راهکارهای دوره عزت نفس برای ساختن عزت نفس

چگونه کار مورد علاقه یا رسالتم را پیدا کنم؟

سوال

در فایلهای زیادی استاد عباس منش می گوید تنها وقتی موفقیت و ثروت سراغ مان می آید که سراغ انجام کارهای مورد علاقه مان برویم. اما مسئله اصلی من این است که هنوز نتوانسته ام علاقه ام را پیدا کنم.

نمی دانم رسالتم چیست و چگونه می توانم عشق و علاقه ام را پیدا کنم و با انجام آن کار به موفقیت برسم؟

هر کاری که به انجامش فکر می کنم، می ترسم که علاقه ام نباشد و فقط وقتم را هدر داده باشم و حتی نکند مرا از هدفم هم دور سازد!

چگونه می توانم هدف اصلی و رسالتم را پیدا کنم و با انجامش هم لذت ببرم و هم به ثروت برسم؟


پاسخ گروه تحقیقاتی عباس منش

موضوع این است که ما به دنیا آمدیم تا جهان را تجربه کنیم،

ما به دنیا آمده ایم تا با مواجه شدن با تجارب گوناگون، وجودمان را در همه ابعاد رشد دهیم.

ما به دنیا آمده ایم تا با چالش ها مواجه شویم و با حل آنها، تجربه جدیدی از توانایی حل مسئله را زندگی کنیم.

ما به دنیا آمده ایم با با حل مسائل، خودمان و توانایی هامان را بیشتر کشف کنیم.

پس موضوعی بسیار عمیق تر از کشف علائق، وجود دارد و آن” حرکت برای امتحان ناشناخته ها” و ” مواجه شدن با چالش های جدید” است. زیرا تجربه هر کدام از این ناشناخته ها، موجب کشف بخشِ دیگری از توانمندی ها و علائق مان می شود که از آن بی خبر بودیم و تازه با اطلاع از آن است که واضح تر می دانیم که اصلا چه می خواهیم! و قرار است چه تجربه ای برای خود بسازیم!

🌹🌹🌹🌹🌹🌹

این جهان مادی، فقط برای تجربه و امتحان توانایی مان  و به یاد آوردن و کشف آنها ساخته شده. زیرا ما با توانایی های نامحدودی به دنیا آمده ایم اما تک تک این توانایی ها وقتی به خدمت مان در می آید که در دل ناشناخته ها حرکت می کنیم. ماجراهای جدید را امتحان می کنیم و سپس قدم به قدم هدایت می شویم.

اساس جهان بر هدایت استوار است. هر فردی وقتی با اساس جهان هم آهنگ شود، هدایت می شود.

همانگونه که یک دانه به محض اینکه در معرض خاک و آب و نور مناسب قرار می گیرد، به سمت رشد، به سمت روشنایی و به سمت درخت شدن و به ثمر نشستن هدایت می شود، ما نیز به محض اینکه تصمیم می گیریم دامنه تجارب مان را وسیع تر نموده و ناشناخته هایی را تجربه کنیم که از حرکت به سمت شان ترس داریم، هدایت می شویم.

هرگز اینگونه نیست یک گوشه بنشینی و به وسیله فکر کردن، رسالت  یا علاقه ات را بیابی، بلکه در مسیر قدم هایی که بر می داری و تجاربی که کسب می کنی و مسائلی که با آنها برخورد و حل می کنی،  وضوح بیشتری از خودت و آنچه می خواهی و عاشقش هستی، پیدا می کنی.

اولین قدم این است که موضوع “هدایت” را درک کنی. جهان و همه ی آنچه در آن است، در حال هدایت است. همه آدمها در هر لحظه در حال هدایت اند اما سهم آنها از این هدایت، به اندازه باورهای شان است.  به اندازه هماهنگ شدن با سیستم هدایت گر جهان است.

به اندازه درک قوانین این سیستم و هماهنگ شدن با آن قوانین است تا بتوانند باورهایی را بسازند که سبب هدایت شان می شود.

در دنیایی که نه گذشته را می شناسد و نه آینده را و سیستم آن فقط زمان “اکنون”  را می شناسد و فقط “با فرکانس های غالب  لحظه اکنون” کار می کند، هرگز چنین چیزی با عنوان”یک ماموریت و رسالت از قبل مشخص شده برای شما” وجود ندارد که حالا بخواهی آن را پیدا و سپس به خوشبختی برسی.

رسالت ما در هر لحظه کشف و درک بیشتر جهان  و سیستمی مقرر بر آن است تا به کمک هماهنگی با آنها، از نعمت های بیشتری که به قول قرآن مسخر ما شده، بهره ببریم و این کار فقط با ورود به دل تجارب ناشناخته هایمان صورت می گیرد.

رسالت ما در هر لحظه کشف بیشتر خودمان است. رسالت ما دریافت هدایت و الهاماتی است که در هر لحظه به شکل نشانه های مشخص به سمت مان می آید. رسالت ما تشخیص این نشانه ها و جدیت در عمل به آنهاست تا قدم به قدم هدایت شویم.

همه ما به نیروی هدایت گری متصل هستیم که با آن به دنیا آمده ایم. حضور ما در این جهان، بخشی از آن هدایت است. ما برگی در باد نیستیم.

رسالت هر کدام از ما در هر لحظه برداشتن قدمی است که در لحظه اکنون پیش روی مان قرار دارد.

ممکن است پختن یک غذای جدید باشد، یا دوختن یک لباس به شیوه ای جدید یا کشیدن یک نقاشی یا تمرین شوت زدن به توپ به شیوه ای خاص یا کم کردن وزن یا تجربه یک شغل جدید یا ایجاد یک تغییر کوچک در کسب و کار کنونی یا داشتن سفری کوتاه، خواندن یک کتاب جدید، آموختن یک زبان جدید، مهاجرت به یک شهر یا کشور جدید،

یا حتی ممکن است رسالت شما در این لحظه انجام ندادن یک کار یا ترک عادت هایی باشد که تنها پس از ترک شان، به قدم بعدی هدایت می شوی.

و تنها پس از برداشتن آن قدم، خیلی چیزها درون ما تغییر می کند و در غیر اینصورت ما در همان قدم متوقف مانده و درون چرخه ای از اتفاقات تکراری و روزمره قرار می گیریم تا زمانی که آن قدم را برداریم برداشتن هر قدم ما را بیشتر رشد می دهد و آدم توانمند تری از ما می سازد که هیچ ربطی به نسخه قبلی اش ندارد. زیرا در هر قدم توانایی هایی را در وجودمان کشف می کنیم که از آن مطلع نبودیم.

زیرا برداشتن هر قدم اعتماد به نفس و ایمان مان را برای انجام کارهایی رشد می دهد که هیچ شناختی درباره شان نداریم

زیرا برداشتن هر قدم اعتماد به نفس و باور ما را برای حل هر مسئله ای رشد می دهد که ممکن است در قدم های بعدی با آن مواجه شویم.

برداشتن هر قدم ظرف وجودمان را برای دریافت قدم های بزرگتر و مهم تری آماده می سازد، توانایی حل مسائل را به ما می آموزد، ما را برای ورود به دل ترس ها و ناشناخته ها جسورتر می سازد و دامنه تجارب مان را گسترش می دهد.

 

رسالت همه ما تجربه نعمت های متنوعی است که در این جهان آفریده شده. زندگی یک مسیر زیباست که به وسیله همین قدم ها باید طی شود و هر قدم ما را رشد می دهد و از ما انسان بهتر و شادتری می سازد.

با برداشتن هر قدم در مسیر تجربه خودت و ناشناخته های زندگی ات، بخش تازه ای از توانایی های وجودت کشف می شود که تا قبل از آن هرگز فرصت ظهور نیافته بود. به همین دلیل، به محض برداشتن اولین قدم در مسیر تغییر، شخص دیگری با توانایی های دیگری می شوی، که متفاوت از آدم قبلی است.

رسالت و هدفی که مدام به دنبالش هستی، از مسیر تجربه موقعیت ها، شرایط و کارهایی می گذرد که هر بار با دیدن یک نشانه شروع و به وسیله حرکت برای عمل به آن نشانه، ادامه می یابد.

علاقه ای که به دنبالش هستی، در مسیر تجربه ناشناخته هایی کشف می شود که با آنها مواجه می شوی.

ممکن است ایده ای به ذهنت برسد و انجامش دهی که دوستش داشته باشی و آن را به عنوان هدفت انتخاب کنی.

یعنی ممکن است خیلی زود وارد کسب و کاری شوی که دوستش داری و آن را رسالت ات بدانی، یا ممکن است یک پله باشد برای هدایت تو به مسیر علائقت.

ممکن است هر کسب و کاری که واردش می شوی، هر هدفی که الان انتخاب نموده ای، انجام هر کار موقتی ای که اکنون در حال انجامش هستی، یک پله باشد و یک پل برای اینکه تو را به مسیر بعدی و مسیر بعدی وصل کند

پس راهش نشستن و منتظر ماندن نیست، بلکه راهش این است که شروع کنی و از دل تضادها، خواسته هایت را با وضوح بیشتری بشناسی.

تغییراتی که لازم است در رفتار، نحوه نگرش و شیوه زندگی ات ایجاد شود را ایجاد نمایی.

اگر انگیزاننده ای در این باره می خواهی، جلسه اول دوره جهان بینی توحیدی 1، بهترین انگیزاننده شما برای برداشتن قدم اول است. از این جلسه به عنوان غذای مورد نیاز برای تغذیه انگیزه ات کمک بگیر تا موفق به برداشتن مهم ترین قدم، یعنی قدم اولی شوی.

آموزش های این جلسه، قوانین مهمی را به یادت می آورد و شور و اشتیاق حرکت کردن و به استقبال ناشناخته های زندگی رفتن را در وجودت زنده می کند.

برداشتن قدم اول مثل حرکت دادن یک چرخ بزرگ است که نزدیک یک سراشیبی قرار دارد. اگر در شروع  کار تمام توان و قوای خود را صرف هُل دادن آن چرخ نمایی و او را تا سراشیبی حرکت دهی، آنوقت راه می افتد و به راحتی مسیرش را می پیماید.

جلسه اول دوره جهان بینی توحیدی 1، حکم همان نیروی اولیه ای را دارد که به چرخ اهداف و خواسته هایت وارد می کنی و سپس همه چیز خود به خود، هدیت وار پیش می رود و قدم به قدم تو را به مسیری هدایت می کند که الان هیچ ایده ای برایش نداری. فقط کافی است شروع کنی. فقط کافی است قدم اول را برداری.

زیرا همه اهداف خوب اند. فقط باید یک هدف داشته باشی. باید خود را مشغول انجام یک کار نمایی، باید دست روی دست نگذاری و بی کار نمانی. زیرا کمترین فایده ی انجام این کارها این است که درباره خواسته هایت به وضوح بیشتری می رسی.

پس نباید نگران باشی و بگویی می ترسم وارد این هدف شوم و بعد ببینم که این هدف و رسالتم نبوده است.

یعنی انجام هر کدام از این قدم ها را وقت تلف کردن ندان، بلکه آن را مانند حلقه های زنجیری ببین که با حذف هر کدام از آن حلقه ها، زنجیر پاره می شود. یعنی همه این قدم ها به اندازه آن قدم آخر که مقصد است، مهم است.

یادت باشد، اگر به ایده هایی که برای انجام داری با شک و تردید نگاه کنی، اگر به جای اقدام برای جدی گرفتن آن نشانه ها یا تجربه آن شغل یا حرفه ای خاص، مرتباً درگیر این شک و تردیدها باشی که:

آیا به این کار علاقه دارم یا نه؟

آیا این کار به صلاحم هست یا نه؟

آیا این کار مرا از هدفم دور می کند یا نه؟!

شیطان ذهنت، سریعتر از آنچه فکرش را بکنی، دست به کار شده و آنقدر آن نشانه ها یا ایده های الهام شده را غیر منطقی، غیر عاقلانه و غیر عملی جلوه می دهد که برای همیشه قید برداشتن همان قدم یا تجربه موضوعی  را می زنی که شروعی برای هدایت ات بوده تا جریانی از نعمت ها و برکت ها را وارد زندگی ات نماید.

اگر مدام خود را در شک و تردید یافتن رسالت ات قرار دهی، سالها به همین شکل می گذرد. سپس وقتی به خودت نگاه می کنی، می بینی هیچ کاری انجام نداده ای، هیچ راهی را نرفته ای، هیچ تصمیمی نگرفته ای و همچنان درگیر یافتن کار مورد علاقه ات هستی!

بنابراین، تنها کاری که باید انجام دهی، این است که همزمان که روی باورهایت، خصوصاً عزت نفس ات کار می کنی تا جسارت بیشتری برای حرکت ایجاد نمایی، اولین قدم ها را نیز برداری.

و همزمان که قدم کنونی ات را بر می داری، باید باورهای قدرتمند کننده تری بسازی تا بتوانی بیشتر از نیروی هدایت گر درونت بهره ببری و به مسیرهای بهتری هدایت شوی.

زیرا تو در هر لحظه نتیجه فرکانس های خود را دریافت می کنی. هرچه باورهای قدرتمند کننده تری بسازی، قطعا مسیری که به آن هدایت می شوی، ایده هایی که به تو الهام می شود، شرایطی که با آن مواجه می شوی، آدمهایی که با آنها در ارتباط خواهی بود، فرصت هایی که پیش رویت قرار داده می شود، با کیفیت تر خواهد بود.

👇👇👇👇

بنابراین چند نکته اساسی را باید خیلی جدی کار کنی:

اولاً این نیرویی هدایت گر را یک سیستم ببین که قوانینی دارد و تنها به اندازه ای که با قوانین این سیستم هماهنگ می شوی، به همان اندازه نیز هدایت می شوی.

یعنی حتی خداوند هم نمی داند که دقیقاً انجام چه کاری برای شما جواب می دهد و چه کاری جواب نمی دهد یا کدام هدف برایت خوب است یا نیست، بلکه خداوند قوانینی دارد که می گوید اگر بر اساس این قوانین عمل کنی، قطعا این نتیجه مشخص را میگیری.

اگر این فرکانس مشخص را ارسال کنی، این هدایت مشخص را دریافت می کنی. حال می خواهی پیامبر خدا باشی یا یک فرد معمولی. در هر صورت سیستم برای همه به این شکل مشخص کار می کند.

اگر می خواهی قوانین این سیستم را بشناسی، باید بگویم، تمام آموزش های دوره راهنمای عملی دستیابی به آرزوها ،مفصلا این قوانین را توضیح و آموزش داده است که می توانی از این دوره به عنوان مبانی شناخت قوانین خداوند و هماهنگ شدن با آن قوانین، کمک بگیری.

بنابراین مهم ترین چیزی که کیفیت مسیر تو را تعیین می کند، باورهایی است که داری و فرکانس هایی است که در هر لحظه ارسال می کنی.

اگر می خواهی تغییری اساسی در این رابطه ایجاد نمایی، باید کار کردن روی خودت را از این موضوعات شروع کنی:

😊😊😊😊😊😊

  1. در قدم اول، روی عزت نفس ات کار کن و آن را بساز. زیرا خیلی مهم است که چه باورهایی درباره خودت داری

چقدر درباره داشتن ثروتها و نعمتهایی که خداوند مسخر ما نموده، احساس لیاقت داری.

چقدر قادر به گرفت تصمیم های اساسی و اجرای بلافاصله آنها  هستی.

همه اینها بسیار بسیار اساسی است و توانایی شما در این باره به اندازه عزت نفسی است که ساخته ای.

  1. قدم بعدی این است که در شروع کار یک هدف را برای خود انتخاب نما و  اولین قدم ها را بردار.

تمام آنچه دربارهاین موضوع و  تشخیص هدف از هوس و… را استاد عباس منش در دوره “چگونه هدفگذاری کنیم و به آن برسیم” به سادگی و به وضوح آموزش داده است.

آموزش های این دوره  فرمولی را در دستت می گذارد که یاد می گیری چگونه خودت و خواسته ها و علائقت را بهتر بشناسی و به سمت آنها حرکت کنی و چگونه با توجه به نتایج زندگی‌تان، باورهای نامناسب را در خود شناسایی و چگونه آنها را تغییر دهید  و چگونه شروع به ساختن باورهای نمایی که با اهدافت تعیین شده اند هماهنگ باشد.

زیرا تنها زمانی به سمت ایده ها، راهکارها و شرایطی هدایت می شود که تو را به هدفت می رساند، که باورهای هماهنگ با آن اهداف را بسازی و به کمک آن باورها قدم به قدم هدایت شوی.

  1. دوره جهان بینی توحیدی، خصوصا جلسات اول تا پنجم و جلسه دهم، موجب درک بهتر مهم ترین و اساسی تری موضوعات درباره  قوانین کیهانی شده و به ساختن باورهایی کمک می کند که موجب جسارت برداشتن اولین قدم و وارد شدن به مسیر می گردد.

جلسه ششم: چگونگی کنترل ذهن را به عنوان عامل اصلی دریافت الهامت برای هدایت به مسیری لذت بخش به شما می آموزد و کمک می کند تا در این مسیر ثابت قدم بمانی و از تجربه تک تک لحظاتش، لذت ببری و در نهایت به بیش از آنچه که می خواستی، برسی.

و کل جلسات این دوره، به شما کمک می کند تا باورهای توحیدی ای بسازی که موجب هدایت شما در هر لحظه می گردد و شما را از بهترین مسیرها به خواسته هایت می رساند.

مسیرهایی که آنقدر لذت بخش است که حتی بودن و طی کردن آن مسیر، برایت مهم تر ، ارزشمند تر و دوست داشتنی تر از نتیجه نهایی است.

 

نقش حسادت ورزیدن در ورود ناخواسته ها به زندگی

سوال:

۲۱ سال سن دارم و البته همیشه سپاس گزار خدا هستم که در سن کم با این گروه شما آشنا شدم. اما  مشکل جدی من، حسادت ورزیدن است.

حتی وقتی افرادی کم سن و سال تر از خود را می بینم که زودتر از من با استاد عباس منش آشنا شده اند و پیگیر مسائل موفقیت هستند، به شدت حسادت ورزیده و احساس بدی پیدا می‌کنم. حتی از آن فرد اصلا خوشم نمی آید.

یعنی وقتی موفقیت فردی را می‌بینم، نه تنها نمی‌توانم خوشحال شوم، بلکه احساس حقارت می‌کنم و به شدت از او متنفر می‌شوم.

لطفاً راهی به من نشان دهید تا این عادت را از یاد ببرم


پاسخ گروه تحقیقاتی عباس منش

حسادت بیماری است که ریشه‌اش در باورهای محدود کننده ای مانند “باور کمبود” و نیز “نداشتن عزت نفس و احساس لیاقت” است

فردی که حسادت می‌ورزد، باور دارد به اندازه کافی ارزشمند و توانا نیست. باور دارد موفقیت، ثروت و هرچیزی که بشود آن را ارزش نامید، در جهان به  مقدارمحدودی وجود دارد.

به همین دلیل وقتی می‌بیند فردی زودتر از او به موفقیتی رسیده، حسادت می‌ورزد زیرا احساس عقب ماندن از قافله می‌کند. گویی در مسابقه‌ای بوده که وقتش تمام شده و آن فرد زودتر از او همه چیز را کسب کرده…

نتیجه این باور نیز ، تجربه محدودیت بیشتر، ورود کمبودهای بیشتر به زندگی و ناکامی‌هایی است که نهایتاً فرد را سرخورده و ناتوان از دستیابی به هر موفقیتی می‌نماید.

در کنار باور محدود کننده “کمبود”، موضوع کمبود عزت نفس نیز به این ماجرا دامن می زند.

اگر وقتی فردی از موفقیت‌هایش صحبت می‌کند، یا وقتی فردی از فرد دیگری تعریف می‌کند، شما ناراحت و عصبی شده و در یک کلام، احساس بدی در شما بوجود می‌آید، دلیلش کمبود عزت نفس است.

شما ناراحت می‌شوی زیرا سریعاً خودت را با او مقایسه می کنی. از آنجا که هنوز آن موفقیت‌ها را نداری، به شدت حسادت می‌ورزی.

به خاطر کمبود عزت نفس، از دیدن توانایی‌های خودت ناتوانی. تصورت این است که همه افراد، از تو بهتر و تواناترند. شروع به قضاوت خود نموده  و به احساس یاس می‌رسی. از دست افرادی که موفقیت کسب نموده‌اند عصبانی می‌شوی زیرا فکر می‌کنی توانایی رسیدن به آن موفقیت‌ها را نداری. احساس عقب ماندن از قافله و بی ارزش بودن در برابر آن فرد موفق می‌کنی.

حتی گاهی این ماجرا تا آنجا ادامه می‌یابد که افراد به جای آنکه بر خواسته‌های خود تمرکز کنند، تمرکزشان بر این است که چطور مانع موفقیت دیگران شوند.

باور محدود کننده “نداشتن احساس لیاقت و کمبود عزت نفس”، همیشه مثل یک دشمن، در گوشه‌ی ذهن ات به انتظار نشسته تا به محض کوچکترین روزنه‌ای، آنچنان با نجواهایش تو را تخریب و توانمندی‌هایت را در نظرت ناچیز تلقی نماید، که دیگر نتوانی باور کنی که تو نیز قادر به داشتن آن موفقیت‌ها هستی!!

به همین دلیل در لحظه‌ای که از موفقیت فردی با خبر می‌شوی، نه تنها خوشحال نمی‌شوی، بلکه از دست آن فرد عصبانی هم می‌شوی چون خود را ناتوان پنداشته‌ای.

بهترین راه درمان حسادت این است که بدانی و ایمان بیاوری:

“هر بار حسادت می‌ورزی، به جهان درخواست کمبود بیشتر را می‌دهی و جهان نیز قطعاً تو را به مسیری می‌برد تا کمبود بیشتری را تجربه کنی.

اما برعکس، هر بار که موفقیت یک فرد را تحسین می‌کنی، به جهان درخواست داشتن آن موفقیت را ارسال می‌کنی و جهان نیز قطعاً تو را به مسیر آن موفقیت هدایت می‌کند، آنوقت دیگر فکر حسادت کردن هم به سرت نخواهد زد.

اما زمانی موفق به انجام این کار خواهی شد که این قانون را باور نمایی. زمانی که بتوانی باورهای قدرتمند کننده ای مثل باور به فراوانی، داشتن احساس لیاقت درباره بهترین ها و نیز عزت نفس را در خود ایجاد نمایی تا این باورها، در چنین لحظاتی تو را قادر نمایند تا بر نجواهای ذهنت غلبه نمایی، به گونه‌ای که از دیدن موفقیت افراد، خوشحال شوی.

دوره عزت نفس، راهنمای خوبی برای ساختن این باورها خصوصاً باور “احساس لیاقت” است.

به نظرم این باور یکی از باورهای اساسی است که تفاوت بسیار زیادی در نتایج زندگی ما رقم می زند.

دوره عزت نفس به شما کمک می کند تا با ایجاد باور “احساس لیاقت” نه تنها درهایی از برکت را به زندگی ات بگشایی. بلکه تحسین را جزو ویژگی های طبیعی تو می گرداند.

وقتی “تحسین” جایگزین “حسادت” بشود، آنوقت در تجارب زندگی ات، فراوانی جایگزین کمبود می گردد

عشق جایگزین نفرت می گردد

سلامتی جایگزین بیماری می گردد

ثروت جایگزین فقر می گردد

آرامش جایگزین نگرانی می گردد.

به نظرم تجربه چنین زندگی ای، ارزشش را دارد که بخواهی با  تلاش ذهنی فراوان، تحسین را جایگزین حسادت بورزی.

راه حلی برای درمان عذاب وجدان و احساس گناه

سوال:

من در یک احساس بد سردرگم شده‌ام.  مدام عذاب وجدان درباره موضوعات مختلفی در زندگی ام دارم.

اگر اطرافیانم مریض شوند یا دچار دردسری باشند، نمی توانم خوشحال باشم و از زندگی ام لذت ببرم. زیرا به محض اینکه می خواهم کمی از زندگی ام لذت ببرم، فوراَ این حس عذاب وجدان سراغم می آید که چرا اینقدر بی رحم هستم.

مدام در حال دلسوزی کردن به حال دیگران هستم با اینکه از این کار متنفرم. زیرا اگر انجامش ندهم، آنقدر عذاب وجدان و احساس گناه اش سنگین است که ادامه دادن به این دلسوزی ها را ترجیح می دهم.

احساس می کنم هیچ جایی برای شادی در زندگی ام نمانده. نه به خاطر خودم، بلکه به خاطر دردسرهای بی شماری که اطرافیانم دچارش می شوند و من مجبور به حل و فصل آنها هستم.

دیگر به احساس ناتوانی رسیده ام. هیچ کنترلی بر زندگی ام ندارم. نه آرامشی برای تمرکز بر اهدافم دارم و نه می توانم از زندگی ام لذت ببرم. گاهی به خود می گویم من که خدا نیستم و سعی می کنم بر خوشی های زندگی ام متمرکز شوم، اما دوباره عذاب وجدان سراغم آمده و راحتم نمی گذارد.

چطور باید این مسئله را حل کنم؟


پاسخ گروه تحقیقاتی عباس منش

اگر مجبور بشوم اساس آموزش های استاد عباس منش را در یک جمله خلاصه کنم، آن جمله این است:

باید به هر روشی که می توانی، به مسائل زندگی ات به گونه ای نگاه کنی که به احساس خوب برسی.

ضمن اینکه اگر بخواهم قوانین جهان را نیز در یک جمله خلاصه کنم، می گویم:

احساس خوب = اتفاقات خوب و احساس بد = اتفاقات بد.

وقتی به موضوع ناخواسته‌ای در زندگی‌ات نگاه می‌کنی و احساس بدی درباره آن داری، وقتی به موضوعات ناخواسته زندگی دیگران نگاه می کنی و دلت به حالشان می سوزد، در هر دو صورت این احساس خیلی واضح به شما می گوید در حال حرکت در مسیر اتفاقات بدِ بیشتر هستی.

فارغ از اینکه آن موضوع چقدر مهم یا حیاتی باشد.

فارغ از اینکه حق داشته باشی یا نداشته باشی

فارغ از اینکه انسانیت حکم می‌کند یا نمی‌کند

فارغ از اینکه وجدان، جامعه، مردم و … تو را قضاوت می کنند یا نه،

و فارغ از هر دلیل، برهان، منطق و استدلالی، اگر به خاطر توجه به آن موضوع احساس بدی داری، یعنی در حال ارسال فرکانس ناخواسته‌هایت به جهان هستی و جهان نیز بازتاب آن فرکانس ها را در قالب اتفاقات بدِ بیشتر، وارد زندگی‌ات می‌کند.

وقتی به دردسری توجه می کنی که دوست صمیمی‌ات در آن گرفتار شده و برایش دل می‌سوزانی و با او ابراز همدردی می‌کنی و نگرانش می‌شوی،

وقتی به بیماری‌ای مادرت توجه نموده و به حالش دل می‌سوزانی یا با او ابراز همدردی می‌کنی،

وقتی به دردسری که فرزندت به هر شکلی در آن گرفتار است نگاه می‌کنی و به خاطر آن نگران هستی،

وقتی به مشکلات کاری و مالی همسرت توجه نموده و با او احساس همدردی می کنی،

و در یک کلام وقتی به هر دلیلی به مشکلات خودت و اطرافیانت یا حتی مردم جهان توجه نموده و درباره‌اش احساس بدی پیدا می‌کنی، یعنی نه تنها به آنها هیچ کمکی نمی کنی، بلکه در حال جذب اتفاقات ناخواسته‌ای به زندگی خودت نیز هستی.

زیرا هرگز کوری نمی تواند عصا کش کور دیگری بشود.

اول از همه باید از دو موضوع مهم دراین باره آگاه شوی:

۱٫

اگر نحوه عملکرد جهان را بدانی و بپذیری هر فردی فقط اتفاقاتی را تجربه می‌کند که خودش با باورها و کانون توجه اش، فرکانس آن اتفاقات را ارسال نموده است، دیگر هیچ منطق و استدلالی حکم نمی‌کند تا در آن باره احساس گناه داشته باشی.

زیرا خداوند زندگی هر فرد را در دست باورها و فرکانس های خودش قرار داده. زیرا خداوند سیستم جهان را به گونه ای برنامه ریزی نموده که به فرکانس های ما واکنش نشان دهد، دیگر نمی خواهی دایه دلسوز تر از مادر باشی. زیرا می دانی که حتی خداوند هم مسئولیت فرکانس های دیگران را به عهده نگرفته.

همانگونه که در قرآن بارها آمده و بهترین اشاره در این باره، آیه

وَ إِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَهً فَرِحُواْ بهِا  وَ إِن تُصِبْهُمْ سَیِّئَهُ  بِمَا قَدَّمَتْ أَیْدِیهِمْ إِذَا هُمْ یَقْنَطُونَ(۳۶)

هنگامى که رحمتى به مردم بچشانیم به آن شاد مى‏شوند و اگر به خاطر آنچه از پیش فرستاده اید (فرکانس هایی که از قبل ارسال نموده اید) مصیبتى به آنها برسد ناگاه مأیوس مى‏شوند. (۳۶)

یا آیه

ذلِکَ بِما قَدَّمَتْ أَیْدیکُمْ وَ أَنَّ اللَّهَ لَیْسَ بِظَلاَّمٍ لِلْعَبیدِ (۵۱)

این نتیجه کردارى است که پیش از این فرستاده‏اید و خداوند هرگز به بندگانش ستم روا نمى‏دارد.» (۵۱)

۲٫

از طرف دیگر، اگر بدانی مواجه شدن با تضادها و ناخواسته ها، نه تنها اتفاق بدی نیست، بلکه حتی می‌تواند فرصت شگفت انگیزی باشد برای فردی باشد که هنوز نتوانسته خواسته‌ی واقعی‌اش را بشناسد. آنوقت به خاطر برخورد یک نفر با ناخواسته ای که آمده تا او را درباره خواسته اش به وضوح برساند، احساس دلسوزی نخواهی داشت.

و مهم تر از همه، باید به این نگاه برسی که هر فردی در هر جایگاهی به سر می‌برد، جای مناسبش است. حتی اگر  به ظاهر در اوضاع نابه سامانی گیر افتاده، این تضاد به او کمک می کند تا توانایی هایش را برای پیشرفت بیدار کند.

بیشترین درخواست برای موفقیت مالی زمانی است که فرد درگیر مسئله ای مالی شده

بیشترین درخواست برای سلامتی، زمانی است که فرد دچار بیماری شده

بیشترین درخواست برای آرامش، زمانی است که در نگرانی گیر افتاده

و این تضادها به فرد کمک می کند تا راه خودش را از آن وضعیت به سمت خواسته اش پیدا کند.

همه پیشرفت‌هایی که در جامعه بشری می بینی، به خاطر برخورد با همین تضادها بوده.

از ماشین‌ها، هواپیماها و حتی واکسن‌هایی که تولید شده و جان هزاران نفر را حفظ کرده است.

جهان با این تضادها در حال رشد است و فردی که همین حالا برایش نگرانی و دل می‌سوزانی نیز به محض اینکه آماده شود و خودش بخواهد، جهان او را از میان این تضادها به سمت رشد و پیشرفت هدایت می‌کند. زیرا کار جهان هدایت همه به سمت رشد و پیشرفت است. اما هر فرد زمانی با این هدایت همراه می شود که از نظر فرکانسی آماده باشد.

زندگی در جهانی با چنین نظم و قوانینی دقیق، گواهی بر این است که همه افراد به یک اندازه به منبع ثروت، نعمت، سلامتی، خوشبختی و همه‌ی چیزهای خوب دسترسی دارند و به محض اینکه خودشان بخواهند به این منبع وصل و از آن برداشت نمایند.

جهان همانند سفره ای است مملو از انواع و اقسام غذاها که پیش روی ما پهن شده. هر کدام از ما به اندازه باورها و فرکانس های مان می‌توانیم از این سفره انتخاب‌های متعدد و متفاوتی داشته باشیم

عده ای از این سفره ثروت، شغل پولساز، ایده پولساز، خانه ویلایی زیبا، مسافرت به زیباترین سواحل دنیا، کشتی تفریحی، ماشین آخرین مدل، سرمایه گذاری، سلامتی، روابط سالم و عاشقانه و … را انتخاب می کند.

عده ای هم درگیری‌هایی مثل: نگرانی برای موضوعاتی از قبیل اجاره خانه، قسط، وام گرفتن، جور کردن بدهی، هزینه‌های تمام نشدنی، نداشتن یک خودروی درست و حسابی، نداشتن یک رابطه زیبا و آرامش و … را بر می گزینند.

درهر صورت دست ما برای انتخاب از این سفره کاملاً باز است و تنها فردی که قدرت این انتخاب را برای ما دارد، خودمان و باورهایمان هستیم.

همانگونه که خداوند در قرآن درباره این موضوع به وضوح می‌گوید:

کُلاًّ نُمِدُّ هؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ مِنْ عَطاءِ رَبِّکَ وَ ما کانَ عَطاءُ رَبِّکَ مَحْظُوراً

و هر یک از این دو گروه را به عطاى پروردگارت کمک خواهیم داد و هرگز کسى از عطاى پروردگارت محروم نخواهد بود.

پس حالا که قوانین را متوجه شده ای، راحتتر می توانی نگاه جدیدی به این مسائل داشته باشی که به تو احساس بهتری بدهد.

مشکل اصلی افرادی مانند شما و نیز رفتارهایی مثل احساس گناه، عذاب وجدان، نیاز به تایید شدن از طرف دیگران و … از این باور “احساس عدم لیاقت” آب می خورد.

یعنی اولاً شما مسئولیت ایجاد احساس خوب برای اطرافیانت را پذیرفته ای. نه به خاطر آنها، نه به این دلیل که زندگی آن افراد برایت بسیار مهم است، بلکه دلیلش این است که بودن و موجودیت خودت را در انجام این کار می بینی، ضمن اینکه قضاوت دیگران درباره تو، برایت بسیار مهم است.

در یک کلام به خودی خود، احساس لیاقت درباره خودت نداری. دوست داری فرد مفیدی باشی و فکر می کنی حتما باید برای اطرافیانت کاری انجام دهی تا مفید واقع شوی. در نتیجه تصمیم گرفته ای مسئولیت شاد نمودن یا همدردی با آنها را بپذیری.

این تنها یک نمونه از موضوعات عذاب آوری است که ریشه اش در نداشتن احساس لیاقت و عزت نفس است.

بلکه بسیاری از رفتارهای ما  که مانع پیشرفت مان شده و نیز دلیل بسیاری از ناکامی های ما از ناکامی های مالی گرفته تا ناکامی های که در روابط مان تجربه می کنیم و موجب شده طعم آرامش را در زندگی نچشیم، در عدم احساس لیاقت نهفته است

“باور احساس لیاقت”، منشا اصلی موفقیت های ماست و نیز نداشتن احساس لیاقت، ریشه اساسی ناکامی های ما در زندگی است.

می توانم بگویم، مهم ترین تمرکز استاد در دوره عزت نفس، ساختن این باور است. زیرا عزت نفس شما، کاملا به داشتن و ساختن این باور وابسته است.

به همین دلیل است که عزت نفس را عامل اساسی موفقیت افراد اسطوره در جهان دانسته اند.

به همین دلیل است که استاد عباس منش بر ساختن عزت نفس، اینقدر تاکید دارد.

و به همین دلیل، ایشان استفاده از دوره عزت نفس را در کنار هر دوره ی دیگری، توصیه می کنند.

خیلی مهم است که مسئله‌ای که در آن گرفتار شده‌ای را بصورت اساسی حل کنی. زیرا ممکن است با خواندن این نوشته و آگاهی از قوانین جهان، احساس ات در این باره بهتر شود. اما از آنجا که ریشه این مسئله هنوز در وجود شماست و در قالب باور محدود کننده ای به نام

عدم احساس لیاقت

نهفته شده، اگر به صورت ریشه‌ای حل نشود، دوباره با گذشت چند روز در قالب‌ دیگری خودش را نشان می‌دهد و نتیجه‌اش این است که دوباره آرامش و آسایش ات را سلب می کند و دوباره ناخواسته های بیشتری را وارد زندگی ات می کند به گونه ای که تو را به احساس ناتوانی در زندگی ات می رساند.

زیرا “عدم احساس لیاقت” نه تنها بزرگترین مانع برای ورود نعمت ها به زندگی است. بلکه دلیل ناماندگاری نعمت ها در زندگی نیز هست. یعنی اگر به واسطه یک باور قدرتمند کننده ی دیگرت، نعمتی وارد زندگی ات می شود، این باور کاری می کند که آن نعمت دوام چندانی نداشته باشد و اتفاقاتی دست به دست هم می دهد که آن نعمت را خیلی سریع از دست می دهی.

افراد زیادی خیلی سر سری از این مسئله گذشته و دلیل این مشکل را در جای دیگری جستجو نموده یا به دنبال راه کارهای دیگری برای حل مشکل شان می گردند.

اما اگر بدانند،بسیاری از اتفاقات ناخواسته‌ای که وارد زندگی‌شان شده و نتوانسته اند هیچ دلیل واضحی برایش بیابند، از این باور محدود کننده آب می خورد، آن وقت حاضرند همه جوره بهای حل این مشکل را پرداخته و زمان، هزینه، انرژی و تمرکز صرف ساختن عزت نفس از دست رفته‌شان نمایند.

زیرا می دانند که داشتن آن میزان آرامش، چه گنجی در زندگی شان است و آن ذهن آرام چه فضایی را برای ورود ایده های جدید و دیدن فرصت های جدید به زندگی شان باز می کند.

عزت نفس مثل یک فونداسیون است که تمام موفقیت‌های زندگی ما روی آن چیده می‌شود.

همانگونه که پی یک ساختمان، مهم‌ترین عاملی است که تعیین می‌کند ساختمان شما چند طبقه باشد و تا کجا بتواند بالا رود، میزان عزت نفس شما هم تعیین کننده این است که تا چه از حد موفقیت را می‌توانی کسب نمایی.

زیرا وقتی عزت نفس نداشته باشی، وقتی احساس لیاقت نداشته باشی، آن وقت مجبور می شود به جای ایده پردازی یا یافتن اهدافت،  انرژی و توانایی ات را صرف کارهایی بیهوده ای نمایی تا بتوانی رضایت دیگران را جلب نمایی یا احساس مفید بودن داشته باشی.

یعنی به جای پرداختن به هدفت، تمرکز خود را بر صرف کارهای بیهوده‌ای می نمایی که نه تنها سودی برای خودت و جهان ندارد، بلکه کلاً شما را از مسیر منحرف و وارد سیکل معیوبی از اتفاقات نادلخواهی می نماید که تمامی ندارد و در نهایت شما را به احساس ناتوانی می رساند.

اینها موضوعات بسیار ریز و مخفی است که استاد عباس منش در دوره عزت نفس مفصلا به آنها پرداخته است. به گونه ای که وقتی در دوره عزت نفس با این موارد مواجه می‌شوی، متعجب می‌شوی از اینکه چقدر این باورهای محدود کننده، مخفی بوده اند و چه تاثیرات منفی وسیعی بر زندگی‌ات گذاشته بودند و چقدر وقت شما را صرف مسائل بیهوده ای نموده بودند و مهمتر از همه، چقدر از این موضوع بی خبر بوده ای. به گونه ای که این مسئله را می توانستی به همه چیز ربط دهی الّا عزت نفس!

استاد عباس منش نقطه عطف زندگی‌اش را زمانی می‌داند که تصمیم گرفت پایه‌های عزت نفس اش را بسازد و پس از آن به سمت موفقیت‌های بزرگ هدایت شد.

ساختن عزت نفس یک پروسه است. دوره عزت نفس راهنمای خوبی است تا قدم به قدم شما را در مسیر ساختن عزت نفس ات یاری نماید.

مأموریت دوره عزت نفس، ساختن باورهایی است که عزت نفس شما را می سازد. زیرا وقتی آن عزت نفس ساخته می شود، توانمندی هایت را بیدار می سازد. به یادت می آورد که قادری چه نتایجی در زندگی ات بیافرینی. به شما  کمک می کند اولین قدم را برای هدفت برداری. عزت نفس به شما جسارت غلبه بر ترس هایی را می دهد که موجب شده بود اهداف بزرگی نداشته باشی. زیرا فکر می کردی به اندازه کافی توانا و لایق نیستی که آن خواسته ها را داشته باشی.

وقتی عزت نفس ات را می سازی، گویه ای نسخه ای جدید از خود می سازی. نسخه ای که خودش و خداوند را باور می کند.

ارزشمندی و لایق بودنش را برای داشتن بهترین ها باور می کند. دیگر نمی تواند به کمتر از بهترین قانع شود. تمرکزش را از هر موضوعی که او را از هدفش دور می سازد، بر می دارد و مهم تر از همه از آنجا که دیگر در پی جلب رضایت دیگران یا تایید شدن توسط دیگران نیست، زمانی آزاد بسیار زیاد و آرامش بسیار زیاد برای پرداختن به اهدافش دارد.

"ایجاد باور احساس لیاقت"، مهم ترین قدم برای برداشتن اولین قدم در راستای خواسته ها

سوال:

وقتی به زندگی ام نگاه می کنم، متوجه می شوم که همه تلاش هایی که در زندگی ام داشته ام، به خاطر هدف های خودم نبوده، بلکه به خاطر ترس از سرزنش های دیگران، یا تأیید و تحسین شدن توسط دیگران بوده است.

مثلاً، همیشه بخاطر این درس خوانده ام  که تأیید دوست و آشنا را بگیرم. تا مردم بگویند:

“ببین دختر فلانی چقدر موفق است!”

در حالیکه واقعاً موفقیت خاصی هم کسب نکرده ام. اما چیزی که بیشتر مرا اذیت می کند، این است که هیچ وقت هدفی را صرفاً به خاطر خودم  علائق ام پیگیری نکرده ام.

مثل وقتی که فقط به خاطر خودت و علائق ات، تمام توانت را به کار می گیری تا به هدفت برسی. به خاطر علاقه ات، نه به خاطر جلب نظر دیگران.

البته هدف هایی مثل دندان پزشک شدن دارم که به آن واقعا علاقه مند هستم، اما این اهداف فقط در حد علاقه مانده اند و هیچ وقت به هدفی جدی تبدیل نشده اند که بخواهم برایش کاری انجام دهم و قدمی بردارم و نمی دانم چرا.

اما تصمیم گرفته ام از الان به بعد، فقط به دنبال تحقق اهدافی بروم و برایش اقدام کنم که فقط و فقط به خاطر خودم و علائقم باشد، نه تحسین و تایید شدن توسط دیگران.

می خواهم برای اولین قدم، کار را از یکی از دوره های استاد عباس منش شروع کنم و از آموزش های آن دوره، برای چنین تغییری در زندگی ام کمک بگیرم.

آموزشی که به من کمک کند تا در این مسیر آنقدر پیش بروم تا به هدفم برسم.

لطفا با توجه به توضیحاتی که از خودم نوشتم، کدام دوره برای من مناسب تر است؟


پاسخ گروه تحقیقاتی عباس منش

اگر علاقه شما، خواه دندان پزشکی باشد، خیاطی، نقاشی، ورزش یا…، فقط در حد علاقه مانده و به هیچ اقدامی نیانجامیده، دو دلیل مهم دارد:

  1. اصلا علاقه ای در کار نیست بلکه فقط به خاطر مهم به نظر رسیدن در نگاه دیگران و تایید شدن توسط آنها به آن فکر می کنی و از آنجا که خبری از آن شور و اشتیاق سوزان برای برداشتن قدم های اولینه نیست، آنقدر ها جدی نمی شود که به مرحله اقدام برسد.
  2. این موضوع واقعاً جزو عشق و علاقه واقعی شماست. اما به خاطر باورهای محدود کننده و ناهماهنگ با آن خواسته، مثل باور احساس عدم لیاقت درباره داشتن آن خواسته و … آنقدر آن هدف در نظرت بزرگ است و آنقدر از نظر فرکانسی و مداری با آن خواسته فاصله داری، که برایت مثل یک آرزوی دور و دراز می ماند و نه هدفی که ایمان به داشتن آن هدف، موجب برداشتن قدم ها می گردد.

یعنی از یک طرف خواسته ای داری که به شدت به آن علاقه مندی، اما از طرف دیگر باورهای محدود کننده ای داری که مانع هدایت شما به سمت راهکارها، شرایط، مسیرها و ایده هایی می شود که می تواند قدم به قدم شما را در مسیر خواسته ات پیش برده و خواسته ات را محقق نماید.

ریشه این دو مانع، از کمبود عزت نفس نشأت می گیرد.

زیرا همه ما توانایی های لازم برای رسیدن به خواسته هامان را داریم.

اصلا مهم ترین دلیل شکل گرفتن یک خواسته در درون مان، وجود توانایی هایی در وجودمان است که می خواهند به این وسیله خود را بروز دهند و وجود تو می خواهد به این شکل خودش را تجربه کند و خودش را گسترش دهد.

خواسته هایی که در دل ما شکل می گیرد، راهی است به سوی گسترش جهان.

به قول استاد عباس منش، ما دستان خدا روی زمین هستیم. قانون جهان این است که همیشه در حال رشد و گسترش است و دلیل این رشد و گسترش، خواسته های جدی گرفته شده ای است که در دل آدم های بسیاری شکل گرفته است.

اگر نگاهی به روند رشد جهان بیندازی،  اگر نگاهی به اختراعات، اکتشاف ها و پیشرفت های بشر بیاندازی، متوجه می شود که تمام این رشد و گسترش، در گرو خواسته هایی بود که توسط افراد زیادی جدی گرفته شده و به مرحله اقدام رسیده است.

پس اگر خواسته ای در دلت داری، اما نمی توانی راهی برای حرکت به سمت آن بیابی، مهم ترین دلیلش شک و تردیدهایی است که نسبت به توانایی خود درباره تحقق آن خواسته داری.

پس اجازه بده تا خیالت راحت کنم. قانون این است که خداوند تا توانایی لازم برای تحقق خواسته ای در دلت ایجاد نکند، آن خواسته خود را به شکل یک آرزو، رویا، الهام، هدف یا هر چه می خواهی بنامی، در دلت شکل نمی گیرد.

مهم ترین دلیل قدرت این شک و تردید ها که مانع برداشتن قدم هایت شده، کمبود عزت نفس است.

نیروی محرکه ای که در وجود همه ما هست و دلیل وجودش ،کمک به ما در تحقق رویاهامان است، وقتی بیدار می شود و شروع به حرکت می کند که عزت نفس مان را می سازیم.

بارها از استاد عباس منش شنیده ام که می گوید مهم ترین دلیل موفتیت های زندگی من در هر برهه، حاصل تلاشی بوده که برای ساختن جنبه ای دیگر از عزت نفسم، داشته ام.

قطعاً پایه های تمام موفقیت های شما روی ” عزت نفس تان” قرار داده می شود. به اندازه ای که این پایه ها قوی باشد، به همان اندازه می توانی اولین قدم ها را برداری تا آن موفقیت ها رخ دهد. بنابراین بهترین شروع، از ساختن عزت نفس است.

زیرا این مشکل افراد زیادی است که از یک طرف خواسته هایی دارند که به شدت مشتاق رسیدن به آنها هستند، اما از طرف دیگر باورهای محدود کننده ای دارند که مانع از هدایت آنها به سمت آن خواسته شده است.

یعنی نه می توانند درباره اش تصمیم بگیرند.

نه قدمی بر می دارند.

نه هیچ ایده ای برای شروع دارند.

حتی اگر تصمیمی هم بگیرند، هرگز به مرحله عمل نمی رسد و دوباره بر می گردند به همان خانه اول، به همان ترس های همیشگی که مدام مانع برداشتن اولین قدم شده است و ریشه همه این ترس ها نیز دقیقاً از کمبود عزت نفس نشأت گرفته است.

مهم ترین نیروی محرکه ای که در وجود همه ما هست، وقتی بیدار می شود و شروع به حرکت می کند که عزت نفس مان را می سازیم.

حتما شما هم افرادی را می شناسی  که نه قیافه، تحصیلات یا توانایی خاصی دارند، نه اصول ارتباطات را بلد اند، اما چقدر محبوب و موفق اند!

چقدر آدمهای درست و حسابی، دوست دارند با آنها باشند؟

وقتی دستاوردهای این افراد را بررسی می کنی، با هیچ منطقی نمی توان پذیرفت که چنین فردی با چنین ویژگی هایی به چنین موفقیت هایی برسد.

خواه موفقیت در ازدواج با فردی شایسته باشد، استخدام در کاری با ارزش، ارتقاأء شغلی، قبولی در دانشگاه و رشته تحصیلی عالی، داشتن خودروی مجلل یا ویلاهای زیبا و موقعیت های مالی بی نظیر یا …

بعد به خودمان می گوییم:

من که از هر نظر از این فرد با استعدادتر و تواناتر هستم. تحصیلات و اطلاعات بیشتری دارم، توانایی های جسمانی ام هم بسیار بیشتر است.

پس چرا  حتی نصف موفقیتی که این فرد دارد را ندارم؟

چرا با وجود اینهمه تلاش برای ترفیع شغلی، مدیر عامل حتی ذره ای از توانایی هایم را ندید؟

چرا نتوانستم با فردی که دوستش دارم، ارتباط برقرار کنم؟

چرا در آن مصاحبه کاری پذیرفته نشدم؟

چرا با اینکه می دانم از عهده فلان کار بر می آیم حتی یک قدم هم برایش بر نمی دارم؟

چرا حتی نمی توانم برای زندگی ام کوچکترین تصمیمی بگیرم؟

و هزاران چرای دیگر!!!

پاسخ همه این چراها، در میزان عزت نفسی است که در وجودمان داریم.

عزت نفس یعنی:

فارغ از اینکه دیگران چه قضاوتی درباره ما دارند، بتوانیم توانایی های خود را باور کنیم.

فارغ از اینکه دیگران چه توقعاتی از ما دارند، بتوانیم کاری را انجام دهیم که خودمان دوست داریم

فارغ از اینکه دیگران چه احساسی نسبت به ما دارند، بتوانیم  بدون نیاز به هیچ دلیلی، خودمان همانگونه که هستیم، با تمام خطاها و اشتباهات مان دوست داشته باشیم.

بتوانیم بدون هیچ دلیلی خود را لایق آنچه بدانیم که دوست داریم تجربه نماییم زیرا همه ما ساخته دستی هستیم که به جز ارزش، نمی آفریند و توانایی های یکسانی به همه ما برای ساختن زندگی مان به شکلی که دوست داریم باشد، بخشیده است.

بنابراین، دلیل اکثر اتفاقات ناخواسته ی زندگی ات را فقط و فقط در کمبود عزت نفس ات جستجو نما و مطمئن باش به محض اینکه عزت نفس ات را می‌سازی، انتخاب‌های زندگی‌ات، دست خوش تغییرات اساسی می‌شود.

وقتی عزت نفس ات و باور احساس لیاقت را در خود می سازی، دیگر علائق ات در حد علاقه باقی نمی ماند، بلکه با قدرت، ایمان، انگیزه و اشتیاق درباره اش تصمیم می گیری و قدم بر می داری. دیگر حرف های مردم و بسیاری از موضوعات بدیهی قبلی که برایت خیلی مهم بود، اهمیتش را از دست داده و اهدافی جایگزین آن‌ها می‌شود که از تو آدم دیگری می‌سازد.

عزت نفس مانند سنگر بانی است تا دندان مسلح، که محافظ تو در برابر نجواهای فلج کننده شیطان ذهنت است. این مهم ترین ویژگی و مهم ترین قدرت عزت نفس است.

زیرا دلیل همه شکست ها، عدم توانایی در کنترل ذهن بوده است. یعنی زمانی هایی که نتوانسته ایم خطایمان را ببخشیم، زمانی که در احساس گناه ماندیم، زمانی که از عهده نجواهای ذهن بر نیامدیم، زمانی که ترسیدیم و با ترس ها و تردیدهامان،  سکان کشتی زندگی مان را به دست نجواهای ذهن سپردیم.

اما مهم ترین موفقیت های زندگی ات در لحظه ای رقم می خورد که تصمیم می گیری با هر ترسی مواجه شوی که ذهنت را درگیر نموده و تنها راه غلبه بر این ترسها، تقوین عزت نفس است.

ترس مهم ترین اسلحه شیطان ذهن است برای اینکه حواس تو را از آنچه می خواهی بردارد و بر ناخواسته هایی بگذارد که موجب ناامید شدنت از ادامه مسیر اهدافت شود.

اما شجاعت و جسارت، مهم ترین اسلحه عزت نفس است. به نظر من، عزت نفس”، مهم ترین باور توحیدی است که می توان ساخت.

زیرا عزت نفس یعنی توانایی غلبه بر ترس به وسیله ورود به دل ناشناخته ها، به خاطر تکیه بر نیرویی درونی که بسیار از آن ترس و تردید ها بزرگتر است.

عزت نفس یعنی، درحالیکه می ترسی، با توکل قدم ها را نیز برمی داری و بر آن ترس ها می تازی.

عزت نفس یعنی با نشان دادن ایمان به شکل قدم هایی که بر می داری، شیطان ذهنت را خلأ سلاح می کنی. آنوقت جهان به چنین جسارتی پاداش می دهد و تو را وارد مدار بالاتری می نماید که در آن مدار، شرایط، راهکارها و فرصت های عالی تری وجود دارد که رسیدن به خواسته ات را امکان پذیر می سازد.

همیشه مهم ترین عامل توقف ما در مسیر اهداف مان، ترس ها و تردید هاست و تنها راه غلبه بر ترس، تقویت عزت نفس و ساختن باورهای توحیدی است. هرچه عزت نفس ات بیشتر شود، هرچه نگاه توحیدی تری بسازی، قدرت غلبه بر ترس ها و تردیدها و سرعت تصمیم گیری برای حمله به ترس ها، بیشتر می شود در نتیجه کمتر با این ترس و تردیدها می مانی.

کمتر حساب و کتاب می کنی و بیشتر اقدام می کنی.

و چون ایمانت را نشان می دهد و اقدام می کنی، درهای جدیدی برایت باز می شود که قدم به قدم، داشتن خواسته ات را بدیهی تر می سازد. تا جایی که دیگر میان خودت و تجربه آن خواسته، فاصله ای نمی بینی.

هایت می مانی. زیرا بدتر از چیزی که از آن می ترسی، درگیری های ذهنی است که به خاطر آن ترس ها داری.

 

غلبه بر ترس، مهم ترین و بزرگترین لطفی است که می توانی در زندگی، به خودت داشته باشی. زیرا از آنهمه نگرانی، اظطراب و رنج حاصل از آن ترس ها، رها می شوی و برای یک ذهن رها، هیچ غیرممکنی وجود ندارد.

همیشه بدتر از موضوعی که از آن می ترسیم، درگیری های ذهنی و رنج و عذاب های ذهنی ای است که به خاطر آن ترس ها داریم.

عضله غلبه بر ترس و نماندن در ترس، به وسیله ساختن عزت نفس ات تغذیه می شود و کم کم قدرت تصمیم گیری و سرعت اجرای ایده ها بیشتر می شود، در نتیجه سرعت دستیابی به آرزوها نیز بیشتر می شود.

بنابراین، وجود سنگربانی مثل عزت نفس، یک الزام برای تجربه زندگی دلخواه و شرایط دلخواه است.

زیرا ما انسان هستیم و همیشه در معرض خطا و اشتباه. ممکن است گاهی به خاطر باورهای محدود کننده، در کارو هدفت موفق نشوی،

نمره قبولی نیاوری

ایده ات با وجود هزینه های بسیاری که به تو تحمیل کرده، جواب ندهد.

یا مرتکب اشتباهی شوی که سرزنش خانواده، رئیس، دوست وآشنا و … را برایت به همراه داشته باشد.

اگر در این مواقع سلاحی مثل عزت نفس برای کنترل نجواهای ذهنت نداشته باشی، ذهن آنقدر این شکست را در نظرت بزرگ جلوه می‌دهد که دیگر نمی توانی خود را لایق و شایسته بدانی. در نتیجه نجواهای ذهن شروع شده و تو را به نقطه‌ای می‌رساند که باور کنی توانایی انجام هیچ کاری را نداری .

اگر در این مواقع اسلحه ای قدرتمند مثل عزت نفس نداشته باشی و نتوانی افساز ذهن را در دست بگیری، آنچنان نجوایی به پا می کند و آنچنان دلایلی منطقی برای ناتوان بودن و لایق نبودنت می آورد و چنان باورهای محدود کننده‌ای در تو می‌سازد که باور می‌کنی:

حتماً به اندازه کافی با هوش، با استعداد، دوست داشتنی و لایق نیستی

حتما به اندازه کافی توانایی نداری.

تو کجا و آن موفقیت ها کجا!

تا همین جای کار هم شانسی بوده!

و کم کم به جایی می رسی که حتی فکر کردن به داشتن آن اهداف یا آن شرایط دلخواه را هم گناه کبیره می دانی.

آنوقت باورت می‌شود که نمی‌توانی مثل آن آدمهای موفقی که می‌شناسی و آنها را بسیار با صلابت و پشتکار می دانی، موفق باشی.

باورت می‌شود آدمی دوست داشتنی نیستی.

یا لیاقت یک زندگی خوب و با کیفیت در تمام جنبه‌ها را نداری و در نهایت کاری می کند که این شرایط را به عنوان سرنوشتی غیر قابل تغییر، بپذیری.

فرو رفتن در مدار شکست های پی در پی در تمام جنبه‌های زندگی، از اینجا شروع می‌شود و تا آنجا ادامه می‌یابد که دیگر میان خودت و یک زندگی زیبا، یک رابطه توام با عشق و مودت، یک کسب و کار عالی و زندگی ای باکیفیت در مکانی با کیفیت، فرسنگ‌ها فاصله  می‌بینی که هیچ چیز قادر به پر کردن آن فاصله نیست.

تفاوت زندگی ات در تمام جنبه‌ها، با عزت نفس و بدون عزت نفس، از زمین تا آسمان است.

فردی که عزت نفس ندارد، از ارتباط باآدمهای موفق می‌ترسد چون آنها را لایق و خودش را نالایق می‌داند.

فردی که عزت نفس ندارد حتی از داشتن هدف های بزرگ و رویاهای زیبا می ترسد چه برسد به تجربه آنها.

فردی که عزت نفس ندارد، حتی قادر به گرفتن یک تصمیم کوچک در زندگی اش نیست.

بنابراین امروز تصمیم می گیرد و با جدیت خود را متعهد به اجرایش می‌کند، اما فردا هیچ خبری از آنهمه جدیت نیست.

حتی اگر هم تصمیمی بگیرد، هیچ برنامه‌ای برای اجرایش نخواهد داشت زیرا قادر به دیدن هیچ توانایی در خودش نیست تا باور کند که از می تواند از عهده اجرای آن تصمیم ها برآید.

فردی که عزت نفس ندارد، قدرت نه گفتن به خواسته‌های نامعقول دیگران را ندارد. همواره برای هر کاری منتظر تأیید دیگران است. برای جلب توجه و تأیید شدن توسط آنها، کارهای عجیب و غریب می‌کند، لباس‌های عجیب و غریب می‌پوشد و آرایش‌های خسته کننده یا حتی جراجی های زیبایی خطرناک را به جان می‌خرد.

فردی که عزت نفس ندارد، جرأت شروع هیچ کاری را ندارد. چون تصورش از خودش این است که از پس هیچ کاری  بر نمی‌آید . به همین دلیل اصلاً کاری را شروع نمی‌کند که حالا بخواهد از عهده اش بر بیاید یا نیاید.

وقتی عزت نفس نباشد، آنچنان احساس عدم لیاقت وجود آدم را پر می‌کند که به راحتی ارزش‌هایش را نادیده می‌گیرد.

کمبود عزت نفس، فضا را برای قدرت گرفتن باور محدود کننده ” عدم لیاقت” باز می کند و این باور راه را برای خودتخریبی و خودملامتگری های تمام نشدنی، باز می کند.

آنوقت نمی تواند از اشتباهاتی بگذرد که برای هر فرد موفقی هم پیش می آید

فکر می کند همه بهتر از او هستند و عملکرد یا ایده های ارزشمند تری دارند

این باور واقعاً به تمام معنا فرد را فلج و جرأت هر اقدامی را از او می‌گیرد به همین دلیل، هر کاری را قبل از آنکه شروع کند، متوقف می سازد، حتی اگر ایده‌ای کارآمد به ذهنش برسد، اصلاً آن را مطرح نمی‌کند چون خودش و ایده هایش را ارزشمند نمی داند.

سپس وقتی می بیند افراد زیادی با اجرای همان ایده های به ظاهر ناکارمد، ثروتمند و موفق شده‌اند، بیشتر خودش را سرزنش می کند. زیرا کمبود عزت نفس پوششی بر توانمندی‌ها، ارزشمندی و خلاقیت‌هایش گذاشته که نمی‌تواند آنها را ببیند و باور کند که ذهن او نیز قادر است ایده‌های ثروت آفرین و راه کارهایی زندگی ساز ارائه دهد.

همه موفقیت‌های شما روی پایه‌ای به نام عزت نفس چیده می‌شود. همانگونه که پی یک ساختمان تعیین می‌کند ساختمان شما چند طبقه باشد و تا کجا بتواند بالا رود، عزت نفس هم تعیین کننده این است که تا چه از حد موفقیت را می‌توانید کسب کنید و مدار خود را تا کجا ارتقاء دهید.

به همین دلیل وقتی تصمیم می‌گیری فراتر از نگاه آدمهای معمولی پیش بروی و به سبکی زندگی کنی و کاری را انجام دهی که به آن علاقه داری، اولین قدم را باید از ساختن عزت نفس شروع نمایی تا حریف ترس و تردیدهایت بشوی.

 

بنابراین اگر داشتن خواسته ای در زندگی برایت مهم است، باید بهایش را با نشان دادن جسارت و شجاعت در غلبه بر آن ترس، بپردازی و تنها راه، ساختن عزت نفس است.

 

زندگی تو با عزت نفس و بدون عزت نفس، تفاوتی از زمین تا آسمان دارد. عزت نفس مهم‌ترین عامل موفقیت یعنی “احساس لیاقت” در تو می‌سازد. این باور قدرتمند کننده، همچون سرباز لایقی است که هرگز و در هیچ موقعیتی به نجواهای ذهنت اجازه تخریب تو را نمی‌دهد.

این باور موجب می شود تا بتوانی توانایی هایت را ببینی. بتوانی خودت را تحسین کنی. بتوانی خودت به خودت اعتبار بدهی.  سپس به دلیل این تحسین ها و اعتبارها، قدم هایی را بر می داری که نتایج بزرگتری ایجاد می شود و موجب می گردد تا دوباره بتوانی اعتبار بیشتری به خودت، توانایی هایی که داری و موفقیت هایی که می توانی بیافرینی، ببخشی.

وقتی در جلسه هشتم دوره عزت نفس، با موضوع “احساس لیاقت” برخورد و توضیحات استاد را در این باره بشنوی، و راه کارهای ایشان را جهت ایجاد این باور می‌آموزی، به وضوح  معمای شکست‌هایی که در مورد اهدافت داشته‌ای، برایت حل می‌شود.

به وضوح درک می‌کنی تاکنون این باور مانع ورود چه نعمت‌هایی به زندگی‌ات شده و شما را از چه تجارب ناب و زیبایی باز داشته است و مهم تراز همه اینکه این باور چقدر مخفی و ناشناسی مانده است.

“باور عدم لیاقت”، کاری می‌کند که یا در یک قدمی موفقیت همه چیز را از دست برود یا حتی اگر هم اوضاع خوب پیش برود، دوام زیادی نخواهد داشت و دوباره به شکلی عجیب‌تر، آن موفقیت بار و بنه‌اش را از زندگی فرد جمع می‌کند…

این باور محدود کننده همیشه مانند یک دشمن همیشگی در گوشه‌ی ذهنمان به انتظار نشسته تا به محض کوچکترین روزنه‌ای، به محض انجام کوچکترین اشتباهی در زندگی، آنچنان با نجواهایش باورهایمان را تخریب و توانمندی‌هایمان را در نظرمان ناچیز و دست کم تلقی کند که دیگر جرأت هیچ اقدامی نداشته باشیم حتی اگر ایده‌هایمان کارآمد و توانمندی‌هایمان مثال زدنی باشد.

یکی از مهم‌ترین مأموریت‌های دوره عزت نفس، ساختن باور “احساس لیاقت” است.

وقتی تصمیم می‌گیری با انجام تمرینات این دوره، در صدد ایجاد این باور در درونت بر آیی، نتایجی که وارد زندگی‌تان می‌شود، که تمام ناکامی‌های تمام سالهای گذشته‌ات را جبران می‌کند.

وقتی خود را لایق موفقیت هایی می دانی که دوست داری در زندگی ات تجربه نمایی، جهان به خدمت تو در می آید و هدایت اش را در قالب، الهامات، ایده ها و  فرصت ها، وارد زندگی ات می کند.

“احساس لیاقت داشتن”، کلید عزت نفس است. اگر خود را لایق و شایسته موفقیت ندانی، حتی اگر به خاطر سایر باورهای قدرتمند کننده‌ ات به موفقیتی دست یابی، این باور موجب از بین رفتن آن موفقیت ها به شکلی باورنکردنی می گردد.

این موضوع برای افراد زیادی آشناست که ابتدا به موفقیتی دست یافتند، خانه دلخواه خود را خریدند، ماشین دلخواه شان را به دست آورند اما به یکباره اوضاع به شکلی رقم خورد و هزینه هایی فورس ماژور بر آنها تحمیل شد که مجبور به فروش آن ماشین یا خانه و… شدند.

اگر این افراد باورهای خود را بررسی کنند، قطعاً دلیل این اتفاق به باور محدود کننده “احساس عدم لیاقت” خواهد رسید.

آنها می توانند به یاد بیاورند که خودشان را لایق آن خانه بسیار زیبا یا ماشینی با امکانات بسیار زیاد نمی دانستند با اینکه آن را به دست آورده بودند.

عزت نفس انتخاب‌های آینده‌ات را درباره همه چیز تغییر می دهد. از رشته ای که می خواهی در آن تحصیل نمایی، همسری که انتخاب می کنی، روابط ات، شغل ات و حتی نوع رفتار دیگران با شما ومیزان محبوبیت ات و حتی میزان موفقیت مالی‌ات را دستخوشِ تغییرات اساسی می‌کند.

خیلی فرق می‌کند بعد از ساختن عزت نفس، اهدافت را مشخص کنی یا قبل از آن

خیلی فرق می‌کند قبل از گذراندن این دوره و ایجاد عزت نفس، اقدام به انتخاب میزان ثروت و نعمتی که می‌خواهی نمایی، یا بدون عزت نفس

عزت نفس، ابعاد ظرف تو را می‌سازد. حتی ظرفی که برای گرفتن زیر باران نعمت الهی در دست می‌گیری، به میزان عزت نفسی بستگی دارد که می‌سازی

عزت نفس، قادر است نتیجه هر کاری را از صفر به 100 یا بالعکس، تغییر دهد. تفاوت تجربه‌ات از زندگی، با عزت نفس و بدون عزت نفس، تفاوت زندگی در فقر با زندگی در فراوانی است.

به همین دلیل است که استاد عباس منش اینقدر بر ساختن عزت نفس تاکید دارد.

ضمنا جلسات چهارم و پنجم دوره روانشناسی ثروت3، جلساتی تخصصی برای ساختن باور ” احساس لیاقت داشتن زندگی دلخواه” است

6 دیدگاه‌

محبوب‌ترین دیدگاه‌ها

با امتياز دادن به ديگر نظرات، آنها را محبوب كنيد

  • 508d6137c5695b5ed13ab89101f9d24d راهکار های "دوره عزت نفس"
توجه

اگر علاقه به درج دیدگاه خود در این صفحه داری، باید عضو سایت شوی و اگر عضو هستی می توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

  1. 9428624922a706001865afafcf92ef64 راهکار های "دوره عزت نفس"
    سپیده سپید says:

    سلام
    خیلی عالی بود قشنگ ترین جمله ای که خوندم
    هر بار حسادت می‌ورزی، به جهان درخواست کمبود بیشتر را می‌دهی و جهان نیز قطعاً تو را به مسیری می‌برد تا کمبود بیشتری را تجربه کنی.
    اما برعکس، هر بار که موفقیت یک فرد را تحسین می‌کنی، به جهان درخواست داشتن آن موفقیت را ارسال می‌کنی و جهان نیز قطعاً تو را به مسیر آن موفقیت هدایت می‌کند، آنوقت دیگر فکر حسادت کردن هم به سرت نخواهد زد.
    واقعااا عاااااااااالی بود ممنونم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:

  2. 9428624922a706001865afafcf92ef64 راهکار های "دوره عزت نفس"
    عصمت اکرمی says:

    سلام استاد گرامی ودوستان عزیزم چند روزی است که عضو شدم ومی خواهم هرروز از تجربیات شما استفاده کنم ودر زندگی وکارم اجرا کنم انشاالله موفق وپیروز باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:

  3. 9428624922a706001865afafcf92ef64 راهکار های "دوره عزت نفس"
    زینب اسماعیلی says:

    سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی من تازه به مدت چند روز هست که عضو گروه شدم وقتی نتایج شما رو خوندم خیلی حس خوبی بهم میداد اما با توجه به مسئله ای که من دارم دقیقا نمیدونم که کدام یه از فایل های استاد و گوش کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:

    • 9428624922a706001865afafcf92ef64 راهکار های "دوره عزت نفس"
      امید بالیدە says:

      دوست عزیز سلام! اولا بهتون خوش آمد میگم! کلی فایل رایگان هستش و چنتا کتاب خیلی مفید ونظرات دوستان که همش تجربه س میتونید استفاده کنید ولذت ببرید❤❤❤❤

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:

abasmanesh-12 راهکار های "دوره عزت نفس"

دوره روانشناسی ثروت ۳ (کسب و کار فوق العاده) -…

/
ماجرای تاکسی پیکان دنده آرژانتینی بدون کولر من و دردسرهایی که به عنوان یک راننده تاکسی در بندرعباس داشتم، برای…
4-1 راهکار های "دوره عزت نفس"

دوره روانشناسی ثروت ۱ - ABASMANESH

/
دوره روانشناسی ثروت۱ به صورت متوالی بروز رسانی شده و محتویات این بروزرسانی ها در پروفایل دوستانی که این محصول…
5 راهکار های "دوره عزت نفس"

دوره روانشناسی ثروت ۲ | چگونه ثروتمند شویم - ABASMANESH

/
تنها عامل تعیین کننده فقر یا ثروت! استاد عباس منش معتقد است تغییر وضعیت مالی ما از نقطه ای شروع…
abasmanesh-10 راهکار های "دوره عزت نفس"

دوره کشف قوانین زندگی

/
  بر عکس تمام موجودات این سیاره که بر طبق یک برنامه از پیش تعیین شده بنام غریزه، عمل می…
abasmanesh-5 راهکار های "دوره عزت نفس"

دوره جهان بینی توحیدی ۱

/
شیوه آموزشی جدیدی که در مجموعه دوره های "جهانبینی توحیدی" ارائه می شود، شیوه ای است که نشان می دهد…
-سایت-4 راهکار های "دوره عزت نفس"

دوره جامع عشق و مودت در روابط

/
به نظر شما مفهوم حقیقی عشق چیست؟ آیا می‌توان رابطه ای پایدار که سراسر عشق و مودت است را ایجاد…
abasmanesh-5 راهکار های "دوره عزت نفس"

دوره "راهنمای عملی دستیابی به رویاها"

/
انگار همین دیروز بود که در یک تاکسی پیکان مدل ۷۵ بدون کولر!!! داشتم داد می زدم "اسکله باهنر ۲ نفر"!!!…
abasmanesh-7 راهکار های "دوره عزت نفس"

دوره "عزت نفس" استاد عباس منش

/
قوانین کیهانی می گوید: تنها راه برای تغییر وضعیت کنونی و هدایت به شرایطی که دوستش داریم، تمرکز بر نکات…
abasmanesh-4 راهکار های "دوره عزت نفس"

دوره چگونه هدف گذاری کنیم و به آن برسیم

/
خیلی وقتها پیش آمده که هدفی را تعیین و  با شور و اشتیاق شروع به حرکت می کنیم. به خود…
ABASMANESH راهکار های "دوره عزت نفس"

شیوه حل مسائل زندگی

/
مسائل، جزئی از زندگی همه ما هستند. فرصتی برای هدایت به سمت مسیری است که نه تنها با بروز استعداد…
-سایت-5 راهکار های "دوره عزت نفس"

ارزش تضاد | مشکلات، دلیل اصلی موفقیت

/
ارزش تضاد ها را بشناسیم روزی مردی مشغول تماشای پروانه‌ای بود که برای بیرون آمدن از سوراخ ریز پیله‌اش تقلا…
abasmanesh-2 راهکار های "دوره عزت نفس"

سریال تمرکز بر نکات مثبت – قسمت 10 (پیغام نشانه ها)

این فایل حاوی چند نکته اساسی درباره “هدایت به مسیر خواسته ها” است. در این متن یکی از نکته های این موضوع توضیح داده شده است. برای آگاهی از سایر جنبه های این موضوع، لازم است فایل صوتی یا تصویری این برنامه را ببینید. پیام نشانه ها: وقتی عملاً تغییر در جنبه ای از زندگی […]

abasmanesh-1 راهکار های "دوره عزت نفس"

آرزوها به سرعت محقق می شوند اگر…

این فایل نحوه شناخت و رفع چند مانع مخفی اما اساسی در برابر رسیدن به استقلال مالی را توضیح می دهد. همان موانعی که موجب شده افراد زیادی با وجود تلاش بسیار، هنوز وضعیت مالی دلخواه شان را نداشته باشند. متن زیر، یکی از نکات این فایل را توضیح می دهد. برای آگاهی از سایر […]

abasmanesh راهکار های "دوره عزت نفس"

درس هایی از طوفان مایکل

این فایل حامی چندین نکته اساسی درباره قوانین ثروت و تصاویری زیبا و آهنگ هایی دلنشین است.  اما در این متن، فقط یکی از این نکات توضیح داده است. لازم است برای شنیدن بقیه مطالب، از فایل تصویری این برنامه استفاده نمایید. همانگونه که می دانید، چندی پیش طوفانی سهمگین سواحل شمال غربی فلوریدا را درنوردید. […]

نحوه شکل گیری آرزوها (قسمت اول)

این فایل حامی چندین نکته اساسی و تصاویری زیبا و آهنگ هایی دلنشین درباره چگونگی شناسایی خواسته ها و نحوه رسیدن به آنهاست اما در این متن، فقط یکی از این نکات توضیح داده است. لازم است برای شنیدن بقیه مطالب، از  فایل تصویری این برنامه استفاده نمایید. دوست داری از چه کشورهای دیدن کنی؟ وقتی این […]

abasmanesh-5 راهکار های "دوره عزت نفس"

پاسخ به مسابقه رفع موانع ذهنی برای ساختن ثروت

بیش از 2500 جواب به سوال مسابقه رفع موانع ذهنی برای ساختن ثروت، توسط دوستان ارائه شده که اگر تمام کتاب های موفقیت در تمام اعصار تاریخ را در یک کفه ترازو و آگاهی هایی موجود، در پاسخ های دوستان به سوال این مسابقه را در کفه دیگر بگذاریم، این کفه بسیار سنگین تر و […]

abasmanesh-4 راهکار های "دوره عزت نفس"

پاسخهایی ارزشمند تر از هزاران کتاب در حوزه موفقیت!

تا کنون حدود 1500 پاسخ بی نظیر به سوال مسابقه “رفع موانع ذهنی جهت ساختن ثروت” توسط دوستان ارائه شده است که تنها چیزی که می توانیم بگوییم، سپاس گزاری از خداوند است. این پاسخ ها که در هیچ هزاران کتاب عالی درباره موفقیت فردی، یافت نمی شود،به معنای واقعی کلمه آگاهی هایی ناب درباره قوانین […]

abasmanesh-3 راهکار های "دوره عزت نفس"

مسابقه رفع موانع ذهنی جهت ساخت ثروت

خیلی از ما، خواسته هایی داریم که معتقدیم با اینکه باورهای لازم برای رسیدن به آن خواسته را ساخته ایم و حتی هر ایده ای که به ذهنمان رسیده را اجرا نموده ایم و از هیچ تلاشی فروگذار نکرده ایم، اما هنوز هم به آن خواسته نرسیده ایم و نمی دانیم اشکال کار کجاست! خواه […]

abasmanesh-2 راهکار های "دوره عزت نفس"

توحید عملی – قسمت 5

یکی از موضوعاتی که در درک اصول ساده اما بسیار اساسی زندگی به من کمک نموده، گوش دادن به مصاحبه با افراد موفق بوده است. به شخصه علاقه زیادی به یافتن و تجزیه تحلیل قوانین خداوند از لابه لای داستان موفقیت ها یا حتی شکست های افراد دارم. زیرا این کار به من کمک می کند […]

abasmanesh-1 راهکار های "دوره عزت نفس"

هدیه “عقل کل” برای فارسی زبانان دنیا

بارها در کتاب ها خوانده ایم که سالیان سال پیش، افراد مشتاق موفقیت و سعادت، سختی های راه را به جان می خریدند و راه های صعب العبوری را می پیمودند تا به بالای کوه یا کلبه ای دور دست در دل جنگلی وحشی بروند تا پیر فرزانه ای را ملاقات کنند و با دریافت […]

abasmanesh راهکار های "دوره عزت نفس"

برنامه نویس زندگی خودت باش

از زمانی که به یقین فهمیدم و باور کردم من خالق زندگی ام هستم و تمام شرایط زندگی ام را با باورهایم رقم می زنم، از زمانی که فهمیدم بنده خدایی هستم که قانونش بما کسبت ایدیهم و بما قدمت ایدیهم است یعنی این اختیار را به من داده تا خودم خالق شرایط زندگی ام باشم، […]