چند راه کار ساده برای شروع هدفگذاری

تا حالا چند بار تصمیم به کاهش وزن گرفتی؟

چندبار با جدیت باشگاه رفتن و ورزش کردن را شروع کردی؟

چند بار برای ترک سیگار یا هر عادت نامناسبِ دیگری با جدیت قدم برداشتی؟

چند بار برای درس خواندن برنامه ریزی کردی؟

چند بار تصمیم گرفتی از شغلی که نه تنها دوستش نداری بلکه برایت زجر آور شده، بیرون بیایی؟

چند بار آموزش زبان انگلیسی را شروع کرده‌ای و به خودت گفتی، این بار دیگر فرق می‌کند… این تو بمیری از آن تو بمیری ها نیست و …اما نه تنها اتفاقی نیفتاد، بکله دوباره و دوباره همان داستان قبلی تکرار شد.

این داستان عده‌ی زیادی از آدماست. همیشه تصمیم می‌گیریم، چندبار باشگاه می‌رویم، چند روز رژیم می‌گیریم، چند کتاب آموزش زبان م ی‌خریم، چند برنامه ریزی منظم برای درس خواندن انتخاب می‌کنیم و …

اما خیلی زود همه چیز به همان روند قبلی و عادت‌های روزمره‌ی قبلی برمی گردد. تا آنجا که نه تنها به آن هدف‌ها نرسیده‌ایم، بلکه حتی آن اهداف را به یاد هم نداریم….

موضوع مهمی که فراموش کرده‌ایم، این است که هدفگذاری و ماجرای رسیدن به اهداف، خیلی بیشتر از یک تصمیم یا برنامه ریزی سخت و پر از تلاش فیزیکی است.

هدفگذاری یک روند لذت بخش درونی است که اول از همه  تحولی در ذهن و درون رخ می‌دهد، سپس نمود آن به شکل اشتیاق، انگیزه، ایده، حرکت و تعهد برای به انجام رساندن کار، خودش را نشان می‌دهد.

روندی است که درباره اهدافمان به وضوح می‌رسیم. خود و باورهایمان را می‌شناسیم. قوانین جهان را درک می‌کنیم و باورهای قدرتمند کننده و هماهنگ با اهدافمان را می‌سازیم و به واسطه آنها، خود را در مداری قرار می‌دهیم که دستان خداوند به شکل ایده‌ها، شرایط، راهکارها و افرادی  ملاقات می‌کنیم که در نهایت ما را به هدفمان می‌رساند.

همین کارهای ساده، روندی است که ما را به اهدافمان می‌رساند. روندی است که نه تنها خودمان را رشد می‌دهد، بلکه جهان را رشد می‌دهد زیرا:

“مأموریت اهداف” این است که ما را گسترش دهند، تجربه شور و اشتیاقی سوزان را در ما متولد و موجب شوند هر روز صبح با انگیزه، لذت و لبخندی همیشگی، به زندگی‌مان و چالش‌های جدیدمان، سلام بدهیم…

سید حسین عباس منش

قسمت اول: دو راه کار ساده اما کارا برای شروع هدفگذاری

سه سال پیش، درست در اولین روز از فروردین، سه روز کامل  و متوالی را فقط به شناسایی اهداف جدیدم پرداختم ابتدا اهدافم رادر یک دفترچه زیبا نوشتم، سپس دلایلم را برای داشتن آن اهداف، با جزئیات کامل نوشتم… در واقع برای خودم یک دوره هدفگذاری برگزار کردم… این کاری است که هر سال انجام می دهم…

امروز بصورت اتفاقی آن دفترچه را در میان کتابهایم دیدم… شروع به ورق زدن و خواندن آنچه که در این دفترچه نوشته بودم، کردم… نکته جالب ماجرا آنجا بود که دیدم دستاردهایی که الان دارم حتی بیشتر از آن چیزی است که در آن دفترچه نوشته بودم…

فکر می کنید چند درصد از افراد این کارِ ساده را که من انجام داده ام، برای اهدافشان انجام می دهند؟

قول می دهم ۹۵ درصد از افراد حتی به درستی نمی دانند که چه می خواهند؟

نتیجه همین کار ساده، یعنی نوشتن چیزهایی که می خواهید و نوشتن دلایلی که برای خواستنِ آنها دارید، شما را متمایز از ۹۵ % از افراد می کند… امتحانش کنید، شگفت زده خواهید شد…

یا همین دو کارِ ساده، ۲ قانون مهم را به کار می گیرید، که شما را به خواسته هایتان می رساند:

قانون اول:

خداوند دقیقاً به همان اندازه از خواسته‌های تان باخبر است که خودتان از آن خبر دارید… وقتی اهداف تان را بصورت واضح و دقیق می نویسید، یعنی خداوند را از خواسته تان باخبر می کنید..

قانون دوم:

وقتی دلایل خود را برای داشتن آن اهداف می نویسید، مهم ترین قانون جهان یعنی “قانون توجه” را به خدمتِ خود می گیرید... یعنی به خواسته تان توجه می کنید… یعنی فرکانس هایی به جهان ارسال می کنید که شما را در مداری قرار می دهد که در آن مدار دستانِ خداوند را به شکل افراد، شرایط، ایده ها و راهکارهایی ملاقات می کنید که شما را به هدف تان می رسانند…

یادتان باشد، “قانون توجه” شما را در خط شروعِ مسیری قرار می دهد که خواسته ی شما آنجاست… و باعث می شود دیگر زمان و انرژی خود را در مسیرهای انحرافیِ دیگر هدر ندهید…

سید حسین عباس منش

قسمت دوم: چگونه ایده ای کارا برای رسیدن به هدف مان بیابیم؟

وقتی پیرامون عواملی که ثروتمندان را ثروتمند ساخته، تحقیق می کردم، متوجه شدم تمامی افراد موفق و ثروتمند، همواره چه در حال کار کردن باشند و چه مشغول تفریح، همواره با دوستان شان از چیزی حرف می زنند که می خواهند… به وفور می توانید این افراد را در مکان هایی مثل استخر و سایر مکان های تفریحی عمومی بیابید…

این موضوع سرنخ هایی کارا در مورد موفقیت به من داد و مرا واداشت که دیدگاه های قرآن، قوانین کیهانی و تجربه افراد موفق مختلف را در مورد “قدرت کلام” در مقایسه با سایر روش هایی مثل تجسم کردن، نوشتن و …  بررسی کنم..

نتیجه این بود که:

وقتی از خواسته تان حرف می زنید، فرکانسی را ارسال می کنید که شما را در مداری قرار می دهد و با ایده ها، راهکارها و افرادی ملاقات می کنید که جهان از قبل برایتان فراهم کرده است… زیرا برای جهان، هیچ فرکانسی قدرتمند تر از “قدرت کلام” نیست…

برای رسیدن به اهداف تان نیاز به ایده های پیچیده یا انجام کارهای پیچیده و خاص ندارید... تمام خواسته های شما، از قبل در جهان پدید آمده است… فقط کافی است با خواسته تان هم مدار و هم فرکانس شوید…

من با افراد موفق زیادی روبرو شده ام که در این موضوع به شدت اتفاق نظر داشتند که : همیشه حین حرف زدن درباره خواسته هایمان، ایده ها و راهکارهای لازم  نیز پیدایشان شده است... من نیز این را تایید می کنم زیرا تمام ایده هایی که مرا به موفقیت رسانده، همیشه در حین صحبت از خواسته هایم، پیدایشان شده است…

این سوال را از خود بپرسید:

در طول روز در مورد چه موضوعاتی صحبت می کنید؟ آنچه می خواهید؟… یا آنچه نمی خواهید.. در هر صورت همان چیزی را تجربه خواهید کرد که درباره اش صحبت می کنید…

اهدافت را مشخص کنید…. درباره اش با خودتان یا فردی که با شما هم عقیده است صحبت کنید تا سر و کله ایده ها هم پیدا شود…

سیدحسین عباس منش

قسمت سوم: چگونه انگیزه لازم برای حرکت در مسیر هدف را ایجاد کنیم؟

برای داشتن تجربه بهتر از زندگی، حال تجربه موقعیت مالی بهتر، روابط بهتر یا وضعیت جسمانی بهتر، شادی و آرامش بیشتر و…، مهم ترین کار این است که به شناخت بهتری از خودمان برسیم… یعنی با ریز بینی، با دقیق شدن در خودمان، با نفوذ به لایه های پنهان ذهن مان، باورهایی را بشناسیم که زندگی کنونی ما را رقم زده است… تا قادر به ساختن باورهایی شویم که نتیجه ای متفات از اکنون را رقم بزند…

این مهم ترین مرحله ای است که در دوره هدف گذاری، می گذرانید… انجام پرسش ها و تمریناتی که در دوره هدفگذاری طراحی کرده ام ، به افراد کمک می کند ابتدا خودشان را بشناسند، سپس مرحله ی بعدی یعنی شناخت اهداف واقعی و راههای رسیدن به آن را بیاموزند…

زیرا مهم تر از شناسایی اهداف، رسیدن به شناختی کامل از خودمان است… پیشرفت های زندگیِ من همواره زمانی بوده که توانستم باوری را در خودم شناسایی کنم که مرا در آن مرحله متوقف نموده بود…

به همین دلیل پیشنهاد می کنم اگر از دوره هدفگذاری استفاده می کنید، حتما مانند من، لااقل یک بار در سال این دوره را بگذرانید… همین کار ساده باعث می شود که هرگز در زندگی متوقف نشوید…

خیلی وقت ها افراد زیادی می گویند” فلان خواسته را دوست دارم اما نمی دانم به صلاحم هست یا نه؟”… این سوال یک نشانه پر رنگ از این است که :

افراد هنوز در مورد هدف شان به وضوح نرسیده اند… پس قانون این است که هدف وقتی محقق می شود که در مورد آن وضوح کامل داشته باشیم… خداوند وقتی از خواسته ی ما با خبر می شود که خودمان درباره اش به وضوح کامل می رسیم…

رسیدن به وضوح کامل درباره هدف، موجب می شود که اهداف واقعی تان را از هوس های زودگذر تشخیص دهید…

در نتیجه زمان و انرژی خود را در راه هوس های زودگذری که اول با اشتیاق آنها را شروع می کنید اما پس از مدتی نه تنها خبری از آن آنهمه شوق نیست، نه تنها همه چیز فراموش شده، بکله تکرار این تصمیم گرفتن ها و ادامه ندادن ها باوری تضعیف کننده در فرد می سازد که هیچ چیز را در زندگی اش به سرانجام نرساند… همواره در تردید باشد… همواره فقط یک کار را شروع ، چند روز ادامه داده و رها کند…

نهایتاً چون هیچ کاری را انجام نداده، موفقتی هم حاصل نشده و چون موفقتی حاصل نشده، اعتماد به نفس فرد از بین رفته و موجب شده خود را فردی نالایق و ناکارامد بداند… توانمندی هایش را فراموش کند… و مهم تر از همه، خودباوری اش را نابود و خود را در مدار شکست های متوالی قرار دهد…

دومین مرحله ای که در دوره هدف گذاری که فرد را از خطر نابود کردن عزت نفس و خودباوری اش، نجات می دهد: رسیدن به وضوح کامل از توانمندی ها و علایقی در فرد است که موجب شناسایی اهداف واقعی ای می شود که هم جهت با توانمندی و علاقه ی اوست…

این موضوع نه تنها فرد را از افتادن در دام هوس های زودگذر نجات می دهد… بلکه انگیزه لازم برای ماندن و منصرف نشدن را تا آخر مسیر فراهم می کند…

گذراندن این مرحله موجب می شود در مورد اهداف تان و مهم تر از آن تصمیمات اساسی زندگی تان به وضوح کامل انتخاب برسید… ، انجام تمرینات این مرحله از دوره هدفگذاری، شخصیتی مسئولیت پذیر در شما شکل می دهد که در این مورد به وضوح کامل می رسد که

خداوند هرگز برای شما تصمیم نمی گیردخواسته اش، همان خواسته ی شماست... تنها صلاحی که خداوند برای ما در نظر دارد این است که: آنچه را که دوست دارید از زندگی داشته باشید، انتخاب کنید… و مسئولیت انتخاب‌هایتان را بپذیرید… نه تنها  چیزی را از دست نمی دهید، بلکه کمترین نتیجه ی انتخاب کردن، تصمیم گرفتن و اجرای آن تصمیم، رسیدن به وضوح کامل در مورد خواسته های تان است…

و همواره ، وضوح کامل در مورد اهداف، مهم ترین بخش از روند پیشرفت های زندگی شماست… همان چیزی که هم شما را به سمت شناسایی اهداف واقعی تان می برد و هم همواره انگیزه لازم برای رسیدن به آن اهداف را در شما ایجاد می کند…

سید حسین عباس منش

 

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1629 دیدگاه‌

محبوب‌ترین دیدگاه‌ها

با امتياز دادن به ديگر نظرات، آنها را محبوب كنيد

دیدگاه خود را ارسال کنید

مایل به شرکت در بحث هستید؟
در صورت تمایل مشارکت کنید!
قبل از ارسال دیدگاه قوانین را مطالعه کنید.

پاسخ دهید

  1. علی هاشم بیکی
    علی هاشم بیکی says:
    مدت عضویت: 31 روز
    تعداد دیدگاه‌ها: 2 دیدگاه

    سلام
    من حدود یکساله با استاد آشنا شدم و برخی از فایل ها را گوش دادم. اما به تازگی به ایشان ایمان پیدا کردم و در صددم هر چه زودتر دوره ثروت ۱ را تهیه کنم.
    فعلا مشغول دانلود و گوش دادن به فایل های رایگان هستم.
    من فایل تصویری هدفگذاری قسمت ۱ را نتونستم پیدا کنم لطفا مرا راهنمایی کنید.
    باسپاس فراوان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:

بارگذاری دیدگاه‌های دوستان...