نهایت مغز یه روش عالی جلو پایمون میزاره ولی روشی که من خودم استفاده میکنم اینه که وقتی که اون آرامشه رو دارم چشمامو میبندم  ازخودم بلند بلند سوالاتی میپرسم که قطعا جواب مغز مثبته.مثلا در مورده این کیس میتونیم سوالمون این طوری باشه که من دوس دارم در اسرع وقت تمامی بدهیم رو صاف کنم؟یا من دوس دارم سالم ترین جسم رو داشته باشم؟که جوااب مغز قطعا مثبته بعد در همون لحظه که مغز داره  جواب مثبت میده توی ذهن خودمون رو همون حالتی تصور کنیم که مشکل ما به بهترین نحو حل شده یعنی مثلا تمامی بده کارا طلبشونو گرفتن یا سلامتیمونو کاملا بدست اووردیم یا روابطمون کاملا عالی شده که در این لحظه   چنانن حس خوبی به ادم دست میده که بغض گلوی ادمو میگیره  واصلا گاهی دوس داره گریه کنه. فک میکنم وقتی با باوره اینکه جهان قطعا قوانینش ثابته و جواب گو هست با تکرار فرکانس مثبت ما ,کائنات خودشون کارشون رو انجام میدن ودر نهایت مارو به همون تصویره رویایی ذهنون  میرسونن. .
 با تشکر از گروه صمیمی عباس منش و خود جناب آقای عباس منش که قطعا انسان بسیار دوست داشتینیه

پریا محرابی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

با عرض سلام خدمت دوستان عزیز…
راستش من  با طرح این سوال به فکر فرو رفتم ودر ذهنم یه جمع بندی از مطالبی که تا الان یاد گرفتم داشتم وجمع بندی از تجارب خودم .به نظر من انسان در درجه ی اول در هر مشکلی به آرامش احتیاج داره وبعد به تمرکز روی راه حل.بیام آرامش رو با توکل به خدا در درون خودمون پیدا کنیم.یعنی حتما دقایقی هست که ما بتونیم تنها باشیم واز اون مشکل دور باشیم.خوب تو اون دقایق با خودمون خلوت کنیم,قدم بزنیم,به بزرگی خدا فک کنیم.مشکل ما اینه که اصلا نمیدونیم داریم به کی توکل میکنیم.وقتی حسش کنیم که خدای ما چقدر قدرتمند ومهربان وبخشنده س وباور کنیم که هم قدرتشو داره وهم اینکه در نهایت مشکل ماروحل میکنه احساس آرامش سراغمون میادکه هرچقدر ایمان قویتره آرامش هم به مراتب بیشتره.
حالا بریم سراغ بحث تمرکز روی اینکه در نهایت مشکل ما با عنایت پروردگار حل شده.چه طور؟من با توجه به یکی دوتا کتابی که در زمینه ی موفقیت خوندم وبا گوش دادن زیاد به فایل های آقای عباس منش یه فرمولی واسه خودم ساختم اون هم اینه که وقتی ما با حرف زدن داریم قویترین فرکانس رو به جهان هستی میفرستیم ووقتی با طرح سوال از مغزمون داریم بیشترین تمرکز رو در ذهنمون ایجاد میکنیم,خوب بیایم این دو تارو با هم ترکیب کنیم یعنی بلند بلند ازخودمون سوالای مثبت بسازیم.این که ما دائما بپرسیم که مثلا چه طور میتونم در اسرع وقت تمامی بدهی هارو صاف کنم خیلی خوبه ویا اینکه چه طور میتونم هر روز سلامت جسمانیم رو به بهترین نحو بهبود ببخشم ,در نهایت مغز یه روش عالی جلو پایمون میزاره ولی روشی که من خودم استفاده میکنم اینه که وقتی که اون آرامشه رو دارم چشمامو میبندم  ازخودم بلند بلند سوالاتی میپرسم که قطعا جواب مغز مثبته.مثلا در مورده این کیس میتونیم سوالمون این طوری باشه که من دوس دارم در اسرع وقت تمامی بدهیم رو صاف کنم؟یا من دوس دارم سالم ترین جسم رو داشته باشم؟که جوااب مغز قطعا مثبته بعد در همون لحظه که مغز داره  جواب مثبت میده توی ذهن خودمون رو همون حالتی تصور کنیم که مشکل ما به بهترین نحو حل شده یعنی مثلا تمامی بده کارا طلبشونو گرفتن یا سلامتیمونو کاملا بدست اووردیم یا روابطمون کاملا عالی شده که در این لحظه   چنانن حس خوبی به ادم دست میده که بغض گلوی ادمو میگیره  واصلا گاهی دوس داره گریه کنه. فک میکنم وقتی با باوره اینکه جهان قطعا قوانینش ثابته و جواب گو هست با تکرار فرکانس مثبت ما ,کائنات خودشون کارشون رو انجام میدن ودر نهایت مارو به همون تصویره رویایی ذهنون  میرسونن. .
 با تشکر از گروه صمیمی عباس منش و خود جناب آقای عباس منش که قطعا انسان بسیار دوست داشتینیه

علی جوان پاسخ داده شده در 3 سال پیش

با عرض سلام خدمت عوامل سایت
وجود امتیاز منفی قابل توجیه نیست چون :
۱ – امتیاز منفی ایجاد حس رقابت می کند نه رفاقت.
۲ – در این مسابقه فقط بالاترین امتیاز مثبت مد نظرمان می باشد و کاری با پایین ترین امتیاز نداریم.
۳ – هدف استاد عباس منش از طرح مسابقه ایجاد همدلی و هم فرکانس شدن دوستان می باشد تا با افزایش نظرات بیشترین استفاده و بالاترین بازده را در بر داشته باشد و با پاسخ به نظرات دوستان یک تعامل فکری زیبا به وجود بیاید.
به عقیده بنده این رویکرد در عقل کل با توضیحات استاد عباس منش در مورد عقل کل منافات داشته و با چشم انداز سایت مغایر است.
از زحمات شما سپاسگزارم.

مرتضی مکرمی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

با سلام وعرض ادب واحترام به استاد عزیز وخانواده گرم خودم در گروه تحقیقاتی عباس منش.اول از همه اینکه برای اولین بار هست درپروژه عقل کل دارم شرکت میکنم وفکر میکنم به همین دلیل نمیتونم رای بدم هیچ گزینه مثبت یا منفی وجود نداره برام:) دوم اینکه با احترام فراوان برای همه دوستان و همه وهمه افرادی که نظر گزاشتن وراهکار پیشنهاد کردن برای این دوست خوبمون ,امروز صبح اتفاقی طبق عادت یه فایل تصویری از استاد داشتم نگاه میکردم.قسمت سوم چرا به دانسته های خود عمل نمی کنیم.یه بخش کوتاهیش هیچ ربطی به این موضوع نداره ولی استاد فرمودن من همین یه ایده وقانون کلی رو انتخاب کردم وبقیه راه روش های سعادتمندی در بقیه مکاتب وگزاشتم کنار به اصطلاح خارپشتی.حالا بحث من اینجاست.الان بالای ۲۰۰ نظر وراهکار متفاوت از دوستان ارائه شده که شاید غریب به اتفاق همشون درسته و صد درصد نتیجه میده ولی حتی منی که به عنوان بی طرف دارم نظراتو میخونم هنگ کردم وموندم کدوم راه بهترینه تا انجام بدم؟مطلب سوم اینه که خیلی معذرت میخام واقعا منو ببخشید عزیزان ولی شاید بعضی از خودمون تو این شرایط نباشیم و داریم راهکار میدیم.حرفم اینه که این دوستمون ۱۰ میلیون ۲۰ میلیون طلبکار نیست بلکه۵۰۰میلیون از بقیه طلب داره.خودمونو بزاریم جای این بنده خدا؟حالا میشه بنظرتون بشینه فلان لیست تهیه کنه یا فلان ساعت تصویر ذهنی بسازه یا مدیتشن انجام بده تا به آرامش برسه؟؟؟یا به قول یکی از دوستان ول کنه بره مسافرت چون خداهست توکل کنه بهش!!!!!من ۱میلیون تومان بدهی دارم تمام تمرکزم برای رفع این بدهی هست وخیلی سخته که بیخیال بود وحس خوبی داشت.درسته از وقتی که عضو این خونواده شدم محال ونشد تو لغات زبان من معنایی نداره ولی منتظرم استاد عزیزم یک پاسخ وراهکار واحد برای حل این مشکل بدن تا استفاده کنیم همه باهم.اوقات خوبی براتون آرزومندم در پناه خدا.

ایمان گلستانی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

باسلام وخسته نباشید خدمت استادعباسمنش وکاربران محترم سایت.چون من هم بارها بااین مشکل مواجه شدم  به نظرم باید یه تصویرذهنی از روزی که اون مشکلات حل شدن بسازیم و اون قدر هر روز این تصویر رو تجسم و احساسش کنیم که کانون توجه مون بره به سمت خواسته مون و به خاطرش عمیقن سپاسگذاری کنیم تا فرکانس های صحیح و مثبت به کائنات بفرستیم واتفاقات مورد نظرمون که دوست داریم به عرصه ظهور برسه.باتشکر

ضمیر ناخوداگاه پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلام  داداش
اول این نظرات رو بخون چون بعضی دوستان انقدر نظرات عالی دادند که به همونا عمل کنی  ردیف میشی!
منم خیلی کوتاه میگم و تکرار مکررات نمیکنم
ما همه میدونیم احساس خوب = زندگی خوب، بعد یعنی ما که هیچی الان کفتر چاییها که اسم خودشون هم یادشون میره اینو میدونند دیگه !
اصلا داستانم همینه دعه آخه ما  چه طوری احساسمون رو خوب کنیم !!! :) قرص نیست که بخوریم!
من وقتی حالم بده جایی که به من احساس عالی میده یه مسجد با صفاصت بیشتر از اون زیارت معصومین علیه السلام
یعنی اینا براه من مثه قرص احساس خوب،رد خور نداره حتما جواب میده
شما هم قرص احساس خوبت رو پیدا کن همین آهنگ باحالی که رفیقمون داد و مورد عنایت دوستان قرار گرفت همین میتونه براه من احساس خوب باشه! ولی براه شما نه چون داستانت فرق داره
در حال حاضر چه چیزی بهت حال خوب میده ،منظور لذت نیست ،لذت چیزی رو حل نمیکنه مهم احساس خوب ،احساس
چی کا کنی حالت خوب میشه همون کار رو بکن اگه گریس بشین گریه کن اگه کوبیدن تو درو دیوار بکوب تو دیوار! یا با پاشنه پا بزن زمین یا با خودت حرف بزن هر کاری که حالتو خوب کنه و بهت احساس خوب بده. همون کار رو انجام بده
همین
یه نمه زیاد شد
عذر خواهم.

ساناز رفیع پاسخ داده شده در 3 سال پیش

با سلام خدمت استاد گرامی ، گروه تحقیقاتی و دوستان عزیز
به نظر من مهمترین و کلیدی ترین راه حل برداشتن توجه از روی آن مسأله و تمرکز روی مسأله ای دیگر است.
شاید به همین سادگی هم نباشد ، اما یقین داشته باشید که اینکار هم مانند بسیاری از کارهای دیگر در ابتدا سخت است.
مهمترین چیز خواستن از این وضعیت رها شدن و برداشتن قدم اول است.
پس از آن با تمرین کردن و به مرور ، راحت و راحتتر می شود.
من فکر می کنم این مورد هم مثل موارد بسیار دیگر تا حدودی به باورهای ما بر می گردد و با تغییر آنها می توانیم به خودمان در هنگام مواجهه با شرایط سخت کنیم. و یکی از این باورها نشان دادن عکس العملهایی است که در چنین شرایطی از اطرافیانمان دیده ایم و ناخودآگاه در شرایطی مشابه همان رفتار را انجام می دهیم. مثلا اگر در شرایط مالی سخت و بدهکاری قرار داریم ،  نباید خونسرد باشیم و مدام باید یه فکری در مورد آن بکنیم و گرنه آدم بی خیالی هستیم و نظر دیگران هم بسیار برایمان مهم است چون آنوقت می گویند در چنین شرایطی چقدر بی خیاله و ……. .
و یا در پیش آمدن غمی باید خود را هر چه غمگینتر نشان دهیم چون در غیر اینصورت مردم می گویند: وا در چنین شرایطی شاد است یا اصلا عاطفه نداره و ……. .
پس به نظر من برای برداشتن تمرکزمان از روی آن مسأله ابتدا باید با احترامی که برای همه افراد قایل هستیم نظرشان برایمان مهم نباشد.
تا بتوانیم در چنین شرایطی رفتاری متفاوت نشان دهیم .
اگر حالمان خیلی بد است باید این را بدانیم که ما نمی توانیم به سرعت حالمان را از  خیلی بد به خیلی خوب تغییر دهیم و باید اینکار را کم کم انجام دهیم تا بهتر و بهتر شویم. یعنی ابتدا به این فکر کنیم که با مدام به آن مشکل فکر کردن و مرور کردن اتفاقات بدی که رخ داده چه چیزهایی بهتر می شوند و تغییر می کنند و بعد به این نتیجه می رسیم که اوضاع بدتر و بدتر می شود.
اگر به قانون جذب توجه کنیم ، هر فرکانسی ، فرکانس مشابه خود را جذب می کند و به همین دلیل وقتی مدام افکار و اتفاقات بد و ناخوشایند را برای خودمان مرور می کنیم اتفاقات مشابه آن را جذب می کنیم و در نتیجه اوضاع بدتر و بدتر می شود.
پس در ابتدا اگر نظر دیگران برایمان مهم نباشد شروع به تغییر حالمان از بد به بهتر و بهتر می کنیم.
وقتی حالمان بهتر شد ، شروع برداشتن تمرکز از روی ناخواسته ها و توجه به خواسته هایمان می کنیم.
برای توجه به خواسته ها می توانیم اگر اهدافی قبلا برای خودمان تعیین نموده ایم و یادداشت کرده ایم ، آنها را مرور کنیم و دوباره بنویسیم و بخوانیم و اگر تعیین نکرده و یا ننوشته ایم شروع به نوشتن و فکر کردن در مورد آنها کنیم.
می توانیم کارهایی که می دانیم به آنها علاقه داریم و می توانند حالمان را خوب کنند انجام دهیم.
در صورت امکان می توانیم مکانمان را تغییر دهیم و یا به سفر و یا جایی برویم که به ما آرامش دهد.
از برخورد با افرادی که فکر می کنیم ممکن است با صحبتها و یا رفتارشان ما را به یاد همان مشکل بیندازند و در مورد آن بحث کنند دوری کنیم.
سعی کنیم برنامه های روزانه و مورد علاقه مان را به خاطر این مشکل تعطیل و مخطل نکنیم.
سرگرم کارهای مورد علاقه مان مثل ورزش ، کتاب خواندن ، موسیقی و کارهای فنی و هنری باشیم.
با انجام این کارها است که کم کم توجه مان از روی ناخواسته مان برداشته می شود و آنگاه راهکارهایی برای حل آن مشکل پدیدار می شوند.
و دستانی برای رفع مسأله نمایان میگردند.
من به این نتیجه رسیدم که خیلی از مسایل می توانند برایمان مفید باشند چون باعث می شوند ما روی خودمان بیشتر کار کنیم و به خواسته هایمان توجه بیشتری کنیم.
هر چه بیشتر روی افکار و باورهایمان کار کنیم و قانون آفرینش را بیشتر درک کنیم ،مسایل کمتری برایمان پیش خواهند آمد و چنانچه پیش هم آیند بهتر می توانیم آنها را حل نماییم.
 
با امید به پروردگار بزرگ
 
 

بهاره دادرس پاسخ داده شده در 3 سال پیش

بنام خداوند مهر و عشق و دوستی
با درود خدمت استاد عباس منش گرامی و دوستان و علاقمندان سایت وزین ایشان
و سپاس از دوست عزیز و بزرگواری که سوألی را مطرح کردند که شاید سوأل بسیاری از ماها باشد
روزگار و ایامی بود که خود من به شخصه در مشکلات و در فضایی که اطرافم را پوشانده بود غرق می شدم….و آن زمان وقتی به هر مشکلی فکر می کردم کم کم بزرگ و بزرگتر می شد….گاهی انقدر مشکل در نظرم بزرگ می شد که من در ژرفای آن گم می شدم
سالها بعد با آموختن قوانین خلقت و قانون جذب فهمیدم که هر آنچه را که در ذهنم به آن بیشتر بیندیشم در زندگی ام هم متجلی می شود….نمی توانم بگویم کسی که مشکلی دارد امکان ندارد که به آن فکر نکند….چون این دستور امکان پذیر نیست…مگر می شود که آدم درگیر مشکلات جدی باشد و اصلا و ابدا به آنها فکر نکند….و الکی خوشی را پیشه کند….ولی انسان می تواند منظر دید خود را تغییر دهد….مثلا وقتی مشکلی دارد با دید حل مسأله به آن بیندیشد….قلم و کاغذی بردارد و اول از همه جنبه های مثبت آن مسأله را یادداشت کند و بعد بنویسد که از آن ماجرا چه درسهایی آموخته……بعد راه حلهای احتمالی برای مسأله را یادداشت کند…..وگرنه اینکه بنشیند و هی غصه بخورد که دردی را دوا نمی کند و چیزی عوض نمی شود….پس اندیشیدن به مشکل تنها برای آموختن از آن و نیز پیدا کردن راه حل احتمالی مجاز است…..در ضمن دیدن روی مثبت مسائل هم راهکاری موثر و کارآمد می باشد که فرد می تواند بکار گیرد
شاد و پاینده باشید و در پناه حق
دکتر بهاره دادرس

مصطفی متولی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلام
من در این مواقع این کار رو انجام میدم:
میگم این هم میگذره و بعد میگم ممکن بود به جای این اتفاق، اتفاق بدتری برام میوفتاد بعد اون اتفاق بدتره رو تجسم میکنم فکر میکنم چه اتفاق بدتری ممکن بود بیوفته اون وقت حالم بهتر میشه و خدا رو شکر میکنم که اون اتفاق نیوفتاد.
دوستان تکنیک بالا خیلی خوبه امتحانش کنید.
مثلا وقتی کسی مریض میشه بگه ممکن بود به جای فلانی دستم میشکست یا مثل فلانی معلول بدنیا میومدم اون وقت خدا رو شکر بکنه ک اون بلا سرش نیومد.
یا اگر کسی مثلا مادرشو از دست داده فکر کنه به این که چی میشد اگه یه تصادفی یا اتفاقی رخ میداد و کل خانوادشو یکجا از دست میداد؟بعد غم از دست دادن خانواده رو تجسم کنه اون وقت خدا رو شکر میکنه بقیه عزیزاش سالم هستند.این کاریه که خودم انجام دادم مادرم ۳۰ روز پیش به رحمت خدا رفت و من که بسیار بهش وابسته بودم بعد از ۳ هفته همین کارو انجام دادم و خدا رو شکر کردم که بقیه عزیزام از جمله همسرم سالمه
کار بعدی بعضی اوقات که زندگیم خیلی سخت میشه میگم آخرش باید بمیرم گور بابای زندگی ولش کن ..
بعدش ی خورده آروم میشم و وقتی آروم تر شدم میشینم فکر میکنم تا راه حل پیدا کنم .
ممنون که خوندید.
از استاد عباس منش عزیز تشکر میکنم.

مسعود صالحی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

»به نام خداوند بخشنده ی مهربان«
باعرض سلام خدمت همه ی آنهایی که فکر میکنند،درک میکنند، عشق میورزند، شکرگزارند زندگی میکنند و زندگی کردن را به دیگران می آموزند.
با اجازه ی دانایان این جمع لب به سخن میگشایم…
دوست عزیزم وجود یک نعمت در زندگی شما کمرنگ شده ، که علت آن به افکار و فرکانس های گذشته ی نزدیک شما و عدم سپاسگزاری برمیگردد چنانکه در روایتی ازحضرت علی(ع):محققاً خدای تعالی را در هر نعمتی، حق سپاس است،پس هرکه بجا آورد خداوند از آن نعمت بر او فراوان دهد و هرکه در بجاآوردن آن حق کوتاهی کند خدا آن نعمت را در خطر نابودی قرار میدهد.
حالا با پذیرفتن تضاد و مشکل بوجود آمده در زندگیتان باید فرکانس فکری خود را تغییر دهید ، اما همانطور که شما ذکر کردید با شرایط فعلی اصلا امکان تمرکز به خواسته هایتان آسان نیست.
من به شما میگویم راه حل چیست…
همه ی ما میدانیم بهترین راهنمای جهتگیری متافیزیکی بدن ما احساسات ماست…برخلاف پاسخ تعدادی از دوستان در همین قسمت ، احساسات به سرعت قابل تغییرند . آن چیزی که به زمان احتیاج دارد تغییر مدار هاست.
هر بار از زنگ زدن یا حضور طلب کارها ذهن شما به هم ریخت و توانایی کنترل افکار خود را از دست دادید به سرعت میتوانید احساس خود را تغییر دهید…
با…سپاس گزاری….
قسم میخورم با سپاس گزاری از موهبت هایی که در حال و گذشته داشته اید در کمتر از گذر ثانیه ها جهتگیری احساستان ۱۸۰ درجه تغییر میکند. و مشکل شما هم در همین نقطه است. بهترین راه برای توانایی در تغییر فرکانس فکری این است که خود را در احساس فوق العاده ی سپاسگزاری قرار دهید و بعد از آن شروع به تمرکز ب خواسته هایتان کنید و شروع به تمرکز به تولید ثروت و…
مثلا از اینکه مدیر شرکت خصوصی فرآورده های نفتی هستید سپاسگزار باشید، از تک تک موهبت هایی که قبلا داشته اید سپاسگزار باشید(و روی برگه بنویسید، نوشتن معجزه میکند)
ولی باید این نکته را به یاد داشته باشید که باید با تمام وجود و تمام سلول های بدنتان از آنچه داشته اید ،آنچه دارید و آنچه خواهید داشت سپاسگزار باشید.
فقط خدا و موهبت هاشو ببین، تو ذهن خودت آدمهارو کوچیک کن زیرا که اگر تمام انسان ها جمع شوند نمیتوانند شما را زمین بزنند.
به خدا قسم هیچ قدرتی را بالاتر از سپاسگزاری در زندگی ام ندیدم..
و درپایان سخنم را با کلامی زیبا از الله یکتا به پایان میبرم:
« وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزیدَنَّکُمْ وَ لَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابی لَشَدیدٌ» و ( همچنین به خاطر بیاورید ) هنگامی را که پروردگارتان اعلام داشت: «اگر شکرگزاری کنید ، ( نعمت خود را ) بر شما خواهم افزود و اگر ناسپاسی کنید ، مجازاتم شدید است!»

مریم مقدم پاسخ داده شده در 3 سال پیش

باسلام.درزمانی که طلبکارها زنگ نمی زنند واوضاع کمی بهتر می شودخداراشکر کن وحال خودت راخوش کن تا این زمانها به سبب شکر گزاری وکسب انرژی خوب بیشتر شود وهمواره تجسم اوضاع عالی ازتمام جنبه هاو دریافت طلب هایتان وپرداخت بدهی هایتان را انجام بدهید وخدارابابت تن سالم وهمین زندگی فعلیتان شکرگزاری نماییدوبه این نکته توجه داشته باشید که هرمشکلی برای شما طبق قانون تضاد به شما نشان می دهد که خواسته واقعی شما چیست وشمارا به سمت خواسته هایتان هدایت می کند .ازوجودت سم زدایی بکن دوری از افکار منفی وتوجه به نکات مثبت .خودت را دراختیار بگیر.طبق وعده خداوند که فرموده ان مع العسر یسری خداوندکنارتو هست وداخل همین مشکل راه حل آن هم وجود دارد به صورت مداوم ازخودت سوال کن که چکار کنم که اوضاع من بهتروبهتر شود وکسب وکارم رونق عالی بگیرد.مطمئن باش خدای درون تو بهترین پاسخ را به پرسش تو می دهد.حواست به نشانه هایی که خداوند برای پاسخ به تو ارائه می کند باشد.به دوصورت ازوجودت سم زدایی بکن اول فیزیکی؛روزه ماساژتنفس وامثال این .دوم اصلاح وضعیت متافیزیکی وجودت وانرژی وتغییر وضعیت زندگیت در خودت تعمق کن وهمواره به پاسخ فکر کن.

فرزاد فرزاد پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلام بر همه  دوستان
اول  یک  اتفاق  واقعی  می نویسم  بعد به  سوال پاسخ می دهم
یک اتفاق واقعی بسیار تلخ تر از  شرایط سوال کننده  :  پدر م در سال ۸۶ در یکی از بهترین سال های تجاری  با چند نفر  شریک شد .  ویلا  باغ  در  بهترین شرایط مکانی ،  آپارتمان  در  بهترین  نقطه شهر   سرمایه  نقدی  بیش از  ۲ میلیارد  تومان آن  زمان سرمایه  داد تا در  تجارتی پر سود تر  وارد شود .بعد از  سه سال  یکی  از نفرات اصلی به یکی از کشور های  اروپایی فرار کرد و  پول و سرمایه رسما  نابود شد.یک  خانه فقط مانده بود  .   
به لطف خدا هیچ  اتفاق جانی  روحی  به هیچ یک از اعضای  خانه  نیفتاد .
باید  مثبت فکر کرد  ذهن خوب  انرژی خوب  تفکر خوب ، اما  تلاش  اراده  پشتکار  ، برنامه ریزی  دقیق ، اصولی  مشورت با دیگران  هم  هست  .
به  قطار  در  حال حرکت ، سنگ می  خورد  شیشه می شکند  اما قطار  همچنان در  راه رسیدن به  هدف است  . 
انسان  برای  تلاش  کردن  حرکت کردن  خلق  شده 
از  خدا  ممنون ایم  ، این  تفکر  این باور  مثبت  و  این  عقیده  را  برای پدر  و دیگر  اعضای  خانواده  رساند  که  پول چرک کف دست است ،    اولویت  سلامتی   :  تن سالم  روح و روان سالم   بعد  مال و  منال  ، 
به لطف خدا  به لطف انرژی  و باور  خوب مان  خدای  متعال  راهی را  نشان داد  تا به   تجارتی روی آوردیم که کم کم  سرمایه برگشت  و  حالا  با آرامش روحی  فکری  ذهنی  به  زندگی  ادامه می دهیم .
برای این دوست گرانقدر   با اینکه شرایط  مالی  اقتصادی شان  را  دقیق نمی  دانم   
 پیشنهاد م این هست  که  باید  موج منفی  را  رها کرد  باید خلاص شد . عوامل کاهش  قدرت بهبود کسب ثروت است را دوباره فکر کرد و   کم کرد
با کمک  قدرت کلام  از  کسانی که  طلب دارند  ابتدا  شرایط  دقیق  مالی  شرکت  را برایشان  توضیح بدهند
انها  هم  بدانند  باور  کنید دانستن شرایط  مالی شما  انها  را  از   واکنش های   هیجانی دور می کند  
 فرصت  و زمان بخواهند تا با تلاش  بیشتر  بدهیها   را  تسویه کنند ،  اگر  آن  فرصت  طلایی را  از دست داده اید
از دوستان  ی که پیش  آنها اعتبار  دارید کمک مالی بگیرید  بدهی را  سبک  کنید .  هر  طلب کاری  که آستانه تحمل ش  صبر ش  سر ریز  شده   ابتدا  کمی  از  مبلغ  آن  بنده خدا را  بدهید  تا از  منفی ترین  موج  ارسال  شده   بکاهید 
 طلب کار هم  آدم هست  از دید  آن  باید  فکر کرد  . شما آن  قدر   قوی  بودید   با  اراده بودید  ثروتمند بودید  که با شما  کار می کردند  افتخارشان  کار کردن  همکار بودن  با شما  بوده   ،   حال شرایط   شما  ان ها  را  ضعیف تر کرده است  آنها بیشتر از  شما  باخته اند  .  باید  ابتدا  از موج منفی  بازنده ها  بکاهید 
 به سرمایه های  مالی  خودتان  خانواده  تان  فکر کنید .هر چیزی  که ارزش  دارد واگذار کنید تا از  انرژی  منفی  طلب کار ها  خلاص شوید . انجام دهید   نترسید . اگر   از   صفر  شروع  کردن   یا از  هر نقطه ای  که قبلا بوده اید  بترسید  ان لحظه  پایان  اراده شما  هست  .  پایان  انرژی خوب  کهکشانی شماست
غرور تکبر  خودخواهی  شما را بیشتر  در باتلاق مالی  غرق خواهد  کرد  . تفکر  تان  را  از  طرح های  مالی  بیهوده  خلاص کنید .  حتما  موفق خواهید شد  . می شود  خانه را  دوباره  خرید  اما  آرامش  از دست  رفته  باعث مشکلات  بدتری  می شود  .  روح روان  فکر  ذهن  تفکر   آرام باشد  می توان  با کمک الله  دوباره  ساخت  و  دوباره  ثروتمند شد  .

آینا راداکبری پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلام به استاد گرامی جناب آقای عباس منش و دوستان
به نظر من شما بیشترین قسمت راه را رفتیداینکه شما احساس لیاقت و ارزش را در خود دارید . شما در خود احساس لیاقت می کنید و این خود لذت است .
به خاطر اینکه تقریبا تمام کتابها و سی دهای موفقیت و … را مطالعه کردید گیج شده اید شما فقط راه کار استاد را انجام دهید. طلب شما معوق مانده چون شما آن راغیر قابل وصول می پندارید و این شرایط را برای شما سخت کرده است . شما باور داشته باشید،  که بااحساس لذت که یکی از آن موارد احساس لیاقت است که در وجود شماست ، همه چیز به نفع شما به زودی تغییر می یابد. شریک شما ناامید شده و تصمیم به جدایی گرفته پس شما امیدوار باشید و قصد شما همیشه ماندن بر سر بهترین فرکانستان باشد که قویترین باور را در شما بوجود می آورد که باعث میشود طلبتان را بگیرید.
همه چیز درست می شود وقتی شما باورتان را عوض کنید. یک جمله را روزی صدها بار بگویید یعنی هر زمانی که وقت دارید و مرتب به آن فکر کنید و بنوسید روی میز کارتان و توی کیفتان و هر جایی که می روید بزارید که آن را ببینید .
شما خودتان را درگیر طلبکاران نکنید به طور ذهنی. شما فکرتان را درگیر خودتان کنید درگیر پیروزی خودتان درگیر باورتان که باید داشته باشید. هر ثانیه را غنیمت بشمارید و روی باورهایتان کار کنید حتی یک ثانیه
مثلا این جمله را بارها تکرار کنید و همه جا جلوی دیدتان بزارید . توی ماشین توی کیف کنار جای خواب و …….  پول از در و دیوار و از هر جایی ،هر لحظه به سویم شتابان در حرکت است . من بسیار ثروتمند هستم

آینا راداکبری پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلام به استاد گرامی جناب آقای عباس منش و دوستان
به نظر من شما بیشترین قسمت راه را رفتیداینکه شما احساس لیاقت و ارزش را در خود دارید . شما در خود احساس لیاقت می کنید و این خود لذت است .
به خاطر اینکه تقریبا تمام کتابها و سی دهای موفقیت و … را مطالعه کردید گیج شده اید شما فقط راه کار استاد را انجام دهید. طلب شما معوق مانده چون شما آن راغیر قابل وصول می پندارید و این شرایط را برای شما سخت کرده است . شما باور داشته باشید،  که بااحساس لذت که یکی از آن موارد احساس لیاقت است که در وجود شماست ، همه چیز به نفع شما به زودی تغییر می یابد. شریک شما ناامید شده و تصمیم به جدایی گرفته پس شما امیدوار باشید و قصد شما همیشه ماندن بر سر بهترین فرکانستان باشد که قویترین باور را در شما بوجود می آورد که باعث میشود طلبتان را بگیرید.
همه چیز درست می شود وقتی شما باورتان را عوض کنید. یک جمله را روزی صدها بار بگویید یعنی هر زمانی که وقت دارید و مرتب به آن فکر کنید و بنوسید روی میز کارتان و توی کیفتان و هر جایی که می روید بزارید که آن را ببینید .
شما خودتان را درگیر طلبکاران نکنید به طور ذهنی. شما فکرتان را درگیر خودتان کنید درگیر پیروزی خودتان درگیر باورتان که باید داشته باشید. هر ثانیه را غنیمت بشمارید و روی باورهایتان کار کنید حتی یک ثانیه
مثلا این جمله را بارها تکرار کنید و همه جا جلوی دیدتان بزارید . توی ماشین توی کیف کنار جای خواب و …….  پول از در و دیوار و از هر جایی ،هر لحظه به سویم شتابان در حرکت است . من بسیار ثروتمند هستم

سيد علي خباز پاسخ داده شده در 3 سال پیش

با سلام
من فکر میکنم این شرایط اگر کنترل نشه خیلی راحت میتونه مارو کنترل کنه و خیلی راحت میتونه احساسات مارو خراب کنه
ممکنه هرچقدر بخوایم به خودمون بگیم که شرایط خوبه و احساسمون رو خوب کنیم اتفاقات دوباره خرابش میکنه یک طلبکار، یک چک برگشتی و… 
اما اگر بتونیم زاویه دیدمون رو به مسئله تغییر بدیم دیگه این اتفاقات احساس بدمون رو که خراب نمیکنن هیچی ممکنه احساس خوبی هم به ما بدن
اولین چیزی که باید داشته باشیم ایمان به نتیجه هست وقتی ما مطمئن مطمئن بشیم و این باور رو در خودمون ایجاد کنیم که بالاخره با هر شرایطی من به خواسته ام میرسم و دیگه میدونیم که این شرایط موقته و همیشه قرار نیست اینطور بمونه و فکر به این که قبلا مشکلاتی بوده که در زمان خودش خیلی سخت بوده اما خیلی راحت حل شده و الان دیگه نگرانش نیستم آرامش زیادی میده و باعث میشه کمتر رو این قضایا تمرکز کنیم 
و مورد بعدی این که توی شرایط بد نگاهمون رو به اون شرایط عوض کنیم مثلا تو شرایط بد بپرسیم از خودمون که از این مسئله چه چیزی یاد میگیرم؟ چه چیز هایی الان دارم که اگر نبود شرایطم از این هم سخت تر میشد؟ چه چیزی در زندگیم فوق العادست؟ 
و در نهایت تمام تمرکزمون روی نتیجه باشه و وقتی ایمان داشته باشیم به اون نقطه میرسیم، دیگه روی مشکلی که داریم تمرکز نمیکنیم و فقط دنبال پیدا کردن راه حل مناسب و بهبود شرایطیم، فقط پیدا کردن راه حل و فکر به نتیجه ،که در این صورت احساسمون عالی خواهد شد
مرسی از کسانی که این نظر رو میخونن و در موردش نظر میدن

آینا راداکبری پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلام
شما به فکر چیزهایی باشید که الان دارید و مرتبا در دل و ذهن و زبانا و فکرا خود را شکر گزار باشید و کتاب معجزه سپاسگزاری را بارها و بارهای گوش کنید وکاری کنید که این صوت را مرتبا با هر وسیله ای گوش کنید و در گوشتان باشد و وقتی با طلبکارها حرف می زنید آنها را به یاد آورید مرتبا. و احساس ثروت داشته باشید و باور کنید که شما از هر طریقی چندین برابر این پول را بدست خواهید آورید . و از همین چیزهایی که الان دارید احساس لذت کنید مثلا از اینکه حتی یک دقیقه تنهایید  و آرامش دارید .

آینا راداکبری پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلام
شما به فکر چیزهایی باشید که الان دارید و مرتبا در دل و ذهن و زبانا و فکرا خدا را شکر گزار باشید و کتاب معجزه سپاسگزاری را بارها و بارهای گوش کنید وکاری کنید که این صوت را مرتبا با هر وسیله ای گوش کنید و در گوشتان باشد و وقتی با طلبکارها حرف می زنید آنها را به یاد آورید مرتبا. و احساس ثروت داشته باشید و باور کنید که شما از هر طریقی چندین برابر این پول را بدست خواهید آورید . و از همین چیزهایی که الان دارید احساس لذت کنید مثلا از اینکه حتی یک دقیقه تنهایید  و آرامش دارید .

علی نصر پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلام دوستان یک دقیقه وقتتان را بدهید 
قوانین دنیا بی تغییرند مثل قانون جاذبه زمین 
یکی از قوانین  دنیا این هست که
به اون چیزی که می خوای مثل سلامتی و  ثروت  توجه کنی همون وارد زندگی ات می شه و تو تجربه می کنی 
به اون چیزی که نمی خوای مثل بیماری و طلبکار و فقر توجه کنی همون وارد زندگی ات می شه و تو تجربه می کنی 
جهان فقط  انچه رو که تو بهش تو جه می کنی جذب می کنه  چه تو بخوای چه تو نخوای 
بعضی اانسانها در موقع مشکلات بزرگ می شوند و بعضی ها موقع مشکلات کوچک و کوچکتر می شوند 
دلیلش این است که تضاد و  مشکل با عث می شه  در همون لحظه اول خدای درون دقیقا  برعکس اون تضاد را بخواد مثلا برشکسته شدی , خدای درونت در همون لحظه ثروت رو می خواد 
 افکار  انسان همون لحظه اول دقیقا مثل خدای درون فکر می کنن و لحظه های اول با تمام وجود اون ثروت رو می خواد 
بعضی ها به خاطر ترس و نگرانی و یا عدم اعتقاد به فضل خدا این افکار خوب  رو از دست می دهند و افکار بد را جایگزین می کنند و هر روز بر مشکلشون افزوده می شه 
بعضی ها این افکار خوب را همانطور نگه می دارند و به خاطر مشکل بزرگی که پیدا کرده اند خواسته شان با تمام وجود و خیلی قوی هست و  اگر توجه شان  همینطور روی ثروت ادامه پیدا کند  آن را به سرعت به دست می آورند
طوری که نه تنها مشکل برشکستگی  شخص درست می شود بلکه ثروت هم وارد زندگی اش می شود 
فقط باید قبول کنی توجه به چیزهایی باشد که می خواهی 
نه اینکه توجه به چیزهایی باشد که نمی خواهی مثل طلبکار و پاسگاه 
هر وقت هم فکرت رفت روی طلبکار و پاسگاه و … 
فقط کافی است آگاهانه توجه ات را به جای دیگری حالا هر چه باشد مهم نیست ببری فرض کن هوای خوب یا یک غذای خوشمزه یا نگاه مادرت یا صدای همسرت 
دفعه های اول سخت است ولی دفعه های بعد قدرت زیادی را در درونت حس می کنی که راحت به هر کجا که می خواهی توجه می کنی ( خیلی سریع رخ می دهد)
 
یادت باشد خدا از جایی که فکرش را نمی کنی به تو کمک می کند پس نگران اینکه چطوری مشکلم حل می شه یا چطوری الان به چیزای منفی فکر نکنم نباش 
چون اگه به خدا توکل کنی همه چی درست میشه و خدا کمکت می کنه 
راه کمک خدا هم اینه که توجه به چیزهایی که می خواهی بکنی و توجه به به چیزهایی کنی که احساست رو خوب کنه حالا چه در مورد ثروت چه در هر موردی که فقط احساست رو خوب کنه 
چون این نوع  فکرها خدایی هست وتو رو به خدا نزدیک می کنه 
چون فکر های خدایی همیشه احساس خوبی با خود دارند 
واز طرفی با این نوع توجه ها و افکار  آروم می شی و موقعی که آرومی درست ترین تصمیم رو می گیری
مطمین باش  

علی نصر پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلام دوستان یک دقیقه وقتتان را بدهید 
قوانین دنیا بی تغییرند مثل قانون جاذبه زمین 
یکی از قوانین  دنیا این هست که
به اون چیزی که می خوای مثل سلامتی و  ثروت  توجه کنی همون وارد زندگی ات می شه و تو تجربه می کنی 
به اون چیزی که نمی خوای مثل بیماری و طلبکار و فقر توجه کنی همون وارد زندگی ات می شه و تو تجربه می کنی 
جهان فقط  انچه رو که تو بهش تو جه می کنی جذب می کنه  چه تو بخوای چه تو نخوای 
بعضی اانسانها در موقع مشکلات بزرگ می شوند و بعضی ها موقع مشکلات کوچک و کوچکتر می شوند 
دلیلش این است که تضاد و  مشکل با عث می شه  در همون لحظه اول خدای درون دقیقا  برعکس اون تضاد را بخواد مثلا برشکسته شدی , خدای درونت در همون لحظه ثروت رو می خواد 
 افکار  انسان همون لحظه اول دقیقا مثل خدای درون فکر می کنن و لحظه های اول با تمام وجود اون ثروت رو می خواد 
بعضی ها به خاطر ترس و نگرانی و یا عدم اعتقاد به فضل خدا این افکار خوب  رو از دست می دهند و افکار بد را جایگزین می کنند و هر روز بر مشکلشون افزوده می شه 
بعضی ها این افکار خوب را همانطور نگه می دارند و به خاطر مشکل بزرگی که پیدا کرده اند خواسته شان با تمام وجود و خیلی قوی هست و  اگر توجه شان  همینطور روی ثروت ادامه پیدا کند  آن را به سرعت به دست می آورند
طوری که نه تنها مشکل برشکستگی  شخص درست می شود بلکه ثروت هم وارد زندگی اش می شود 
فقط باید قبول کنی توجه به چیزهایی باشد که می خواهی 
نه اینکه توجه به چیزهایی باشد که نمی خواهی مثل طلبکار و پاسگاه 
هر وقت هم فکرت رفت روی طلبکار و پاسگاه و … 
فقط کافی است آگاهانه توجه ات را به جای دیگری حالا هر چه باشد مهم نیست ببری فرض کن هوای خوب یا یک غذای خوشمزه یا نگاه مادرت یا صدای همسرت 
دفعه های اول سخت است ولی دفعه های بعد قدرت زیادی را در درونت حس می کنی که راحت به هر کجا که می خواهی توجه می کنی ( خیلی سریع رخ می دهد)
 
یادت باشد خدا از جایی که فکرش را نمی کنی به تو کمک می کند پس نگران اینکه چطوری مشکلم حل می شه یا چطوری الان به چیزای منفی فکر نکنم نباش 
چون اگه به خدا توکل کنی همه چی درست میشه و خدا کمکت می کنه 
راه کمک خدا هم اینه که توجه به چیزهایی که می خواهی بکنی و توجه به به چیزهایی کنی که احساست رو خوب کنه حالا چه در مورد ثروت چه در هر موردی که فقط احساست رو خوب کنه 
چون این نوع  فکرها خدایی هست وتو رو به خدا نزدیک می کنه 
چون فکر های خدایی همیشه احساس خوبی با خود دارند 
واز طرفی با این نوع توجه ها و افکار  آروم می شی و موقعی که آرومی درست ترین تصمیم رو می گیری
مطمین باش  

علی نصر پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلام دوستان یک دقیقه وقتتان را بدهید 
قوانین دنیا بی تغییرند مثل قانون جاذبه زمین 
یکی از قوانین  دنیا این هست که
به اون چیزی که می خوای مثل سلامتی و  ثروت  توجه کنی همون وارد زندگی ات می شه و تو تجربه می کنی 
به اون چیزی که نمی خوای مثل بیماری و طلبکار و فقر توجه کنی همون وارد زندگی ات می شه و تو تجربه می کنی 
جهان فقط  انچه رو که تو بهش تو جه می کنی جذب می کنه  چه تو بخوای چه تو نخوای 
بعضی اانسانها در موقع مشکلات بزرگ می شوند و بعضی ها موقع مشکلات کوچک و کوچکتر می شوند 
دلیلش این است که تضاد و  مشکل با عث می شه  در همون لحظه اول خدای درون دقیقا  برعکس اون تضاد را بخواد مثلا برشکسته شدی , خدای درونت در همون لحظه ثروت رو می خواد 
 افکار  انسان همون لحظه اول دقیقا مثل خدای درون فکر می کنن و لحظه های اول با تمام وجود اون ثروت رو می خواد 
بعضی ها به خاطر ترس و نگرانی و یا عدم اعتقاد به فضل خدا این افکار خوب  رو از دست می دهند و افکار بد را جایگزین می کنند و هر روز بر مشکلشون افزوده می شه 
بعضی ها این افکار خوب را همانطور نگه می دارند و به خاطر مشکل بزرگی که پیدا کرده اند خواسته شان با تمام وجود و خیلی قوی هست و  اگر توجه شان  همینطور روی ثروت ادامه پیدا کند  آن را به سرعت به دست می آورند
طوری که نه تنها مشکل برشکستگی  شخص درست می شود بلکه ثروت هم وارد زندگی اش می شود 
فقط باید قبول کنی توجه به چیزهایی باشد که می خواهی 
نه اینکه توجه به چیزهایی باشد که نمی خواهی مثل طلبکار و پاسگاه 
هر وقت هم فکرت رفت روی طلبکار و پاسگاه و … 
فقط کافی است آگاهانه توجه ات را به جای دیگری حالا هر چه باشد مهم نیست ببری فرض کن هوای خوب یا یک غذای خوشمزه یا نگاه مادرت یا صدای همسرت 
دفعه های اول سخت است ولی دفعه های بعد قدرت زیادی را در درونت حس می کنی که راحت به هر کجا که می خواهی توجه می کنی ( خیلی سریع رخ می دهد)
 
یادت باشد خدا از جایی که فکرش را نمی کنی به تو کمک می کند پس نگران اینکه چطوری مشکلم حل می شه یا چطوری الان به چیزای منفی فکر نکنم نباش 
چون اگه به خدا توکل کنی همه چی درست میشه و خدا کمکت می کنه 
راه کمک خدا هم اینه که توجه به چیزهایی که می خواهی بکنی و توجه به به چیزهایی کنی که احساست رو خوب کنه حالا چه در مورد ثروت چه در هر موردی که فقط احساست رو خوب کنه 
چون این نوع  فکرها خدایی هست وتو رو به خدا نزدیک می کنه 
چون فکر های خدایی همیشه احساس خوبی با خود دارند 
واز طرفی با این نوع توجه ها و افکار  آروم می شی و موقعی که آرومی درست ترین تصمیم رو می گیری
مطمین باش  

مجتبی فرخی نژاد پاسخ داده شده در 3 سال پیش

به نام خدا
اول از شما تشکر میکنم چون شما دارین  از راه حل استفاده میکنین و یجورایی برای من یه تلنگر بود تا منم بیشتر ازش استفاده کنم
خب شایید براتون حرفم عجیب باشه ولی ازتون میخوام متن جوابم که از دیدگاه خودم و چند فرد موفق که میشناسم رو با دقت بخونین
جواب                                        خواستنه
حتما شنیدید خواستن توانستن ولی آیا فکر کردید واقعا وقتی چیزی رو میخوای چیکار میکنی؟
لطفا کمی به سوالم فکر کنید گر چه جواب در خودشه بعد خط بعدی رو بخونین
.
.
.
.
.
.
.
.
خب جواب درست سوال کردن و پرسیدنه وقتی من یه کار جدید یا یه درآمد بالاتر میخوام چیکار میکنم
من اگه واقعا کارمیخوام پرسو جو میکنم یا یه جا میشینم
نکته ای وجود دار اکثر ما خودمون رو لایق اون کار نمیدونم و پیشا پیش قضاوت کرده و سوال منفی میپرسیم و در نتیجه ما جواب سوال رو دریافت میکنیم مثلا میپرسیم چرا من بیکارم؟ جواب میاد که چون احمقی یا اینکه لایق نیستی افراد موفق هم سوال میپرسن ولی اونا سعی میکنن زود قضاوت نکنن و میپرسن چه کاری رو میتونم انجام بدم؟یا میپرسن کار جدید از کجا پیدا کنم؟ در نتیجه همون خواستن و توانستن جواب رو بدست میاره
 
یک نکته دیگه وجود داره اونم راجبه قانون جذبه  احتمالا میدونین که ما اون چیزی رو جذب میکنم که کانون توجهمون روی اونه
در اصل پرسیدن سوالات به کانون توجمون جهت میده و مهم نیست که در بهترین یا بدترین شرایط زندگیت هستی مهم  اینه چه سوالی میپرسی
برای داشتن حس خوب بپرس چه چیزی در زندگیم عالیه؟ سوال بیشتر مساوی با جواب بیشتر
هرچقدر هم توقتون از رسیدن به جواب بیشتر باشه سریع تر بهش میرسین
پرسیدن چنتا سوال روزتون رو شروع کنین مثلا چه چیزی میتونه زندگیم رو بهبود ببخشه؟
در این زمینه اگه اطلاعات بیشتری میخواین پرسش های کوانتومی از انتونی رابینز رو مطالعه کنین کتاب فوق العاده ای است

پرهام رایین پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سوالی که دوستمون پرسیدن اینکه چطور توجه خودم رواز بدهکاری بردارم وبه موفقیت فکرکنم یعنی اینکه راهی هست که هر شخصی میتونه احساسات خوبی برای خودش ایجاد کنه وطبق تجربیات همه ما ونظراساتید این فن احساس خوب مساوی با اتفاقات خوب اما نکته مهم راهش چیه وبرای خیلیا میگن غیرممکنه ولی اینطور نیست راه داره
اولا هر شخصی بایست چندین روش برای ایجاد احساس خوب برای خودش داشته باشه بالفرض یه نفر ممکنه با یک دوش گرفتن ساده حالش خوب بشه یه نفر ممکنه بره بیرون شهر تو دل طبیعت چند ساعت بگذرونه و…. من خودم با یه ربع ورزش کردن خیلی حالم بهتر میشه
دوما به نظر من مشکلاتی که از پسش برنمی ایی رو به خدا واگذار کن
سوما شما که ۵۰۰ تومن بدهی بالا آوردی حتما راههای بدست اوردن این مبلغ پول روهم تجربه کردی ودرآینده هم میتونی مشابهش رو انجام بدی
ودرنهایت پیه این موضوع رو به تنت بمال وبگو هرچی شد
ویه نکته دیگه اینکه بعدا که مشکلت حل شد حتما به این مساله فکر کنی که چه درسی برای تو داشته ومیخاسته چه چیزی رو به شما بفهمونه اگه درسش رو گرفتی دیگه مشکلی نخاهی داشت ولی اگر نگرفتی یه وقتی دیگه ویه جوری دیگه مشکلی به سراغت میاد
شاد وپیروز باشیدوخوشحالم که دوستانی با این سطح فکردارم وروی من هم تاثیر مثبت زیادی داره

ندا رامی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

باسلام و وقت بخیر خدمت استاد عزیزم و دوستان گلم
گاهی تو این شرایط ممکنه تمرکز کافی برای فکر کردن و حس خوب داشتن نداشته باشیم اما مثالهای زیادی از زندگی افراد موفق وجود داره که به ما ثابت میکنه ماهم میتونیم توی بدترین شرایط(( حس خوب داشتن )) رو تجربه کنیم ، مثل اون مرد موفقی که کارخونه ی چوب. خودش رو براثر حادثه ی حریق از دست میده و بعد از اون از سوخته های چوب توی فروش ذغال فعالیت میکنه و در کمال امیدواری موفقیت بهتری رو تجربه میکنه. امیدوارم همه ما بتونیم با نگاهی کوچک به موفقیتهای افراد بزرگ راه اونها رو پیش بگیریم ،
درآخر از استاد عزیزم تشکر میکنم و از صمیم قلبم برای دوستان خوبم برای نظرات بی نظیرشون خوشحالم.
در پناه حق شادو پیروز باشید

علی پروین پاسخ داده شده در 3 سال پیش

با سلام خدمت شما دوست عزیز.شما میتونید توجهتون رو روی نکته ها و نقاط مثبت افرادی که با شما تماس میگیرن بذاری و با این باور که اونا میخوان مثلا پول بیشتری به شما بدن احساس خوبی پیدا کنید.
امیدوارم در همه مراحل زندگی شاد و پیروز باشید

مسعود صفری الموتی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

با سلام خدمت اساتید گرامی و دوست عزیزی که این مسئله در رابطه با مشکلات روبرو شدن با طلبکارها رو مطرح کردن.
باید اول از همه به تو دوست عزیز تبریک بگویم که خداوند بزرگ تو رو دوست داره که در این مسیر قرار داده تا مثل اون خمیری که در کوره قرار میگیره سنگ های سخت به اون میچسبند و وقتی که نان پخته شد سنگها از اون جدا میشند. اون قلوه سنگ های همون مسائل تو هستندکه به تو چسبیدند زمانی که تو دوست خوبم آبدیده بشی در کوره زندگی اون سنگها و مشکلات از تو جدا میشند.مطمئن هستم که تو دوست خوبم یک موفقیت بزرگ و بزرگتری را در ذهن خودت دیدی که خداوند به تو لطف کرده و تو را در این کوره قرار داده.
دوست عزیز ،من نیز مسئله شما را داشتم شاید مطالباتم بالاتر بود و طلبکارهایم نیز بیشتر حدود ۶۰۰ میلیون بدهی و ۷۰۰ میلیون طلب که طلبم رو بلوکه کرده بودند بنا به دلایلی.
با استفاده از کتابهای موفقیتی که خونده بودم میدونستم بالاخره راهی برای نجات وجود داره .اول ازهمه رها کردم ، یعنی اون بدهی را رها کردم و باخودم میگفتم این یک امر بدیهی است و در ذهنم کاملا به بدیهی بودن اون ایمان داشتم.اگه مبلغ بالاتر هم بود باز به اون به چشم یک امر بدیهی نگاه میکردم.
دوست خوبم من خودم رو در بدن افراد ثروتمند میدیم ، با گوشهای آنان میشنیدم و با زبان آنان صحبت میکردم و با چشمان آنان میدیدم.
و مدام از خودم میپرسیدم ای خدای رزاق چگونه . چگونه و با ایمان قوی که داشتم مطمئن بودم که راهی هست ولی باید بگردم تا اون راه را پیدا کنم.
فرمول موفقیت ناپلئون هیل : موفقیت= خواستن x باور x مداومت
یعنی اگر کسی هدفی را واقعاً بخواهد و به ارزشمندی آن هدف باور قطعی داشته باشد و با مداومت آن را دنبال کند (برای آن نقشه، طرح و برنامه بچیند) به هدفش می‌رسد. باید دقت کرد که آیتم‌های این فرمول در هم ضرب می‌شوند. یعنی اگر یکی از آیتم‌ها صفر باشد، صرفنظر از بزرگی آیتمهای دیگر، نتیجه قطعاً صفر است! 
باور یعنی ایمان به موفقت اگه ذهن ناهشیار تو بخواد که باور کنه باید تکرار کنی و مدام تکرار کنی مثلا مبلغ یک میلیارد تومان را در ذهنت تکرار کنی که اون مبلغ را داری .تکرار باعث میشه ذهن ناهشیار تو قبول کنه دوست خوبم و بعد با تلاش و پشت کار در اون فرمول موفقیت نتیجه میده.
من وقتی تکرار کلمات را شروع کردم و خودم را در جایگاه ثروتمندان دیدیم و میگفتم اگه اونها این مشکل را داشتند چکار میکردند.ناگهان در ی شب جوابم را پیدا کردم.
من باید چالشی جدید در شغلم ایجاد میکردم.مثلاٌ اگه الان پیمانکار ساختمانی هستم باید شغلم رو عوض کنم . و این کار را کردم رو آوردم به کارهای تجارت و بعد هم تجارت الکترونیک.
به مجرد اینکه وارد شغل جدید شدم اون روزهای اول که خیلی زور میزدم تا شغل جدید را یاد بگیرم اون زمانها بهترین زمانها برایم بود و میتونست منو انرژی بده و پیشرفت کنم . قطعا زمانهایی بود که به طلب کارها فکر نمیکردم چون ایمان داشتم که بدیهای آنان را میتونم پرداخت کنم.و این یک امر بدیهی است.
در همین زمانها بود که بانکها که برای وام رفته بودم زنگ میزدند برای دریافت وام، وبعد هم برادرم نیز ۱۷۰ میلیون در بانک داشت برای کار تجارت به من سپرد .ببین دوست عزیر وامها آمدند ، پولها آمدند چون ایمان داشتم.در اطرافیان من هم طوری رفتار کرده بودم که من رو به چشم ی فرد ثزوتمند میدیدند.
در پایان دوست عزیز باید عرض کنم که نماز اول وقت در سرلوحه کارهات قرار بده چون خداوند واقعا تو رو دوست داره که در این مسیر افتادی تا آببندی بشی برای کارهای بزرگ و بزرگتر .و بعد قبل و بعد از هر نماز آیت الکرسی را بخوان تا میبینی که طلب کارها برای مدتی زیاد از تو دور میشوند و در نهایت دعای زیر را نیز حتما تکرار کن .
اللهم اغننی بحلالک عن حرامک و بفضلک عن من سواک:
خدایا مرا به وسیله حلالت از حرام خویش بی نیاز بفرما و با فضل و بخشش خودت از هر چه غیر خودت، بی نیازم  ساز
نتیجه گیری کلی :فرمول موفقیت ناپلئون هیل و خودت را حتما در لباس و جسم ثروتمندان ببین راه حل را از آنان جویا شو و در نهایت چالش جدیدی حتما در زندگی و شغلت ایجاد کن . مطمئن باش به نتیجه میرسی دوست من.
الان دوست عزیز، من چنان به ثروت رسیدم که حتی دیگه حاظر نیستم کار پیمانکاری رو که بارها بهم پیشنهاد میشه ادامه بدم و بسنده کردم به همون تجارت الکترونیک.و کار بسیار پردرآمدیه خدا رو شکر.
موفق باشی دوست من.

سودابه سنجابی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

با سلام خدمت گروه تحقیقاتی عباس منش و همه دوستان.                                                              من فکر میکنم این دوست عزیز با توجه به مطالبی که گفتند در مرحله ایمان قرار دارند. ایمانی که هنوز تبدیل به عمل نشده و این امتحان الهی است برای اثبات خودش به خودش. بهترین راه کار در این زمینه صبر و شکرگزاری (به خاطر تمام چیزهای خوب دیگر که هنوز برای باقی مانده) به درگاه خداوند است و اگر با توکل به خدا و آگاه بودن از این حقیقت که این یک امتحان است کمی خالصه با خدای خود خلوت کند راه حل مشکلش را در همان مشکل پیدا خواهد کرد. امیدوارم با صبر و ایمانی که به امتحان الهی دارید از این موقعیت به سلامت عبور کنید 

علیرضا نصیرلو پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سوال: چگونه می توان حتی وقتیکه درون یک مشکل بزرگ گیر افتاده ایم، به کلیدی ترین اصل قانون، یعنی “احساس خوب داشتن” عمل کرد؟
با سلام خدمت استادعزیز ودوست داشتنی جناب سیدحسین عباس منش وگروه تحقیقاتی عباس منش وتمام کسانی که این نوشته من رو می خونن.
خدارو شکر می کنم که به من توفیق داد این مطلب رو بنویسم واز خدا می خوام جوابم برای همه ومخصوصا دوست عزیزی که این سوال رو پرسیده،راهگشا باشه:
به نظرمن چند کار می توان برای این معضل انجام داد:
۱-اولین راهکار استفاده از تکنیک تضاده:
از سوال بالا معلومه به یک تضاد بزرگ در زندگی برخورد شده و ما باید بدونیم پیشرفت ما ، در هنگام تضادها ونحوه برخورد ما با اونها صورت می گیره.مثلا من یادمه چندسال پیش در جاده چالوس ،به روستایی می خواستیم بریم که قبلا رفته بودیم وخیلی به ما خوش گذشته بود.(که البته شاید گفتن اسم این روستا خوب نباشه بلکه نتیجه این داستان مهمه).مدتی بعد، که به همون محل رفتیم ایست بازرسی گذاشته بودند وفقط افراد محلی رو راه می دادند!
خیلی جالبه من اون موقع حتی معنی تضاد رو هم نمی دونستم ،خلاصه من ناراحت شدم ، چون نتونسته بودم خانواده ام رو به جای قبلی ببرم تابهشون خوش بگذره،ولی قسمت جالبه قضیه اینجاست که من از رفتن به اونجا ناامید شدم ودر نزدیکی راه ورودی به اون روستا راه فرعی دیگه ای پیداکردم، من تصمیم گرفتم اون راه رو انتخاب کنم…بعد از طی مسیری حدود ۱۵ تا ۳۰ دقیقه به روستایی رسیدیم باورنکردنی!( که به هرکدوم از دوستام می گم تا حالا یه همچین روستایی رو ندیده اند)اینقدر این روستا جالب ورویایی بود به طوری که در کوچه های اون به جای درختهای معمولی،پر بود از درختهای گیلاس و پر از گیلاسهای فراوون.
ما حتی داخل کوچه رفتیم واز همسایه های اجازه گرفتیم واز اون گیلاسها خوردیم.(وباز هم تصمیم داریم به اون روستا بریم)ونتیجه گرفتم اگر ما با تضاد در اون روز مواجه نمی شدیم با اون روستای جدید وعالی آشنا نمی شدیم.
این دوست عزیزهم باید بدونه با یک تضادبزرگ تو زندگیش روبرو شده که فکرش رو هم نمی کرده…یک روند رو در زندگیش پیش گرفته وفکر می کرده همیشه این روند همینطور که اون می خوادپیش خواهد رفت واگر دقت کنید در این تضاد بزرگ ،شریکش سریع جا زده!
واین حرکت اون نشون می ده، شریک خوبی برای روزهای سخت ودشوار نیست وبه نظر من ، اگه بتونه پس از گذر ازاین بحران راهی پیدا کنه که شریک داشتن رو حذف کنه ،بسیار عالیه
واگر دوستمون بیشتر به این تضاد فکر کنه وبه خودش زمان بده(البته در آرامش ذهنی وروحی)به نتایج بسیار بهتری خواهد رسید، مثلا حساب نکردن به قول وقرارهای شرکتهای دولتی در وصول مطالبات، یا داشتن همیشگی پس اندازی در این گونه موارد برای گذراندن بحرانها.(مطمینا با توجه کردن به موارد تضاد در زندگیمان که همیشه پیش می آید،عصبانی نشدن از اونها،استفاده درست ازاین موقعیتها وبرطرف شدن نگرانیهای ظاهریمان،سریعا به حال خوب می رسیم).
۲-دومین راهکار من (که شاید جزو مهمترین وبزرگترین تکنیکهای عملی تمام جهان برای رسیدن به حال خوبه )،تکنیک شکر گزاری وقدردانیه:
قبل از توضیح این تکنیک به( این دوستمون که مشکل داره وهمه دوستان )پیشنهاد می کنم حتما ودر اسرع وقت کتاب (قدردانی نوشته خانم لوییز هی ودوستان )رو بخرند وبخونن ،واقعا کتاب تاثیر گذاریه ودر تبدیل حال بد انسان به حال خوب سفارشهای بسیار خوب وعملی ای داره که چند نکته از اون کتاب رو براتون ذکر می کنم(که به درد مشکل دوستمون وهمه دوستان می خوره):
بهتره حداقل چند روز(که البته بهتره دوره ۲۱ روزه باشه به علت اینکه ۲۱ عدد عادته) هر روز بنشینیم ویک لیست ۵۰ تایی از نعماتی که داریم در طول روز رو یادداشت کنیم و بابت اونها شکرگزاری کنیم،این نعمات می تونه از نعمات به ظاهر کوچیک شروع بشه تا نعمات بزرگ (بااینکه مثلا نعمت بینایی وقتی از انسان گرفته بشه عظمتش واهمیتش معلوم می شه) مثلا بنویسیم :دوباره بیدار شدن صبح وفرصتی دوباره برای زندگی،دیدن خورشید زیبا،سلامتی بدنی،نعمت دیدن شنوایی و…وحتی می توان نوشت:دیدن یک گنجشک زیبا روی درخت یا یک گربه زیبا یابه سلامت رسیدن به محل کارو….با نوشتن این نعمات وشکر اونها حالمون خیلی سریع خوب می شه.

  • عادت کنیم وقتی حالمون بده، بارها وبارها واگه حوصله داشتیم صدها بار در طول روز با یادآوری نعمات خدا، این جمله رو تکرار کنیم(خدایا شکرت …خدایا شکرت….خدایا شکرت)جالبه که این جمله بسیار سریع حال آدم رو خوب می کنه ویکی از ویژگیهاش ،احساس بودن ونزدیکی کنار خداست که بسیار به انسان قوت قلب می ده.

شکر وتمرکز بر روی کوچکترین نعمات تا نعمات ما بیشتر بشه وحالمون رو خوب کنه.
۳-سومین تکنیک (که خود دوست عزیز سوال کننده به آن اشاره کرده اند وآقای استیو جابز هم به عنوان اصلی ترین کارهای انسان به آن اشاره می کند و معتقدندکه این کار را دراولویت کاری خودمان قرار بدیم،)استفاده از تکنیک قدرتمند: خلوت کردن با خود وهدایت طلبیدن از ندای درون است:
همانطور که دوستمان نوشته اند( اما عمیقاً باوردارم که جایگاه و لیاقتم این نیست و  همه چیز درست می شود، اما نمی دانم چگونه ؟!)این گفته، دقیقا از ندای درون ایشان سرچشمه می گیرد وشاید خود ایشان هم خبر ندارند.
در کتابی می خواندم دعا تلفن ما به خداست وندای درون تلفن خدا به ماست.اگر ما هر روز وهمیشه با ندای درونمان صحبت کنیم ،ندای درونمان قدرتمندتر می شود وارتباط با خدا در ما قوی تر می شود وهمیشه از خدا رهنمونهای عالی می گیریم ولی اگر با ندای درونمان ارتباطمان را قطع کنیم ،این چشمه خشک خواهد شد.
جالب است چند روز پیش در یک صوتی که از استاد عباس منش گوش می کردم ایشان مثالی از فردی دراروپا یا آمریکا(یادم نیست کدام کشوربود) می زدند که ملاک بسیار بزرگی است، و اکثر زمینها وملکهایی که می خرد را دوستانش نمی پسندند ومی گویند مطمینا ضرر خواهد کرد، ولی این فرد همیشه با کمک وهدایت طلبیدن از درون خود، این سرمایه گذاریها را انجام می دهد ودر بیشتر موارداستفاده های کلان می کند.
دوستان عزیز ندای درون چند ویژگی دارد که باید آنها را بشناسیم تا فرق آن با افکار ذهنی ، برای  ماقابل تشخیص باشد،
مثلا یکی از ویژگی های این ندا این است که معمولا با عقل انسان در تضاد است: مثلا طبق روال شکست ظاهری ای که این دوستمان در شرکت نفتی خورده، ظاهرا راه نجاتی از نظر عقلی(شاید)به ذهن نیاید وذهن بگوید دیگر راه نجاتی نیست ولی در صحبت با ندای درون ،ندای درون که به ایشان گفته همه چیز درست می شوداما نمی دانم چگونه؟!
ومثلا وقتی در هنگام بخشایش ۵ تا ۱۰ درصد(یا بیشتر، که طبق قانون بخشایش، هرچه بیشتر بدهیم بیشتر دریافت می کنیم) از درآمدمان که برای پرداخت به مستحقان جامعه برنامه ریزی می کنیم ،اکثر مواقع ذهن استدلالی،مقاومت می کند واز بخشایش مالی ما را می ترساند، ولی ندای درون باز به کمک ما می آیدتا ما این کار خداپسندانه را انجام دهیم.
دیگر ویژگی این ندا این است که از منبع انرژی اصلی یعنی خداوند متعال سرچشمه می گیرد ودرصد خطای آن تقریبا صفر است.
دیگر ویژگی آن این است که باید حتما با آرامش ذهنی وروانی از این ندا کمک گرفت وبه این دوست عزیزمان پیشنهاد می کنم یک ساعت زودتر از کارمندانش به محل کارشان برود ودر سکوت وقبل از شروع کار ودر خلوت حداقل( ۱۵ دقیقه صبح و ۱۵ دقیقه بعدازظهر یاشب) با ندای درون خلوت کند وهدایت بطلبد، مطمین هستم باتکرار این تمرین،  از گرفتن رهنمودهای ندای درون شگفت زده خواهند شد!وندای درون هربار،راهکارهای خوبی برای برون رفت از بحرانها را به ما یادآور می شود.
 ۴- ودر آخر راهکار عملی برای این دوست عزیز وموارد مشابه ،برای برون رفت ازاین بحران وحل مشکلشان ورسیدن به احساس خوب، مشتری داریست (که متاسفانه در کشور ما باید به آن نمره ۵ از ۲۰ داد!که این نمره هم به خاطر عده ای معدود در این کشور تعلق می گیرد که واقعا بحث مشتری داری را رعایت می کنند.)
جالب است چند روز پیش یکی از مسیولین برق ژاپن به علت قطع برق ۴۰ دقیقه ای ،به مدت ۴۰ دقیقه در مقابل رسانه ها به کل مردم ژاپن به حالت تعظیم ،معذرت خواهی کرد.(دوستان اگه ما ۵دقیقه تعظیم کنیم احتمالا کمر درد می گیریم!!)
اگر این دوست عزیز وهمه ما یاد بگیریم در هنگام اشتباهاتی که در تحت اختیار ما نیست وبه دیگران ضرری متوجه می کند ،عذرخواهی کنیم و۵دقیقه جلوی او تعظیم کنیم، به شما قول می دهم آن مشتری دست ما را می بوسد،به پای ما می افتد،ولی چون متاسفانه در چند سال اخیر یک عده ازخدابی خبر ، مال مردم را برداشته اند و فرار کرده اند، مردم ترسیده اند وواقعا باید به چه کسانی اعتماد کنند؟
به نظر من باید این دوست عزیز، پیش دستی کنند وبه تمام کسانی که به ایشان بدهکارند ،زنگ بزنند وبه شرکتشان دعوت کنند وبه پرسنلشان یاد بدهند جلوی مشتری ها بایستند ودست به سینه باشند ودر جلسه ازهمه طلبکارها،عذرخواهی کنند(البته باپذیرایی مفصل واهدای هدیه) وتضمین بدهند که مشکلشان به زودی حل خواهد شد، و با دیدن وضع موجود شرکت ودیدن پرسنل خوب،(وتقاضا بابت اینکه که هروقت خواستند باز بیایند وشرکت را بازدید کنند)بعید می دانم طلبکارها با این حسن نیت وصداقت،باز هم داد وبیداد کنندونخواهند همراهی کنند.
بعد از این اتفاق مطمینا به احساس خوب فوق العاده می رسند(چون مردم را راضی کرده اند)،وپس از مهلت گرفتن از طلبکارها با ذهن آرام وانجام تمرینها وتکنیکهای بالا مطمین هستم به زودی گشایش مالی برای ایشان پیش خواهد آمد.
درانتها تشکر می کنم از کسانی که مطلب من رو خوندند،واز خدا برای اینکه تونستم این متن رو ،آماده وارسال کنم ،شکرمی کنم وامیدوارم متنم مورد توجه قراربگیره، وآرزوی موفقیت وبرون رفت از این بحران برای این دوست عزیز وهمه کارآفرینان کشورعزیزمان را دارم.
یا علی مدد.

علیرضا نصیرلو پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سوال: چگونه می توان حتی وقتیکه درون یک مشکل بزرگ گیر افتاده ایم، به کلیدی ترین اصل قانون، یعنی “احساس خوب داشتن” عمل کرد؟
با سلام خدمت استادعزیز ودوست داشتنی جناب سیدحسین عباس منش وگروه تحقیقاتی عباس منش وتمام کسانی که این نوشته من رو می خونن.
خدارو شکر می کنم که به من توفیق داد این مطلب رو بنویسم واز خدا می خوام جوابم برای همه ومخصوصا دوست عزیزی که این سوال رو پرسیده،راهگشا باشه:
به نظرمن چند کار می توان برای این معضل انجام داد:
۱-اولین راهکار استفاده از تکنیک تضاده:
از سوال بالا معلومه به یک تضاد بزرگ در زندگی برخورد شده و ما باید بدونیم پیشرفت ما ، در هنگام تضادها ونحوه برخورد ما با اونها صورت می گیره.مثلا من یادمه چندسال پیش در جاده چالوس ،به روستایی می خواستیم بریم که قبلا رفته بودیم وخیلی به ما خوش گذشته بود.(که البته شاید گفتن اسم این روستا خوب نباشه بلکه نتیجه این داستان مهمه).مدتی بعد، که به همون محل رفتیم ایست بازرسی گذاشته بودند وفقط افراد محلی رو راه می دادند!
خیلی جالبه من اون موقع حتی معنی تضاد رو هم نمی دونستم ،خلاصه من ناراحت شدم ، چون نتونسته بودم خانواده ام رو به جای قبلی ببرم تابهشون خوش بگذره،ولی قسمت جالبه قضیه اینجاست که من از رفتن به اونجا ناامید شدم ودر نزدیکی راه ورودی به اون روستا راه فرعی دیگه ای پیداکردم، من تصمیم گرفتم اون راه رو انتخاب کنم…بعد از طی مسیری حدود ۱۵ تا ۳۰ دقیقه به روستایی رسیدیم باورنکردنی!( که به هرکدوم از دوستام می گم تا حالا یه همچین روستایی رو ندیده اند)اینقدر این روستا جالب ورویایی بود به طوری که در کوچه های اون به جای درختهای معمولی،پر بود از درختهای گیلاس و پر از گیلاسهای فراوون.
ما حتی داخل کوچه رفتیم واز همسایه های اجازه گرفتیم واز اون گیلاسها خوردیم.(وباز هم تصمیم داریم به اون روستا بریم)ونتیجه گرفتم اگر ما با تضاد در اون روز مواجه نمی شدیم با اون روستای جدید وعالی آشنا نمی شدیم.
این دوست عزیزهم باید بدونه با یک تضادبزرگ تو زندگیش روبرو شده که فکرش رو هم نمی کرده…یک روند رو در زندگیش پیش گرفته وفکر می کرده همیشه این روند همینطور که اون می خوادپیش خواهد رفت واگر دقت کنید در این تضاد بزرگ ،شریکش سریع جا زده!
واین حرکت اون نشون می ده، شریک خوبی برای روزهای سخت ودشوار نیست وبه نظر من ، اگه بتونه پس از گذر ازاین بحران راهی پیدا کنه که شریک داشتن رو حذف کنه ،بسیار عالیه
واگر دوستمون بیشتر به این تضاد فکر کنه وبه خودش زمان بده(البته در آرامش ذهنی وروحی)به نتایج بسیار بهتری خواهد رسید، مثلا حساب نکردن به قول وقرارهای شرکتهای دولتی در وصول مطالبات، یا داشتن همیشگی پس اندازی در این گونه موارد برای گذراندن بحرانها.(مطمینا با توجه کردن به موارد تضاد در زندگیمان که همیشه پیش می آید،عصبانی نشدن از اونها،استفاده درست ازاین موقعیتها وبرطرف شدن نگرانیهای ظاهریمان،سریعا به حال خوب می رسیم).
۲-دومین راهکار من (که شاید جزو مهمترین وبزرگترین تکنیکهای عملی تمام جهان برای رسیدن به حال خوبه )،تکنیک شکر گزاری وقدردانیه:
قبل از توضیح این تکنیک به( این دوستمون که مشکل داره وهمه دوستان )پیشنهاد می کنم حتما ودر اسرع وقت کتاب (قدردانی نوشته خانم لوییز هی ودوستان )رو بخرند وبخونن ،واقعا کتاب تاثیر گذاریه ودر تبدیل حال بد انسان به حال خوب سفارشهای بسیار خوب وعملی ای داره که چند نکته از اون کتاب رو براتون ذکر می کنم(که به درد مشکل دوستمون وهمه دوستان می خوره):
بهتره حداقل چند روز(که البته بهتره دوره ۲۱ روزه باشه به علت اینکه ۲۱ عدد عادته) هر روز بنشینیم ویک لیست ۵۰ تایی از نعماتی که داریم در طول روز رو یادداشت کنیم و بابت اونها شکرگزاری کنیم،این نعمات می تونه از نعمات به ظاهر کوچیک شروع بشه تا نعمات بزرگ (بااینکه مثلا نعمت بینایی وقتی از انسان گرفته بشه عظمتش واهمیتش معلوم می شه) مثلا بنویسیم :دوباره بیدار شدن صبح وفرصتی دوباره برای زندگی،دیدن خورشید زیبا،سلامتی بدنی،نعمت دیدن شنوایی و…وحتی می توان نوشت:دیدن یک گنجشک زیبا روی درخت یا یک گربه زیبا یابه سلامت رسیدن به محل کارو….با نوشتن این نعمات وشکر اونها حالمون خیلی سریع خوب می شه.

  • عادت کنیم وقتی حالمون بده، بارها وبارها واگه حوصله داشتیم صدها بار در طول روز با یادآوری نعمات خدا، این جمله رو تکرار کنیم(خدایا شکرت …خدایا شکرت….خدایا شکرت)جالبه که این جمله بسیار سریع حال آدم رو خوب می کنه ویکی از ویژگیهاش ،احساس بودن ونزدیکی کنار خداست که بسیار به انسان قوت قلب می ده.

شکر وتمرکز بر روی کوچکترین نعمات تا نعمات ما بیشتر بشه وحالمون رو خوب کنه.
۳-سومین تکنیک (که خود دوست عزیز سوال کننده به آن اشاره کرده اند وآقای استیو جابز هم به عنوان اصلی ترین کارهای انسان به آن اشاره می کند و معتقدندکه این کار را دراولویت کاری خودمان قرار بدیم،)استفاده از تکنیک قدرتمند: خلوت کردن با خود وهدایت طلبیدن از ندای درون است:
همانطور که دوستمان نوشته اند( اما عمیقاً باوردارم که جایگاه و لیاقتم این نیست و  همه چیز درست می شود، اما نمی دانم چگونه ؟!)این گفته، دقیقا از ندای درون ایشان سرچشمه می گیرد وشاید خود ایشان هم خبر ندارند.
در کتابی می خواندم دعا تلفن ما به خداست وندای درون تلفن خدا به ماست.اگر ما هر روز وهمیشه با ندای درونمان صحبت کنیم ،ندای درونمان قدرتمندتر می شود وارتباط با خدا در ما قوی تر می شود وهمیشه از خدا رهنمونهای عالی می گیریم ولی اگر با ندای درونمان ارتباطمان را قطع کنیم ،این چشمه خشک خواهد شد.
جالب است چند روز پیش در یک صوتی که از استاد عباس منش گوش می کردم ایشان مثالی از فردی دراروپا یا آمریکا(یادم نیست کدام کشوربود) می زدند که ملاک بسیار بزرگی است، و اکثر زمینها وملکهایی که می خرد را دوستانش نمی پسندند ومی گویند مطمینا ضرر خواهد کرد، ولی این فرد همیشه با کمک وهدایت طلبیدن از درون خود، این سرمایه گذاریها را انجام می دهد ودر بیشتر موارداستفاده های کلان می کند.
دوستان عزیز ندای درون چند ویژگی دارد که باید آنها را بشناسیم تا فرق آن با افکار ذهنی ، برای  ماقابل تشخیص باشد،
مثلا یکی از ویژگی های این ندا این است که معمولا با عقل انسان در تضاد است: مثلا طبق روال شکست ظاهری ای که این دوستمان در شرکت نفتی خورده، ظاهرا راه نجاتی از نظر عقلی(شاید)به ذهن نیاید وذهن بگوید دیگر راه نجاتی نیست ولی در صحبت با ندای درون ،ندای درون که به ایشان گفته همه چیز درست می شوداما نمی دانم چگونه؟!
ومثلا وقتی در هنگام بخشایش ۵ تا ۱۰ درصد(یا بیشتر، که طبق قانون بخشایش، هرچه بیشتر بدهیم بیشتر دریافت می کنیم) از درآمدمان که برای پرداخت به مستحقان جامعه برنامه ریزی می کنیم ،اکثر مواقع ذهن استدلالی،مقاومت می کند واز بخشایش مالی ما را می ترساند، ولی ندای درون باز به کمک ما می آیدتا ما این کار خداپسندانه را انجام دهیم.
دیگر ویژگی این ندا این است که از منبع انرژی اصلی یعنی خداوند متعال سرچشمه می گیرد ودرصد خطای آن تقریبا صفر است.
دیگر ویژگی آن این است که باید حتما با آرامش ذهنی وروانی از این ندا کمک گرفت وبه این دوست عزیزمان پیشنهاد می کنم یک ساعت زودتر از کارمندانش به محل کارشان برود ودر سکوت وقبل از شروع کار ودر خلوت حداقل( ۱۵ دقیقه صبح و ۱۵ دقیقه بعدازظهر یاشب) با ندای درون خلوت کند وهدایت بطلبد، مطمین هستم باتکرار این تمرین،  از گرفتن رهنمودهای ندای درون شگفت زده خواهند شد!وندای درون هربار،راهکارهای خوبی برای برون رفت از بحرانها را به ما یادآور می شود.
 ۴- ودر آخر راهکار عملی برای این دوست عزیز وموارد مشابه ،برای برون رفت ازاین بحران وحل مشکلشان ورسیدن به احساس خوب، مشتری داریست (که متاسفانه در کشور ما باید به آن نمره ۵ از ۲۰ داد!که این نمره هم به خاطر عده ای معدود در این کشور تعلق می گیرد که واقعا بحث مشتری داری را رعایت می کنند.)
جالب است چند روز پیش یکی از مسیولین برق ژاپن به علت قطع برق ۴۰ دقیقه ای ،به مدت ۴۰ دقیقه در مقابل رسانه ها به کل مردم ژاپن به حالت تعظیم ،معذرت خواهی کرد.(دوستان اگه ما ۵دقیقه تعظیم کنیم احتمالا کمر درد می گیریم!!)
اگر این دوست عزیز وهمه ما یاد بگیریم در هنگام اشتباهاتی که در تحت اختیار ما نیست وبه دیگران ضرری متوجه می کند ،عذرخواهی کنیم و۵دقیقه جلوی او تعظیم کنیم، به شما قول می دهم آن مشتری دست ما را می بوسد،به پای ما می افتد،ولی چون متاسفانه در چند سال اخیر یک عده ازخدابی خبر ، مال مردم را برداشته اند و فرار کرده اند، مردم ترسیده اند وواقعا باید به چه کسانی اعتماد کنند؟
به نظر من باید این دوست عزیز، پیش دستی کنند وبه تمام کسانی که به ایشان بدهکارند ،زنگ بزنند وبه شرکتشان دعوت کنند وبه پرسنلشان یاد بدهند جلوی مشتری ها بایستند ودست به سینه باشند ودر جلسه ازهمه طلبکارها،عذرخواهی کنند(البته باپذیرایی مفصل واهدای هدیه) وتضمین بدهند که مشکلشان به زودی حل خواهد شد، و با دیدن وضع موجود شرکت ودیدن پرسنل خوب،(وتقاضا بابت اینکه که هروقت خواستند باز بیایند وشرکت را بازدید کنند)بعید می دانم طلبکارها با این حسن نیت وصداقت،باز هم داد وبیداد کنندونخواهند همراهی کنند.
بعد از این اتفاق مطمینا به احساس خوب فوق العاده می رسند(چون مردم را راضی کرده اند)،وپس از مهلت گرفتن از طلبکارها با ذهن آرام وانجام تمرینها وتکنیکهای بالا مطمین هستم به زودی گشایش مالی برای ایشان پیش خواهد آمد.
درانتها تشکر می کنم از کسانی که مطلب من رو خوندند،واز خدا برای اینکه تونستم این متن رو ،آماده وارسال کنم ،شکرمی کنم وامیدوارم متنم مورد توجه قراربگیره، وآرزوی موفقیت وبرون رفت از این بحران برای این دوست عزیز وهمه کارآفرینان کشورعزیزمان را دارم.
یا علی مدد.

سعید کمره ای پاسخ داده شده در 3 سال پیش

با سلام خدمت دوستان و استادان عزیز.
خیلی از موضوعات رو دوستان نوشتند. یه موضوعی رو مینویسم که شاید خوده استاد عباس منش هم ازش بی خبر باشه و امیدوارم که در راه رسیدن به موفقیت بهتون کمک کنه. 
من همیشه به مدیریت زمان فکر می کردم و میگفتم که مدیریت زمان یعنی استفاده بهینه از زمان. 
دوستان به نظر من زندگی یه سرعتی داره و زمانی که من یه کاری رو نیم ساعت به تاخیر می اندازدم ،نیم ساعت، ساعت تمام کارهایم را در قوانین جهانی جا به جا می کنه. ( نیم ساعت مثال بود بعضی روزا چند ساعت جا به جا میشه و کل روز ما مسیر زندگی مون رو جا به جا می کنه) مثلا زمانی که ما برای فردا برنامه ریزی میکنیم و میگیم که تا صبح ۸ ساعت بخوابیم و صبح راس ۸ ساعت از خواب بیدار میشویم و همون موقعه باید هدف بعدی رو که از شب قبل یا همون صبح انتخاب کردیم رو انجام بدیم. اگه بگید نیم ساعت بیشتر بخوابم قانون کاره خودشو انجام می ده و اهدافی رو که قراره شما انجام بدید در حال ازدست رفتن هستند و شما در خواب هستید. 
دوستان مهم زمان نیست. مهم اینه که شما وقتی کاری رو انتخاب کردید به اون سرعت بدید و انجام بدید و بعد به سراغ کار بعدی بروید و میبینید که نه خسته میشوید و تمام کارها برای شما پشت سر هم آماده میشه. این کار رو انجام دادید سریع کار و هدف بعدی خودشو نشان میده سریع برو و انجامش بده به تاخیر ننداز واون زمان شما با سرعت کیهانی زندگی خودتون همسو شدید. 
یه موضوع: دوستان منظورم از سرعت، عجله کردن نیست. مثلا شما از خواب بیدار شدید راس ۸ ساعت خواب و بعد میگید برم صبحانه بخورم و سرعت شما باعث میشه صبحانه برای شما آماده باشه و صبحانه خوردید به سرعت( نه عجله ) به کار بعدی بروید و متوجه میشوید که کار بعدی هم منتظر شما هستش و سریع اون رو انجام بده و بعدی و… . دوستان هر شخصی در زندگی یه سرعتی داره و سرعت زندگی شما مخصوص خوده شماست. سرعت کیهانی خودتون رو پیدا کنید و ببینید که چگونه تمام کارها منتظر شما هستند که بیاید و انجام شون دهید. 
امیدوارم تونسته باشم منظورم رو واضح گفته باشم و متوجه شده باشید. 
شما دوستان عزیز رو به خدای زیبا میسپارم. 

رضا شورچه پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلام دوستان عزیز امید وارم روز خوبی رو داشته باشید مث من
 
من برای این موضوع روش خودمو میگم
 
همیشه از اول صبح شروع به فکر + کن اخر شب که خواستی بخوابی بگو من فردا صبح که بیدار شدم افکارم کاملا مثبته با این فکر برو بخواب فردا صبح وقتی بیدار شدی به صورت اتوماتیک حرفای دیشب تو ذهنت هست و خوشحالی تو باید اینو ادامه بدی با کارای مثبت خودت باید عمل کنی مثلا پا شدی بگو سلام خدا چطوری ممنونم که امروز هم میتونم فلان فعالیت رو انجام بدم و….. بیا رو کاغذ بنویس که امروز مخوای بری مجا چیکار کنی کلا۱۰دقیقه وقتت رو نمیگیره بعد روزتو شروع کن

من خودم اینکارو میکنم موقع احتیاجم خیلی خوب جواب میگیرم وقتی دارم میرم سر کار هر روز یه هندزفری تو گوشمه آهنگ شکر گذاری انگیزشی میگیرم همیشه شارژم
ثروتمند فکر کن — ثروتمند زندگی کن — ثروتمند بودن رو اموزش بده
 

علی ملک پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلام به همه دوستان
من فکر میکنم پاسخ این مشکل یه جمله است
باور داشتن به این مساله که برای خواسته های ما و برای حل مسائلمان هیچ عامل بیرونی نقش ندارد و مهمترین عامل در درون خود ماست اگر کسی به این باور برسد مسائل او به طرز اعجاب انگیزی حل خواهد شد ودیگر نگرانی و دقدقه نخواهد داشت چون میداند که مسئله اش توسط نیروی قدرتمند درونی خودش حل خواهد شد و منتظر و دست به دامن عوامل بیرونی نیست
کسی که به چنین ایمانی برسد در هر شرایطی می تواند به آرامش و احساس خوب برسد.
من خودم حدود دو هفته است که روی این مورد کار میکنم وجمله تاکیدی مهمترین عامل موفقیت دردرون من است را تکرار میکنم و هر لحظه ایمانم را نسبت به این موضوع قوی تر میکنم.
خداوند در قرآن میفرماید وعلّم آدم الأسماء کلّها و تمامی اسما را به آدم آموخت و منظور از آدم نوع بشر و تمامی انسانها هستند.
و در دعای کمیل میخوانیم بِأَسْمَائِکَ الَّتِی مَلَأَتْ (غَلَبَتْ) أَرْکَانَ کُلِّ شَیْ ءٍه نام هایت که پایه های همه چیز را انباشته و همه چیز را در بر گرفته
پس طبق گفته خدا ما دارای قدرتی عظیم هستیم که خداوند در ما قرار داده فقط کافیست به آن قدرت ایمان داشته باشیم و از آن استفاده کنیم.
بعد از این باور شما باید جمله تاکیدی متناسب با مساله خودتونو تکرار کنید بعدشم تصویری از چیزی که میخواهید رو در ذهنتون ببیند البته با ایمان کامل ایشالله به زودی معجزاتشو میبینید
من خودم برای اینکه با ایمان بیشتر تصویر سازی کنم قبلش چند صفحه از کتاب های ژوزف مورفی مثل نیروی تخیل مثبت یا قدرت فکر را میخونم هم ایمانم تقویت میشه و هم احساسم خوب میشه و بعدش تصویر سازی میکنم.
به امید حل مساله شما دوست عزیز
ببخشید وقت دوستانو گرفتم .

علی جعفری پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلام بر استاد عزیزم جناب آقای عباس منش و دوست عزیزی که این سوال را مطرح کردند و دوستان عزیزی که این پاسخ را مطالعه میفرمایند.
پاسخی کوتاه و در حوصله خواندن به این مبحث مفصل میدهم:
هر زمان که در چنین اوضاعی گرفتار می شوید برای شروع به دنبال سرنخ هایی برای شکرگزاری باشید یعنی ببینید در مورد آن موضوع چه نکته مثبتی وجود دارد که می توان سپاسگزار بود مثلاً زمانی که انتظار داریم مزاحمین تماس بگیرند و در آن دقایق و ساعت ها تماس نمی گیرند، مدام در حال شکر گزاری باشیم. نکته مهم این است که شکر کردن باید همراه با احساس مثبت یعنی ذوق کردن باشد و بعد که ذره ای حس مثبت گرفتیم حالا برای آن ذره حس مثبت هم شکر گزار باشیم به این صورت مدام آن ذوق و حس مثبت هم بیشتر می شود و به این صورت وقتی به خودمان برمیگردیم میبینیم که حالمان و آرامشمان خیلی بیشتر شده است که همین شکرگزاری ها و حال خوب اوضاع را کم کم به نفع ما تغییر می دهد. حتی باید از عوامل مزاحم هم نکته مثبت استخراج کرد و شکر گزار بود.
اگر مذهبی هستید به این راهنمایی پایین هم حتماً توجه کنید که در راستای همان مطالب بالا است:
عمدتاً مشکلات و گرفتاری هایی که برای ما به وجود میاید به واسطه گناهانمان است که یکی از آنها ناسپاسی است. طبق تجربه طولانی مدت خودم، نماز اول وقت مداوم، بیشترین تاثیر را در برکت روزی و رفع مشکلات دارد، امکان ندارد نماز اول وقت مداوم بخوانید و مشکلاتتان کمتر نشود.
دیگر اینکه توصیه شده سعی کنید دقایقی قبل از اذان صبح بیدار شوید و ۴۰ بار طلب استغفار با ذکر استغفرالله کنید و این لحظات علاوه بر خاص بودن، آرامش خاصی دارد و هیچگونه عامل مزاحمی هم نیست و میتوان عبادت و مناجات موثری داشت.
نماز اول وقت مداوم و بیدار شدن قبل از اذان صبح آسان نیست و به همین دلیل است که افراد موفق معدودند.
ان شاء الله موفق باشید.
 
 
 
 
 
 
 

س ح پاسخ داده شده در 3 سال پیش

با سلام 
وقتی فکر میکنید توی مشکل گیر افتادید و تو این شرایط امکان مثبت فکر کردن نیست به بیمارانی فکر کنید که بیماری لاعلاج خود رو شفا دادند.  
قطعاکار اونا از شما خیلی سخت تره.  چون درد همیشه همراهشان هست.  کم نداریم بیمارانی سرطانی که اون رو درمان کردند و کم نشنیدیم که کسانی که دکترها از زندگیشون قطع امید کردند بهبود یافتند.  
درفیلم  راز شخصی صحبت میکنه که قطع نخاع شده بوده و غیر از پلک زدن کار دیگه ای نمیتونسته بکنه .  اما در همون شرایطی که روی تخت فقط میتونسته پلک بزنه به راه رفتن فکر میکرده و در نهایت موفق میشه به زندگی عادی برگرده و شفا پیدا میکنه. 
قطعاشما کار سختی پیش رو دارید اما آسانتر از مواردی که ذکر کردم. 
من شرایطی رو تجربه کردم که ماه ها درد همیشه همراهم بود اما در همون شرایط عبارات تاکیدی سلامتی رو تکرار میکردم و در این راه سماجت به خرج دادم و کم کم دردم بهتر شد و در نهایت از بین رفت.  
شماهم سعی کنید در همون شرایط عبارات تاکیدی مثبت رو در ذهنتون تکرار کنید.  مطمئن باشید کم کم اثرات آن را خواهید دید 
و اولین نشانه برای شما همین انتخاب سوال شما برای مسابقه و این همه جواب و راهنمایی و انرژی مثبت است که مطمئن باشید اتفاقی نیست و شما آماده هستید برای وارد شدن به تغییرات بزرگ. 
موفق و پیروز باشید

سعید محمودی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

با سلام خدمت دوستان گرامی
با اینکه خودمم تو وضعیت تقریبا مشابهی با این دوستمون قرار دارم و حتی به استاد هم ایمیل زدم و ازشون راهنمایی خواستم اما اومدم جواب این سوالو بدم شاید خودمم تونستم راهمو پیدا کنم،راستش من خوب درک میکنم چه وضعیت بدی هستش و اینکه تو این شرایط خیلی خوب و مثبت فک کردن اصلا کار راحتی نیستش اما به نظرم بهترین کار این هستش که یه زمانهایی از شبانه روز مثل آخر شب که همه خوابن میشه نشست و اول کمی آروم شد با آهنگ گوش کردن یا هر راه دیگه ای،و اون لحظه به وضعیت الآن فکر نکرد،من خودم کاری که میکنم به هفته بعد یا ماه بعد یا سال بعد فکر میکنم که این مشکل برطرف شده و اون موقع من چه حسی دارم آیا بازم مثل الآن هستم؟مسلما وضعیت روحی و مالی خیلی بهتری دارم و تمام تمرکزمو از روی بدهی و بدحالی به اون موقع انتقال میدم و با اینکار کم کم احساسم بهتر میشه و میفهمم پس این وضعیت گذرا هستش و باید اینقد قوی باشم تا بتونم از پسش بربیام و در حالیکه به اون لحظات فک میکنم و خودمو اونجا تصور میکنم و حالم بهتر میشه حالا میتونم ایده های بهترو پیدا کنم که چه ابزاری برای رسیدن به اون مرحله در اختیار دارم یا چه کارهایی میتونم انجام بدم و چه توانایی ها و … دارم.شاید کار راحتی نباشه اما خیلی لذت بخشه وقتی تو بدترین وضعیت به لحظه رهایی فکر کنی و روزهای خوبتو ببینی و حتی لبخند بزنی که چه روزای بدی داشتم اما به لطف خدا تموم شدن و اینجوری کانون توجه برای لحظاتی یا ساعاتی روی افکار مثبت و راه های برون رفت از این وضعیت میره و اینجوری میتونیم متفاوت از افراد تسلیم شده و بازنده باشیم.

ستا ستوده پاسخ داده شده در 3 سال پیش

بانام ویادخدای مهربان
سلام بردوستان عزیز
درپاسخ به سوال این دوست عزیز بایدبگم که برای تغییراحساستان باید ازتصورتان استفاده کنیدبه اینصورت که تصورکنیداینها بدهی شمانیستندبلکه کمک مالی شمابه افرادیاشرکتی است که بدلیل خدمتی که به شما کرده میخواهیدببخشید.سپس این بدهی بزرگ رابصورت چندهدف کوتاه مدت درنظربگیریدکه بایدبهش برسید.اگربجای تمرکزبررقم اصلی براین اهدافکوتاه مدت تمرکزکنید.حتمامیتونی به تک تک این اهداف مالی کوتاه مدت برسی.درنتیجه دربازه های زمانی مشخص تمامی بدهی هاروپرداخت کنید.درواقع شمابااین کارکاملا ناخوداگاه بدون اینکه متوجه باشی یک برنامه گام به گام برای ضمیرخوداگاه خوداماده میکنی که به ذهن منطقی نشون میده براستی میشه این بدهی زیادرو پرداخت کرد.پس به این ترتیب این قدرت روپیدامیکنی که ذهنت رومتمرکز وسازمان یافته کنی وبراحتی میتوانی تمامی احساسات منفی وناخوشایندروحذف کنی وفقط براهداف کوتاه مدتی تمرکزکنی که درنهایت توروبه مسیراصلی وهدف اصلی میرسونه وتمامی نمیشه های ذهنت روبصورت کامل حذف میکند چون بابرنامه ای که اجرامیکنی به ذهنت ثابت میکنی که انجام چنین کاری ممکنه ودرنهایت ضمیرخوداگاه بجای مانع تراشی تمامی اونهاروباورمیکنه وبه دوست توتبدیل میشه وبه طرق مختلف بهت کمک میکنه.برنامه ای که بایداجراکنی به این ترتیبه که بایدابتداتمامی بدهی هایی که داری روباجزئیات کامل ودقیق یادداشت کنی.کاردیگه ای که باید انجام بدی ثبت لیست امکاناتی است که دراین زمان دراختیارداری مثل:افراد-همکاران-دوستان-سرمایه و……..سپس لیستی ازموانع موجودرویادداشت کنی.وقتی تمام این مواردروکنارهم ثبت کردی هرکدام ازبدهی هاروبه بخشهای کوچکترتقسیم کن.حالا بااستفاده ازامکاناتی که داری چندتا ازاین موانع رومیتونی بطورکامل برطرف کنی .به محض اینکه اون موانع حذف بشه اتوماتیک وارچندین بخش ازبدهی هایت خودبخود پرداخت میشه.
با ارزوی موفقیت وپیروزی

علی رضا پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلام دوست من…
 
اوضاع یه شبه تا به این حد بد نشده که، نشونه هایی داشته… اروم آروم به این سمت رفته… الان اصلا به این کاری ندارم که چرا به این نشونه ها توجه نکردی و گذاشتی کار به اینجا برسه.
الان وقتشه که یکمی خلاف این وضعیت نابسامانت قدم برداری… سخته؟؟؟ اره میدونم داری خلاف جهت رودخونه شنا می کنی بایدم سخت باشه اما مگه قرار نیست قوی تر بشی؟ ثروتمند تر بشی؟ حاضری بهاش پرداخت کنی یا نه؟؟؟
از کم شروع کن،
میری دادگاه و کلانتری؟؟؟ خیلی بدتر از خودتو اونجا میبینی، پس باید بگی حداقل من از اینا بهترم که، یکم یکم حالتو خوب کن.
میری دادگاه؟؟؟ اون هایی رو که حکم اعدام واسشون بریدنو میبینی؟؟؟ تو وضعت بهتره یا اون؟؟؟
اونوقته که کم کم همه چیز جفت و جور میشه… یکی یکی کم میشن طلبکارا… بدهیا وصول میشنووو اوضاع رو به راه میشه. باور نکن دنیا مجموعه ای از بدبختیه… 
در یک کلام عوض کن … مدارتو عوض کن
 
من و تمام همراهان این سایت می بینیمت، رو قله موفقیت !

محمد جواد زحمتکش پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلام من هم مدتها قبل به مشکلی برخوردم که به نظر خودم هیچوقت نمیتونستم از عهدش بربیام ولی یه تصمیم گرفتم یه تصمیم زیر بار فشارها 
اون زمان تازه لیسانسمو گرفته بودم زن هم گرفته بودم بیکار هم بودم سربازی هم نرفته بودم خانمم هم تو یه شهر دیگه درس میخوند و دوریش برام خیلی سخت بود از همه لحاظ زیر فشار بودم باید سربازیمو میرفتم باید کار پیدا میکردم و باید زندگیمو میساختم 
در ضمن از طرف خونواده خودم هم مرتب سرزنش میشدم که برو دنبال کار برو زندکیتو درست کن و به خاطر ناراحتیای ذهنی خیلی پیش میومد که حتی با خونواده خانمم هم و خود خانمم درگیر بودم تا جایی که حتی به جاهای باریک داشت میکشید و بدیش این بود که اون زمان خونواده خودمم تحریکم می کردم و منم چون هنوز چیزی از زندگی نمیدونستم همیشه سر چیزای الکی قهرای طولانی می کردم که خیلی واسم سخت بود 
خلاصه اگر تصور کنین از هر لحاظ تحت فشار بودم 
در این حالت گاهی آدم به خودش میگه بیخیال همه چی بزار خراب شه گاهی تو غصه فرو میری که چیکار کنم 
ولی یه روز نمیدونم چی شد چه اتفاقی دردرونم افتاد یه تصمیم گرفتم که باید گلیممو از آب بکشم شروع کردم هر کاری از دستم برمیومد کردن 
مدرکم مهندسی بود میرفتم سرساختمون کار کردن میرفتم کارگاه موزاییک سازی کارگری کردن میرفتم پیش یه برکار تجربی شاگردی کردن رفتم دنبال زدن یه شرکت خصوصی برق کاری رفتم مخابرات حتی میخاستم تو مناقصاتش شرکت کنم منی که هیچ سررشته ای تو کارای عملی نداشتم و بلد نبودم با خودم میگفتم ازاین که بدتر نمیشه بزار برم خلاصه تو همه آزمونای استخدامی شرکت میکردم ولی هیچیم نمیخوندم منی اصلا تا قبلش اعتماد به نفسی نداشتم میرفتم پیش مدیرعامل شرکتا سر استخدام شدن مصاحبه میکردم و بیشتر موقهام ضایع میشدم ولی ول نکردم 
همه این موارد رو شاید من در حالتی میرفتم که ذره ای امید به بهتر شدن اوضاعم نداشتم و با خودم میگفتم الی الله برو ببین چی میشه چون واقعا میخاستم حواسمو از افسردگی بی تحرکی و بی کاری نجات بدم میخاستم یه کاری بکنم ولی نمیدونستم چی
ولی همون سال برام معجزه ها رخ میداد سال طلایی من سال ۸۸
همون سال یه دروه ۴۵ روزه سپاه گذاشت که کلا ۱۵ روز بود رفتم بهم مدرکشو دادند با یه آشنا تو حوزه نظام وظیفه آشنا شدم که بهم گفت فلان روز بیا تا معرفی کنمت بری سرباز سپاه بشی 
رفتمو همون روزمعرفیم کرد باغرود نیشابور روزی که همه یا میرفتم ارتش تهران یا بیرجند یا خاش
رفتم باغرود و به خاطر اون دوره ۴۵ روزه کلا دوره آموزشیم ۲ روزه تموم شد و برای تقسیم هم چون متاهل بودم معرفی کردن شهر خودم اونجاهم با دم این و اونو دیدن شدم سرباز فرماندهی و بعدم بابام جبهه هاشو درس کرد خلاصه سربازی ما کلا ۳ ماه بود که تو شهر خودم سرباز فرماندهی بودم یعنی بهترین حالت واسه هر سربازی 
بعد از سربازی بازم به همون کارا ادامه دادم ولی سختیه دوری و قهر و زندگی و……بود ولی من رو تصمیمم بودم 
که باید شرایطمو بهتر کنم و یک روز که تو خونه نشسته بودم و ناهار میخوردم یه معجزه دیگه رخ داد :
دوست بابام زنگ زد و منو معرفی کرد به یه اداره دولتی تویه شهر دیگه
بدون آزمون و مصاحبه و…. تو بهترین پست استخدام شدم 
روزای اول که میرفتم سالن جلسات و قرار بود صحبت کنم میترسیدم و میگفتم این منم و اینجا 
به خدا قسم میخورم تا ۳ ماه نمازمو شکسته میخوندم و قصد ۱۰ روز نمیکردم میگفتم الان بیرونم می کنن ولی بیرونم نکردم شدم یکی از مسئولای اون سازمان 
همه بهم احترام میزارن بهترین حقوقو میگیرم بهترین زندگیرو دارم 
رفتم دانشگاه خانممو منتقل همون شهر کردم خونه گرفتم ماشین گرفتم و الانم یه علی اصغر کوچولوی ناز ۴ ماهه دارم که دیدنش به دنیا می ارزه اون وسطا ی داستانم خیلی معجزاتی برام اتفاق افتاده که اگه بخام بگم خیلی طول میکشه ولی یه وقتایی اون وسط اینقد بهم سخت میگذشت که فقط تنها دلیلم برای جلو رفتن سختیایی بود که پشت سر گذاشتم و راهی بود که داشتم میدیدم داره واسم باز میشه 
یه روز که با اتوبوس داشتم میرفتم اون شهر سر کارم ساعت ۱۲ راه افتادم با اتوبوس ساعت ۴ رسیدم اون شهر 
با خانمم قهر بودم تنها اومده بودم شهر غریب برف اومده بود با هزار زحمت یه خونه مجردی گیر آورده بودم که منو به زور قبول کرده بودن و با ترمینالم فاصله داشت اون شب هنوز یادمه داشتم میرفتم خونه که توراه تو برفا یه احساس یه اتفاق یه چیزی بهم گفته شد که هنوز یادم نمیره که تمام وجودم آروم شد از نفرتها از سختیها و پر لذت شدم یه دفه یاد این شعر افتادم شعری که شاید بارها شنیده بودم و با تمام وجودم باورش نکرده بودم و اون این بود 
رشته ای برگردنم افکنده دوست می کشد آنجا که خاطر خواه اوست
باور میکنین که هربار این بیتو میخونم چشمام پر اشک میشه چرا دارم تمام اون لحظاتمو حس میکنم که هر چند خیلی سخت بود ولی خیلی خوشگل بود ناب بود وقتی که میفهمی فقط یکی رو داری فقط یکیرو و از همون لحظه بود که همه چی بهم بخشیده شد تمام احساسای خوب 
و اگر اون سختیا نبود هرگز همچین حسی رو درک نمیکردم الان در اوج راحتیم ولی هنوز که هنوزه دنبال اون حس خوبم حسی که فقط با تحمل سختیا بهم داده شد 
باید تمام چیزاتو از دست بدی باید….
تانفهمی هیچی نداری چیزی بهت داده نمیشه ولی باور این موضوع و اونکه با جانت حسش کنی بعد از پشت سر گذاشتن سختیاس پس سختیارو به جون بخرید ونترسید 
 

محمد هادی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

با سلام خدمت دوستان و استاد گرامی
من وقتی این فایل رو گوش کردم فکری به ذهنم رسید که اگرچه که نسبت به نطرات بقیه دوستان خیلی کوتاه است ولی شده برای افزایش اعتماد به نفسم نطرم رو میگم.
من فکر میکنم که باید بالاخره یکجور خودمون رو قانع کنیم که نقطه تمرکزمون رو روی نکات + بگذاریم و راهی که به ذهن من میرسد این است که برای خودمون روشن کنیم که نگا کن الان دو راه دارم یا میتونم تمرکزم رو روی مشکلات بزارم که نتیجه اش هم خراب تر شدن اوضاع و بدبخت تر شدن و … است  ویا میتونم تمرکز کنم روی راه حل و نکات مثبتی که باعث بهتر شدن حالم میشن که نتیجش بهتر شدن اوضاع و شرایط زندگیم و … هستش حالا انتخاب با منه. 
یکجورایی استفاده از همون اهرم رنج و لذته و اینکه پس از قانع شدن مدام به دنبال این باشیم که حالا فهمیدم تنها چاره ام اینه که حال رو خوب کنم چه کارهایی میتونم انجام بدم که حس خوبی بهم بده که خب میتونه خیلی کارها باشه مثل تمرکز رو داشته ها و غیره که هممون میدونیم.
ممنون از زمانی که برای  خوندن نطرم گذاشتید.

yaser shahi پاسخ داده شده در 3 سال پیش

درورد به دوستان گرامی
از تو حرکت از خدا برکت
از خدا برکت: ایمان قوی به اینکه همه چیز تحت شعاع قدرت نامتناهی خداست نگران نباش شما وظیفه خودتو(از تو حرکت ) به بهترین شکل ممکن انجام بده همه چیز از همون لحظه ایجاد شدن داره خوب میشه(با هر سختی آسانی است)
از تو حرکت:(راه حلی که من انجام دادم) یک ساعت زودتر از همیشه بیدار شوید شکرگذار باش بابت تمام نعمت های که داری و اتفاقات خوب روز قبل را به یاد بیار و  بابتشون شکر گذار باش. تمام کارهایی که برای حل این مسئله باید انجام بدید لیست کرده و مرور کنید . امروز چه کاری باید انجام بدید سعی کنید اون کارو با بهترین شکل ممکن انجام بده و با خودت بگو من وظیفه خودمو درست و به بهترین شکل ممکن انجام میدهم بقیه اش با خدا اینجوری خودتونو آروم کنید و تلاش تونو بیشتر .

صالح منصوری پاسخ داده شده در 3 سال پیش

بسم الله الرحمن الرحیم
باتشکر از استاد عزیز، وگروه تحقیقاتی عباس منش ودوستانی که نظرهای خود را بسیار روشن وعملی ارائه دادند. وتشکر از دوست عزیزی که سوال خود را مطرح کردند تا ما نیز خود را محک بزنیم ونظرات سازنده ی دیگر دوستان گرامی را ببینیم.
این موقعیت وهر موقعیت مشابهی، برای ما یک امتحان است که بوسیله آن :

  • صبرمان در برابر هر موقعیتی که صدر درصد گذراست، را محک بزنیم
  • ایمانمان به مثبت اندیشی را بسنجیم
  • تمرکز برایمانمان به قدرت برترکیهانی و قدرت بی انتهای خدا را بیشتر کنیم.

همه دوستان واقفند که قدرت خدا نامحدود است وکسی که به این قدرت نامحدود متصل ومرتبط شود خود نیز لایتناهی می شود. درهرموقعیت ناخوشایندی که پیش می آید، ایمان داشته باشیم که گذراست وبا آرامش هرچه را پیش آمده، بپذیریم و برای حل آن اقدام کنیم و صبر کنیم وتماشا کنیم که چگونه خود بخود اوضاع آرام می شود.
برای آرامش بیشتر بهتراست:
– اول صبح وشب قبل ازخواب با نوشتن در دفترشکرگذاری، تمام مواردی که بخاطرشان سپاسگذار خدا هستیم را بنویسیم.
– همچنین اول صبح عبارات تاکیدی را بخوانیم و فایلهای عبارات تاکیدی و انرژی بخش را گوش دهیم تا حالمان خوب شود وروزمان را با انرژی مثبت شروع کنیم؛ ودرطول روز نیز درموقعیتهایی که پیش می آید، فایهای انرژی بخش را گوش دهیم وبا تصویر سازی وتجسم  خود را درموقعیتی عالی وآرامانی ببینیم.
– ودرآخر، موضوع یا مسئله ی خود را به خدا بسپاریم واز اوبخواهیم تا را ه حلی پیش پای ما بگذارد وسپس آن موضوع را رها کنیم. وحتی اگرامکان دارد به مسافرت یا مرخصی برویم، ومطمئن باشیم که خدا وقدرت برتر وآفریدگار کون ومکان،راه را به ما می نمایاند؛
فقط باید به قدرت خدا اطمینان کامل داشته باشیم وموضوع را رها کنیم.
موفق وپیروز باشید.

محسن روشنی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

من نظر خودم رو بصورت پاسخ به اون شخص مینویسم .

من زندگی شخصی بنام دبلیو میشل رو مورد بررسی قرار دادم و متوجه شدم که این فرد با اون اتفاقات عجیب و غریب و واقعا غیر قابل تحملی که براش میوفته ، بازم به زندگی امیدوار بوده و از مدار خودش که مداره موفقیت و پیروز شدن بوده جدا نشده .

برای همه ما این اتفاق افتاده که توی اوج مشکلات و سختی ها دوست داریم به چیز های خوب فکر کنیم و دیگه اون موضوع اذیتمون نکنه ؛ من وقتی روی خودم کار و قوانین رو درک کردم تونستم توی موارد مشابه با ایجاد خلاء ذهنی و فکری خودم رو راحت کنم و واقعا بعدش حالم خوب شد .

طرز تهیه خلاء ذهنی :
ابتدا بصورت درازکش یا نشسته قرار بگیرید و تمامی عضلات و ماهیچه هاتون رو شل کنید . بعد ۱۰ تا نفس عمیق بکشید و فکرتون رو خالی کنید و به هیچ چیز فکر نکنید . بنظرم تا چند دقیقه بعد میتونید حال خودتون رو خوب کنید .

_______ میدونم زیاد میشه ولی یه تیکه از زندگی دبلیو میشل رو بصورت خلاصه میگم براتون :

چند سال پیش این شخص سوار یه موتور بوده که با سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ثانیه با یه نفتکش تصادف میکنه و سه چهارم پوستش ، انگشتاش و گردنش میسوزه و بستری میشه . بعد از اینکه از بیمارستان مرخص میشه با اون قیافه وحشتناک خودش شروع به فعالیت میکنه کسب و کار راه میاندازه و ازدواج میکنه و یکی از ثروتمندان اون زمون میشه . بعد از گذشت ۸ سال که با دوستاش داخل هواپیما بوده برای سفر ، یه صاعقه میزنه به هواپیماشون و از کار میوفته و اینا مجبور میشن بپرن پایین . ولی از بد بختیش چترش باز نمیشه و از کمر به پایین فلج میشه . بعد از اینکه از بیمارستان مرخص میشه همسرش ترکش کرده و کلی از سرمایش رو هم از دست داده بوده اما دوباره شروع میکنه با امید به زندگی و روحیه بالایی که داشته دوباره ثروتمند میشه و جالب اینه که دوباره ازدواج میکنه با زن رویاهاش !!!!

کلام آخر : اینکه با ایجاد روحیه و بیخیال بودن نصبت به موضوع میشه تمرکز رو روی چیزای دیگه گذاشت و اصلا به اون چیزا فکر نکرد :)

مصطفی رنجبر پاسخ داده شده در 3 سال پیش

بسم‌الله الرحمن الرحیم
با سلام خدمت شما دوست عزیز و محترم
من فکر می‌کنم خیلی از افراد درک درستی از احساس خوب داشتن یا مثبت اندیشی ندارند. مثبت اندیشی به این معنی نیست که مسائل و مشکلات پیرامون خود را نادیده بگیریم و در نوعی «حباب مثبت» زندگی کنیم.
اینکه با خود بگوییم همه چیز خوب است، یا خود را مجبور کنیم که بی‌دلیل لبخند بزنیم و یا اینکه مشکلات موجود در زندگی خود را بدون هیچ تلاشی برای حل آن‌ها نادیده بگیریم به معنی مثبت اندیش بودن نیست.
افراد مثبت اندیش در انتظار بهترین‌ها هستند و معتقدند شرایط بد از بین خواهد رفت و رفته‌رفته به شرایط خوب تبدیل می‌گردد؛ اما در عین حال انسان­های عملگرایی هستند. آن‌ها عمل می‌کنند و این‌طور نیست که فقط خوش‌خیالی کنند. آن‌ها به جای اینکه دست روی دست بگذارند، به دنبال فرصت‌ها و راه‌حل‌ها هستند. آن‌ها در مشکلات خود غرق نمی‌شوند و خود را قربانی نمی‌دانند.
وقتی ما در شرایط بد و سختی قرار داشته باشیم، اگر ناراحت و منفی باشیم چه سودی به حالمان دارد؟! به هر حال مسئله‌ای است که اتفاق افتاده است.
مثبت اندیش بودن در این شرایط به این معنی نیست که مشکلات به خودی خود و به طرز سحرآمیزی ناپدید می­شوند، بلکه به این معنی است که با تفکر مثبت ما می‌توانیم کنترل بهتری بر روی ذهن، عکس­العمل و رفتار خود داشته باشیم و در نتیجه راه­حل­های بهتری جهت حل مشکلاتمان به ما الهام خواهد شد.
ما نمی‌توانیم همیشه به طور کامل شرایط بیرونی را کنترل کنیم، اما می‌توانیم در همه حال رفتار و احساس خود را کنترل کنیم.
مثبت اندیشی یک مهارت است، بنابراین به مانند هر مهارتی نیاز به آموزش و تمرین دارد تا به تدریج در ضمیر ناخودآگاه ما جای گیرد. برای مثال هیچ یک از ما نمی‌توانیم به یک زبان خارجی صحبت کنیم مگر اینکه از پیش آموزش دیده و تمرین کرده باشیم.
مثبت اندیشی در شرایط بد کار آسانی نیست و بنابراین باید یاد بگیریم که هر روز و هر زمان آن را تمرین کنیم تا بتوانیم در شرایط سخت نیز مثبت اندیش باشیم.
با مثبت اندیشی ما اجازه نمی‌دهیم مشکلات بر ما غلبه نمایند و بر ذهن و فکر ما فائق آیند.
بنابراین حتی در دل جنگ می‌توان به صلح اندیشید و در مصیبت و بلا می‌توان در جستجوی آرامش بود و لازمه این امر مثبت اندیشی است.
مثبت اندیشی در یک کلام به معنی امید است و امید، آرامش را به روح تزریق می‌نماید.
 

saeid safarpour پاسخ داده شده در 3 سال پیش

با سلام خدمت شما دوستان عزیز
پاسخی بیشترین تاثیر مثبت را بر شما خواهد گذاشت که بیشترین شباهت را به موضوع شما داشته باشد.منظورم از موضوع همان مشکل است.خوب می خواهید تاثیر بیشتری بگذارد یا حقیقت را بشنوید؟خوب بنده چنین موضوعی ندارم ولی میخواهم مشکلتان را چندین برابر بزرگتر کنم.فرض می کنیم که دست و پایتان را هم بسته باشند ولی با دیگران ارتباط داشته باشید و دیگر استعدادهای شخصیتان برقرار باشد وغیره.خوب راه چاره شما چیست؟ساده ساده ساده بنگرید.از هر آنچه که دارید استفاده کنید تا مشکلتان را برطرف سازید.اگر هم ندارید خلق کنید تا مشکلتان را برطرف سازید.اینجا یک نکته مهم وجود دارد و آن هم اینکه زمانی که به دنبال حل مشکلتان هستید باید آرامش خودتان را حفظ کنید در غیر این صورت بازده کاریتان حتما پایین می آید.برای حفظ آرامش می توانید نام مشکل را بردارید و نام فرصت را به آن اطلاق دهید، فرصتی الهی برای بالا رفتن سطح ایمان و زندگی شما.می توانید از بالا نگاه کنید.می توانید بسپارید به خداوند.من نمی دانم هر کاری که به شما آرامش می دهد بکنید.اما خواهشا آرامش و تمرکزتان را بر هم نزنید تنها کار اشتباه همین است و بس.من به شما می گویم که چه مشکلتان را در نهایت حل کنید و چه نتوانید حل کنید فقط یک کار می توانید بکنید و آن هم اینکه با آرامش از تمام داراییتان برای حل مشکلتان استفاده بکنید.نا امیدی به شما لطمه می زند پس کنارش بگذارید.
در آخر جمله ای را برایتان تقدیم میکنم  که حدود ۷ سال پیش، برای خودم نوشتم.حدود ۴ سال اول آن به صورت روزانه در شروع کارهایم برای برطرف ساختن هر مشکلی از آن استفاده می نمودم. با کمال آرامش کارهایم پیش می رفت و با بازده ۱۰۰ درصدی از تمام توانم برای حل مشکل استفاده می نمودم.نتایج را نیز به جان میخریدم.چه بد چه خوب.و نهایتا وقتی به مجموعه این ۴ سال می نگرم میبینم که در این مجموعه موفق شدم(تاکید میکنم در مجموع ۴ سال. شاید این مشکل امروز شما فردا بزرگترین نقطه عطف زندگیتان شود).۳ سال بعدی از این جمله کوتاه و تاکیدی خودم غافل گشتم سراغ کتابهای بسیاری گشتم تا مشکلات به ظاهر بزرگتر گشته خودم رو بر طرف سازم.اما غافل بودم که دارم مشکلم رو بولد میکنم. نهایتا علمم چندین برابر شد ولی باز هم برگشتم به همان جمله ۷ سال پیش اما اینبار به آن جمله کوتاه و ساده یقین پیدا کردم. توصیه بنده حقیر این است که مشکلتان را بولد نکنید،ساده بنگرید.این جمله ساده را تقدیمتان می کنم:
“وظیفه شما تلاش توام با آرامش است،نتایج و مصالح از آن خداوند است و بس”
عذرخواهی بنده را برای طولانی شدن متن بپذیرید.

محمدعلی سالم نژاد پاسخ داده شده در 3 سال پیش

با ایمان به خدا میتوان  مشکلات را برای خود شیرین کرد
.ایمان به خدا یعنی باور و اعتماد به قوانینی که خداوند قرار داده .
عمل به قوانین نشانه ی ایمان به ان است.ولازمه ی عمل به قوانین این است که ابتدا انها را بشناسیم.
باید باور داشته باشیم انچه که با ان رو برو میشویم از طرف خداوند است .یعنی تمام وقایع زندگیمان در حیطه ی قوانین الهی است و هر چه از طرف خدا باشد به صلاح ماست .چون نظام افرینش
نظام احسن الهی است .
هرچند ممکن است اتفاقی در ظاهر برایما  ناخوشایند باشد.و اکنون نفع ان را نمیدانیم .
استیو جابز میگوید شما حال نمیتوانید نقطه ها را به هم وصل کنید بلکه فقط میتوانید نقاط گذشته تان را به هم وصل کنید. منظور او این است که ما اکنون به خیلی از اتفاقات زندگی و دلیل ان اگاه نیستیم ولی در اینده که نتیجه ی ان مشخص شد بهتر میتوانیم دلیل و تاثیر ان بر پیشرفتمان را بفهمیم وفقط کافی است تا میتوانیم بر خداوند توکل کنیم و برای رفع مشکل و پیشرفت در زندگی تلاش کنیم.
باید به این موضوع باور داشته باشیم که خداوند میخواهد که ما به خواسته مان برسیم . وکافی است از او بخواهیم.  چون تمام کاینات دست اوست و خواستن از او (مثل دعا کردن) یعنی تنظیم فرکانس خودمان با فرکانس خواسته مان.
باید ایمان داشته باشیم انچه که برای ما رخ میدهدیک ازمایش ایمان و شکیبایی از طرف خداوند است.
باید تلاش کنیم که به بهترین شکل از عهده ی امتحان براییم و گله و شکایت نکنیم  چون گله و شکایت یعنی قرار دادن کانون توجه بر انچه که نمیخواهیم و با این کار به جهان میگوییم که من از این اتفاق ناخوشایند بیشتر میخواهم.
باید بدانیم که تضاد ها و ناخواسته ها برای پیشرفت ما هستند وهر جا تضاد و ناخواسته ای در زندگی برای ما اتفاق افتاد باید بنگریم که  در کجای زندگی اشتباهی انجام داده ایم یا راه را نادرست انتخاب کرده ایم. چون تضاد ها برای جهت دهی زندگیمان  به سمت راه صحیح و  محرک ما به سمت پیشرفت در زندگی است. به عبارتی دیگر جهان افرینش باتضاد ها و ناخواسته ها میخواهدکه ما راه درست را  پیدا کنیم.
 در این صورت در تمام جریان زندگی حتی در مشکلات هم خوشبین و با ارامش خواهیم بود.و دیگر مشکل را مشکل نمیبینیم بلکه صندوق سر بسته ای از سود ومنفعت میبینیم که در اینده در ان گشوده خواهد شد .چون با ایجاد تضاد  مجبور میشویم به فکر حل ان باشیم .
قانون خداوند در جهان افرینش این است که به محض اینکه ذهن ما به حل مشکل توجه کند و به پیداشدن راه حل اعتماد داشته باشد جهان راه حل ان را جلوی پایش میگذارد.  .
فقط باید به خداوند باور داشته باشیم وبرای رفع مشکل تلاش کنیم .

سعید اکبری پاسخ داده شده در 3 سال پیش

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت همه دوستان J
چگونه می توان حتی وقتیکه درون یک مشکل بزرگ گیر افتاده ایم، به کلیدی ترین اصل قانون، یعنی “احساس خوب داشتن” عمل کرد؟
ابتدا باید قبول کنی که شما مسئول تمام زندگیت هستی و نه هیچ کس دیگر ، اگه الان مشکلی در زندگیت وجود دارد بخاطر افکار ، عقاید و باورهایی است که شما دارید ، که باعث شده در مسیری نادرست قرار بگیرید که نتیجه اش مشکلات حاصل از عملکرد است. ( برایان تریسی می گوید : هر چیزی به دلیلی رخ می دهد، برای هر علتی معلولی هست و برای هر معلولی ، علت یا علتهایی بخصوص وجود دارد، چه از آنها اطلاع داشته باشید چه نداشته باشید ). حالا خوب دقت کن ، این مشکل داره خواسته ی شما رو نشان می دهد ( قانون تضاد ) . اما مشکل با شناخت خواسته حل نمی شود زیرا شما هنوز تمام تمرکز و توجهتان بر روی ناخواسته است .
نکته بسیار مهم و حائز اهمیت این است ، تا زمانی که تمام تمرکز و توجهتان بر روی تضادی که برایتان ایجاد شده است ، باشد هر لحظه که می گذرد به مشکلات افزوده شده و آن مشکلات بزرگ و بزرگتر می شوند ، فقط بخاطر توجه شما ، فقط بخاطر اینکه دارید بهش فکر می کنید .
حالا که اون تضاد باعث شناخت خواسته ی شما شده است ۲ کار باید انجام بدهید:

  • تعیین اهداف و برنامه ریزی برای آنها
  • مشخص کردن انگیزه ها

*وقتی توجه بر روی خواسته ها باشد در مسیری قرار می گیری که اتفاقات ، شرایط و همینطور با آدمهایی برخورد می کنی که به شما کمک می کنند تا به خواسته ات برسی. ( کائنات تمامی آنچه را که به سویش می فرستید برایتان می فرستد) .
*می خواهی بدانی چرا طلب کارها با شما تماس می گیرند؟ انتظارات شما بر رفتار و طرز برخورد اطرافیانتان تاثیر می گذارد ( چون شما انتظار تماس از طلب کارها دارید آنها زیاد با شما تماس می گیرند )
گرچه طلب کارها حق دارند پولشون را از شما بخواهند ، اما نکته مهم این است که شما توجهتان را بر روی خواسته تان بگذارید ، تغییری در تفکر خود و باورهای خود انجام بدهید ( استاد تغییر باش نه قربانی آن ).
احساس خوب بسیار مهم است ، پس باید دیدت به هر چیزی و به هر موضوعی طوری باشد که به شما احساس خوب بدهد ، یک شخص هر چقدر هم که عاقل و بالغ باشد ، بر مبنای احساسات خود و نه بر اساس فکر خود عمل می کند ، پس نوع احساس ما در هر لحظه رفتار ما را شکل می دهد و سرانجام سرنوشت.
از استاد عباس منش بسیار ممنونم بخاطر  راه اندازی بخش عقل کل ؛ خداوند در آیات ۳۸ و ۳۹ سوره شوری می فرماید: از ویژگی های مومنان آن است که در کنار هم هستند و با عزم دینی و اراده ایمانی به همیاری یکدیگر می شتابند و استمداد مومنان را پاسخ می دهند و با مظلوم همراه می شوند تا علیه ظلم قیام کنند.
 

علی سپاسگزار پاسخ داده شده در 3 سال پیش

باسلام خدمت استاد عباسمنش عزیز وگروه تحقیقاتی وهمه دوستان خوبم.
چگونه می توان حتی وقتیکه درون یک مشکل بزرگ گیر افتاده ایم، به کلیدی ترین اصل قانون، یعنی “احساس خوب داشتن” عمل کرد؟
۱٫اول باید مسولیت تمام این اتفاقایی که افتاده رو بپذیرید وکس دیگه ای رو جز خودتون مقصر ندونیدو بقول قرآن اتفاقات زندگی آدما براساس قانون فرکانس و”بما کسبت ایدیهم”هست یعنی بادست خودت وبا فرکانسایی که فرستادید ایجادشون کردید…….نپذیرفتن مسولیت تمام اتفاقای زندگیتون از جمله این بحران به معنای اینه که شما نمیخواید به حل مشکل ویا پیشرفتتون کمکی بکنید.باید بپذیرید که این شرایط ادامه یک جریان سریالی فرکانسی هست که درگذشته وبراساس باورهای شما شروع شده وتا زمانی که تصمیم نگیرید این جریان فرکانسی احساسی منفی رو قطع کنید همچنان این شرایط بحرانی خارج از کنترل شما ادامه پیدا خواهد کرد.اما شما با قطع این جریان فرکانسی منفی میتونید ازهمان لحظه قطع شدن جریان فرکانسی منفی شاهد شروع یک روندی که باعث خروج شما از بحران ومتوقف شدن جریان انرژی منفی می شودباشید.امام صادق(ع) دراین زمینه گفته:ما من مومن الا وهو مبتلی ببلاء منتظر به ما هو اشد منه فان صبر علی البلیه التی هو فیها……..هیچ انسان مومنی نیست مگر اینکه وقتی دچار بحران یا مشکلی میشود بدنبال آن مشکلات بزرگتر وگرفتاری های شدید تر هم در انتظار است. پس اگر درهمان بحران وگرفتاری اول صبوری وشکیبایی پیشه کند خداوند بواسطه آن صبر وشکیبایی اش آن گرفتاری بزرگتر که ممکن است درراه باشد را برطرف میکند واگر صبر وشکیبایی پیشه نکرد وبی تابی نمود بلای بزرگتر فرا می رسد ومرتب به گرفتاری ها بیشتر دچار می گرددتا زمانی که صبر وشکیبایی را انتخاب کندوبی تابی را کنار بگذارد.(بحارالانوار جلد۶۸ ص۵۶) پذیرش مسولیت اتفاقات زندگی وورضایت توام باصبر وامید باعث می شود ابتدا جریان فرکانس وانرژی منفی قطع شده وبه تبع آن اتفاقات ناخوشایند وگرفتاری های بیشتر نیز بصورت سریالی وزنجیر وار اتفاق نیفتد.
۲٫دومین راهکار،تکنیک رهایی هست.رهایی از وابستگی ها وحساسیت ها واسترس.تااین جریان انرژی منفی متوقف شود..باید ذهنا به کانون بحران حمله کنید وبا اقدام عملی از ترس هایی که اجازه نمیدن ذهن شما به راه حل ها فکر کنه رها شوید. .برای رهایی از ترس به تعبیر
امیرا لمومنین باید مرکز ثقل ترس رابیابید وبه آن حمله کنید.ممکنه مرکز ثقل ترس شما طلبکارای شما باشند ویا هرچه که شما رو از حرکت وتلاش وتغییر نگرش باز میدارد.
۳٫با توکل بر خدا وقطع امید واقعی از همه دستآویزها وتکیه گاههای مادی که تا حالا بهشون امیدوار بودیدو تکیه میکردید جریان انرژی های منفی رو قطع وبه انرژی های مثبت والهی اجازه جریان یافتن در زندگی وکسب وکارخودبدهید.توکل به خدا طبق روایات تاثیرات انرژی های منفی رو خنثی میکند.واین باعث مدیریت روحیه واحساس در فرکانس مثبت می شود. پیامبر عزیز اسلام فرمود آیاتی در قرآن میشناسم که اگر مردم این آیات را بشنوندوبه آنهاعمل کنند سردرگم نمی شوند ودرآمدشان رشد میکند ودر کارهاشان پیشرفت حاصل می شود.آیات دوم وسوم سوره طلاق که قرآن می فرماید:”ومن یتق الله یجعل له مخرجا ویرزقه من حیث لا یحتسب ومن یتوکل علی الله فهو حسبه ان الله بالغ امره قد جعل الله لکل شیئ قدرا”
ترجمه:هرکس تقوای الهی(سلف کنترل یا همان حرکت براساس قوانین الهی وخویشتن داری)پیشه کند خدا راههای خروج از دشواری ها وموانع رو برایش فراهم میکندوازجایی که انتظار ندارد موقعیت ها وفرصتها وثروت ها را فراهم میکند و(واما مورد بحث ما این قسمت از آیه به بعد هست) که میفرماید:وهرکس به خدا توکل کندوتکیه گاهش فقط خداباشد،خدا برای حل مشکلات( وپیشرفت درکارها وزندگیش) اوراکفایت میکند(چون)خدا بواسطه(تقوا وتوکلش)درمسیر حرکتش پل های (عبور ازبحران ها) درست میکند (ودرواقع به اموراتش سروسامان اساسی میدهد)وقطعا خداوند برای هرچیزی اندازه ای قرار داده (وبراساس قوانین ثابتش اقدام میکنه واز قوانینش عدول نمیکنه).
۴٫یک راهکاردیگه که میتونه به همه ما کمک کنه که هم ازبحرانها خارج بشیم وهم ازلحاظ فرکانسی واحساس خوب ورسیدن به راه حل درآرامش تصمیم بگیریم واقدام کنیم ومسلما انرژی مثبتمان هم افزایش یابد کمک وبخشش به نیازمندان و نزدیکان می باشد.این راهکار عملاسریعترین راهکاری ست که قادر است تمرکز ذهن درگیر بحران رو بر روی انرژی کیهانی که متصل به انرژی منبع یعنی خدا هست متمرکز کند . درروایت هم داریم که رسول الله(ص)فرمودند:من اراد اَن تستجاب دعوته واَن تکشف کربته فلیُفَرَّج عن مُعسرِ.هرکه میخواهد دعایش مستجاب واندوهش برطرف شود ازشخص گرفتار ونیازمند گره گشایی کند.(کنزالعمال حدیث۱۵۳۹۸)
۵٫تغییر نگرش به شما کمک میکنه که تمرکزتون رو از روی مشکلات بردارید وروی راه حل ها بذارید.با توجه به این باور خوب که گفتید ” باتمام این مشکلات من عمیقاً باوردارم که جایگاه و لیاقتم این نیست و همه چیز درست می شود، اما نمی دانم چگونه ؟!” این باور جدید وقدرتمند رو درخودتون بسازید که”همه چیز درنهایت وبا وجود تمام مشکلات وناامیدی ها به نفع من تمام میشه”اساختن این باور باعث میشه که به ذهن مجال فاصله گرفتن از احساسات منفی داده شود ودرنتیجه ذهن رام تصمیمات واهداف شما می شود وباعث میشود که ازاون بحران احساسی منفی هم رهاشوید.
۶٫این وضعیت رو با همه شرایط ناخوشایندش بپذیرید وسپاسگزار باشید.خدا درقرآن می فرماید:. ما یَفْعَلُ اللَّهُ بِعَذابِکُمْ إِنْ شَکَرْتُمْ وَ آمَنْتُمْ وَ کانَ اللَّهُ شاکِراً عَلیماً (نساء-۱۴۷)
خدا چه نیازى به مجازات شما دارد اگر شکرگزارى کنید و ایمان آورید؟ خدا شکرگزار و آگاه است. (اعمال و نیّات شما را مى‏داند، و به اعمال نیک، پاداش نیک مى دهد.) (نساء-۱۴۷)
وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزیدَنَّکُمْ وَ لَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابی لَشَدیدٌ (ابراهیم-۷)
و (همچنین)«اگر شکرگزارى کنید، (نعمت خود را) بر شما خواهم افزود و اگر ناسپاسى کنید، مجازاتم شدید است!» (ابراهیم-۷)
درواقع سپاسگزاری واقعی باعث میشه به مرحله مدیریت احساس دسترسی داشته باشید واز لحاظ احساسی مثبت شوید.وبه جریان انرژی مثبت کیهانی وصل شوید.البته همه این راهکارها درمرحله اول بسیار سخت وحتی غیر ممکن به نظر برسند ولی زمانی که مصمم باشید وبا جدیت تصمیم به رهاکردن ذهن خود از انرژی های منفی ای که شما وزندگیتون را دربرگرفته بکنید جریان انرژی منفی متوقف می شود چون به قول استاد عباس منش ما دراقیانوسی از انرژی وارتعاش زندگی میکنیم.پس اول باید از لحاظ ذهنی ازاین انرژی وارتعاش منفی رها شوید تا در مراحل بعدی اتفاقات خوب ونتایج عالی رو درزندگی وکسب وکار خودتجربه کنید.
البته من درهمه مواردی که گفتم سعی کردم خودم رو جای شما بذارم وبراتون راهکار بدم امیدوارم که مفید باشه……حقیقتش من مدت دوساله که با سایت استاد عباس منش آشنا هستم وبا استفاده از محصولاتشون دارم با تمام وجود وجدیت رو خودم کار میکنم ومیتونم با قاطعیت بگم که واقعا یه تحول اساسی در تمامی ابعاد زندگیم ایجاد شده هرچند که هر چه بیشتر رو خودم کار میکنم جا برا کارکردن ورشد وپیشرفت بیشتر هست اما همه آنچه گفتم چیزای بوده که با تمام وجود بهشون ایمان دارم ودارم بهشون عمل میکنم……….هرچند تو این چند سال هم فقط نظرات دوستان رو میخوندم واستفاده میکردم وکمتر نظر میدادم .واقعیتش چون بسیار درونگرا بودم واعتماد به نفسم پایین بودوجرات نظردادن و ابراز وجود کردن نداشتم……..اما الآن نه تنها صددرصد تغییر کردم بلکه اگر کسی گذشته منو بدونه باور نمیکنه من همون آدمی هستم که از قبل میشناخته…دریک کلام بخوام بگم اینه که تمام زندگیم معجزه ست وهرروزش بهشتی……..چون خدا رو شکر بااستفاده از راهکارهای استاد ولطف الهی پیشرفت های فوق العاده ای داشتم ودارم واین آرزو رو برا استاد وهمه شما عزیزان دارم. ببخشید اگر متنم طولانی شد وممکنه از حوصله شما عزیزان خارج باشه.موفق باشید

Majid MP پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلام به استاد عزیز و سلام به همه ی دوستانی که در مسیر پیشرفت شخصی قرار دارند. ما برای اینکه بتونیم از هر شرایط بدی به شرایط ایده آلی برسیم باید تکامل رو طی کنیم. اما تکامل در اینجا به چه معنیه؟ مسلما همه ما می دونیم که وقتی یک اتفاق بدی برای ما افتاده نمی تونیم یک دفعه احساس خیلی خوبی در خودمون ایجاد کنیم و این کاملا غیر ممکنه‌ امسال همین الآن متوجه می شیم که یه نفر حساب بانکی مارو هک کرده و کله حسابو خالی کرده. خب حالا کی هست که اینطور وقتا بگه خب خداروشکر اتفاق خاصی نیوفتاده بریم یه قلیونی بکشیم و دوری تو خیابونا بزنیم کلی هم بخندیم!!! ( من اهل دودو دم نیستم البته مثلا گفتم )! همچین چیزی غیرممکنه ما ابتدا باید توجهمونه رو از موضوعی که حالمون رو بد می کنه آروم آروم منحرف کنیم به چیزی که احساس کمی فقط کمی بهتر به ما میده یا که اگر امکانش هست زوایای مثبت اون اتفاق رو در نظر بگیری و این مسئله رو ادامه بدیم تا اینکه به احساس نسبتا خوبی برسیم این جاست که جهان به ما کمک می کنه و اتفاقات کمی بهتر برای ما میوفته و ما در واقع ما اتفاقات و ایده های بهتری رو برای حل اون مشکل پیدا می کنیم و این روند تکاملی باعث ایجاد احساس خوب میشه. امیدوارم منظورمو خوب رسونده باشم. خیلی ممنون از چشمایی که این متنو تا آخر خوندن.

مهدی مهدوی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

با سلام ، خانم فرهادی به اشتباه تمام نظرات کاربران به ایمیل من قبل از بررسی ارسال می شود لطفا رسیدگی بفرمایید

مهدی مهدوی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

با سلام ، خانم فرهادی به اشتباه تمام نظرات کاربران به ایمیل من قبل از بررسی ارسال می شود لطفا رسیدگی بفرمایید

سیوان رحمتی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلام دوست من ، متن سئوالتون رو خوندم ، پیش خودم گفتم ماشالله ۵۰۰ میلیون تومان!!! ، فرکانسش چقدر گسترده شده ، مدیر یه شرکت نفت بودن ، خودش خیلیه ، بابت جایگاهتون و مدیریتتون باید به خودتون افتخار کنید و  شکر گزارش باشید .
همیشه مشکلات بزرگ  رو دوش آدم های بزرگ میفته برای ترقی و پیشرفت بیشتر ، شنیدین میگن همیشه درختان پر بار و پر ثمر ، سنگ بیشتری میخورن ، چون شیرینن ، چون ظرفیتشون بالاست . شما هم خودتون رو دست کم نگیرید مطمئن باشید که الله یکتا شما رو دوست داره  عاشقتونه که داره به شما توجه میکنه که پیشرفت کنین که پله های ترقی رو بیشتر و سریعتر طی کنید. توجه کردین که یه معلم دلسوز و مهربان ، همیشه به شاگرد های که میدونه توانایی بالایی دارند و دارند سعی میکنند که ممتاز باشند و از  هم شاگردی های خودشون پیشی بگییرند ، بیشتر توجه میکنه ، بهش گیر میده ، حتی سئوالات خیلی سخت رو بهش میسپاره ، میدونه که اون استعداد و توانایی لازم رو داره که خیلی راحت مسئله رو حل کنه . خدای مهربانی که نزدیکتره به رگ گردنتونه ، دوستتون داره و مطمئنه و ایمان داره که شما تواناییش رو دارین که براختی از این مسئله به ظاهر مشکل و سخت ، خودتون رو بیرون بکشین و با خلوص بیشتری سپاس و سجده اش کنید.
مشکل شما بیرون از خودتون نیست ، کوه آتشفشانی از کجا نیرو میگره از درونش . قدرت گردباد از کجاست از خلا داخلش ، زیبایی و طراوت درخت از کجا منشا داره از ریشه ش . اگه به طبیعت و جهان زیبامون  و داستان های قرآنی نگا کنیم خیلی درس ها رو میشه ازشون گرفت. شما هم به دنبال حل مشکل از بیرونتون نباشید ، ذهن و قلب ما موتور و انجینه که با عمل کردن به قوانین هستی  (همون سوخت) شرایط و دست های خدا رو برای حل مشکل جذب میکنه . همین که شما اینجا سئوالتون رو پرسیدید و هزاران نفر دارند برای سئوال شما پاسخ میدهند به نظرتون نشانه ی چیست ؟ اینا یکی از دست های نامحدود خدای قادر و تواناست . داره بهتون میگه که چقدر مهمید و اهمیت دارید که راه رو برای حل مشکلتون باز میکنه .
 بنابه قانون جذب و سخنان استاد عباس منش عزیز و دوست داشتنی  ، خودتون این شرایط رو جذب کردین . خودتون هم میتونید با دانستن قوانینی که استاد سالهاست در پی دونستنشونن ( ازشون سپاسگزاریم ) ، از پس این مشکل بربیایید. اینم بدونید در پی هر مشکل یه درس بزرگی نهفته ست ، درستتون رو یاد بگیرید تا لیاقتتون بیشتر بشه ، و خداوند رو برای این مشکل شکر کنید.
برای بهتر شدن احساستون باید با خودتون صحبت کنید – اولاً نکات مثبت خودتون رو با صدای بلند تکرار کنید ، به چیز های مثبت زندگیتون توجه کنید.فایلهای صوتی استاد رو مدام گوش دهید . از متنتون خیلی چیز های مثبتی هست که میشه بهشون توجه کنید. 

  • مدیر یه شرکت نفتی 
  • به خودتان باور دارید که شرایطتون این نیست و این یعنی خودتون رو خیلی خوب باور دارین ، خیلی خیلی حس خوبیه اعتماد به نفستون زیاده – باید خودتون رو تحسین کنید
  • استاد یه جا گفتن که در کسب و کار شراکت نکنین بهتره ، شاید این مشکل یه حکمتی برای مستقل شدنتون باشه  
  • از این همه سئوال در عقل کل، استاد عزیز ، سئوال شما رو انتخاب کردن ، این یه پوئن مثبته که سایتی به این پر بازدیدی داره رو حل مشکل شما فوکوس و توجه میکنه ، منی که خیلی کم کامنت میزاشتم ، یه ساعته دارم به مسئله شما فکر میکنم ، خودم رو جای شما میزارم که بتونم برای شما راه حلی پیدا کنم ، به نظر من این خیلی اتفاق بزرگییییه
  •  و خیلی چیزهای دیگه که خودتون بهتر میدونید که واسه چه نعمات و آدم هایی که اطرافتون هست خدا رو شکر کنید.

اما وقتی درگیر بدهی، طلبکار، دادگاه و پاسگاه هستم چطوری می توانم به این مسائل فکرنکنم؟
وقتی ذهنتون خالی نباشه نمیتونید که درست روی چیزهای مثبت توجه کنید. خودتون فرمودین که با قوانین آشنایی دارم ، تفاوت استاد با خیلی از مربی های موفقیت اینه که به دانسته هایشون عمل کردن ، با آزمون و خطا به این جایگاه رسیدن . شما شاید قوانین رو بدونید ولی آیا با ذهنی آسوده میتونید  کانون توجهتون رو مدیریت کنید ، ذهنی که درگیره پره ، مسلماً بازدهی خوبی رو نداره – باید ذهنتون رو از هر چی چیز های منفیه خالی کنید ، قانون خلاً میگه ، ذهنتون خالی باشه میتونید نعمات  و شرایط خوب رو جذب کنید . با نوشتن فکر هایی که تو سرتون میگذره میتونید ذهن خودتون رو از افکار منفی خالی کنید و با کلمات مثبت و راه حل هایی که خیلی تو کامنت ها تکرار شده ، جایگزینشون کنید.
و در آخر میگم که ایمانتون رو از دست ندین ، برگی بدون اذن الله واحد به زمین نمیفته. شبا  یه گوشه خلوت کنید و مشکلتون رو بهش بسپارید با این کار دارید ذهتون رو خالی میکنید تا ایده و راه حل های جدیدی به ذهنتون بیاد .  وقتی باور کنید که نیروی غالب هستی و کائنات در پشت شما ایستاده و داره بهتون انرژی میده ، اون وقته که توانایی هاتون افزوده میشه و راه حل ها براتون نمایان میشه ، مطمئن باشید روز های بسیار زیبای و پر از خیر و خوشی منتظر شماست …
وعده اللهی رو فراموش نکنید ….
من به خدا و قرآن شک داشتم استاد عزیز زندگیم رو دگرگون کرد و همیشه این دست خدای مهربان رو فراموش نمیکنم و مبلغی برای راه و ایده شون هستم . خدا رو بسیار سپاسگزارم که با سایت آشنا شدم . دستهای نامحدود خدا همیشه یاور ماست

حسن صادقی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلام به شما دوست بزرگوار و با تشکر از استاد عزیز

این مشکلات زیاد پیش میاد برای مردم و احساس تنهایی در این مشکل نکنید/
اول از همه اینکه شما یک روزه مشکلاتتون حل نمیشه پس باید توی هر مشکلی صبور باشید صبوری از همه چیز مهم تر هست
نکته دوم برای حس خوب داشتن کاری کنید که مشکلات رو فراموش کنید و واگذار کنید به خداوند و توصیه میکنم در این مورد “کتاب چهار اثر از فلورانس اسکاول شین” رو چندین بار مطالعه کنید تا یک باور براتون بشه چون توی این کتاب باور های ما رو میگه که روی ما و روی مردم تأثیر بسیار میذاره
برداشت من از این کتاب در مورد شما و همچنین مشکل اصلی شما اینه که شما ترس از طلبکار ها دارید که ترس از هر چیزی داشته باشیم همون به سرمون میاد و چون شما ترس از طلبکار ها دارید آنها هم به شما تماس میگیرند چون باور های روی همه چیز حتی روی افکار مردم هم تأثیر میذاره
حدیث از امام علی ع میفرمایند: هر گاه از هر چیزی ترس داری خود را در آن بیفکن که گاهی ترسیدن از آن چیز مهم تر از واقعیت خارجی است (حکمت ۱۷۵ نهج البلاغه) منظور از این حدیث یعنی با ترس مبارزه کن
پس یکی از مشکل اصلی شما همینه ((ترس))
نکته سوم اینه که تفکراتتون تغییر بدید در این مورد باید بهتون بگم شما باید از خداوند کمک گرفته و در کنار تلاشتون فکر اینو بکنید که پول بدست می آید البته به لطف خداوند و همیشه این مطلب رو با خودتون تکرار کنید
—————————————————
براتون آرزوی ثروت میکنم و همیشه موفق باشید به لطف خداوند یکتا

میلاد قلی پور پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلام و درود به کسانی که دنبال ثروت شادی سلامتی و موفقیت هستند    سلاااموقتی با یه نگاهی به اطراف خودمون میندازیم افراد زیادی میبینیم که موقعیت خوبی دارند موفقند شادن در همین جو کنونی اقتصاد درامدهای هنگفتی دارند و ادم هایی که در آستانه طلاقند ولی عشقشونو از سر گرفتند اینها کسانی هستند که به ما ثابت میکنند با نشستن و زانو غم بغل گرفتن و سرزنش کردن خودمون و دیگران راه به جایی نمیبریم پس همانطور که باید ذهنمون رو به نکات مثبت زندگی معطوف کنیم به همون نسبت هم به مشکلات زندگیمون طوری دقت عمل و نظر داشته باشیم که بتونیم مشکلات از پای در بیاریم نه مشکلات مارو از پا در بیاره. انگیزه و همراه داشتن افراد مثبت اندیش که وجود انها سرشار از انرژی مثبت است میتوانند به ارامش درون ما کمک کنند .صبح که از خواب بیدار شد رو سرش فقط سه تار مو مونده بود، با خودش گفت: “هییم! مثل این که امروز موهامو ببافم بهتره! “و موهاشو بافت و روز خوبی داشت!فردای اون روز که بیدار شد دو تار مو روی سرش مونده بود “هیییم! امروز فرق وسط باز می کنم” این کار رو کرد و روز خیلی خوبی داشت!پس فردای اون روز تنها یک تار مو روی سرش بود “اوکی، امروز دم اسبی می بندم” همین کار رو کرد و خیلی بهش میومد!روز بعد که بیدار شد هیچ مویی رو سرش نبود! فریاد زد: ایول! امروز درد سر مو درست کردن ندارم!همه چیز به نگاه تو بر می گرده! می تونی از زندگی لذت ببری یا ازش ناامید بشی همه ی ما افراد معمولی هستیم خسته کننده ایم شگفت انگیزیم خجالتی هستیم شجاعییم قهرمانییم عاشقیییم بی پناهییم… فقط به روزش بستگی داره که حال دلت خوب باشه . شکر میکنم خداروو که این حال خوبو به من داد حالمم خوبه میدونید چرا چون برنده جایزه یک میلیون تومنی عباسمنش میشم. بکوب لایکووو

هما بهروج پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلام
معمولا همیشه اینطوریه که وقتی درون یک مشکل گیر می افتیم، تنها چیزی که مرکز توجه ما میشه، همون مشکل هست
یعنی نمی تونیم خودمون رو از اون مسئله خارج کنیم و از بیرون بهش نگاه کنیم و این تمرکز باعث پر رنگ تر شدن اون موضو ع میشه و هربار دوباره تمرکز بیشتری از ما رو به خودش اختصاص میده و بعد ما احساس مون بدتر میشه و دوباره اتفاقات هم بدتر میشه
حالا باید کاری کنیم که بتونیم خودمون رو از اون مسئله خارج کنیم و توجه مون رو از اون خارج کنیم
کار سختی هست اما اگر بتونیم انجامش بدیم و تمرکز مون رو روی راه حل ها بزاریم، کم کم نشونه هایی مبنی بر حل مشکل دیده میشه و هرچی بیشتر سعی کنیم این نشونه های کوچیک رو بیشتر ببینیم، اینها را رو قوی تر می کنیم تا جایی که مسئله حل میشه
چون هر مشکلی که میاد با خودش راه حل رو هم داره حالا باید تصمیم بگیریم که می خواهیم به مشکل نگاه کنیم و خودمون رو توی شرایطی نگه داریم که اون مشکل رو بوجود آورده یا اینکه می خواهیم ببینیم راه حلها چیه و تمرکزمون رو روی اونها بزاریم

امیر محمودی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلام
ساعت شنی راهکاریه که پیشنهاد میدم!
(من از تو میخواهم که از امروز زندگی خود را مانند ساعت های شنی قدیمی تصور کنی که در محفظه فوقانی آن هزاران دانه کوچک شن قرار دارد و هر لحظه یکی از آنها از مجرای باریک خود گذشته و پایین میافتد و هرچه بکوشیم و بخود زحمت دهیم بیش از همان یکدانه در یک لحظه معین فرو نخواهد افتاد، مگر آنکه ساعت را خراب کرده ساختمانش را بهم بریزیم.
من و شما هرکدام بمنزله آن ساعت شنی هستیم ، صبح که از خواب بلند میشویم می بینیم که باید تا غروب صدها کار گوناگون انجام بدهیم حال اگر هریک از اینکار ها را در موقع خودش انجام ندهیم مثل اینست که بخواهیم از سوراخ باریک ساعت در یک لحظه بیش از یک شن خارج کرده باشیم. پیداست که چنین شتابزدگی و کم حوصلگی جز لطمه شدید بزندگی ما، جز ضعف اعصاف، فشار خون و عصبانیت حاصل دیگری در بر نخواهد داشت. قسمتی از کتاب آیین زندگی دیل کارنگی)
اگر واقعا بتونید در هر لحظه فقط مثل همون دانه های شن که یکی یکی به پایین میافتند به زندگی نگاه کنید و نگران نیم ساعت بعد که قراره چه اتفاقی بیوفته نباشید و هر کاری رو در زمان خودش به نحوه احسن انجام دهید قطعا شما فردی خونسرد که به راحتی میتونه از قانون استفاده کنه خواهید شد.
از هر لحظه ای هرچند کوتاه میشه در جهت رشدوپیشرفت استفاده کرد و قوانین جهان هستی رو در لحظه لحظه زندگیمون اجرا کرد.
شاد و موفق و ثروتمند باشید.

محمد عشریه پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلام دوست عزیز
وقتی شما سعی در تغییر شرایطی که درگیر آن هستید میکنید که دست از سر شما بر نمیدارند بهتر است از آن منطقه و حال و هوا فاصله بگیرید احساس خوب و رهایی برای اینکه نتیجه ی خود را نشان دهند نیاز به زمان دارند اگر شما درگیر گرفتاریهایتان هستید نتیجه ی افکار قبلیست و برای تغییر به مدت زمانی نیاز دارند که آن هم بستگی به شما دارند.
خونسرد باشید و باور کنید که خدا با شماست و همانطور که این مشکل به وجود آمد از بین هم میرود از نزدیکانتان فرصت بخواهید تا بتوانید این فرکانس ذهنی را دیگرگون کنید.
کارهایی انجام دهید که احساس خوبی به شما میدهد.
یادتان نرود خدا با شماست و این تضادها برای اینکه پیشرفت وجود کنیم وجود دارد و خدا هیچ قفلی را بدون کلید نمیسازد چه بسیار قفل های به ظاهر باز نشدنی باز شدند.

.k namdar پاسخ داده شده در 3 سال پیش

یه سلااااااام بلند به دوستان عزیز و استاد خوب و مهربون که این اگاهی های عظیم رو به ما میدن.
واقعا تبریک میگم به دوستان به خاطر نظرات فوق العاده ای که گذاشتن .من وقتی نظرات دوستان رو میخوندم واقعا شگفت زده میشدم .
ببینین دوستان همه ما تقریبا میدونیم که تمام اتفاقات زندگی رو خدمون به وجود میاریم ،همه ما دیگه میدونیم که احساس خوب =اتفاقات خوب وااحساس بد= اتفاقات بد .همه ما می دونیم که با برداشتن کانون توجه از روی نا خواسته ها وتمرکز بر خواسته ها وشکر گزاری به خاطر داشته هامون به همه چیزهای که میخواهیم میرسیم ولی چرا نمیتونیم زمان مشکلات این کار رو انجام بدیدم و جواب این سوال اینه که ما این قانون رو با تمام وجود باور نکردیم .باور نکردیم خداوند یا این قانون که در جهان هستی قرار داده ،به ما این توان رو داده که تمام مشکلات هر چقدر که میخواد بزرگ باشن رو حل کنیم وشرایط رو به نفع خودمون تغیر بدیم ولی ما زمان سختی ها دیگه باور این حرفها برامون سخت میشه وانگار یه جورایی باورمونواز دست میدیم  وچون ذهن ما این قانون رو باور نکرده به حالت قبل برمیگردیم پس ما با باور وایمان به قدر ت خداوند وباور این قانون در زمان مشکلات و با شکر گزاری در باره آنچه که داریم میتونیم احساسمون رو در هر زمانی و هر مشکلی خوب نگه داریم .شاااادباشید وموفق

مهدی عابدینی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

اسرار ذهن Asrarezehn.ir:
درود
من به شما چند پیشنهاد میدهم
۱، کانون توجه خود را از روی ناخواسته بردارید و بر روی خواسته تمرکز کنید
۲، شکر گزاری را در تمرین های روزانه خود قرار دهید
۳، لیستی از موفقیت هایی که تا به حال کسب کردید تهیه کنید و بر روی هر کدام وقت بگزارید و فکر کنید در ان زمان چگونه از همه سختی ها و چالش ها عبور کرده و به ان موفقیت ها رسیدید،
۴، به چیزهای خوب کسب کار فعلی و اتفاقات خوبی که در کسب کار فعلیتان رخ داده است توجه کنید و نه به ورشکستگی ان کسب و کار و یا چیزهای بد ان
۵، همیشه از ضمیر ناخود اگاه خود سوال کنید که چگونه میتوانم این مسیر گذار پر از تجربه را طی کنم.
۶، روزی ۱۵ دقیقه مراقبه بی ذهنی را در دستور کار خود قرار دهید چون همیشه فکر های ناب برای ذهن های ارام است و اگر ذهنتان مشغول باشد به احتمال زیاد نمیتوانید تمرکز کنید
۷، و برای اینکه دیگر برایتان چنین اتفاقی نیوفتد بروید بر روی باور و ارزش های خود کار کنید و انها را با اهداف خود بسنجید.
موفق و پیروز باشید

سپیده نجفی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلام به استاد گرامی  و همرامان این سایت 
داشتم  نظرات بقیه رو میخوندم دیدم ی عده ای اشاره به مراقبه داشتن  ,البته میدونیم مراقبه ینی بشینیم هر فکری میاد فقط اجازه بدیم بیاد و بره بدون واکنش نشون دادن  توی شکل پیشرفته تر مراقبه ,که از بالای سر بروبید بیایید تا از نوک انگشتان پا انرژی های منفی رو خارج کنین و این به مرور کمک میکنه که واکنشهای ما کمتر بشه و بسیار عالیه .توی شرایط فعلی باید ی چاشنی بهش داد تا راحتر بشه مراقبه رو انجام داد  بنظرم اومد ی تکنیک که بسیار به منم کار داده رو براتون بگم  نیت کنین که تمام افکار منفی رو  بیرون کنین و برید زیر دوش بایستید و با ریزش آب از بالا روی سرتون ببینین که تمام انرژی های منفی داره شسته میشه با آب و میاد پایین از انگشتهای پاهاتون خارج میشه ۱دقیقه اینکار رو بکنین تا اینجا در واقع مراقبه رو انجام دادیم حالا موقعیع که باید اون تجسم پیروزی روبر مسیله تون رو انجام بدید بسیار موثر هست .شاد و موفق باشید 
 

مهدیه غیبی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلام به دوست عزیزمون
دوست عزیز یکی از بهترین راه ها وصل شدن به عالم معنویت، به منشا کله.
برای وصل شدن هم باید ارتباطت رو با خالقت قوی تر کنی و به این ایمان و باور برسی که هر چی تو بخوای خدا بهت عطا میکنه.
حالا چجوری باید به عالم معنوی وصل بشیم و ارتباطمون رو همیشه با خالقمون قوی نگه داریم؟!
جواب این سوال یک بار استاد عباس منش عزیز خیلی قشنگ دادن “مسئولیت اینکه چجوری به خواستمون برسیم بسپاریم به الله نه به ذهن محدود خودت”
ولی من این جا مراحلی که خودم تجربه کردم براتون میگم:
اولین گام برای وصل شدن و تقویت رابطه مون با الله تغییر باور خودمون،
در مسیر تغییر باور اول باید معنی و مفهوم وصل شدن به منشا یا معنویت یا روحانیت بدونیم.(این مراحل از ابتدا تا انتهاست و شاید بعضی ها قبلا این مراحل طی کردن ولی الان به دلایلی قطع شدن که این افراد فقط به یک تلنگر نیاز دارند)
باورهای ما از طریق:
۱٫مطالعه کردن،
۲٫گوش کردن به سخن رانی ها و تجربیات انسان هایی که در عالم معنویت زندگی می کنند،
۳٫دیدن حالات و زندگی این افراد از نزدیک می تونه باشه.
۴٫ صحبت کردن درباره اش هست
۵٫و از همه این ها موثرتر شوق خودمون برای وصل شدنه
ببینین من صوتی های استادعباس منش در مورد خداوند خیلی گوش می کنم(فراوانی، خدا و ثروت، دعای کمیل)،
 
شماره ۱: مطالعه قرآن، کتاب الهام رسالت نهایی شما از وین دایر خیلی موثره
شماره ۲: سخنرانی انسان هایی که دوستشون دارین و قبولشون دارین و بهتون حس خوب میدن مثل استاد عباس منش و گوش کردن به تجربه افراد گوناگون مثل لنسان هایی که مرگ و تجربه می کنن و بعد از بازگشتشون از زیبایی های اون عالم میگن، و تجربه انسان هایی که از زندگی خودشون تو همین دنیا میگن مثل وین دایر، فلورانس اسکاول شین و یا بزرگانی مثل بعضی روحانیون.
شماره ۳: پیدا کردن دوستی که به قول یک حدیث معروف داریم که میگه” با انسان هایی دوست بشین که وقتی بهشون نگاه می کنین شمارو یاد خدا بندازن” با رفتاراشون صحبتاشون و رابطه هاشون و شوق و انرژی و شادی شون.
شماره ۴: بنده سعی می کنم نمازم رو با توجه و حضور بخونم(برای این کافیه سریع سراغ نماز نرین اول شرایط خودتون محیا کنین با وضو گرفتن و گفتن ذکر(سوره قدر)، گفتن اذان و اقامه قبل از نماز و انتخاب مکانی حدالامکان آرام و خلوت که بهتون حس خوب میده و در نهایت سعی کنین به دونه دونه صحبت هاتون در نماز با خدا توجه کنین که چی میگین که این لازمه این که معنی سوره ها و اذکاری که تو نماز به کار میبرین بدونین)
بعد از یک پروسه کوتاه تجربیات و آگاهی تون به اطرافیانتون انتقال بدین و اونارو از این سردرگمی تا حد توانتون نجات بدین تا به قول استاد عباس منش در ذهنتون پایدار بشه.
شماره ۵: (برای خودم بعد از توجه بیشتر به زیبایی، بزرگی و مهربانی خداوند این شوق از همه گزینه ها پررنگ تره) چون وقتی به عالم معنوی وصلم یعنی نه ترسی دارم، نه نگرانی دارم، نه هیجان بیهوده ای دارم و نه احساس نا امنی همه چیز واقعا خوب به نظرم میرسه و در این عالم ایمان دارم که خداوند الرحمن همه خواسته هام مستجاب میکنه پس بدون هیچ نگرانی بلکه با کمال تشکر و ایمان خواسته هام می خوام و برای این که ایمانم نشون بدم قبل از درخواست شکرگزاری می کنم و بعد از اینکه خواستم گفتم، دیگه تکرارش نمی کنم.
دوستان گلم هیچ ادعایی ندارم که همیشه تو این حالتم بلکه فقط تجربیاتم و دانسته هام انتقال دادم.
شاد و موفق و سربلند باشین
یا حق

محمد باباعلی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

به نام خدا.
سلام خدمت دکتر عباس منش و همگی دوستان و تیم تحقیقاتی عباس منش.
با کسب اجازه از اساتید گرامی
در دل هر سختی گشایشی هست.و در اعماق دره نکته کلیدی هست برای رفتن به قله موفقیت.
چون خداوند شما رو در مسیر رسیدن به اهدافتون یاری میکنه اگر مشکلی این چنین برای شما بوجود بیاد قطعا باگی هست که شما هنوز موفق به رفع آن نشده اید و خداوند قصد دارد شما را از آن آگاه کند برای رسیدن به اهدافتون.
شما برای پیدا کردن احساس خوب اول از همه باید قدرت خدا رو بخاطر آورده و به کمک های او در این مسیر سخت ایمان داشته باشید.
راهکار بنده: اول توکل بر الله.دوم اتفاقات دنیا رو جدی نمیگیرید و به دید یک سراب به مشکلات نگاه میکند و شما نباید این سراب رو باور کنید.و شما بر ثروت و اهداف خود تمرکز کنید( بهره گیری از تکنیک تصویرسازی کلامی استاد عباس منش ) و تصور کنید شما بسیار ثروتمندین و با نهایت خساوت به دوستان بدهی خود رو میدهید.شما هر بدهی رو بعنوان یک هدیه تصور کنید که به طلبکاران این هدیه رو میبخشین.
اصل مهم :توی زندگی باید باور کنیم تا ببینیم نه اینکه ببینیم و باور کنیم.
قدرت خداوند بیکرانه و خداوند به اندازه ای که باور داریم از این قدرت بیکران به ما میده.
با ایمان و درک این موضوع که :
با تکرار  یک فکر اون فکر به نمکره پایین مغز یا ضمیر ناخودآگاه نفوذ میکنه.و هر فکری که به ضمیر ناخودآگاه بره با قدرت بیکارانی این فکر به حقیقت میپیونده.ناخودآگاه انسان در ارتباط با وجود لایتناهی خداوند هست و بخشی از قدرت خداوند رو داراست.( خداوند از روح خود بر انسان دمید)پس شما به اهداف مالی خود فکر و توجه کنید و این فکر رو تکرار و تکرار کنید.
در اعماق دره تمرکز و تصویرسازی قله هستش که شما رو به قله میرسونه.
 
 

سپیده مهری پاسخ داده شده در 3 سال پیش

با سلام و عرض خسته نباشی به گروه تحقیقاتی آقای عباس منش
خیلی از ادما مشکلاتی دارند بهتر بگم همه ادما مشکل دارند ولی بسته به نوع و شرایطش فرق میکنه . وقتی تو بدترین شرایط به این فکر کنی که چقدر خدایی که بالای سر هست مواظبت و چقدر نعمت های خوبی بهت داده و به این فکر کنی که خدا از روحش در انسان دمیده پس استعدادهایی درون انسان گذاشته که میتونه تمام سختی ها رو تحمل کنه و با همون استعداد میتونه برای مشکلاتش راه حل پیدا کنه . وقتی دچار مشکلات سخت میشیم یه نفس عمیق بکشیم و بگردیم دنبال یه راه حل وقتی اینکارو کنیم حواس ذهن از فکر کردن به مشکلات و ناامید شدن پرت میشه و یواش یواش نور امید تو دلت زنده میشه و با قانون جذب راه حل های خوب و بکر به ذهنت خطور میکنه و نعمت های خدا به سمتت سرازیر میشه . اینطوری میشه که ادم حس خوبی پیدا میکنه و این احساس خوب بودن و با انرژی بودن بهش کمک میکنه که همه چیزهای خوب رو به سمت خودش جذب کنه فقط باید از یکجا نشستن و فکر کردن بگذره و حرکت کنه مغزشو به کار بندازه و بدونه که انسان خیلی توانمند و با استعداده اگر اینطوری نبود  به عنوان اشرف مخلوقات نمیشناختنش . و اینکه در تمامی لحظات بد فقط خدارو شکر کنه و یه هدف خوب روی کاغذ بیاره و بهش نگاه کنه و تصور کنه که الان تو اون شرایط ایده آل و حرکت کنه به سمت رسیدن به اون
امیداورم کسایی که تو شرایط های سخت قرار میگیرن حالشونو خوب کنن و به جای فکر کردن به چیزای بد فقط خوبی ها رو ببینن و خداروشکر کنن که شکر خدا تو زندگی معجزه ها میکنه

امیرحسین یزدآبادی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلام دوست گرامی
ای کاش تمام سوالات عقل کل بدون در نظر گرفتن جایزه اینقدر جواب داشت/
وقتی سوالتون رو خوندم دیدم دقیقا توی جایگاه شما هستم و با اینکه به نظر خودم به تمام قوانین واقف هستم اما هراز چند گاهی به مسئله ای شبیه شما دچار میشم. یعنی هجوم مشکلاتی که الان بنظرم بزرگ میاد آرامش ذهن و روحم رو به سخره میگیره.
راستش بهتر دیدم به جای اینکه جوابی برای سوال شما داشته باشم راه حلی برای موقعیت خودم پیدا کنم.
طی دوسالی که با قوانین جهان هستی آشنا شدم و از محضر استاد عباس منش و دیگر بزرگان استفاده کردم نکات خیلی خوبی رو یاد گرفتم و به موفقیت های خیلی بزرگی رسیدم به طوری که الان با دوسال پیشم خیلی تفاوت دارم.
اما اغلب قوانین رو باهم قاطی میکنم و شاید جایی به اشتباه کاری رو انجام میدم.
اما سوال شما چالشی شد برام تا به این موضوع فکر کنم که وقتی همه میگن آرامش رمز رسیدن به موفقیته ، چجوری میتونم به آرامش برسم و این آرامش رو ثابت نگه دارم ، چون ثبات این آرامش خیلی مهمتره/
یادمه یکی از اساتید موفقیت همیشه شعارش این بود (( ذهن به سوال قلاب میشه ))
یعنی ذهن ما همیشه دنبال سوالی میره که ازش پرسیده میشه و هنگام تحلیل و بررسی اون سوال ، به چیزی دیگه توجه نمیکنه.
توی شرایط سختی که همه طلبکاران و بدهی ها سر به جون آدم میکنه و مشکلات یکی پس از دیگری میان و پشت در خونه ذهن ما میشینن. بهترین کار اینه که ذهنمون رو به یک چیز دیگه منحرفش کنیم . یا بهتره بگم بجای منحرف هدایتش کنیم. 
قرارنیست توی این شرایط ما معجزه کنیم و از شر طلبکاران خلاص بشیم ، فقط کافیه خودمون رو به آرامش برسونیم.
من به این نتیجه رسیدم که توی این شرایط بهترین کار برای رسیدن به آرامش ذهنی ، پرسیدن سوالات مختلف از خودمونه.
مثلا وقتی طلبکارا به من زنگ میزنن و ذهن منو درگیر میکنند من از خودم میپرسم: این طلبی که اینها از من میخان برای چیه؟؟ بعد جواب میدم برای اجناسیه که توی مغازم دارم . راستی چقدر جنس و سرمایه دارم ، شکر خدا که انقدر اعتبار داشتم که مردم اجناسشون رو بهم دادند و من با جنس اونها دارم کار میکنم. توی این شرایطی که خیلیا از بیکاری رنج میبرن ، داشتن شغلی مثل کسب و کار من واقعا یه نعمت بزرگه ، هم کلاس و پرستیژ کاری داره، هم سوددهی عالی داره و هم جنسی ندارم که خراب بشه و از بین بره، هروقت فروختم به سود خودم میرسم. خیلیا حسرت داشتن همچین شغلی رو دارن. به راحتی میتونم توی این کسب و کارم آینده مالیم رو تامین کنم. اگه روشهای جدید فروشم رو ببرم بالا و تخصصم رو توی شغلم زیاد کنم به راحتی یکی از بزرگان کسب و کارم توی شهرم و بعدا به امید خدا توی کشور و جهان میشم. میتونم حتی خودم یکی از تولیدکننده ها باشم. با این کار هم کارآفرین میشم و هم میتونم به اقتصاد کشور کمک کنم. با استخدام نیروهای مجرب میتونم نبض بازار رو تو دستم بگیرم . حالا که فکرشو میکنم میبینم که توی رودخانه موفقیت هستم فقط کافیه کمی بیشتر پارو بزنم تا حرکتم روی امواج سریعتر بشه.
**** بعد از این صحبت ها به این نتیجه میرسم که فقط باید خدا رو بابت داشتن امکانات عالی شکر کنم. شاید ذهنم جسته و گریخته برگرده به موضوع مشکلم . اما باز هم هدایتش میکنم روی تصویر ذهنی که براش ساختم.
باید بدونیم که لازمه این کار فقط تمرینه. نباید توقع داشته باشیم که با انجام این کارها توی دفعه اول و دوم و سوم به آرامش کامل برسیم ، این کار لازمش تمرین شبانه روزیه تا به نحوی به استادی توی این کار برسیم.
موفق باشید
 

جواد حقیقی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

ایول بابا دمت گرم.
ببین چقدر اعتبار پیش مردم داری که تونستی ۵۰۰ ملیون ازشون بگیری.
من به شخصه اگه تمام توانمو بزارم و از هر کسی که می شناسم تا جایی که می تونم قرض بگیرم، فکر نکنم به ۵۰ ملیون برسه.
واقعا دمت گرم. مشخصه هنوز آزادی و شرکتی و محلی داری که میان دنبالت. همون شرکته الان اسماعیل توئه . رضایت مردم هم رضایت خداست. الان باید واسه رضایت خدا اسماعیلتو قربانی کنی. بعدش می بینی که چطور درهای آسمان برات باز میشه. باور کن از ته دل به این کار اعتقاد دارم. گاهی برای سلامتی انسان باید خون بده. باید سبک شه. گاهی واسه تعمیر یه خودرو باید سبکش کنی. بریزیش بیرون. تا بتونی بعد تمیز تر ببندیش. این مساله ای که پیش اومده رو از خدا ببین. کسی هم از دست خدا ناراحت نمیشه. از خودش مشورت بگیر. بگو “خدایا خودت دادی، خودت هم می خواهی بگیری. خودت بگو چیکار کنم . خودت راهنماییم کن که سربلند بیرون بیام و از تمام این اوضاع راضیم.”
اگر با من نبودش هیچ میلی              چرا ظرف مرا بشکست لیلی
به من آن با وفا   را کار باشد               گدایی من او را عار   باشد
یا حق
جواد حقیقی پراپری-  ۲۴ تیر ۹۵

ممم علی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

ادمین جان این لینکو جوری بذار که کپی شه . من لینک آهنگو می زام شما جوری می زارید که کپی نشه اینکه نشد
 

مهدی عابدینی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

درود
من به شما چند پیشنهاد میدهم
۱، کانون توجه خود را از روی ناخواسته بردارید و بر روی خواسته تمرکز کنید
۲، شکر گزاری را در تمرین های روزانه خود قرار دهید
۳، لیستی از موفقیت هایی که تا به حال کسب کردید تهیه کنید و بر روی هر کدام وقت بگزارید و فکر کنید در ان زمان چگونه از همه سختی ها و چالش ها عبور کرده و به ان موفقیت ها رسیدید،
۴، به چیزهای خوب کسب کار فعلی و اتفاقات خوبی که در کسب کار فعلیتان رخ داده است توجه کنید و نه به ورشکستگی ان کسب و کار و یا چیزهای بد ان
۵، همیشه از ضمیر ناخود اگاه خود سوال کنید که چگونه میتوانم این مسیر گذار پر از تجربه را طی کنم. 
۶، روزی ۱۵ دقیقه مراقبه بی ذهنی را در دستور کار خود قرار دهید چون همیشه فکر های ناب برای ذهن های ارام است و اگر ذهنتان مشغول باشد به احتمال زیاد نمیتوانید تمرکز کنید 
۷، و برای اینکه دیگر برایتان چنین اتفاقی نیوفتد بروید بر روی باور و ارزش های خود کار کنید و انها را با اهداف خود بسنجید. 
موفق و پیروز باشید

کمیل هستم پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلام به تمامی اعضای گروه وخانواده عباسمنش.
دوست عزیز این شرایطی که برایتان اتفاق افتاده برای من پارسال درماه مبارک رمضان افتاده بود
وهمه درها برمن بسته بودند وپول هامو دزدیده بودند وبالا کشیده بودند ویک طرف دیگه با دانشگاه درگیربودم وسنواتم تمام شده بود وحق نداشتم ادامه تحصیل بکنم و دانشگاه میخاست منو به نظام وظیفه معرفی کند. ازاین طرف درس هام مانده بودند وخانواده منو مسخره میکردند وقسط های بانک را نمیتونستم بدم و….
خلاصه بدبختی پشت بدبختی

من نمیتونستم مثبت اندیشی کنم وتمرکز کنم برموارد مثبت کنم وروزهام بدتر وبدترمیشد چون ارتعاشات وفرکانس هایی که به جهان هستی میفرستادم فرکانس ها وامواج منفی بود ولذا شرایطم بدترمیشد.

همه این کارها کارضمیرناخداگاهم بود چون این عوامل منفی حال وروحیه ام راخراب کرده بودند هروز ازجملات تاکیدی استفاده میکردم ولی این جملات اثری برزندگیم نداشت.لذا یه دفعه ازانترنت مراقبه یا همون مدیتیشن را پیدا کردم واسم این مدیتیشن برنامه ریزی ضمیرناخداگاه ووارد شدن به ضمیرناخداگاه بود
وقتی یکبار انجامش دادم دیدم حال وروحیه ام داره یکمی اثرمیکنه ومن این مراقبه رابیشتر وبیشتر کردم وطوری که هرروز سه تا چهاربارانجام میدادم وحالم بهتر وبهترو میشد ویک روز هم به طور ناخداگاه قلم وکاغذی برادشتم وزندگیم ودانشگاه کسانی که بهم بدهکار بودند وسنوات وتمام مسائل را آن طور که مورد دلخاهم بود نوشتم وباجان دل خاندم وبعدازیک ماه همه کارهام همونی که میخاستم پیش رفت.

محمدحسین پیش بین پاسخ داده شده در 3 سال پیش

ترسیدن ما چون که هم از بیم بلا بود
اکنون ز چه ترسیم که در عین بلاییم (مولانا)
خیلی به مسئله شما دوست عزیز فکر کردم. خب کار سختیه که آدم بخواد خودش رو جای کسی دیگه ای بگذاره که شرایطش خیلی متفاوت از اونه. اما در عوض سعی کردم به شرایط سخت گذشته خودم فکر کنم و شرایط و مسائل و مشکلاتی که  اون موقع داشتم رو  به یاد بیارم. و به یاد بیارم اون زمان چه اوضاع  احوالی داشتم و در مقابل این شرایط چی کار می کردم و نهایتش چی شد؟ خوشبختانه قطعاً امروز دیگه توی اون شرایط نیستم و برای همینه که حداقل الان می تونم در نهایت آرامش وقتی رو بگذارم و به پرسش شما پاسخ بدم. و همینجور هم مطمئنم که بالاخره اون زمان انقدر قدرت داشتم و انقدر خدا حواسش بهم بوده که تونستم لااقل با مسائلم دست و پنجه نرم کنم. می دونید، قطعاً توی تموم لحظه های زندگی آدما شرایطی هست که ظاهراً از حد آستانه تحملشون بیرونه اما درست همین جاست که باید پرسید واقعاً این شرایط از حد آستانه تحمل مون بیرونه؟باید بگم پرسش به این سوال به این سادگی ها  هم نیست و باید یه کم بیشتر بهش توجه کنیم! اگه این شرایط از حد آستانه تحمل ما بیرون بوده، که متأسفانه به نظر خیلی ها هم همینه، طبیعتاً جوابش اینه که ما تا همین جاش هم باید نابود می شدیم و از بین می رفتیم دیگه! اما همین که داریم هنوز زندگی می کنیم و حتی می تونیم به این شرایط نگاه کنیم و راجع بهشون با هم حرف بزنیم، خودش نشون می ده که قدرت فوق العاده ای توی وجودمون هست و پروردگار این جهان شرایط رو طوری تنظیم کرده و می کنه که در کل در جهت خیر ما باشه . بگذارید خاطره ای براتون تعریف کنم؛ سالها پیش وقتی که من دانشجوی سال اول کارشناسی بودم، با مشکلات زیادی توی زندگی م مواجه شدم شاید بهم بخندید که مگه مشکل یک دانشجو چی می تونه باشه؟ حتماً دوست دخترش ازش قهر کرده و یا نهایتاً پول کم آورده دیگه؟! اصلاً مهم نیست که مشکلم چی بود، اما فقط این رو می تونم بهتون بگم که اون روزها دلم خیلی گرفته بود و احساس می کردم که دیگه خدا هم ترکم کرده و دوستم نداره. شرایط روحی م هم به حدی بود که احساس می کردم دیگه این شرایط رو نمی تونم تحمل کنم. تا اینکه بالاخره روزی رسید که دیگه واقعاً احساس کردم کم آوردم… هر وقت دچار مشکلی می شدم برای این که بتونم ذهنم را از مشکلات بر دارم و قدری توجه ام رو به چیز دیگه ای بدم. خودم را با فیلمی از فیلم هایی که داشتم و یا کتابی از کتابای کتابخونه م سرگرم می کردم . در واقع با این کار به یک نوعی هم سرگرم می شدم و هم بعضی وقت ها از خلال دیدن اون فیلم ها و کتاب ها و داستان ها چیزی یاد می گرفتم؛ که بعداً شاید می تونستم به عنوان راه حلی توی مسائل و مشکلاتم ازشون استفاده کنم. این دفعه هم طبق معمول همین کار رو کردم. وقتی به سمت کتابخونه رفتم چشمم به یک قرآن فارسی ای که یکی از دوستای پدرم چند ماه قبل  بهم هدیه داده بود افتاد. چند ماهی بود که این کتاب به کتابخونه ام اضافه شده بود اما تا اون موقع توجه م رو به خودش جلب نکرده بود، طوری که حتی یکبار هم بازش نکرده بودم. توی اون لحظه که احساس می کردم دیگه هیچ چاره ای ندارم و کاملاً از خودم و دیگران مأیوس شده بودم یک آن به ذهنم رسید که بالاخره به سراغ این کتاب برم بلکه چیزی توش پیدا کنم که شاید معجزه ای بشه و یا راهی جلوی پام بگذاره راهی که نهایتاً کمک کنه تا از اون شرایط نکبتی دربیام. می دونید مثل چی؟! دقیقاً مثل داستان زندگی خیلی از آدم هایی که تا اون زمان کتابی ازشون خونده بودم که با یک نشانه، جمله، اتفاق یا خیلی چیزهای ساده ی دیگه ای، ناگهان مسیر زندگی شون عوض شده بود و بالاخره موفق شده بودند که راهشون رو پیدا کنند. کسایی مثل دکتر شریعتی، بابا طاهر ، پائولو کوئیلو  و خیلی دیگه از آدم های معروفی که بالاخره یک اتفاقی توی زندگی شون افتاده بود و به یک وسیله  حالشون دگرگون شده بود (البته اون موقع سید حسین عباس منش رو نمی شناختم که اگه می شناختم اون هم جزء این آدم ها می نوشتم، هرچند این داستان مال سال هشتاد و یکه، زمانی که فکر می کنم سید حسین عباس منش احتمالاً یک راننده تاکسی بوده و در شرایط خوبی به سر نمی برده)  با اینکه من توی خانواده مذهبی ای به دنیا اومده بودم، تا اون سن و سال، برای یکبار هم که شده بود قرآن رو از اول تا آخر نخونده بودم؛ و تازه اون هایی هم که خونده بودم غیر از چند سوره و آیه ، مثل سوره های کوچیک قرآن و حمد و سوره که در نماز و یا در مدرسه می خوندیم، معنی هیچ کدومشون رو نمی دونستم! توی اون روز، اون شرایط  آزاردهنده یک بهانه ای شد که تصمیم گرفتم بالاخره این کتاب رو بخونم،کتابی که ترجمه ای از قرآن بود که به شکل سلیس وروان مرحوم باباصفری اردبیلی در استکهلم نوشته بود و اسمش این بود: کتابی با مفاهیم ظاهری آیات قرآن کریم. هنوز خیلی خوب یادمه، کتاب رو از کتابخونه برداشتم و همین جوری بازش کردم که مثل بقیه کتاب هایی که داشتم، تورقی بزنم…..  اما با دیدن صفحه ای که جلوی چشمام اومد خیلی  شگفت زده شدم صفحه ای که باز کردم و به چشمم خورد حاوی سوره ای بود با یکسری آیه که عربی اش رو بارها دیده بودم و حتی با صوت خونده بودم اما این دفعه انگار یک چیز دیگه ای ازش می فهمیدم. در یک آن  احساس کردم کلمات کتاب دارند منو مورد خطاب قرار می دهند و کتاب داره باهام حرف می زنه. خیلی حس غریبی بود چون تا اون زمان هیچ وقت این جوری قرآن رو درک نکرده بودم و از همون موقع  هم بود که نگرشم نسبت به قرآن و مسیری که توی زندگیم در پیش گرفته بودم به کلی تغییر کرد…. حتماً دوست دارید بدونید که اون آیه ها و اون سوره چی بود؟!
سوگند به روشنایی روز و به شب چون آرام  گیرد که پروردگارت با تو بی مهر نشده است و تو را ترک نگفته است و بی شک آخر برای تو بهتر از اول است. به زودی پروردگارت چندان تو را ببخشد که خشنود شوی …..(سوره ضحی)
دوست من این ها را نگفتم که فقط یک داستان از زندگی خودم برات بگم  بلکه قرار بود من تاجایی که می تونم از خلال این نوشته ها راه حلی بهت ارائه بدم. و جالبه بدونی که یکی از راه حل های پیشنهادی من در لابه لای مفاهیم همین آیه ها به بهترین شکل اومده و اون اینه که قرار نیست شما کار سخت و یا کار عجیبی انجام بدید تا شرایط تون تغییر پیدا کنه. بلکه از تو می خوام یکبار دیگه آیه های بالا رو بخونی و بعد به حرف هایی توجه کنی. که در زیر نوشته ام
 این شب تاریکی که توی جریان زندگی شما اتفاق افتاده بالاخره آرام و رام می شه و جاش رو روشنی می گیره اما تنها و تنها به شرطی این اتفاق می افته که نگاه و توجه ات رو از مشکلات برداری و در خیرخواهی پروردگارت شک نکنی و تردید به خودت راه ندی، در این صورته که قطعاً می تونی لحظه ای رو تجسم کنی که انقدر به تو داده می شه که خوشحال می شی و جای نگرانی های امروزت رو شادی می گیره. و باز توی همین شرایطه که حتماً آروم تر می شی و راه حل های بهتری به ذهنت می رسه. می دونم با این حرفام قدری تونستم بهت امید بدم. اگه هنوز دلت آرومِ آروم نشده و ته دلت باز همون حرفی رو بهم می زنه که توی سوالت بهش اشاره کردی که “درسته  این ها قبول، اما دیگه چی کار می شه کرد؟!”  میتونم با اطمینان و ایمان بگم هیچ راه  دیگه ای بهترین از این وجود نداره و تنها در ادامه می تونم  به مواردی در تکمیل همین راه اشاره کنم که می تونی قطعاً به خوبی ازشون استفاده کنی و اینا هم  چیزی نیستند جز ادامه و  پایان همین سوره.
 پس  اگه موافقی ، تو و بقیه اعضای خانواده ام را دعوت می کنم به همراه هم ادامه این آیه ها را بخونیم:
 
….مگر نه این است که او یتیمت یافت و پناهت داد ! و راه گم کرده ات یافت پس راهت نمود ! و عائله مندت یافت و بی نیازت کرد! پس یتیم را فرو مشکن! و اهل سؤال را مران! و نعمت پروردگارت را یاد کن. (ادامه سوره ضحی)
می بینید توی سرتاسر این آیه ها چیزی که به وفور به چشم می خوره یادآوری گذشته ای سخته و یادآوری نعمت هاییه که الان جای اون گذشته سخت رو گرفته. اما باز برگردیم به همون سوالی که پرسیده بودید که با این وجود نهایتاً توی این شرایط چی کار می شه کرد؟ توی چنین شرایطی آدم باید توجه اش رو به کارهایی بده که در حد توانش هستند، کارهایی که سالها پیش به دلیل مشکلاتی که داشته نمی تونسته انجام بده ولی الان دیگه می تونه  انجام بده و باید توجه اش رو به این ها معطوف کنه. و در نهایت باید گفت می شه با یادآوری همه ی نعمت هایی  که دارید کانون توجه تون را به جای مشکلات به سمت راه کارها و نعمت هایی که در اختیارتون و دور و برتونه بدید و در این راه هم لازمه ترسها و تردید ها را کنار بگذارید. یک بار دیگه به این بیت شعر مولانا که در آغاز این متن نوشتم  و بی دلیل هم ننوشتم ، توجه کنید:
ترسیدن ما چونکه هم از بیم بلا بود
اکنون زچه ترسیم که در عین بلاییم
 در واقع برای ما آدم ها بیشتر از خود حادثه،  این ترس از حادثه است که ما را آزار می ده. همون ترس هایی که چشم و ذهن آدم رو از همه ی راه ها می بنده و ضربه ی نهایی رو به آدم می زنه. در صورتی که پیشنهاد می کنم جهت این که بتونید آرامش بیشتری پیدا کنید بیایید و برای چند دقیقه با ترس هاتون مواجه بشید و تجسمش کنید. نهایتاً چی می شه؟ دیگه بالاتر از این نیست که شما به زندان بیوفتید و یا دامادتون از شما جدا بشه و یا هر چیزی دیگه ای که در تصورتون هست اتفاق بیفته. به قول مولانا حالا که احساس می کنی در عین بلایی دیگه جایی برای ترسیدن و نگرانی باقی نمی مونه و اینجاست که دیگه شما می تونید فارغ از نگرانی ها به فکر راه حلی جهت بهبود اوضاع تون باشید  و  قطعاً با این شجاعت و آرامش و اطمینانه که یا راهی خواهید یافت و یا راهی خواهید ساخت.  اگه هم که در عین بلا نیستید  و دیگه به نظرتون اوضاع انقدر سیاه نیست پس  جای هزاران شکر باقیه و باز هم قطعاً شما می تونید ضمن داشتن آرامش و امید، ، راه حل های اجرایی خوبی رو متناسب با شرایط زندگی خودتون پیدا کنید. اما باز این رو یادتون باشه که این راه حل ها هیچ چیزی نیستن جز فرصت ها و نعمت ها و توانمندی های  که در درون و پیرامون خودمون هستند و ما باید با یادآوری و مشاهده بهتر اون ها بتونیم سپاسگزار باشیم و در جهت بهتر شدن زندگی مون ازشون استفاده کنیم.
شاید براتون جالب باشه که بدونید، این روش یادآوری موفقیت ها در واقع، از جمله روشهای قدرتمندیه که استاد عباس منش هم در دوره عزت نفس به خوبی به اون اشاره کرده و در واقع این روش بخشی از همون روش SWOT  هم هست که سازمان ها و شرکت ها تحت عنوان بررسی نقاط قوت و ضعف از اون در جهت حل مسائل و بهبود و توسعه سازمان کارشون استفاده می کنند.
حالا که نظراتم رو گفتم فکر می کنم خالی از لطف نیست که  این آیه ها را  همه با هم بخونیم. دوستتون دارم. خدا نگهدار
آیا براى تو سینه ‏ات را نگشاده ‏ایم؟  و بار گرانت را از [دوش‏] تو برنداشتیم؟ [بارى‏] که [گویى‏] پشت تو را شکست. و نامت را براى تو بُلند گردانیدیم. پس [بدان که‏] با دشوارى، آسانى است. آرى، با دشوارى، آسانى است. پس چون فراغت یافتى، به طاعت درکوش؛ و با اشتیاق، به سوى پروردگارت روى آور. (سوره انشراح)

سعید اکبری پاسخ داده شده در 3 سال پیش

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت همه دوستان J
چگونه می توان حتی وقتیکه درون یک مشکل بزرگ گیر افتاده ایم، به کلیدی ترین اصل قانون، یعنی “احساس خوب داشتن” عمل کرد؟
ابتدا باید قبول کنی که شما مسئول تمام زندگیت هستی و نه هیچ کس دیگر ، اگه الان مشکلی در زندگیت وجود دارد بخاطر افکار ، عقاید و باورهایی است که شما دارید ، که باعث شده در مسیری نادرست قرار بگیرید که نتیجه اش مشکلات حاصل از عملکرد است. ( برایان تریسی می گوید : هر چیزی به دلیلی رخ می دهد، برای هر علتی معلولی هست و برای هر معلولی ، علت یا علتهایی بخصوص وجود دارد، چه از آنها اطلاع داشته باشید چه نداشته باشید ). حالا خوب دقت کن ، این مشکل داره خواسته ی شما رو نشان می دهد ( قانون تضاد ) . اما مشکل با شناخت خواسته حل نمی شود زیرا شما هنوز تمام تمرکز و توجهتان بر روی ناخواسته است .
نکته بسیار مهم و حائز اهمیت این است ، تا زمانی که تمام تمرکز و توجهتان بر روی تضادی که برایتان ایجاد شده است ، باشد هر لحظه که می گذرد به مشکلات افزوده شده و آن مشکلات بزرگ و بزرگتر می شوند ، فقط بخاطر توجه شما ، فقط بخاطر اینکه دارید بهش فکر می کنید .
حالا که اون تضاد باعث شناخت خواسته ی شما شده است ۲ کار باید انجام بدهید:

  • تعیین اهداف و برنامه ریزی برای آنها
  • مشخص کردن انگیزه ها

*وقتی توجه بر روی خواسته ها باشد در مسیری قرار می گیری که اتفاقات ، شرایط و همینطور با آدمهایی برخورد می کنی که به شما کمک می کنند تا به خواسته ات برسی. ( کائنات تمامی آنچه را که به سویش می فرستید برایتان می فرستد) .
*می خواهی بدانی چرا طلب کارها با شما تماس می گیرند؟ انتظارات شما بر رفتار و طرز برخورد اطرافیانتان تاثیر می گذارد ( چون شما انتظار تماس از طلب کارها دارید آنها زیاد با شما تماس می گیرند )
گرچه طلب کارها حق دارند پولشون را از شما بخواهند ، اما نکته مهم این است که شما توجهتان را بر روی خواسته تان بگذارید ، تغییری در تفکر خود و باورهای خود انجام بدهید ( استاد تغییر باش نه قربانی آن ).
احساس خوب بسیار مهم است ، پس باید دیدت به هر چیزی و به هر موضوعی طوری باشد که به شما احساس خوب بدهد ، یک شخص هر چقدر هم که عاقل و بالغ باشد ، بر مبنای احساسات خود و نه بر اساس فکر خود عمل می کند ، پس نوع احساس ما در هر لحظه رفتار ما را شکل می دهد و سرانجام سرنوشت.
از استاد عباس منش بسیار ممنونم بخاطر  راه اندازی بخش عقل کل ؛ خداوند در آیات ۳۸ و ۳۹ سوره شوری می فرماید: از ویژگی های مومنان آن است که در کنار هم هستند و با عزم دینی و اراده ایمانی به همیاری یکدیگر می شتابند و استمداد مومنان را پاسخ می دهند و با مظلوم همراه می شوند تا علیه ظلم قیام کنند.
 

Mahdi Araz پاسخ داده شده در 3 سال پیش

با سلام خدمت شما دوستان عزیز
در جواب این سوال باید بگم طبق چیزهایی که از استاد عزیز اقای عباس منش یادگرفتم
اول اینکه دوست عزیز شما نباید وانمود کنید مشکل نیست و ازش فرار کنید واقعیت این هست مشکل هست و نمی شه خودمون رو به ندیدن بزنیم ولی اول اینکه یک نفس عمیق بکش و به خودت و خدای خودت بگو بارالها من خودم قبول دارم چه ناخاسته و خواسته خودم این مشکل رو وارد زندگی خودم کردم ولی این مشکل حتما به من هدیه ای تقدیم خواهد کرد که بعدا خواهم فهمید که این مصیبت فقط وارد زندگی من شده بود تا به من این نقطه ضعفی که دارم رو برای همیشه برطرف کنم دقیقا به قول استاد مانند کرمی که می خواهد به پروانه تبدیل شه و برای این تغییر باید مشکلی رو تحمل کنه به اسم ماندن در پیله برای مدتی کوتاه و به یاد داشته باشید که مشکلات نیامده اند که بمانند. امده اند چیزی به شما یاد بدهند و بگذرند. ما باید قبول کنیم که مشکلات بخش جدایی ناپذیر زندگی است ولی زمانی می رسه که یاد می گیریم تمامی مشکلات فقط هدفشان رشد ماست و وقتی خودمان در جهت رشد و تکامل قدم برداریم هرگز نیاز نخواهد بود که جهان ما رو با مشکلات رشد دهد اگر الان در داخل مشکلات زیادی هستیم چون هنوز تصمیم نگرفتیم خودمان در مسیر تکامل گام برداریم زمانی که در مسیر تکامل گام برداریم و مرتب خواسته هایمان رو به چهان اعلام کنیم و خودمان در چهت رشد گام برداریم مشکلات وارده شده به زندگی ما کمتر خواهد شد. ولی اینکه چطور می توان احساس خوبی در این لحظه داشت هیچ راهی اسانتر از این وجود ندارد که به قول استاده و دوستان دیگر جز به تغییر زاویه نگاه به مشکل (مثلا عمیق شدن در حکمت این مشکل و اینکه مطئن باشی این مشکل بلاخره تمام می شه و خداوند کمکت خواهد کرد و اینکه قبول کنی که این دوره موقته و وقتی این درسی که این مشکل قراره یادت بده را فراگرفتی خودبه خود این مشکل از زندگیت بیرون خواهد رفت) و این هر روز قبل از شروع کارت نیم ساعت راجب سلامتی، خانوده ات و چیزهایی که داری از اعماق وجودت خداوند رو سپاس بگی و در اون لحظه حتی برای نیم ساعت هم شده به گذشته و مشکلات بدتری که در گذشته داشتی و الان وجود ندارد فکر کنی و بگی بارالها سپاس گذارم که در گذشته همه مشکلاتم رفع شده و سپاس گذارم که زندگی من همیشه زیر چتر حمایت تو شاد و پربرکت خواهد بود سپاس گذارم که در هر لحظه هوای منو داری سپاس گذارم که هرلحظه همانند پدری و مادری مهربان بامنی و حمایتم می کنی.
و یادت باشه دوست عزیز شما هرگز نمی تونید از حالت یاس که الان دارید سریع شاد بشید نه باز به قول استاد ما باید مدارمون رو کمک تغییر بدیم اگر الان افسرده هستید باید به احساس نارضایتی برسید بعد به احساس کمی غمگین بعد احساس یه کم بهتر بعد یک بهتر و این تغییر احساس ها در دو یا چند دقیقه اتفاق نمی افته پیشنهاد می کنم برای تغییر احساس یه کار متفاوتی که براتون مفیده و دوست دارید انجام دادنشو (نه کار با بار منفی مثل دود و الکل) انجامش بدید در مورد خود من وقتی هیچ راهی برای تغییر احساسم پیدا نمی کنم کیسه بکسی از تشک تخت خواب درست کردم و چون فبلا بوکس کار می کردم اینقدر به اون ضربه می زنم که گاها می افتم زمین و حتی گاها وسط مشت زدن به کیسه بوکس تشکی خودم از شدت خشم گریه ام می گریه ولی بعدش که تا حد مرگ به کیسه بوکس ضربه زدم احساس ناامیدیم با تبدیل شدن به احساس خشم کمتر شده و پایان این کار من فقط یه ذره غمگینم ولی اروموم یه غذای خوب برای خودم درست می کنم یه حتی گاها می رم بیرون دوچرخه سواری و حتی اگر نیاز باشه وسط کارم کارمو برای یک روز فراموش می کنم و خوب محیط اینجا طوریه که می شه اپشن های زیادی رو برای تفریح پیدا کرد گاها پایان دوچرخه سواریم تو شهر یه دوست موفقت برای صحبت پیدا می کنم یا جایی جدید می رم شب که روزم تمام میشه واقعا احساس یاس من از ناامیدی به شادی تبدیل شده شب با خدای خودم رازو نیاز می کنم و روز بعد رو با سپاس گذاری و احساس خوب اغاز می کنم.
پس بازم می گم احساس شما باید از یاس به عصابانیت نارضایتی و احساس یه کم بهتر و بهتر و بهتر تغییر پیدا کنه شاید این پروسه جندیدن روز طول بکشه اشکال نداره ولی بذارید پروسه اشت طی بشه و مطن باشید چهان و خداوند حافظ کسانی هست که هدفت مقدسی دارند.

موفق باشید

حسن گل دوست پاسخ داده شده در 3 سال پیش

به نام خدای مهربان
سلام عرض میکنم خدمت استاد عزیز و تمام دوستان خوبم
یک سری مشکلاتی که در زندگی ما پیش میاد معمولا در ابتدای کار خیلی ذهن مارو آشفته نمیکنه ولی نجوا های شیطان در هر لحظه منتظر فرصت هست تا ادم رو نگران و ناراحت کنه و وقتی بهش گوش میکنیم آروم آروم شروع به ساختن اتفاقات بد توی ذهنمون میکنیم و احساس بدی پیدا میکنیم و هر چقدر بیشتر بهشون توجه میکنیم ابعاد اتفاقات بد رو توی ذهنمون گسترده ترمیکنیم و زندگی شخصیمون رو و وضعیت مالی و … رو توی ذهنمون به این اتفاقات ربط میدیم و اتفاقات بد رو پشت سر هم تجسم میکنیم
وقتی تمرکزتون رو طلب کار ها و یا دادگاه و در کل ناخواسته هاتون هست دارید از این جنس اتفاقات رو بیشتر وارد زندگیتون میکنید و نه دقیقا همون رو ممکن هست از لحاظ سلامتی و یا روابط هم دچار مشکل بشید و با تمرکز بیشتر بر روی اونها قوی ترشون میکنید
شما تمام وقتتون رو که بالاخره توی دادگاه نیستید و میتونید در هر لحظه که طلب کار ها زنگ نمیزنند و یا یکمی حالتون بهتر هست به اتفاقات خوب توجه کنید و به خاطر هر انچه که در زندگیتون دارید خداوند رو سپاسگزار باشید و وقتی اینطوری فکر میکنید فرکانستون قوی تر هست و احساس خوب بیشتری بهتون میده و باید به یاد داشته باشیم نیروی حاکم بر جهان نیروی خیر هست و تمام قدرت ازآن خداوند هست شاید در ابتدای کار سخت باشه ولی باید رو خودمون کار کنیم تا در هیچ شرایطی آرامشمون به هم نریزه بدونیم که مشکلات و تضاد همیشه در این دنیای مادی هستند و باید با استفاده از اونها به اهداف و خواسته هامون پی ببریم و ببینیم که دقیقا چی رو میخوایم
شما به گفته ی خودتون احساس امید دارید و این فوق العاده است و کافی به این توجه کنید که درسته که مشکلاتی برام پیش اومده ولی خیلی چیز های فوق العاده ای رو هنوز دارم پس شرایط اونقدرا هم بد نیست و اگر اونها رو از دست بدم دیگه خیلی شرایط بدتر میشه و میتونید با این سیکل به خودتون احساس سپاسگزاری بدید به خاطر چیز هایی که هنوز دارید و امیدی که خداوند در قلب شما قرار داده و توجه به تمام موفقیت هایی که در گذشته داشتید تا به این جایگاه رسیدید خداوند رو سپاس گزار باشید و فرکانستون رو مثبت تر کنید
با آرزوی موفقیت برای دوستمون
شاد و پیروز و موفق باشید

دنیای آرامش پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلام به استاد فوق العاده عزیرو همه اعضای سایت و دوستان ….من خودم شبیه به مشکل شما برام پیش اومده از یه سال پیش تا حالا یه اشتباه غیر عمد باعث شد یه مشکلی برام پیش بیاد و بسیار بسیار شرایط سخت و ناراحت کننده ای داشتم و واقعا نمیدونستم که چکار کنم و چه جوری مشکلمو حل کنم .
۱-..به نظر من کسی که خدا دوستش دااره روحتما میاره تو مسیر استاد عباس منش  ینی من هرروز یکی از سپاسگذاریام اینه که خدایا سپاسگذارم که یه عباس منشی هستم و خدا رو اون طور که الان میشناسم نمیشناختمش و به نظرم دوست عزیز این که استاد برای شما ارزش قایل شده و سعی کردن که با کمک خودشون و تجربیاتشون و تجربه های ما شما رو کمک کنن خودش جای سپاسگذاری زیادیو داره و اینو یه در رحمتی ببینین واسه حل مشکلاتتون و به خداوند بزرگ و مهربان توکل کنین که به راستی کلید هر مشکلی تو دسته خودشه و حتما راهو بهتون نشون میده
۲-دوم اینکه به قول استاد همه ادما اشتباه میکنند حتی خود ایشونم گفتن در دوره ی افرینش که اشتباه کردن و مهم اینه که ادم باید خودشو دووست داشته باشه و به قول استاد مهمترین مسئله ی زندگی هر ادمی باید حال خوبش باشه و انقدر قوی باشی که  نگذاری هر مسئله ی ای حال خوبتو خراب کنه که با تمرین میتونی بهش برسی دوست عزیز من از جملات تاکیدی جلسه پنج قانون افرینش و قسمت جهارم دوره ی ششم دوره ی افرینش چند دقیقه ی اخرش که با صدای خود استاد هست رو بارهاو بارها گوش دادم و ..و حتما هر روز که صبح از خواب بیدار میشین به خاطر همه چیزهای عالی که در زندگی دارین سپاسگذار خدای مهربان باشین تمرینات جلسه پنج بسیار ب من کمک کرده ان شالله برای شمام مفید باشه و
۳- سوم اینکه به قول استاد عزیز قانون فرکانس میگه تمام افکار مادارای طول موج هستن و این افکاری که ما به جهان هستی میفرستیم اتفاقاتی معادل با همون طول موج رو به زندگی ما میفرسته و استاد همیشه این رو تو دوره هاشون یاداوری میکنند که این جهان کوه است و فعل ما ندا سوی ما اید نداها را صدا
و حتما باید شما افکارتونو جهت دهی بدین و به دادگاه و بدهی و طلبکار اصلا فکر نکنید و به نکات مثبت زندگیتون فکر کنید و حتما به نظر من که یکی از تمرینات استادم هست یه هندس فری بذارین تو گوشتون و مدام نکات مثبت رو به خودتون یاداور بشین خواستین با صدای خودتون ظبط کنین یا در جلسه پنجم تهیه کنین …ان شاالله که همه مشکلاتتون حل بشه …من در اینجا از استاد عزیزم خواااااهشمندم که جملات تاکیدی با صدای خودتونو تو محصولاتتون بذارین یا در همون دوره ی افرینش .خدایی صدای خودتون در من تاثیر زیادی میذاره به خاطر باوری که به شما دارم .
برای استاد عزیز و شما دوست گرامی و همه مردم ایران ارزوی سلامتی ثروت سعادت در دنیاو اخرت رو از خداوند بزرگو و مهربان خواستارم

هاشم خراسانی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

بنام خدا مهربان…سلام خدمت دوستان عزیز
همین دیروز بود که توی صفحه اینستاگرام استاد عزیز راجب زندگی خودم براشون گفتم .اینکه چطور از ۸سالگی برای کمک به پدرم به مدت ۱۰ سال هرروز کنار خیابون دستفروشی کردم از هر چیزی که فکرش رو کنید جوجه ..جوراب کبریت وخیلی چیزهای دیگه…سختی های زیادی رو تحمل کردم اما همیشه یک ندایی درون من میگفت که من موقق میشم برای همین سال ۸۵ توی سن ۲۰ سالگی پخش کوچکی رو با کمک برادرانم اغاز کردیم واهداف بلندی رو در نظر گرفتیم برای خودمون که چند سال اینده کجا باشیم….دوستان الان ۱۰ سال از تاسیس پخش ما گذشته ما از یک مغازه سه در چهار شروع کردیم و الان پخش ما بعد گذشت ۱۰ سال دیگه اون پخش کوچیک نیست به سه سوله بزرگ ارتقاع پیدا کرده و ۴۲ نفر در این سوله ها مشغول کار هستند…ودرامد پخش ما چند صد میلیون در ماه هست….دوستان من الان در سن ۳۰ سالکی به جرات میگم که یک میلیونر و شاید بالاتر از اون باشم و این جایگاه الان من مرهون تلاشهای گذشته من است و باوری که باعث شد من به اینجا برسم….به جرات میگم درامد الان من بالاتر از خیلی از اساتیدی هست که حتی در حوضه موفقیت فعال هستن ..دوستان این حرفها رو زدم تا برسیم به جواب سوال دوستمون قبل گفتن نظر خودم اینرو هم بگم که من تا ۱ سال پیش هیچ شناختی از قوانین دنیا نداشتم و الان که فایلهای استاد رو گوش میدم میفهمم که من سالها با احساس خوب فرکانسهای خوبی رو به جهان هستی ارسال می کردم و اون موقع نمیدونستم که جهان به باور های ما واکنش نشون میده…..دوستان من همیشه در زمان مشکلاتم همیشه این سوال رو از خودم میپرسیدم که چکار میتونم بکنم که این مشکل رو حل کنم و این سوال از خودم باعث میشد که من به فکر فرو برم و جواب های مختلفی به ذهنم خطور میکرد که باعث کمک به حل مشکلم میشد..دوستان هر وقت به مشکلی بر خورد کردین حتما از خودتون بپرسین من چیکار میتونم بکنم که این مشکل حل شه.و این سوال باعث میشه که جواب هایی بهتون گفته بشه که راه حل مشکلتون باشه…روش دیگه اینکه من موقع مشکلات خیلی خونسرد برخورد میکنم با هیچ کس صحبت نمی کنم چون افراد مختلف نظرهای مختلفی میدن و این نظر ها باعث تنش بیشتر و فرو رفتن بیشتر توی مشکل میشن…واین فکر نکردن زیاد به مشکل باعث ارامش من میشه و من در ارامش بهتر تصمیم می گیرم…دوستان من هر وقت مشکلی برام پیش اومد اون مشکل رو غولش نمی کنم و همین امر باعث میشه که مشکل از اون چیزی که فکرش رو می کردم زودتر حل بشه.. دوستان هر وقت راجب مشکلتون با کسی حرف بزنید از نظر من جز اینکه باعث فکر کردن بیشتر به مشکل میشین کار دیگه ای نمی کنید و از اونجایی که فرکانس منفی اتفاق های بد و مثبت اتفاقات مثبت رو همراه داره پس نباید زیاد به جنبه های منفی فکر کرد…دوستان من سالم کار کردم …سالم جلو رفتم و زیاد زندگی رو سخت نگرفتم و همینها باعث شدن الان توی این جایگاه باشم البته اعتماد به نفس من هم خیلی کمکم کرد

محمد طاهری پاسخ داده شده در 3 سال پیش

با سلام خدمت استادگرامی وشما دوستان عزیز
من تعدادی از فایل های شما را گوش کردم همگی عالی بودند. اما اولین بارم است که در نظرات شرکت میکنم.
بنده هم دچار مشکلاتی به همین شکل شده ام …..
چیزی که بنده به نتیجه ریسدم در مورد خودم دلایل زیادی داشت اما در اینجا میخواه خیلی کوتاه ومهمترینش را بگویم و اون
انتخاب های ما است
انتخاب های ما می تواند بهترین دوست یا بد ترین دشمن ما باشد . انتخواب های ما ریشه همه ی نتایج ما هستند
و ما میتواند ما را به اهدافمان برساند یا ما را از اهدافمان دور کند.
و برای آن که از انتخاب هایتان آگاه شوید باید هر اقدامی را که به آن جنبه از زندگیتان مر بوط میشود را شناسایی کنید.

نازنین بهرامی پاسخ داده شده در 3 سال پیش

سلام دوست عزیز .و همگی دوستان
پیشنهاد اول:مشکل اول_ این هست که در صورت بیرون امدن از این موقعیت در هیچ زمینه ای از زندگیتان به هیچ کس حتی نزدیکانتان هیچ کمک مالی و یا حتی معنوی به صورت قرض و یا از روی دلسوزی انجام ندهید ,چون نتیجش می شود ۵۰۰ میلیون تومان طلب که همه ی این ۵۰۰ میلیون تومان صددرصد از انتخاب های کوچک و فوق العاده اشتباه شما بوده که منجر به چنین نتیجه ای شده است .لطفا به ریزترین انتخاباتتان در کسب و کار و یا حتی زندگیتان توجه کنید و یک بررسی دوباره انجام دهید و و متوجه خواهید شد که انتخاب های فوق العاده کوچک در طول زمان منجر به چه موفقیت های خوب یا بد میشوند
پیشنهاد دوم:مشکل دوم_شما متاسفانه برای کارتون شریکی دارید که داماد شما هست ,یه ضرب المثل هست که میگه اگر شریک خوب بود خدا برای خودش شریک داشت,به نظر من برای موفقیت در هر زمینه ای و شروع کسب وکار ,تنهالازمهاش اینه که اول باور کنی خدا رو و بعد خودت و باور کنی شما با توجه به صحبت هاتون معلوم باور قوی از خود دارید خداروشکر و این فوق العادس ,در کنار این باور زیبا ,کافی خدا رو از اعماق وجودتون باور کنید و خواهید دید که نیازی به هیچ شریکی ,دامادتون و یا آدم قوی تر…..نیازی به هیچ وجه ندارید,که من خودم تا حدی که احساس میکنم با خداوند سر یه میز نشتیم و با هم چای میخورین , ونمیدونین چه قدرتی در شما جاری می شود , و میفهمید که با این قدرت جاری شده از طریق باور واقعی خداوند و حسش هر کار و هدفی ,به خواست تو و به اذن خداوند امکان پذیر است صددرصد.فقط خدا رو باور کن و با همه وجودتون حسش کنید.
پیشنهاد سوم :مشکل سوم :
اما وقتی درگیر بدهی، طلبکار، دادگاه و پاسگاه هستم چطوری می توانم به این مسائل فکرنکنم؟
چگونه می توانم تمرکزم را بر نکات مثب بگذرام وقتیکه طلبکارها به شرکتِ من می آیند یا مدام تماس می گیرند یا پیام می فرستند؟
چگونه باید با وجود گیر افتادن در این مسئله، افکار منفی را کنارگذاشته و مثبت فکرکنم؟

به جملاتی که فرستادید دقت کنید,از این جملات کاملا مشخص که ذهن شما دائما در حال بررسی و توجه به مشکلات که دارین هست ,ببینید تمام زندگی ما از :توجه–> فرکانس –> پذیرفتن–> تجربه–> باور
ببینید به نمودار بالا توجه کنید به عبارتی خلاصه جلسه اول ,وقتی ما به چیزهایی خوشایند یا ناخوشایند هستند توجه میکنیم وارد اون فرکانس می شویم و کم کم می پذیریم سپس تجربه میکنیم و در آخر می شه باور ما که گاهی اینقدر عمیق می شود که تغییر آن زمان بر می شود
داستان شما با تو جه به این جملتون:وقتیکه طلبکارها به شرکتِ من می آیند یا مدام تماس می گیرند یا پیام می فرستند
شما دائما دارید به طلبکارها _توجه _می کنید پس قاعدتا صددرصد در این _غرکانس_هستید پس در نتیجه _میپذیرید_ ,پس باید_ تجربش_ کنید در نتیجه این _باور _شما میشه و زندگی حالتون و تشکیل میده.خوب حالا نتیجه میگیریم برای اینکه از این موقعیت خارج بشین ,باید روی توجه خودتون در صدم ثانیه از زندگی حالتون متمرکز بشید و دائما از خودتون بپرسید که الان دارید به چی توجه میکنید ,یعنی حتی یک صدم ثانیه به طلبکار ,دادگاه ,پاسگاه, ………..و مهمتر از همه به کلمه چطوری اصلا توجه نکنید در عوضش باید به نقاط مقابل این موارد توجه کنید,تمام قرض پداخت شده ,همه دادگاه فوق العاده برگزار شد……………………………………..
و مهمترین نکته این است که برای اینکه توجه خود را از نکات منفی دور کنیم بایییییییییییییییییییییییییییییید توجه خود را به مثبت ترین و یا کوچکترین نکات مثبت اطراف خودتان جلب کنید و اون موقع است که نتیجه این کار فوق العادتون رو میبینید.پسسسسسسسسسسسسسسسس به نکات مثبت اطراف خودتون در حال حاضر فقققققققققققققط توججججججججججججججججججججججججججججججججججججججججججججججججججججه
کنید ,مثل اینکه خدای مهربان و کسایی که میفرسته تابه شمابه طور معجزهاسایی کمک کنند
باتشکر از استاد عزیز سید حسین عباس منش و به قول ایشون شاد سالم ثرمتمند سعادتمند باشید واقعا این ۴ کلمه پشت سرهم زیباست

سید علی فخری پاسخ داده شده در 3 سال پیش

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
اولا که قبول دارم کنترل کانون توجه در این شرایط کار ساده ای نیست.چون توجه ما با ورودی های ذهن ما ارتباط مستقیم داره و وقتی ورودی های ذهنمون رو بدهی و طلبکار و دادگاه و پاسگاه تشکیل میده معلومه که توجه هم به همین سمت میره و از اون گریزی نیست.
همین که به ذهنتون رسید این سوالو اینجا بپرسید خیلی خوبه و نشون میده که اوضاع قراره تغییرکنه و خدا داره کارهارو جور میکنه و جواب هارو میرسونه.
درپاسخ به سوال شما خیلی فکر کردم. راه حل هایی که به ذهنم رسید رو به ترتیب براتون مینویسم.
۰-به عنوان نقطه شروع باید کاملا بپذیرید که این شرایط بوجود اومده حاصل فرکانس های گذشته شماست و جهان داره مثل یک آینه تصویر گذشته ی ذهنتون رو بهتون نشون میده.اگر این رو بپذیرید میتونید تغییرش بدید ولی اگه بقیه رو مقصر بدونید فایده ای نداره و کاری نمیشه کرد. پس آرام باشید و تغییر کنید. بزودی جهان اطرافتون هم نشانه های تغییر رو بهتون نشون میده و امیدوا ترمیشید.
این جهان کوه است و فعل ما ندا/سوی ما آید ندا ها را صدا
۱-استفاده از فرصت های مناسب:درسته در بسیاری از اوقات روز، عوامل بیرونی مختلف(بدهی، طلبکار، دادگاه ،پاسگاه) توجهتون رو جلب میکنه ولی همان زمان های کوتاهی که این عوامل نیست میتونی تمریناتت رو انجام بدی و با توجه کردن به موارد دلخواه احساست رو خوب کنی. چون فرکانس مثبت بسیار قوی تر از فرکانس منفیه کم کم این زمان های کوتاه بیشتر برات پیش میاد و بالاخره موفق میشی بر ناخواسته ها غلبه کنی. از اوقات نماز استفاده کن.خصوصا سحرو بین الطلوعین.(چرا فرکانس مثبت قوی تر از منفیه؟ چون خالق جهان خداست و نیروی حاکم بر جهان نیروی خیره.ذهن مثل یک لیوانه و افکار منفی مثل هواست که داخل لیوان خالی وجود داره. فکر مثبت مثل آبه که وقتی توی لیوان میریزیم هوا خود به خود خارج میشه و دیگه در لیوان جایی نداره.)
۲-لاک تجسم: اوقاتی که فردی داره بد و بیراه میگه(مثلا پشت گوشی) و نیازی به گوش دادن حرفش نیست از طرفی نمیشه هم محیط رو ترک کرد شما سعی کن بری تو عالم خودت! سعی کن با تجسم در ذهنت وارد فضای دیگه ای بشی و حرف طرف رو نشنوی. البته این کار نیاز به تمرین داره.
۳-وضوح از طرق تضاد: این مشکلات و ناخواسته ها تضاد های زندگی تو اند. باید از اون ها به وضوح برسی. یعنی این ها ناخواسته اند و تو الان میدونی چیو نمیخوای. پس میدونی چیو میخای و باید به همون توجه کنی. اگر در تضاد باقی بمونی جهان تضاد رو شدید تر میکنه چون کار جهان اینه که وقتی مسیرمون نادرسته به ما هشدار بده و این هشدار رو از طریق تضاد ها به ما میده. حالا اگر مسیر رو اصلاح نکنیم این هشدار هر روز بد تر و شدید تر میشه. رسیدن به ناخواسته اولین قدم برا جذب خواسته است چون در آدم درخواست بوجود میاد. پس از جهان بخاطر هشدارش تشکر کن و مسیرت رو (فرکانس هاتو) اصلاح کن و به وضوح برس. اگر در نظر داشته باشیم که این مشکلات تضاد هایی هستند که باید از اون ها به وضوح رسید حالمون خیلی بهتر میشه و دیدمون نسبت به مشکل عوض میشه.
۴-خدا هست: همیشه یادمون باشه که هرچقدر هم که شرایط سخت بشه خدا هست و داره میبینه(الله معکم اینما کنتم). دل با یاد خدا آروم میگیره(علی بذکر الله تطمئن القلوب). تاحالا هیچ کاری رو بدون کمک اون انجام ندادی و از این به بعد هم قرار نیست کاری رو تنهایی انجام بدی و همیشه دستی که قدرت مطلق جهانه بهت کمک میکنه. اگربه اتفاقات گذشتت فکر کنی دست خدا(ید الله) رو در زندگیت حس میکنی. پس نگران نباش چون خدا هست و از خودت بیشتر دوس داره تا موفق بشی.
۵-افراد مشابه: بگرد افرادی رو پیدا کن که از شرایطی مثل این یا حتی بدتر تونستن بیان بیرون و مشکلات رو حل کنن. اون ها بهت قوت قلب میدن و میتونی از زندگیشون الهام بگیری.(برای شناخت این افراد از کتاب ها،اینترنت یا ارتباط حضوری استفاده کن)
۶-نصب یادآورها:در محیط اطرافتون مواردی رو قرار بدید تا دائما به شما یادآوری کنن که باید توجهتون رو کنترل کنید. این موارد میتونه شامل عکس صفحه کامپیوتر و موبایل، نوشته های انگیزشی روی در اتاق یا یخچال و غیره،یه جمله خاص به عنوان زنگ گوشی، پخش موسیقی های آرامبخش و کلیپ های انگیزشی صوتی توی ماشین، و مواردی از این دست باشه. هرچی این ها رو بیشتر در محیط خارجی قرار بدید بهتر میتونید به موارد مثبت توجه کنید و کنترل کانون توجه راحت تر میشه.
۷-قدرت پرسش درست: خیلی ساده هر وقت شرایط سختی پیش میاد ازخود سوال کنید آیا این موضوع ۵ یا ۱۰ سال دیگه اهمیتی داره؟ اگه جواب خیره پی از همین الان اصلا اهمیتی نداشته باشه. باید عادت کنیم در همه موارد همیشه سوال درست رو از خودمون بپرسیم نه سوالی که مارو ضعیف کنه و با جواب هاش حالمونو بد کنه.(مراجعه شود به جلسه ۵ آفرینش)
۸-نگران احساس بد نباش: همونطور که گفتم قدرت ارتعاشات و فرکانس مثبت بسیار بیشتر از منفیه. پس مقداری فکر مثبت میتونه بر جریانات منفی کل روز غلبه کنه. اینو میگم که بخاطر افکار منفی گذشته نگران نباشید و حرص نخورید که این خودش اشتباهه. نباید حساس بشید به افکار منفی و فکر کنید که اگر یکم فکر منفی داشته باشم دیگه کارم تمومه و بلا سرم میاد !
۹-تمرینات اوقات خواب: خیلی خوبه که جملات خاصی رو مشخص کنید و به عنوان آخرین کار قبل از خواب و اولین کار پس از بیدار شدن اون ها رو تکرار کنید. جملاتی مثل: خدا رو شکر که همه چیز به خوبی پیش میره. همه چی درست شد، و غیره.(عبارات تاکیدی مثبت) این جملات رو روی کاغذی بنویسید و اون رو زیر متکا بذارید. قبل از خواب و به محض بیدار شدن با احساسی خوب باید تکرار بشه. چون ذهن ما در این دو زمان در حالت آلفا(فرکانس بین ۸ تا ۱۲ هرتز) قرار داره و به ما اجازه میده به قسمت خلاق و شهودی نیمکره راست مغز بریم. وقتی قبل از خواب این عبارات رو تکرار میکنید و به آرامش رسیده و میخوابید خیلی پیش میاد که راه حال ها درخواب به آدم گفته میشه. پس به خواب هایی که میبینید دقت کنید چون اون ها دارای پیام هایی برای شما هستند که راهنماییتون میکنند.
همچین میتونید وقتی جلوی آینه دستشویی خودتون رو میبینید لبخند بزنید و این جملات رو تکرار کنید. باور کنید معجزه میکنه.
۱۰-زبان خداوند: خدا هم با ما حرف میزنه ولی نه مثل بقیه. زبان خداوند زبان نشانه هاست. به یاد داشته باشیم که خدا ما رو آفرید و در هر لحظه داره هدایتمون میکنه. این ما هستیم که چشممون رو به روی هدایت ها و نشانه های خدا بستیم. خدا بیشتر از خود ما میخواد که مشکلاتمون حل بشه و موفق بشیم. پس از این به بعد به نشانه ها دقت کن. نشانه ها خیلی مختلف و متنوع هستند و از راه های مختلفی هم ممکنه به ما برسند. مثلا یک فایل ورد رو به اشتباه باز میکنی و چشمت به یه جمله اش میفته. دو نفر توی خیابان باهم حرف میزنن و شما میشنوی و این مکالمه یک پیام خاص برات داره. ممکنه رادیو یه جمله ای بگه و تو رو به یاد یه خاطره بندازه و توی اون خاطره یه پیامی نهفته باشه و خلاصه از هزاران راه جورواجور جهان نشانه ها رو به ما نشون میده. بهش دقت کن و از اینکه خدا داره هدایتت میکنه به احساس خوب برس.
۱۱-اعراض: این مهارت(و مهارت های دیگر) را با تمرین تقویت کنید.به محض برخورد با شرایط و افکار ناخواسته و منفی متعهد باش سریعا از اون ها رویگردان بشی. با تمرین بیشتر به جایی میرسی که در بد ترین شرایط هم میتونی این کارو به نحو احسن انجام بدی و علاوه بر اعراض از موارد منفی نکات مثبت رو هم پیدا کنی. به قول معروف در سیاهی نور ببینی. تمرین کن.
یک تجربه: من خودم اوایل که وارد خوابگاه دانشجویی شده بودم اصلا از محیطش خوشم نمی اومد ولی با کنترل کانون توجه و تمرین این مسئله هر روز از همون محیط ثابت نکات جا