چند راه کار ساده برای شروع هدفگذاری

تا حالا چند بار تصمیم به کاهش وزن گرفتی؟

چندبار با جدیت باشگاه رفتن و ورزش کردن را شروع کردی؟

چند بار برای ترک سیگار یا هر عادت نامناسبِ دیگری با جدیت قدم برداشتی؟

چند بار برای درس خواندن برنامه ریزی کردی؟

چند بار تصمیم گرفتی از شغلی که نه تنها دوستش نداری بلکه برایت زجر آور شده، بیرون بیایی؟

چند بار آموزش زبان انگلیسی را شروع کرده‌ای و به خودت گفتی، این بار دیگر فرق می‌کند… این تو بمیری از آن تو بمیری ها نیست و …اما نه تنها اتفاقی نیفتاد، بکله دوباره و دوباره همان داستان قبلی تکرار شد.

این داستان عده‌ی زیادی از آدماست. همیشه تصمیم می‌گیریم، چندبار باشگاه می‌رویم، چند روز رژیم می‌گیریم، چند کتاب آموزش زبان م ی‌خریم، چند برنامه ریزی منظم برای درس خواندن انتخاب می‌کنیم و …

اما خیلی زود همه چیز به همان روند قبلی و عادت‌های روزمره‌ی قبلی برمی گردد. تا آنجا که نه تنها به آن هدف‌ها نرسیده‌ایم، بلکه حتی آن اهداف را به یاد هم نداریم….

موضوع مهمی که فراموش کرده‌ایم، این است که هدفگذاری و ماجرای رسیدن به اهداف، خیلی بیشتر از یک تصمیم یا برنامه ریزی سخت و پر از تلاش فیزیکی است.

هدفگذاری یک روند لذت بخش درونی است که اول از همه  تحولی در ذهن و درون رخ می‌دهد، سپس نمود آن به شکل اشتیاق، انگیزه، ایده، حرکت و تعهد برای به انجام رساندن کار، خودش را نشان می‌دهد.

روندی است که درباره اهدافمان به وضوح می‌رسیم. خود و باورهایمان را می‌شناسیم. قوانین جهان را درک می‌کنیم و باورهای قدرتمند کننده و هماهنگ با اهدافمان را می‌سازیم و به واسطه آنها، خود را در مداری قرار می‌دهیم که دستان خداوند به شکل ایده‌ها، شرایط، راهکارها و افرادی  ملاقات می‌کنیم که در نهایت ما را به هدفمان می‌رساند.

همین کارهای ساده، روندی است که ما را به اهدافمان می‌رساند. روندی است که نه تنها خودمان را رشد می‌دهد، بلکه جهان را رشد می‌دهد زیرا:

“مأموریت اهداف” این است که ما را گسترش دهند، تجربه شور و اشتیاقی سوزان را در ما متولد و موجب شوند هر روز صبح با انگیزه، لذت و لبخندی همیشگی، به زندگی‌مان و چالش‌های جدیدمان، سلام بدهیم…

سید حسین عباس منش

قسمت اول: دو راه کار ساده اما کارا برای شروع هدفگذاری

سه سال پیش، درست در اولین روز از فروردین، سه روز کامل  و متوالی را فقط به شناسایی اهداف جدیدم پرداختم ابتدا اهدافم رادر یک دفترچه زیبا نوشتم، سپس دلایلم را برای داشتن آن اهداف، با جزئیات کامل نوشتم… در واقع برای خودم یک دوره هدفگذاری برگزار کردم… این کاری است که هر سال انجام می دهم…

امروز بصورت اتفاقی آن دفترچه را در میان کتابهایم دیدم… شروع به ورق زدن و خواندن آنچه که در این دفترچه نوشته بودم، کردم… نکته جالب ماجرا آنجا بود که دیدم دستاردهایی که الان دارم حتی بیشتر از آن چیزی است که در آن دفترچه نوشته بودم…

فکر می کنید چند درصد از افراد این کارِ ساده را که من انجام داده ام، برای اهدافشان انجام می دهند؟

قول می دهم ۹۵ درصد از افراد حتی به درستی نمی دانند که چه می خواهند؟

نتیجه همین کار ساده، یعنی نوشتن چیزهایی که می خواهید و نوشتن دلایلی که برای خواستنِ آنها دارید، شما را متمایز از ۹۵ % از افراد می کند… امتحانش کنید، شگفت زده خواهید شد…

یا همین دو کارِ ساده، ۲ قانون مهم را به کار می گیرید، که شما را به خواسته هایتان می رساند:

قانون اول:

خداوند دقیقاً به همان اندازه از خواسته‌های تان باخبر است که خودتان از آن خبر دارید… وقتی اهداف تان را بصورت واضح و دقیق می نویسید، یعنی خداوند را از خواسته تان باخبر می کنید..

قانون دوم:

وقتی دلایل خود را برای داشتن آن اهداف می نویسید، مهم ترین قانون جهان یعنی “قانون توجه” را به خدمتِ خود می گیرید... یعنی به خواسته تان توجه می کنید… یعنی فرکانس هایی به جهان ارسال می کنید که شما را در مداری قرار می دهد که در آن مدار دستانِ خداوند را به شکل افراد، شرایط، ایده ها و راهکارهایی ملاقات می کنید که شما را به هدف تان می رسانند…

یادتان باشد، “قانون توجه” شما را در خط شروعِ مسیری قرار می دهد که خواسته ی شما آنجاست… و باعث می شود دیگر زمان و انرژی خود را در مسیرهای انحرافیِ دیگر هدر ندهید…

سید حسین عباس منش

قسمت دوم: چگونه ایده ای کارا برای رسیدن به هدف مان بیابیم؟

وقتی پیرامون عواملی که ثروتمندان را ثروتمند ساخته، تحقیق می کردم، متوجه شدم تمامی افراد موفق و ثروتمند، همواره چه در حال کار کردن باشند و چه مشغول تفریح، همواره با دوستان شان از چیزی حرف می زنند که می خواهند… به وفور می توانید این افراد را در مکان هایی مثل استخر و سایر مکان های تفریحی عمومی بیابید…

این موضوع سرنخ هایی کارا در مورد موفقیت به من داد و مرا واداشت که دیدگاه های قرآن، قوانین کیهانی و تجربه افراد موفق مختلف را در مورد “قدرت کلام” در مقایسه با سایر روش هایی مثل تجسم کردن، نوشتن و …  بررسی کنم..

نتیجه این بود که:

وقتی از خواسته تان حرف می زنید، فرکانسی را ارسال می کنید که شما را در مداری قرار می دهد و با ایده ها، راهکارها و افرادی ملاقات می کنید که جهان از قبل برایتان فراهم کرده است… زیرا برای جهان، هیچ فرکانسی قدرتمند تر از “قدرت کلام” نیست…

برای رسیدن به اهداف تان نیاز به ایده های پیچیده یا انجام کارهای پیچیده و خاص ندارید... تمام خواسته های شما، از قبل در جهان پدید آمده است… فقط کافی است با خواسته تان هم مدار و هم فرکانس شوید…

من با افراد موفق زیادی روبرو شده ام که در این موضوع به شدت اتفاق نظر داشتند که : همیشه حین حرف زدن درباره خواسته هایمان، ایده ها و راهکارهای لازم  نیز پیدایشان شده است... من نیز این را تایید می کنم زیرا تمام ایده هایی که مرا به موفقیت رسانده، همیشه در حین صحبت از خواسته هایم، پیدایشان شده است…

این سوال را از خود بپرسید:

در طول روز در مورد چه موضوعاتی صحبت می کنید؟ آنچه می خواهید؟… یا آنچه نمی خواهید.. در هر صورت همان چیزی را تجربه خواهید کرد که درباره اش صحبت می کنید…

اهدافت را مشخص کنید…. درباره اش با خودتان یا فردی که با شما هم عقیده است صحبت کنید تا سر و کله ایده ها هم پیدا شود…

سیدحسین عباس منش

قسمت سوم: چگونه انگیزه لازم برای حرکت در مسیر هدف را ایجاد کنیم؟

برای داشتن تجربه بهتر از زندگی، حال تجربه موقعیت مالی بهتر، روابط بهتر یا وضعیت جسمانی بهتر، شادی و آرامش بیشتر و…، مهم ترین کار این است که به شناخت بهتری از خودمان برسیم… یعنی با ریز بینی، با دقیق شدن در خودمان، با نفوذ به لایه های پنهان ذهن مان، باورهایی را بشناسیم که زندگی کنونی ما را رقم زده است… تا قادر به ساختن باورهایی شویم که نتیجه ای متفات از اکنون را رقم بزند…

این مهم ترین مرحله ای است که در دوره هدف گذاری، می گذرانید… انجام پرسش ها و تمریناتی که در دوره هدفگذاری طراحی کرده ام ، به افراد کمک می کند ابتدا خودشان را بشناسند، سپس مرحله ی بعدی یعنی شناخت اهداف واقعی و راههای رسیدن به آن را بیاموزند…

زیرا مهم تر از شناسایی اهداف، رسیدن به شناختی کامل از خودمان است… پیشرفت های زندگیِ من همواره زمانی بوده که توانستم باوری را در خودم شناسایی کنم که مرا در آن مرحله متوقف نموده بود…

به همین دلیل پیشنهاد می کنم اگر از دوره هدفگذاری استفاده می کنید، حتما مانند من، لااقل یک بار در سال این دوره را بگذرانید… همین کار ساده باعث می شود که هرگز در زندگی متوقف نشوید…

خیلی وقت ها افراد زیادی می گویند” فلان خواسته را دوست دارم اما نمی دانم به صلاحم هست یا نه؟”… این سوال یک نشانه پر رنگ از این است که :

افراد هنوز در مورد هدف شان به وضوح نرسیده اند… پس قانون این است که هدف وقتی محقق می شود که در مورد آن وضوح کامل داشته باشیم… خداوند وقتی از خواسته ی ما با خبر می شود که خودمان درباره اش به وضوح کامل می رسیم…

رسیدن به وضوح کامل درباره هدف، موجب می شود که اهداف واقعی تان را از هوس های زودگذر تشخیص دهید…

در نتیجه زمان و انرژی خود را در راه هوس های زودگذری که اول با اشتیاق آنها را شروع می کنید اما پس از مدتی نه تنها خبری از آن آنهمه شوق نیست، نه تنها همه چیز فراموش شده، بکله تکرار این تصمیم گرفتن ها و ادامه ندادن ها باوری تضعیف کننده در فرد می سازد که هیچ چیز را در زندگی اش به سرانجام نرساند… همواره در تردید باشد… همواره فقط یک کار را شروع ، چند روز ادامه داده و رها کند…

نهایتاً چون هیچ کاری را انجام نداده، موفقتی هم حاصل نشده و چون موفقتی حاصل نشده، اعتماد به نفس فرد از بین رفته و موجب شده خود را فردی نالایق و ناکارامد بداند… توانمندی هایش را فراموش کند… و مهم تر از همه، خودباوری اش را نابود و خود را در مدار شکست های متوالی قرار دهد…

دومین مرحله ای که در دوره هدف گذاری که فرد را از خطر نابود کردن عزت نفس و خودباوری اش، نجات می دهد: رسیدن به وضوح کامل از توانمندی ها و علایقی در فرد است که موجب شناسایی اهداف واقعی ای می شود که هم جهت با توانمندی و علاقه ی اوست…

این موضوع نه تنها فرد را از افتادن در دام هوس های زودگذر نجات می دهد… بلکه انگیزه لازم برای ماندن و منصرف نشدن را تا آخر مسیر فراهم می کند…

گذراندن این مرحله موجب می شود در مورد اهداف تان و مهم تر از آن تصمیمات اساسی زندگی تان به وضوح کامل انتخاب برسید… ، انجام تمرینات این مرحله از دوره هدفگذاری، شخصیتی مسئولیت پذیر در شما شکل می دهد که در این مورد به وضوح کامل می رسد که

خداوند هرگز برای شما تصمیم نمی گیردخواسته اش، همان خواسته ی شماست... تنها صلاحی که خداوند برای ما در نظر دارد این است که: آنچه را که دوست دارید از زندگی داشته باشید، انتخاب کنید… و مسئولیت انتخاب‌هایتان را بپذیرید… نه تنها  چیزی را از دست نمی دهید، بلکه کمترین نتیجه ی انتخاب کردن، تصمیم گرفتن و اجرای آن تصمیم، رسیدن به وضوح کامل در مورد خواسته های تان است…

و همواره ، وضوح کامل در مورد اهداف، مهم ترین بخش از روند پیشرفت های زندگی شماست… همان چیزی که هم شما را به سمت شناسایی اهداف واقعی تان می برد و هم همواره انگیزه لازم برای رسیدن به آن اهداف را در شما ایجاد می کند…

سید حسین عباس منش

 

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1623 دیدگاه‌

محبوب‌ترین دیدگاه‌ها

با امتياز دادن به ديگر نظرات، آنها را محبوب كنيد

دیدگاه خود را ارسال کنید

مایل به شرکت در بحث هستید؟
در صورت تمایل مشارکت کنید!
قبل از ارسال دیدگاه قوانین را مطالعه کنید.

پاسخ دهید

  1. رضا محمدی
    رضا محمدی says:
    مدت عضویت: 37 روز
    تعداد دیدگاه‌ها: 1 دیدگاه

    با سلام به استاد و خانواده صمیمی عباس منش

    من درمورد اهدافم نیاز به راهنمایی دارم
    من ۲۷ سال سن دارم و بسیار عمرم را هدر داده ام و….
    از نظر ثروت خاسته های زیادی دارم اما از نظر شغل هدفی دارم که همیشه دوست داشتم به آن برسم و آن این بود که همیشه دوست داشتم سخنران یا نویسنده یا روانشناس باشم
    درمورد سخنران بودن خیلی وقت ها قبل خواب تصور میکردم که سخنرانی انگیزشی هستم و در حال صحبت هستم منتها بعدها از خود پرسیدم آیا من استعداد آن را دارم؟ و جوابی که ذهنم داد این بود که صدای من مناسب سخنران شدن نیست چون در دوران تحصیل هر موقع میخاستم انشا یا کتابی را بخوانم بعد مدتی گلوم خارش می گرفت و صدایم خش پیدا میکرد و مجبور میشدم چند دقیقه مکس کنم بعد باز ادامه دهم و این باور را در من ساخته که من استعداد آن را ندارم و خیلی دوست داشتم میتوانستم مثلا مثل آقای عباس منش یا خانم شبخیز که تجربه خود را گفته بودن و در تلگرام دانلود کردم بسیار شیوا و عالی صحبت کنم اما این استعداد را در خود ندیدم

    در مورد نویسندگی هم باز وقتی نوشته های زیبای افراد را میخوانم متوجه میشوم که آنها بسیار زیبا و خلاقانه مینویسند و باز حس میکنم من استعداد آن ها را ندارم

    تنها روانشناسی ماند که هم شنونده پر حوصله ای هستم هم اینکه بسیار خوب میتوانم در دیگران تاثیر بگذارم و از افراد مختلف شنیدم که گفتن تو میتوانی روانشناس موفقی شوی

    منتها چند سال پیش دانشگاه آزاد رفتم و بعد چون هم سرکار میرفتم هم کار تا بتوانم شهریه پرداخت کنم و کارم آن موقع به گونه ای بود که نمیتوانستم کلاس ها را بروم هم مشروط میشدم هم اینکه بسیاری از اساتید بعد از چند جلسه غیبت حذفم میکردن ، بعد دو ترم متوجه شدم که اینگونه پیش روم به جای اینکه در چهار سال لیسانس بگیرم باید هشت سال درس بخوانم و این موضوع باعث شد شکست را بپذیردم و ترک تحصیل کنم

    و این موضوع چنان تاثیری روی من گذاشت که بعد مدتی حتی کار را هم رها کردم و الان حدود دوسال هست که خانه نشین شده بودم
    در مورد قانون جذب هم از خیلی وقت پیش مطالعه زیاد میکردم و اطلاعاتم زیاد بود اما مدت کوتاهی انجام میدادم و بعد رها میکردم اما بعد از آشنایی با این سایت و گوش دادن به فایل های رایگان این انگیزه در من بوجود آمده و تعهد به خود دادم که هر طور شده باید ثروتمند شوم چون تازه فهمیدم که همه چیز به باور هست

    و در همین چند روز اول و بعد تعهد و خوب کردن احساس قانون برایم جواب داده و دو اتفاق جالب را جذب کردم یکی این بود که من از خودم پرسیدم از نظر ظاهری چگونه باشم و یک تصویر از آنچه ایده آل بود برایم تصور کردم از لباس که دوست دارم بخرم و اینکه در ذهن گفتم که ادکلن هم میخام و دقیقا روز بعد شخصی که تا به حال به من هدیه نداده بود برایم یک ادکلن هدیه آورد و بعد آن شخصی چهارصد هزار تومان به عنوان عیدی به کارتم واریز کرد در حالی که قبلا به من عیدی نداده بود و خدا را بسیار شاکرم

    خیلی دوست دارم که بتوانم قانون آفرینش و روانشناسی ثروت را خرید کنم و امید دارم که روزی
    پول آن برایم فراهم شود و آن را تهیه کنم

    در حال حاضر مسئله این هست که نمیدانم چطوری استارت بزنم و چکاری باید انجام دهم
    و اینکه نمیدانم همانطور که میشود با تغییر باور ثروتمند شد ممکنه بتوانم مثلا روزی سخنران هم شوم؟ چون یک استعداد ذاتی هست به نظرم
    و اینکه بعد از صحبت استاد در یکی از فایل ها که گفتند که به درد و دل نباید گوش دهیم به روانشناس شدنم شک کردم ، چون کار روانشناس این هست که افراد می آیند و مشکل خود را میگویند

    اما با وجود اینکه تا قبل تعهد برای ثروتمند شدنم حس خوبی داشتم که در تلگرام به دیگران گوش بدم و با صبر و حوصله به آنها روحیه بدهم و در آن ها باور مثبت ایجاد کنم کلا تلگرامم را حذف کردم که کلا رابطه ام با این افراد قطع شود و با شماره ای جدید باز. وارد تلگرام شدم تا فقط کانال استاد را داشته باشم

    و اینکه لازم هست بسیار روی باورهایم کار کنم چون بخاطر تجربه قبل که مجبور به ترک تحصیل شدم ی احساسی بهم میگه نمیشه هم دانشگاه رفت هم همزمان پولدار شد و باید از دانشگاه رفتن بگذرم و فقط تمرکز کنم و ایده ای پیدا کنم که ثروتمند شوم چون اگر بخواهم روانشناس موفق شوم لازم هست که فوق لیسانس یا دکترا بگیرم و معدل خوبی داشته باشم که مجوز مطب زدن بدهند و از طرفی من ۲۷ سال سن دارم هشت سال وقت بگذارم ۳۵ ساله میشم
    در حالی که در این هشت سال میتوانم کار کنم و پله پله سطل آبم که استاد گفتن را بزرگتر کنم اما نمیدانم از کارهای دیگر هم میتوانم مثل رشته ای که همیشه به آن علاقه مند بودم لذت ببرم یا نه ؟

    و اینکه بخاطر صحبت استاد که گفتن درد و دل شنیدن بدبختی میاره کلا دو دل شدم به رشته ای که همیشه دوست داشتم و از آن لذت میبردم

    در صورت امکان راهنمایی کنید سپاس فراوان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:

  2. نرگس مهربان
    نرگس مهربان says:
    مدت عضویت: 35 روز
    تعداد دیدگاه‌ها: 1 دیدگاه

    سلام دوستان عزیز..من تازه با استاد عزیز اشنا شدم و خدارو شاکرم که منو با ایشان اشنا کرد..من از کلامشون واقعا انرژی پیدا میکنم..مهمترین چیزی که فهمیدم این بود همه چیز به باور منه که زندگیمو تشکیل داده و باید باورامو عوض کنم تا تو زندگیم تحولی که میخوام رو داشته باشه..دومین چیز اساسی و مهم و جادویی و اینکه در زمان حال زندگی کنم نه برای گذشته نه برای اینده..فقط در زمان حال تا احساس خوشبختی کنم..سومین چیزی که شگفت زده ام کرد این بود که خودمو برای همه چیز ببخشم و دوست داشته باشم و باور کنم که ارزشمندترین چیز روی زمینم…و چهارمین و اخرین اینکه دایما در حال فرستادن فرکانس های مثبت باشم و خوب فکر کنم و همه چیز رو زیبا ببینم زیبا حرف بزنم زیبا بشنوم..و در اخر برای همه اینها از خدای متعال دایما در حال سپاسگذاری باشم..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:

  3. مرضیه صوفی
    مرضیه صوفی says:
    مدت عضویت: 49 روز
    تعداد دیدگاه‌ها: 1 دیدگاه

    سلام صبح بخیر تازه وارد شدم وخداوند سپاسگذارم که وارد این خانواده شدم اقای عباس منش از خداوند بخاطر دلت بزرگتون که اطاعاتون در اختیار هموطنانتون گذشت تا به موفقیت برسه بهترینا روخواستارم انشالله خداوند همیشه پشت وپناهتون باشه با تشکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:

  4. احسان مختاری
    احسان مختاری says:
    مدت عضویت: 488 روز
    تعداد دیدگاه‌ها: 10 دیدگاه

    با‌سلام‌وتشکر‌از‌استاد‌عزیزم‌و‌در‌این‌سه‌فایل‌فوق‌العاده‌که‌واقعا‌‌ارزشش‌را‌داره‌که‌‌انسان‌را‌به‌تعالی‌روح‌میرسونه‌و‌واقعا‌من‌‌فهمیدم‌‌که‌به‌قول‌فلورانس‌اسکاول‌شین‌کلام‌تو‌عصای‌معجزه‌گر‌تو‌‌و‌نقل‌قولی‌از‌انجیل‌که‌از‌انچه‌
    میگویید‌بر‌شما‌حکم‌رانده‌میشود‌‌سپاسگذارم‌از‌الهامات‌و‌کمکهای‌بسیار‌شما‌در‌راه‌رسیدن‌‌به‌سلامتی‌شادی‌و‌خارج‌شدن‌از‌دغدغه‌های‌فکری‌و‌ازاد‌شدن‌فکروروح‌سپاسگذارم‌این‌همراهی‌با‌شما‌‌کوادر‌ملیونها‌می‌ارزه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:

  5. ترانه مرندي
    ترانه مرندي says:
    مدت عضویت: 112 روز
    تعداد دیدگاه‌ها: 67 دیدگاه

    در قران خدا گفته است چه بسیار خواسته هایی که به سود شماست و آن را نمی خواهید یا چه بسیار خواسته هایی که می خواهید اما به سود شما نیست.
    این که هدفی داشته باشیم و آن را دنبال کنیم می تواند مسیر وروش ما اشتباه باشد نه اینکه خواسته اشتباه باشد . به فرض خواسته اشتباهی هم باشد با ایمان و یاری از خداوند اصلاحش می کنیم که همان تغییر روش هاست .
    پس اگر از راهی به نتیجه ای نرسیدیم یا خدا به ما آن را نداد یا باید خواسته و هدفمان را اصلاح کنیم یا روش را بهتر را انتخاب کنیم.
    طبق تجربه من خواسته هایی داشتم که خدا بهم نداد و من فکر کردم باید انتظارم را کمتر کنم متوجه شدم باز هم به هدفم نمی رسم و در آخر فهمیدم نباید خواسته ام را کوچک کنم باورها و اهدافم را بزرگ کنم . خدا می خواهد چیزهای بهتری بهم بدهد و این قدر نداد تا بالاخره من این نکته را هر چند دیر متوجه شدم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:

  6. مهدی نوری
    مهدی نوری says:
    مدت عضویت: 398 روز
    تعداد دیدگاه‌ها: 42 دیدگاه

    خداوند، گوش ها و چشم ها را در سر قرار داده است
    تا تنها سخنان و صحنه های بالا و والا را جست و جو کنیم . . .

    پروردگارا تو را سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم 😀

    سلام خدمت استاد عزیزم

    و سلامی خدمت شما همفرکانسی عزیز

    فایل رایگان هدف گزاری قسمت اول :

    سلام ، الان که دارم این فایل رو مینویسم یک ساعت مانده تا تاریخ ۲۲ بهمن ۹۵ ، فکرم از صبح تا الان مشغول بود در مورد هدف گزاری برای سال ۹۶ که چگونه دقیق و راحت برنامه ریزی و هدف گزاری کنم.

    که یهویی یادم امد استاد هم چنین فایلی داشتند که من چند سال پیش دان کرده بودم پس سریع سرچ کردم و شروع کردم به گوش دادن .
    با اینکه زمان این فایل کم بود ولی استاد چندید سوالاتی پرسیدن که خیلی دوست دارم جواب بدم تا راهکاری برای من پیدا شود.

    سوال اول : ما با چه تکنیک های میتوانیم به خواسته هایمان توجه کنیم ؟

    در جواب میتوانم بگویم که ۱- صدای خودمونو ضبط کنیم ۲- عکسشو بگیریم ۳- بنویسیمشون ۴- با خودمان در مورد اهدافمان حرف بزنیم

    سوال دوم : چطوری میتوانیم فرکانسی مناسب برای خواسته هایمان ایجاد کنیم ؟

    در جواب میتوانم بگویم که ۱- شکر گزار خدا و احساس سپاسگزاری ۲- احساس خوب داشتن و توجه کدن به زیبایی های اطراف ۳- توجه کردن به داشته ها و سپاسگزار انها بودن ۴- احساس کنیم انرا به دستش آوردیم

    سوال سوم : چطور میتوانم توجه مناسب تری به خواسته هایم داشته باشم ؟

    در جواب میتوانم بگویم ۱- با تجسم کردن آن ۲- احساس کنیم آنرا داریم و داریم از آن لذت میبریم ۳- تخته آرزو ها ۴- نوشتن آن و یا سناریو

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:

  7. ترانه مرندي
    ترانه مرندي says:
    مدت عضویت: 112 روز
    تعداد دیدگاه‌ها: 67 دیدگاه

    در مورد فایل اول من فکر می کنم تمرین روی باورها موثر است هر چه بیشتر باور کنیم سریع تر نتیجه می گیریم .
    اگر باورهایمان درست تر باشند و اشکالی نباشد سریع تر و بهتر نتیجه می دهند. در مورد فایل دوم هم نظر جناب عباس منش به نظرم بهتر از تجسم است . چون در اکثر زمان ها به راحتی قابل انجام است و نیاز به شرایط خاصی ندارد . در تجسم من قبلا مسیر رسیدن به خواسته را بهش فکر می کردم که خودش مقاومت ایجاد می کند . الان می بینم بهتر است خودمان را در وضعیت ی مجسم کنیم من به خواسته خود رسیده ایم.
    استخاره اگر معتقد نیستیم اصلا انجام ندهیم . البته من فکر می کنم خدا می خواهد خودمان مسیر زندگیمان را انتخاب کنیم نه این که با تسبیح شیر یا خط بکنیم . برای خودم هم پیش. آمد که برای یک موضوع مهم استخاره کردم و دقیقا برعکس شد و من با انجام آن کار دچار گرفتاری شدم . و فکر می کنم اصلا درست نباشد حتی در شرایطی که تردید داریم استخاره نکنیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:

بارگذاری دیدگاه‌های دوستان...