دیدگاه‌های مهدی نوری

  • 245.
    (0) (0)
    1 روز قبل

    دوره چگونه هدف گذاری کنیم و به آن برسیم

    متن بالا پایان تمرین سوال دوم بود انشاللله در متن بعدی در صفحه بعدی در مورد اشتراک ها در اهدافی که کسب کردم و اهدافی که کسب نکردم خواهم نوشت ! خانم شایسته و استاد عزیزم خیلی برای شما خشحال هستم امیدوارم هر جای که هستید ششاد و پیروز و سلامت باشید .
  • 244.
    (0) (0)
    1 روز قبل

    دوره چگونه هدف گذاری کنیم و به آن برسیم

    توضیح کلی و جامع در مورد هدف چهارم من اگر شمایی که داری الان این کامنت منو میخونی ، اون ده قسمت بالای رو هم خوندی توضیحات زیر رو خیلی راحت تر درک میکنی " به نظر من این توضیح میتونه یه الگو کلی برای کار های من باشه که میتونم در مسیر رسیدن به اهدافم ازش استفاده کنم ، البته باید بگم که من هنوز جلسه اول و گوش دادم و به این صورت فعال هستم و دارم نظر میزارم خدا میدونه جلسه های جلو تر چه اتفاقاتی قرار هست که برای من بیافته" هدفی که من به آن رسیدم : 💠 ⬅️کار های اداری من به صورت راحت حل بشه : من توی جلسه پنج روانشناسی ثروت سه که رسیدم اون موضع برای من اتفاق افتاد و همیشه من از همون الگو استفاده میکنم برای اون کار ها تا به الان. : حالا من این نکته رو بگم ، من تازه اون متن بالا رو خلاصه کردم و اگر خوندی اون متن رو متوجه میشی که من در اون مدتی که رفتم تهران و آمدم به کلی هدف ریز و درشت رسیدم " سوالات مربوط به هدف من: 📝📝📝📝📝📝📝 ⚡️⚡️⚡️⚡️⚡️⚡️چیکار های انجام دادم تا به این هدف مورد… .
  • 243.
    (1) (0)
    1 روز قبل

    دوره چگونه هدف گذاری کنیم و به آن برسیم

    سلام دوست عزیزم امیدوارم حالت خوب باشه ببین من جلسه اول گیر کردم اما جمله میتونه این جمله تاکیدی باشه میتونه جملات سپاسگذاری باشه میتونه این باشه که هدف های خودو بنویسی اما توصیه بهتر من به شما این هست که دوباره برگردی و از اول گوش بدی همون جلسه رو همین موفق باشی .
  • 242.
    (0) (0)
    7 روز قبل

    دوره چگونه هدف گذاری کنیم و به آن برسیم

    قسمت دهم اگه بخش های کامنت قبل منو نخوندی پیشنهاد میکنم حتما بخونی چرا که متوجه نمیشی چی ب چیشه :D میدونید من از وقتی که رفتم تهران از تاریخ ۲۷ خرداد ، خیلی چیز ها برای من جالب بود ۱- خط مترو ها : من ساعت شش رسیدم تهران توی همون میدون اینقدر شلوغ بود همه میرفتن سر کار همه با لب خندان و شیک و کیف ب دست ب سمت پیشرفت بودند و توی مترو که سوار شدم ساعت ششش اینقدر شلوغ لود که نگو این یعنی که کار هست ثروت هست نعمت و پول هست فراوانی هست که همه ساعت پنج و شش میرن سر کار ۲- خیابونایی که من میرفتم همشون شلوغ بود و مغازه ها همه باز و خرید وجود داشت خیلی شلوغ بود ۳- اون ماشین ها اون بنگاه ماشین که من دیدم خیلی جالب بود ؛ که طرف یک میلیارد پول سر ماشین شخصی خودش میده و … ۴- خوب میدونید در کل میگم خیلی نعمت و ثروت و فراوانی وجود داره و ما باید باید باید مهاجرت کنیم دیگه یادم نمیاد چی ب چی بود خو بلاصه در همین آخرم تشکر میکنم از تمام کسانی که این دوره را تهیه نکردن و… .
  • 241.
    (0) (0)
    7 روز قبل

    دوره چگونه هدف گذاری کنیم و به آن برسیم

    قسمت نهم خوب در تاریخ ۳۰ من قرار شد برم میدان آزادی دنبال خانواده که بریم جلوی سفارت خوب اون لحظه که ساعت شش بود زنگ زدم به خانواده که بگم کجا هستند و کی میرسند و اونها هم گفتند که ساعت ۸ میرسند خوب من شش و نیم حرکت کردم و تقریبا یک ساعتی توی راه بودم بعد دیدم یک نیم ساعتی وقت دارم و رفتم توی میدان و خیلی برام جالب بود نقشو نگار جالبی برای من داشت ساعت ۸ شد و خانواده من نیامدن :D d خوب وقتی زنگ زدم گفتن هنوز توی راه هستند و یک ساعت دیگه میرسند و من توی میدان بودم ولی گوشیم شارژ تمام کرد خوب منم از ی آقایی مهربونی درخواست کردم و اون آقا قلول کرد و بعد از آن ی چند تا پسر دیگه هم رفتند و به آنها جواب نه داد ؟ واقعا چرا ؟ شاید من ب خدا نزدیک تر ششدم به قول ملاصدرا خداوند همه چیز میشود همه کس را ب شرط باور به شرط پاکی دل به شرط پرهیز از معامله با ابلیس ! خوب خانواده رسیدنند و ما هم با خط مترو رفتیم سمت سفارت اونجا که خواستم کارامو راه بندازم گفتند گواهی ولادت… .
  • 240.
    (0) (0)
    7 روز قبل

    دوره چگونه هدف گذاری کنیم و به آن برسیم

    قسمت نهم اگه بخش های قبلی را نخوندید برای اینکه متوجه بشید من چطور ب سمت های قراوانی و ثروت و کمک های که خدای درون من به من کرد را درک کنید بخض های قبلی را بخونید خوب روز ۲۸ خرداد رسید و من تمام روز رو توی خونه اقوام بودم و فایل هاای استاد را گوش میدادم و به اون کسانی که اونجا بودن هم صحبت میشدیم و متوجه باور های خیلی مخربی از اونها شدم ۱ خوب فردای اونروز ۲۹ مورخ دوشنبه شد صبح بیدار شدم و از اونجای که روضه نبودم صبحانه را خوردم و پیش ب سوی خیابان ولی عصر و ب سوی سفارت استرالیا بچه ها نمیدونم تا حالا سرو کارتون با سفارت خورده و یا نه اما در بعضی سفارت ها واقعا درست جواب نمیدن وقتی من رسیدم سفارت استرالیا ساعت ۹:۱۵ دقیقه بود و من رفتم داخل و یک خانم و آقایی اونجا بودند و من از لایه های امنیتی گذشتم و سوالمو پرسیدم و اون خانم به من توضیح داد و بعد رفت بالا و بعد از چند دقیقه ای برگشت و گفت زنگ بزن شماره پرونده ای که پیش وکیلته را بپرس و به من بگو خوب من هم زنگ… .
  • 239.
    (0) (0)
    7 روز قبل

    دوره چگونه هدف گذاری کنیم و به آن برسیم

    قسمت هشتم ( پاساژ کوروش ) اگه بخش های قبلی رو نخوندین حتما بخونید ب ترتیب که درک کنیدچی شده خوب من رفتم سمت سفارت طبق اون هدایت اما نمیدونستم چیکار کنم امروز هنوز ۲۷ هست خوب ولی اون لحظه هیچ ایده ای نداشتم کجابرم و چیکار کنم و حتی مونده بودم چی بخورم ! خخخ خوب طبق برنامه ای که چیدم باید دوشنبه که تاریخ ۲۹ میشد برم سفارت استرالیا خوب من همون روز ۲۷ رفتم ب سمت شهر زیبا اونم با مترو که استگاه تهران صادقیه بهترین ایستگاه برای پیاده شدنه ! خوب من از اون ایستگاه پیاده شدم و رفتم سراغ ی اقایی که منتظر بود و سوارم کرد و رفتیم زیبا شهر جلوی استانداری ایستاد و من نامهمو مهر کردم ( امیدوارم فردا هم بتونم ببینمش امروز تاریخ ۳۰ خرداد هست ) خوب وقتی برگشتم با همون شخص مونده بودم ک چیکار کنم این در حالی بود که من چمندین بار ب اون فامیلمون که داستانشو نوشتم زنگ زدم ولی جواب نمیداد و سرگردان بودم که برم کدوم هتل تازه خخخ ی حتلی شبی چهارصد هزار تومن رو شبی چهار میلیون تومن خوندم خخخ و یهوی دیدم اون فامیلمون زنگ زد و گت من تا ساعت… .
  • 238.
    (0) (0)
    7 روز قبل

    دوره چگونه هدف گذاری کنیم و به آن برسیم

    قسمت هفتم خوب من طبق گفته های مامور و یا نگهبان که خیلی عزیز هستند برای من من رفتم جلو و ی باجه ای بود با شماره دو ی خانمی بود اونجا و من هم لا همون انرژی مثبت و جمله ای که میخوام عادتم بشه که قبل از هرکارب بگم خدایا خودت درستش کن گفتم و شروع کردم و کامل توضیح دادم و اون خانم منو خیلی با خنده با احساس خوب راهنماییم کرد حتی اون اقایی مهربونی که کنارش بود هم خیلی منو راهنمایی کرد ( این جمله ای هست که بار ها با خودم سر نماز تو خیابان و .. با خودم میگم ای خدای درون من منو ب سمت افراد درست در موقعیت های درست و با شرایط درست هدایت کن ) خوب راهنمایی این ب این صورت بود ، برو سفارت استرالیا و بپرس که ایا سفارت استرالیا اون پاسپرتی که من میخوام تمدید کنم را قبول دارند و یا نه ! خوب من ی جوری هدایت شدم سمت سفارت ( که اگه از خیابان ولی العصر برید با خط بی ارتی پارک ساعی پیاده شید اون طرف پارک ساعی میشه سفارت استرالیا ! )’ ( سفارت افغانستانم سمت خیابان پاکستان هست که میشه استگاه… .
  • 237.
    (0) (0)
    7 روز قبل

    دوره چگونه هدف گذاری کنیم و به آن برسیم

    قسمت ششم خوب این شد که من در تاریخ ۲۶ خرداد ساعت ده شب بیام تهران خوب ما سوار شدیم و اتبوس تقریبا خالی بود و وقتی میبد یزد را رک کردین ی حسی ب من میگفت برو صندلی یک بشین و صندلی یک هم خالی بود ! خوب منم از خدا خواستم من میرم درخواست میکننم و ممنونم که خودت درستش کردی و اون فرد خیلی راحت گفت بله چرا که نه ! خوب در طول مسیر نمیتونستم بخوابم و داشتم باور های جلسه پنج را گوش میدام و هی خوابم میبرد و هی بیدلر میشدم بگزریم قبل از عوارضی ی چند تا مامور پلیس که نمیدونم اسم نوع مامورشون چی بود اتوبوس را نگه داشتند ی نکته جالبی که بود افغانیا خیلی از پلیس میترسن و من هم در گذشته ای نچندان دور همچنین بودم استاد جونم عاشقتم که به من اموختی در درون خودم چنین نیروی دارم که اسمش خداست وقتی اون مامور گفت اتوبوس را نگه دار من اصلا ناراحت و یا حس بدی نداشتم چون بر روی باور خدای درون خیلی کار کردم و ب خدای خودم گفتم خدایا خودت درستش کن ، بعد ی حس ارامشی در درون من ب وجود امد و اصلا… .
  • 236.
    (0) (0)
    7 روز قبل

    دوره چگونه هدف گذاری کنیم و به آن برسیم

    قسمت پنجم ( داستان خروج مرزی دوستم و همسرش ) دیشب صاحب خانه بحثی را شروع کرد با موضوع هدایت پروردگار و ایمان ب اون ! خوب ایشون اربعین دو سال پیش ب همراه خانواده عازم کربلا میشوند به طوری که خانم این اقا پاسپورت و ویزا نداشت ( تو موقع اربعین همه هجوم میارند لب مرز و پیاده میرند ) خوب این ها میرسند لب مرز و خانم این اقا ب مشکل بر میخوره و به گفته خودش در اون لحظه ها برای خدا شریک قاییل میشه و میره ب یک نفر التماس میکنه که کارشو درست کنه ! حالا اون ی نفر اشنای صاحب خانه این اقا هست ! و وقتی تماس ها صورت میگیره و اون فرد میره جلو و لا اون افسر ارشد اونجا صحبت میکنه کلا تا میگه من یکی از همکاراتونم و این خانم را راه بدید اون شخص میگه نمیشه و با جدیت برخورد میکنه در همین زمان این فامیل ما یادش میاد در مورد ی حرفی که از ی شخصی شنیده بود که خدا میگه « از من ناامید نشو و ب من شرک نورز » خوب این اقا همونجا توبه میکنه و استقفار و ب خدا این جمله را میگه «… .
  • 235.
    (0) (0)
    7 روز قبل

    دوره چگونه هدف گذاری کنیم و به آن برسیم

    قسمت چهارم خوب تاریخ ۲۵ خرداد بود و من صبح که بیدار شدم رفتم به سمت اداره مهاجرین برای گرفتن برگ تردد خوب باز هم دیدم که اون فرد مورد نظر نیست و باز هم نشستم ولی اینبار با احساس بهتری چون ایندفعه فقط برای خودم برگ تردد لازم بود و خودم تنها بایت میرفتم تهران 🚴🏻‍♀️🚴🏻🚴🏻‍♀️🚴🏻🚴🏻‍♀️🚴🏻🚴🏻‍♀️🚴🏻🚴🏻‍♀️ خوب اون شخص اومد و رفتم جلو و سلام کردم و گفتم برگه میخوام که برم بانک پول بریزم. اون هم برگه را ب من داد ! خوب من رفتم بانک و کارهامو انجام دادم وقتی برگشتم کمی گیج میزدم ⚙️⚙️⚙️⚙️ ولی یک باره به من الهام شد اول برو برای سفارت نوبت بگیر بعد برو برگ تردد بگیر من هم همین کار را انجام دادم و جالب اینه که من باز هدایت شدم و اونجا اون کارت امایشی که من دارم لازم هست تا اسکن میشد خوب خیلی خوشحال شدم چون اگه کرت منو میگرفت اون متصدی اداره مهاجرین دیگه نمیداد تا موقعی که پشت اون برگ تردد مهر اداره مهاجرین تهران باشه ! خوب اونجا من نوبت گرفتم برای سفارت و بعد رفتم نامه گرفتم ی کمی دیر شد ولی وقتی رفتم به همون باجه طرف ی برخورد تندی با من… .
  • 234.
    (0) (0)
    7 روز قبل

    دوره چگونه هدف گذاری کنیم و به آن برسیم

    قسمت دوم ماجرا میدونید ی روز پدرم به من زنگ زد که وکیلمون گفته که ما باید بریم تهران که پاسپورت بگیری اونم پاسپورت تایپی و خام ! خوب پدرم گفت چجور میری کجا میری و چگونه ! منم گفتم من چه میدونم اون خدای که من بش باور دارم راهو نشون میده ( البته اینو تو درل گفتم ) و به پدرم گفتم باشه حالا از اون رفیقم میپرسم به من میگه ( خدا ) ، خوب به خدا گفتم خدایا من به تو باور دارم من نمیدونم چکار باید انجام بدم خودت منو هدایت کن ، خوب تو مخاطبین میگشتم که یکو به من الهام شد که از چند نفری بپرسم منم همین کارو کردم و اونا منو راهنمایی کردند خوب ، توی این مسیر باید من میرفتم نامه میگرفتم ی روز رفتم ی نیم ساعتی صبر کردم دیدم کسی نیست و نمیان خوب اون لحظه حس بدی داشتم نسبت به نشستن اونجا نمیدونم چرا منم سریع اومدم خونه و گفتم فردا میرم ، وقتی رسیدم خونه و تلگرام خودمو چک کردم دیدم نوشته که هیچگونه پاس الکترینیکی تا الان پخش نشده و تمامش شایعه هست ! ( سفارت افغانستان گفت ) خوب گفتم خدایا مرسی که منو… .
  • 233.
    (0) (0)
    7 روز قبل

    دوره چگونه هدف گذاری کنیم و به آن برسیم

    ( بخش اول متن طولانی من ) این چهارمین هدفی هست که من میخوام توضیح بدم و تصمیم گرفتم یکی از هدف های رو بنویسم که خیلی برای من چالش برانگیز بوده و اونم مسیرری که من چور شد مهاجرت کردم و چجوری این اتفاق افتاده! قبل از این که من بخوام برم سوالات و پاسخ بدم دوست دارم اصلا اون داستان و توضیح بدم که به چه صورت بود ! هدفی که من به آن رسیدم : 💠 ⬅️کار های اداری من به صورت راحت حل بشه : من توی جلسه پنج روانشناسی ثروت سه که رسیدم اون موضع برای من اتفاق افتاد و همیشه من از همون الگو استفاده میکنم برای اون کار ها تا به الان. داستان مهاجرت من : ( این نظر من خیلی طولانی هست) برمیگردیم به ساعت ۹ صبح روز ۱۸-۳-۹۶ ، طبق اون کاری که من قرار بود انجام بدم که بایستی زنگ میزدمم به استرالیا به وکیل پدرم برای پرسیدن چند سوال برای این که من باید چه کار های را باید انجام بدم برای این که بتونم برم استرالیا ، خوب طبق صحبت های من با ایشون که چه مدرک های که باید من ببرم و چه چیز های من تا… .
  • 232.
    (1) (0)
    7 روز قبل

    دوره روانشناسی ثروت ۳ (کسب و کار فوق العاده) - ABASMANESH

    چشم حتما خانم بنی نجاریاان .
  • 231.
    (0) (0)
    7 روز قبل

    دوره روانشناسی ثروت ۳ (کسب و کار فوق العاده) - ABASMANESH

    خانم طغیانی امیدوارم از اون اپلیکیشن بهترین استفاده رو ببرید چون خیلی خوبه تازه ایدی انیستاگرامش رو هم فالو کنید خیلی خوبه ، مطالب و ایده های جالبی میزاره .
  • 230.
    (0) (0)
    7 روز قبل

    دوره روانشناسی ثروت ۳ (کسب و کار فوق العاده) - ABASMANESH

    سلام من بعد از یک سالی برگشنم و داشتم این نظر خودمو میخونم و الان من استرالیا هستم " نظر من: من قبلا یک کامنتی گزاشتم که میگفتم که من بیتشر هدایت های که میشم تو خواب هست ی شب خواب دیدم که در تاریخ ۲۹ ی کاری ما درست میشه ( استرالیا ) دیروز به طور اتفاقی اون تاریخ رو روی گوشیم دیدم ۲۹ May بودو مطمعا هستم که اون اتفاق نزدیکه " در بالا من تاریخ 29 می رو نوشتو و دقیقا من دو ماه قبل از این تاریخ کار های رفتنم به استرالیا ردیف شد " خدایا شکرت .
  • 229.
    (0) (0)
    1 هفته قبل

    دوره چگونه هدف گذاری کنیم و به آن برسیم

    هدفی که من به آن رسیدم : 💠 ⬅️داشتن ساعت آپل : یادمه از همون موقع که استاد برای دوره عذت نفس بود که برای جایزه یک ساعت اپل رو تایین کرده بودنند ، از همون جا این خواسته برای من شکل گرفت که منم باید بتونم این ساعت رو بخرم و دقیقا توی همون بازه زمانی بود که من داشتم دوره روانشناسی ثروت یک رو گوش میدادم ” البته کلا تا الان یک بار گوش دادم اون دوره رو و یکی از اهدافم این هست که بتونم دوباره این دوره ها رو گوش بدیم و با قدرت بشتری عمل کنم و توی اون دوره یه تمرینی که استاد دادن این بود که به پول احترام بزاریم حتی پول خرد ، و یه قلکی رو تهیه کنیم که پول خرد هامون و توی اون قلک بریزیم سوالات مربوط به هدف من: 📝📝📝📝📝📝📝 ⚡️⚡️⚡️⚡️⚡️⚡️چیکار های انجام دادم تا به این هدف مورد نظر برسم ؟ 🌿 وقتی من این خواسته در من شکل گرفت اون موقع ایران بودم و از همون روز شروع کردم به جمع کردن پول های که خرد بود ، موقع باز کردن اون قلک هذینه زیادی نشد اما وقتی رسیدم استرالیا از دو ماه بعدش برای خودم… .
  • 228.
    (0) (0)
    1 هفته قبل

    دوره چگونه هدف گذاری کنیم و به آن برسیم

    دومین هدفی که من به آن رسیدم : 💠 ⬅️دستگاه برقی آبجوش ساز : حقیقتا من قبلا که توی ایران بودم با گاز و کتری آبجوش درست میکردیم برای این که چای میل کنیم و یا قهوه خواسته من همین بود اما امروز صبح که داشتم قهوه میخوردم به این موضوع که نگاه کردم و فهمیدم که من به این خواسته خودم رسیدم و به راحتی و در کم ترین زمان ممکن قهوه و یا آبجوش من حاضر میشه و اونم با کیفیت خیلی بالا سوالات مربوط به هدف من: 📝📝📝📝📝📝📝 ⚡️⚡️⚡️⚡️⚡️⚡️چیکار های انجام دادم تا به این هدف مورد نظر برسم ؟ 🌿میدونید بیس و اساس هر هدفی که ما به اون رسیدیم این هست که ما به یه تضادی برخوردیم و بعد اون خواسته شکل گرفته و این قدم اول بود پس قدم اولی که برای رسیدن به این هدفم طی کردم این بود که ناخواسته خودمو شناسایی کردم و فهمیدم که چه چیزی میخوام 🌿🌿دومین کاری که من انجام دادم این هست که من توی ذهن خودم اصلا دوست نداشتم که اینقدر چای درست کردن من طول بکشه ، مخصوصا با کتری که روی گاز هست و تازه تو بخوای اون بنجوش رو بریزی اون بخارش دست… .
  • 227.
    (0) (0)
    1 هفته قبل

    دوره چگونه هدف گذاری کنیم و به آن برسیم

    سلام دوست عزیز من فکر میکردم فقط من هستم که فعلا روی این دوره دارم کار میکنم و توی این قسمت فعال هستم :| خیلی ممنونم از این که کامنت گذاشتی و واقعا تمرین جعبه قرمز خیلی عالی هست و خود من دوره روانشناسی ثروت یک و عذت نفس رو از همون طزیق گرفتم من عاشقانه منتظر خوندن اون اهدافی هستم که تو میخوای به اون ها برسی که میشه سوال اول سایت دوست دارم، ماه باشی .
  • 226.
    (0) (0)
    1 هفته قبل

    دوره چگونه هدف گذاری کنیم و به آن برسیم

    یکی از چیز ها و خواسته های من این هست که قبل از این که اصلا ازدوااج کنم و یا حتی وارد ی رابطه ای بشم اول از همه یاد بگیرم چجوری صحبت کنم اول از همه با خودم و دوم از همه با خدا و سوم از همه با طرف مقابلم و مهم تر از اون با فرزندم " این موضوع میتونه در شرایط احساسی مختلف ب شدت متفاوت باشه " .