جواب‌های “عقل‌کل”دسته بندی: روابطگفتن واقعیت رابطه با جنس مخالف به پدر و مادر
محمد معموری
7 ماه قبل پرسیده

 با عرض سلام به خانواده صمیمی عباسی منش و تشکر از استاد عزیز و دوستان مثبت
من با دختری رابطه دوستی دارم و میخواهم باهاش ازدواج کنم.طرف مقابلم هم مثبت اندیش و فایل های استاد را هم گوش میده و من به سوی اهدافم تشویق میکنه.می خواهم بعد کنکورم به خانوادم بگم که با خانواده طرف مقابلم صحبت کنن تا ما را برای هم نشون کنن ولی میدونم پدرم راضی نمیشه و میگه تا سربازی نری و شغل نداشته باشی نمی شود ولی من میدونم با استفاده از این قوانین به بزرگ ترین موفقیت ها می رسم.لذا می ترسم به خانوادم بگم قبول نکنن آیا با استفاده از قوانین می شود کاری کرد همه چیز به وفق مراد من باشد؟
با تشکر از دوستانی که جواب می دهند

9 پاسخ
رضا خور
4 ماه قبل پاسخ داده

سلام دوست عزیز
قبول کردن و قبول نکردن پدر و مادرتان فقط به باور شما بستگی داره
همیشه استاد از خاطرات افرادی میگه که مشکلاتی داشتند و میگفتند که خانوادشون نمیزران که فلان کار رو بکنن و بهشون میگفت باورتون رو عوض کنید و بعد که باورشون رو عوض میکردن به استاد میگفتن که خود خانواده پیشنهاد اون کار رو بهش دادن و بسیار هم کمکش کردن
پس این که پدرتون میگه به خاطر سربازی قبول نمی کنه به خاطر اینه که شما باور دارید اول باید سربازی بروید و بعد ازدواج کنید که این باور غلطی هست مثل این باور که قبلا میگفتن طرف رفت سربازی دختره شوهر کرد به یکی دیگه و …
شما هم باید باورتون رو عوض کنید و قبول کنید که پدر و مادرتون با شما راه میان
در ضمن با خودتون رو راست باشید و ببینید واقعا به ازدواج علاقه دارید؟ چون گاهی ما چیزی رو میخوایم ولی از بعد و مسئولیتهایش میترسیم یعنی باور و هدفمون یکی نیست
ببینید واقعا ازدواج میخواهید یا چون این دختر خوبه ازدواج میخواهید بکنید

میانگین امتیاز به پاسخ بین 1 رای:
مجيد مرادی
4 ماه قبل پاسخ داده

دوست عزیزم سلام
امیدوارم لحظاتی را در آینده تجربه کنید که هر لحظه اش پر از شادی و لذت باشد
حتما این را در نظر داشته باشید که پدر و مادر فقط هدفشان این است که شما به بهترین جایگاه ممکن برسانند اما این روال به این صورت خودش را نشان میدهد که آنها شما را برای گذشته خودشان آماده میکنند
توصیه من به شما این است که از فایل های استاد استفاده کنید به درآمد برسید و موقعی که پدر و مادرتان تحت تاثیر نتایج شما قرار گرفتند این موضوع رامطرح کنید چون در این شرایط مطمئنا مقاومت بسیار بسیار کمتر خواهد شد
 امیدوام که پاسخ کاملی به سوال شما داده باشم
مچکرم

میانگین امتیاز به پاسخ بین 1 رای:
محمد معموری
7 ماه قبل پاسخ داده

ممنون از اقای فتحی فلاح و احمدی نکاتی گفتین واقعا کمک میکنه بهم تا ایمانم قوی کنم 

میانگین امتیاز به پاسخ بین 1 رای:
masoud ahmadi
7 ماه قبل پاسخ داده

سلام دوست عزیز.
بنظرمن اگه به تصمیمی که گرفتی ایمان داری و مطمئنی،پس باید به ترسی که وجودتو فرا گرفته غلبه کنی.اولین قدم بنظرم غلبه بر ترس و نگرانیه. توی فایل جدید (خدا مالک ماست) استاد میگه انسانی که از تصمیمی که میخواد بگیره ترس داره یعنی به خدا ایمان نداره یعنی شرک به خدا…پس اگه به راهی که در پیش گرفتی ایمان داری پس بخدا ایمان داشته باش و همه چی رو بخدا واگذار کن……
قدم دوم بنظرمن شیوه بیان موضوع میتونه باشه که قبل از اینکه موضوع رو به پدرت بگی باید باور منفی رو که برا خودت ساختی ازبین ببری .تو باید به این ایمان برسی که هیچ دلیلی وجود نداره که پدرت با درخواستت مخالفت کنه باید باور داشته باشی که پدرت از تو حمایت میکنه و بعد ازینکه باورتو اصلاح کردی با توجه به شناختی که از پدرت داری باید ببینی به چه شیوه ای باید باهاش صحبت کنی و این نکته رو هم بگم که باید از خواستت دفاع کنی و خیلی با اعتماد بنفس قدم برداری و خدا رو هم همیشه همراه خودت داشته باشی.
یک نکته دیگه این که زودتر باید با خودت کنار بیای و موضوع رو با پدرت درمیون بذاری و بیشتر ازین خودتو الاف نکن چون هرچی بیشتر صبر کنی ترس های بیشتر شک و دو دلی و انواع باورای منفی به سراغت میان پس هرچه زودتر دست بکارشو…به لطف الله موفق باشی

میانگین امتیاز به پاسخ بین 1 رای:
سید کاظم فلاح
7 ماه قبل پاسخ داده

سلام دوست عزیز
 
باور کنید که پدر و مادرتان خوشبختیه فرزندشان را میخواهند آنها از خداشونم هست که شما با دختری عاقل ، مثبت و با خانواده ازدواج کنی ،
آنها دوست دارن که به نظر آنها احترام بزاری و این مورد را با آنها در میون بگذاری
پدر و مادر عاشق این هستن که بچه شان را سرو سامون بدن و ازدواج بدن
چرا این باور غلط را به خود تلقین میکنی که پدرم موافقت نمیکنه ؟ پیش خودت بگو میرم با پدرم مردونه حرف میزنم و میگم پدر من از دختری که میخوام راجع بهش باهاتون صحبت کنم خوشم اومده و دختر با کمالاتی هست ، قصد دارم باهاش ازدواج کنم ، اما میدونم که قبلش باید کاری برای خودم دستو پا کنم ، و میتونم در حین دوران نامزدی سربازیم رو هم برم و برای آیندم برنامه های زیادی داریم و امیدوارم که شما هم که همیشه پشتیبان و حامی من بودی تو این مسیر من رو کمک کنی .
 
پس خواهش میکنم ترس و باور اشتباه اینکه پدرت میخواد سر به تنت نباشه رو بریز دور و بدون که فقط کافیه درخواست کنی ( قانون درخواست ) و از خداوند بزرگ و تنها قدرت جهان هستی کمک بخوای ( ایمان مطلق به خداوند ) و باور داشته باشی که پدرت خوشبختیه تورو میخواد ( تغیر باور به مثبت)
و اونوقت میبینی که چه نتیجه عالی میگیری و با برخورد فوق العاده پدر و مادر روبرو میشوید
در پناه الله یکتا

میانگین امتیاز به پاسخ بین 1 رای:
امیر فتحی
7 ماه قبل پاسخ داده

سلام دوست عزیز
همین که شما باور داری  پدرت  راضی نمیشه و نمیزاره  ، خودش یه باور منفی هستش و باید باورت  این باشه که زندگیت دست خودته  ، هر طور که خودت بخوای  میتونی رقمش بزنی و خودت خالق زندگیت هستی.
وقتی به این فکر زیاد توجه میکنی که پدرت مانع میشه ، بهش قدرت میدی  و این اجازه رو میدی که در زندگیت دخالت داشته باشه.
دوست عزیز ایمانت رو به خدا حفظ کن بهش توکل کن و نتیجه کار ها رو بسپر به خدا و نگران نباش که چه خواهد شد و نتیجه توکل واقعی ارامش و احساس خوبه.
اصلا نگران نباش وقتی نگران میشی و می ترسی که به خواستت نرسی درواقع داری خواستت رو دور میکنی از خودت.
“غیب آسمان‏ها و زمین همه،مال خدا است و همهء امور باو برمی‏گردد پس‏ او را پرستش کن و بر او توکل داشته باش و پروردگارت از اعمال شما غافل نیست‏” هود ۱۲۳
هر کس به خدا توکل کند، دشوارى ها براى او آسان مى شود و اسباب برایش فراهم مى گردد. امام علی
امیدت به خدا باشه

میانگین امتیاز به پاسخ بین 2 رای:
محمد معموری
7 ماه قبل پاسخ داده

ممنون از راهنمایی آقای حبیب و آقای بهرامی وقتی متنتون رو خوندم حس امیدی پیدا کردم و استفاده میکنم و خبرهای خوبم را در اینجا مینویسم

میانگین امتیاز به پاسخ بین 0 رای:
علی رضا بهرامی
7 ماه قبل پاسخ داده

سلام دوست عزیز
وقتی ازچیزی میترسیدازخودفرکانسی ساطع میکنیدکه همان اتفاق رابرایتان رقم میزند.
یقینااگرباورهای خودتان درباره اطرافیانتان راتغییردهیدنحوه رفتار اطرافیانتان باشماتغییرخواهدکرد.
یادمه چندین سال پیش عاشق دختری بودم که آن دخترهمسر الانم است.
ماهم مثل شماوقتی باهم دوست بودیم همیشه ازاین میترسیدیم که طرفین باازدواج ماموافقت نکنندومانع تراشی هایی کنندکه از ازدواج ما ممانعت کنند.
اماازوقتی که ماازقوانین حتی بطور ناخودآگاه بهره بردیم شرایط به طور کلی تغییرکردومابسیارآسان وبدون مخالفت اطرافیان باهم ازدواج کردیم.
درواقع کاری که ماهمیشه انجام میدادیم این بودکه زندگی باهم بودنمان رادرذهنمان مجسم میکردیم طوری که گاهی این تجسم آنقدرقدرت می یافت که احساس میکردیم گویی این تجسم درواقعیت اتفاق افتاده است.
وکاردیگری که ماانجام میدادیم این بودکه همیشه مطالب ومتن های زیبایی درباره زندگی وباهم بودنمان مینوشتیم ومدام درباره باهم بودنمان صحبت میکردیم وبااین کارهاتوجه مان رابه سمتی میبردیم که اصلابه مخالفت های دیگران توجه نمیکردیم.
بنابراین پیشنهادمیکنم شماهم فقط به باهم بودنتان فکرکنیدومدام زندگی دلخواه وباهم بودنتان رامجسم کنید،درباره آن صحبت کنیدودرباره آن بنویسید.

میانگین امتیاز به پاسخ بین 1 رای:
استاد نریمان
7 ماه قبل پاسخ داده

بله.همین که ایمان داری پدر مخالفت خواهد کرد باوریست که زمینت خواهد زد مگر متعد بشوی که این باورت را عوض کنی (نه پدرت را) و به خود باور جایگزین بسازی “پدرم خود داوطلبانه موجبات این خواسته ام را فراهم خواهد کرد و به خواسته ام براحتی خواهم رسید”. البته فکر میکنم باید باور متناقض با این باور هم نداشته باشی .

میانگین امتیاز به پاسخ بین 1 رای: