سفر به دور آمریکا | فصل اول – قسمت ۵۳

نوشته‌ی زیبا و تأثیرگزاردوستان عزیزمان «آذر و نیکو»، تقدیم همه دوستانی می‌شود که مصمم شده‌اند با تغییر کانون توجه‌شان‌، اول ذهن‌شان و سپس زندگی‌شان را کنترل کنند:

نوشته‌ی زیبای آذر عزیز:
سپاس فراوان از این همه حال خوش و زیبایی بی نظیر که باما سهیم میشین…و تولد هرروزه ی مارو با نور نگاه زیبابینتون ؛..نورافشانی…فایل نشانه ی امروزم دقیقا همخونی داشت با رسیدن به بزرگراه پراز عبور ومرور و ایمان داشتن به وجود راهی بهتربرای رسیدن به مکان دلخاه..در فایل(چراخداوندبه شیطان اجازه ی وسوسه ی انسان رو داد…)….ومرور اگاهیهای بی نظیر این درسانسانهادربرخوردبامشکلات دودسته اند..دسته ی اول افرادی اندکه در مشکلات خود متوقف مانده اند..زیرا باتمرکزبرمشکلات به خودشان اجازه ی اگاهی از فرصت شگفت انگیزی که این ناخاسته ها باخوددارند را نمیدهندوبه همین سادگی خودراازدانستن مهمترین راز موفقیت محروم کرده اند..ودسته ی دوم افرادی اندکه قوانین کیهانی رو درک کرده اند وبه رازموفقیت پی برده اند…انها میدانندکه قانون جهان هستی برای این است که ماخاسته هایی.داشته باشیم ومکانیزم جهان برای ایجادخاسته دردرونمان برخورد با ناخاسته هاست..این مهمترین راز موفقیت انهاست…….مثل شما استادعزیزم که از بزرگراهی پرعبور ومرور……میدونستین که این چیزی نیست که میخاستین…وادامه دادین با ایمان و احساس خوب ورسیدین …به چنین جاده ی بی نظیری…….متوقف نشدین…وبه محض دیدن این بزرگراه به خودتون گفتین این همان چیزیست که من نمیخاهم؛پس من دقیقا چه میخاهم؟……؛…ودرس دوم عملیه امروز دیدن به عینه ی *جاده ی بی نظیر ستاره ی قطبی ..اسفالت…صاف و هموار…پراز صدای پرنده ها……..زیبا.و..پراز ارامش بود…که قدمزنان..سوت زنان..با بگوبخند و عکس گرفتن و فقط و فقط لذت بردن درحال طی کردن برای رسیدن به خاستتون بودین.. ونکته ی سوم…نورامیدی که از اول جاده خودش رو در انتهای مسیر اشکار کرد…و شد….برای من نماد امید و احساس خوبی که دارم برای رسیدن به مقصد….. وچنان این صحنه ی زیبا من رو مات ومبهوت به این دریچه ی خوشبختی کرد که به خودم گفتم، ببین …اخر بودن توی این جاده…اخر بودن درمسیر ستاره ی قطبی..اخر بودن دراین مسیر توحیدی…ادامه دادن ودادن ودادن….رفتن و رفتن ورفتن…فقط لذت بردن و لذت بردن….دیدن موانع و پرش ازروی اونها با باورهای ناب توحیدی………چنان موجی ازثروت و نعمت و سلامتی وخوشبختی وارد زندگیت میشه که مات و مبهوت میمونی و این همه از فضل بی نهایت خداوند برتوا….سپاس شایسته ی عزیزم…سپاس استاد توحیدیم…و سپاس ازتمام اعضا این خانواده ی صمیمی…


نوشته‌ی زیبای نیکو عزیز:

🌟واقعااااا عالیییییهههه دوربین استاد.الان اساسی پی بردم بهش.

حتی شب هم اینقدر عکسارو شفاف و عالی میگیره.خواهرم یه دوربین حرفه ای داره و کلاس عکاسی میره.شب که میشه،بیخیال عکس گرفتن میشه چون میگه خوب درنمیاد.ولی دوربین استاد فوق العادست.

خداروصدهزار مرتبه شکر که روز به روز جهان ثروتمندتر میشه و خدا چیزای بیشتری در تسخیر انسان میکنه. سالیان سال انسانها درخواست ثبت لحضات خودشونو داشتند و دارند و با گذر زمان این تکامل طی میشه.شاید از نقاشی روی شن و دیوار غار شروع شد و الان به این عکسای با کیفیت،در راحتترین شکل ممکن رسیده.و قطعا زمانی میرسه که بو و تازگی هوا و حتی لمس چیزها رو هم میشه ثبت کرد در راحتترین شکل ممکن.

تا اونجایی که فهمیدم،مشخص نیست چه کسی اولین بار این اختراع بزرگ رو کرده.ولی هرکی که بوده یه انسان بسیار شجاع و با باورهای بسیار قدرتمندی بوده.ایده ی ثبت تصاویر،حتی بیانش و حتی فکر بهش،در اون زمان،واقعا کار شجاعانه ایه.و وقتی اقدام به اختراعش کرد،که به خودش بارها و بارها جرعت فکر کردن بهش رو داده بود.قطعا هزاران بارهم نجواها خواستند که از پا در بیارنش،ولی تسلیم نشد!تسلیم بزرگترین مقاومتی که در وجود خودمونه و همه چیو خیلی سخت و نشدنی جلوه میده نشد!

به خودم میگم به خودم.نیکو!ایا ثروت ساختن از هیچ سختتر از اختراع دوربین عکاسی درون زمانه؟یا اختراع تلفن یا اختراع برق یا هزاران هزاران اختراعها و کارهای فوق العاده که میلیونها ادم اومدن و رفتن ولی جرعت فکر کردن بهش رو نداشتن.نه واقعا سختتر نیست. وقتی از خدا بخوام،خدا بهم قطعا و ۱۰۰%بهم میده.همونطور که به استاد داد.همونطور که به بچه های سایت داد.استاد یه شبه به خواسته هاش نرسید.بیشتر از ۱۰سال رو خودش کار کرد و اینی شده که الان ما میبینم و فکر میکنم wow

خدایی که از خاک مرده،سرزمین زنده رو خلق کرد.وقتی که هیچی نبود در زمین جز اب و کوه.خدا از زمین گیاه زنده رو افرید با هزاران رمز و راز.

🌟استاد حتی از map هم به راحتی نمیگذره

بازم به خودم میگه.نه به خودم.به نجواها و ذهن منطقیم.چون من و اون یکی نیستیم.ای ذهنی که هی ایراد میگیری‌، هی میگی چرا وقتتو مثلا با جستوجو کردن تو نرم افزارها تلف میکنی‌،بشین پا درسِت‌،بشین یه کار مفید انجام بده.

حالا کار مفید از نظر جناب ذهن چیه؟!

فقط فقط درس .حتی تا مدتها کمک کردن به مامانم هم وقت تلفی بود. حتی کارهای اتاقم و تمیزکاری. اما هردفعه که این فکرا میاد سراغم سعی میکنم که یادم بیاد که نخیر اتفاقا کار مفید میتونه هرچیزی باشه. هرچی که به گسترش خودم کمک کنه.هرچی که باعث بشه احساس بهتری داشته باشم.و اینکه زندگی خیلی زیباتر از اونیه که تو فکر میکنی ای ذهن محدود من.اینقدر محدود نباش.رها باش.ما اومدیم به یه مسافرت تفریحی تو این دنیای زیبا.نه اینکه صبح تا شب همه چیو به خودم زهر کنم که چرا؟که کار مفید اینکه مثلا بشی یه مهندس.یه مهندسی که هیچی حالیش نیس جز کتابایی که خونده.از زندگی هیچی نمیدونه جز چهارتا فرمول.نه عشق میدونه.نه وقت گذاشتن برای عزیزان بلده.نه بلده به دلش یه حالی بده.بلد نیست بشینه تو طبیعت زیبایی که خدا بهش هدیه داده.چون وقت تلفی میدونه.چون فکر میکنه از اتاق که درمیاد باید بره یه جای مفید مثه دانشگاه.خنده داره نه؟!ولی اینا واقعا تو اعماق ذهن من میچرخه و میچرخه و میچرخه.جوری که اگر یه روز درس نخونم،اون روزم مفید نیست.درحالی که میتونه خیلیم مفید باشه.وقتی یه جمله از استاد یادبگیرم.وقتی مامان بابامو که درسلامتی اند ببینم.مادر و پدری که خیلیا درحسرتشند و با مهندس شدن یا پولدار شدن نمیشه خریدشون.وقتی چشمات سالمه.انگشتات سالمه.میتونی بیای تو سایت استاد.وقتی اشتیاق داری که زندگیتو زیبا کنی.اینا همشون چیزاییه که خیلیا حسرتشو دارن.من همه اینا رو دارم.پس چرا ذهنم میگه روزت مفید نبود چون تو درس نخوندی.هی ذهن عزیزمن.تو بهم ایراد میگیری.ولی دوستت دارم چون خیلی چیزا بهم یاد دادی.چون اگر تو نبودی ،خیلی چیزا رو یادنمیگرفتم.خدایا شکرت.خدایا دوستت دارم.خدایا ممنونم بخاطر این روز زیبا.حتی اگر از الان تا شب هیچ کاری نکنم،بازم امروزم بسیاز زیباست.چون لبخند مامان ووخواهرمو دیدم.صدای قشنگ بابامو شنیدم.چون باهاشون صبحونه دلچسب خوردیم و گپ زدیم.چون اومدم سایت.و عشق استاد و خانم شایسته و بچه هارو دریافت کردم.چون دوستم پیام داد و عشق دریافت کردم.چون راحت نفس میکشم و میبینم.این همه زیبایی رو حس میکنم.خدایا شکرت که الان دارم این شکر ها رو میکنم.همین شکرها واقعا باارزشند چرا که خیلی وقتها یادم میره.هم تو رو هم اینهمه هدایای گران قیمتی که عاشقانه و بی هیچ گونه توقعی بهم میدی.

استاد قشنگم از همین سبز کردن راه های پیاده روی رو map،اینمه درسها خدا بهم اموخت.

ممنونم دست زیبای خدای زیبا.یادگرفتم حتی جستوجو کردن تو نرم افزارها هم خیلی خوب و مفیده.چون باعث میشه کارها راحتتر و لذت بخش تر شند.و در یکلام به گسترش خودم کمک میکنه و با گسترش خودم،به گسترش جهان کمک میکنم

حتی جستوجو در نرم افزار هم وقتی که با حس خوب باشه،میتونه ظرفمو بزرگ کنه.براس دریافت نعمتها.

پس چرا با حس خوب نشینم پای نرم افزارها.پای کارهای جدیدِ غیر درسی؟!

خانم شایسته عزیزم ممنونم.میلیونها بار ممنونم که حتی از map استاد هم فیلم میگیرین

تو خوابمم نمیدیدم اینهمه خدا بهم درس بیاموزه

🌟خیلی واسم جذابه که حتی مایک هم موقع قطع کردن،میگه عاشقتم و عزیزمی.راسش من تاحالا فکر نکنم کرده باشم اینکارو.این یه درس بزرگ بود.که از هیچ محبتی دریغ نکنم.همیشه موقع پیام دادن میگفتم عشقم و اینا.چون پشت تلفن خجالت میکشیدم.ولی الان تصمیم گرفتم که منم اینکارو انجام بدم.

گفتم مایک،چون یکیه مثه من.شاید‌.استاد تو ذهنم ناخوداگاه همیشه همه چی تمومه.نمیدونم.چیزیه که الان ب ذهنم رسید و گفتم.مهم اون درسی بود که باید میگیرفتم و گرفتم

🌟استاد مهربونم.دیروز داشتم فکر میکردم که شما چقدر خوب دیگران رو تحسین میکنید.از خودم پرسیدم،اگر من خودم یروزی استاد بشم و شاگردم از من بهتر و سریعتر نتیجه بگیره،میتونم خوشحال بشم؟یا ذهن نجواگرم سریع حسرت رو بهم القا میکنه و میگه حتما تو یجای کارو اشتبا رفتی که اون از تو بهتر شده!میبینین.نجواها از چه کلمات و مفاهیم نادرستی استفاده میکنه و من خیلی وقتها یادم‌میره اینا نجواعند.اولا که بهتر نتیجه گرفته نه بهتر شده!دوما نباید خودمو باکسی مقایسه کنم.چقدر خوب اینو تو جلسه ۲۲ مصاحبه توضیح دادین.

و سوما چقدر شما خوب دیگران رو تحسین میکنید.و اینقدر اینکارو خوب تمرین کردین که دیگه از صمیم دلتون انجام میدین.چقدر خوبه و چقدر خوشحالم که استادی دارم کا از شنیدن نتایجم و نتایج دیگران جوری خوشحال میشند که انگار خودشون بهشون رسیدن.ودرواقع یجورایی هم خودتون رسیدین.اینکه دستی از خدا شدین که ما این حرفا رو بشنویم و عمل کنیم و نتایج رو خلق کنیم

استاد ازتون خیلی خیلی سپاس گزاااارم😍🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷

🌟چقدر از اینگلیسی صحبت کردنتون لذتتت میبرم

🌟راستی اینم بگم که وقتی اون الهامات خدارو نوشتم،تصمیم گرفتم که بیام و از طبیعت خدا لذت ببرم.و همون موقع بارون گرفت.و تو بالکن الان نشستم و دارم کامنت مینویسم.به این میگن ایمانی که عمل اورد😂😂

🌟راننده ای که با اشتیاق به حرفاتون گوش میده و بحث رو گرم میکنه و دوست داره که باهاتون گپ بزنه.و جای زیبایی رو بهتون پیشنهاد داد برای دیدن.

خدایا شکر که راننده هایی رو جذب میکنید که اینچنین زیبا هستند و از همنشینی باشما لذت میبرند

🌟بنظرم اعتمادنفس خانم راننده قابل تحسین.با عزت نفس و محکم و خوب صحبت میکنه.وحس خوبی ازش میگیرم.خوشم‌میاد وقتی توضیح میده.اونجا که میگه بعدا رو نقشه میگم کجاست،اونجاهم از اعتمادبنفسشه.چون از این باورش میاد که شما قطعا درک‌میکنید.

🌟فی البداهه اینگلیسی حرف زدن مایک.و استفاده از کلماتی که خیلی خوشم میاد

🌟حتی افرادی که استاد و خانم شایسته جذب میکنن آدمهایی‌اند که قدردانی میکنند و تحسین میکنند.مثلا اونجا که خانم راننده گفت خیلی خفنه که اینقدر مسافرت میرین

🌟از تیپ استاد و مایک خوشم میاد

🌟عاشق شلوارکهای پر از جیب استادم

🌟خدایا شکرت که استاد اینقدر خنده های قشنگ میکنه و مایک که چهره بصورت بانمکی زیر لباسش قایم میکنه و خانم شایسته که از پل بی پیاده رو هم نمیگذره

🌟و اما مسیر صاف و لذت بخش که استاد همیشه میگن.و همیشه هم یه چنین مسیرهایی هدایت میشن.خداروصدهزارمرتبه شکر

استاد هم با اغوش باز میرن به سمت پیاده رو رویایی

🌟یه اوتوبان خفن.تعبیر زیبای استاد از پلی که پیاده رو نداشت

🌟عاشق حس و حال و طرز بیان خانم شایستم که میگن: چقدررر زیببباااستتت

🌟and last but not least

ذهنم همیشه دنبال یه فرمول میگرده.فرمولی که مثلا چیکار کنم که کامنت خوب بنویسم یا چیکار کنم که هرروز صبح با انگیزه بیدار شم یا خیلی چیزای دیگه.فرمول دریافت الهامات الهی امروزم این بود.خدایا خودت بینام کن.که تو منشا همه چیزی

خوشحالم که این درسها رو یادگرفتم از این فایل زیبا.چون اگر به خودم بود هیچی نمیفهمیدم.ولی خدا کمکم کرد و بهم الهام کرد تا درسهامو یادبگیرم .

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

توجه

مشاهده‌ی دیدگاه‌ها، فقط برای دوستانی که عضو سایت هستند‌، امکان‌پذیر است.
برای ورود به سایت یا ساختن حساب کاربری جدید از اینجا وارد سایت شوید.