سفر به دور آمریکا | فصل اول – قسمت ۵۷

نوشته‌ی زیبا و تأثیرگزاردوستان عزیزمان «سمیه، سجاد و آوا»، به عنوان متن انتخابی‌ی این قسمت از سفرنامه‌، تقدیم همه دوستانی می‌شود که مصمم شده‌اند با تغییر کانون توجه‌شان‌، اول ذهن‌شان و سپس زندگی‌شان را کنترل کنند:

نوشته‌ی زیبای سمیه عزیز:
وااای این فایل هم تازه و توحیدی بود ممنونم بی نهایت💖

من اسم این فایل رو واسه خودم صلح انتخاب کردم هر لحظه ش رو که تو ذهنم مرور میکنم یادآور آرامش درونی و هماهنگی و صلحه

وقتی می بینم خانم شایسته یه قسمتی از اون بازارچه هست و استاد در جای دیگری مشغول لذت بردنه بهم میگه که منم یادم باشه هر کس به گونه ای و با چیزی حال میکنه مثل اینکه من و خونواده م در یک جا کنار همیم ولی به این توجه کنیم که به سلایق و نظرات هم احترام بذاریم و هر کس ارزشمندی رو کاملا حس کنه

وقتی اون خانوم خوشرو و خوشگل بدون هیچ تعصبی با اشتیاق با خانوم شایسته صحبت میکرد منو برد تو فایل قبلی جایی که پرچم کشورم رو بالا دیدم و همینه در عمل هم دیدم این خانم همین رو نشون داد و حتی می گفت چقدر مریم جون زیبا هستن بی نظیر بود👌👌😍😍

حتی میگفت من اسپانیا رو دوست دارم و هیچگونه وابستگی به جایی که بود نداشت!

و باز هم عشق به کار توجه به کسب و کار خودت لبخند روی لب و لذت و تفریح در کنار کار که همونجا از اون خانم شنیدم که می گفت این کارم منو یاد بچگی ام میندازه چقدر زندگی و نشاط رو حس کردم !!! فوق العاده بود…

وقتی جلوتر میریم اون همه طعم بستنی و اون رنگها و مزه ها دوباره میگه با همه چیز در صلح باش هر کس حق انتخاب داره و با این همه تنوع و تفاوت زندگی در جریانه و بستنی ها خوشمزه تر 😄😄

چقدررررر خوشمزه بنظر میرسن دلم خواست 😊🤗

توی یه ایالت که من در موردش خوندم چه تحول بزرگی و چه هارمونی زیبایی، شهر رو بگونه ای طراحی کردن که از کناره های رودخونه و جاده ها بیشتر بشه استفاده کرد و درکنار اون همه برج ها و آسمان خراش های عظیم فضاهای هیولایی واسه پیاده روی و دوچرخه سواری بود ایول به این مهندسی و شهرسازی یه جور شکرگزاری بنظر میرسه و هر روز هم زیباتر و مدرن تر میشه

و وقتی وارد اون رستوران شدیم دیدم که همه جور آدم هست همه مدل پوشش و حتی روی لباس کارکنان اونجا نوشته شده بود (زیبایی در همه ی شکل ها و اندازه ها وجود داره) و جلوتر در آخر هم اون مرد با تی شرت سبز میگفت که من مسلمانم اما مسیح رو دوست دارم و از من بپرس چرا؟؟؟؟؟

خب من میگم فقط نگاه توحیدی و جاری شدن صلح و هماهنگی انگار همه چیز برای من یه نشونه از این بود امروز 🌹🌹🌹

سپاس بی کران تقدیم شما استاد عزیز و شوخ طبع و خانم شایسته ی بی نظیر


نوشته‌ ی زیبای سجاد عزیز: 
اکثر فایلها و کلیپهای مختلفی که ما در جاهای مختلف فضای مجازی تماشا میکنیم منتظرن تا مخاطباشون لایک شون کنن اما مامیبینیم این سایت برعکس اونها اعضایش با کامنت گذاشتن منتظر لایک استاد هستن…….چقدر متفاوت و اصل نگر و مسیر بسیار عاشقانه…….

مریم جان اصلا همه جهان درمقابل دوربین شما واکنش متفاوتی از خیلی های دیگه ازخودش نشون میده که اصلا انگار همه باشما رفیقن البته این تکامله مداره،فرکانسه،

خدایا شکرت الان چندروزه که خیلی بهتر باقوانین هماهنگ شده ام که به هرکسی فکرمیکنم یابهم زنگ میزنه یا همون موقع میبینمش….باورمیکنید چند دقیقه قبل ازاینکه فایل روباز کنم داشتم به کباب فکرمیکردم که وقتی کباب های لواش کافه رودیدم چقدر خداروشکرکردم که من باقوانین جهان هماهنگم……

استاد جان وقتی بستنی میخوردی بامریم جان همون موقع به خودم گفتم همین خودش یعنی عزت نفس بالا ، اهمیت ندادن به حرف دیگران زشته مثلا دونفری یه بستنی روبخوریم اما شما اصلا بدون خجالت ونگرانی خیلی باعشق و لذت بستنی خوردین ببین وقتی در مسیر درست باشی حتی بستنی خوردن هم خودش پیام داره و مانند خودش مزه شیرین داره……..

وچقدر جالبه تا وقتی آدم چشمش بدست دیگران باشه وتوقع هدیه و….ازدیگران باشه برعکس همه باهاش سردتر وازش فاصله میگیرن وبهش ضربه میزنن اما وقتی درمسیر درست و فقط تکیه برخداوند داری همه میخوان برات کاری انجام بدن وکمکت کنن مثل همین هدیه لواش کافه به حسین ومریم در وقت نهار……..

بقول خوداستاد این همون خداونده که داره ازطریق آدمها بهت عشق میورزه….اما وقتی تکیه ات رو از روی اون برمیداری همه چیزتو ازدست میدی………

استاد جان امروز به ذهنم رسید این بود که شما فایلهای تقریبا کوتاه میذارید بهتره واینجوری تکاملمون آروم آروم طی میشه وبهتر میتونیم ازاین آگاهی ها یادگیری ولذت بیشتری ببریم……….

وهی از خودمون رد پا بجا بذاریم واین خودش یعنی هرروز مهارت بیشتر ساده تر زندگی کردن،بیشتر آب شدن یخ ذهن،شکستن کم کم مقاومتها وگاردگرفتن های ذهنی،، بیشتر باورکردن اصول و فرمول زندگی،،

بیشتر باورکردن محصولات سایت،،نرم تر شدن وبیشتر لذت بردن اززندگی،،،،آشنایی بیشتر بامکانهای مختلف جهان وآمریکا،،،

یاداوری بیشتر برای چگونگی استفاده از آموزه ها،،،،،

دیدگاه زیباتر داشتن نسبت به آمریکا وهرجای دیگری،،

بانوشتن کامنت باعث میشه ما متعهد تر و عاشقانه تر دراین مسیر حرکت کنیم،،امتیاز گرفتن هم مانند جایزه فقط یه انگیزاننده است که باعشق بیشتری روخودمون کارکنیم،،،،،،،

الان دارم فکرمیکنم بااین همه فایلهایی که استاد بانمادهای عالی وختلفی ازجمله روابط رویایی ثروتهای عظیم وبی انتها،،سلامتی عالی،،عشق به خداوند ۳تا از بعدهای اصلی زندگی،،جسمی،،ذهنی،،روحی،،رو داریم این همه نگاه میکنیم تکرار میکنیم فکرمیکنیم تمرین میکنیم پس باید خیلی از باورهای نامناسب ناشناخته ای درذهنمون هنوز باشه که هرروز این زیبایی های فایلهارو انکار میکنه واز یاد میبره،،پس باید قبل از سفر به مکانهای مختلف وزیاد کرد اول سفر به درون کرد تا با دید زیباتری دید وتفکر کرد،،،،

امیدوارم وهرروز باتمام وجودم درتلاشم تا خیلی خوب،،آزاد و رها،،باورداشتن به هدایت رب العالمین،،

و متفاوت اندیشیدن سفربه درون،مانند استاد ومریم سفر به آمریکا رو داشته باشیم وفقط اصل زندگی رو جستجو کنیم،،،،

ادامه دارد•••مریم جان این دفه من نوشتم چونکه همه دوستان هرروز درانتظار فایل جدید فراوانی وزیبایی بیشتر هستن،،،،،


نوشته‌ی زیبای آوای عزیز:
سلام.این سفرنامه برای من حکم دوره کارآموزی رو پیدا کرده.و البته گاهی هم یک تلنگره برام😉

امروز تصمیم گرفتم برگردم عقب و فایلهایی که قبلا دیدم و نظری ندادم رو دوباره نگاه کنم و حتما دیدگاه بزارم.چون اول از همه برای خودم خیلی جذابه چون متوجه میشم که چقدر تونستم تغییر تو خودم ایجاد کنم.

حتی یک ایده دیگه اومده تو ذهنم که هر زمان فرصت کردم از زندگی شخصی خودم،مثل خونه و تفریح و اعضای خانواده و دوستان و مردم و … حدود ۱۰دقیقه فیلم بگیرم و بشینم نگاه کنم و نکات مثبت و زیبایی هارو پیدا کنم.

چون نمیخوام ذهنم شرطی بشه فقط روی فایل های سفرنامه،باید اول بتونم تو زندگی خودم زیبایی هارو ببینم تا به سمت زیبایی های بیشتر هدایت بشم.

چون اینجا فضا و جَو طوریه که آدم تشویق میشه به این نوع نگاه کردن.ولی میخوام خودمو تست کنم ببینم تو زندگی خودم که هیچکس جز خودم و خدا شاهد ماجرا نیست و قرار نیست استادی باشه تا با لایک زدن هاش دیدگاه منو تایید کنه آیا باز هم میتونم این نوع نگاه و پیاده کنم؟

یا اینکه این سایت خوب و محیط بی نظیرش و فعالیت کردن توش وکردم یک راه فرار از زندگی خودم و واقعیت هاش؟

به نظرم باید حواسمون باشه اشتباه نکنیم و واقعا آموزه هامون و تو زندگی مون کاربردی کنیم.

اینجا حرفای قشنگ من و همه میبینن ولی زندگی من نشون دهنده عمل به حرفامه.

باید ببینم بودن من توی این سایت بابت اینه که وجدانم راحت باشه که من توی این مسیرم یا داره زندگیمو عوض میکنه؟

باید ببینم کامنت گذاشتن توی سفرنامه یک جور رفع تکلیفه برای خودم یا واقعا داره توی زندگیم تاثیر میزاره؟

آیا من اگر انسانهایی مشابه آمیش و تو کشور خودم ببینم کلا میبرمشون زیر سوال یا اینکه احترام میزارم بهشون؟باید بفهمم اگر دارم این طرز برخورد و توی این فایل ها تایید میکنم آیا انقدر بزرگ شدم که همین و تو محل زندگی خودم هم بپذیرم یا اینکه همچنان مرغ همسایه غازه؟

آیا اگر بخوام زندگی خودمو ببرم زیر ذره بین و بابت داشته هام خداروشکر کنم و زیبایی های زندگی مو ببینم آیا احساسم خوب میشه یا همچنان ذهن نجواگرم میاد سراغم و شروع میکنه به گفتن حرفهایی که بهم ثابت کنه دارم اشتباه میکنم و …؟

حالا اصلا وقتی حرفهای ذهنمو شنیدم قادر به کنترل ذهنم هستم یا بلافاصله تاییدش میکنم و حالم بد میشه؟

باید هر از گاهی تو زندگیم اینها رو به یاد بیارم و خودمو محک بزنم.

باید بفهمم چون استاد یک انسان تاثیرگذاریه و من قبولش دارم میشینم دنبال نکات مثبت زندگیش میگردم یا واقعا تفکر من عوض شده؟

من دوست ندارم ماهی رو بدن بهم،من دوست دارم ماهیگیری رو یاد بگیرم.

من دوست ندارم دنبال مُسَکن باشم،من دلم میخوام نوشدارو رو پیدا کنم.

واسه همین به خودم گفتم میام این شیوه رو تو زندگی شخصیم پیاده میکنم تا بفهمم چند چندم.👍

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

توجه

مشاهده‌ی دیدگاه‌ها، فقط برای دوستانی که عضو سایت هستند‌، امکان‌پذیر است.
برای ورود به سایت یا ساختن حساب کاربری جدید از اینجا وارد سایت شوید.