سفر به دور آمریکا | فصل اول – قسمت ۵۹

نوشته‌ی زیبا و تأثیرگزاردوستان عزیزمان «الهه‌، نقی‌، سیدمحمد‌، هدیه‌، آرمین‌ و حامد»، به عنوان متن انتخابی‌ی این قسمت از سفرنامه‌، تقدیم همه دوستانی می‌شود که مصمم شده‌اند با تغییر کانون توجه‌شان‌، اول ذهن‌شان و سپس زندگی‌شان را کنترل کنند:
نه تنها نوشتن این نوشته‌ها‌، بلکه خواندن و تأمل در آنها نیز ما را به درک بهتری از خداوند‌ و چگونگی هماهنگ شدن با او و قوانینش و در یک کلام‌، هدایت شدن به سمت تجربه‌ای بهتر از زندگی می‌رساند.

نوشته‌ی زیبای الهه عزیز:
بچه های سفر به دور امریکا سلااااام

خدای من این فایل بی نظیر بود بخدا هر چه داریم فایل های جدیدتر رو میبینم هر روز تکاملی تر و زیباتر و عالی تر و لذت بخش تر میشه .مریم عزیزم با این تصاویر دارید ما رو به کهکشان ها میبرید حس و حالمون رو خدایی تر میکنید. ممنونم ازتون بابت تهیه این فایل های بی نظیر که هر چی ما میبینم همش زیبایی و نعمت و فراوانی و شادی هست. بی نهایت ازتون سپاسگزارم . خدایا شکرت بابت این همه زیبایی .

این فایل پر از نکات مثبته پر از زیباییه پر از عشقه پر از شادیه پر از شور و نشاطه پر از آزادیه پر از روابط عالیه پر از سلامتیه از اون عکس زیبای استاد عزیزم و مایک دوست داشتنی گرفته تا اون بازی های بچه ها و بزرگترها که چقدر با خودشون در صلح ن با لذت تمام دارن اب بازی میکنن.

چقدر عکس مایک و استاد زیبا بود راحت و ریلکس روی اون چمن های سرسبز و سرحال دراز کشیده بودن و به خودشون رست داده بودن و داشتن با خیال راحت با تکنولوژی و موبایل های بسیار زیباشون یه رستوران بسیار خفن و ابشار فوق العاده زیبا رو سرچ میکردن.

خانم شایسته عزیزم چقدر من صدای ارامش بخش و زیبا تون رو که همراه با انرژی مثبته رو دوست دارم وقتی میگی سلام بچه های سفر به دور امریکا منم با عشق میگم سلام عشقم و یه انرژی فوق العاده ای بهم میده و این یعنی حال خوب و خدا روشکرمیکنم بابت شنیدن این صدای ارامش بخش .

چقدر ساختمون این رستوران زیبا بود و با یه نمای بسیار عالی و همه دور میز هاشون و زیر اون الاچیق منتظر غذاشون بودن و کنار اون سرسبزی و گل ها و درختان سرسبز نشسته بودن و داشتن لذت میبردن . و چقدر صندلی هاشون با تکیه گاه های چوبی زیبا بود و من دوست داشتم.

چقدر کار استاد رو دوست دارم هنوز با عشق اون خالکوبی دوست عزیزمون رو دستشون نگه داشتن و چقدر خوب ازش مواظبت کردن و من این کارشون رو تحسین میکنم.

چقدر شب زیبا بود استاد و مایک رو چمن ها راحت خوابیده بودن و اون چراغ های ساختمون چقدر شب رو زیبا تر کرده بود.

چقدر طراحی و دیزاین این فواره زیبا و فوق العاه بود. تحسین میکنم این طرح زیبا رو که کلی ادم داشت لذت میبردن و اب بازی میکردن.

چقدر زیبا همه بچه ها با هم در کنار هم با انواع نژاد و فرهنگ ها و ملیت های متفاوت داشتن بازی میکردن و حتی ادم های بزرگتر با انواع پوشش کنار هم بودن و چقدر زیبا در این کشور همه دارن به هم احترام میزارن به پوشش هم به فرهنگ به اعتقادات همدیگه و این رفتارشون رو تحسین میکنم و این یعنی ازادی و با هم در صلح بودن و چقدر این کشور از همه نظر عالیه یه کشور بی نظیره و من دیدگاهم از زمین و تا اسمون با دیدن همه ی فایل های زیبای این سفرنامه تغییر کرده دیدم زیباتر شده و خدا روشکر میکنم بابت این همه تغییر مثبت و هر روز مدارم داره بالاتر میره.

چقدر زیبا بچه ها با حرکات زیبا داشتن اب بازی میکردن.

چقدر ساختمون های کنار این فواره بزرگ و زیبا بودن و نمای بسیار زیبایی داشتن و این یعنی فراوانی و نعمت و ثروت و هر روز جهان در حال گسترش هست .خدایا شکرت

چقدر این جمله زیبای مریم مهربونم رو دوست داشتم و(اما جای نگرانی نیست چون قراره من با کامنت های شما من بهتر متوجه بشم که ….) این یعنی به تمام نظرات من و تمام دوستانم داره توجه میکنه و داره با عشق اونا رو میخونه و داره به خودمون و نوشته هامون داره احترام میزاره و من این رفتار زیبات رو تحسین میکنم و با تمام قلبم میگم عاشقتم.

چقدر این اهنگ زیبا بود و حالم را عالی تر کرد. اینده م روشنه واقعا خوشبختی یعنی فوق العاده دوست دارم خداااااااااا خوشبختی یعنی زندگیمو به تو بسپارم خوشبختی یعنی یه لبخند طولانی و اسم این احساس روعشققق میزارم.خدایا شکرت به خاطر هر چی که دارم و ندارم شکرررررررر

چقدر پدر و مادرها داشتن از بازی کردن بچه هاشون لذت میبردن این یعنی عشق به همدیگه یعنی رابطه فوق العاده با هم .

چقدر اون پسر بچه ی ناز داشت عشق میکرد و لذت میبرد قشنگ سرش رو برده بود زیر اب و داشت ذوق میکرد.

چقدر اون بچه ی کوچولو , باباش با لذت دستش گرفته بود و اب بازی میکرد و هر دوتاشون داشتن کلی ذوق میکردن و چقدر اون اهنگ زیبای بندری که رضا صادقی عزیز خونده بودن و خانم شایسته هم بسیار زیبا انتخاب کرده بودن و بعضی خانم ها هم با پوشش زیبای بندری بودن و این همزمانی تصاویر رو زیباتر کرده بود.

و چقدر اون دوتا خانم در ابتدای فایل با پوشش های متفاوت کنار هم داشتن راه میرفتن و این یعنی احترام به فرهنگ و اعتقادات هم و چقدر زیبا بود.

و آسمون هم مثل همیشه زیبا بود و رنگ آبی زیبایی داشت و چقدر درختان و گل ها زیبا بودن یه حس نابی داشت ادم رو سر ذوق میاره.

و لبخند اون خانم با حجاب که داشت با بچه ش اب بازی میکرد زیبا بود. و چقدر این آب زیباست که هر وقت من اب رو میبینم تجلی نور و روشنایی برام.

مریم عزیزم فیلم هایی که گرفتین عالیه و بسیار زیبا اسمون و ابر ها رو تو اون زاویه که داخل میله های استیل دایره ای گرفتین رو دوست داشتم کارتون رو تحسین میکنم.

و در اخر ممنونم و سپاسگزارم از استاد و خانم شایسته عزیزم که با تمام وجودشون و با عشق دارن این فایل ها رو برامون اماده میکنم بی نهایت ازتون ممنونم.

در پناه الله یکتا شاد باشید و ثروتمند و خوشبخت.


نوشته‌ی زیبای نقی عزیز:
به نام خداوندی که زیباست، زیبایی خلق می کنه و زیبایی ها رو دوست داره

سلام خدمت همه عزیزان حاضر در سایت

سلام به استاد عباسمنش گرامی که بستری رو برای به نمایش گذاشتن و تحسین زیبایی ها فراهم کرده

سلام به خانم شایسته عزیز که با شایستگی فراوان به سمت زیبایی ها هدایت میشه و اونها رو برای ما به نمایش درمیاره و چشم های مارو به زیبایی ها و خوبی های جهان عادت میده و به ما درس عملی تحسین اونها رو یاد میده.

تا به حال به رنگین کمان فکر کردید که زیباییش از چیه؟ یا مثلا فقط مثل چراغ دستی یه نور رو از خودش نشون میداد و اسمش میشد کمان رنگی چطور بود؟ یا نور های مختلف جدا از هم نشون میداد مثلا آبی از قسمت شهر عبور میکرد و زرد از یه جا قرمز از یه جای شهر و بنفش از یه جای دیگه. به نظرتون چطوری میشد؟ قشنگ میشد؟

توی همین فیلم به نظرتون اگه یه پارک جدا مخصوص مردم با پوست تیره و در یه جای دیگه از شهر پارکی مخصوص افراد با پوست روشن بود چطور میشد؟

یا توی یه قسمت از شهر پارکی برای افراد دارای پوشش کامل و در یک نقطه دیگه از شهر پارکی برای افراد که پوشش کاملی ندارند بود چطور بودش؟

یا خیلی از افراد توریست هستن و به زبان اون شهر تسلط ندارن و یا در بهترین حالت با لهجه صحبت می کنن اکثریت ماها دیدیم توی بعضی از کشورها این چنین افراد شاید مسخره بشن چون توانایی صحبت درست مثل بقیه افراد دیگه اون شهر رو ندارند. چطور میشد اگه پارکی جداگانه برای اون افراد درست می کردن؟؟؟ جالب بود در اون صورت؟؟

به نظر شما دلیل اینکه خداوند رنکین کمان رو اینگونه خلق کرده چیه؟ آیا غیر از اینه که همه ما با هر نژاد و دین و رنگ و… همه با هم انسانیت رو رواج بدیم تا بتونیم با همبستگی و یکی بودن در نهایت به انتهای رنگین کمان که حد کمال هستش برسیم. آیا پیامبر ما و کتاب قرآن که از طرف پروردگاره غیر از این رو به ما یاد دادن؟ پس چرا در جامعه خودمون که ادعای مسلمون بودن و اجرای اسلام واقعی می کنیم و بقیه رو کافر و جهنمی میدونیم چرا بر خلاف دستورات پروردگار عمل می کنیم؟ و چقدر زیبا گفته سید جمال الدین اسدآبادی که در مغرب زمین گشتم مسلمان ندیدم ولی اسلام دیدم و در مشرق زمین گشتم مسلمان دیدم ولی اسلام ندیدم.

یکم به این پارک کوچیک آبی به دقت نگاه کنید به نظرتون شبیه رنگین کمانی که صحبتش رو کردیم نیست؟ خیلی شبیهشه چون کسی که تیره پوسته به همون اندازه ای داره لذت میبره که یک فرد روشن پوست لذت میبره. کسایی که با پوشش کامل تو تصویر میبینیم به همون اندازه ای دارن لذت میبرن که افراد بدون پوشش لذت میبرن. یه فرد توریست به همون اندازه داره لذت میبره که یک شهروند اهل همونجایی لذت میبره و جالب اینکه فردی فرد دیگری رو به خاطر تفاوت هاش از لحاظ مختلف مسخره نمیکنه و با انگشت نشون نمیده که هیچ با آغوش باز هم ازش استقبال میکنه. و از طرفی چقدر برای من جالبه که افراد بزرگ و کوچیک از یه فواره کوچیک آب چقدر لذت میبرن و شادی می کنن و از نظر من همین شادی و نشاط هم یک نوعی شکر گذاریه درست مثل این میمونه که فردی به ما یه خوراکی بده ما میتونیم با یه لبخند و بدون اینکه چیزی بهش بگیم ازش تشکر کنیم و اون رو به خرید بیشتر خوراکی برای دفعات بعدی تشویق کنیم و برعکسش با یه اخم میتونیم خودمون رو از خوراکی های آینده محروم کنیم. و نکته جالب برای من تمیزی مکان ها و مسیر هایی هستش که در فیلم میبینیم یه سوال: تا بحال تونستید در این 59 قسمت حتی یه آشغال کوچیک اندازه پوست شکلات و آدامس توی تصاویر ببینید؟؟؟ پس این همه شادی و نشاط و زیبایی ونظم شهری و طبیعت قشنگ الکی نیستش من هم اگه جای خدا بودم هر روز بیشمار نعمت و ثروت روی سر این مردم میریختم. واقعا چقدر زیباست جامعه ای که میلیون ها نفر با رنگ ها، نژاد ها و اعتقادات و… متفاوت با عشق و صمیمت کنار هم زندگی میکنن و با آغوش باز از هم پذیرایی و استقبال میکنن و به هم نهایت احترام رو میزارن و این نشانه بزرگ بودن ظرف وجودی اون افراده و امیدوارم که هممون این شادی و نشاط و صمیمیت رو در لحظه لحظه زندگیمون تجربه و اجرا کنیم.


نوشته‌ی زیبای سید محمد عزیز:
سلام و درود ب خانواده عزیزم

من با دیدن این فایل یاد فایلی افتادم که استاد رسیده بودن خونه و راجع ب آموزه های فایل آمیش ها صحبت کردن ،این فایل و من هر روز میبینم تا بتونم تغییر کنم تا قضاوت نکنم تا راجع ب مردم فکر نکنم و واسم مهم نباشه مردم راجع به من چجوری فکر میکنن و مشرک نباشم تا نشتی انرژی مو کم کنم و تمرکزمو از روی مسائل چرت و پرت بردارم و بزارم رو مسائل مهم بزارم روی ساختن باورهام

این فایل داشت ب زبان تصاویر نشون میداد که چقدر مردم با خودشون درصلح هستن و با هر رنگ پوستی که هستن با هر اعتقادی مثلا خانم هایی که حجاب اسلامی داشتن دارن از امکاناتی که برای لذت بردن اونجا هست استفاده میکنن ،اینو میبینم کسی ب کسی کار نداره و هر کسی داره کار خودشو میکنه و لذت میبره،اینکه مردم از کشور های مختلف اونجا هستن و درکنارهم لذت میبرن و این نشانه فراوانی هست و این باور رو میده که ما میتونیم ب هرکجا که بخوایم سفر کنیم و لذت ببریم و ب اندازه باورهایمان از بینهایت نعمتی که در دنیا هست استفاده کنیم

ی نکته خیلی جالبه دیگه ام این بود واسم من توی ذهنم تفریح رو رفتن ب مکان های خاص و لاکچری میدونستم و فکر میکردم که لذت فقط و فقط تو جاهای خاصه ولی تو این مدتی که دارم فایل های سفرنامه رو دنبال میکنم میبینم که همه جا میشه لذت برد و همه جا میشه تفریح کرد و وقتی از جایی که هستی لذت میبری جهان هدایتت میکنه ب زیبایی های بیشتر و توی این فایل هم دیدم که از امکاناتی که خیلی سادس و دراختیار همه قرار گرفته چقدرررررر دارن دوستان لذت میبرن

میخوام راجع ب نتایجم که تو دوماهه اخیر واسم رقم خورده ب واسطه تغییر باورهام یکم اینجا صحبت کنم :من تونستم خیلییییییییییییییییییی کم تو این مدت نه چندان زیاد روی باورهام کار کنم و تغییر بدم بخشی از باورهامو و ب لطف خدا نشونه ها و نتایجی گرفتم که چراغ راهیه واسم برای ادامه مسیر:

به طور خیلی راحت و خیلی خود ب خود بعد از ده سال قلیون و گذاشتم کنار خداروشکر

یکی از عادات اخلاقی خیییلیییییی بد و مضر رو بعد از حدودا ۱۱سال ترک کردم

با کار کردن روی این باور که پول دراوردن آسان است تو این دوماه پول هایی ب سمتم جذب شدن ب راحتیییییییییییی در واقع تقریبا من هیچ کاری نمیکردم و خداوند از راه های مختلف ب من پول میرسونه

باتقسیم وظایف بین خودم و خدا که گفتم کار ها با تو و نتایج با تو و بندگی کردن و عشق و حال کردن از من خداوند برای من و مجموعه فروشم داره میفروشه دوستان مشتریان و هدایت میکنه ب سمت ما و افراد رو هدایت میکنه تا بیان و وارد مجموعه فروشم بشن ب راحتی بدون اینکه من زور بزنم خداوند داره تجارتمو میسازه ب اندازه ای که دارم روی باورهام کار میکنم خداوند داره از فضل خودش ب من عطا میکنه

احساس آرامشم از زمانی که فهمیدم خداوند یک سیستمه که طبق قوانینی که مشخص کرده کار میکنه خیلی بیشتر شده چون میدونم که میتونم با یادگیری قوانین و کار کردن روی باورهام و استفاده از قواینن ب همه ی ارزوهام برسم

آدمهای خوب تو کسب و کارم و زندگیم بیشتر شده و آدمهایی که هم فرکانسم نبودن و رابطه تنگاتنگی باهاشون داشتم خود ب خود بدون اینکه من کاری بکنم از زندگیم خارج شدند

از زمانی که فایل های سفرنامه رو میبینم هدایت شدم به مکان های زیبا مثلا جمعه هفته گذشته با عزیزه دلم(ب قول استاد😙) رفتیم ی روستای زیبا خارج از شهر که مکان تفریحی هست باورکنید هدایت شدیم برای پهن کردن زیرانداز ب جایی که خیلییییییییی خیلییییییی زیبا بود بین درختان و وسط آبشار اصلا تو کل اون مکان ی همچی جایی نبود و خداوند مارو هدایت کرد تا در زیباترین نقطه ممکن باشیم و لذت ببریم

ورودی مالی ام خداروشکر بیشتر شده و آسون تر و ساده تر

اینا بخشی از نتایجی بود که با کمی کار کردن روی خودم ایجاد شد ب لطف الله یکتا

اینارو گفتم تا از زیبایی های زندگیم بگم منی که تا چندماهه پیش افسرده بودم و از همه ی لحاظ زیره صفر الان دارم میبینم که از روزی که ب طور جدی روی تغییر باورهام کار کردم نشونه ها رو دیدم دوستان بخدا از همون ساعات اول نشونه هارو دیدم و واقعا استاد راست میگه وقتی متعهد میشی روی باورهات کار کنی و تغییر کنی جهان شروع میکنه واست ب کار کردن و نشونه هارو میبینی

اینارو گفتم تا واسه خودم یاداوری کرده باشم که کار کردن روی باورها از تلاش فیزیکی خیلیییی با ارزش تره والبته ی جاهایی سخت تر و خیلی جاها آسون تر

درنهایت سپاسگزاره خداوندم که حامی و هادی منه و عاشقه منه

از استاد عزیزم ممنونم بابت آموزش های بینظیری که میدن

از خانم شایسته عزیزسپاسگزارم که حق استادی ب گردن من دارن

از مایک عزیز که از رفتار هاش چیزهایی رو یادگرفتم مثل اینکه میشه پسره ی فردوثروتمند بود و خیلی با ادب و مستقل بود (قبلا باور اشتباهی داشتم راجع ب این موضوع)

از دوستان عزیزم که بخدا وقتی کامنتاشونو میخونم ب وجد میام و احساسم عالی میشه

خدایاشکرتتتتتتت❤❤❤❤


نوشته‌ی زیبای هدیه عزیز:
چه بی نظیردنیاییست دنیای زیبای ما،وچه بی نظیر خداییست،خدای وهاب و بخشنده ما.

وچه ناب گفته خدامون که اگر همه دریاهاجوهرشوندو همه درختان قلم،قادرنخواهندبود نعمتهای بیکران خداوند رابنویسند.

منّت خدای را عز و جل که طاعتش موجب قربتست و به شکر اندرش مزید نعمت (سورهٔ ابراهیم – آیهٔ ۷)

هر نفسی که فرو می رود ممدّ حیاتست و چون بر می آید مفرّح ذات پس در هر نفسی دو نعمت موجودست و بر هر نعمتی شکری واجب

از دست و زبان که برآید

کز عهده شکرش به در آید

خدایا سپاسم راپذیراباش.🙏🙏🙏

“آزادی” اولین واژه ای بود که سراسر ذهنم رو بعدازدیدن این تصاویرپرکرد.

همیشه وقتی میشنیدم امریکا کشورآزادیه،باخودم فکرمیکردم که یعنی چی؟!

بعدبدنبال مصادیق عینیش میگشتم، ولی امروزاولین باری بود که مفهوم واقعیه این جمله رو درک کردم.

آزادی یعنی ،آزادی که اززندگیت لذت ببری وهیچ مانعی وجودنداره.

ای بانو ،توآزادی هرطورکه میخواهی بپوشی،بگردی،برقصی وپایکوبی کنی، به زیر رقص فواره ها بروی و نگران هیچ چیز نباشی.

نه نگران حرف مردم ونه نگران کودکت.

ای کودک توآزادی تامیتوانی بازی کنی و انرژیت رو درمسیرلذت هزینه کنی وپروبال بگیری تاپرواز. کودکم پرواز کن،بادلی سرشاراز امیدوایمان،وبدون که درهرلحظه خدامراقبته.

ای انسانهای کره زمین،ازسیاه وسفید،شرقی وغربی،مسلمان ویهودی و گبرو مسیحی همه شماآزادید،که هرطور دلتان میخواهد بپوشید و بگردید و بخندید واصلا مهم نیست که چطورفکرمیکنید.

ای انسان توآزادی،نفس بکش وخدایت راسپاسگزارباش.

زیرااصل آزادیست،اساس خلقت ،وهدف همه شما یکیست:

لذت بردن اززندگی

سرنوشتی که خدابرای همه ما تعیین کرده ودیگرهیچ.

ودخترزیبای انتهای فایل،که ازنگاهش،عشق ورهایی میتابید.

دخترک زیبای من،زندگی راسربکش،که حیات حق مسلم تو ونعمت پروردگارت است،وتوبرای رسالتی پابه این دنیا گذاشته ای که اساسش آزادیست.


نوشته‌ی زیبای آرمین عزیز:
سوره محمد ، آیه ۳۶ :

همانا زندگی دنیا، بازی و سرگرمی است!

قرن ها به دنبال خدا و تصویری از بهشت رفتیم ، سالها به ما گفته شد هرچقدر غمگین تر باشی و اشک بیشتری بریزی و از ترس خدا لبریز تر باشی ، به بهشت خدا نزدیک تری ، غافل از اینکه ما رو به اسم دین به آغوش شیطان و قلمروی جهنمی اش فرستادند

🌷اولین نکته ای ک با دیدن این قسمت و شادی کردن اون آدمها کنار فواره ها ، دریافتم این بود که ، براستی کل هستی یک سمفونی ست ، سمفونی خنده و شادی ، سمفونی عشق ، سمفونی ثروت و سلامتی ، و ما می توانیم هماهنگ با این سمفونی که حقیقت خلقته ، بنوازیم و به خوشبختی برسیم یا اینکه ساز مخالف با آن بزنیم و چیزی جز بدبختی نصیبمون نشه ،

🌷پس من تصمیم گرفتم ک از این به بعد به خدایم سلام کنم ، با خنده هایم ، با رقص و پایکوبی ، با هماهنگ شدن با هستی اش ،با باورهای توحیدی ، با شکستن بت ها و شرک های درونم و با ثروتمندتر شدنم ، چرا ک میدانم و یقین دارم ک خانه خدا و ملکوتش یک کلید بیشتر ندارد ، و آن خنده و شادی ست.

چون به خوبی و با بند بند وجودم در این مدتی که با استاد و قوانین آشنا شدم ، درک کردم که هرچقدر به خدا نزدیک تر میشوم ، مثل استاد عباسمنش ، از شادی و عشق لبربز تر میشم.

❤اما وقتی اون فواره های دایره ای شکل ک قطرات آب رو مثل باران بر سر کسانی ک در زیرش بودند ، نازل می کرد ، بی اختیار یاد این نکته افتادم ، ک براستی نعمات خدا هم در هر لحظه در حال بارشه اما تنها کسانی این رحمت ، قدرت ، ثروت و نعمت های الهی را درک و لمس میکنند که در مسیری هماهنگ و هم فرکانس با آن ، پا گذاشته باشند

و همینطور ک دیدیم ، اصلا برای فواره فرقی نمیکرد که چه کسی با چه نژادی با چه سنی و رنگی و چه گذشته ای در زیرش قرار بگیره ، و تنها شرط خیس شدن و لمس آب ، هماهنگی و قدم گذاشتن در آن بود.

🌷و چه قشنگ و زیبا ، خانم شایسته ، حضور رنگ ها ، نژادها و ملیت ها ، حتی ادیان مختلف ، و سنین مختلف رو برای ما تو اون محوطه زیبا به تصویر کشید تا به این درک مهم برسیم ، میشود فارغ از هر بند و مرزی ، شاد بود و زندگی کرد.

به امید روزی ک نزدیکی با خدا رو به میزان شادی و عشقی ک داریم جستجو کنیم نه قطرات اشک هایمان

❤به امید روزی ک درک کنیم بزرگترین نیایش بشر این است که از وجود خویش شاد باشد و بگوید : خوشحالم که هستم


نوشته‌ی زیبای حامد عزیز:

این قسمت به من میگه از همونجایی که هستی و با همون داشته‌هایی که داری شروع کن به لذت بردن از زندگی و تک تک لحظاتش

اولین نکته مثبت اینه که وقتی خاله مریم میخواد بره اونور جاده ماشین داره میاد با اینکه فاصله‌اش تقریبا زیاده و میتونه اول خودش رد شه اما صبر میکنه و اجازه میده خاله مریم بره و حق تقدم رو رعایت میکنه

نکته مثبت بعدی پیدا کردن رستورانهای با کیفیت توسط استاده، استاد همیشه به بهترین کیفیت‌ها هدایت میشه چون توجهش به با کیفیت بودن و باارزش‌بودن هر چیزیه، تازه فواره هم نزدیک رستوران هست و علاوه بر خود رستوران اطراف رستوران هم با کیفیته

نکته مثبت بعدی خاله مریمه که به ما میگه آماده هستید؟ لباس‌های مناسب بپوشید چون قراره خیس بشید، این یعنی اینکه ایشون چقد دوست داره و چقد مشتاقه و شور و شوق داره که ما هم همون طور که خودش داره شادی‌ها رو لمس میکنه ما هم به همون اندازه لمس کنیم و لذت ببریم. این کیفیت عشق و بخشندگی در درونشه و سهمیم شدن بدون قید و شرط.

من در قسمت قبلی و این قسمت کاملا احساس کردم که اونجام و دارم واقعا لمسش میکنم.

یاد گرفتم در هر قسمت من سعی میکنم خیلی ریزبینانه نگاه بکنم و کوچکترین نکته مثبت نگذرم و صَدَّقَ بِالْحُسْنی‏ رو اولویت کانون توجهم قرار بدم تا که طبق وعده‌ی خداوند فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْری‏

خب در لحظه‌ای که خاله مریم وارد محوطه فواره‌ها میشه میبینیم که فواره‌ها خاموشن اما کسی گله و شکایتی نداره و مهم نیست واسش که چرا الان آب نیست و من الان چکار کنم! از همون لحظات دارن لذت میبرن و منتظر نمیشن فواره‌ها روشن شن: یه دسته دورتر نزدیک اون میدون نشستن دارن دارن قطار وار حرکت میکنن و لذت میبرن،یه عده هم اون وسط دارن قدم زنان راه میرن و لذت میبرن، یه عده هم این جلو روبروی دوربین نشستن دارن از آبی که روی کف زمین هست لذت میبرن، یکی هم داره روی آب روی کف زمین غلطک وار لذت میبره.

لحظاتی بعد پاداش صبر و لذت بردن از لحظشون داده میشه و فواره‌ها روشن میشن و همه میدون سمت فواره‌ها. این داره به من میگه از همون نعمت‌‌هایی که داری همین الان لذت ببر، از همون لحظاتت لذت ببر و شادی برای خودت بیافرین تا ظرف وجودت بزرگ و بزرگتر بشه و فواره‌های درونت روشن بشه و نعمت و شادی وارد زندگیت بشه، داره به من میگه از همون جایی که هستی غرق شادی شو تا شادی بیشتر به سمتت بیاد.

و بعد دیگه کوچیک و بزرگ از این پاداش لذت میبرن و شکرگزار هستن و و شکرگزاریشون رو با شاد بودن و لذت بردن از داشته‌هاشون نشون میدن، از نظر من شکرگزاری یعنی از داشته‌هات نهایت لذت رو ببری، شکرگزاری یعنی نعمت‌هایی که خداوند بهت داده استفاده کنی و لذت ببری، شکرگزاری یعنی ظرف وجود خودت رو بزرگ بزرگ‌تر کنی، نشانه‌ی شکرگزار بودن لذت بردن از تک تک لحظات زندگیه، هر وقت دیدی داری از تک تک لحظات زندگیت لذت میبری بدون اینکه به شرایط زندگیت نگاه کنی بدون که شکرگزار هستی، نشانه‌ی شکرگزار بودنت اینه که داری به سمت زیبایی‌های بیشتر هدایت میشی، هر وقت دیدی همش داری زیبایی میبینی و داری نکته مثبت هر چیز رو میبینی بدون که ناخودآگاه داری شکرگزاری میکنی و این اصل شکرگزاریه. ملاک شکرگزاری لذت بردن از داشته‌هاست.همانطور که ملاک ایمان داشتن احساس خوب و آرامش قلبیه. خدا نیاز نداره که شکرگزاری رو به زبان بیاری، خدا نگاه میکنه ببینه چقد داری از داشته‌های همون لحظه‌ات لذت میبری بعد نعمت‌های بیشتر وارد زندگیت میکنه، بعد هدایتت میکنه به جاهای زیباتر، بعد هدایتت میکنه به سمت‌ شادی های بیشتر، بعد آدمای شاد سر راهت قرار میده، بعد همه چیز رو بر تو آسون میکنه چون شکرگزاری و داری از لحظاتت لذت میبری بدون توقع، بعد میبینی همه چیز به تسخیرت دراومده، بعد همه چیز رو به مسخر تو در میاره، اینها همش از شکرگزار بودنت شروع شد.

این فواره‌ها درس دیگه‌ای هم دارن و اونم اینکه ما هم باید فواره‌های درونمون رو روشن کنیم، مدت‌هاست خاموشن، فواره‌های درون ما همون شادی‌های درون ماست، همون شکرگزاری درون ماست، فواره‌های درون ما همون دیدن زیبایی‌ها و تحسین کردنشونه. فواره‌های درونمون خیلی وقته خاموشن اما هر لحظه بخوایم روشن میشن، با دوست داشتن خودمون، و دیدن نعمت‌ها و زیبایی‌های اطرافمون. وقتی روشن بشن جریانی از خوشبختی وارد زندگیمون میشه، و بعد میگیم چرا من تا حالا روشنش نکرده بودم، چطور من تا حالا این زیبایی‌ها رو ندیده بودم؟

خب دیدن نکته‌های مثبت رو ادامه میدم…

نکته‌ی مثبت دیگه رنگ لباس‌هاست که خیلی تنوع رنگی دارن و زیبایی‌ محیط رو دو چندان کردن.

زیبایی دیگه‌ای که میشه دید تنوع رنگ پوست و نژادهاست که این هم خودش زییایی محیط رو چند برابر کرده، تنوع زیبایی می آفرینه.

نکته مثبت دیگه اون آقای کارمنده که پشت صندلیش نوشته شده STAFF ONLY ، که مثل غریق نجات‌هایی که کنار دریا یا استخر هسن این کارمند هم وظایف خودش رو داره.

اون فواره وسط که مث قطره‌های بارون از بالا میاد خیلی قشنگه، و همزمان این قسمت از آهنگ هم خونده میشه: «وقتی زیر بارونم بارون رو بو میکنم،خدا رووو شکر، خدا رووو شکر» که این باز به من یاد آور میشه که بخاطر بوی بارون هم شکرگزاری کنم، این بوی بارون رو آخه چه چیزی میتونه تولید کنه به جز قدرت خداوند؟؟؟

اون پسر بچه دقیقه 5:25 چه لذتی میبره ،چشماشو میبنده میره زیر یکی از اون دوش‌ها

دقیقه 6:06 خیلی زیباست، یه منظره زیبا از درختا و چمن سرسبز به همراه یه تابش زیبایی از نور خورشید و خانواده‌ها هم که این جلو نشستن دارن بچه‌هاشون رو خشک میکنن.

اون بچه کوچیک دقیقه 6:51 که میخواد بلند شه اما نمیتونه، این درخواستش به جهان هستی ارسال میشه… به محض اینکه درخواست میکنه باباش بلندش میکنه و راه میره… هیچ ترمزی تو ذهنش نبود مطلقا هیچ. درخواست کرد اجابت شد.. این کوچولوی ما کلی درس بهمون داد که ببین کافیه ترمزهاتو برداری، ببین اگه پاتو از روی ترمز برداری درخواست‌هایی که مدت‌هاست دادی و هنوز اجابت نشده پاسخ داده میشه، چونکه مکانیسم جهان اینه : میخواهی، می‌شود

دقیقه 8:39 هستم و همچنان میبینم که همه دارن از لحظاتشون لذت میبرن، میرن میان، میپرن، میخندن، این لحظات هنوز واسشون عادی نشده و نمیگن ای بابا بسه دیگه خسته شدیم عادی شد بریم خونه دیگه، انقد که غرق شادین، چون اونا شادی درونشون رو روشن کردن، چون اونا فواره‌های درونشون رو روشن کردن،چون شادی یه کیفیته که باید از درون بیدارش کرد، شادی یه کیفیته که باید مثل اون فواره‌ها از درون روشنش کرد.وقتی شادی درون رو بیدار میکنی دیگه مهم نیست بیرونت چه خبره تو فقط هدایت میشی به سمت زیبایی‌ها به سمت شادی‌ها هر کجا باشی شادی میبینی، خنده میبینی، عشق میبینی، در دل هر چیز نکته مثبتشو میبینی، چون تو کیفیتی در درونت روشن کردی که از منبع میاد، کیفیتی که خود خداوند در درونت گذاشته و تو از قبل داریش و نیازی نیست اون رو از بیرون وارد کنی.

خاله مریم همچنان داره اون وسط فواره‌ها با آدما شادی میکنه فیلم میگیره ، دارم حس میکنم که همش داره با اونا میخنده.

آهنگ قطع شد صدای شر شر زیبای آب میاد… صدای شادی و خنده یه بچه میاد… وای خدای من..

اون شادی دختر بچه لباس آبی آخر فیلم اشک شوق و شادی من رو درآورد.

اون شادی دختر بچه به من میگه : هزار نکته باریکتر ز مو اینجاست

فقط بخاطر همین یه لحظه من میتونم کامنتی به درازای شب و روز بنویسم.

اولش یه عده آدم دورش بودن وقتی همه رفتن اون تقریبا تنها شد اما اهمیتی نداد… همچنان به شادی خودش ادامه داد و میدوید و میخندید .. شادی اون وابسته به کسی نبود.. شادی اون همون کیفیتی بود که گفتم.. شادی اون ادامه داشت چه با آدما چه بدون اونا.. و بعد یه نفر از راه میرسه.. خانم شایسته .. چه نگاه معصومانه‌ای بهش انداخت.. نگاهی که پر از عشق و صلح و صفا بود و هر بیننده‌ای به این نگاه چشم بدوزه اون فواره‌های شادی درونش روشن میشه..این دختر بچه با اون نگاهش به من گفت بیا و دوباره کودک شو مثل من، بیا و مثل من از تک تک لحظات زندگیت لذت ببر…❤️❤️❤️

وقتی به یکی میرسی که فواره‌های شادی درونش روشنه فواره‌های شادی درون تو رو هم روشن میکنه. وقتی به یکی میرسی که شادی درونش بیداره شادی درون تو رو هم بیدار میکنه و این یعنی همون سهیم شدن شادی و عشقت با دیگران بدون هیچ توقع و چشم داشتی، چیزی که من دارم توی این سفرنامه میبینم سهیم شدنی که دارم بین استاد و خانم شایسته و این اعضای صمیمی میبینم…

شادی درون من زمانی بیدار شد که وارد این خانواده صمیمی شدم… وقتی که شادی و لذت‌ بردن‌های استاد و خانم شایسته رو از تک تک لحظات دیدم…

استاد تو یک چراغ در درونم روشن کردی و من به واسطه همون یک چراغ روشن صدهای دیگر رو روشن کردن و خدا به واسطه این صدها چراغ هزاران چراغ دیگر رو روشن کرد..

عاشقتم مرد بزرگ..

ادامه دارد…❤️❤️❤️


«سفربه دور آمریکا‌، رابطه‌ای به هم‌پیوسته دارد با دوره ۱۲ قدم».  من این رابطه را با زبان و کلمات انسانی‌ اینطور توصیف می‌کنم که:

۱۲ قدم‌، حکم همان دفترچه‌ی راهنمایی را دارد که در بدو ورودمان به این جهان جسمانی‌، به ما داده شده تا خودمان‌، اصل‌مان و آگاهی‌هایی را به خاطر بیاوریم که به پشتوانه‌‌ی آنها وارد این تجربه‌ی جسمانی شده‌ایم. ۱۲ قدم‌، یک دفترچه‌ی راهنماست از‌:  توانایی‌هایی که داریم‌، امکانات جهان‌مان و شیوه‌ی ورود به مدار این امکانات و استفاده از آنها. (درست مثل همان دفترچه‌ی راهنمایی که هر وسیله‌ای مثل موبایل‌، جاروبرقی‌‌، یخچال و… به همراهش دارد و به ما نحوه‌ی استفاده از امکان آن وسیله را توضیح می‌دهد)  

و برنامه‌ی سفر به دور آمریکا نیز‌، در حکم تصاویر (figures) آن دفترچه راهنماست، تا مفهوم و منظورِ توضیحات آن دفترچه برایم‌مان واضح و آشکار شود و قادر شویم به شیوه‌‌ای صحیح و بدون خطا‌ و با لذت‌، آن امکانات را به خدمت بگیریم.

بعضی‌ها هرگز از این دفترچه خبردار نمی‌شوند‌،

بعضی‌ها با اینکه دفترچه را می‌بینند‌، اما آنقدر به شیوه‌های قبلی چسبیده‌اند‌ و آنقدر از انجام کارها به شیوه‌ی جدید می‌ترسند که‌، هرگز آن دفترچه را نمی‌خوانند‌. در نتیجه بهره‌ای بسیار سطحی از آنهمه امکاناتی می‌برند که آن وسیله می‌توانست در اختیارشان قرار دهد.

اما بعضی‌ها خوره‌ی جستجو‌، امتحان شیوه‌های جدید و یافتن امکانات بیشتری هستند- که ممکن است آن وسیله داشته باشد- در نتیجه زیر و بَمِ آن دفترچه را مو به مو و خط به خط می‌خوانند و تمام امکانات آن وسیله را به خدمت خود درمی‌آورند. جهان پاداش‌ها و امکاناتش را برای این گروه ارزانی می‌دارد.

به شخصه تلاش می‌کنم‌، خوره‌ی جستجو در ۱۲ قدم و آگاهی‌های خالص و نابش باشم. با دوربین سفر به دور آمریکا‌، تمرینات ستاره‌ی قطبی‌ام را انجام می‌دهم‌،

به وسیله‌ی درک آگاهی‌ها «چگونه فکر خدا را بخوانیم در قرآن»‌، ‌ آگاهانه تلاش می‌کنم به وسیله‌ی «صدق بالحسنی»‌، به مدارهای بالاتری هدایت شوم تا‌، طبق وعده‌ی «فسنیسره للیسری» خداوند‌، آسان بشوم برای آسانی‌ها. تا ثروت‌، برکت‌، سلامتی‌، عشق را مشتاق بشود برای همراهی با من و به دنبال من آمدن.

بنابراین به همه دوستانم که هنوز نمی‌دانند از کجا و چگونه وارد مسیری شوند که‌، امکانات جهان را به خدمت‌شان در می‌آورد‌، به نظر من‌، قدم اول دوره ۱۲ قدم‌، بهترین شروع است.

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

توجه

مشاهده‌ی دیدگاه‌ها، فقط برای دوستانی که عضو سایت هستند‌، امکان‌پذیر است.
برای ورود به سایت یا ساختن حساب کاربری جدید از اینجا وارد سایت شوید.