بررسی موردی یک دوست، درباره قوانین ثروت

من متوجه شدم آدمها  به گونه ای ذهن خود را برنامه ریزی نموده اند، که به جای حقیقت موضوع، آن را به گونه ای بشنوند که دوست دارند. این موضوع را بارها در مصاحبت با دیگران، تجربه کردم.  ساعت های متمادی با بعضی افراد درباره قوانین کیهانی صحبت می کنم اما در نهایت متوجه می شوم برداشت آنها کاملا عکس مطلبی بوده که آنهمه توضیح داده بودم.

این ماجرا نکته ای را به یادم می آورد که پائولو کوئلیو در کتاب کیمیاگر، به خوبی آن را نشان داده است:

در کتاب کیمیاگر، سانتیاگو، پسری است که به خاطر عشق به سفر، مدرسه الهیات را رها کرده و از آنجا که در دیار آنها فقط چوپانها امکان سفر دارند، چوپان می شود. سپس در ادامه مسیر، به نقطه ای می رسد که نمی داند میان “یافتن گنج” یا “ماندن با گوسفندان“، کدام را انتخاب کند. از آنجا که دیگر حرفه چوپانی را آموخته و دشت ها  را می شناسد و نیز به گوسفندانش وابسته شده، تصمیم دشواری است.

در این زمان، با پیرمردی آشنا می شود که برای کمک به او در اتخاذ تصمیم درست و انتخاب “یافتن گنج”، داستانی از کاسبی نقل می کند که پسرش را به قصر مرد فرزانه ای می فرستد تا راز خوشبختی را فرا گیرد. مرد فرزانه دو قطره روغن در قاشق ریخته و به دست جوانک داده و از او می خواهد همچنان که مراقب این دو قطره روغن است، شگفتی های قصر را ببیند. سپس مرد فرزانه از پسر می خواهد تا آنچه دیده را توضیح دهد، اما از آنجا که تمام حواس جوانک، متوجه نریختن دو قطره روغن بوده، چیزی را ندیده، به همین دلیل مرد فرزانه مجددا از جوانک می خواهد که همه چیز را در قصر مشاهده و برای او توضیح دهد. جوانک نیز برای اینکه اینبار بتواند توضیحی کامل از مشاهداتش به مرد فرزانه داشته باشد، با دقت همه چیز را در قصر مشاهده و نزد مرد فرزانه بازگشته و با تمام جزئیات همه چیز را توضیح می دهد.

پس از اتمام توضیحات، مرد فرزانه به جوانک اشاره کرده و می گوید:

پس آن دو قطره روغن که به تو سپرده بودم، کجاست؟

و سپس به او توضیح می دهد که راز خوشبختی این است که همه شگفتی های جهان را بنگری، اما هرگز آن دو قطره روغن را از یاد نبری.

در واقع هدف پیرمرد از بازگو کردن این داستان به سانتیاگو، یادآوری هدف اصلی اش، یعنی “سفر” است و نه چوپانی!!

اما پس از پایان داستان، سانتیاگو که به شدت درگیر دلبستگی به گوسفندانش و حرفه چوپانی است، در دلش می گوید:

“داستان مرد فرزانه را فهمیدم. درست است چوپان سفر را دوست دارد، اما هرگز گوسفندانش را فراموش نمی کند!”

موضوع این است که آدم ها دوست دارند همه چیز را به شکل قالب های ذهنی ای که ساخته اند، دربیاورند.

آنها به جای درک قوانین به همان شکلی که هست و هماهنگ شدن با آن، دوست دارند قوانین به گونه ای تغییر کند که قالب های ذهنی شان را به هم نریزد یا مجبور به ایجاد هیچ تغییری در جهان بینی شان نشوند.

اما حقیقت این است که قوانین به شیوه ای که شما دوست داری، رخ نمی دهد زیرا:

جهان شیوه خودش را دارد. فارغ از اینکه آن قوانین با قالب های ذهن شما هماهنگ است یا خیر، فارغ از اینکه می خواهی قوانینش را باورکنی یا خیر، جهان تو را نادیده گرفته و به شیوه قوانینش، مسیر را پیش می برد.

اما نکته مهم ماجرا اینجاست که:

وقتی تصمیم می گیری با آن قوانین همراه شوی، وقتی باورهایت را به گونه ای تغییر می دهی تا با آن قوانین هماهنگ باشد، آنوقت نه تنها شما را نادیده نمی گیرد، بلکه در برابرتان کرنش می کند، حامی تان می شود و به همان اندازه که با قوانینش هماهنگ می شوی، ایده ها، آدمها، شرایط و فرصت هایی را پیش رویتان می گذارد.

سید حسین عباس منش

فقط اعضای سایت (که با ایمیل و رمز عبور خود وارد سایت شده اند) می توانند این فایل را مشاهده و دانلود نمایند.

دانلود فقط مخصوص اعضا است. خوشحال می شویم، اگر عضو هستید، از قسمت ورود و اگر هنوز عضو نشده اید، از ثبت نام استفاده کنید.

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

183 دیدگاه‌

محبوب‌ترین دیدگاه‌ها

با امتياز دادن به ديگر نظرات، آنها را محبوب كنيد

توجه

اگر علاقه به درج دیدگاه خود در این صفحه داری، باید عضو سایت شوی و اگر عضو هستی می توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

  1. مسعود خداداد
    مسعود خداداد says:
    مدت عضویت: 713 روز
    تعداد دیدگاه‌ها: 46 دیدگاه

    سلام
    با تشکر از استاد
    اولا” من باورم نمیشه که فایل هایی رایگان باشه
    این سابقه شماست
    زمانی که محصولات شما در ازای استفاده نکردن از گارانتی یکی از محصولاتتان را هدیه میدادید با درصدی از قیمتش
    که این کار در بازار یک مورد هم نبود
    این تفاوت شما را نشان میدهد و این سیاست هنوز در فایل های رایگان ادامه دارد
    و در مورد بحث
    در مورد چرچیل که میگفت من اگر بتوانم با ماشین بروم پیاده نمیروم اگر بتوانم بایستم راه نمیروم اگر بتوانم بنشینم نمی ایستم اگر بتوانم بخوابم نمی نشینم و همینطور چیزهای دیگر
    حالا خودمون :
    من اگه یه خونه رایگان داشته باشم بدنبال خونه اجاره ای یا ساختن خونه نمیرم
    من اگه بتونم با ماهی یه میلیون زندگیمو بگذرونم بدنبال ساختن دو سه میلیون که بهم فشار بیاره نمیرم
    من اگه بتونم بی دردسر تو خونه باشم و کاری که دوس دارم انجام بدم و راحت باشم بیرون نمیرم به این و اون درخواست بدم
    و کلا” در اینرسی سکون باشم دوس دارم ادامش بدم و اگه اینرسی من در حرکت یاشه که شانس آوردم و دارم بهتر پیش میرم و همونو دوس دارم که بهش عادت کردم
    و اون دوستمون هم خودش رو از تله چرچیلی در آورده تا خودش باشه و راه دیگه ای نداشته باشه که به اون تکیه کنه و قانع بشه که اینم میتونه کافی باشه دیگه !
    و در مورد زبان خیلی عالی بود ولی شمرده تر بگید تا بتونیم ترجمش کنیم و دوس دارم گفتگوی مردم با شما یا با خودشون رو هم داشته باشیم و این میتونه در یه محصول ارایه بشه تا اونایی که میخوان ببین .
    دوستتون دارم و عاشقتونم ایشالا ببینمتون . موفق باشید و هزار تا چیز خوب دیگه ………………………..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:

  2. رامین فدایی
    رامین فدایی says:
    مدت عضویت: 292 روز
    تعداد دیدگاه‌ها: 4 دیدگاه

    سلام خدمت استاد عزیز.
    نمیدونم از کجا شروع کنم.با دیدن این کلیپ خیلی چیزا یاداور من شد و خیلی چیزا بهم اثبات شد
    منهم مثل دوست شما بودم و هستم که متاسفانه زمانهایی بود که رو خودم کار میکردم با کتاب خوندن و ایدهایی سمت من می اومد ولی عمل نمیکردم.همیشه ترس از نپذیرفتن ترس از تردد شدن داشتم
    اشنایی با سایت شما از طریق یک دوست صمیمی انجام شد و خیلی از صفات شما برام گفت که باعث شد بیشتر سمت شما کشیده بشم
    راستش مدتی پیش چند قسمت از دوره روانشناسی ثروت یک داخل یک کانال تلگرام به صورت رایگان تهیه کردم و گوش دادم و خیلی خوشم اومد که باعث شد مشتاق بشم فایلهای دیگه ای شما رو ببینم و از طریق همان دوستی که شما رو به من معرفی کرد چندتا از کتاب رویاهایی که رویا نیستن تهیه کردم و خوندم که کتاب چگونه فکر خدا را بخوانم تاثیر خیلی زیادی رو شناخت من گذاشت،چون من هم جز دسته ادمهایی بودم که خدا را به طرز اشتباهی شناخته بودم و متاسفانه داشتم زده میشدم از شناخت خدایی که داشتم ولی کتاب شما علاقه شدیدی باعث شناخت خدا در من ایجاد کردم.
    بعد از خوندن یه دور این کتابها تصمیم گرفتم چند مرتبه کتابها رو بخونم تا بیشتر درک کنم، در این بین فایلهای رایگان داخل سایت هم دانلود کردم و دقیقا امروز که تصمیم به خواندن دوباره کتابها داشتم این فایل (بررسی موردی یک دوست، درباره قوانین ثروت) رو شانسی باز کردم و گوش دادم.خیلی برام تاثیر گذار بود و وقتی که قسمتی گفتین راضی نیستین و بهاشو دادین خیلی احساس پشیمونی در من ایجاد کرد که چرا من نباید لایق این فایلها باشم .
    تمام فایلهایی که بصورت رایگان به دستم رسید پاکردم و تصمیم گرفت بهاش رو بپردازم و میدونم هزار برابر و حتی بیشتر به سمتم بر میگرده و امیدوارم منو ببخشین
    به قول شما حتی این فایلهای رایگان هم تغییر بزرگی در زندگی ایجاد میکنه و تصمیم گرفتم از فایلهای رایگان شروع کنم و بعد به مرور فایلهای بعدی رو تهیه کنم
    وقتی استاد عباس منش با شرایطی که حتی صد برابر از شرایط ما بدتر بوده میتونه پس منهم میتونم.
    سپاس خداوند که باعث شد با استاد و سایت خوبشون اشنا بشم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: