راهکارهای “دوره روانشناسی ثروت۳، برای حل مسائل کسب و کار شما

 

نحوه ایجاد باورهای قدرتمند کننده برای افزایش فروش و معرفی چند جلسه مهم از دوره ثروت3 در این رابطه

سوال:

چند ماه پیش دوره روانشناسی ثروت 3 رو خریداری کرده و در حال استفاده از آن هستم. در طی استفاده از این آموزش ها، نتایجی عالی وارد کسب و کارم شده است.

وقتی به جلسه 14 دوره روانشناسی ثروت3 رسیدم و توضیحات استاد درباره چگونگی استفاده از تکنولوژی و امکانات جهان در کسب و کارمان به منظور رشد آن را شنیدم، این جلسه آنقدر برایم انگیزه بخش و موثر بود که به خاطر بارها گوش دادن به این جلسه، ایده هایی به من الهام شد و با اجرای آنها، کسب و کارم واقعا به یک مرحله بالاتر هدایت شد.

یعنی ورود به مدار جدید را کاملا درک کردم.

و به وضوح منظور استاد از اینکه می گوید وقتی تو تصمیم می گیری، جهان با امکاناتش به تو کمک می کند تا از مسیر راحت تری به خواسته ات برسی، با گوشت و خونم درک کردم.

در بخشی از این جلسه، استاد درباره نقش استفاده از امکاناتی مثل اینترنت، در گسترش کسب و کار صحبت می کند. از آنجا که من طراح سایت هستیم و کسب و کارم وابسته به اینترنت است، درخواستم این است که لطفا به بنده این اجازه رو بدهید که حدود 5 دقیقه از این جلسه و صحبت های استاد عباس منش را در سایت خودم قرار دهم برای ترغیب مشتری هام برای درک ضرورت طراحی سایت برای کسب و کارشان و نقش سایت در فروش بیشتر.


پاسخ گروه تحقیقاتی عباس منش:

از نظر شما و حتی افراد زیادی، این  فقط یک درخواست ساده به نظر می رسد و هدف شما از این درخواست به ظاهر ساده و منطقی، قطعاً ترغیب مشتریان تان برای ایجاد فروش بیشتر و سپس رشد کسب و کارتان و سپس رسیدن به استقلال مالی است. بی آنکه اطلاع داشته باشی، باور محدود کننده ای که مانع نتیجه دلخواه در کسب و کار شما و میزان فروش تان شده، خودش را در این رفتار به وضوح نشان می دهد.

که در ادامه ، ریشه این مسئله بررسی و راهکارها اساسی به کمک مطالب آموزشی دوره روانشناسی ثروت3، توضیح داده خواهد شد.

در واقع، هدف آموزش های دوره روانشناسی ثروت3، تغییر باورهای محدود کننده ای است که منشأ این جنس از تفکر یا راهکار درباره جذب مشتری یا  انجام هر کاری دیگری به منظور  ایجاد رونق در کسب و کار، صورت می گیرد.

و در طی آموزش های دوره روانشناسی ثروت3، اتفاقی که مرتباً برای افراد استفاده کننده از دوره رخ خواهد داد این است که:

هرچه با تکرار مطالب این دوره، درک بهتری از قوانین ثروت و قوانین رونق در کسب و کار کسب می کنند، مرتباً از یک طرف قادر می شوند از طریق رفتارها و نتایج شان، باورهای محدود کننده ی مخفی ای را پیدا کنند که منشأ آن نوع رفتار و آن نوع نتیجه بوده و به این راحتی، قابل شناسایی نبوده است.

از طرف دیگر با نحوه ساختن باورهای قدرتمند کننده ای آشنا می شوند که اول از همه نتیجه اش را در احساس خوب و در تغییر نگرش و رفتار آنها نشان می دهد و سپس در تغییر تجربه مالی شان و رشد کسب و کارشان.

اشکالی که در اینجا وجود دارد، نتیجه گیری اشتباه درباره عواملی است که می تواند شما را به این هدف، یعنی رشد کسب و کار و تجربه استقلال مالی برساند.

یکی از اشتباهات رایج در الگوبرداری از افراد موفق، بررسی آن نتایج با نگاه سطحی است. به همین دلیل افراد، درباره عواملی اصلی ای که آن آن موفقیت ها را به وجود آورده، نتیجه گیری های اشتباهی می کنند.

مثلاً دلیل موفقیت یک فرد خاص را نوع شغل یا شیوه ای می دانند که آن فرد در کسب و کارش دارد یا حتی محصولی که تولید می کند و خدماتی که ارائه می دهد و حتی شیوه ای که او برای ارائه تولید و خدماتش اجرا می کند را به عنوان عامل موثر در نظر می گیرند.

به همین دلیل فوراً شروع به کپی نمودن آن شیوه می نمایند اما در نهایت می بینند که هیچ تغییری ایجاد نشده.

وقتی به فردی نگاه می کنی که موفقیت های مد نظرت را دارد و دوست داری شما هم به آن نتایج دست یابی، باید به جای اقدامات آن فرد، کمی عمیق تر به این قضیه نگاه کنی.

یعنی به دنبال شناختن باورهایی باشی که آن فرد به خاطر ساختن شان به آن نوع اقدامات هدایت شده و به واسطه اجرای آنها، چنین نتایجی را کسب نموده.

در یک کلام، باید بتوانی ریشه هایی را ببینی که عامل تغذیه و به ثمر رسیدن آن میوه هاست.

هدف استاد عباس منش از تولید دوره هایی مثل روانشناسی ثروت3، ایجاد چنین حدی از درک عمیق قوانین کیهانی در افراد است تا بتوانند همواره هر موضوعی را با ذره بین قوانین کیهانی بررسی و نتیجه گیری ای اساسی در آن باره داشته باشند تا همواره در مسیر صحیح بمانند.

کار این دوره، تبدیل شما به چنین فردی است که می تواند همواره در هر موفقیت یا حتی شکستی، رد پای قوانین را بیابد و با استفاده از آن، همواره در مسیر پیشرفت و موفقیت بماند

زیرا نتیجه گیری های نادرست، افراد را از مسیر صحیح گمراه و از هدف شان دور می سازد.

بارها شنیده ایم که می گویند:

فلانی به این دلیل موفق است که خیلی منظم است

فلانی به این دلیل موفق است که صبح  خیلی زود بیدار می شود

فلانی به این دلیل موفق است که ساعات بسیاری را در روز کار می کند

دلیل موفقیت فلانی، ارائه محصولات از طریق وب سایت است

فلانی به این دلیل موفق است که از کودکی مجبور شد در کنار درس خواندن، مخارج خانواده اش را نیز تأمین نماید.

ممکن است هر کدام از این مسیرها و عادت ها، بخشی از اقداماتی باشد که آن فرد به سمت انجامش هدایت شده، اما نکته اساسی این است که ما به دنبال قوانین هستیم. یعنی عامل اصلی ای که در پشت آن نظم، پشتکار، انگیزه، تعهد، عشق و علاقه، نوع ارائه خدمات و محصولات و … است و آن نتایج را رقم زده است. وگرنه افراد منظم بسیاری هستند که همیشه درگیر مشکلات مالی اند.

افرادی زیادی هستند که از کودکی تا الان همیشه به دنبال راهی برای تأمین مخارج اولیه زندگی شان هستند. افرادی که تمام ساعات شبانه روزشان صرف انجام کارهای سخت و طاقت فرسا می شود تا از عهده اجاره خانه آخر ماه بر آیند.

کسب  و کارهای زیادی وجود دارد که سایت آنها یک فروش هم ندارد.

یکی از دوستانم کسب و کاری اینترنتی در حوزه اجاره مسکن داشت. هر زمان موضوع بحث، “کسب و کار یا افزایش درآمد” می شد، او مهم ترین عامل موفقیت را  بازخوردهایی می دانست که مشتریان قبلی در قالب درج نظر یا امتیاز به خدمات او در این باره ارائه داده بودند.

زیرا از نظر او عاملی که مشتری را به کسب و کارش هدایت می کند، نظر دیگران درباره خدمات اوست و نه باورهایی که خودش درباره کسب و کارش دارد. در نتیجه به جای اینکه باورهای اساسی تر و قدرتمند کننده تری درباره ثروت بسازد، تمام تمرکزش بر این بود که چه کاری انجام دهد تا مشتریان نظرات بیشتری ارائه دهند.

به قول خودش همیشه می گفت: review ها خیلی مهم اند!!

باید تمام تلاشت را انجام دهی تا review های خوبی داشته باشی. زیرا اگر این موضوع درست بشود، همه چیز خوب پیش می رود.

این موضوع آنقدر برایش مهم شده بود که به کلی اصل ماجرا را فراموش کرده بود و به شدت به جای تمرکز بر افزایش توان مالی و رسیدن به استقلال مالی، همه خلاقیت و تلاش اش در صدد افزایش امتیازات یا review ها بود.

زیرا در ذهن او، تنها راه رسیدن به استقلال مالی، افزایش درآمد بود و تنها راه افزایش درآمد را، داشتن review های عالی می دانست و لاغیر!!

به همین ترتیب، این دوستمان به جای اینکه به اصل ماجرا و هدف اصلی اش که رسیدن به استقلال مالی بود، بپردازد، کل تلاشش افزایش review ها بود تا بازدیدهایش در لینک اول جستجوهای گوگل قرار بگیرد و مشتریان جدید، او را به عنوان فردی صادق با خدمات عالی بشناسند و راحت تر بخواهند با او وارد معامله بشون.

در ظاهر این کار منطقی به نظر می رسد، اما به نظر شما اگر این دوست مان از همان ابتدا، “رسیدن به استقلال مالی که هدف اصلی اش بود” را مد نظر قرار می داد، آیا بهتر نبود؟

آیا ممکن نبود به ایده های جدید تر و راحت تر و پرسود تری هم فکر کند؟!

آیا به نظر شما، این امر موجب نشده بود که دوست مان کلا ذهنش را بر روی هر ایده و دیدن هر فرصت دیگری ببندد!

استاد عباس منش همیشه تأکید دارد که مهم ترین کار ما، به یاد داشتن هدف اصلی و ساختن باورهای قدرتمند کننده ی هماهنگ با آن هدف اصلی است تا ما را به مسیر ایده ها، الهامات و راهکارهایی هدایت نمایند که نتیجه اش هم لذت از مسیر است و هم تجربه خواسته مان

کار همیشگی ما، بهبود آن باورهای قدرتمند کننده است تا هر بار به مسیر ایده ها و فرصت های بهتری هدایت شویم و در یک کلام، به چگونگی نچسبیم زیرا چگونگی را قرار است آن باورها به ما بگویند و هر چه آن باورها را قدرتمند کننده تر نماییم، به سمت چگونگی های پرثمر تری هدایت می شویم.

اما اتفاقی که برای افراد زیادی رخ می دهد این است که هدف را تعیین و اولین قدم را برای اجرای اولین ایده در راستای هدف شان بر می دارند و این بسیار عالی است.

اما کم کم به خاطر چسبیدن به چگونگی، هدف اصلی فراموش می شود. یعنی موضوعات جزئی ای جای آن اصل را می گیرد که قرار بوده فقط قدمی باشد که ما را به قدم بعدی هدایت نماید. قرار بوده فقط یکی از روش هایی باشد که امتحانش کنیم و درس هایمان را بگیریم و به مرحله بعدی برویم.

بنابراین، وقتی در مسیر اهداف، هدف اصلی فراموش شود و موضوعاتی به عنوان اصل قلمداد گردد که فقط یک قدم بوده برای هدایت به مرحله بعدی، آنوقت مسیر را گم می کنیم.

زیرا اگر در بهترین حالت، موفقیت هایی نیز کسب شود، در عوض راه را برای ورود ایده های بهتر، راحت تر و سریع تر می بندد و مانع ورود برکات بهتری به زندگی مان می شود.

به همین دلیل است که استاد عباس منش همیشه به دنبال بهتر نمودن ایده هایش است. همیشه به دنبال یافتن باورهای قدرتمند کننده تری است. همیشه به دنبال امتحان روش های بهتری است و همیشه از تیم گروه تحقیقاتی عباس منش می خواهد که در بهترین حالت نیز از خود بپرسند:

چگونه از این بهتر!

چگونه از این کاراتر!

چگونه از این راحت تر!

چگونه از این پرنتیجه تر!

اینها همان سوالاتی است که مداومت بر آنها و قانع نشدن و عادت نکردن به یک شیوه همیشگی که استاد عباس منش آن را “انجام کارهای روتین” می نامد، ما را به سمت بهبود نتایج مان هدایت می کند. زیرا ما را مجبور می کند تا عملکرد بهتری داشته باشیم و استفاده بیشتری از توانای های نامحدودی نماییم که خداوند در وجودمان قرار داده.

به همین دلیل زیاد گوش دادن به فایلهای آموزشی ایشان(و در این رابطه، گوش دادن به آموزش های دوره روانشناسی ثروت3)، موجب انتقال نحوه نگرش و عادت های رفتاری استاد عباس منش به ناخودآگاه تان شده و کم کم جزو عادت های رفتاری شما گردد. نگرش و عادت هایی که  که هماهنگ با اصل و اساس جهان است و از باورهای قدرتمند کننده ای نشأت گرفته که ایشان سالها برای ساختنش تلاش ذهن به خرج داده  است.

بنابراین، اصلی ترین موضوع در رشد کسب و کار و در هر جنبه دیگری، تلاش برای ساختن باورهای قدرتمند کننده تر درباره کسب و کار و ایجاد چنین نحوه ای از نگرش و عادت های رفتاری است و این کار باید توسط مدیر کسب و کار صورت بگیرد تا آن باورها، کسب و کار او را به سمت ایده ها، شرایط، فرصت ها و بازارهای سودآورتر هدایت نماید.

شما در آموزش های دوره روانشناسی ثروت 3 (کسب و کار فوق العاده) چنین مسیری را طی می کنی. یعنی هر بار به وسیله ساختن باورهای قدرتمند کننده و تقویت آن باورها، کسب و کار خود را به مدارهای بالاتری ارتقاء می دهی که بازارهایی بهتر و سودآوری تری وجود دارد. مشتری های راحت تر، تولید راحت تر، هزینه های کمتر و سود بیشتر وجود دارد.

از نظر استاد عباس منش و از دیدگاه قوانین کیهانی و سیستمی که بر جهان مقرر شده،  نقش باورهای مدیر کسب و کار درباره محصولی که تولید می کند یا خدمتی که ارائه می دهد، در میزان سود یا زیان یک کسب و کار، آنقدر حیاتی است که همین یک امر به تنهایی کسب و کارهای موفق را از سایر کسب و کارها متمایز می کند.

باورهای مدیر یک کسب و کار، شرایط، فرصت ها و مسیرهایی را مشخص می کند که کسب و کار به آن سمت پیش می رود.

حال هرچه آن باورها قدرتمند کننده تر باشد، به مسیرهایی هدایت می شود که نتیجه اش رونق بیشتر است و بالعکس.

هدف از آموزش های دوره روانشناسی ثروت 3 و تمریناتی که انجام می دهید، این است که  اصل و اساسی درک شود که اگر هر فردی در هر جایی از جهان و در هر کسب و کاری آنها را اجرا کند، فقط  یکی از کمترین خروجی هایش، افزایش مشتری است.

باید خشت و پی کسب و کارت را با اصول و قوانینی بسازی که در دوره روانشناسی ثروت3 توضیح داده شده است.

هر بخش از آموزش های این دوره 21 جلسه ای، به شما کمک می کند تا هر جنبه و بخش از کسب و کارت را با این اصل و اساس هماهنگ نمایی. یعنی:

اگر بازاری پر رونق برای محصولات و خدماتت می خواهی، اگر کارمندانی شایسته و توانمند می خواهی، اگر مشتریانی عالی و وفادار می خواهی، باید این اصل و اساس را در آن بخش از کسب و کارت اجر نمایی و این اصل و اساس اول از همه باید در ذهن شما به عنوان مدیر کسب و کار ایجاد شود.

و در شروع کار، اول از همه باید بتوانی به شیوه آن اصل و اساس در که در جلسات این دوره می آموزی، به کسب و کارت نگاه کنی تا به کمک آن نگاه، به مسیر راهکارهای نتیجه بخش، هدایت شوی.

زیرا ایده های ثروت ساز، موقعیت ها، فرصت ها و راهکارهایی که نتیجه اش رونق بیشتر در کسب و کار است، هرگز به سوی فردی که باورهای مناسبی درباره ثروت ندارد و نتوانسته قوانین و اصل و اساس ثروت را درک نماید، راه نمی یابد.

حقیقت این است که درک اصل و اساسی که در دوره روانشناسی ثروت3 می آموزی، به نگرش تو درباره نحوه فروش، نحوه افزایش مشتری، نحوه ارائه خدمات، ایده ها و راه حل هایی که برای مسائل مختلف در جریان کسب و کارت داری، جهت می دهد.

یعنی هرچه به واسطه تکرار آموزش های این جلسه، درک عمیق تری از اصل و اساس ثروت کسب نمایی، به سمت راهکارها و ایده هایی هدایت می شوی که نتیجه اش ورود بیشتر مشتری به کسب و کارت است.

نعمت ها به شکل بازارهای پر رونق تر، مشتری های بیشتر، کارمندان کارا تر، ایده های پرثمر تر، فرصت های سود آور تر، شرایط عالی تر و … به اندازه باورهایی که به کمک درک این اصل و اساس می آموزی، وارد کسب و کارت می شود.

مجراهای ثروت به اندازه باورهایت در کسب و کارت باز می شود.

در ادامه، نام جلساتی را قید می کنم که در آن جلسات “اصل و اساس ساختن ثروت” با تاکید و وضوح بیشتری آموزش داده است.

لازم است با تمرکز بر موضوعات و آموزش های آن جلسات، ریشه این مسئله را به صورت اساسی تغییر دهی، تا بستری در وجودت ایجاد شود که تنها یکی از نتایج اش، جذب مشتری های بیشتر به کسب و کارت است.

در واقع رشد کسب و کار شما، حاصل عمل به آموزه های آن جلسات و تکرار آن روند در کسب و کارت است. وگرنه اینکه فکر می کنید راه افزایش مشتری این است که افراد از زبان استاد بشنوند که داشتن سایت مهم است، این نوع نگرش، ناشی از یک باور محدود کننده است و موجب گمراه شدن از مسیر صحیح می شود.

شما باید به کار خود ایمان داشته باشی و آن را ارزشمند و سودمند بدانی

وقتی خودت به چنین دیدگاه و ایمانی درباره کسب و کارت برسی که من به وسیله ی این کار، رونق را وارد زندگی مشتریانم می نمایم، افراد این فرکانس را از شما دریافت می کنند.

در حقیقت، درآمد کسب و کار شما، نتیجه نگاه شما به آن کسب و کار و ایمان شما به ارزشی است که خدمات و محصولات این کسب و کار، در زندگی مشتریانش ایجاد می کند.

هرچه خدمات شما ارزش بیشتری در زندگی افراد بیشتری ایجاد نماید، ثروت بیشتری کسب می نمایید.

هرچه باورهای قدرتمند کننده تری درباره ثروت در ذهن خود بسازی، به جنبه های ثروت ساز تری از کسب و کارت هدایت می شوی. زیرا همه کسب و کارها توانایی خلق ثروت را دارند. اما صاحبان هر کسب و کار به اندازه باورهایی که درباره ثروت ساخته اند، به آن جنبه از کسب و کارشان هدایت می شوند.

به عنوان مثال، یکی از آن باورهای قدرتمند کننده، “فراوانی ثروت و مشتری در جهان است”. به اندازه ی می توانی باورهایی بسازی تا موجب شود فراونی ثروت یا فراوانی مشتری و فروانی فرصت را در جهان باور کنی، به سمت تجربه این فروانی در کسب و کارت هدایت می شوی.

آنچه در دوره روانشناسی ثروت3 به شما آموزش داده شده است، باورهای قدرتمند کننده و ثروت آفرینی در ذهن تان می سازد که اول از همه درک می کنی کسب و کار شما توانایی ساختن بی نهایت ثروت را دارد.

سپس به وسیله آن باورهای قدرتمند کننده، به جنبه ای از کسب و کارت هدایت می شوی که  هم منطبق بر علائق شماست و هم به واسطه ارزش بیشتری که در جهان ایجاد می کند، ثروت بیشتری نیز برایت می سازد.

پس اولین کار، درک عمیق آن قوانین و هماهنگ شدن با آن قوانین و ساختن آن باورهاست. این مسیر ی است که باید در هر لحظه درباره کسب و کارت و درباره هر مسئله ای که در زندگی ات داری، طی نمایی.

جلسات 3 و 4 و 5 این دوره، کمک می کند تا حیاتی ترین عنصر برای کسب ثروت از کار موردعلاقه ات را، ایجاد نمایی.

این دو جلسه، شاکله اصلی یک کسب و کار موفق را می سازد. زیرا اول از همه کمک می کند تا نگرش “مدیر موفق و ارزشمند” در صاحب کسب و کار شکل بگیرد.

زیرا هرچه روند کسب و کارهای موفق و واکنش صاحبان آن کسب و کارها به اتفاقات پیرامون شان را بررسی می کنیم، که چگونه با روش های خلاقانه، حتی گاهی با یک ایده ساده، بازار را به تسخیر خود درآورده اند، یا با ایجاد یک تغییر جزئی، یک کسب و کار نابود شده را به سودآوری رسانده و نتایجی آفریده اند که سایر کسب و کارها در طی 30 سال نیز نرسیده اند، باز هم متوجه می شوی شروع همه چیز از این باور نشأت گرفته است،”باور احساس لیاقت درباره مدیریت کسب و کاری سودآور و فوق العاده”

تمام قوانین که در این دوره آموزش داده شده، راهکارهایی که ارائه شده، تمریناتی که طراحی شده، حاصل تحقیق و بررسی ای است که استاد عباس منش در طی سالها و از دیدگاه قوانین کیهانی درباره عوامل موفقیت کسب و کارهای موفق و نیز شکست کسب و کارها، داشته است.

بنابراین، تأکید می کنم که جلسات سوم و چهارم و پنجم دوره روانشناسی ثروت 3 را 100 ها بار گوش بده و ذهنت را با ورودی های این جلسات بمباران کن.

اینکه در چه مسیری قرار بگیری، چه ایده ای را اجرا کنی، دست روی چه محصول یا خدمتی بگذاری، چه نحوه بازاریابی یا تبلیغاتی داشته باشی و … همه و همه در دست این باور است. میزان هدیت تو به مسیر فرصت ها و ایده های ثروت ساز، به اندازه ای است که می توانی این باور را بسازی.

تا این باور ساخته نشود، به مسیر آن ایده ها، راهکارها، شرایط، افراد، بازارها، مشتری ها، کارمندان و …  که موفقیت کسب و کارت را می سازند، راهی نداری!

وقتی این باور را می سازی، اعتماد به نفس و ایمانی راستین در وجودت شکل می گیرد که موجب اقدام و حرکت می شود.

این باور خود را در قالب، جسارت، تصمیم و ایمانی نشان می دهد که فارغ از اینکه چقدر درباره آن موضوع تجربه، تخصص یا سرمایه اولیه داری یا نداری، اولین قدم را بر می داری و اولین ایده ها را عملی می سازی و سپس کم کم به مدار ایده ها و شرایط بهتر هدایت می شوی. تا جاییکه وقتی به کسب و کارت نگاه می کنی، متوجه تغییرات، تصمیمات و نتایجی می شوی که حتی اگر همه تجربه متخصصان زبده و تحلیلگران طراز اول بازار را به خدمت می گرفتی، قادر به تدوین چنین برنامه ای و خلق چنین نتایجی نبودند!

بنابراین، اصل و اساس درباره این مسئله در کسب و کار شما این است که چقدر می توانی آگاهی های جلسات 2و 3 و 4و 5  این دوره را باور کنی و چقدر این باور را در قالب تصمیمات عملی، به مرحله اجرا بگذاری.

جلسات 7 و 10 و 13 و 19 و 20 این دوره را نیز بارها و بارها ببین.

این جلسات به شما کمک می کند تا باورهای قدرتمند کننده ای درباره فراوانی ثروت، فرصت، بازار، مشتری و … در شما ایجاد شود.

آنقدر این جلسات را گوش بده و آنقدر تمریناتش را انجام بده و آنقدر آن آگاهی ها را در رفتارت جاری ساز تا جزئی از باورهایت بشود.

آنوقت به سمت راهکارها و فرصت هایی هدایت می شوی که دست به خاک می زنی، طلا می شود و کسب و کارت در همه حال برایت ثروت می سازد.

کم هزینه ترین روش برای ایجاد رونق کسب و کار شخصی و رسیدن به استقلال مالی

سوال:

مدتی است که با سایت شما آشنا شده ام، به شدت پیگیر فایلهای رایگان هستم و با کمک آنها، تا حدی زیادی قوانین کیهانی را یاد گرفته ام که نتیجه های خوبی نیز برایم داشته است.

من کسب و کار خودم را دارم و هدفم افزایش فروش محصولاتم است و به شدت بر این موضوع متمرکز شده ام.

تصمیم دارم فروشم را بسیار بالا ببرم. چند روزی است که اقدام به تبلیغ محصولاتم نموده ام. اما از آنجا که قصد تهیه دوره روانشناسی ثروت را ندارم، لطفا یک راهکار، یک تمرین یا یک عبارت تاکیدی ای که برای این موضوع کارساز باشد، معرفی کنید.

چکار کنم تا تبلیغاتم جواب دهد یا چه شیوه جدیدی را برای تبلیغ محصولاتم اجرا کنم که جواب بدهد؟

چه تمرینی را برای داشتن فروش بیشتر و نتیجه بخش بودن این تبلیغات، انجام دهم؟


پاسخ گروه تحقیقاتی عباس منش

قبلا از بررسی هر موضوعی، می خواهم به این نکته اشاره کنم که: باورهای شما همیشه خودش را در کلمات شما نشان می دهد. منظورم این است:

وقتی می گویی می خواهم آن خانه بزرگ را داشته باشم

می خواهم فروش بسیار بالایی داشته باشم

می خواهم یک مبلغ بسیار زیاد پس انداز داشته باشم

می خواهم به آن موفقیت بسیار بزرگ برسم و…

کلمات مانند بزرگ، بسیار، عظیم و … دقیقاً نشانه همان فاصله فرکانسی ای است که میان باورهای شما و خواسته شما وجود دارد و وقتی این فاصله از بین برود، یعنی وقتی باورهایتان قدرتمند کننده تر شود، موجب می شود رسیدن به آن خواسته برای شما بدیهی تر به نظر برسد، آنوقت است که دیگر برایت در حکم یک خواسته ی بزرگ نیست، بلکه یک خواسته معمولی است.

نکته بسیار مهم دیگر این است که ما احتیاج داریم همچنان که روی باورهای مان کار می کنیم، با قدم برداشتن به منظور اجرای آن باورها در عمل، اجازه دهیم  تا قدم به قدم، به سمت چگونگی رسیدن به آن هدف، هدایت شویم.

یکی از دوستانم کسب و کاری اینترنتی در حوزه اجاره مسکن داشت. هر زمان موضوع بحث، “کسب و کار یا افزایش درآمد” می شد، او مهم ترین عامل موفقیت را  بازخوردهایی می دانست که مشتریان قبلی در قالب درج نظر یا امتیاز به خدمات او در این باره ارائه داده بودند.

به قول خودش همیشه می گفت: review ها خیلی مهم اند!!

باید تمام تلاشت را انجام دهی تا review های خوبی داشته باشی. زیرا اگر این موضوع درست بشود، همه چیز خوب پیش می رود.

این موضوع آنقدر برایش مهم شده بود که به کلی اصل ماجرا را فراموش کرده بود و به شدت به جای تمرکز بر افزایش توان مالی و رسیدن به استقلال مالی، همه خلاقیت و تلاش اش در صدد افزایش امتیازات یا review ها بود.

زیرا در ذهن او، تنها راه رسیدن به استقلال مالی، افزایش درآمد بود و تنها راه افزایش درآمد را، داشتن review های عالی می دانست و لاغیر!!

به همین ترتیب، این دوستمان به جای اینکه به اصل ماجرا و هدف اصلی اش که رسیدن به استقلال مالی بود، بپردازد، کل تلاشش افزایش review ها بود تا بازدیدهایش در لینک اول جستجوهای گوگل قرار بگیرد و مشتریان جدید، او را به عنوان فردی صادق با خدمات عالی بشناسند و راحت تر بخواهند با او وارد معامله بشون.

در ظاهر این کار منطقی به نظر می رسد، اما به نظر شما اگر این دوست مان از همان ابتدا، “رسیدن به استقلال مالی که هدف اصلی اش بود” را مد نظر قرار می داد، آیا بهتر نبود؟

آیا ممکن نبود به ایده های جدید تر و راحت تر و پرسود تری هم فکر کند؟!

آیا به نظر شما، این امر موجب نشده بود که دوست مان کلا ذهنش را بر روی هر ایده و دیدن هر فرصت دیگری ببندد!

استاد عباس منش همیشه تأکید دارد که مهم ترین کار ما، به یاد داشتن هدف اصلی و ساختن باورهای قدرتمند کننده ی هماهنگ با آن هدف اصلی است تا ما را به مسیر ایده ها، الهامات و راهکارهایی هدایت نمایند که نتیجه اش هم لذت از مسیر است و هم تجربه خواسته مان

کار همیشگی ما، بهبود آن باورهای قدرتمند کننده است تا هر بار به مسیر ایده ها و فرصت های بهتری هدایت شویم و در یک کلام، به چگونگی نچسبیم زیرا چگونگی را قرار است آن باورها به ما بگویند و هر چه آن باورها را قدرتمند کننده تر نماییم، به سمت چگونگی های پرثمر تری هدایت می شویم.

اما اتفاقی که برای افراد زیادی رخ می دهد این است که هدف را تعیین و اولین قدم را برای اجرای اولین ایده در راستای هدف شان بر می دارند و این بسیار عالی است.

اما کم کم به خاطر چسبیدن به چگونگی، هدف اصلی فراموش می شود. یعنی موضوعات جزئی ای جای آن اصل را می گیرد که قرار بوده فقط قدمی باشد که ما را به قدم بعدی هدایت نماید. قرار بوده فقط یکی از روش هایی باشد که امتحانش کنیم و درس هایمان را بگیریم و به مرحله بعدی برویم.

بنابراین، وقتی در مسیر اهداف، هدف اصلی فراموش شود و موضوعاتی به عنوان اصل قلمداد گردد که فقط یک قدم بوده برای هدایت به مرحله بعدی، آنوقت مسیر را گم می کنیم.

زیرا اگر در بهترین حالت، موفقیت هایی نیز کسب شود، در عوض راه را برای ورود ایده های بهتر، راحت تر و سریع تر می بندد و مانع ورود برکات بهتری به زندگی مان می شود.

به همین دلیل است که استاد عباس منش همیشه به دنبال بهتر نمودن ایده هایش است. همیشه به دنبال یافتن باورهای قدرتمند کننده تری است. همیشه به دنبال امتحان روش های بهتری است و همیشه از تیم گروه تحقیقاتی عباس منش می خواهد که در بهترین حالت نیز از خود بپرسند:

چگونه از این بهتر!

چگونه از این کاراتر!

چگونه از این راحت تر!

چگونه از این پرنتیجه تر!

اینها همان سوالاتی است که مداومت بر آنها و قانع نشدن و عادت نکردن به یک شیوه همیشگی که استاد عباس منش آن را “انجام کارهای روتین” می نامد، ما را به سمت بهبود نتایج مان هدایت می کند. زیرا ما را مجبور می کند تا عملکرد بهتری داشته باشیم و استفاده بیشتری از توانای های نامحدودی نماییم که خداوند در وجودمان قرار داده.

بنابراین، اصلی ترین موضوع در رشد کسب و کار و در هر جنبه دیگری، تلاش برای ساختن باورهای قدرتمند کننده تر درباره کسب و کار است و این کار باید توسط مدیر کسب و کار صورت بگیرد تا آن باورها، کسب و کار او را به سمت ایده ها، شرایط، فرصت ها و بازارهای سودآورتر هدایت نماید. شما در آموزش های دوره روانشناسی ثروت 3 (کسب و کار فوق العاده) چنین مسیری را طی می کنی. یعنی هر بار به وسیله ساختن باورهای قدرتمند کننده و تقویت آن باورها، کسب و کار خود را به مدارهای بالاتری ارتقاء می دهی که بازارهایی بهتر و سودآوری تری وجود دارد. مشتری های راحت تر، تولید راحت تر، هزینه های کمتر و سود بیشتر وجود دارد.

از نظر استاد عباس منش، نقش باورهای مدیر کسب و کار درباره محصولی که تولید می کند یا خدمتی که ارائه می دهد، در میزان سود یا زیان یک کسب و کار، آنقدر حیاتی است که همین یک امر به تنهایی کسب و کارهای موفق را از سایر کسب و کارها متمایز می کند.

باورهای مدیر یک کسب و کار، شرایط، فرصت ها و مسیرهایی را مشخص می کند که کسب و کار به آن سمت پیش می رود.

حال هرچه آن باورها قدرتمند کننده تر باشد، به مسیرهایی هدایت می شود که نتیجه اش رونق بیشتر است و بالعکس.

عامل اصلی و متمایز کننده کسب و کارهای موفق از کسب و کارهای شکست خورده، فقط و فقط باورهای صاحبان آن کسب و کارهاست.

زیرا دلیل تفاوت شرایطی که کسب و کار یک فرد در آن قرار داده می شود یا فرصت هایی که آن کسب و کارها با آنها مواجه می شوند، کارمندانی که استخدام می کنند، محصولی که تولید می کنند، خدماتی که ارائه می دهند، نحوه فروش، بازاریابی و ایده هایی که برای رشد کسب و کار در نظر می گیرند، فقط و فقط باورهای صاحبان آن کسب و کارهاست.

به همین دلیل در جلسه دوم، سوم و چهارم دوره روانشناسی ثروت۳، این موضوع، به عنوان زیربنایی اساسی که کسب و کار روی آن قرار می گیرد و به سمت شرایط و فرصت هایی هدایت می شود که موجب رشد و سود دهی کسب و کار می گردد، توضیح داده است.

اگر بتوانی این مطالب را درک و باور کنی، سپس به روش این نوع نگاه، به کسب و کار و ایده هایت بنگری، به معنای واقعی کلمه و به صورت خود به خود، به سمت فرصت ها، راهکارها و ایده هایی هدایت می شوید که خود به خود رونق را وارد کسب و کارت می نماید.

در جلسه 15 دوره روانشناسی ثروت، استاد عباس منش  با بررسی باورها و نتایج یکی از افراد موفق عصر حاضر به نام “ایلان ماسک” “مدیر عامل شرکت تسلا “، باورهای قدرتمند کننده ای را شناسایی می کند که دلیل اصلی موفقیت های چنین شرکت هایی است و چگونگی ایجاد باورهایی را آموزش می دهد که لازمه موفقیت کسب و کار یک فرد است.

کسب و کار یعنی حل مسئله، هر کسب و کاری که مسائل اساسی تری را حل نماید، موفقیت و ثروت بیشتری کسب می کند. هر کسب و کاری که مسائل افراد بیشتری را حل کند، موفقیت و ثروت بیشتری کسب می کند. زیرا این قانون جهان است که به اندازه ای به ثروت نامحدود جهان دسترسی داری که می توانی ارزشی در جهان ایجاد نمایی.

ایلان ماسک فردی است که عاشق پیدا کردن راه حل‌های جامع برای مشکلات اساسی بشریت است. فردی که خودش را عادت داده تا نامحدود فکر کند و مسائلی را برای بشریت حل کند که از نظر دیگران، غیر قابل حل است.

رفتارهای این فرد به خوبی باورهایش را نشان می دهد که درباره چگونگی رسیدن به اهدافش، هرگز هیچ محدودیتی قائل نمی شود، به همین دلیل است که می تواند هر مسئله ای را به گونه ای متفاوت ببیند و تعریف دوباره ای از همان مسئله ارائه دهد، به گونه ای که راه حل ها ساده تر، سریعتر و کم هزینه تر بشوند.

این ویژگی نه فقط مختص ایلان ماسک، بلکه مختص همه افرادی است که توانسته اند یک کسب و کار موفق بسازند. در واقع چنین نحوه نگرشی توانسته کسب و کار آنها را به سمت چنین نتایجی هدایت نماید زیرا این ویژگی سبب می شود تا چنین افرادی،  نه تنها از تمام پتانسیل‌های خودشان، برای گسترش جهان استفاده کنند، بلکه درباره تیم کاری و نیروهای انسانی خود نیز به کمتر از بهترین قانع نیستند. به دلیل این ویژگی است که آنها مثل رهبرانی با ذکاوت، تیم خود را در مسیری پیش می برند که سرحد توانایی هاشان را بروز دهند.

اینها نکات بسیار مهم و اساسی و اسرار ساختن تیم کارا، جذب نیروهای مناسب و افراد کارآمد به کسب و کار و رونق کسب و کار است که  است که استاد عباس منش در جلسات دوره روانشناسی ثروت3 (کسب و کار فوق العاده) مفصلا توضیح داده است.

دلیل موفقیت کسب و کارهایی که هر ساله بر میزان ارزش و اعتبار شان افزوده می شود، هر روز ارزش سهام شان بالا می رود و … اجرای چنین اصولی است که نتیجه را به شکل سود، بالا رفتن ارزش سهام، افزایش فروش و … نشان می دهد.

کمپانی تسلا، بیشترین آمار پیش فروش خودرو را در جهان از آن خود نموده، خودرویی که با اینکه قیمت قابل توجهی دارد، اما حتی تولیدات چند سال آینده اش نیز پیش فروش شده است با اینکه  نه تنها بر خلاف سایر خودروسازها، نمایندگی فروش ندارد، بلکه به گفته ایلان ماسک، حتی 1 دلار هم صرف تبلیغات برای فروش محصول نشده است.

وقتی  به دیدگاه ها و روشهای افراد موفق که کسب و کارهای موفقی ساخته اند نگاه می کنیم، متوجه باورهای قدرتمند کننده ای می شویم که دلیل اصلی این نتایج و هدایت به چنین مسیرها و راه حل هایی است.

باورهایی که سبب شده، تمرکز این افراد، همیشه به هدف اصلی و راه حل های حرکت در این مسیر باشد و بتوانند ضمن اینکه هدف اصلی را به یاد داشته باشند، درباره چگونگی رسیدن به آن اهداف، بسیار منعطف بوده و هرگز با چسبیدن به یک راهکار، خود را دیدن و یافتن فرصت ها و ایده های عالی تر محروم نسازند.

مطالب آموزش داده شده در دوره روانشناسی ثروت3، این عادت فکری را در شما می سازد که قبل از اینکه به افزایش فروش، استخدام یک فرد کاراتر، تولید یک محصول دیگر، تغییر خدمات  یا هر راهکار دیگری برای ایجاد رونق در کسب و کارت فکر کنی، از خودت بپرسی: هدف اصلی چیست و چه باور قدرتمند کننده ای بسازم که هماهنگ با این هدف باشد.

این دوره به شما یاد می دهد تا  قبل از هر اقدامی، عادت به بررسی باورهایی نمایی که منشأ اصلی آن اقدامات است و اطمینان حاصل کنی که:

آیا منشا راهکاری که قصد انجامش را دارم، یک باور محدود کننده است یا یک باور قدرتمند کننده!

و نیز عادت کنی که از خود بپرسی:

آیا امکان دارد راههای بهتر و راحت تری نیز برای رسیدن به این هدف باشد که من به خاطر محدود فکر کردن، نتوانسته ام آنها راه ها را باور کنم و به همین دلیل به آنها برخورد نکرده ام؟

این ها همان ریزه کاری هایی است که استاد عباس منش همیشه به دنبالش بوده و همه آنها را سخاوتمندانه در دوره روانشناسی ثروت3 آموزش داده است. اجرای همین ریزه کاری های به ظاهر ساده، نتیجه ای غیر قابل تصور در کسب و کارت پدید می آورد که قابل مقایسه با هیچ تکنیک پیشرفته ای درباره فروش، بازاریابی و تبلیغات نیست.

خیلی مهم است که به عنوان صاحب کسب و کار، همیشه قبل از هر اقدام عملی ای که به منظور رسیدن به خواسته ات انجام می دهی، مهم ترین اولویت ات را ساختن باورهای قدرتمند کننده و هماهنگ با هدفت بدانی و برای ساختن آن باورها، تعهد و تلاش ذهنی به خرج دهی و اجازه دهی تا آن باورها شما را به مسیر راهکارها، ایده ها و شرایطی هدایت نماید که خیلی راحت تر و سریع تر به هدفت دست یابی.

به نظرم هر فردی که کسب  و کار خودش را  دارد، یا تصمیمی قطعی برای رسیدن به استقلال مالی گرفته است، باید از قوانین کسب ثروت، آگاه باشد. زیرا ثروت یک علم است که باید آنرا آموخت و یک باور است که باید آن را ایجاد کرد و یک قانون است که باید با آن هماهنگ شد.

زیرا همیشه  باورهای تو میزان نتایج مالی ای را تعیین می کند که در کسب و کارت به دست می آوری. فارغ از اینکه چقدر برای کسب موفقیت مالی تلاش می کنی، یا مشتاق رسیدن به استقلال مالی هستی یا چقدر نیاز ضروری به ایجاد آن نتایج داری یا چه ایده هایی را اجرا می کنی!

حتی نوع کسب و کاری که به آن هدایت می شوی، ایده ها یا راهکارهایی که در آن کسب و کار اجرا می کنی، نیروهای انسانی ای که در این راستا به تو کمک می کنند و … نیز دقیقاً بخشی از باورهای توست.

رفتارها و واکنش هایی که درباره تک تک وقایع در کسب و کارت داری، دقیقاً آثاری از باورهای توست. به همین دلیل تنها راه تغییر نتایج مالی در کسب و کار، از تغییر باورهای صاحب کسب و کار باید آغاز شود.

اگر به دنبال یک راه ساده، سریع، ارزان و کم هزینه برای تغییر نتایج مالی کسب و کارت هستی، از آنجا که کسب و کار خودت را داری، بهترین  راهکار، استفاده از دوره روانشناسی ثروت۳ است.

دلیل این پیشنهاد این است که ما از تأثیر و نتیجه ای آگاه هستیم که، این دوره می تواند در رونق کسب و کارت  ایجاد نموده و آن را تبدیل به کسب و کاری فوق العاده نماید.

هزاران برابر هزینه ای که از نظر مالی برای تهیه این دوره می پردازی، و از نظر انرژی و زمان برای اجرای آموزش های این دوره و ساختن آن باورها و اقدام در جهت آنها در راستای کسب و کارت صرف می کنی، نتیجه ملموس به شکل افزایش فروش و افزایش سود، وارد کسب و کارت می شود.

این مستقیم ترین و کوتاه ترین و لذت بخش ترین راه برای رونق کسب  وکارت است. زیرا اگر بخواهی خودت به آگاهی هایی و راهکارهایی برسی که دوره روانشناسی ثروت۳ به شما می بخشد، باید سالها وقت صرف تحقیق، پژوهش و تجربه نمایی که هزینه های بسیار هنگفتی برای شما خواهد داشت و حتی ممکن است به دلایل بسیار نیز، نتیجه گیری صحیحی نداشته باشی.

فرض کنید شما نیاز به یک لیوان شیشه ای داری. دو راه برای داشتن این لیوان بلوری وجود دارد:

راه اول این است که تصمیم بگیری خودت آن را بسازی زیرا می خواهی در هزینه هایت صرفه جویی کنی یا تصور می کنی قیمت این کالا در بازار زیاد است. به همین دلیل شروع به آموختن چگونگی ساختن وسایل شیشه ای نموده و کارهای لازم برای راه اندازی این کار مثل، خرید دستگاه های لازم، خرید مواد اولیه و … انجام داده و یک لیوان می سازی!

معمولا، لیوانی که به این روش ساخته شود، با ریختن اولین مایع داغ درونش، ترک خورده و نابود می شود. در بهترین حالت ممکن است لیوان خوبی از آب دربیاید اگر شما مراحل آموزش را به خوبی گذرانده و از مواد اولیه مرغوب و دستگاه های حرفه ای استفاده نموده باشی.

حتی در این صورت نیز، وقتی به میزان زمان، انرژی و هزینه های سرسام آوری که صرف آموزش، خرید مواد اولیه و دستگاه و … نموده ای، نگاه می کنی، متوجه می شوی که می توانستی با پرداخت این هزینه، کریستالهای موزه لوور را تهیه نمایی نه یک لیوان شیشه ای ساده که در نهایت نیز زیبایی یا حتی کارآیی چندانی هم ندارد. و آنقدر دیگر خسته شده ای که حتی رغبت نوشیدن یک چای در این لیوان را نیز نداری!

راه دیگر این است که به بازار رفته و خیلی سریع، همان لیوانی که الان هست و تو آن را دوست داری را تهیه نموده و از چای خوردن با آن، لذت ببری!

خوب که دقت کنی، در این حالت دیگر نمی گویی این جنس هزینه اش زیاد است، زیرا کیفیت، زیبایی، دوام و همه چیز را با هم دارد. ضمن اینکه در سالها زمان، انرژی و هزینه های شما نیز صرفه جویی کرده و زیاد شما را درباره تجربه یک چای، منتظر نگذاشته است.

زیرا فردی که یک کریستال زیبا ساخته و در بازار ارائه داده، فردی است که عاشق این کار بوده، او تمام وجودش را برای این آموزش ها گذاشته، بارها روش اش را بهبود بخشید، تکامل اش را طی نموده و با تمام وجودش تک تک آن خلاقیت ها را به خرج داده و با عشق این کار را انجام داده، به همین دلیل زیبایی ، کیفیت و دوامش شما را جذب می کند ضمن اینکه در نهایت که حساب و کتاب می کنی، در مقایسه با روش اول حتی از رایگان هم ارزانتر است.

پس اگر هدفت کسب استقلال مالی است، خصوصا اگر کسب و کار خودت را داری، حتما دوره روانشناسی ثروت3 را تهیه کن و این دوره را با عشق بگذران و آنچه می آموزی را در راستای کسب و کارت عملی نما و مطمئن باش هزینه ای که می پردازی، در برابر  نتیجه ای که وارد کسب و کارت می کند، خیلی زیاد ارزشمند است. در همان چند جلسه اول این دوره، به وضوح این موضوع را تجربه خواهی کرد.

زیرا وقتی آن باورها را ایجاد می کنی و این مسیر را به همان شیوه ای که با این دوره آموختی، طی می کنی، به سمت ایده ها و اقدامات عملی ای هدایت می شوی که نتیجه اش قابل مقایسه با مسیر قبلی ات نیست.

سپس به وضوح می بینی ناکامی هایی که در سالهای گذشته برای افزایش درآمدت داشتی جبران می شود و در طی یک سال به اندازه تمام سالهای زندگی ات ، نتیجه کسب می کنی.

اینکه از ما می خواهی یک راه کار برای افزایش فروش به شما پیشنهاد دهیم، مثل این است که بخواهی خودت یک لیوان شیشه ای بسازی

زیرا موضوع رسیدن به استقلال مالی، فرایندی است که باید برای ساختن باورهایت طی کنی و این فرایند را دوره روانشناسی ثروت3، استادانه و هنرمندانه به تو می آموزد.

چرا که این دوره، حاصل سالها تجربه از برگزاری صدها کارگاه آموزشی، سفر به نقاط مختلف جهان و بررسی باورها و نتایج  صاحبان صدها کسب و کار و تحقیقاتی وسیعی است که توسط استاد عباس منش انجام شده و نتیجه اش را می توانی به وضوح در زندگی ایشان و هزاران نفری ببینی  که تصمیم گرفتند کسب و کار و طریقه افزایش درآمدشان را بر پایه ی آموزش های استاد عباس منش بنا کنند.

منظورم این است که تمام این آموزه ها قبلا جواب داده و چیزی برای امتحان کردن وجود ندارد. پس با ایمان این مسیر را از همان ابتدا برو

افراد زیادی، در این باره که اول باید باور ساخته شود تا به سمت اقدامات نتیجه بخش هدایت شویم، در ابتدا مقاومت دارند. زیرا فکر می کنند که انجام یک عمل است که نتیجه را رقم می زند. بنابراین شروع به انجام هر کاری می کنند اما پس از آنکه آنهمه زمان و انرژی و هزینه صرف کردند، پس از آنکه همه راهها را برای افزایش درآمدشان انجام داند ،پس ازآنکه زیر بارِ آنهمه تبلیغات پرهزینه رفتند، پس از آنکه بارها شغل شان، محله شان و حتی شهرشان را تغییر دادند، در نهایت مستاصل شدند، آنوقت مانند ماجرای ساختن آن لیوان شیشه ای ترک خورده، به ارزش و نقش باورهای قدرتمند  در سودآور شدن کسب و کار، پی می برند. زیرا می بینند فارغ از اینکه چه کارهای متفاوتی انجام داده اند، اما نتیجه اش باز هم احساس نیاز به پول و گرفتاری های مالی تمام نشدنی است.

به همین دلیل وقتی به نقطه ای استیصال از انجام هر کار و عملی می رسند، تصمیم می گیرند قبول کنند که موضوع فراتر از عواملی است که آنها مهم می دانستند. عاملی که ارتباطی به نوع شغل، شهر، کشور، تحصیلات، جنسیت، نوع تبلیغات، شیوه بازاریابی و … ندارد. بلکه بسیار درونی تر از این حرف هاست!

آنوقت است که به جای هر کار دیگری مثل افزایش فروش و تبلیغات و …، سراغ تغییر باورهای شان و ساختن باورهای قدرتمند کننده می روند و همه آنچه که در این دوره ها می شنوند را مانند وحی منزل انجام می دهند. نتیجه اش نیز کاملا مشخص است.

متوجه می شوند وقتی باورهای قدرتمند کننده ای درباره کسب و کار و ثروت ساختند، حتی آن تبلیغات قبلی نیز برایشان ثمر بخش شد. زیرا خیلی مهم است که شما با چه باوری اقدام می کنید: باور قدرتمند کننده یا باورهای محدود کننده؟!

به شما نیز توصیه می کنم از همین ابتدا وارد مسیر اصلی شوید و زمان خود را در مسیرهای فرعی هدر ندهید.

مسیری که همین الان موجود است و نیاز نیست آنهمه انرژی صرف ساختن یا یافتنش بشود. اگر صاحب کسب و کار خودت هستی، بهتر است دوره روانشناسی ثروت3 را تهیه نمایی و با آموزش های آن، پایه و اساس محکمی برای کسب و کارت ایجاد نمایی.

چرا تغییر در هر جنبه ی مثل روابط، سلامتی و ... راحت تر و سریعتر از پیشرفت در جنبه مالی است؟

سوال:
چند ماهی از آشنایی ام با گروه شما می گذرد و در این مدت، تنها استفاده از فایلهای رایگان سایت، آنچنان تاثیری در زندگی‌ام گذاشته‌اند که افسوس می‌خورم چطور ۴۰ سال از زندگی‌ام در ناآگاهی از این قوانین و آموزش ها گذشته است.
با کمک فایلهای رایگان شما، خیلی از جنبه های زندگی ام مثل، روابط، سلامتی، رابطه ام با خداوند و… بسیار عالی شده.
الان زندگی ای سراسر آرامش دارم و هیچ گاه در زندگی ام تا این حد خوشحال نبوده ام. به همین دلیل تصمیم گرفتم این روش ها را برای افزایش درآمدم هم امتحان کنم اما انگار در این یک جنبه، خیلی موفق نبوده‌ام.
با اینکه در این مدت اوضاع بهتر شده و پول از طرق مختلفی وارد زندگی‌ام می‌شود اما من یک فروشنده‌ام و دوست دارم که فروشم افزایش یابد و کسب کارم رشد کند.
سوالم این است که : اولا چرا من خیلی سریع در سایر جنبه‌ها رشد کردم اما به موضوع پول که رسیده‌ام، انگار به این آسانی نیست؟
ثانیا با توجه به اینکه من مغازه خودم را دارم، لطفاً بگویید که کدام محصول برایم مناسب‌تر است و چگونه می‌توانم با افزایش فروشم، کسب و کارم را متحول و اوضاع مالی‌ام را تغییر دهم. زیرا پول از طرق دیگر وارد زندگی‌ام شده اما هنوز فروشم تغییر محسوسی نداشته است.


پاسخ گروه تحقیقاتی عباس منش
اگر می‌بینی وضعیت زندگی‌ات در هر جنبه‌ای بهتر شده، اما هنوز از لحاظ مالی پیشرفت خاصی نداشتی، دلیلش این است که رسیدن به آن خواسته ها در ذهنت راحت تر بوده.
یعنی رسیدن به روابط بهتر با خداوند و دیگران، داشتن سلامتی یا موجودی خودساخته‌تر و با عزت نفس بیشتر، برایت امکان پذیر به نظر می رسیده، نه یک آرزوی دور از دسترس.
زیرا در طول تجربه زندگی‌ات، افرادی با روابط عالی، آرامش، افراد سالم، افراد معنوی و … را بیشتر دیده‌ای. در حالیکه آن افراد از نظر شما افرادی عجیب و غریب و دارای توانایی های خاص نبوده اند. بلکه افرادی کاملا معمولی با توانایی های کاملا معمولی بودند که توانسته اند چنین موفقیت هایی در این زمینه ها داشته باشند.
اما درباره مسئله مالی، موضوع کاملاً برایت فرق می کند. زیرا از وقتی یادت می آید، همه افراد دور و اطرافت در پی انجام کاری برای حل مسائل مالی شان بوده اند.
حتی متوجه شدی همان افرایکه روابط شان خوب است یا آدم‌هایی با اخلاق و رفتار پسندیده اند و صاحب اعتبار و احترام، نیز همچنان درگیر مشکلات مالی اند.
این موضوعی است که نه فقط شما، بلکه اکثر افراد دارند. زیرا از زمانی که یادمان می‌آید، همه چیز در زندگی مان به پول مرتبط بوده است. چالش‌ها و دغدغه‌های همه بزرگترهای اطرافمان مثل پدر و مادر، اقوام و…، موضوعات مربوط به پول بوده به این دلیل که، تقریباً انجام هر کاری، مشمول هزینه‌هایی مالی است.
همه‌ی این تجارب موجب شده تا ناخودآگاه، رسیدن به موفقیت مالی در نظرت کاری بسیار خاص و پیچیده به نظر برسد. در نهایت نیز ادامه یافتن این تجربه ها و ورودی هایی که به ذهنت راه داده ای، تو را به این ایده برساند که کمبود ثروت و موقعیت های ثروت ساز، واقعیت این جهان است.
حتی برجسته‌ترین دغدغه دوران کودکی‌مان هم این بوده که در آینده می‌خواهیم چه کاره شویم؟!
۹۹% مان نیز در کلاس انشاء ذکر نمودیم که می خواهیم دکتر و مهندس شویم زیرا فهمیده بودیم که آنها اوضاع مالی بهتری دارند.
حتی همین حالا نیز، مهم‌ترین سوالی که از ما پرسیده می‌شود این است که: چکاره هستی؟
این تجارب موجب شده، موضوع موفقیت مالی در ذهن ما، رابطه ای تنگاتنگ با کاری داشته باشد که بعنوان شغل انجامش می‌دهیم. به همین دلیل است که اولین ایده و خواسته‌ی شما برای رسیدن به موفقیت مالی، افزایش فروش مغازه‌تان است.
پس بدیهی است که بیش از هر جنبه‌ی دیگری در زندگی، باورهای محدود کننده‌ی بیشتری درباره موضوعات مالی داشته باشی. اما این به این معنی نیست که نمی‌توانی آنها را تغییر دهی بلکه به این معنی است که باید برای ساختن آن باورهای قدرتمند کننده، تلاش ذهنی بیشتری به خرج داده وجهادی اکبر به راه بیندازی.
باید بتوانی با کنترل ورودی های ذهنت، باورهایی بر خلاف باورهای قبلی ات درباره ثروت، درباره فروانی در جهان، درباره احساس لیاقت ثروتمند بودن، درباره اینکه هرچه ثروتمند تر شوی نزد خداوند نیز عزیز تر هستی و … باشند.
زیرا میزان درآمد فعلی شما، میزان مشتری هایی که داری و تمام آنچه از موضوعات مالی تجربه می کنی، دقیقاً بازتاب باورهای توست. پس ایجاد تغییر این وضعیت، تنها با تغییر باورها ممکن است و تا زمانی که باورهای شما تغییر نکند، هیچ اقدام عملی ای در این باره جواب نمی دهد زیرا هر اقدام یا راهکاری که داشته باشید، بر مبنای باورهای محدود کننده درباره ثروت بوده و قطعا نتیجه اش نیز به محدودیت و کمبود بیشتر خواهد انجامید.
اما وقتی باورهای جدید و قدرتمند کننده ای درباره ثروت ایجاد نمایی، به مسیرراهکارها و ایده هایی هدایت خواهی شد که نتیجه‌اش، در نهایت به استقلال مالی ختم می‌شود.
حال می‌خواهد به شکل افزایش فروش، ورود به شغلی دیگر و … باشد.
موضوع مهمی که افراد زیادی در ابتدای راه دچار آن می شوند، این است که از همان ابتدا از خود می پرسند، خوب چگونه ممکن است با تغییر باور، همه چیز تغییر کند.؟
این سوال اساساً اشتباه است. زیرا این افراد می خواهند با وجود همان باورهای محدود کننده قبلی، به نتیجه گیری ای متفاوت از قبل برسند.
مثل این است که با چشم بسته جلوی تلویزیون نشته و سعی بر دیدن تصاویر به وسیله تغییر کانال های تلویزیون، نمایی.
موضوع این است که تا زمانی که چشمت را باز نکنی، هرگز اتفاقی رخ نخواهد داد حتی اگر سالها به عوض کردن کانال ادامه دهی.
همچنین، تا زمانی که باور جدیدی ایجاد نشود، هیچ جواب جدیدی نیز وجود نخواهد داشت.
پس به جای تلاش برای حل معمای چگونگی رسیدن به نتایج دلخواه، تنها کار در آغاز راه، متعهد شدن به تغییر نگاه، تغییر ورودی های ذهن و تغییر باوهاست.
در هر صورت باورهای شما همیشه کار خودشان را انجام می‌دهند و اصلاً مهم نیست که چقدر نقش باورهایت در میزان موجودی حساب بانکی‌ یا درآمدات را باور می‌کنی و تا چه اندازه آن را مهم می‌شماری.
از آنجا که کسب و کار خودت را داری، بهترین و تنها پیشنهادم به شما، استفاده از دوره روانشناسی ثروت۳ با موضوع کسب و کار است.
این دوره طراحی شده تا راهنمایت باشد و بتوانی کسب و کارت را بر روی پایه واساسی محکم از باورهای قدرتمند کننده و ثروت آفرین بنا نمایی.
باورهایی که قادر به هدایت کسب و کار شما در مسیری است که نتیجه اش برایت راضی کننده باشد.
به نظرم اساسی‌ترین سرمایه اولیه برای شروع هر کسب و کار یا رونق آن، آگاهی از آموزش‌هایی است که استاد عباس منش در تک تک جلسات دوره روانشناسی ثروت۳ آموزش داده و ساختن باورهایی است که در چند جلسه اول این دوره آمده است.
این آموزش‌ها باید همراه همیشگی کسب و کارت در هر مرحله‌ای باشد. زیرا هرچه بیشتر جلسات این دوره و آموزش‌هایش، تکرار می‌شود، جنبه کاملتری از آگاهی، ایمان و هماهنگی با قوانین کیهانی خداوند در ناخودآگاه ما شکل می‌گیرد تا قادر به بهره برداری از ثروتی شویم که خداوند سخاوتمندانه در اطرافمان و در دسترسمان قرار داده است.
خیلی مهم است که چقدر جلسات این دوره را تکرار می‌کنی و چقدر در هر بار تکرار، بر آنها متمرکز می‌شوی. زیرا با هر بار تکرار این آموزش‌ها، مهارت شما در ساختن باورهای قدرتمند کننده و شناسایی ایده‌ها و موفقیت‌های ثروت ساز بیشتر می‌شود و هر بار نتایج ات را پربار تر می کند.
هرچه این نتایج بیشتر شود، دوباره بر قدرت باورهای قدرتمند کننده ات می افزاید. زیرا هر بار بر روی جنبه‌های تخصصی‌تری از موضوع باورها، متمرکز می‌شود که تا قبل از آن برایت قابل درک نبود.
مثلاً اولین بار که یک فایل را گوش می‌دهی، آگاه شدن از قوانینی که قادر است رونق را به کسب و کارت بیاورد، مهم می‌شود. دفعه بعد که همان فایل را گوش می‌دهی، یاد می‌گیری که چطور شرایط کنونی کسب و کارت را با این نگاه جدید مدیریت نمایی. سپس در ادامه که درک کاملتری از آموزش ها پیدا می کنی، ایده های بهتری به شما الهام می شود.
هرچه این آموزش ها را بیشتر تکرار کنی، درک بهتر به همراه ایمان و اعتماد به نفس بیشتر در خود ایجاد می کنی، نگرانی هایت کمتر و آرامش ات بیشتر می شود به همین دلیل این آرامش و احساس خوب، شما را به سمت اقداماتی هدایت می کند که حلال مسائل شما باشد.
هر بار با تکرار این آموزش‌ها، نگاه کامل تری به موضوع کسب و کار و نقش باورهایت در آن کسب و کار حاصل می شود و ظرف وجودی ات رشد می کند تا جایی که همواره از مسائل ات بزرگتر خواهی بود.
به همین دلیل است که پس از تکرار این آموزش‌های به اندازه‌ی کافی، به جایگاهی می‌رسی که می‌توانی یک فرصت را از دل یک مسئله به ظاهر ناخوشایند، ببینی و از آن بازاری برای کسب و کارت بسازی.
قادر می‌شوی نتیجه‌ای را در کسب و کارت ببینی که هنوز در ظاهر وجود ندارد. قادر می‌شوی آرامش خود را در لحظات به ظاهر سخت حفظ نموده و تصمیماتی کارسازی در لحظات حساس کسب و کار، اخذ نمایی.
و…
یعنی با تکرار این آموزش‌ها، با ایمان و تعهد به اجرای آنها، هر بار در این زمینه حرفه‌ای‌تر عمل می‌کنی…
دقیقاً مثل آموزش زبان انگلیسی است.
وقتی اولین بار یک متن را می‌خوانی، ابتدا فقط به کلمات نگاه کرده و سعی می‌کنی معنی آنها را حفظ کنی. دفعه بعد، تمرکز ات بر چگونگی املاء آن کلمات است. دفعه بعد تلفظ صحیح کلمه هم برایت مهم می‌شود زیرا الان در مرحله‌ای هستی که هم معنای کلمات را می دانی و هم املای آن را. دفعه بعد تصمیم می‌گیری گرامر و طرز قرار دادن آن کلمات کنار هم و ساختن یک جمله را بیاموزی.
پس از همه اینها، دیگر سرعت حرف زدن یا نوشتن برایت مهم می‌شود و بعدً شاید بخواهی روی خوش خط نوشتن تمرکز نمایی و این کار همچنان ادامه دارد…
یعنی هر بار روی یک موضوع تخصصی‌تر، متمرکز شده و در نهایت با تکرار و تمرین، به جایی می‌رسی که آن زبان را نیز مثل زبان مادری‌ات می‌آموزی. این کاری است که باید با دوره روانشناسی ثروت۳ هم انجام دهی.
اجرای آموزش‌های این دوره، باید جزئی از اساس کسب و کار شما باشد و آنقدر تکرار شود تا جزئی از رفتار شما بشود. این کاری است که استاد عباس منش انجام می‌دهد. من بارها شاهد بوده‌ام که دقیقاً مثل یک دانش آموز، در حال گوش دادن به دوره‌هایی است که خودش آنها را تولید نموده. زیرا ایشان درک نموده که باورهای ما در هر لحظه نیاز به تغذیه دارند تا بتوانند رفتارمان را در مسیر صحیح هدایت کنند.

چگونه کارمند مناسبی به کسب و کارم جذب کنم؟

سوال:

مغازه‌ای دارم که خودم فرصت کارکردن در آن را ندارم به همین دلیل فردی را برای مدیریت آن استخدام نموده و همه چیز را به او سپرده ام. اما متاسفانه هر ماه وضعیت درآمد مغازه بدتر می شود.

آیا با تغییر باورهایم، وضعیت درآمد مغازه روبه راه می شود یا اینکه مشکل اصلی باورهای شاگردی است که برای مغازه استخدام نموده ام؟


پاسخ گروه تحقیقاتی عباس منش

طبیعی است وقتی تمامی امور مغازه شما دست شاگرد شماست و هیچگونه تمرکزی بر آن نداری، مرتباً با کاهش درآمد مواجه شود.

اگر نوشته بودی با اینکه هیچ تمرکزی بر مغازه ام ندارم و تماماً به دست فرد دیگری مدیریت می شود، اما درآمدش بسیار عالی است، آنوقت من به قانون شک می‌کردم. زیرا تمام معادلاتم  از شناختن قوانین کیهانی، به هم می‌خورد.

موضوعی که اکثر افراد نادیده گرفته یا خیلی سرسری از آن می گذرند این است که:

آنها رفتار و حتی اتفاقات زندگی شان را چیزی کاملا مجزا از باورهای خود می دانند.

اما موضوع این است که هر رفتار و واکنشی که دربرابر اتفاقات گوناگون از تو سر می زند، دقیقاً بازتابی از باورهایت است. اگر لحظه ای با خود صادق باشی، پی می بری تمام رفتارهایت، از قضاوت ها، ترس ها، نگرانی ها و هر کنش و واکنشی که در برابر هر چیزی نشان می دهی، دقیقاً مانند فیلمی است که باورهایت را به تصویر کشیده است.

حتی اگر شاگرد مغازه ات را مقصر ماجرای درآمد مغازه ات بدانیم، نیز  چیزی جدا از باورهایت نیست. بلکه توسط باورهایت سر راهت قرار گرفته.

بنابراین اگر باورهای محدود کننده ای درباره ثروت داشته باشی، قطعا ایده ها، راه کارها و افرادی را به کسب و کارت دعوت می کنی که نتیجه اش درآمد کمتر، شکست مالی بیشتر، هزینه بیشتر و سود کمتر باشد.

زیرا حقیقت این است که رخداد های هر لحظه از زندگی تو، با باورهایت رقم می خورد. ما در جهانی زندگی می‌کنیم که قانون بسیار ساده ای دارد:

در هر لحظه بازتاب باورهای مان را به شکل اتفاقات مختلف وارد زندگی مان می کند و همه آن اتفاقات، دقیقاً همجنس و هم اساس با باورهایمان هستند.

یعنی اگر باورهای محدود کننده ای در آن جنبه داشته باشیم، همه آن اتفاقات نهایتاً نارضایتی بیشتر برایمان دارند و اگر باورهای قدرتمند کننده ای در آن موضوع داشته باشیم، نتیجه نهایی آن اتفاقات به رضایت و آرامش بیشتر، ختم می شود.

در جهانی با چنین نظمی دقیق، این یک توهم است که کسب و کار را ه اندازی و آن را به دیگری بسپریم و انتظار افزایش سود و درآمد را از آن داشته باشیم.

زیرا چیزی که نتایج کسب و کار شما را می‌آفریند، فرکانس‌های شماست و فرکانس های شما حاصل باورهای تان است و فرکانس های شما به وسیله تمرکز کردن بر موضوعات، ارسال می شود.

حال اگر تمرکزی بر کسب و کارت نداشته باشی، مثل کاشتن گیاه و رها کردن آن است. قطعاً خیلی زود می خشکد.

این موضوع  بسیار فریبنده است که افراد فکر می‌کنند می‌توانند یک کسب و کار را راه اندازی کنند و دست شاگردی سپرده و سپس ماه به ماه، سود آن را برداشت خواهند نمود. بدون صرف کمترین تمرکز و توجه به آن.

این یک توهم است که فکر کنی:

محصولی تولید می کنم، فروشگاهی برایش راه انداخته و آن را به حساب بانکی ام وصل و سراغ دیگر کارهایم می روم. با این امید که منتظر باشی پس از چند سال، عدد و رقم عالی ای در حساب بانکی ات داشته باشی.

این موضوع کاملاً خلاف قوانین است. این اتفاق هرگز در جهانی که کارش بازخورد گرفتن از فرکانس‌های هر لحظه‌ی ماست، رخ نمی‌دهد.

مثل این است که نهالی در زمین بکاری، به یکباره کود و آب فراوانی پایش ریخته و سپس سراغ کارهای دیگرت بروی. با این امید که در چند سال آینده برای چیدن میوه های درخت برخواهی گشت.

اتفاقی که رخ خواهد داد این است که:

قطعاً وقتی برگردی، درختی درکار نخواهد بود. حتی اگر باران به اندازه کافی باریده و او را سیرآب نموده باشد، از آفات و حشرات صدمه می بیند.

حتی اگر حشره‌ای در کار نباشد، یک سگ آبی آن درخت را قطع می کند.

حتی اگر سگ آبی‌ای در کار نباشد، یک حیوان علف خوار در همان دوران نهال بودنش، ان را می خورد.

یا به خاطر ازدیاد علف‌های هرزی که در پایش روییده ، اصلاً فرصت رشد نیافته و در بهترین حالت، نمی‌توانی آن نهال را میان آنهمه علف هرز، تشخیص دهی.

این موضوع را استاد عباس منش با عنوان “تمرکز بر کسب و کار” در دوره روانشناسی ثروت ۳ (کسب و کار فوق العاده) ساعت‌ها توضیح داده.

این بخش از دوره روانشناسی ثروت ۳ به تو کمک می کند تا اولاً بدانی تمرکز صاحب کسب و کار، چه نقش مهمی در میزان سوددهی و رشد کسب و کار ایفا می کند.

ثانیاً باورهای قدرتمند کننده ای می سازی تا موجب شود با تمرکزت ایده ها و راهکارهای ثروت ساز را وارد کسب و کار خود نمایی.

مثلاً کارمندان شایسته تری به کسب و کارت جذب می شود

به سمت بازارهای بهتری هدایت می شوی

مشتریان بیشتری به کسب و کارت دعوت می شوند و …

از آنجا که این مبحث بسیار مفصل و مهمی است، نمی توان آن را در قالب یک نوشته توضیح داد. دوره روانشناسی ثروت ۳، قدم به قدم و جلسه به جلسه با توضیح قوانین، مثالهای بسیار و بررسی نمونه های عینی، چگونگی ایجاد آن باورها و اجرای این راهکارها در کسب و کارت را به تو می آموزد.

به نظرم هر فردی که کسب و کار شخصی اش را دارد، لازم است راهمنایی مانند دوره روانشناسی ثروت۳ را در کنارش داشته باشد

کسب و کارهای موفق و پر سود، که برای ما قابل تحسین‌اند، همگی حاصل تمرکز صاحبانی هستند که باورهای قدرتمند کننده ای نیز درباره ثروت ساخته اند.

اگر ایده ها و راهکارهای آنها به نظر شما هوشمندانه می آید یا کارمندان شایسته ای دارند، یا بازار بهتری را در اختیار دارند و… دلیلش آگاهی آنها از قوانین و باورهایی است که ساخته اند و نیز متمرکز شدن بر کسب و کارشان با آن باورهاست.

آنها قوانین ثروت را می دانند و به وسیله باورهای شان همیشه به سمت بهترین و سودآورترین راهکارها هدایت می شوند. خبر خوب این است که شما هم می توانی همه آن آگاهی ها را از دوره روانشناسی ثروت۳ دریافت نمایی، آن باورها را بسازی و آن هدایت را دریافت نمایی.

زیرا اگر کسب و کاری سودآور می خواهی، باید قوانین ثروت را بدانی. باید باورهای قدرتمند کننده ای بسازی تا پشتوانه کسب و کارت بشود. آنوقت به محض اینکه بر کسب و کارت متمرکز می شوی، جهان به باورهای جدید شما پاسخ می دهد:

به شکل یک ایده برای ایجاد تغییری ساده در نحوه مشتری یابی که به ذهنت خطور و بازار جدید و مشتری های بیشتری به کسب و کارت جذب و نتایجی رضایت بخش برایت به ارمغان می آورد.

به همین دلیل، موضوع “تمرکز بر کسب و کار همراه با باورهای قدرتمند کننده” یکی از موضوعات اساسی آموزش های دوره روانشناسی ثروت۳ است تا صاحبان کسب و کار از قدرتی آگاه شوند که تمرکز آنها همراه با باورهای قدرتمند کننده، برای تغذیه کسب و کارشان دارد.

رشد کسب و کار و ساختن ثروت به وسیله کار مورد علاقه ات، از اتاق خانه ات

سوال:

من خیاطم و در خانه کار می کنم و به این شغل علاقه دارم اما از نتایج مالی ام راضی نیستم. به تازگی با آموزش های شما آشنا شدم و فهمیدم که برای رسیدن به استقلال مالی باید روی باورهایم کار کنم.

آیا می شود با خیاطی در خانه ثروتمند شد؟

آیا باید فقط روی باورهایم کار کنم؟ یا اینکه شغلم را هم تغییر دهم یا کسب و کارم را به محیط خارج از خانه انتقال دهم تا رشد  کند؟


پاسخ گروه تحقیقاتی عباس منش

اولاً دلیل ثروتمند شدن شما هیچگاه شغل تان یا مکانی که آن را انجام می دهید، نیست، زیرا تمامی شغل ها پتانسیل ایجاد ثروت را دارند.

اما تنها زمانی می توانی ثروت بسازی که اولاً باورهای قدرتمند کننده ای درباره ثروت بسازی و با آن باورها، سراغ انجام کاری بروی که به آن عشق و علاقه داری.

زیرا عشق به تنهایی قادر به ایجاد یک کسب و کار موفق نیست، اما وقتی همین عشق با باورهای قدرتمند کننده مسلح  می‌شود، آن باورها، قدم به قدم شما را در مسیر مورد علاقه تان هدایت می کند، آنوقت نه تنها هر لحظه این کسب و کار برایت لذت است، بلکه ثروت هم از آن می سازی و با ادامه این مسیر هر بار باورهایت قدرتمند کننده تر، ایمان، اعتماد به نفس و انگیزه‌ات برای برداشتن قدمی بزرگتر و ایجاد نتیجه‌ای عظیم‌تر، افزایش می یابد. و این ماجرا به همین شکل به پیشروی خود، ادامه می‌دهد.

پس اولین قدم، تلاش برای ساختن باورهای قدرتمند کننده درباره ثروت است.

منظور از باور ساختن، این نیست که یک گوشه بنشینی و فقط روی باورهایت کار کنی و سپس همه چیز تمام و باور آماده ی بهره بردای شود.

آدمهای زیادی “باور ساختن” را مثل تولید یک کالا می داند که ابتدا باید کالا را طبق یک فرایند تولید، بسازی و پس از پایان فرایند تولید، از آن کالا استفاده نمایی.

سپس می خواهند همین فرمول را درباره باورساختن نیز به کار ببرند.

اما باور ساختن، مثل تولید یک کالا نیست.

ساختن باور فرایندی همیشگی است. باور ساختن و اقدام در جهت آن باورها، دو موضوع به هم پیوسته اند. اقدام، نه تنها چیزی جدا از باور نیست، بلکه نمودِ باورهایی است که توانسته اید بسازید.

اقدامات، همان نتایجی هستند که به خاطر ساختن آن باور، به سمت انجامشان هدایت شده ایم.

باور ساختن مثل روییدن یک جوانه است که مرحله به مرحله رشد می کند. شما دانه را می کاری اما انتظار نداری بلافاصله جوانه بزند، میوه بدهد و فرایند رسیدگی به آن تمام شود.

بلکه همزمان که دانه را می کاری و به صورت پیوسته به آن رسیدگی می کنی یعنی خاک، آب، نور و در یک کلام شرایط مناسب برای رشد را برایش فراهم می کنی، دانه ات به شما نتیجه می دهد.

یعنی در اولین مرحله، ریشه ها شروع به رشد می کند، اما با اینکه آنها را نمی بینی ولی به رسیدگی به آن دانه ادامه می دهی.

سپس نتیجه کمی بزرگتر شده و جوانه ای از دل خاک بیرون می آید. اینجا خیلی ذوق می کنی، خوشحال می شوی و مطمئن که دانه شما در حال رشد بوده.

یعنی این نتیجه به ظاهر کوچک، انگیزه ای برایت ایجاد می کند تا هم بدانی همه چیز درباره رشد دانه مرتب است و هم  دوباره به فرایند رسیدگی به دانه، ادامه می دهی اما این بار با ایمان و انگیزه ای بیشتر.

سپس جوانه بزرگتر شده و شکوفه می دهد، باز هم دیدن این نتیجه ،ایمانت را بیشتر و انگیزه ات را قوی تر می نماید تا با رسیدگی های بیشتر مثل  کود مناسب، سمپاشی و … به رشد بیشتر و ثمر بیشتر آن کمک کنی.

سپس شکوفه ها تبدیل به میوه می شود و باز هم انگیزه ای می شود تا دانه های بیشتری بکاری و هم رسیدگی ها ویژه تری برای این درخت میوه داشته باشی مثل هرس کردن و …

و این نتایج فقط تا زمانی ادامه دارد، که این روند رسیدگی ادامه داشته باشد. اما هر بار ثمر آن درخت بیشتر و کیفیت میوه هایش مرغوب تر می شود.

یعنی در سال اول ممکن است تمام شکوفه ها بریزند و فقط یک دو میوه داشته باشد

اما سال بعد میوه ها بیشتر و سال بعد خیلی بیشتر و مرغوب تر خواهند بود.

باور سازی نیز، چنین روندی مثل تبدیل یک بذر به میوه دارد. وقتی روی باورهایت کار می کنی، در ابتدا چیزی به جز احساس خوب نداری.

احساس خوب در اینجا حکم همان ریشه های دانه ات را دارد که در زمین هستند اما شما آنها را نمی بینی.

احساس خوب به شما می گوید که باورهایی که در حال ساختنشان هستی، در حال رشد اند و باید این روند را همچنان ادامه دهی.

بنابراین شما با اینکه هنوز جز احساس خوب، نتیجه ای ملموس نداری، اما با ایمان، مسیر ساختن باورهایت را ادامه می دهی، چون پذیرفته ای که که تمام اتفاقات زندگی ما حاصل باورهای ماست. چون ایمان داری که جهان فقط باورهای ما را می شناسد و اساس آن باورها را به شکل اتفاق و تجربه و… وارد زندگی مان می کند.

لذا در ابتدای راه، با اینکه هنوز در دنیای بیرون، جز احساس خوب هیچ نشانه ای نمی بینی، باز هم این روند را ادامه می دهی و به خاطر این ثبات احساسی و بیشتر ماندن در احساس خوب، کم کم ایده ای به تو ا لهام می شود که به واسطه اجرایش، نتیجه ای ملموس می بینی.

این نتیجه، همزمان هم  به تو انگیزه می دهد تا با اشتیاق بیشتری این مسیر را ادامه دهی و هم تردید هایت را در این باره کمتر می می نماید.

در نتیجه با ایمان بیشتری این روند را ادامه می دهی. بیشتر سعی می کنی آگاهانه، خود را در معرض ووردی های ذهنی نامناسب قرار ندهی و آگاهانه، بیشتر به نکات مثبت هر موضوعی توجه می کنی و آگاهانه سعی می کنی تا احساس خوب را در خود ایجاد نمایی.

در نتیجه، به خاطر این تلاش های ذهنی و بیشتر ماندن در احساس بهتر، جهان به تو پاداش های بیشتری می دهد. مثلاً، ایده های کاراتری به تو الهام می شود، به شرایط بهتری هدایت می شوی، مشتری های بیشتری می آید و اوضاع باز هم بهتر می  شود.

این نتایجِ جدید، نه تنها باور قبلی را قدرتمند کننده تر می نماید، بلکه همزمان این ایمان در دلت بیشتر می سازد که:

کنترل ورودی های ذهن و کار کردن روی باورها، واقعاً جواب می دهد. آنوقت متعهد تر می شوی تا ذهنت را بیشتر و بهتر کنترل نمایی و بیشتر در احساس بهتر بمانی و تلاش بیشتری برای تمرکز بر خواسته هایت انجام دهی. در نتیجه دوباره به مسیرهای بهتری هدایت می شوی که قبلا هیچ ایده ای برایش نداشتی. زیرا ایده هایی که به ما الهام می شود، به اندازه ی باورهایی است که تا آن لحظه ایجاد نموده ایم و قرار است قدم بعدی را به ما بگوید تا با برداشتن آن قدم و روبرو شدن با نتایج آن اقدام، باورهای مان قدرتمند کننده شده و آماده دریافت هدایت به قدم بعدی شویم.

آیا باید در خانه بمانم و به خیاطی ادامه دهم؟! آیا باید مغازه ای در بیرون بزنم؟ آیا باید شغلم را تغییر دهم؟ آیا باید از طریق آنلاین مشتری جذب کنم؟ و… همه این تردید ها

بنابراین، فرایند ساختن باور، شامل کنترل ورودی های ذهن و ماندن در احساس خوب+ عمل به ایده های الهام شده و اقدام برای آنهاست.

در طی این فرایند،  همواره ایده های بهتری دریافت می کنی و به سمت شرایط بهتری هدایت می شوی و هر بار نتایج بهتری را تجربه می نمایی که نه تنها موجب قدرتمند تر شدن باورها و افزایش انگیزه ات برای ادامه مسیر شود، بلکه اعتماد به نفس ات را برای برداشتن قدم های بزرگتر، افزایش می دهد زیرا به خاطر می آوری که چگونه در شروع کار از احساس نگرانی، ترس و سردرگمی به احساس آرامش رسیدی که نتیجه ای بسیار بزرگ است.

سپس به خاطر ماندن در احساس آرامش، آن ایده ها به تو الهام دش و با انجام شان آن نتایج بوجود آمد و هر بار نتایج بیشتر و بزرگ تر شد.

و این مسیر همچنان برای همیشه ادامه دارد. هر بار که خواسته ی کوچکی را محقق می سازی، اعتماد به نفس و باوری در وجودت ساخته می شود که موجب می شود تا به دنبال تحقق خواسته های بزرگ تر بروی. زیرا همچنان که اعتماد به نفس شما و باورهای شما رشد می کند، خواسته های تان هم رشد می کند.

اگر هدف شما رونق کسب و کار شخصی ات است، “دوره روانشناسی ثروت3”  قطعاً بهترین راهنما برای ساختن باورهایی است که کسب و کار شما را از پایه و اساس رشد می دهد.

آموزش های این دوره و باورهای قدرتمند کننده ای که به کمک این دوره برای کسب و کارت می سازی، بزرگترین سرمایه اولیه برای رشد و رونق کسب و کارت است.

اگر سوال شما این است که آیا این دوره برای کسب و کار من نیز مناسب است، پاسخ این است که:

مهم نیست که کسب و کار شما یک فروشگاه آنلاین باشد، یک مغازه سوپر مارکت، یک کارخانه تولید قطعات ساختمانی، یا کالاهای پزشکی!

مهم نیست شما یک آموزگار باشید یا پزشکی که قصد دارد از اطلاعات پزشکی‌اش کسب و کاری موفق خلق کند یا مطب و کلینیک خودش را داشته باشد اما نمی‌داند باید از کجا و چگونه این توانایی را به یک کسب و کار تبدیل نماید!

مهم نیست کسب و کار شما باغبانی و گلکاری باشد یا حتی خانم خانه داری که تصمیم گرفته توانمندی‌اش در خیاطی، آشپزی، بچه داری و همسر داری و .. را تبدیل به کسب و کاری سودآور نماید که از آشپزخانه یا اتاق خانه‌ی خودش قابل اداره کردن باشد.

در هر صورت، دوره روانشناسی ثروت 3، اصل و اساسی را به شما می آموزد و باورهایی را در ذهن تان می سازد که می توانید از علاقه و توانمندی های خود، یک کسب و کار پر رونق بسازید.

زیرا تنها فردی می‌تواند فرصت‌های موجود در اطرافش ببیند و از آن فرصت ها، کسب و کار مورد علاقه اش را بسازد که باورهای قدرتمند کننده‌ای در این باره ساخته باشد.

این دوره به شما می آموزد که چگونه از امکانات موجود و آنچه که همین حالا در اختیار داری، یک کسب و کار فوق العاده بسازی و هر بار با ساختن باورهای قدرتمند کننده تر، آن را بیشتر رشد و گسترش داده و جهانی نمایی.

در این دوره، بیشتر از آنکه تکنیک فروش و بازاریابی بیاموزی، یاد می‌گیری باورهایی بسازی که شما را به سمت بهترین راهکارها، ایده ها و شرایطی هدایت نماید که نتیجه اش ورود ثروت به شکل:

بازارهای جدید، مشتری های بی شمار و … است.

این دوره به شما راهکار ساختن را یاد می‌دهد. این دوره به شما یاد می‌دهد از هر مسئله‌ای که در کسب و کارت با آن مواجه می‌شوی، فرصتی برای تولید یک بازار دیگر ساخته و از آن ثروت خلق نمایی. این دوره به شما می آموزد که چگونه از اتاق خانه‌ات، مشتری‌ها و حتی نیروی‌های انسانی‌ات را مدیریت و پیشتیبانی نمایی، به گونه ای که هزینه‌هایت هر روز کمتر و سود و درآمد کسب و کارت هر روز بیشتر باشد.