چند راه کار ساده برای شروع هدفگذاری

تا حالا چند بار تصمیم به کاهش وزن گرفتی؟

چندبار با جدیت باشگاه رفتن و ورزش کردن را شروع کردی؟

چند بار برای ترک سیگار یا هر عادت نامناسبِ دیگری با جدیت قدم برداشتی؟

چند بار برای درس خواندن برنامه ریزی کردی؟

چند بار تصمیم گرفتی از شغلی که نه تنها دوستش نداری بلکه برایت زجر آور شده، بیرون بیایی؟

چند بار آموزش زبان انگلیسی را شروع کرده‌ای و به خودت گفتی، این بار دیگر فرق می‌کند… این تو بمیری از آن تو بمیری ها نیست و …اما نه تنها اتفاقی نیفتاد، بکله دوباره و دوباره همان داستان قبلی تکرار شد.

این داستان عده‌ی زیادی از آدماست. همیشه تصمیم می‌گیریم، چندبار باشگاه می‌رویم، چند روز رژیم می‌گیریم، چند کتاب آموزش زبان م ی‌خریم، چند برنامه ریزی منظم برای درس خواندن انتخاب می‌کنیم و …

اما خیلی زود همه چیز به همان روند قبلی و عادت‌های روزمره‌ی قبلی برمی گردد. تا آنجا که نه تنها به آن هدف‌ها نرسیده‌ایم، بلکه حتی آن اهداف را به یاد هم نداریم….

موضوع مهمی که فراموش کرده‌ایم، این است که هدفگذاری و ماجرای رسیدن به اهداف، خیلی بیشتر از یک تصمیم یا برنامه ریزی سخت و پر از تلاش فیزیکی است.

هدفگذاری یک روند لذت بخش درونی است که اول از همه  تحولی در ذهن و درون رخ می‌دهد، سپس نمود آن به شکل اشتیاق، انگیزه، ایده، حرکت و تعهد برای به انجام رساندن کار، خودش را نشان می‌دهد.

روندی است که درباره اهدافمان به وضوح می‌رسیم. خود و باورهایمان را می‌شناسیم. قوانین جهان را درک می‌کنیم و باورهای قدرتمند کننده و هماهنگ با اهدافمان را می‌سازیم و به واسطه آنها، خود را در مداری قرار می‌دهیم که دستان خداوند به شکل ایده‌ها، شرایط، راهکارها و افرادی  ملاقات می‌کنیم که در نهایت ما را به هدفمان می‌رساند.

همین کارهای ساده، روندی است که ما را به اهدافمان می‌رساند. روندی است که نه تنها خودمان را رشد می‌دهد، بلکه جهان را رشد می‌دهد زیرا:

“مأموریت اهداف” این است که ما را گسترش دهند، تجربه شور و اشتیاقی سوزان را در ما متولد و موجب شوند هر روز صبح با انگیزه، لذت و لبخندی همیشگی، به زندگی‌مان و چالش‌های جدیدمان، سلام بدهیم…

سید حسین عباس منش

قسمت اول: دو راه کار ساده اما کارا برای شروع هدفگذاری

سه سال پیش، درست در اولین روز از فروردین، سه روز کامل  و متوالی را فقط به شناسایی اهداف جدیدم پرداختم ابتدا اهدافم رادر یک دفترچه زیبا نوشتم، سپس دلایلم را برای داشتن آن اهداف، با جزئیات کامل نوشتم… در واقع برای خودم یک دوره هدفگذاری برگزار کردم… این کاری است که هر سال انجام می دهم…

امروز بصورت اتفاقی آن دفترچه را در میان کتابهایم دیدم… شروع به ورق زدن و خواندن آنچه که در این دفترچه نوشته بودم، کردم… نکته جالب ماجرا آنجا بود که دیدم دستاردهایی که الان دارم حتی بیشتر از آن چیزی است که در آن دفترچه نوشته بودم…

فکر می کنید چند درصد از افراد این کارِ ساده را که من انجام داده ام، برای اهدافشان انجام می دهند؟

قول می دهم ۹۵ درصد از افراد حتی به درستی نمی دانند که چه می خواهند؟

نتیجه همین کار ساده، یعنی نوشتن چیزهایی که می خواهید و نوشتن دلایلی که برای خواستنِ آنها دارید، شما را متمایز از ۹۵ % از افراد می کند… امتحانش کنید، شگفت زده خواهید شد…

یا همین دو کارِ ساده، ۲ قانون مهم را به کار می گیرید، که شما را به خواسته هایتان می رساند:

قانون اول:

خداوند دقیقاً به همان اندازه از خواسته‌های تان باخبر است که خودتان از آن خبر دارید… وقتی اهداف تان را بصورت واضح و دقیق می نویسید، یعنی خداوند را از خواسته تان باخبر می کنید..

قانون دوم:

وقتی دلایل خود را برای داشتن آن اهداف می نویسید، مهم ترین قانون جهان یعنی “قانون توجه” را به خدمتِ خود می گیرید... یعنی به خواسته تان توجه می کنید… یعنی فرکانس هایی به جهان ارسال می کنید که شما را در مداری قرار می دهد که در آن مدار دستانِ خداوند را به شکل افراد، شرایط، ایده ها و راهکارهایی ملاقات می کنید که شما را به هدف تان می رسانند…

یادتان باشد، “قانون توجه” شما را در خط شروعِ مسیری قرار می دهد که خواسته ی شما آنجاست… و باعث می شود دیگر زمان و انرژی خود را در مسیرهای انحرافیِ دیگر هدر ندهید…

سید حسین عباس منش

قسمت دوم: چگونه ایده ای کارا برای رسیدن به هدف مان بیابیم؟

وقتی پیرامون عواملی که ثروتمندان را ثروتمند ساخته، تحقیق می کردم، متوجه شدم تمامی افراد موفق و ثروتمند، همواره چه در حال کار کردن باشند و چه مشغول تفریح، همواره با دوستان شان از چیزی حرف می زنند که می خواهند… به وفور می توانید این افراد را در مکان هایی مثل استخر و سایر مکان های تفریحی عمومی بیابید…

این موضوع سرنخ هایی کارا در مورد موفقیت به من داد و مرا واداشت که دیدگاه های قرآن، قوانین کیهانی و تجربه افراد موفق مختلف را در مورد “قدرت کلام” در مقایسه با سایر روش هایی مثل تجسم کردن، نوشتن و …  بررسی کنم..

نتیجه این بود که:

وقتی از خواسته تان حرف می زنید، فرکانسی را ارسال می کنید که شما را در مداری قرار می دهد و با ایده ها، راهکارها و افرادی ملاقات می کنید که جهان از قبل برایتان فراهم کرده است… زیرا برای جهان، هیچ فرکانسی قدرتمند تر از “قدرت کلام” نیست…

برای رسیدن به اهداف تان نیاز به ایده های پیچیده یا انجام کارهای پیچیده و خاص ندارید... تمام خواسته های شما، از قبل در جهان پدید آمده است… فقط کافی است با خواسته تان هم مدار و هم فرکانس شوید…

من با افراد موفق زیادی روبرو شده ام که در این موضوع به شدت اتفاق نظر داشتند که : همیشه حین حرف زدن درباره خواسته هایمان، ایده ها و راهکارهای لازم  نیز پیدایشان شده است... من نیز این را تایید می کنم زیرا تمام ایده هایی که مرا به موفقیت رسانده، همیشه در حین صحبت از خواسته هایم، پیدایشان شده است…

این سوال را از خود بپرسید:

در طول روز در مورد چه موضوعاتی صحبت می کنید؟ آنچه می خواهید؟… یا آنچه نمی خواهید.. در هر صورت همان چیزی را تجربه خواهید کرد که درباره اش صحبت می کنید…

اهدافت را مشخص کنید…. درباره اش با خودتان یا فردی که با شما هم عقیده است صحبت کنید تا سر و کله ایده ها هم پیدا شود…

سیدحسین عباس منش

قسمت سوم: چگونه انگیزه لازم برای حرکت در مسیر هدف را ایجاد کنیم؟

برای داشتن تجربه بهتر از زندگی، حال تجربه موقعیت مالی بهتر، روابط بهتر یا وضعیت جسمانی بهتر، شادی و آرامش بیشتر و…، مهم ترین کار این است که به شناخت بهتری از خودمان برسیم… یعنی با ریز بینی، با دقیق شدن در خودمان، با نفوذ به لایه های پنهان ذهن مان، باورهایی را بشناسیم که زندگی کنونی ما را رقم زده است… تا قادر به ساختن باورهایی شویم که نتیجه ای متفات از اکنون را رقم بزند…

این مهم ترین مرحله ای است که در دوره هدف گذاری، می گذرانید… انجام پرسش ها و تمریناتی که در دوره هدفگذاری طراحی کرده ام ، به افراد کمک می کند ابتدا خودشان را بشناسند، سپس مرحله ی بعدی یعنی شناخت اهداف واقعی و راههای رسیدن به آن را بیاموزند…

زیرا مهم تر از شناسایی اهداف، رسیدن به شناختی کامل از خودمان است… پیشرفت های زندگیِ من همواره زمانی بوده که توانستم باوری را در خودم شناسایی کنم که مرا در آن مرحله متوقف نموده بود…

به همین دلیل پیشنهاد می کنم اگر از دوره هدفگذاری استفاده می کنید، حتما مانند من، لااقل یک بار در سال این دوره را بگذرانید… همین کار ساده باعث می شود که هرگز در زندگی متوقف نشوید…

خیلی وقت ها افراد زیادی می گویند” فلان خواسته را دوست دارم اما نمی دانم به صلاحم هست یا نه؟”… این سوال یک نشانه پر رنگ از این است که :

افراد هنوز در مورد هدف شان به وضوح نرسیده اند… پس قانون این است که هدف وقتی محقق می شود که در مورد آن وضوح کامل داشته باشیم… خداوند وقتی از خواسته ی ما با خبر می شود که خودمان درباره اش به وضوح کامل می رسیم…

رسیدن به وضوح کامل درباره هدف، موجب می شود که اهداف واقعی تان را از هوس های زودگذر تشخیص دهید…

در نتیجه زمان و انرژی خود را در راه هوس های زودگذری که اول با اشتیاق آنها را شروع می کنید اما پس از مدتی نه تنها خبری از آن آنهمه شوق نیست، نه تنها همه چیز فراموش شده، بکله تکرار این تصمیم گرفتن ها و ادامه ندادن ها باوری تضعیف کننده در فرد می سازد که هیچ چیز را در زندگی اش به سرانجام نرساند… همواره در تردید باشد… همواره فقط یک کار را شروع ، چند روز ادامه داده و رها کند…

نهایتاً چون هیچ کاری را انجام نداده، موفقتی هم حاصل نشده و چون موفقتی حاصل نشده، اعتماد به نفس فرد از بین رفته و موجب شده خود را فردی نالایق و ناکارامد بداند… توانمندی هایش را فراموش کند… و مهم تر از همه، خودباوری اش را نابود و خود را در مدار شکست های متوالی قرار دهد…

دومین مرحله ای که در دوره هدف گذاری که فرد را از خطر نابود کردن عزت نفس و خودباوری اش، نجات می دهد: رسیدن به وضوح کامل از توانمندی ها و علایقی در فرد است که موجب شناسایی اهداف واقعی ای می شود که هم جهت با توانمندی و علاقه ی اوست…

این موضوع نه تنها فرد را از افتادن در دام هوس های زودگذر نجات می دهد… بلکه انگیزه لازم برای ماندن و منصرف نشدن را تا آخر مسیر فراهم می کند…

گذراندن این مرحله موجب می شود در مورد اهداف تان و مهم تر از آن تصمیمات اساسی زندگی تان به وضوح کامل انتخاب برسید… ، انجام تمرینات این مرحله از دوره هدفگذاری، شخصیتی مسئولیت پذیر در شما شکل می دهد که در این مورد به وضوح کامل می رسد که

خداوند هرگز برای شما تصمیم نمی گیردخواسته اش، همان خواسته ی شماست... تنها صلاحی که خداوند برای ما در نظر دارد این است که: آنچه را که دوست دارید از زندگی داشته باشید، انتخاب کنید… و مسئولیت انتخاب‌هایتان را بپذیرید… نه تنها  چیزی را از دست نمی دهید، بلکه کمترین نتیجه ی انتخاب کردن، تصمیم گرفتن و اجرای آن تصمیم، رسیدن به وضوح کامل در مورد خواسته های تان است…

و همواره ، وضوح کامل در مورد اهداف، مهم ترین بخش از روند پیشرفت های زندگی شماست… همان چیزی که هم شما را به سمت شناسایی اهداف واقعی تان می برد و هم همواره انگیزه لازم برای رسیدن به آن اهداف را در شما ایجاد می کند…

سید حسین عباس منش

 

فقط اعضای سایت می توانند دانلود کنند. خوشحال می‌شویم که به ما بپیوندید

دانلود فقط مخصوص اعضا است. خوشحال می شویم اگر عضو هستید، از قسمت و اگر هنوز عضو نشده اید، از ثبت نام استفاده کنید.

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1638 دیدگاه‌

محبوب‌ترین دیدگاه‌ها

با امتياز دادن به ديگر نظرات، آنها را محبوب كنيد

دیدگاه خود را ارسال کنید

مایل به شرکت در بحث هستید؟
در صورت تمایل مشارکت کنید!
قبل از ارسال دیدگاه قوانین را مطالعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

  1. محمدحسين مسلماني نوش ابادي
    محمدحسين مسلماني نوش ابادي says:
    مدت عضویت: 47 روز
    تعداد دیدگاه‌ها: 12 دیدگاه

    سلام به تمامی دوستای گلم واستاد عزیزم اول ازهمه،تشکرکنم ازاستاد وگروهشون بابت این فایل بسیارعالی که حس خیلی خوبی بهم داد
    یکی از دعاهای من به خداوند این هست که خدا ظرف درونم وسیعتر وعمیقتر بکن بعد بصورت اتفاقی یک کیلیپ هایی میبینم یافایل هایی که قبلا دیدم دوباره که گوش میکنم مطالب جدیدی برام دارن ازخدای عزیزم سپاسگزارم
    اما درباره سوال نظربنده چطوری توجه وفکرمون ببریم سمت خواسته هایمان
    ١-باتصویر سازی ،درروز نسبت به هدف ها ورویامون درذهنمان وتخیلمان بسازیمش وازداشتنش لذب ببریم
    ٢-نوشتن،یعنی همان چیزهایی که دوست داریم بهش برسیم بیاییم مثل یک نامه برای خودمان بنویسیم
    ٣-عکس گرفتن،ازاهدافمون مثل ماشین یاهرچیزدیگه ای که هست عکس داشته باشیم ودرجاهایی قرار بدیم که طول روز بیشترین برخوردو داشته باشیم مثل صفحه گوشی یا روی میزدرمحل کار ،خانم های خانه دار عکس هدفشونو بچسبانن به دریخچال ،کسانی که اکثر اوقات درماشین هستن مثل رانندگاه تاکسی روی صفحه کیلومتر و…
    ۴-ازخودشون سوال کنن بطور مثال
    اگه فلان چیزو بدست بیارم چه حسی بهم دست میده
    فلان چیزو بدست اوردم اول بکی خبرمیدم چطور بیانش میکنم
    فلان چیز بدست بیارم چه کار معنوی باهاش انجام میدم
    ۵-بطورمثال رویاشون یک خونه زیبا هستش برن بالا شهرشون درهفته وقت بذارن برن خونه های زیبا رو ببینن لذت ببرن
    ۶-درمورد هدفشون اطلاعات بدست بیارن مثلا ماشین فلان چه امکاناتی داره ،٠تا١٠٠ چندثانیه زمان میبره بادیگران درموردش صحبت کنن و…
    سپاسگزارم که وقت گذاشتید مطالب مطالعه کردین ارزوی بهترین هارا دارم براتون درپناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:

  2. حسن زهانی
    حسن زهانی says:
    مدت عضویت: 281 روز
    تعداد دیدگاه‌ها: 160 دیدگاه

    دوستان توضیحی در مورد مدارها و بهترین فرکانس و نشانه های تجسم عالی و خود فرکانسی و فرکانس مدار مشخص/

    حتما بخونید که کلی کمکتون میکنه/
    (برای درک عمیق و واقعی قضایای مطرح شده گروه)

    به نام خدا عرض سلام /
    این پاسخ ی برای سوال اول استاد در فایل اولشون هستش/(فایل صوتی شماره یک هدف گزاری)

    سوال/ چطور بهترین نحو به مدارمون برسیم و فرکانس مناسب بفرستیم؟/

    پاسخ/
    نکات/
    نکته اول : فردی که داخل یک مدار باشه دقیقا فرکانس همون مدار رو میفرسته/
    نکته دوم: سیستم جهان و خدا بیشتر از ما میخواد به هدف برسیم/
    نکته سوم:هر چیزی از قبل در مداری مشخص که اون مدار فرکانی مشخصی رو داره وجود داره/
    نکته چهارم: هدف نهایی خواسته ها حس خوب هستش/

    توضیح الف / (مقدمه ای از مدار های متوالیی)
    برای رسیدن به یک مدار باید مدار هایی متوالی و پشت سر هم پیموده بشه که همه مدار هایی که باید پیموده بشن
    پیش نیاز رسیدن به مدار اصلی هستند و لازم و ضروری اند/
    هر کدام از این مدار ها ویژگی ها و خصوصیاتی نزدیک به ویژگی های مدار اصلی اند و این ویژگی های مشابه نشان
    دهنده نزدیک تر شدن ما به اون مدار مخصوص هستند.
    هر چه مدار نزدیک تر باشد به مدار اصلی مان که میخواهییم شباهت های زیاد تری به مدار اصلی دارد/
    و از روی همین میزان شباهت های مدارمان میتوانییم بفهمیم اکنون در کدام مدار هستیم/
    و مهم ترین نشانه مدار فعلی ما حس ما نسبت به مدار مون هست حس آرامش رضایت و ایمان و شخصیت درونی/

    نکته مهم ۲/
    ما همواره ثابت هستیم و این مدارات هستند که وارد زندگی ما میشوند/
    که ما از طریق فرکانس ارسالی خود مشخص میکنیم چه مداری رو وارد زندگیمون کنیم/
    مدار ها گیرنده اند و فقط روی فرکانسی مخصوص کوک شده اند/
    بینهایت مدار برای بینهایت انسان وجود دارد/

    توضیحات تکمیلی مدارات/
    مدار ها شامل یک سری اتفاقات مخصوص حالات مخصوص و موارد مخصوص هستند /
    واین مدار ها قدرتی از خود برای ورود به زندگی ما رو ندارند و حتما ما باید فرکانس خاصه مدار مورد نظر رو بفرستیم/
    و اگر فرکانسی رو که برای مدار های بالاتر از حال ماهستند بفرستیم کم کم و گام به گام نردبان مداری رو طی میکنیم /
    تا به مدار دلخواه خودمون برسیم/

    نردبان مداری/
    شامل مجموعه ای از مدارات که برای رسیدن به مدار اصلی باید پیموده بشوند و به اصل تکامل معروف است/

    رزولانس فرکانسی/
    همواه ممکن است زمانی رخ دهد که فرکانس ارسالی ما کاملا مچ با فرکانس در یافتی مدار مخصوص هدف ما باشد/
    اینجاست که مدار هدف فرکانس دریافتی ما رو در یافت میکنه و به سمت ما در حرکت میشه/
    دقیقا همین جاست که نتایج و طرقی نردبان مداری حس میشود و نتایج ظاهر میشوند/

    نکات مهم در مورد انسان/
    انسان همواره یک فرستنده است این گفته نه تنها بنیه های علمی در فیزیک کوانتم دارد بلکه مورد تایید قران است/
    برای همین است که قران همواره بر این تاکید دارد که انسان خود سرنوشت(مدار)خود را مشخص میکند/
    بما کسبت ایدیهم – بما ققدمت ایدیهم – بما کانو یعملون و…/
    انسان وجودی خارق العاده است به صورتی که خداوند در قران خود فرموده/
    و خداوند از روح خود(آگاهی خود) به انسان دمید/
    انسان و جودی و مبدا و قسمتی خدایی در درون خود دارد/
    پیامبر محمد(ع)میفرماید/
    خدا هر انجه بگوید باش میشود و انسان نیز با طی درجات تعالی میتواند بگوید باش تا بشود/
    انسان یک فرستنده است و میتواند مدار های متفاوت رو با توجه به فرکانس ارسالی دریافت کند/
    در مورد قدرت والای انسان در قران فراوان یاد شده مثل همه چیز مسخر انسان است و…/

    نکات مهم در مورد فرکانس /
    فرکانس ها همواره از انسان ها در حال انتشار هستند و همین فرکانس های ارسالی ما مدارات را وارد زندگی میکند/
    فرکانس ها قدرتی برای دفع مدارات ندارند و فقط جذب را صورت میدهند/
    فرکانس ها با جذب مدار جدید باعث خروج از مدار قبلی میشوند/
    فرکانس ها از لحضه تولد در حال انتشار است و علت زیبایی و کمال کودک ها بخاطر مدار قبلی که نزدیک خدا بوده اند /
    وتا هنگام مرگ انسان در حال ارتعاش و ارسال فرکانس است/
    در دین ما نیز این نکته تصدیق میشود که انسان تا قبل مرگ هرچه کرد کرد و بعد از مرگ قدرتی ندارد/

    نحوه تشخیص فرکانس ارسالی/
    افکار و بهتره بگم نقطه تمرکز ما فرکانس ما رو ارسال میکنند /
    و حس ما نیز فیدبکی از ان فرکانس است که برای شناسایی نوع فرکانس ارسالیست/

    زیر بنا/
    زیر بنای تمام قوانین همین یک مبحث است و قوانینی دیگری چون تضاد و رهایی و… بسط داده شده همین قانونند/

    مدیریت فرکانسی/
    شیطان فقط روی فرکانس های ما تاثیر دارد یعنی ذهن ما رو به سمت انچیز که نباید متمرکز میکند/
    و ما با اراده خود قدرت کنترل و تغییر جهت تمرکز و در نهایت تغییر فرکانس ارسالی رو داریم /
    شیطان تغییر میدهد؟؟؟مگر همه چیز دست ما نبود؟؟/
    درست است بله اما بدانیم که این که شیطان بتواند تغییر بدهد رو هم خودمان اجازه دادیم و به سبب تمرکز های قبلی/
    وارد مدارمان کردیم/
    چرا این گفته صحت دارد؟/
    افراد بزرگ دینی ما معصوم نامیده میشوند و به دور از هر نوع خطا که منجر به گناه شود /
    ان ها خیلی خوب از همان ابتدا فرکانس های خود را کنترل میکردند/

    سوالی مطرح میشود /
    اگر از همان ابتدا شیطان در مدار ما نبود و ما در مدار درست بودیم پس چطور شیطان وارد مدارمان شد؟/
    یکی از اساسی ترین قوانین حرکت است از انجایی که انسان دو راه دارد یا پیشرفت حرکت یا پس رفت/
    و رکود معنایی ندارد/
    ما برای حرکت تلاش نکردیم پس به پس رفت دچار شدیم /
    اگر پیشرفت نکنی شک نکن پس رفت میکنی/

    کوک کردن فرکانسی با مدار هدف/

    هر مداری روی فرکانسی کوک است/
    راه ارسال فرکانس نقطه تمرکز و تجسم است که نشانه و صحت فرکانس احساس است/
    اصلا ممکن نیست ما بینهایت فرکانس بفرستیم و مدام احساسمان رو چک کنیم که الان فرکانسمون درسسته یانه/
    چون بینهایت مدار وجود داره و هر مدار فرکانس خاص خودشو/
    پس نه عمر انسان کفایت میکند نه اراده انسان کفاف تست این همه فرکانس رو دارد/

    راه حل چیست/
    کوک فرکانسی راه حل ماست /
    چطور؟چگونه؟ اصلا چیه؟/
    ما باید بدونیم هر مدار ی ویژگی ها و خصوصیات خاص خودشو داره و تمام این ویژگی ها رو به فردی که در اون مدار/
    هست منتقل میکنه/
    مثلا/
    مدار هدف این ویژگی ها رو داره : در امد ۱ ملیون روابط بد بدون ارامش و تهدید و دعوا و…/
    حالا فردی که این مدار وارد زندگیش میشه دقیقا این ویژگی ها رو در زندگی خواهد دید/

    خصوصیاتی که تمام مدار ها دارند /
    ۱- بدیهی کردن خواسته های مورد نظر به دلیل داشتن اون خواسه/
    ۲-خواسه ها و اهداف بزرگ تر ی رو در خود دارند/
    ۳-لذت (حس های) مخصوص ی داره مدار /
    ۴-ایمان قرار داشتن در مدار/
    ۵-شخصیت قدرت مند تر/
    ۶-باور های مشخص/
    ۷-رفتار فیزیکی/

    انتقال خصوصیات/
    و حالا اگر در این مدار قرار بگیریم تمام این خصوصیات به ما منتقل میشه/

    شیوه کوک کردن فرکانسی با مدار هدف/
    ما نمیتونیم روی یک مدار متمر کز بشیم و اون رو وارد زندگیمون کنیم چون ذات این کار پیچیده و غیر قابل تجسمه/
    بهترین راه حل تجسم و تمرکز اون مدار برای وارد کردن مدار به زندگی این هستش که/
    خودمون رو در اون مدار خاص تجسم کنیم زیرا تمام خصوصیات مدار طبق قاعده انتقال خصوصیات /
    با قرار کرفتن ما در اون مدار خاص به ما منتقل میشه و ما با تجسم کردن خودمون در اون مدار با خصوصیات خاصی/
    که اون مدار برای ما منتقل کرده دقیقا فرکانس خاصه اون مدر رو میفرستیم و مچینگ فرکانسی (کوک شدن)و به رزولانس/
    افتادن ما ااستارت میخوره و ما خیلیی معجزه اسا با طی کردن تکامل به مدار مورد نظر میریم/

    نکات مهم/
    نمیشه یک دفعه با یک بار مچینگ فرکانسی پرید توی اون مدار و باید تکامل مون (نردبان مداریمون)طی بشه/

    شرح یک مثال برای درک بیشتر/
    مثلا فردی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:

  3. مرضیه طاهرپور
    مرضیه طاهرپور says:
    مدت عضویت: 368 روز
    تعداد دیدگاه‌ها: 13 دیدگاه

    به نام خدای مهربانم
    فایل تاثیر گذاریه و دیدی تازه نسبت به اعمال و حرفهامون
    زیاد فکر کردم راجبش واولین بارم هست دارم راجب همچین موضوعی با این دیدگاه تفکر میکنم
    من کلأ توی خیلی از زمینه ها چه اعتماد بنفس چه بخشش وقتی میخوام موضوعی رو برای خودم روشن کنم شروع میکنم به حرف زدن با زبون خودم مشکلم یا برنامم رو میگم جوری ک گوش خودمم بشنفه. اینجور وقتا که گوشم مخاطب زبونم هست مسله رو بیشتر به خودم ربط میدم مسولیتشو بیشتر میپذیرم یا اگر قرار باشه خودمو ببخشم مثل دوره اعتماد بنفس با نوع حرف زدنم و بیان کردنش از پسش برمیام. برای هدف گذاری هم ترجیح میدم با خودم صحبت کنم و بگم میخوام خانم مهندس بشم می خوام پروژ ه ای ک روش کار کردم و گسترش بدم ثروت زیاد وارد زندیگم بشه فلان اتوموبیل و داشته باشم میخوام فعالیتهای محیط زیستیمو افزایش بدم و…
    باتشکر از زحمات بی دریغتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:

  4. حمیده محمدخانی
    حمیده محمدخانی says:
    مدت عضویت: 227 روز
    تعداد دیدگاه‌ها: 15 دیدگاه

    با عرض سلام و خدا قوت به گروه فعال و پر انرژی عباس منش..
    من سالها س که مطالعه میکنم و سوالهایی در ذهنم بود و با اشنا شدن با شما به جواب سوالهام رسیدم وانگار تازه متولد شدم یک شخص جدیدی شدم و حس خیلی خوبی دارم انگار که نقشه رسیدن به گنج رو پیدا کردم وباید حرکت کنم ودر مسیر رسیدن به اون گنج قرار بگیرم..تمام فایلها ی رایگان شمارو گوش دادم و مکتوب هم کردم حس شادمانی از درون خودم دارم چیزی که سالها دنبالش بودم.ومطمئنم که مسیر درست رو پیدا کردم و تصمیم دارم دوره روانشناسی ثروت ۱رو تهیه کنم تا مسیر رسیدن به گنج رو کوتاهتر کنم به لطف و یاری خدا..معنی توکل به خدا رو الان میفهمم ..با ارزوی موفقیت روز افزون برای شما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:

  5. علی هاشم بیکی
    علی هاشم بیکی says:
    مدت عضویت: 357 روز
    تعداد دیدگاه‌ها: 11 دیدگاه

    سلام
    من حدود یکساله با استاد آشنا شدم و برخی از فایل ها را گوش دادم. اما به تازگی به ایشان ایمان پیدا کردم و در صددم هر چه زودتر دوره ثروت ۱ را تهیه کنم.
    فعلا مشغول دانلود و گوش دادن به فایل های رایگان هستم.
    من فایل تصویری هدفگذاری قسمت ۱ را نتونستم پیدا کنم لطفا مرا راهنمایی کنید.
    باسپاس فراوان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: